Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر

نویسنده:
.
سارتر در این کتاب مفاهیم فلسفی از دیدگاه اگزیستانسیالیسم را بررسی کرده است. وجود انسان طبق اگزیستانسیاسم سارتر مقدم بر ماهیت او می باشد. انسان پیش از آنکه تعریف آن به وسیلهٔ مفهومی ممکن باشد وجود دارد.
این کتاب خلاصه ای است از دیدگاه و سیستم فلسفی ژان پل سارتر در مورد اگزیستانسیالیسم و وجود انسان و ماهیت او.

حق تکثیر:
تهران; نیلوفر , ۱۳۸۹

» کتابناکهای مرتبط:
درخت و خاطره : هواردز اِند
The Man Who Laughs
دفتر خاطرات

نسخه ها
4.6 / 5
با 169 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 31
۱۳۹۰/۰۳/۱۲


پاسخنگارش دیدگاه
ساحر
Member
البته باید اضافه کنم که نوشته من به هیچ وجه طرفداری از اگزیستانسیالیسم و نفی سرنوشت و یا مخالفت با اگزیستانسیالیسم و طرفداری از سرنوشت نیست. فقط جهت اطلاع نوشتم
نقل قول  
ساحر
Member
نقل قول از sara_gh1997:
سارتر عقاید فوق العاده جالبی داره ومن تنها میتونم بگم دلیلش برای خداناباوری شاید عقده است چون باچنین عقاید آزادگرایانه ای باورنداشتن خدا کمی سخته ... حرفاش بوی خدا میده

این رو شما از یک وب سایت خوندید و بدون اینکه حتی روش فکر کنید به نظرتون جمله حکیمانه ای اومده و شما هم سریع کپی کردید اینجا،من این جمله رو خیلی وقت پیش در چند وبسایت خونده بودم،معلوم است که هیچ شناختی از آزادی و سارتر ندارید
زمانی که سرنوشت باشد،آزادی مفهومی ندارد ولی سارتر می گوید انسان آزاد است چون سرنوشت و حتی ارزشها را خود انتخاب می کند،حتی هر عمل انسان می تواند یک الگو برای دیگران باشد و ارزش و اخلاق جدیدی بیافریند.
باور به خدا یعنی باور به سرنوشت و اینکه کسی می تواند در سرنوشت تو دخالت کند ولی سارتر این را قبول ندارد.
نقل قول  
sara_gh1997
Member
سارتر عقاید فوق العاده جالبی داره ومن تنها میتونم بگم دلیلش برای خداناباوری شاید عقده است چون باچنین عقاید آزادگرایانه ای باورنداشتن خدا کمی سخته ... حرفاش بوی خدا میده
نقل قول  
simin
Publisher
سارتر : «اگزیستانسیالیسمی که من نماینده ی آن هستم، دستگاه منسجمی است. این فلسفه می گوید که اگر واجب الوجود نباشد، لااقل یک موجود هست که در آن، وجود، مقدم بر ماهیت است؛ موجودی که پیش از آن که تعریف آن به وسیله ی مفهومی ممکن باشد، وجود دارد و این موجود بشر است، یا به تعبیر «هایدگر» واقعیت بشری. این عبارت بدان معناست که بشر ابتدا به وجود می آید، متوجه وجود خود می شود، در جهان سر بر می کشد و سپس خود را می شناساند. یعنی تعریفی از خود به دست می دهد.
سارتر با اثبات تقدم وجود بر ماهیت، انسان رو مسئول کارهای خودش معرفی می کنه و معتقده:« اگر به راستی وجود بر ماهیت مقدم است، پس بشر مسئول وجود خویش است، چون بشر (به طور کلی) خود را می سازد، بنابراین همه ی مسئولیت ها به عهده ی خود اوست». بدین گونه، نخستین کوشش اگزیستانسیالیسم اینه که فرد بشری رو مالک و صاحب اختیار آن چه هست قرار بده و مسئولیت کامل وجودش رو بر خود مستقر کنه. از دید اگزیستانسیالیسم، این اصل که آدمی مسئول فردیت خاص خود هست، به این معناست که هر فردی مسئول تمام افراد بشره.

: «این سنگ اول بنای اگزیستانسیالیسم است. در واقع اگر واجب الوجود نباشد هر کاری مجاز است. پس انسان وانهاده است. زیرا بشر نه در خود و نه بیرون از خود امکان اتّکا نمی یابد. باید گفت که بشر، از همان گام اول، برای کارهای خود عذری نمی یابد، ما تنهاییم، بدون دستاویزی که عذرخواه ما باشد. این معنی، همان است که من با جمله ی «بشر محکوم به آزادی است» بیان می کنم. بشر محکوم است، زیرا خود را نیافریده و در عین حال آزاد است، زیرا همین که پا به جهان گذاشت مسئول همه ی کارهایی است که انجام می دهد.

( متن کتاب)
نقل قول  
pseudonymdon
Member
سارتر چیره دست ,,,
نقل قول  
ما تنهاییم بدون دستاویزی که عذر خواه ما باشد انسان محکوم به آزادی است.
نقل قول  
hhaaddiii
Member
انسان محکوم به آزادیست.
نقل قول  
tankamanee
Member
((به یاد جمله ای افتادم که در پیرو نظر جناب سارتر میتوان گفت که،
هرکسی وقتی نظری میدهد و متنی را می نویسد مسئول آن نوشته است،
نه مسئول برداشتهای که دیگران از آن میکنند...))
خودمونیم البته هیچ ربطی در کل به کتاب نداشتش...
نقل قول  
میکرولب
Publisher
نقل قول :"اساس نگاه فلسفی سارتر به انسان این است که انسان را مختار می داند و بر این اساس به انکار خداوند می رسد؛ زیرا که او معتقد است انسان نمی تواند مختار باشد، در حالی که خالقی مطلق و یگانه داشته باشد که از ازل می دانسته که چه می خواهد بسازد. البته این مساله کاملاً بر اساس خدای کلامی معتزله و اشاعره و هم چنین خدای کلامی مسیحی و خدای کلامی یهودی صحت دارد. انسان وقتی مختار باشد، باید مسئولیت هر انتخاب اش را بپذیرد و از همین بینش است که سارتر خود را مسئول جنگ جهانی می داند و این جا دلهره و اضطراب به وجود می آید که فرد با خود می گوید از آن جا که من مسئول این کار هستم، آیا این کار درست بوده و چه نتایجی خواهدداشت که من آن ها را نمی دانم یا نخواهم دید!؟
"
نقل قول  
poorfar
Publisher
این کامنت دوست عزیز،قلم 1356 است،و چون حاوی مطالب ارزشمند و درخشانی بود،گفتم در اینجا دوباره بنویسمش:

این کتاب خلاصه ای است از دیدگاه و سیستم فلسفی ژان پل سارتر.
در ابتدا سارتر به کسانی که فلسفه اگزیستانسیالیسم را فلسفه یاس و بدبینی و جدایی و تنهایی می دانند و دلیل می آورندکه به طور مثال قهرمانهای رمانهای نویسندگان اگزیستانسیالیست دچار ویژگی های فوقند چنین پاسخ میدهد:

شعار فلسفه اگزیستانسیالیست نشان دادن بدیها به منظور دگرگون کردن آنهاست.

در پاسخ آنهایی که این فلسفه را به سبب انکار واجب الوجود خالی از ارزشها دانسته و آن را عبث و پوچ می پندارند چنین پاسخ میدهد:

ارزش چیزی نیست جز معنایی که شما برای آن بر میگزینید.انسان هیچ است به جز آنچه خود می سازد.

در مورد بحث ها و جدل های که بین خدا باوران و خدا ناباوران بر سر اثبات واجب الوجود در می گیرد سخن پر مغز زیر را بیان می دارد:

مسئله اساسی بودن واجب الوجود نیست،مهم آن است که بشر باید خود شخصا را باز یابد و یقین کند که هیچ چیز نمی تواند او را از خود رهایی دهد حتی اگر دلیلی بیابد که بودن واجب الوجود بر او ثابت گردد.

در قسمتی دیگر از کتاب یکی از بحث های اصلی فلسفه یعنی وجود و ماهیت را پیش می کشد و چنین بیان می دارد:
بشر حداقل تنها موجودی است که در آن وجود بر ماهیت مقدم است،موجودی که پیش از آنکه تعریفی از آن ممکن باشد وجود دارد.
این عبارت بدان معنا است که بشر ابتدا وجود می یابد،سپس متوجه وجود خود می شود،در جهان سر بر می کشد و سپس خود را می شناسد،یعنی تعریفی از خو می دهد.به طور خلاصه بشر هیچ است به جز آنکه از خو د می سازد.

نتیجه اصلی این تقدم وجود بر ماهیت مسئول بودن بشر در قبال طرحی است که از خود می سازد.

سارتر بشر را وانهاده می داند بدین معنا که به سبب انکار واجب الوجود مسئولیت کامل طرحی و تعریفی که از زندگی خود به دست می دهد با خویشتن است و جایی برای دست تقدیر باقی نمی ماند.به همین علت این جمله دکارت را نقل می کند:

به جای تسلط بر جهان، باید بر خود مسلط شد.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You