رسته‌ها

کارلو کلودی
(1826 - 1890)

نویسنده
اطلاعات:
نام واقعی:
کارلو لورنزینی/Carlo Lorenzini
تاریخ تولد:
1826/00/00
محل تولد:‌
فلورانس - ایتالیا
جنسیت:‌
مرد
ژانر:‌
تاریخ درگذشت:‌
1890/10/26 (64 سالگی)
زندگی‌نامه
پدرش، دومینگو لورنزینی، آشپز و مادرش، آنجلا اورزالی، خدمتکار بود. وی در سنین جوانی وارد مدرسه علوم دینی شد و با این که به سیاست علاقهٔ بیشتری داشت، تا سن ۱۷ سالگی در آنجا ماند. کلودی در طول دهه ۱۸۵۰ نیز به عنوان یک نویسنده و نمایشنامه نویس به کار ادامه داد و در این زمینه‌ها به موفقیت‌های چشمگیری دست یافت. او در سال ۱۸۵۶ نام خود را به اسم مستعار کارلو کلودی تغییر داد. کلودی در واقع نام روستای محل تولد مادرش بود که وی بیشتر دوران کودکی‌اش را در آن جا گذرانده بود. وی در سال ۱۸۶۱ روزنامه نگاری را رها کرد و تا سال ۱۸۷۰ به عنوان بازرس مطبوعاتی و ویراستار به کار ادامه داد. پس از آن خیلی زود جذب ادبیات کودکان شد و به ترجمه قصه شاه پریان چالز پرو، نویسنده فرانسوی، به زبان ایتالیایی پرداخت. کلودی در ۲۶ اکتبر سال ۱۸۹۰ در فلورانس در گذشت و نوشته‌هایش در حجمی بسیار زیاد به وسیله خانواده اش به کتاب خانه مرکزی فلورانس اهدا گشت که هم اکنون در همان جا قرار دارد. او در ابتدا بیشتر به عنوان روزنامه نگار، منتقد و نویسنده کتاب‌های آموزشی شناخته می‌شد، اما موفقیت کتابی که او به قصد سرگرم ساختن نوشت ــ یعنی ماجرای پینوکیو ــ به حدی بود که وی هم اکنون جزو بزرگترین نویسندگان آثار ادبی کودکان محسوب می‌شود. ارزش ادبی داستان پینوکیو اینک پس از گذشت سال‌ها به طور کامل شناخته شده‌است.
بیشتر
ویرایش

کتاب‌های کارلو کلودی
(9 عنوان)

آخرین دیدگاه‌ها

تعداد دیدگاه‌ها:
1



چوبی که پینوکیو از آن ساخته شد، بشریت نام داشت


داستان پینوکیو را همه تان شنیده اید. ژپتو (ژوپیتر،خدای خدایان) عروسکی چوبی می سازد شبیه عروسک های خیمه شب بازی، ولی فراموش می کند نخ های آن را نصب کند، و این عروسک به نوعی صاحب "اختیار" می شود (پیکنو به زبان لاتین یعنی دم بریده).

وقتی ژپتوی پیر می خوابد پری مهربان به سراغ پینوکیو می آید و به او جان می دهد. (شب، تاریکی و پری مهربان ماهیت مادینه روانی یا آنیمایی دارند و معنای کلمه آنیما نیز جان یا حیات است).

این گونه است که وقتی ژپتوی پیر از خواب برمی خیزد عروسک ناتمام خود را می بیند که از در و دیوار بالا می رود و کارگاه نجاری اش را به هم می ریزد. ژپتو پسرکی سر به راه می خواهد، بنابراین برای پینوکیو کیف و کتاب و کفش و کلاه می خرد و او را روانهء مدرسه می کند، اما در راه مدرسه روباه مکار و گربه نره در کمین کودکانند. (گربه نره نماد غریزه است و روباه نماد طمع، و این دو از دیدگاه روانشناسی تحلیلی نماد سایه یا shadow هستند).

روباه و گربه بارها پینوکیو را فریب می دهند: یک بار با وسوسهء سیرک، یک بار با وسوسهء شهر بازی، یک بار با طمع جنگلی که در آن پول ها را می کارند و درخت پول سبز می شود؛ و پینوکیو در این مسیر بارها هر چه دارد می بازد و به صفر می رسد.


نقطهء اوج داستان هنگامی است که پینوکیو با مدد فرشتهء مهربان از فریب روباه و گربه رهایی می یابد و به خانه برمی گردد، اما ژپتو (ژوپیتر) را در خانه نمی یابد و به ناچار برای یافتن گمشده اش به سفری دیگر رو می آورد: سفری دریایی ( دریا هم نماد ناخودآگاهی).

 پینوکیو در این سفر "یونس وار" به شکم ماهی فرو می رود و فرصت درون نگری میابد. 

و این بار پینوکیو با پدر به خانه برمی گردد و از خلقت خود فراتر می رود و "انسان" می شود!

"کارلو کلودی" نویسندهء ایتالیایی در داستان پینوکیو تمام مراحل سفر قهرمانی و آرکه تایپ های یونگی را به کار می گیرد تا در پس داستانی به ظاهر کودکانه و جذاب، درس زندگی بیرونی و درونی را "سینه به سینه" انتقال دهد.

داستان سفر بشریت برای رسیدن به سعادت .


عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک