دسته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها

[quote='aryoua'] شاید نام هامان وزیر فرعون در زمان حضرت موسی که در قرآن از او یاد شده است توسط نویسندگان یهود برای نام وزیر خشایارشا اقتباس و جعل شده باشد.[/quote] سلام. اگر هم نام هامان مصری بوده باشد، اسطوره اش ایرانی است. نام هامان ب
در نسک آثارالباقیه، جناب بیرونی جدولی را برای روزها طرح کردن که از سیزدهم فروردین با نام سعد یاد می کند و نشان از فرخندگی و نیکی این روز دارد (برگ 359). در بن مایه های ایرانی و خارجی نشانی از شوم بودن روز سیزدهم نیست. گویی کسانی که فاز فرام
درود. این نَسک استر یک رمان تاریخی بیش نیست! به دلیل های زیر: 1. نویسنده ی آن معلوم نیست کیست، و نامی از تاریخ نوشتن آن نیز نیامده. 2. نبود آن در طومارهای دریای مرده که در منطقه ی قمران فلسطین یافت شد. 3. تنها و تنها در منبع یهود آمده و ا
درود. از دید تاریخی، مردمان فلسطین همان بنی اسرائیل هستند که در زمان گسترش اسلام، مسلمان شدن و مانند مصری ها زبانشان عربی شد. چه اینکه افرادی از ایشان همچنان بر آیین ترسایی خود ماندن. از دید ژنتیکی، نزدیکی چشمگیری میان عرب های فلسطین و
سپاس. شما درست می گویید. همانگونه که گفتید نمی شود رستم را با شاهان سنجید. من این حدس و گمان را نیز دارم که برخی از کارهای دیگران انتزاع و برای رستم واحد روایت شده. مانند همان کاری که داریوش با اسفنداتس کرد. پیشتر که از مردوک گفتم، کم
سلام. چنان به نظر می رسد که رستم یک تن نبوده، بلکه چند تن بوده اند و استاد آنها را در یک تن گرد آورده. مانند رستم اول که آترادات (= آفریدۀ آتش) است، همان پهلوان مادی ها که آشوریان (= دیوان مازندران) را در هم کوبید، رستم کشنده ی اسفندیار
[quote='Khwanirath'] البته این در صورتی است که این-همانیِ آترادات و رستم را بپذیریم. من هنوز در دگردیسی این دو نام به یکدیگر به قطعیتی نرسیده ام. وانگهی، آفریده ی آتش دانستن رستم، هیچ ارتباطی به وی پیدا نمی کند. خصوصا اینکه رستم به دُژدینی
با سلام و درود. جناب Khwanirath بزرگوار، [b]آگرادات[/b] را می توان از آمیختگی دو واژه [b]آگر[/b] (= در زبان لکی به چم آتش) و [b]ادات[/b] (= کوتاه شده اش داتَ به چم آفریده) دانست و روی هم یعنی [b]آفریدۀ آتش[/b]. در باب [b]آتر[/b] (= آ
درود. چم «آذرخشِ آذرگشنسب» می تواند ریختی از دو واژه [b]آذر[/b] به چمِ [b]آتش[/b] و [b]خش[/b] که از [b]خشَیه[/b] اوستا است به چمِ [b]پادشاه[/b] باشد. روی هم یعنی [b]آتش پادشاه یا پادشاهی[/b]. و با توجه به گفته ی مسعودی در نَسک التنبیه و
[quote='Khwanirath']ابوکرب در اساطیر یمنی چه ماجرایی دارد که به این نتیجه بتوان رسید؟[/quote] سلام. پوزش، الان متوجه ی پیام شما شدم. من به طور پراکنده درباره این شاه چیزهایی خواندم، ولی یادم است که بیرونی در آثارالباقیه از ایشان سخنی چند

عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک