رسته‌ها
تاریخ ماد
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 72 رای
نویسنده:
مترجم:
کریم کشاورز
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 72 رای
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
تاریخ ماد نام کتابی است دربارهٔ تاریخ قوم ماد به قلم مورخ شهیر ایگور میخائیلویچ دیاکونوف (ای.م.دیاکونوف) که اولین بار ترجمهٔ فارسی آن در سال ۱۳۴۵ در تهران به چاپ رسید و تا سال ۱۳۸۰ شش بار تجدید چاپ شده‌است.
شرح حال مؤلف در کتاب تاریخ ماد چنین است: ایگور میخاییلویچ دیاکونوف متخصص فقه‌اللغه و تاریخ خاور باستانی و کارمند ارشد موزه ارمیتاژ و استاد علوم تاریخ و عضو افتخاری انجمن آسیایی سلطنتی بریتانیا و صاحب تألیفات فراوان در تاریخ مشرق کهن و فقه‌اللغه و زبانهای اکدی و سومری و اورارتویی و غیره که در شعبهٔ انستیتوی اقوام آسیایی فرهنگستان علوم شوروی سابق در لنینگراد مقام ارجمندی دارد شایستهٔ دست زدن به این کار پر ارج بوده‌است.
وی انجام این مهم را وجههٔ همت ساخت و این راه‌نو را گشود و از گام زدن در جاده‌های کوبیدهٔ دیگران چشم پوشید و به نقد سندهای معلوم و تطبیق آنها با مدارک باستانشناسی و لوح‌های نو گشوده و استنتاج منطقی از مجموع پرداخت و حاصل کوشش پر ارج وی کتابی است که به نام تاریخ ماد ترجمهٔ آن تقدیم خوانندگان و پژوهندگان پارسی زبان می‌شود.

طی نیم قرن اخیر برخی کشفهای تازه باستان شناسی به عمل آمده و لوحهایی قرائت شده که بعضی از گوشه های تاریخی ماد را تا حدی روشن ساخته است دیاکونوف مولف تاریخ ماد باتوجه به اینکه مادها پیش از دوران هخامنشیان در بخش بزرگی از ایران روزگار درازی پادشاهی داشتند به گرد آوردن مدارک و اسناد تازه و تنظیم و تدوین و نقد آنها و نیز تطبیق مطالب تاریخی کنونی با همان مدارک پرداخته است و چون وی علاوه بر تخصص در تاریخ خاورباستانی متخصص فقه اللغه و دانشمند زبان شناس است از اسناد و مدارک مستقیما بهره گرفته و بدین سان بر جنبه تحقیقی کتاب افزوده و آن را گرانقدر ساخته است.

فهرست مطالب:

مقدمه مترجم به چاپ دوم
مقدمه مترجم به
سخنی از مولف
مقدمه ای برای بررسی تاریخ ماد
فصل اول : عهد جماعت بدوی در سرزمین ماد
فصل دوم :دوره تکوین سازمان بنده داری در سرزمین ماد
فصل سوم : ماننا و پادشاهی اسکیتها سکایان
فصل چهارم : پیدایش پادشاهی بزرگ ماد و سقوط آشور
فصل پنجم:جامعه و دولت پادشاهی ماد
فصل ششم: معتقدات و فرهنگ پادشاهی ماد
فصل هفتم ماد درتحت حکومت شاهنشاهی هخامنشیان

حق تکثیر‌ :
تهران: ش‍رک‍ت‌ ان‍ت‍ش‍ارات‌ ع‍ل‍م‍ی‌ و ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌‏‫، ۱۳۹۰.
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
845
فرمت:
PDF
آپلود شده توسط:
khar tu khar
khar tu khar
۱۳۹۲/۰۱/۱۰

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی تاریخ ماد

تعداد دیدگاه‌ها:
29
دست کاربر خر تو خر درد نکنه ... همه ما رو از 10-12 سال پیش اون کتابخون کرد ... ممنون بابت همه چی...

بیوگرافی دیاکو نخستین پادشاه ماد
*(دیاکو پسر کیاکسار (کسی که میتواند خوب نشانه گیری کند) بود و کیاکسار اسم پدرش دیاکو را بر اولادش گذاشته بود. دیاکو پسر فرورتیش در حسن دادخواهی به قدری مشهور بود که ابتدا اهالی روستایی که در آن زندگی می کردند و بعد از آن تمامی افراد قبیله اش برای رفع دعواهایشان به وی مراجعه می کردند. بنیان گذار و اولین پادشاه حکومت ماد دیاکو یا دیااُکو بود. در منابع مختلف، اسم او به صورت های مختلفی ذکر شده است؛ از جمله هرودوت که اسم او را به صورت «دِیوکِس» نوشته است. نام دیاکو از یک واژهٔ ایرانی - Dahyu- ka به معنی سرزمین ممی باشد.*
*دیاکو پسر کیاکسار,دیاکو,معنی اسم دیاکودوران حکومت دیاکو محل اختلاف آرا است
نحوه به پادشاهی رسیدن دیاکو
هرودت نیز قبل از دیاکو کسی را نمی شناخته و با داستانی خیالی، او را اولین پادشان مادها معرفی نموده است: در زمانی که مردم ماد در روستاهای گوناگون بطور پراکنده به سر می بردند، مرد دانایی به نام دیاکو فرزند فرَاُرتِس در یکی از این روستاهای ماد بود، که به درستی رأی و انصاف در قضاوت در روستای خود شهرت داشت. سرانجام او بخاطر کارش به قدری مشهور شد که مردم روستاهای دیگر هم به هنگام احتیاج تنها رأی دیاکو را قبول میکردند. دیاکو بخاطر این موقعیتش، با این بهانه که به دلیل کثرت مراجعه با کمبود وقت روبرو است، از قضاوت در مورد گرفتاری های روستاهای دیگر سر باز زد.*
*عاقبت مردم سرزمین ماد تصمیم گرفتند تا با انتخاب کردن دیاکو به عنوان پادشاهی، مشکل دادرسی در سرزمینشان را اینگونه حل کنند. دیاکو هم پادشاهی را پذیرفت و از مردم ماد تقاضا کرد تا برای او دژی لایق پادشاهی بسازند و نیزه داران از جایگاهش محافظت کنند و خود مردم هم به داخل دژ کوچ کنند. از این رو «شهری برای همه» یا هگمتانه (همدان، به معنی محل تجمع) احداث شد و به پایتخت ماد درآمد*.
*دوران حکومت دیاکو*
*محل اختلاف آرا دوران حکومت دیاکو است. هرودوت می گوید که دوران حکومت دیاکو به مدت ۵۳ سال بود و بر این اساس خیالپردازی هایی دربارهٔ دوران حکومت او شده است ولی گزارش هرودوت بنظر میرسد که بر مبنای روایتی شفاهی باشد. محققان برطبق گزارش هرودوت به این نتیجه رسیده اند که دیاکو بنیانگذار خاندان سلطنتی ماد و همینطور اولین پادشاه ماد بوده که استقلالش را از آشوریان کسب نموده است ولی باید بر این نکته توجه کنید که گزارش هرودوت از نظر تاریخی قابل اطمینان نیست و آمیزه ای از افسانه های یونانی و شرقی است.*
*همینطور فرض بر این است که شاه مادی درواقع همان دیاکو پسر فرورتیش است که گزارش های هرودوت حول و حوش او می چرخد، در نتیجه تاریخ دقیق دورهٔ حکمرانی او مشخص نیست اما می توان گفت که احتمالاً اکثر نیمهٔ اول سدهٔ هفتم پیش از میلاد را دربر می گرفته است.*
*معنی نام دیاکو,زندگی نامه دیاکو,دیاکودیاکو هگمتانه را به عنوان پایتخت خود برگزید
ایگور دیاکونوف می گوید:« در نوشته های هرودوت وضع دوران حکومت دیاکو با تصویری که منابع آشوری از آن زمان (۶۷۵–۷۴۵ قبل از میلاد) رسم می کنند به حدی مغایرت دارد که بعضی از مورخان گواهی هرودوت را رد کرده اند.» بنیانگذاری ماد را دانش‌نامه ایرانیکا در سال ۷۰۸ قبل از میلاد به مرکزیت هگمتانه و توسط دیاکو ذکر می کند. در سال ۶۷۴ پیش از میلاد، در منابع آشوری از اقدامات شخصی به اسم کشتریته یاد می شود که بعضی از محققان او را همان فرورتیش دانسته اند. بر این اساس میتوان گفت که پایان پادشاهی دیاکو در سال ۶۷۴ پیش از میلاد است و آغاز دوران پادشاهی دیاکو با احتساب حکومت پنجاه و سه سالهٔ او، باید در حدود سال ۷۲۸ پیش از میلاد بوده باشد.*
*سارگون دوم شاه آشور در سال ۷۱۵ پیش از میلاد، متوجه شد که دیاکو با روسای اول، شاه اورارتو متحد شده است. وی دیاکو را زیر نظر گرفت و در طی جنگ خود با منائیان، بار دیگر وارد ماد شد تا چنان که مدعی بود، به« هرج ومرج » آن جا خاتمه دهد. وی در نهایت دیاکو را گرفتار کرد و همراه با خانواده اش به حمات ( در سوریه امروزی) تبعید کرد. *
*اقدامات دیاکو*
نخستین اقدام دیاکو بعد از اینکه به پادشاهی رسید، گماشتن نگهبانانی برای خویش و نیز ساخت پایتخت بود. شهری که دیاکو برای پایتخت خود برگزید در زبان فارسی باستان هگمتانه و به زبان یونانی «اکباتان» خوانده می شد که امروزه به آن همدان میگویند. هگمتانه به معنی «محل اجتماع» یا «شهری برای همه» است و به گرد هم آمدن طوایف مادی که قبلا پراکنده بودند اشار دارد.*
*دیاکو در اواخر قرن هشتم قبل از میلاد، فرمان داد تا بر روی تپه ای در شهر هگمتانه یک دژ مستحکم ایجاد شود تا در آن همهٔ امور نظامی، دولتی و خزانه داری انجام گیرد. هرودوت توضیح می دهد که این مجتمع پادشاهی، به وسیله هفت دیوار متحدالمرکز که هر دیوار داخلی از دیوار بیرونی بلندتر بود و بر آن اشراف داشت، ساخته شد. هرکدام از این هفت دیوار، به رنگ خاصی مزین بود، دیوار اول (بیرونی) سفید رنگ، دومین دیوار به رنگ سیاه، سومی به رنگ قرمز تند، چهارمین آبی، پنجمی سرخ باز، ششمین دیوار به رنگ مسی و هفتمین و درونی ترین دیوار نیز طلایی رنگ بود. در بابل این نوع رنگ آمیزی، نشانهٔ سیارات هفتگانه بودند ولی در هگمتانه، تقلیدی از بابل بود. در درون آخرین دیوار قصر پادشاه همراه با گنجینه هایش جای داشت.*
*دیاکو,نحوه به پادشاهی رسیدن دیاکو,مرگ دیاکودیاکو بمدت ۵۳ سال حکومت کرده است
دیاکو ابتدا ۷ طایفه قوم ماد را با هم متحد کرد، بعد از آن بعنوان رهبر و قاضی آن ۷ طایفه انتخاب شد که در سال ۷۰۱ پیش از میلاد مسیح این مساله اتفاق افتاد. دیاکو بعد از اینکه ۷ سال در بین این ۷ طایفه رهبری کرد، از سوی مادها، پارسها و پارتها بعنوان پادشاه ایران انتخاب گردید و دورا کوممت او تا سال ۶۵۶ پیش از میلاد مسیح بود. در کتاب تاریخ هرودوت ماجراهای به قدرت رسیدن دیاکو آمده است.*
*جانشین دیاکو
پس از دیاکو، پسرش فرورتیش بمدت ۲۲ سال جانشین او شد. با آنکه بعضی از محققان معتقدند که او پنجاه و سه سال از ۶۷۸ تا ۶۲۵ قبل از میلاد حکومت کرده است. او در دوران حکومتش، پارس را به اطاعت درآورد و با دیگر مردم فلات ایران جنگید. وی به آشور حمله کرد و عاقبت مادها در این حمله باختند و در بین جنگ فرورتیش هم کشته شد.*
*مرگ دیاکو و جانشینی فرورتیش
دیاکو بعد از ۵۳ سال حکومت (از ۶۷۸ تا ۶۲۵ پیش از میلاد) فوت کرد و پسرش به حکومت رسید. بطور کلی تاریخ ماد در هاله ای از ابهام قرار دارد بدین دلیل که انتقال یک باره قدرت از مادها به هخامنشیان سبب فراموشی تاریخ ماد شد.*
هووخشتره
هووخشتره (پارسی باستان: hUvaxšatara، اکدی: mÚ-ak-sa-tar و mUk-sa-tar، عیلامی: mÚ-ak-sa-tar, mUk-sa-tar و mÚ-ma-ku-iš-tar، فریگی باستان: Ksuwaksaros، یونانی: Kyaxárēs)سومین و تواناترین شاه ماد و نخستین پادشاه در دوران باستان است که یک سلطنت سراسری را در ایران تشکیل داد و ایران را به عنوان یک قدرت مهم جهان آن زمان مطرح کرد. او را می‌توان بنیانگذار واقعی دولت ماد و معمار حقیقی امپراتوری ایرانیان باستان دانست.
مرگ فرورتیش پدر هووخشتره و شکست مادی‌ها، منجر به استقرار فرمانروایی سکاها در ماد شد تا این‌که سرانجام هووخشتره توانست به ۲۸ سال فرمانروایی آن‌ها پایان دهد. وی مادیا پادشاه سکاها را به همراه سرکردگانش به مهمانی خواند، همه را مست کرد و به قتل رسانید و بدین ترتیب غایله ی سکاها را پایان داد. چون از جهت سکاها، آسودگی خاطر وی فراهم شد، تصمیم به نابودی امپراتوری آشور گرفت.
هووخشتره، شکست پدرش فرورتیش را در برابر آشوری‌ها دیده بود و از آن درس عبرتی آموخته بود. او فهمید که برای مقابله در برابر آشوریان، می‌بایست نیروی نظامی مجهزی تشکیل دهد؛ زیرا سربازان طوایفی که به همراه سرکردگان خود در هنگام جنگ به اردو می‌پیوستند، هرگز از عهده ی یک سپاه منظم بر نمی‌آیند. به همین خاطر ابتدا ارتش ماد را تجدید سازمان و نوسازی کرد و به جای تقسیمات سابق عشیرتی، آن‌ها بر حسب نوع سلاح تقسیم‌بندی کرد و این خود استعداد جنگی آن‌ها را بسیار بالا برد. وی در این راه باقی‌مانده ی سکاها را هم به خدمت گرفت.
در زمان حکومت هووخشتره ماد قبایل آریازنتا و پارتاکانیان را در نواحی ری و اصفهان و دیگر قبایل ایرانی شرق را تا ناحیه گرگان به اطاعت کشاند و دولت نیرومند سراسری مادها در ایران را تشکیل داد هوخشتره سپس به پارس حمله کرد و قبایل پارس را به اطاعت درآورد.
هووخشتره سپس با دولت بابل متحد شد و با نیروی نظامی خود به سوی آشور حرکت کرد. در سال ۶۱۴ پیش از میلاد از کوه‌های زاگرس گذشت و ضمن تسخیر آبادی‌های آشوری سر راه، شهر آشور پایتخت باستانی دولت آشور را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، پادشاه بابل نبوپولاسار در شهر آشور به دیدار هووخشتره آمد و در آنجا پیمان دوستی ماد و بابل تجدید شد. در سال ۶۱۲ پیش از میلاد هووخشتره و نبوپولاسار توانستند با حمله به نینوا پایتخت آشوریان و فتح آن، به عمر امپراتوری آشور خاتمه دهند.
پس از فتوحات و پیروزی‌های فراوان، هووخشتره این بار متوجه غرب و لیدیه و شهرهای تجاری یونان شد. وی با آلیات شاه لیدیه جنگید و توانست سرزمین‌های بالای رود هالیس را تصرف کند. جنگ بین مادها و لیدی‌ها سرانجام در سال ۵۸۵ پیش از میلاد مسیح به دلیل خورشیدگرفتگی ناگهانی پایان یافت. هووخشتره هم در همان سال یا سال بعد درگذشت. پس از هووخشتره پسرش ایشتوویگو به پادشاهی رسید و ۳۵ سال حکومت کرد.
شاهان هخامنشی را در سده اخیر درگیر پروپاگاندا کرده اند و پیوسته دربارۀ آنها قمپز در می کنند! این در حالی است که آنها میراث دار نیرومندترین شاه تاریخ ایران، یعنی هووخشتره بزرگ بودند، که اگر پایه و اساس ایران را استوار نمی کرد، محال بود شاهان پس از او، مرزهای امپراتوری خود را پهناورتر کنند. ترمیناتور جهان باستان را از پای افکند که آشور نام داشت، اما دولت آن را از پای افکند و مردمانش را به آبادی های پیرامون فرستاد که زندگی کنند، نیایشگاه ها را نابود نکرد و مردمش را ارج گزارد، چرا که می دانست آنها نیز رج دولتش را برتافتند. آشوری که لرزه به اندام امپراتوری های جهان می افکند، و از آن بدتر، همین شاهان آشور از سکاها می هراسیدند. در زمان هووخشتره بزرگ، سکاهایی در پی کیمری ها وارد قفقاز شدند و از آنجا به آذربایجان خوردند و به ایران یورش آوردند. آشور برای آسایش و آرامش، با آنها پیوند ازدواج بست. و هر دوی این دولت ها، علیه دولت هووخشتر بزرگ شدند. از سمت غرب آشور، از سمت شمال غربی سکاها و از سمت شمال شرقی تیره ای دیگر از سکاها (همان هایی که کوروش از آنها شکست خورد) به سوی دولت ماد یورش آوردند، اما شاه ماد اُدیسه وار آنها را شکست داد و نخستین امپراتوری بزرگ ایران را پی افکند و برای شاهان پس از خود به ارث گذاشت. چنان امپراتوری بزرگی با آن حدود مرزی بنیاد نهاد که کوروش چیز زیادی بر آن نیفزود.
"تنها شاهی است که باید حرمت او را نگاه داشت."
درود
بنظرم دیاکونوف به حکومت های هخامنشیان و به ویژه داریوش اول خیلی کم لطفی کرده و دستاوردهای جنگی داریوش اول با تجزیه‌طلبان را متحد نبودن آنها نامیده در حالی که با وجود آن همه مشکلات و سختی و مشقت های که این رهبر استثنائی تحمل کرده لایق تمجیدی بیش از این هست.
[quote='HAMEDLORDOFCHAOS']نقل قول از Khwanirath:پادشاهی ماد از اقرار علی یف ترجمه کامبیز میربهاء کتاب بسیار مناسبی در تکمیل این اثر است. اگر کسی در تارنگار قرار دهد بسیار ستودنیست.
درود
جناب Khwanirath ممنون از لطف شما، دنبال کتاب دیگری در این باب میگشتم[/quote]
کتاب تاریخ ماد به گزارش دانشنامه ایرانیکا ترجمه آقای دکتر جلیلیان و محمد حیدرزاده جدیدترین اثر در مورد تاریخ ماد است که می توانید مطالعه بفرمایید
[quote='Khwanirath']پادشاهی ماد از اقرار علی یف ترجمه کامبیز میربهاء کتاب بسیار مناسبی در تکمیل این اثر است. اگر کسی در تارنگار قرار دهد بسیار ستودنیست.[/quote]
درود
جناب Khwanirath ممنون از لطف شما، دنبال کتاب دیگری در این باب میگشتم
پادشاهی ماد از اقرار علی یف ترجمه کامبیز میربهاء کتاب بسیار مناسبی در تکمیل این اثر است. اگر کسی در تارنگار قرار دهد بسیار ستودنیست.
ctr2006 عزیز. آنچه را که شما مطرح نموده اید دغدغه ایست که افکار تک تک انسانها سیطره دارد و اندیشمندان نیز برای یافتن این جوابها و پیش بینی روند تحولات اجتماعی نظریه های مختلفی را ارائه می نمایند. زمانی جنگ اصلی مابین مارکسیست ها و لیبرالیستها بود ولیکن در عمل هیچیک از این دو نظریه اقتصادی نتوانستند اتوپایایی را که در افکار افلاطون بود بر جهان حاکم کنند. ایدئولوژی مارکسیسم در عملگرایی لنین و استالین به جای ساخت بهشت. جهنمی را با خود به ارمغان آورد . ایدئولوپی لیبرالیسم اقتصادی با ایجاد رکود اقتصادی زندگی میلیونها نفر را به خاک سیاه نشاند. دلیل اصلی اینست که جامعه پویاست و نمیتوان حرکتهای آنرا صد در صد پیش بینی نمود. نظریات نئو مارکسیستها با بهره گیری از انگاره های لیبرالیستی شروع به پیراستن انگاره های اصلی مارکس نمود و نئولیبرالیستها با بهره گیری از انگاره های مارکسیستی شروع به پیرایش اندیشه های آدام اسمیت نمودند.
جوامع بیدار و دمکراتیک امروز به این نتیجه رسیده است که نظرات مارکس گرچه بسیاری از آنها همین امروز از اعتبار جهانی برخوردار هست و جوامع صنعتی و غرب آنرا بویژه در حوزهء اقتصادی تجربه میکنند، امّا ساختار دیکتاتوری پروتالتاریا و یا دیکتاتوری هر طبقهء دیگر جایز نیست، یک حکومت متمرکز و با اقتصادی دولتی متمرکز کارآمد نیست، بجای تشدید و دامن زدن به تضاد های طبقاتی، باید در رفع تعیضات طبقاتی کوشید و با عدالت ورزی در آشتی دانِ طبقات کوشید، بجایِ انقلاباتِ قهر آمیز، روش رفرمیسم را باید در پیش گرفت، بجای یکسان سازی باید پلورالیسم را جایگزین کرد، تجدد و نوآوری در وجود اختلافات نظری و دیدگاهی است و بسیار مسائل دیگر از این قبیل هست.
جهان غرب و کشورهای صنعتی هم خود به این موضوع پی برده اند که سرمایه داری بدون کنترل و استعمارگر و لیبرالیسم اقتصادی و سیستم اقتصاد بازار آزاد تاکنون 4 بار با شکست روبرو شده است،در اوایل قرن نوزده، که جنگ جهانی را به همراه داشت، 1929 بحران اقتصادی و بانکی جهانی که جنگ دوّم جهانی را بدنبال داشت، در دههء 1970 که نئو کنزرواتیو را برجسته کرد و بحران اقتصادی و مالی و بانکی امروز در جهان که هنوز ادامه دارد و معلوم نیست چه پیامدی داشته باشد.
آنچه مسلم هست غرب هم مجبور شده است که نئولیبرالیسم را جایگزین کند و دیگر اقتصاد بازار آزاد را آزاد نگذارد و آنرا بوسیلهء حکومت کنترل کند و مسئولیّت های اجتماعی و مدد رسانی اخلاق و مالی و مالیاتی را بر اصول و قوانین اقتصاد بازار آزاد اضافه کند و حکومت دیگر فقط نگهبان شب نباشد و باید بر عرصه های مالی و بانکی نظارت و کنترل داشته باشد.
جهان امروز به این اندیشه رسیده است که ترکیبی از فاکتورها و ارزشهای سوسیالیستی و از دیدگاه لیبرالیسم اقتصادی بازا آزاد استوار بر جهان بینی سوسیال دمکراسی هست که همگونی و همسازی خود را با جهان امروز به اثبات رسانده است، کشور آلمان دارای چنین سیستم سیاسی و اقتصادی است، که در جهان بحرانی امروز بدون آسیبی سربلند ایستاده است و اروپا را زیر پوشش خود قرار داده است.
ولیکن جبر تاریخ ادامه دارد و جهان سرانجام به سوی ایجاد عدالت اقتصادی و اجتماعی پیش خواهد رفت و این بستگی به نوعیت جوامع ندارد . این جبر و نظام مندی تاریخی همانقدر که برای کشورهای صنعتی و غربی اجتناب ناپذیر است برای اسکیموهای آلاسکا و بومیان گینه صادق خواهد بود و سرانجام جهان گفته دوبچک را به یاد می آورد که آرزوی " سوسیالیزم با چهره انسانی " را داشت.
هم میهن عزیز moreak09 سپاس از پاسخ
من پاسخ شما به پرسش هایم با دقت خواندم مثال هایی که عرض کردید را همگی قبول دارم حتی من کم آگاه از اقتصاد و علوم اجتماعی می دانم که کشورهای توتالیتر و بسته مثل کره شمالی نمی توانند از نظر اقتصادی پیشرفت کنند و کشوری مثل چین هرچند دارای شکل لیبرال شده است اما چون روح لیبرال در سیاست حزب وجود ندارد دیر یا زود در هم می پیچد (اگر سیاسیون فکری عاجل نکنند) اما اینها مثال هایی کلی است که من نوعی نیز می دانم.
و دقیق مطمئن نیستم این پیش بینی های کلی ربطی به مارکس یا نئومارکسیست ها دارد یا نه و هر اقتصاد دادنی حتی مخالف با نظرات مارکس و نئومارکسیت ها بتواند چنین پیش بینی هایی را انجام دهد چون اطلاعات محدودی در این مورد دارم و دست رسی به کتبی که عنوان کردید ندارم و حتی مطالعه کاملی در مورد نظر مخالفان نئومارکسیست ها ندارم متاسفانه نمی توانم گفته های شما را برای خودم تائید یا رد کنم هرچند همه مثال هایی را که در پاسخ به نظر من گفتید را قبول دارم ولی باز پیش بینی دقیقی نمی توانید در مورد آینده هندوستان یا برزیل یا ایران و .... کنید
من به شخصه به نوعی جبر مطلق باور دارم هیچ کس فراتر از اطلاعاتی که دارد نمی تواند فکر کند و هرکسی محصول ژنتیک، اجتماع، خانواده، محیط و تجربیات زندگی خودش بوده است منکر انتخاب نمی شوم ولی انتخاب های آدمی به باور من از نوعی جبر مطلق سرچشمه می گیرد ولی با چیزی که شما می گوید فرق دارد.
هیچ وقت کره جنوبی مثل شمالی نخواهد شد و اگر شانس با کره شمالی یار بود هیچ وقت در دام کمونیست استالینی نمی افتاد و اگر آمریکا از کره جنوبی حمایت نمی کرد هیچ وقت کره جنوبی موقعیت امروزش را نداشت.
در واقع در تاریخ کشور ها رخ داد هایی شکل می گیرد که اگر به نوع دیگری بود سرنوشت کلا دگرگون می شد و جامعه بسیار متفاوت میشد
مثلا در حمله مغول فرض کنیم در یکی از جنگ ها چنگیز خان به دلیلی کشته می شد
یا اسکندر در حمله به ایران کشته می شد
یا خشایار شاه نمی توانست یونان را شکست دهد و کشته میشد
محمد پیغمبر اسلام در جنگی کشته می شد
اگر برای یکی از اشخاصی که ذکر کردم اتفاقی غیر از چیزی که رخ داد افتاده بود سرنوشت بشریت تغییر می کرد
و چیز دیگر که می دانم این هست که ملل مختلف به دلیل جغرافیا و شرایط مختلف تاریخ و روند اجتماعی بسیار متفاوتی دارند
نمی شود روند اجتماعی گفته شده توسط مارکس هم برای ساکنان اسکیمو در قطب صدق کند هم برای خاورمیانه هم برای خاور دور و ژاپن هم برای استرالیا و سرخ پوستان و....
اینها شرایط جغرافیایی بسیار بسیار متفاوتی داشتند و به نظر می آید مارکس در نظرش بیشتر تاریخ اروپا را مبنا و پایه قرار داده است
در قطب اصلا امکان کشاورزی مثل خاورمیانه و اروپا وجود نداشت در مناطق از استرالیا شکار بسیار بسیار بهینه تر از کشاورزی بود و نیازی به کشاورزی حس نمی شد
و گاهی به دلیل فرهنگ خاصی که شکل می گیرد روند تاریخی مثل دیگر کشور ها نیست فلسفه زندگی در ژاپن قدیم خیلی با سرخ پوستان و خاورمیانه و یونان و بومیان استرالیا فرق می کرد پس روند اجتماعی نمی تواند یکسان باشد و تضاد های عمیقی وجود خواهد داشت هیچ وقت مردم اروپا و یونان و مردم اسکیمو و... مثل ژاپنی ها تصوراتی به این شدت خداگونه از اربابان خود نداشتند حتی شکل این ارباب پرستی در مصر باستان هم متفاوت بود.
البته مشخص هست که در قرن 21 ام به دلیل ارتباطات گسترده و حرکت به سوی یکسان شدن فرهنگ ها روند های اجتماعی معاصر تا حدی شبیه به هم خواهد بود
البته تاکید می کنم به دلیل کم بودن اطلاعاتم نمی توانم سخنان شما را کامل رد یا تائید کنم و در این نظر صرفا چیزی نوشتم که در این لحظه فکر میکنم درست است.
موفق باشید.
PDF
تاریخ ماد
18 مگابایت
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.