Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

پدران و پسران

پدران و پسران

مترجم: مهری آهی
کتاب پدران وپسران از آثار جاویدان ایوان تورگینف نویسنده ی معروف قرن نوزدهم روسیه و از نویسندگان بزرگ جهان است.این کتاب با وجود داستان ساده ی خود در نظر غالب نویسندگان ونقادان جهان از بهترین نوشته های ادبی محسوب می شود وبه اکثر زبان های دنیا ترجمه شده است. تورگینف در این کتاب تحولات اجتماعی و آداب و رسوم طبقات روسیه را به بهترین وجه با افکار شاعرانه ی خود تلفیق کرده و اثری دل پذیر و متین به وجود آورده است. ((بازاف))که قهرمان عمده ی کتاب ونماینده ی جوانان پیش رو و مترقی نیمه ی دوم قرن نوزدهم است ، به قدری استادانه ترسیم شده که با وجود درشتی و خشونتش خواننده بی اختیار فریفته و مجذوب وی می گردد . ستیز و کشمکش میان پدران و پسران با نسل امروز و نسل فردا و جدال و سوء تفاهم میان زنان و مردان ، مردم شاعرمنش و حقیقت بین ، کارفرمایان و کارگزاران که از مسائل حیاتی هر دوره و زمانی است در این کتاب به بهترین وجه وصف گردیده است و بی شک اهمیت و تازگی کتاب را طی قرون متمادی هم چنان محفوظ خواهد داشت.
بازارف؛ پزشک جوانی است که به هیچ اصلی پایبند نیست و باصطلاح آن زمان روسیه "نیهیلیست " است، آدمی سر زنده ، مغرور و علم گراست خود را طبیعی دان می داندودرهر جا که سکونت می کند به دنبال شناخت سازوکار بدن حیوانات است. با دوستش به دیدن خانواده ی او می روند و او صبح ها قورباغه را تشریح می کند !

حق تکثیر :
تهران: ناهید: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی‏‫، ۱۳۸۸.‬‬

» کتابناکهای مرتبط:
قهرمان عصر ما
فاوست
پدران و پسران

نسخه ها
MP3
متن داستان«پدران و پسران» به زبان انگلیسی  توسط NASERISHAHROKH
4.7 / 5
با 55 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 18
۱۳۹۱/۱۰/۰۴


پاسخنگارش دیدگاه
DArtagnan
Member
نقل قول از shforootan:
من زندگی نامه تورگینف اثر هانری تروایارو خوندم.وقتی زندگی نامشو میخونی بعد کتاباشو برات جالب تر میشن.کتاب خوبیه ولی دیگه واو نیست.به نظر من سادست.ولی تا آخر نمیدونی نویسنده آخرش طرفدار پدراست یا پسرا.اینش باحاله.

دوست عزیز تورگینیف نه طرفدار پسرهاست ونه طرفدار پدرها.
این کتاب فقط به این دلیل نوشته شده که سو تفاهمات بسین دو نسل رو برطرف کنه. گرچه به شدت به بازارف حمله میکنه ولی قهرمان کتاب بازارفه
نقل قول  
shforootan
Member
من زندگی نامه تورگینف اثر هانری تروایارو خوندم.وقتی زندگی نامشو میخونی بعد کتاباشو برات جالب تر میشن.کتاب خوبیه ولی دیگه واو نیست.به نظر من سادست.ولی تا آخر نمیدونی نویسنده آخرش طرفدار پدراست یا پسرا.اینش باحاله.
نقل قول  
edrishoseini
Member
خدا رو شکر که شما به جای خدا حکم نمیکنید!
نقل قول  
greywolf
Member
khar tu khar : اکنون این رفقایی که همه چیز را منکر میشوند هنوز جوان هستند . روزی که فرشتۀ مرگ بالای سرشان به پرواز درآید چشم دلشان بهتر خواهد دید.

به نظر من این چشم دلشان نیست که باز می شود، بلکه این ترس از مرگ است که در دلشان رسوخ می کند.
اعتقاد و بی اعتقادی اینچنین رفیقانی دارای ارزش یکسانی است. اینکه اکثر انسانها در سنین بالا فیلشان یاد هندوستان می کند و به یاد خدا و آخرت می افتند قصه ای تکراریست و نباید آنرا زیاد جدی گرفت.
نقل قول  
0000000
Pro Member
خوشیم با خوشی شما عزیزان
از طرف گرگ
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
مرگ چه کارها که نمیکند بی دلیل نیست قدما گفته اند
توبه گرگ مرگ است .
خوش باشید .
نقل قول  
0000000
Pro Member
نقل قول:
ما هم رفیقی داشتیم که به هیچ چیز اعتقاد نداشت و همه چی را مسخره میکرد . از خدا بگیر تا عشق و محبت و ...
چند سال پیش که سفر رفته بودم یکی از رفقا زنگ زد که فلانی پدرش فوت کرد . ( پدر همین رفیقمان که به چیزی اعتقاد نداشت ) . من بلافاصله زنگ زدم و تسلیت گفتم و عذخواهی که در مراسم نیستم اما برای جهلم حتما خواهم آمد .
چهلم رفتم از دور هر چه گشتم صاحب عزا را نیافتم ( یعنی همان رفیقمان ) . از یکی پرسیدم که فلانی کجاست ؟
گفت جلو درب ایستاده ، چطور نمیبینیش ؟
خوب که دفت کردم دیدم خودش است اما با دو ماه پیش که او را دیده بودم زمین تا آسمان فرق کرده بود .
شخصی که موهایش اصلا سفید نبود کاملا سفید شده بود . پیش رفتم همدیگر را بغل کردیم و تسلیت گفتم .
بعد پرسیدم چرا اینگونه شده ای ؟ گفت بعدا برایت خواهم گفت .
چند روز بعد دیدمش گفت : زمانیکه پدرم فوت کرد حس کردم تکیه گاهم را از دست دادم اما هنوز به خودم مسلط بودم . وقتی او را در قبر میگذاشتم ناگهان حس کردم خودم را در قبر میگذارم . یک چیزی از درونم میجوشید و میگفت خودت را نگاه کن . این سرنوشت توست . و اینگونه بود که دنیایم عوض شد .
------------
اکنون این رفقایی که همه چیز را منکر میشوند هنوز جوان هستند . روزی که فرشتۀ مرگ بالای سرشان به پرواز درآید چشم دلشان بهتر خواهد دید .
موفق باشند

داستان قشنگی بود...
قرار نیست کسی که به هیچ چیز اعتقاد ندارد اعتقادات دیگران را به تمسخر بگیرد...
همان بهتر که از جمع بی اعتقادان خارج شد
نقل قول  
hoji65
Member
درود.
اگه در 4shared آپلود کنی ممنونت میشم.
picofile سرعت دانلود افتضاحه و حالمو گرفته .
خیلی ممنون و آرزوی سر بلندی برای همه ی دوستان.
نقل قول  
ponaak
Member
جزو صد رمان برتر همه زمانها
نقل قول  
kezelik
Member
کسی که کتاب رو داره لطف میکنه آپلودش کنه یه جا بقیه استفاده کنن؟
این khar tu khar هم که استعفا داد.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You