دسته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها

[quote='budah']siderella بعد من چند باور علمی دارم مثلا باور دارم که زمین گرد است و نیروی گرانش وجود دارد باور دارم علم بشر ناقص است [b]ولی بهترین توضیح جهان همین علم است[/b] [/quote] اول بگم احتمالا مخالفت با یافته های علم، عملی غیر علم
مهرپویا جان اگه میشه لطف کن اسم انتشاراتی رو که کتاب گفتارها رو چاپ کرده بگو :-):-):-):-)
خودم خیلی به آقای دیهیمی افتخار می کنم و تقریبا می دونم چه بلاهایی سرش آوردن ،و چقدر بهش وصله مزدور و(حتی هنوز هم می تونید مقالات تندی رو که به ایشون میچسبونند در سایت کیهان بخونید) ... زدن ولی ایشون همچنان تو ایران موندن و تو این فضای س
به نظرم اگه به چندتا پرسش پاسخ بدیم بهتر باشه آیا پوشش زنان جزو آزادی شخصی آنها محسوب می شود؟ آیا این حق را برای دولت یا هر مذهب سیاسی می توانیم قائل بشویم که در مسائل شخصی(اگر جواب آری باشد) دخالت کند؟ آیا افراد عضو یک جامعه حق انتخاب د
خیلی سخته در مورد این کتاب نظر دادن از بعضی جهات کتاب ارزشمندیه و از لحاظ دیگه فاقد دقت نظر و محتوی جامع:stupid: فکر کنم این کتاب رو دو سال پیش خونده بودم در ابتدای فصل تا حدود صفحه 80، آشفتگی اساسی در ذهن نویسنده هست که برای بیان اون سع
دون ژوان شکل گرفته شده خیلی به اندیشه های نیچه نزدیکه در واقع شخصیت پرسش گر و صادقی رو تداعی می کنه که ابتدا به این نتیجه می رسه که تنها افراد معدودی به کنه زندگی دست پیدا می کنند که اون افراد همون فیلسوفان هستند ولی چون هر اندیشه نوعی نگ
فکر کنم منظورتون عدم قطعیت هاینزبرگ بود. :-(:-(:-( یه چیز دیگه هم باید بگم اونم اینه که مشکلات فرد با جامعه، یا فرد با فرد،سرمنشاء اش ربط چندانی به معمای زندانی یا هر اصول دیگه ای نداره، این نوع تضاد منافع قبل از این که دانشمندان در مو
این مقاله دوبار توی سایت اپ شده یه بار اش اینجاست یه بار هم تو مجله ارغنون(فرهنگ و تکنولوژی) هردو تاش هم اجازه دانلود دارن :D پس اگه میشه یکی ایش رو بردارید از این جور همپوشانی ها تو مقاله های اپ شده زیاده لطفا مدیر سایت یه فکری بک
نه من چیزی نمی دونم و تو این جور مواقع سعی می کنم ساکت باشم اما یادتون باشه این ندونستن خودش خیلییییییییییی (:-( اگه میشه این چند خط تون رو مقایسه کنید با اثار منتقدین از جمله ژیل دلوز اونوقت میفهمین من چی میگم(البته فکر کنم) رجوع
[quote='mmiinnaaa']خلاصه داستان یه جوونی تموم زندگیش رو خرج مادر و خواهرش میکنه و هر چی درامد داره به اونا میده اما یه شب بیدار میشه میبینه سوسک شده بعد از مدتی هم همون خواهر و مادر اینقدر نفرت پیدا میکنند ازش که از گرسنگی میمیره پی

عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک