رسته‌ها
مسافر
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 760 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 760 رای
.
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
Reza
آپلود شده توسط: Reza
۱۳۸۶/۰۷/۱۹
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی مسافر

تعداد دیدگاه‌ها:
32
من سردم است من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد ای یار ای یگانه ترین یار آن شراب مگر چند ساله بود ؟ نگاه کن که در اینجا زمان چه وزنی دارد و ماهیان چگونه گوشت‌های مرا می‌جوند چرا مرا همیشه در ته دریا نگاه می‌داری ...
اگر گرفت دلت لحظه ای تامل کن در این مثال که (این نیز بگذرد)بانو برای مریم بانو یاوری
. دلم گرفته ..... . . دلم ..... عجییییییییییییب گرفته است.......
سهراب، . دوست من، . خواندمت، . با آرامش بخواب.
دلم گرفته دلم عجیب گرفته است . تمام راه به یک چیز فکر می کردم و رنگ دامنه ها هوش از سرم می برد خطوط جاده در اندوه دشت ها گم بود چه دره های عجیبی ! و اسب ،یادت هست ، سپید بود و مثل واژه پاکی ،سکوت سبز چمن زار را چرا می کرد وبعد غربت رنگین قریه های سر راه . وبعد تونل ها . دلم گرفته است دلم عجیب گرفته است وهیچ چیز ، نه این دقایق خوشبو ،که روی شاخه نارنج می شود خاموش ، نه این صداقت حرفی ، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست ، نه ، هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند . و فکر می کنم که این ترنم موزون حزن تا ابد شنیده خواهد شد ."
چه بگویم که من اینجا در زمینم.....اسیر عشقی پایگیرم....تو عاشق بودی وعشقت ببردی.....ولی من در خیالم مست عشقت.....
یاد سهراب بخیر: آن سپهری که تا لحظه مردن می گفت: تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم،آرزویم همه سرسبزی توست،دیدن اوج غرورت درصبح...
سهراب؛ یعنی زندگی در خواب یعنی عاشقی در قایقی سهراب؛ یعنی واژه ها می رقصند با دانۀ اناری عاشقانه گفتن
و در کرانه هامون هنوز می شنوی : بدی تمام زمین را فرا گرفت هزار سال گذشت صدای اب تنی کردنی به گوش نیامد و عکس پیکر دوشیزه ای در اب نیفتاد روی ارامش ندیدم در کشاکش های زیست سیل غم چون خفت ، موج اضطرابم می برد من ، به خود ، کی از در میخانه بیرون می شدم خانه اش اباد سیل می ، خرابم می برد
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file