Hiweb

سوال و جواب های کتاب فرهنگ و تمدن اسلامی دکتر ولایتی

این فایل شامل تمام سوالات و جواب های کتاب « فرهنگ و تمدن اسلامی - دکتر ولایتی » می باشد .

بخش اول : کلیات
بخش دوم : زمینه های شکل گیری تمدن اسلامی
بخش سوم : شکوفایی علوم در تمدن اسلامی
بخش چهارم : سازمان های اداری و اجتماعی تمدن اسلامی
خش پنجم : هنر در تمدن اسلامی
بخش ششم : تاثیر تمدن اسلامی در تمدن غربی
بخش هفتم : علل بیرونی و درونی رکود تمدن اسلامی
بخش هشتم : خیزش ؛ اقتدار مجدد جهان اسلام
بخش نهم : علل متأخر رکود فرهنگ و تمدن اسلامی
بخش دهم : بیداری اسلامی

حق تکثیر: آزاد

» کتابناکهای مرتبط:
در محضر استاد - جلد 2
حق و حقوق زن در اسلام
مکتوبات امام ربانی شیخ احمد فاروقی سرهندی - جلد اول - قسمت اول

نسخه ها
PDF
حجم: 695 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 48
3.9 / 5
با 52 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 250
۱۳۹۵/۱۰/۱۷


پاسخنگارش دیدگاه
vforw
Member
نقل قول از Khwanirath:
نقل قول از vforw:تفکر شهادت طللی در یادگار زریران و شاهنامه مشهوده.

فرمودید که عرفان و تصوف ضد تمدن هستند! آن قدر با این جمله بیگانه ام که از آن عبور می کنم. به نظر شخصی شما احترام می گذارم و با آن مخالفم. بنده و شما در دو جهان مختلف زندگی می کنیم.

صد البته ترکان و مغولان تمدنی داشته اند. این تمدن هر چه در نگاه من و شما کوچک باشد؛ وجود آن را نفی نمی کند.

یادگار زریران و شاهنامه چه ارتباطی با شهادت طلبی دارند؟ این نحوه ارتباط دادن مسائل بی ربط حقیقتاْ مایه شگفتی ست. تا بدانجا که شاهنامه را هم نژادپرستانه می خوانید. دریغ!

ببینید من طبق گاهان این را دریافتم که اهوره‌مزدا زرتشت را بنابرخواسته اشه انتخاب کرد تا یادخدارا تبلیغ و دروجیان را آگاه کند و مانع از فراموشی خداپرستی و تباهی شود. این همان منظور پرستش است.
بنابر نوشته زیباکلام تو کتاب ما چگونه ما شدیم، مسلمانان بر فلسفه چیز چندانی نیفزودند بلکه آن را از گذشاه انتقال داده و بدون تغییرات اساسی آن را به غربیان منتقل کردند. این گویای همه چیز است. اصلا اسلام با فلسفه بی گانه است، فلسفه در بیشتر دوران ها حرام بود! شما در غزلیات حافظ سخنی از عقل نمیشنوید ولی تا بخوایید پر از دله. یعنی بجای کمک از مغزاز دل کمک میگیرند. من دیدم بیشتر آخوندا بالا منبر میگن فلسفه حرامه چون آخر به طبیعت ختم میشود نه به خدا! سهروردی هم گفته است که از متون پهلوی استفاده کرده و جالبه به دلیل اینکه گفته خدا میتونه پیامبر دیگه هم مبعوث کنه اعدام شد! شما هیچ مسلمانی نمیبیند که در کتب تاریخ فلسفه هم اندازه سقراط و ارسطو مهم باشه، در اروپا ما نام هیچ مسلمان فلسفه دان را نمیشنویم. مولاصدرا هم موقعی اومد که تمدن اسلامی خیلی وقته تموم شد!
مشهد اتفاقا زمانی ساخته شد که دوران تمدن به اصطلاح اسلامی تمام شد. ما در دوران طلایی اسلام شهرسازی قابل توجهی نمیبینیم، فقط شهرها توسعه میافتن، شما نام چند شهر نورا از سقوط ساسانی تا حمله مغولان بگویید.
درباره نام خراسان بحث های مختلفی وجود دارد. من فقط نمیدانم فنیقی ها کجا خراسانی ها کجا. فنیقی ها که کنار مدیترانه بودند و چگونه ریشه نامش بجای رسوخ در دیگر مناطق فقط به شرق راه یافت! شما کاخ اردشیر بابکانو نگاه کنید و با مساجد اولیه ایران مقایسه کنید. دقیقا کپی هم، حالا هنر تکامل پیدا میکند دیگر و شیو های جدیدی بکار میگیرند اما تمام این شیوه ها ریشه‌ای ایرانی دارند و شاید با روم شرقی هم تلفیقی شده باشد اما بیشتر معمارهای زبردست ایرانی بودند. اصلا عرب که سواد را اسباب تحقیر میدانست به حساب چه بود. در تاریخ تمام مستوفیان که ایرانی بودند و معمارهاهم اکثر ایرانی.
عرفان و تصوف قطعا ضدتمدن بودند. ببخشید اینو میگویم ولی اکثر بزرگان صوفی، تنبل های دیوانه ریشوی بچه باز همجنسگرا بودند (درقضیه همجنسگرایی به شمس تبریزی توجه کنید) طرف فقط کارش ریاضت بود بعد چندسال به دروغ میگه بلدم کارای عجیب کنم! صوفی ها بیشتر مرتاض بودن تا فیلسوف. در دوران ایلخانی همیشه میگویند که گوشه‌گیری اکثر مردم باعث رشد خانقاه و مفت خوری شد و چراغ خرافات روشن و علم خاموش شد. تصوف یک اندیشه احمقانه بود برنظر من.
قضیه تمدن هم باید بگم شما میگید تمدن اسلامی نه عربی. زبان هم با تمدن فرق داره. آدم میتونه با فرهنگ زبانشو گسترش بده و هم با کشتار و سر بریدن! چیزی که بیشتر افراد سانسور میکنند
یعنی از نظر شما داستان آرش و دیگران مشهود این قضیه نیست؟ قضیه گرامی کرد و بالا بردن پرچم هنگام خونریزی نمون آن نیست؟ این بیت فردوسی گواه نیست؟
اگر سربه سر، تن به کشتن دهیم‌ از آن به که کشور به دشمن دهیم
نقل قول  
sepideh201
Member
نقل قول:
... خط نیز از خط کوفی برداشته شده که تغییر یافته خط پهلوی است...

جنابعالی سعی بیهوده در تحریف تاریخ دارید! این چیزها توسط دانشمندان مدتهاست که ثابت شده اند و با این تلاشهای شما قابل تحریف نیستند!
خط پهلوی از خط آرامی گرفته شده است.
خط عربی نیز از خط سریانی گرفته شده است که آن هم خود از خط آرامی و تدمری نشات گرفته است.
نقل قول  
norhana
Member
شاخه های اسلام شیعی ریشه هایی مزدایی دارد نه آن گونه که رونوشتی از آن باشد بلکه به آن جهت که از یکتایی او امر مشتت صادر نمی شود :

.... مقدس باد فرشته ی هورخش خورشید بزرگ آفریده او که تاریکی را می زداید و او شاه ملکوت کیهان است. در این عالم آشکار رئیس آسمان است و روز به امر او درست می‌شود که خداوند فرموده است خورشید مثال شکوه من است و شعاع شهریر (فرشته مدبر خورشید) است و شهریر نوری است که پیش من گرامی است. در باب هیچ امری بزرگتر و گرامی‌تر از بهمن من داوری ای نداده‌ام. بهمن اولین نوری است که من آن را آفریدم و ذات خویش را در آن نهادم. کمال خود را در ذات او قرار دادم، من به وسیله بهمن این نظام استوار کیهان را سازمان دادم و ابداع کردم. دروود بر بهمن و آل بهمن» ....

الواردات و التقدیسات برگردان از متن عربی (واژگان خاص در متن در ترجمه تغییر داده نشده)


که اوّل چیزی که حق سبحانه و تعالی بیافرید گوهری بود تابناک، او را عقل نام کرد که اوّل ما خلق الله تعالی العقل و این گوهر را سه صفت بخشید: یکی شناخت حق و یکی شناخت خود و یکی شناخت آنکه نبود پس ببود. از آن صفت که به شناخت حق تعالی تعلق داشت حسن پدید آمد که آنرا نیکوئی خوانند و از آن صفت که به شناخت خود تعلق داشت عشق پدید آمد که آن را مهر خوانند و از آن صفت که به نبود پس ببود تعلق داشت حزن پدید آمد که آنرا اندوه خوانند و از این هر سه از یک چشمه‌سار پدید آمده‌اند و برادران یکدیگرند.
«فی حقیقه العشق»



قطعه یکم مهریشت : «اهوره مزدا به زردشت سپیتمان گفت: من که مهر بخشنده چراگاههای فراخ را بیافریدم ... او را همانند خویش پرستیدنی و نیایش کردنی آفریدم ... .»
«که در شهرستان ازل پرورده شده است». از جمله در قطعه‌ی شانزدهم مهریشت از مهر به عنوان «ایزد مینوی» نام برده شده است.
«سطان ازل و ابد، شحنگی کونین بدو ارزانی داشته است.» در قطعه صد و سوم مهر یشت آمده است: «اهورامزدا او را (:مهر را) نگهبان و پاسبانی آفرید که کمال یافتن همه جهان از اوست.» و در قطعه‌ی نود و سوم آمده است: «ای مهر بخشنده‌ی چراگاههای فراخ، ما را در دو عالم چسمانی و روحانی از دست مرگ نابکار و خشم نابکار ... نگاه‌دار.»
و این شحنه هر وقتی بر طرفی زند.» در قطعه‌ی شصت و پنجم مهریشت آمده است: «او (:مهر ایزد) با گرودنه‌ی مینوی بلند چرخ خویش روان می‌گردد از اقلیم شرقی به اقلیم مرکزی درخشان.».....

نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از vforw:
تفکر شهادت طللی در یادگار زریران و شاهنامه مشهوده.


بنده هم عرض نکردم حضرتعالی نژادپرست هستید. گفتم واژه نژادپرستی را اشتباه دریافت می کنید. نژادپرستی برتری دادن یک نژاد به نژاد دیگر است. قرار نیست که ما واژگان را مطابق میل و نظر خودمان ترجمه کنیم. تعریف شما از نژادپرستی چنان و چنین است به این معنا نیست که معنای آن واژه چنین و چنان است.

چند وقت پیش در همین تارنگار یکی از پسته های بی مغز پیدا شده بود که می سرود که "همجنس بازی" توهین است و همجنس گرا باید گفت. تو گویی علی اکبر دهخداست و بناست واژه فارسی به میل ایشان و مطابق برداشت مغز عقب مانده ایشان تغییر یابد. دقت کنید اگر سخنی می گوییم که نظر شخصی است؛ حتما در ابتدای گفتگو آن را ذکر کنیم. دیگران به لغت نامه فردی من و شما آشنا نیستند و قضاوت ایشان بر آن مبنا نیست.

فرمودید پرستش خدا یعنی "پاسداری کردن یادخدا دربرابر بی خدایان"! نمی دانم چند علامت تعجب باید بگذارم. برادر بزرگوار؛ یعنی وقتی در خفا خدا را عبادت می کنید (و نه در برابر بی خدایان) در حال پرستش نیستید؟ البته که هستید و این تعریف هم من در آوردی و بسیار بسیار دور از ذهن و صد البته اشتباه مطلق است. البته مناسب ترین واژه برای معادل سازی واژه عبادت؛ بندگی ست ولی پرستش امروزه با پرستاری کردن دیروزه متفاوت است.

و چه سخنانی می شنوم. اندیشه و فلسفه اسلامی؛ کپی برداری از اندیشه های ایران باستان بود؟ من البته می پذیرم که باور شیعی بسیار تاثیرپذیرفته از اندیشه های کهن ایرانی ست ولی دیگر فلسفه اسلامی؟؟
مایلم بدانم از منظر حضرتعالی کجای اسفار مولی صدرا و آواز پر جبرئیل سهروردی ناشی از اندیشه ایران باستان است؟ چقدر شناخت به اندیشه ایران کهن دارید؟ و تا چه اندازه فلسفه اسلامی می دانید؟ همین مانده که مکاشفات ابن عربی غافل از همه جا را به زرتشت نسبت دهید.

بغداد نام ایرانی دارد. مشهد هم نام عربی دارد. چه ارتباطی به بحث ما دارد؟ بنده نگفتم شهرسازی از تمدن اسلامی ناشی می شود. عرض کردم تمدن از جمله شامل شهرسازی هم می شود.

اجازه دهید دقیق تر شویم. به خراسان بنگریم. از دو کلمه خور (واژه ای فارسی به معنای خورشید) و آسان (واژه ای با ریشه فنیقی به معنای بر آمدن خورشید که در کلمه آسیا نیز بکار رفته) تشکیل می شود. تمدن فنیقی! بحث من بر سر صرف نام نیست. سخن از معماری اسلامی بود که با دقت به مساجد و گنبد و مناره منظورم را خواهید دانست.

فرمودید که عرفان و تصوف ضد تمدن هستند! آن قدر با این جمله بیگانه ام که از آن عبور می کنم. به نظر شخصی شما احترام می گذارم و با آن مخالفم. بنده و شما در دو جهان مختلف زندگی می کنیم.

صد البته ترکان و مغولان تمدنی داشته اند. این تمدن هر چه در نگاه من و شما کوچک باشد؛ وجود آن را نفی نمی کند.

یادگار زریران و شاهنامه چه ارتباطی با شهادت طلبی دارند؟ این نحوه ارتباط دادن مسائل بی ربط حقیقتاْ مایه شگفتی ست. تا بدانجا که شاهنامه را هم نژادپرستانه می خوانید. دریغ!
نقل قول  
vforw
Member
نقل قول از Khwanirath:
نقل قول از vforw:
وانگهی اینکه معنای تمدن اسلامی را متوجه نمی شوید هم سخن عجیبی است. تمدن مجموعه ای از شیوه ی زیست انسانی ست که شامل افکار، ادبیات، فلسفه، فکر، دین، شهرسازی، جاده سازی، پول رایج، خط و هزار نمونه دیگر می شود.
چگونه می توانید به عرفان و تصوف اسلامی به عنوان یکی از ارکان تمدن بی توجه باشید. اندیشه های مولانا جز از اسلام، از چه چیزی منبعث شده است؟ تفکر و زیست شیعی جز از مجرای اسلام می گذرد؟ معماری مساجد با معماری آتشکده ها یکی ست؟ زبان فارسی و دخول فراوان اصطلاحات و اساطیر اسلامی در آن را چگونه توجیه می کنید؟ تفاوتی بین جنگ های صلیبی با جنگ ایران و روم نمی بینید؟ ساخت مسجد، فرهنگی عربی ست یا اسلامی؟ تفکر"شهادت طلبی" را در عرصه ملی می توان دید یا اسلامی؟
این سخنان عجیب اگرچه از برخی حضرات بعید نیست، ولی از جنابتان و جناب نیکدوست انتظار نمی رود.

من خودمو نژادپرست اولا ننامیدم گفتم که معنی نژادپرستی معنی بدی نیست، نژادپرستی هم یکی از تفکرات ایرانی است، نصف شاهنامه و اوستا درباره خون و نژاد و بیضه است، قضیه پرستش خداهم باید گفت اولا کلا گذاشتن پرستش بر آن اشتباه است، دوما پرستش خدا یعنی پاسداری کردن یادخدا دربرابر بی خدایان.
پرسش بعدی، والا اندیشه و فلسفه کپی از اندیشه های ایران باستان بود و تمدن اسلامی چیزی به اون نیفزود، خط نیز از خط کوفی برداشته شده که تغییر یافته خط پهلوی است، شهرسازی هم باید گفت که خود ایرانیان برای خود شهرساختن و برای اعراب، همین بغداد حتی نام ایرانی دارد.
عرفان و تصوف اتفاقا ضدتمدن هستند، یعنی میگویند فقط بشینید و دعا کنید انشاالله خدا روزی رساند. عرفان از تمدن نمیباشد. معماری آتشکده های پیش از اسلام درست عین مسجد بود، همین مسجد تاریخانه اوایل آتشکده بود. قضیه دخول اصطلاحات و واژگان بیگانه، مغولان و ترکان نیز اصطلاحات و واژگانشان را اندرون فارسی نموده‌اند یعنی قبلا تمدن داشتند؟ تفکر شهادت طللی در یادگار زریران و شاهنامه مشهوده.
نقل قول  
nikdoost
Member VIP
vforw گرامی؛
تمدن ها از یکدیگر الگو برداری نمی کنند، پرستش به معنای پرستاری هم نیست، قیدِ عرفان و تصوف اسلامی به عنوان یکی از ارکان تمدن نیز اشتباه محض است، عرفان هیچ ربطی به تمدن ندارد، گاهی
عرفان برای پیوستگان به آن؛ تیره روزی و غرق شدن در حوائج غیر ضروری است به مانند درویشان سبیلو که یا بیعارند یا نان در خانه ندارند و با دریوزگی و با عرفان معنا شده در نزد عوام روزگار می گدرانند
چه تـیره شـود مّـرد را روزگـار
همه آن کند کّش نیاید به کار
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از vforw:

بله، قطعا تمدن ها ازهم الگو برداری میکنند، ولی نه تمدنی که همه معماری و کتاب هایش توسط تمدن قبلی نوشته شده باشد. بنظرشما اعرابی که باسوادان را مسخره میکردند، میتوانستند تمدن بیافرینند؟ تمدن ها الگو برداری میکنند نه کپی از هم میکنند.
درضمن بنده معنی تمدن اسلامی را نمیفهمم، مگر مذاهب بر تمدن و کیفیتش تاثیر میگذارند، چرا به معماری روم شرقی معماری مسیحی نمیگویند یا به هنر ایرانیان هنر زرتشتی نمیگویند یا چرا به فرهنگ هند و چین، فرهنگ بودایی نمیگن. این اصطلاحی غلط است.
درضمن کاری ندارم شما مرا نژاد پرست میخوانید، ولی نژادپرست خوب است، نژادستیز بداست. پرست به معنی حفاظت و پاسداری است، از این پس کلماتی که انتخاب میکنید با این معانی ببینید، درضمن کدام قسمت حرف هایم نژادستیزی‌است. من میگویم تمدن نو ایران را به نفع اعراب مصادره نکنید.


البته که پرستش به معنای پرستاری کردن است. ولی وقتی کسی خداوند را می پرستد در حال پرستاری و پاسداری از خداست؟ البته که نه. این کلمه در عرف تغییر یافته است و وقتی کسی نژادپرستی را نفی می کند، در حال انتقاد به دفاع مطلق از یک نژاد و نفی سایرین و نیز دشمنی با سایر نژادهاست.
وانگهی اینکه معنای تمدن اسلامی را متوجه نمی شوید هم سخن عجیبی است. تمدن مجموعه ای از شیوه ی زیست انسانی ست که شامل افکار، ادبیات، فلسفه، فکر، دین، شهرسازی، جاده سازی، پول رایج، خط و هزار نمونه دیگر می شود.
چگونه می توانید به عرفان و تصوف اسلامی به عنوان یکی از ارکان تمدن بی توجه باشید. اندیشه های مولانا جز از اسلام، از چه چیزی منبعث شده است؟ تفکر و زیست شیعی جز از مجرای اسلام می گذرد؟ معماری مساجد با معماری آتشکده ها یکی ست؟ زبان فارسی و دخول فراوان اصطلاحات و اساطیر اسلامی در آن را چگونه توجیه می کنید؟ تفاوتی بین جنگ های صلیبی با جنگ ایران و روم نمی بینید؟ ساخت مسجد، فرهنگی عربی ست یا اسلامی؟ تفکر"شهادت طلبی" را در عرصه ملی می توان دید یا اسلامی؟
این سخنان عجیب اگرچه از برخی حضرات بعید نیست، ولی از جنابتان و جناب نیکدوست انتظار نمی رود.
نقل قول  
vforw
Member
نقل قول از sepideh201:
نقل قول:
این یک رفتار متناقض است که برخی از ما ایرانیان داریم، که از یک طرف خود را متمدن و دارای فرهنگ غنی ای بدانیم و از طرفی اینگونه رفتار نژادپرستانه ای داشته باشیم!
گام نخست در اصلاح رفتارمان این است که ایرادهای خود را بشناسیم و انکار نکنیم!

بله، قطعا تمدن ها ازهم الگو برداری میکنند، ولی نه تمدنی که همه معماری و کتاب هایش توسط تمدن قبلی نوشته شده باشد. بنظرشما اعرابی که باسوادان را مسخره میکردند، میتوانستند تمدن بیافرینند؟ تمدن ها الگو برداری میکنند نه کپی از هم میکنند.
درضمن بنده معنی تمدن اسلامی را نمیفهمم، مگر مذاهب بر تمدن و کیفیتش تاثیر میگذارند، چرا به معماری روم شرقی معماری مسیحی نمیگویند یا به هنر ایرانیان هنر زرتشتی نمیگویند یا چرا به فرهنگ هند و چین، فرهنگ بودایی نمیگن. این اصطلاحی غلط است.
درضمن کاری ندارم شما مرا نژاد پرست میخوانید، ولی نژادپرست خوب است، نژادستیز بداست. پرست به معنی حفاظت و پاسداری است، از این پس کلماتی که انتخاب میکنید با این معانی ببینید، درضمن کدام قسمت حرف هایم نژادستیزی‌است. من میگویم تمدن نو ایران را به نفع اعراب مصادره نکنید.
نقل قول  
sepideh201
Member
نقل قول:
ما تمدن ایرانی اسلامی نداریم...

این نوشته خود شما بود! بنده نگفتم! و اصلا بحثی راجع به آن نکردم!
نقل قول:
...تمدن به اصطلاح اسلامی هم تلفیقی از تمدن ایران باستان با روم شرقی بوده است...

همه تمدن ها از دستاوردهای تمدن های قبل از خود بهره می برند، همانگونه که تمدن هخامنشیان نیز از تمدن های بین النهرین و یونان و .... بهره بره است و تمدن اروپاییان پس از قرون وسطی نیز از تمدن اسلامی و ... بهره برده است...
اما ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، تمدن اسلامی وجود داشته است! و ما نمی توانیم منکر آن بشویم، تمدن اسلامی از تمدن های ایران و یونان و بین النهرین و ... بهره برده است، اما وجود داشته است و اختراع هانری کوربن هم نبوده است! بنده منشا این انکار را نمی فهمم و دلیلی برای انکار واقعیات تاریخی نمی بینم! به جز عرب ستیزی برخی از ایرانیان که وجهه ای از یک تفکر نژادپرستی است و امروزه جایگاهی در هیچ جامعه توسعه یافته ای ندارد!
این یک رفتار متناقض است که برخی از ما ایرانیان داریم، که از یک طرف خود را متمدن و دارای فرهنگ غنی ای بدانیم و از طرفی اینگونه رفتار نژادپرستانه ای داشته باشیم!
گام نخست در اصلاح رفتارمان این است که ایرادهای خود را بشناسیم و انکار نکنیم!
نقل قول  
sepideh201
Member
نقل قول:
ما تمدن ایرانی اسلامی نداریم...

این نوشته خود شما بود! بنده نگفتم! و اصلا بحثی راجع به آن نکردم!
نقل قول:
...تمدن به اصطلاح اسلامی هم تلفیقی از تمدن ایران باستان با روم شرقی بوده است...

همه تمدن ها از دستاوردهای تمدن های قبل از خود بهره می برند، همانگونه که تمدن هخامنشیان نیز از تمدن های بین النهرین و یونان و .... بهره بره است و تمدن اروپاییان پس از قرون وسطی نیز از تمدن اسلامی و ... بهره برده است...
اما ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، تمدن اسلامی وجود داشته است! و ما نمی توانیم منکر آن بشویم، تمدن اسلامی از تمدن های ایران و یونان و بین النهرین و ... بهره برده است، اما وجود داشته است و اختراع هانری کوربن هم نبوده است! بنده منشا این انکار را نمی فهمم و دلیلی برای انکار واقعیات تاریخی نمی بینم! به جز عرب ستیزی برخی از ایرانیان که وجهه ای از یک تفکر نژادپرستی است و امروزه جایگاهی در هیچ جامعه توسعه یافته ای ندارد!
این یک رفتار متناقض است که برخی از ما ایرانیان داریم، که از یک طرف خود را متمدن و دارای فرهنگ غنی ای بدانیم و از طرفی اینگونه رفتار نژادپرستانه ای داشته باشیم!
گام نخست در اصلاح رفتارمان این است که ایرادهای خود را بشناسیم و انکار نکنیم!
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You