رضاشاه پهلوی در ترکیه، به روایت اسناد تاریخی

آنچه در این کتاب می خوانیم:
مقدمه
دعوت از رضاشاه پهلوی
دلایل سفر رضاشاه به ترکیه
بازتاب سفر در جراید خارجی
رضاشاه در آنکارا
رضاشاه و آتاتورک در آناتولی
رضاشاه و آتاتورک در اسکی شهیر
آتاتورک و رضاشاه در استانبول
رضاشاه در مسیر استانبول به ایران
بازتاب سفر رضاشاه در رسانه های ترکیه
گزارش های مجلس کبیر ملی ترکیه
بازتاب سفر رضاشاه در رسانه های ایران
بازتاب سفر رضاشاه به ترکیه در اروپا و آمریکا
بازتاب سفر رضاشاه در روزنامه های خاورمیانه
پیوست: زندگی و پادشاهی رضاشاه پهلوی
گزیده منابع تحقیقی
تصاویر

حق تکثیر: نشر الکترونیک: باشگاه ادبیات

» کتابناکهای مرتبط:
انقلاب ناتمام
هاشمی در سال 88
محمدرضا پهلوی، آخرین شاهنشاه 1980 - 1919

نسخه ها
PDF
حجم: 28 مگابایت
تعداد صفحات: 152
4.6 / 5
با 18 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 100
۱۳۹۹/۰۳/۰۷


پاسخنگارش دیدگاه
A_S
Member
نقل قول از micube:
آلبر کامو در مصاحبه ای می گوید "یک نویسنده در هر شرایطی که باشد، چه در چنگال استبداد، جه عجالتا بهره مند از آزادی، تنها به شرطی با جامعه ای که به او معنا می دهد همراه می شود که تا آنجا که توان دارد دو مسئولیت را بپذیرد: خدمت به حقیقت، خدمت به آزادی. ولی ابتدا حقیقت." منظور اینکه بدون حقیقت، آزادی نه تنها معنایی ندارد که حتی نمی تواند باشد. آزادی بدون حقیقت به مانند ظرف بی محتوا و توخالی ای خواهد بود، که افسار سوژه فاقد جهت خود را به دست چوپان می سپارد. شاید در این شرایط سخن گفتن از آزادی، سخن از اجتماعی حیوانی باشد که به این سو و آن سو می رمد. آنچه نیچه آن را رمه می خواند ...

واقعا مرزهای ربط دادن گودرز به شقایق را ایشان درنوریدیده است! نویسندگی و رمان نویسی چه ربطی به حجاب دارد؟ آلبر کامو آن را برای نوشتن گفته است. درپایان ایشان یک مغالطه‌ گر است، ایشان دارد مغالطه‌ی فضل‌فروشی می‌کند، علی اصغر خندان در مغالطات، صفحه‌ی 140 چنین می‌گوید:
«این مغالطه وقتی صورت میگیرد کسی با استفاده از کلمات ثقیل و پیچیده و به اصطلاح با قلنبه گویی سعی کند مخاطب خود را مرعوب نماید و چنین وانمود کند که او دارای مراتب فضل و کمال است و همه ی این حیله ها را برای پوشاندن خطا و عیب سخن انجام میدهد، مثلا اگر بخواهد بگوید هر انسانی خودش را دوست دارد، چنین بگوید:
حب الذات در انسان مفطور است و قاطبه انسانها جبلتا میل به جلب المنفعة و الدفع المضرة دارند.
کسی که واقعا دارای معلومات باشد و بتواند در موضوعی اظهار نظر صحیح درست بکند، در صدد است که اندیشه خود را هر چه بهتر به مخاطبان خود برساند به همین دلیل سعی خواهد کرد که ساده ترین بیان را برای انتقال مطالب خود انتخاب کند، اما کسی که حرفی برای گفتن نداشته باشد و معلومات او در موضوعی ناقص و بی اهمیت باشد کوشش خواهد که ضعف خود را با فضل فروشی جبران نماید، چنین شخصی امیدوار است وقتی که از کلمات ثقیل و واژه های طولانی و اصلاحات علمی استفاده کند، نزد دیگران باسواد و دانشمند جلوه کند ... گاهی نیز افراد فضل فروش سعی می کنند بگونه ای دیگر مراتب فضل و کمال خود را به رخ بکشند و یا به آن تظاهر کنند، مثلا بدون اینکه نیازی باشد، به شعر شاعران معروف یا غیرمعروف یا ذکر نام شاعر استناد میکنند و یا نام دانشمندان و مکاتب علمی و فلسفی به جا و بیجا بر زبان می آورند، بدین وسیله میخواهند به مخاطب خود بفهمانند که بله من کسی هستم که چنین مطالبی میدانم و خلاصه من باسودام پس حرفم را بپذیر. مخاطب ناآگاه که معنای لغات دشوار را نمیداند و استناد به اشعار یا کتابهای دانشمندان را متوجه نمیشود تحت تاثیر قرار میگرد و توجه کمتر به مفاد و محتوای سخن خواهد کرد و به همین علت ضعف یا خطای استدلال از او مخفی میماند، برای نمونه:
به قول ژان پل سارتر فیلسوف معروف اگزیستانسیالیست در مقدمه کتاب "ادبیات چیست" باید میخ را کوبید. ...»
اگر بروید آن بخش بخوانید کاملا متوجه می شود که این گوشتکوب خان کلا با نقل قولهای بیخود مانند ادعایی که چپها درباره ربط فاشیسم به از کاپیتالیسم یا چگونگی نویسندگی دارد پرگویی و بیهوده گویی کند، هرگاه ایشان مثل بچه آدم حرف زد، پاسخ هم میگیرد همانگونه که خونیرث، هرچند کاملا با حرفهاش مخالف هستم، ولی چون واضح دارد میگوید، پاسخ میگیرد ایشان هم میگرد، وگرنه با این ترهات سزاوار ریشخند هستند. درباره تفکر گله ای هم باید گفت تا آنجایی که اگر درست به یاد داشته باشم، منظور این ایست چون دیگری انجام میدهند من هم انجام بدهم نه اینکه نیاز داشته باشم، مانند همین سگ بازی است، دلیل مردم این است چون آمریکایی ها دارند ما هم باید داشته باشیم، وگرنه همه آدمها دوست در امورات شخصی خود آزاد باشند و به آن نیاز دارند. ایشان سخت نویسی فیلسوفانه را با دری وری نویسی جای هم گرفته است، ادا درآوردن و سفسطه کردن دال بر سواد نیست
نقل قول  
البته عمل باید در چهارچوب عقل باشد با حجاب اجباری بیشتر به بی حجابی و دین زدگی رسیدیم عقل سلیم حکم میکند مسیر دیگری را در پیش بگیریم تا به نتیجه بهتری برسیم البته فقط حجاب نیست مساله ازادی احزاب و .............. هم باید تجدید نظر شود حکومتها دو راه دارد یا اصلاحات را میپذیرند یا به قول عربها می رسند به مرحله ای به نام الثوره. دیگر قدرتمندتر از امریکا که نداریم که وارد فاز انقلابی شده به قول معروف بزرگان خواه پند گیرند خواه ملال
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از سپربلوط:
به قول ایت الله شریعمتداری قبل از انقلاب یک ایه داشتیم به نام یدخلون فی دین الله افواجا بعد از انقلاب یک مشت عقب مانده مذهبی کاری کردند که ایه تغییر محتوایی اش شد یخرجون فی دین الله افواجا یا علامه طباطباییی که هنگام شنیدن خبر شهادت دامادش گفت در جموری اسلامی فقط یک تن شهید شد ان هم اسلام بود


ما موظف به عملیم نه نتیجه!
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از A_S:

1 - منظور من از جنسی، سکسی بوده است که لفظ جنسی که برگردان فارسی آن است را برای ادب بکار بردم، منظورم بخش تناسلی نبود.
2 - همه جوامع بشری حتی آن جوامع ابتدایی آفریقایی کنون آن دو بخش را میپوشانند، برعکش شما بنده با علم چیزها را میسنجم، عورت نمایی Exhibitionism یک جور بیماری روانی هست، جامعه بر پایه سلامت روانی باید بچرخد.
3 - به من ربط دارد، چون اگر من مردی را با عورت لخت ببینم احساس خطر می کنم زیرا میدانم عقل در سرش نیست شاید بخواهد به بنده هم دست درازی بکند! جامعه باید امنیت مردم را تامین کند.
4 - این سوال تنها پاسخ ندارد، احساس تاسف هم دارد، این آقا فکر می کند، "حق زور گفتن به دیگران" هم وجود دارد. به شما کی حق داده است تحمیل کنید؟ دوست خیالی تان که در آسمان هست؟
5 - این سئول هم در 2 و 3 پاسخش داده شده است.
اکنون پرسشی که پیش می‌آید این است که ایشان می‌گویند زن و مرد یک بخش جنسی دارند، ولی پسرها هم مو دارند و موی و بازو پسرها هم برای دختران جالب است، حتی برخی از دختران عاشق ته ریش و ریش پسران هستند، ولی پسران عیبی ندارد دست و موی سر و صورت خود را نپوشانند، در اینجا هم معیار دوست خیالی تان باز هم درست نیست، همچنین طبق تعریف ایشان زنان و مردان بروند یکسره روبنده بزنند، زیرا لبهای زن برای مرد و لب های زن برای مرد هم برای کامگیری جذاب است. شاید اسلامگرایان به آن اندازه سست عنصر هستند که نمی توانند جلوی خودشان را در صورت معلوم بودن موی سر بگیرند ولی مردم بافرهنگ این چیزهای برایشان عادی است


خب اگر چنان منظوری از واژه جنسی داشته اید، اجازه دهید در چارچوب ادب مستتر در کلام شما گفتگو کنیم.

1-جالب است این سنجش علمی از جانب شما، شما را کنجکاو نکرد که چگونه این علم کذایی، اندام نمایی را بیماری روانی می داند ولی همجنس بازی را نه؟ جالب است بخشی از بدن زنان را شما جنسی می دانید و از "بخش های جنسی" سخن می کنید در حالی که از نظر عده دیگری ممکن است چنین نباشد. به هر حال نظر چه کسی؟

2-نه همه جوامع بشری دو بخش بدن را می پوشاندند -حتی کتیبه های بی لباس وجود فراوان دارد. قبرستان هایی از بخش تناسلی بدن وجود دارد- و نه امروزه همه جوامع می پوشانند. در نتیجه اتفاق نظری بر این زمینه نیست. حال چه باید کرد؟ پوشش دو بخش بدن اجباری شود؟

3-از نظر شما مردی که بدن نمایی می کند عقل در سرش نیست و ممکن است به شما آسیب برساند. زنی که چنین کند چطور؟

4-صد البته حق زور گفتن به دیگران وجود دارد. اصلا قانون یعنی زور و جبر! کسی که حق زورگویی برای نفع جمعی را نفی کند، احتمالا زیاد تعمق در مسائل نمی کند.

5-واقعا از این گفتگو لذت می برم. با دو بزرگوار هم صحبت شده ام. یکی می گوید پوشش در حد بوهمیایی ایراد ندارد و از پوشش کمتر باید ممانعت بعمل آورد. دیگری می گوید پوشش در حد بخش های جنسی بلااشکال است و برای بیش از آن باید از قوه قهریه استفاده کرد. تقریبا اطمینان خاطر دارم که اگر نظر همه اعضای فعال کتابناک را بپرسیم، هر کسی نظری می دهد که با دیگری متفاوت است. فکر کنم بهتر آن است که بجای اینکه نظر تقی یا نقی را بسنجیم، به نظر خدا رجوع کنیم که بر خلاف برداشت برخی از آقایان، نه تنها در آسمان است، که در زمین هم هست.

6-در پاسخ به پرسش شما باید گفت پوشش در اسلام، ربطی به جذاب بودن یا نبودن برای جنس مخالف ندارد. خدا که نفرمود پوشش را رعایت کنید بخاطر جنس مخالف! اسلامگرایان دستور الله را اجرا می کنند فارغ از اینکه عنصرشان سست یا مستحکم باشد. و فرموده الله؟ به آیه 31 نور و 59 احزاب مراجعه کنید.
نقل قول  
micube
Member
آلبر کامو در مصاحبه ای می گوید "یک نویسنده در هر شرایطی که باشد، چه در چنگال استبداد، جه عجالتا بهره مند از آزادی، تنها به شرطی با جامعه ای که به او معنا می دهد همراه می شود که تا آنجا که توان دارد دو مسئولیت را بپذیرد: خدمت به حقیقت، خدمت به آزادی. ولی ابتدا حقیقت." منظور اینکه بدون حقیقت، آزادی نه تنها معنایی ندارد که حتی نمی تواند باشد. آزادی بدون حقیقت به مانند ظرف بی محتوا و توخالی ای خواهد بود، که افسار سوژه فاقد جهت خود را به دست چوپان می سپارد. شاید در این شرایط سخن گفتن از آزادی، سخن از اجتماعی حیوانی باشد که به این سو و آن سو می رمد. آنچه نیچه آن را رمه می خواند.
همان روسری و مسئله حجاب جز با تاکید بر مسئله کلی، یعنی تعارض اصلی در جامعه، و جایگاه و شأن سوژه در دل این تعارض حل شدنی نیست. فردیت های رمه ای حتی قادر به درک واقعیت های بدیهی نیستتند، که چطور مسئله حجاب نه مسئله ای بیولوژیکی یا حقوقی (مو اندام نیست و غرغره کردن هایی از این دست) بلکه مسئله ای است در نسبت با امر کلی. بزرگترین نقدی که دارند تصحیح غلط های املایی و بکار بردن واژه های ارتجاع، و قافیه ساختن از micube و گوشتکوب است. بهتر است بگویند چرا چپ ارتجاعی است. هرچند آزادند که با توهین پاسخ دهند، در کل به .....
نقل قول  
به قول ایت الله شریعمتداری قبل از انقلاب یک ایه داشتیم به نام یدخلون فی دین الله افواجا بعد از انقلاب یک مشت عقب مانده مذهبی کاری کردند که ایه تغییر محتوایی اش شد یخرجون فی دین الله افواجا یا علامه طباطباییی که هنگام شنیدن خبر شهادت دامادش گفت در جموری اسلامی فقط یک تن شهید شد ان هم اسلام بود
نقل قول  
A_S
Member
نقل قول از Khwanirath:
خب برسیم به سخن شما:

1-اول که بدن زن و مرد، "بخش های" جنسی ندارد. بلکه فقط یک بخش جنسی دارد. پس جز بخش جنسی، بقیه بخش ها را می توان نپوشاند؟

2-حالا که گفته بخش جنسی را باید پوشاند؟ چه دلیلی دارد؟

3-به جنابعالی هم ربطی ندارد که یک نفر بخواهد اندام جنسی اش را بپوشاند یا نپوشاند. ربط دارد؟

4-چه کسی این حق را از ما گرفته که پوشش بخش غیرجنسی را به دیگران تحمیل کنیم؟ جنابعالی؟

5-اگر اجبار در پوشاندن بخش های غیرجنسی زورگویی علیه زنان است، اجبار در پوشاندن بخش جنسی زورگویی علیه ایشان نیست؟

1 - منظور من از جنسی، سکسی بوده است که لفظ جنسی که برگردان فارسی آن است را برای ادب بکار بردم، منظورم بخش تناسلی نبود.
2 - همه جوامع بشری حتی آن جوامع ابتدایی آفریقایی کنونی آن دو بخش را میپوشانند، برعکش شما بنده با علم چیزها را میسنجم، عورت نمایی Exhibitionism یک جور بیماری روانی هست، جامعه بر پایه سلامت روانی باید بچرخد.
3 - به من ربط دارد، چون اگر من مردی را با عورت لخت ببینم احساس خطر می کنم زیرا میدانم عقل در سرش نیست شاید بخواهد به بنده هم دست درازی بکند! جامعه باید امنیت مردم را تامین کند.
4 - این سوال تنها پاسخ ندارد، احساس تاسف هم دارد، این آقا فکر می کند، "حق زور گفتن به دیگران" هم وجود دارد. به شما کی حق داده است تحمیل کنید؟ دوست خیالی تان که در آسمان هست؟
5 - این سئول هم در 2 و 3 پاسخش داده شده است.
اکنون پرسشی که پیش می‌ آید این است که ایشان میگویند زن و مرد یک بخش جنسی دارند، ولی پسرها هم مو دارند و موی و بازو پسرها هم برای دختران جالب است، حتی برخی از دختران عاشق ته ریش و ریش پسران هستند، ولی پسران عیبی ندارد دست و موی سر و صورت خود را نپوشانند، در اینجا هم معیار دوست خیالی تان باز هم درست نیست، همچنین طبق تعریف ایشان زنان و مردان بروند یکسره روبنده بزنند، زیرا لبهای زن برای مرد و لب های زن برای مرد هم برای کامگیری جذاب است. شاید اسلامگرایان به آن اندازه سست عنصر هستند که نمی توانند جلوی خودشان را در صورت معلوم بودن موی سر بگیرند ولی مردم بافرهنگ این چیزهای برایشان عادی است
نقل قول  
Khwanirath
Member
قرار نیست جمهوری اسلامی کسی را مسلمان کند و هدایت با خداست. قرار است جلوی دهن کجی به احکام خدا در ملا عام گرفته شود و از رواج فحشای بزرگی مثل بی حجابی در سطح جامعه پرهیز گردد. آیات خدا برای فخرفروشی نیست. مطابق قرآن کریم، بی حجاب، بی عفت است. العیاذ بالله خدا مریض و فاسد است؟ شاید مریضی و فساد در خودمان باشد و آن را در خدا می بینیم.

مهم نیست عوام کالانعام در شیراز و قارپوز آباد چه می کنند. مهم این است که آنچه درست است پیاده شود. وقت خوش
نقل قول  
HamedOpeth
Member
برادر همین ج.ا بیشترین کمک را برای نابودی اسلام در ایران کرد همان گونه که رضامیرپنج به زور روسری از سر زن ها در آوردن نتوانست زن ها را بی حجاب کند ج.ا هم با اجبار نخواهد توانست کسی را مسلمان کند فقط کافیه آدم دنیا از یک کتاب نبیند و با واقعیت های جامعه اش زندگی کند این روزها کسی را سراغ ندارم به داشتن حجابش افتخار کند در شهر ما که یکی از بزرگترین شهرهای ایران هست همه از این اجبار بیزارند، اینکه نداشتن روسری را ربط بدهیم به بی اخلاقی نشان دهنده مغزی مریض و فاسد هست
همین چندروز پیش در شیراز مردم با پلیس بخاطره گیر دادن به حجاب برخورد کردند
چون بحث حتما روده درازی همراه خواهد بود از ادامه اش سرباز میزنم
نقل قول  
Khwanirath
Member
خب برسیم به سخن شما:

1-اول که بدن زن و مرد، "بخش های" جنسی ندارد. بلکه فقط یک بخش جنسی دارد. پس جز بخش جنسی، بقیه بخش ها را می توان نپوشاند؟

2-حالا که گفته بخش جنسی را باید پوشاند؟ چه دلیلی دارد؟

3-به جنابعالی هم ربطی ندارد که یک نفر بخواهد اندام جنسی اش را بپوشاند یا نپوشاند. ربط دارد؟

4-چه کسی این حق را از ما گرفته که پوشش بخش غیرجنسی را به دیگران تحمیل کنیم؟ جنابعالی؟

5-اگر اجبار در پوشاندن بخش های غیرجنسی زورگویی علیه زنان است، اجبار در پوشاندن بخش جنسی زورگویی علیه ایشان نیست؟

نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You