Hiweb

اشتباه بزرگ ملی شدن نفت

.
ملی شدن نفت در ایران یک رویداد بزرگ سیاسی-اقتصادی بود که پیامدهای مهم به دنبال داشت. این رویداد دارای ذیشه های گشیده قوی در رقابت اقتصادی نفتی آمریکا و انگلیس و در سیاست داخلی و خارجی ایران بود و پیامدهای آن از دیدگاه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و منطقه ای آثاری پدید آورد که برای ایران عواقب بسیار به دنبال داشت. درباره ملی شدن نفت تاکنون از سوی صاحب نظران و پژوهشگران خارجی و ایرانی چندین کتاب عرضه شده است. کتاب حاضر نیز پژوهشی است در این زمینه که بر پایه اسناد و مدارک و مآخذ بسیار فراهم گردیده و به خواننده ارجمند کتاب تقدیم می گردد. داوری نهایی پس از مطالعه کتاب با خواننده نکته سنج کتاب خواهد بود.

حق تکثیر:
ت‍ه‍ران‌: ک‍ت‍اب‌س‍را‏‫، ۱۳۷۱

» کتابناکهای مرتبط:
نظریۀ برخورد تمدن ها: هانتینگتون و منتقدانش
جاده غرب
جغرافیا سال چهارم دبیرستان نظام قدیم سال تحصیلی 1346

نسخه ها
PDF
حجم: 50 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 345
4.2 / 5
با 67 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 36
۱۳۹۳/۰۵/۱۴


پاسخنگارش دیدگاه
aryoua
Member
نقل قول از black Knight: «مطمئنی؟ تا حالا قانون اساسی مشروطه رو از دور هم ندیدی اینطور که مشخصه اصل 46 متمم قانون اساسی مشروطه ایران حق عزل و نصب رو صریحا از اختیارات شاه اعلام کرده»

اصل چھل و ششم :عزل و نصب وزراء به موجب فرمان ھمایون پادشاه است.
اصل شصت و ھفتم :در صورتی که مجلس شورای ملی یا مجلس سنا به اکثریت تامه عدم رضایت خود را از ھیات وزراء یا وزیری اظھار نمایند آن ھیات یا آن وزیر از مقام وزارت منعزل می شود.

همانطور که می بینید در قانون اساسی مشروطه عزل و نصب وزرا و نه رئیس الوزرا و هیأت وزرا به موجب دستور شاه بوده است. اصل 67 اختیار عزل هیأت وزرا را برای مجلس شورای ملی یا مجلس سنا می داند. اگر عزل هیأت وزرا همزمان جزء اختیارات شاه و مجلسین بود به صراحت این را بیان می کردند.
البته پاسخ دادن به برادر سایبری پهلوی پرست که آگاهانه جعل می کند، فایده ای ندارد بلکه برای توجه ناظران بی طرف که گاهی اینجا می آیند این چند خط را نوشتم.
نقل قول  
beniii
Member
تاریخ ایران پیش از اکتشاف نفت، پر از اشتباهات و ندانم کاری هاست. متاسفانه پس از ورود پول های نفتی هم وضع به همون منواله. به نظرم کتاب جامعه شناسی نخبه کشی اثر جناب علی رضا قلی، جواب ابهامات ما رو در زمینه هایی مثل این، که کشوری مثل ما و شبیه ما بهش گرفتاره، میده.
نقل قول  
Aligh20
Member
نقل قول از Behruz67:

مشکل تک محصولی بودن به بنیه‌ی اقتصادی یک کشور خاص مربوط میشه ولی استمرار آن در واقع به سیاست‌های داخلی که معمولا سرسپرده‌ی سیاست‌های ابرقدرت‌ها هستند ارتباط داره. حاکمیت استبدادی هم شیوه‌های بسنده‌ی کشورهای دیگه بوده که خواهان «جزیره‌ی ثبات» در حوزه‌های مختلف برای داشتن بازار وسیع بودند (و در عین حال برای انتقال بحران‌های اقتصادی خود به کشورهای جهان سوم). متاسفانه نقش فعال دخالت کشورهای خارجی در کامنت‌های شما غایبه. منکر نقش استبدادی داخلی نیستم ولی معتقدم اگر حمایت کشورهای خارجی از حاکمیت داخلی این کشورها نبود خود مردم این کشورها می‌تونستند از پس دولت‌های‌شان بر بیایند (اینکه به کجا می‌رسیدند نیز یک موضوع دیگرست!).
با این حال از کامنت شما این مفهوم گرفته میشه که ظاهرا شما وضعیت کنونی سوریه و عراق و لیبی که داغان شده‌اند رو به وضعیت قبلی آن (مبنی بر دیکتاتوری یک نفره) ترجیح می‌دهید؟! آیا این وضعیت ماقبل شبیه دوران سلطنت شاهی نبود که باید از هم می‌پاشید؟! بگذریم، به حاشیه رفتیم. فعلا روز خوش.


حاکمیت استبدادی,جنگ و کودتا همگی به روابط و مناسبات اقتصادی مربوط و تابع آن و در جهت آن است و همگی بنظرمن مخرب و منفی است و تاکید من بر این بود که اگر این کشورها به طرف ملی سازی و دولتی سازی و این برنامه های مربوطه نمیرفتند با فشارهای مختلف جنگ,کودتا و غیره روبرو نمیشدند اما رهبران پوپولیست, ایده آلیست و مستبد با این راه و بلوک بندی مقابل بازار جهانی کشورشان را به طرف ویرانی کشاندند این درباره پهلوی ها در ماجراهای بلوک بندی با نازی ها دوره پهلوی اول و اتوپیای تمدن بزرگ پهلوی دوم هم صدق میکند که همین راه مشابه مصدقی را رفتند و سقوط کردند,مطمئنا وضعیت آنچه قبل و بعد آن تحولات بوده هر دو تراژدیک و درگیر مشکلات و بحران های دوران خود است و هیچ کدام قابل دفاع نیست و باید تلاش کرد همواره راه سومی را پیدا کرد.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از Aligh20:
البته باید توجه داشت که دوران مصدق فروش و معامله نفت به خود امریکا هم متوقف نشد در قبال کمک های طرح مارشال که ایران از زمان قوام دریافت میکرد بنابراین با مجموعه ای از سیاست ها روبرو هستیم که از زمان قوام به تدریج شروع میشود و در واقع مصدق هم به دنباله سیاست های او چشم کمک به امریکا دوخته بود چون از طرف دیگر در حالت" ملی" شده هم یک کشور برای فروش نفت مجبور به پذیرش تجارت جهانی با خارج و بازار جهانی و پذیرش قواعد و نورمهای آنها است وگرنه مورد تحریم,فشار,جنگ و کودتا قرار میگیرد

با این نکته موافقم چرا که هیچ کشور مدرن نمی‌تونه مانند یک جزیره‌ی منفرد و جدا از سیستم اقتصادی جهان وجود داشته باشه. مصدق هم مانند خیلی سیاست‌مداران دیگه در پی استفاده از اختلافات قدرت‌های بزرگ به نفع سیاست‌های خودش بود که به جایی نرسید (که شاه هم بعدا به نوعی همین سیاست رو با دوستی با روسیه و شرکت در کشورهای غیرمتعهد و ... ادامه داد) .
نقل قول از Aligh20:
در عین حال این سیاست مشروط به افزایش درآمدهای نفتی یک قشر رانتخوار وابسته به دولت هم شکل میدهد

این نکته هم درسته ولی این موضوع حتی در کشورهایی که نهادهای خصوصی یا مالتی‌نشنال در صدرند نیز انجام میشه و از ویژگی‌های کنترل دولتی نیست. افتضاحات و بخور بخورهایی که در کشورهای به اصطلاح جهان اول گاها به گوش میرسه فقط مثال‌های کوچکی از این مسئله رو نشون میدن.
نقل قول از Aligh20:
و تمامی قوای اقتصاد را تک محصولی وابسته به نفت و نوسانات جهانی قیمت آن میکند در واقع یک اقتصاد بیمار زامبی که مدام با شوک قیمت نفت حرکت یا ایست میکند. ایضا عامل استبداد نیز هست ,عراق صدام, لیبی قذافی,سوریه اسد و ونزوئلا نمونه دیگری از این مثال ها است که مثلا ونزوئلای چاوز بعد ملی سازی و دولتی سازی ها به تدریج با افت قیمت جهانی نفت اقتصاد تک محصولی و وابسته به نفتش متلاشی شد و آن کشور دچار دو دهه قحطی و رکود تورمی شده که هنوز ادامه دارد.لیبی قذافی هم مانند سوریه اسد بعد دهه ها اواخر بعد فروپاشی شوروی رو به بازار جهانی اوردند به اشکال متفاوتی چون در غیر این صورت با تداوم تحریم ها یا جنگ و کودتا روبرو میشدند.

مشکل تک محصولی بودن به بنیه‌ی اقتصادی یک کشور خاص مربوط میشه ولی استمرار آن در واقع به سیاست‌های داخلی که معمولا سرسپرده‌ی سیاست‌های ابرقدرت‌ها هستند ارتباط داره. حاکمیت استبدادی هم شیوه‌های بسنده‌ی کشورهای دیگه بوده که خواهان «جزیره‌ی ثبات» در حوزه‌های مختلف برای داشتن بازار وسیع بودند (و در عین حال برای انتقال بحران‌های اقتصادی خود به کشورهای جهان سوم). متاسفانه نقش فعال دخالت کشورهای خارجی در کامنت‌های شما غایبه. منکر نقش استبدادی داخلی نیستم ولی معتقدم اگر حمایت کشورهای خارجی از حاکمیت داخلی این کشورها نبود خود مردم این کشورها می‌تونستند از پس دولت‌های‌شان بر بیایند (اینکه به کجا می‌رسیدند نیز یک موضوع دیگرست!).
با این حال از کامنت شما این مفهوم گرفته میشه که ظاهرا شما وضعیت کنونی سوریه و عراق و لیبی که داغان شده‌اند رو به وضعیت قبلی آن (مبنی بر دیکتاتوری یک نفره) ترجیح می‌دهید؟! آیا این وضعیت ماقبل شبیه دوران سلطنت شاهی نبود که باید از هم می‌پاشید؟! بگذریم، به حاشیه رفتیم. فعلا روز خوش.
نقل قول  
madanicivi
Member
نقل قول از beharan:
همیشه باید به اتفاقات گذشته یک نگاه دیگر انداخت. هر اتفاق در کنار نقاط مثبتش ممکن است نتایج دیگری هم داشته باشد. معمولا گذشت زمان این را ثابت کرده.

دوست گرامی
ایا اطلاعی از نحوه دسترسی به فرمت pdf کتاب وزین
تاریخ بیست ساله ایران اثر شادروان حسین مکی
دارید
سپاس
نقل قول  
beharan
Member
همیشه باید به اتفاقات گذشته یک نگاه دیگر انداخت. هر اتفاق در کنار نقاط مثبتش ممکن است نتایج دیگری هم داشته باشد. معمولا گذشت زمان این را ثابت کرده.
نقل قول  
Aligh20
Member
نقل قول از Behruz67:
نقل قول از Aligh20:این مصاحبه از دکتر غنی نژاد هم پیرامون تایید کتاب فوق قابل توجه است
http://tarikhirani.ir/fa/news/36/bodyVie...9%86%D9%85.html
این آقا دکتر از همه چی صحبت کرده و در عین حال چیز خاصی هم نگفته ولی شاید ایرادگیری اصلی ایشون رو در این دید که:
نقل قول:... نباید از این نکته غافل شد که روی دیگر ملی کردن صنایع٬ محروم کردن بخش خصوصی از مالکیت و مدیریت است، بنابراین تفاوتی میان ملی کردن یا دولتی کردن صنایع وجود ندارد. ... آقای مصدق و دوستان ایشان در جریان دولتی‌ کردن صنعت نفت ایران ضربه سنگینی به اقتصاد ما زدند که هنوز آثار این ضربه در اقتصاد ما مشهود است.
و این ضربه سنگینی که مصدق به اقتصاد وارد کرد ظاهرا این بود:
نقل قول:... نفت دولتی موجب بزرگ شدن بیش از حد دولت و بسط ید اقتصادی آن بر کل جامعه شده و از رشد بخش خصوصی واقعی و نهادهای مدنی مقوم آزادی و حقوق انسانها جلوگیری کرده است. ناکارآمدی نفت دولتی به قدری است که این موضوع دیگر جای بحث هم ندارد چون حتی دولتی‌های ما هم این واقعیت را پذیرفته‌اند و درصدد هستند تا آنجا که می‌توانند صنعت نفت را خصوصی کنند.
ظاهرا یادشون رفته که سرمایه‌داری مدرن در اشکال دولتی و خصوصی به کارشون ادامه می‌دن، جایی که نهادهای خصوصی ضعیف هستند یا در بحران‌های ادواری اقتصادی گیر کردند بخش‌های مهم زیربنایی اقتصاد رو میدن دست دولت تا با هزینه‌های دولتی بازسازی بشه و سر فرصت دوباره بازگرده به دست بخش خصوصی. این روندهای بده و بستان مثلا در کانادا و دیگر کشورهای جهان اول هم بوده، بخش نفت میافته گردن دولت به موقع بحران اقتصادی و موقعی که همه چی رو به رواله دولت محافظه‌کار علیه دولت لیبرال پا میشه و برمی‌گردونند دست کمپانی‌های خصوصی.
به هر حال، دعوا بر سر نمایندگی بخش‌های خصوصی و دولتی سیستم سرمایه‌داری هستش با این تفاوت که تو اون دوره‌ی مشخص، مصدق، دانسته یا نادانسته، نمایندگی سرمایه‌داری ملی ضعیف و بی‌رمق رو برعهده داشت و شکست وی هم عمدتا بخاطر ضعیف بودن این جناح در مقایسه با جناح‌های دیگه بود. تبانی‌های دولت‌های غربی برای از پا در آوردن خطر مصدقی هم رو باید از لحاظ سیاسی به همه‌ی این‌ها اضافه کرد.


البته باید توجه داشت که دوران مصدق فروش و معامله نفت به خود امریکا هم متوقف نشد در قبال کمک های طرح مارشال که ایران از زمان قوام دریافت میکرد بنابراین با مجموعه ای از سیاست ها روبرو هستیم که از زمان قوام به تدریج شروع میشود و در واقع مصدق هم به دنباله سیاست های او چشم کمک به امریکا دوخته بود چون از طرف دیگر در حالت" ملی" شده هم یک کشور برای فروش نفت مجبور به پذیرش تجارت جهانی با خارج و بازار جهانی و پذیرش قواعد و نورمهای آنها است وگرنه مورد تحریم,فشار,جنگ و کودتا قرار میگیرد در عین حال این سیاست مشروط به افزایش درآمدهای نفتی یک قشر رانتخوار وابسته به دولت هم شکل میدهد و تمامی قوای اقتصاد را تک محصولی وابسته به نفت و نوسانات جهانی قیمت آن میکند در واقع یک اقتصاد بیمار زامبی که مدام با شوک قیمت نفت حرکت یا ایست میکند.ایضا عامل استبداد نیز هست ,عراق صدام, لیبی قذافی,سوریه اسد و ونزوئلا نمونه دیگری از این مثال ها است که مثلا ونزوئلای چاوز بعد ملی سازی و دولتی سازی ها به تدریج با افت قیمت جهانی نفت اقتصاد تک محصولی و وابسته به نفتش متلاشی شد و آن کشور دچار دو دهه قحطی و رکود تورمی شده که هنوز ادامه دارد.لیبی قذافی هم مانند سوریه اسد بعد دهه ها اواخر بعد فروپاشی شوروی رو به بازار جهانی اوردند به اشکال متفاوتی چون در غیر این صورت با تداوم تحریم ها یا جنگ و کودتا روبرو میشدند.
نقل قول  
13440410
Member
غنی نژاد به زرافشان گفته بود تو که حقوق خوانده ای در مورد اقتصاد نظر نده ؛ و وقتی زرافشان گفت که پیش از آن که حقوق بخواند ، اقتصاد خوانده ؛ موضوع را عوض کرد . این درآویختن به « تخصص مدرکی » در واقع راه گریز از رویارو شدن با موضوع اصلی است اما اگر مبنای داوری باشد ، غنی نژاد اقتصاددان هم نه تاریخ دان است ، نه حقوق دان ، نه جامعه شناس و نه کارشناس سیاست ؛ پس حق داوری درباره مصدق را ندارد ! ( البته در همان زمینه اقتصاد هم چندان آگاه و مسلط نیست . 5 سال پیش مرکانتیلیسم را به مارژینالیسم و « اقتصاد بازار » وصل کرد و آدام اسمیت را به دلیل نظریه ارزش مبتنی بر کار ، انحراف از آن قلمداد کرد اما در شماره اخیر سیاست نامه نظر دیگری ابراز کرده ، بی هیچ اشاره ای به سخن قبلی خود ! ) نظر ایشان درباره مصدق هم مانند دیگر سخنانش گنگ و بی سند است : پوپولیسم چیست ؟ نوع نفتی آن چه مشخصه ای دارد ؟ چگونه قابل تشخیص است ؟ اسناد انطباق کنش مصدق با این انگاره کدام است ؟ .... غنی نژاد ، « معجزه هزاره سوم » اقتصاد است .
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از Aligh20:
این مصاحبه از دکتر غنی نژاد هم پیرامون تایید کتاب فوق قابل توجه است
http://tarikhirani.ir/fa/news/36/bodyVie...9%86%D9%85.html

این آقا دکتر از همه چی صحبت کرده و در عین حال چیز خاصی هم نگفته ولی شاید ایرادگیری اصلی ایشون رو در این دید که:
نقل قول:
... نباید از این نکته غافل شد که روی دیگر ملی کردن صنایع٬ محروم کردن بخش خصوصی از مالکیت و مدیریت است، بنابراین تفاوتی میان ملی کردن یا دولتی کردن صنایع وجود ندارد. ... آقای مصدق و دوستان ایشان در جریان دولتی‌ کردن صنعت نفت ایران ضربه سنگینی به اقتصاد ما زدند که هنوز آثار این ضربه در اقتصاد ما مشهود است.

و این ضربه سنگینی که مصدق به اقتصاد وارد کرد ظاهرا این بود:
نقل قول:
... نفت دولتی موجب بزرگ شدن بیش از حد دولت و بسط ید اقتصادی آن بر کل جامعه شده و از رشد بخش خصوصی واقعی و نهادهای مدنی مقوم آزادی و حقوق انسانها جلوگیری کرده است. ناکارآمدی نفت دولتی به قدری است که این موضوع دیگر جای بحث هم ندارد چون حتی دولتی‌های ما هم این واقعیت را پذیرفته‌اند و درصدد هستند تا آنجا که می‌توانند صنعت نفت را خصوصی کنند.

ظاهرا یادشون رفته که سرمایه‌داری مدرن در اشکال دولتی و خصوصی به کارشون ادامه می‌دن، جایی که نهادهای خصوصی ضعیف هستند یا در بحران‌های ادواری اقتصادی گیر کردند بخش‌های مهم زیربنایی اقتصاد رو میدن دست دولت تا با هزینه‌های دولتی بازسازی بشه و سر فرصت دوباره بازگرده به دست بخش خصوصی. این روندهای بده و بستان مثلا در کانادا و دیگر کشورهای جهان اول هم بوده، بخش نفت میافته گردن دولت به موقع بحران اقتصادی و موقعی که همه چی رو به رواله دولت محافظه‌کار علیه دولت لیبرال پا میشه و برمی‌گردونند دست کمپانی‌های خصوصی.
به هر حال، دعوا بر سر نمایندگی بخش‌های خصوصی و دولتی سیستم سرمایه‌داری هستش با این تفاوت که تو اون دوره‌ی مشخص، مصدق، دانسته یا نادانسته، نمایندگی سرمایه‌داری ملی ضعیف و بی‌رمق رو برعهده داشت و شکست وی هم عمدتا بخاطر ضعیف بودن این جناح در مقایسه با جناح‌های دیگه بود. تبانی‌های دولت‌های غربی برای از پا در آوردن خطر مصدقی هم رو باید از لحاظ سیاسی به همه‌ی این‌ها اضافه کرد.
نقل قول  
Aligh20
Member
این مصاحبه از دکتر غنی نژاد هم پیرامون تایید کتاب فوق قابل توجه است
http://tarikhirani.ir/fa/news/36/bodyVie...9%86%D9%85.html
نقل قول  
13440410
Member
بیش از انگلیسی ها ، مزدوران و نوکران افتخاری آنان از ملی شدن نفت می نالند و می کوشند یاد مصدق را محو کنند . در واقع مصدق معیار و ترازوی میهن دوستی و پایبندی به منافع ملی است .
نقل قول  
JAMV
Member
اشتباه بزرگ به دنیا امدن سلطنت طلبها بوده
نقل قول  
JAMV
Member
دیکتاتور بداست و دیکتاتور خوب نداریم نفت 100 درصد ملی را سلطنت طلبها به 50 درصد قانع شدند جزیره بحرین را بخشیدند خدایا همه سلطنت طلبها را. بکش یا ادم بکن
نقل قول  
JAMV
Member
حکم عزل را شبانه دم در خانه نخست وزیر نمی برند. تغییرات غیر قانونی محمد رضا و پدرش در قانون اساسی پذیرفته نیست. نامه عزل مصدق نامه سفید امضا بوده و بین خطوط ان فاصله زیاد هست خدایا سلطنت طلبها. و دیگر دیکتاتور دوستها را ادم بفرما
نقل قول  
Black Knight
Member
نقل قول از aryoua:

64 سال گذشته است. 640 سال هم که بگذرد شواهد و مدارک نادیده می انگارید. قانون اساسی مشروطه به اعلی حضرت شما اجازه نوشتن دستخط همایونی برای عزل را بدون تصویب مجلس نمی داد.


مطمئنی؟ تا حالا قانون اساسی مشروطه رو از دور هم ندیدی اینطور که مشخصه
اصل 46 متمم قانون اساسی مشروطه ایران حق عزل و نصب رو صریحا از اختیارات شاه اعلام کرده
جالبه که احمدشاه احتکارچی برده دار قجر که مجلس نداشت چپ و راست از این قانون استفاده میکرد و امثال شما قجر پرستان به اون میگید مشروطه!
وقتی مصدق السطنه قجری که رسم خاندانشون به توپ بستن و تعطیل کردن مجلسه ، بعد از بدست گرفتن قوای مسلح (خلاف اصل 50) و حکومت نظامی و سرکوب و بگیر و ببند و شکنجه و نابود کردن صنعت و اقتصاد کشور ،مجلس رو هم مثل سنا تعطیل میکنه اونم با رفراندوم غیرقانونی و غیر دموکراتیک و دستکاری شده، شرایط رو برای عزل قانونیش فراهم میکنه، رفراندومی که باعث میشه نمایندگان مجلس به سازمان ملل شکایت کنن از دیکتاتور شدن مصدق و رسانه های خارجی هم این رفراندوم که مصدق پرستان نماد دموکراسی کردن واسه ما رو به رفراندوم های استالین و موسیلینی و هیتلر تشبیه میکنن...

عباس میلانی: این مصدق بود که کودتا کرد و خود مصدق در نامه ای به شاه میگه الان در دوران فترت شما این حق رو دارید که منو عزل کنید و یک شخص شایسته رو منصوب کنید، شایگان و صدیقی و سنجابی همه بر این حق و اختیار شاه در قانون اساسی واقف بودن و سخنرانی هاشون نشون میده
و ماجرای 300 ملیون تومان اسکناس بدون پشتوانه که بطور مخفیانه و غیرقانونی چاپ کرد و التماسش به شوروی برای خرید نفت ایران به نصف قیمت... سیاست های قجری
https://www.youtube.com/watch?v=u042XcC0OVY

پیروز مجتهدزاده: مصدق تمام ارکان دموکراتیک مملکت رو از بین برد،با لغو یکطرفه قراردادهای نفتی سهام ارزشمند ایران از دارایی های خارجی شرکت نفت رو دودستی تقدیم انگلستان کرد و همراه با بدهی ها یکجا بباد داد و نهایتا کودتا کرد
https://www.youtube.com/watch?v=2XbwKIH274g

لیستی از اقدامات غیر قانونی مصدق از جمله منصوب کردن فک و فامیل قجرش به مقامات دولتی خلاف قانون
http://www.persian-gulf.net/2016/12/who-...-mosaddegh.html

شکنجه بیگناهان
http://dr-mr-reza.blogspot.cz/2014/08/blog-post.html

افسانه حضور شعبان بی مخ که اتفاقا یک مصدقی هم بود در 28 مرداد که تا ظهر و پایان درگیری ها در زندان بوده و اثبات جعلی بودن این افسانه
http://dr-mr-reza.blogspot.com/2014/08/28.html

امیر طاهری : بزرگترین افسانه پردازی تاریخ معاصر ایران
https://kayhan.london/fa/1397/05/30/%D8%...8C-%D8%AA%D8%A7
نقل قول  
hosra nami
Member
نقل قول از aryoua:
نقل قول از hosra nami:اون همه پرسی که شما میگی مفتضحانه ترین ... دو تا صندوق آری و نه جدا از هم میذاشتن و آدمای مصدق همه پای صندوق ها بودن و مردم رو میترسوندن...که تازه همین رفراندم هم به درگیری بیشتر اعضای جبهه ملی با همدیگه منتهی شد و به نتیجه نرسید...حکم عزل مصدق رو 24 مرداد بهش دادن و اونهم امضا کرده و تحویل گرفته و زیر نامه هم کلی قربون صدقه شاه رفته ... بهش میگن شاه قانونا میتونه شما رو عزل کنه که مصدق در جواب میگه "شاه جرات نمیکنه منو عزل کنه"!!!!و نمیگه که این کار غیر فانونیه

متأسفانه جمله دکتر صدیقی که به مصدق می گوید در غیاب مجلس، شاه شما را برکنار می کند را تحریف کردید به « شاه قانوناً می تواند شما را عزل کند...». البته منبع همان کتاب کاتوزیان است. که دکتر صدیقی به صورت مکتوب به او پاسخ داده است.
این که مصدق نگفته که عزل قانونی نیست و می گوید شاه جرأت نمی کند، می تواند به دلیل شناخت او از رفتار شاه باشد چون شاه ترسو بود و پای ایستادگی در راه قانون را نداشت بلکه فقط وقتی قدرت (پول و چماق) برایش حاصل می شد، شجاعت می یافت. چنانچه دیدیم وقتی کودتای 25 مرداد شکست خورد او به سرعت به بغداد فرار کرد و ایستادگی نکرد.
همانطور که نوشتید مصدق نامه شاه را تحویل می گیرد و بلافاصله حامل نامه «سرتیپ نصیری» را بازداشت می کند. بازداشت نصیری با قربان صدقه رفتنی که مدعی هستید تناسب ندارد. راستی چرا باید مصدق نامه خیانت بار محمدرضا را تحویل نمی گرفت؟ سند خیانت را باید نگاه می داشت. تحویل نامه به معنای تمکین به حکم غیر قانونی نیست.
حتی اگر ادعاهای بی پایه در مورد رفراندم مصدق بپذیریم، آیا انسان تقریباً متمدن نمی تواند تشخیص بدهد مفتضحترین رفراندمها هم از چاقوکشی، عربده کشی و چماق کشی، موجه تر است.

جالبه که شما از موضع دفاع از مصدق به وقایع 25 مرداد میگید کودتا...وقتی که مصدق همه قوا رو اعم از مقننه و قضاییه و مجریه رو تعطیل کرده و به تنهایی هم قانون گذاره هم مجری قانون و هم قاضی و در همین اوضاع که شاه در واقع نه تنها حکومت بلکه اجازه سلطنت رو هم نداره و با فشار مصدق داره کشور رو ترک میکنه،چه کسی داره علیه دیگری کودتا میکنه؟اگه شاه شعبان بی مخ داشت مصدق هم فداییان اسلام و نواب صفوی رو داشت که توو روز روشن زدن نخست وزیر مملکت رو کشتن بعد مصدقشاه در نقش قانونگذار تکنفره قانونی رو تصویب میکنه که قاتل رزم آرا از زندان آزاد بشه و راست راست بچرخه!!!
نقل قول  
aryoua
Member
نقل قول از hosra nami:
اون همه پرسی که شما میگی مفتضحانه ترین ... دو تا صندوق آری و نه جدا از هم میذاشتن و آدمای مصدق همه پای صندوق ها بودن و مردم رو میترسوندن...که تازه همین رفراندم هم به درگیری بیشتر اعضای جبهه ملی با همدیگه منتهی شد و به نتیجه نرسید...حکم عزل مصدق رو 24 مرداد بهش دادن و اونهم امضا کرده و تحویل گرفته و زیر نامه هم کلی قربون صدقه شاه رفته ... بهش میگن شاه قانونا میتونه شما رو عزل کنه که مصدق در جواب میگه "شاه جرات نمیکنه منو عزل کنه"!!!!و نمیگه که این کار غیر فانونیه


متأسفانه جمله دکتر صدیقی که به مصدق می گوید در غیاب مجلس، شاه شما را برکنار می کند را تحریف کردید به « شاه قانوناً می تواند شما را عزل کند...». البته منبع همان کتاب کاتوزیان است. که دکتر صدیقی به صورت مکتوب به او پاسخ داده است.
این که مصدق نگفته که عزل قانونی نیست و می گوید شاه جرأت نمی کند، می تواند به دلیل شناخت او از رفتار شاه باشد چون شاه ترسو بود و پای ایستادگی در راه قانون را نداشت بلکه فقط وقتی قدرت (پول و چماق) برایش حاصل می شد، شجاعت می یافت. چنانچه دیدیم وقتی کودتای 25 مرداد شکست خورد او به سرعت به بغداد فرار کرد و ایستادگی نکرد.
همانطور که نوشتید مصدق نامه شاه را تحویل می گیرد و بلافاصله حامل نامه «سرتیپ نصیری» را بازداشت می کند. بازداشت نصیری با قربان صدقه رفتنی که مدعی هستید تناسب ندارد. راستی چرا باید مصدق نامه خیانت بار محمدرضا را تحویل نمی گرفت؟ سند خیانت را باید نگاه می داشت. تحویل نامه به معنای تمکین به حکم غیر قانونی نیست.
حتی اگر ادعاهای بی پایه در مورد رفراندم مصدق بپذیریم، آیا انسان تقریباً متمدن نمی تواند تشخیص بدهد مفتضحترین رفراندمها هم از چاقوکشی، عربده کشی و چماق کشی، موجه تر است.
نقل قول  
hosra nami
Member
نقل قول از aryoua:
نقل قول از hosra nami:کدوم مجلس؟؟!مجلس رو مصدق منحل کرده بود!!یکی از دلایل عزل مصدق از سوی شاه همین منحل کردن مجلس بود
راهی که مصدق برای انحلال مجلس در پیش گرفت روشی قانونی بود. لااقل با قانون اساسی مشروطه مغایرت نداشت. اول این که دو سوم نمایندگان مجلس استعفا کرده بودند. دوم مصدق به همه پرسی متوسل شد و این کار با انتخابات سراسری و با رأی عموم مردم در سراسر کشور صورت گرفت. این تفاوت دارد با چماق شعبان جعفری و چاقوی طیب حاج رضایی کاری که شاه به آن متوسل شد و به انتخابات عمومی متوسل نشد.
شاه مطابق قانون حق نداشت قبل از انتخابات مجلس و تصویب آن در مورد عدم اعتماد به دولت رأی به عزل نخست وزیر بدهد. اساس مشروطه به شاه چنین اجازه ای نمی داد.

اون همه پرسی که شما میگی مفتضحانه ترین همه پرسی تاریخه!!جوری بوده که دو تا صندوق آری و نه جدا از هم میذاشتن و آدمای مصدق همه پای صندوق ها بودن و مردم رو میترسوندن...که تازه همین رفراندم هم به درگیری بیشتر اعضای جبهه ملی با همدیگه منتهی شد و به نتیجه نرسید
نقل قول  
hosra nami
Member
نقل قول از aryoua:
نقل قول از hosra nami:کدوم مجلس؟؟!مجلس رو مصدق منحل کرده بود!!یکی از دلایل عزل مصدق از سوی شاه همین منحل کردن مجلس بود
راهی که مصدق برای انحلال مجلس در پیش گرفت روشی قانونی بود. لااقل با قانون اساسی مشروطه مغایرت نداشت. اول این که دو سوم نمایندگان مجلس استعفا کرده بودند. دوم مصدق به همه پرسی متوسل شد و این کار با انتخابات سراسری و با رأی عموم مردم در سراسر کشور صورت گرفت. این تفاوت دارد با چماق شعبان جعفری و چاقوی طیب حاج رضایی کاری که شاه به آن متوسل شد و به انتخابات عمومی متوسل نشد.
شاه مطابق قانون حق نداشت قبل از انتخابات مجلس و تصویب آن در مورد عدم اعتماد به دولت رأی به عزل نخست وزیر بدهد. اساس مشروطه به شاه چنین اجازه ای نمی داد.

اکثریت قاطع مجلس از اعضای جبهه ملی بودن که با انتخابات کذایی که مصدق برگزار کرد نماینده شدن ولی همین نماینده های جبهه ملی هم بعدا با مصدق به بن بست رسیدن ولی برای اینکه موضع طرف مقابل که در راسشون رزم آرا بوده به کرسی نشینه با هم زد و بند کردن که دسته جمعی استعفا بدن تا مجلس منحل بشه...حکم عزل مصدق رو 24 مرداد بهش دادن و اونهم امضا کرده و تحویل گرفته و زیر نامه هم کلی قربون صدقه شاه رفته ولی حکم رو از همه پنهان کرده و هیچ کسو مطلع نکرده!!اگه کار شاه غیر قانونی بوده مصدق چرا حکم رو پنهان کرده و تازه امضا هم کرده کلی هم چاپلوسی شاه رو کرده؟یه نقل قولی هم از مصدق هست که قبل از منحل کردن مجلس که نقشه خودشو با اعضا درمیون میذاره بهش میگن شاه قانونا میتونه شما رو عزل کنه که مصدق در جواب میگه "شاه جرات نمیکنه منو عزل کنه"!!!!و نمیگه که این کار غیر فانونیه
نقل قول  
aryoua
Member
نقل قول از hosra nami:
کدوم مجلس؟؟!مجلس رو مصدق منحل کرده بود!!یکی از دلایل عزل مصدق از سوی شاه همین منحل کردن مجلس بود

راهی که مصدق برای انحلال مجلس در پیش گرفت روشی قانونی بود. لااقل با قانون اساسی مشروطه مغایرت نداشت. اول این که دو سوم نمایندگان مجلس استعفا کرده بودند. دوم مصدق به همه پرسی متوسل شد و این کار با انتخابات سراسری و با رأی عموم مردم در سراسر کشور صورت گرفت. این تفاوت دارد با چماق شعبان جعفری و چاقوی طیب حاج رضایی کاری که شاه به آن متوسل شد و به انتخابات عمومی متوسل نشد.
شاه مطابق قانون حق نداشت قبل از انتخابات مجلس و تصویب آن در مورد عدم اعتماد به دولت رأی به عزل نخست وزیر بدهد. اساس مشروطه به شاه چنین اجازه ای نمی داد.
نقل قول  
hosra nami
Member
نقل قول از aryoua:
نقل قول از Black Knight:از معتقدان به کودتا بودن 28 مرداد باید پرسید که آیا حکومت دکتر مصدق را پس از بامداد 25 مرداد 32 که ایشان دستخط فرمان عزل را دریافت کرده اند قانونی میدانند ، که اقدام
64 سال گذشته است. 640 سال هم که بگذرد شواهد و مدارک نادیده می انگارید. قانون اساسی مشروطه به اعلی حضرت شما اجازه نوشتن دستخط همایونی برای عزل را بدون تصویب مجلس نمی داد.

کدوم مجلس؟؟!مجلس رو مصدق منحل کرده بود!!یکی از دلایل عزل مصدق از سوی شاه همین منحل کردن مجلس بود
نقل قول  
aryoua
Member
نقل قول از Black Knight:
از معتقدان به کودتا بودن 28 مرداد باید پرسید که آیا حکومت دکتر مصدق را پس از بامداد 25 مرداد 32 که ایشان دستخط فرمان عزل را دریافت کرده اند قانونی میدانند ، که اقدام

64 سال گذشته است. 640 سال هم که بگذرد شواهد و مدارک نادیده می انگارید. قانون اساسی مشروطه به اعلی حضرت شما اجازه نوشتن دستخط همایونی برای عزل را بدون تصویب مجلس نمی داد.
نقل قول  
Black Knight
Member
از معتقدان به کودتا بودن 28 مرداد باید پرسید که آیا حکومت دکتر مصدق را پس از بامداد 25 مرداد 32 که ایشان دستخط فرمان عزل را دریافت کرده اند قانونی میدانند ، که اقدام به سرنگونی چنین دولتی کودتا تلقی شود؟ آیا ایشان خود را بیش از دکتر مصدق که اولین دکتر حقوق در ایران است و درجریان همه وقایع مشروطیت بوده ، متخصص در این زمینه می دانند؟ اگر چنین است که بحثی نیست اما اگر برای شخصیت علمی دکتر مصدق ارزش قائلند باید بدانند که اولین عکس العمل دکتر مصدق به این فرمان عزل ، پس ازصدور و امضای رسیدی به ساعت و تاریخ 1 بامداد 25 مرداد که در آن از ذکر عنوان نخست وزیر خودداری شده، درخواست از علی اصغر بشیرفرهمند (رئیس اداره تبلیغات و رادیو)، برای فراهم کردن مقدمات ضبط پیام خداحافظی از ملت بوده و به وی میگوید "معزول شده ام شما وسایل را برای ضبط آخرین پیام بیاورید" و این اصرار دکتر فاطمی ، زیرک زاده و حق شناس ، سه بازداشتی ِ گارد در شب 25 مرداد است که پس از آزادی از بازداشت گارد شاهنشاهی در 5 صبح 25 مرداد به خانه مصدق رفته و او را قانع میکنند که این حرکت کودتا بوده ودر نتیجه مصدق را از انتشار این پیام منصرف میکنند. همچنین دکتر مصدق در پاسخ به دکترغلامحسین صدیقی وزیر کشور و نایبشان که در مورد انحلال مجلس به ایشان هشدار داده بود که" اگر پس از انحلال مجلس، شاه نخست وزیر دیگری انتخاب کند چه میکنید؟" می گویند "شاه جرأت نمی کند"و نمی گویند شاه قانوناً حق و اجازه چنین کاری را ندارد . و البته مشخص است که این سوال دکتر صدیقی با فرض قانونی بودن این عمل صورت گرفته که این فرض از سوی دکتر مصدق رد نشده و فقط احتمال آن ضعیف دانسته شده و بی دلیل هم نیست که دکتر مصدق وجود چنین فرمانی را از اکثر اعضای کابینه اش و همینطور دکتر صدیقی پنهان نگاه داشته بود. از طرفی هم باید بپذیریم در مملکتی که به صورت مشروطۀ پارلمانی اداره میشود و مشروعیت دولت از طریق پارلمان ِ منتخب ِ ملت تأمین میشود ، انحلال مجلس جز از طریقی که در قانون برای آن پیش بینی شده بود ، عملی خلاف قانون اساسی بوده که زمینه چنین عزل و نصبی را از سوی شاه قانوناً و سنتاً فراهم کرده بود، وگرنه شاه تا پیش از چنین اقدامی از سوی مصدق ، سرسختانه با عزل او از طرق غیر قانونی مخالفت کرده بود.
نقل قول  
Black Knight
Member
واسه من هنوز سواله که چطور یه عده میتونن از دیکتاتوری مثل مصدق نماد دموکراسی بسازن
مصدق 200 قانون رو بدون تصویب مجلس به اجرا گذاشت 312 میلیون تومان اسکناس بدون پشتوانه چاپ کرد، وقتی مجلس یک هیئت به سرکردگی حسین مکی برای بررسی قضیه تشکیل داد،مصدق دستور بازداشت نمایندگان رو داد و مجلس رو تعطیل کرد مصدق که بر خلاف اصل 50 متمم قانون اساسی فرماندگی کل قوا را از شاه گرفته بود، هر کس کوچکترین انتقادی ازش میکرد رو بازداشت میکرد، اقتصاد رو نابود کرد و مجلس و سنای منتخب مردم رو تعطیل کرد، فقط حرف باید حرف خودش میبود گویا، یه پوپولیست عوام فریب بود که پشت ملی کردن صنعت نفت قایم شده بود و اذهان عمومی کور کرده بود
حتی رفراندومی که برگزار کرد برای انحلال مجلس نه تنها غیر قانونی بلکه دیکتاتور وارانه بود که دو صندوق جدا داشت و اعلامه صادر کرد که هر کس رای مخالف بده خائن به مملکتِ!
نامه سرگشاده ای در تاریخ 10 مرداد 1332 در روزنامه اطلاعات چاپ شد آقای بقایی و برخی دیگر از نمایندگان مجلس به مصدق گفتند به شرط اینکه از تصمیم خطرناک منحل کردن مجلس دست بردارند ما از مجلس مستقیما خود را تسلیم زندان شما مینماییم
نقل قول  
نقل قول از khoday:

درود دوست عزیز....این مرد.... اثار خوبی هم داره مثل حلاج و... اما این مرد شرف خودشو برا پول فروخت کتابش در مورد کودتای 28 مرداد رو خوندید انقدر این بشر.....به درجه ی اخر رذالت رسیده که میگه کودتای 28 مرداد وجود نداشت

البته من به اندازه ی کافی با شخصیت ایشون آشنا نیستم بیشتر آثار ایشون مدنظر بود ولی شاید شما درست میگویید
نقل قول  
khoday
Member
نقل قول از آزاد میاندیشم:
نقل قول از khoday:
من مخالف سلطنت طلبان هستم ولی علی میر فطروس از جایگاه خوبی در میان نویسندگان برخوردار است

درود دوست عزیز....این مرد.... اثار خوبی هم داره مثل حلاج و... اما این مرد شرف خودشو برا پول فروخت کتابش در مورد کودتای 28 مرداد رو خوندید انقدر این بشر.....به درجه ی اخر رذالت رسیده که میگه کودتای 28 مرداد وجود نداشت.(من معذرت میخوام یکی نیست بگه سنگ دیوار خونه مصدقو شعبون بی مخ و افرادش با دندون کندن عکساش که مشهوده بر این امر خجالت نمیکشی دروغ میگی) با احترام به شما

این دیدگاه در تاریخ 1393/05/19 توسط simin ویرایش شده است

نقل قول  
نقل قول از mahshidyeganeh:
تصمیماتی که گرفت عواقب بسیاری برای مردم ایران و در کل منطقه ایجاد کرد که از جمله این کارها ملی کردن صنعت نفت بود که عواقب زیانبار بسیاری برای ایران داشت. مطلب زیر به یک نمونه از این عواقب اشاره کرده است
http://www.iraniangb.com/%DB%B6%DB%B3%D8...B4%D8%AF%D8%9F/

کدام بهتر است؟
داشته باشیم و دیگران وسوسه به زیان رساندن شوند یا نداشته باشیم به امید اینکه شاید(دقت کنید شاید؛منظور عدم وجود تضمین)زیان نبینیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نقل قول  
نقل قول از khoday:

از سلطنت طلبان توقعی بیش از این نیست.اکثر این اشخاص هنوز هم جیره خوار بازماندگان شاه هستند از جمله علی میر فطروس و...

من مخالف سلطنت طلبان هستم ولی علی میر فطروس از جایگاه خوبی در میان نویسندگان برخوردار است
نقل قول  
به شخصه اعتقاد دارم که مصدق فردی آزادی خواه و وطن پرست و عمرش را در راه خدمت به مردم ایران صرف کرد ولی کارهایی که کرد و تصمیماتی که گرفت عواقب بسیاری برای مردم ایران و در کل منطقه ایجاد کرد که از جمله این کارها ملی کردن صنعت نفت بود که عواقب زیانبار بسیاری برای ایران داشت. مطلب زیر به یک نمونه از این عواقب اشاره کرده است
http://www.iraniangb.com/%DB%B6%DB%B3%D8...B4%D8%AF%D8%9F/
نقل قول  
SOHRABNAJAFI
Member
قط در مورد نویسنده این کتاب میتونم بگم : تا قلم در دست غداری بود /// لاجرم منصور بر داری بود .....و .... تیغ دادن در کف زنگی مست /// به که آید علم را ناکس به دست...طیف مظفر بقایی ها هنوز با گذشت 61 سال از کودتای 28 مرداد 1332 و 58 سال از در گذشت پیشوای بزرگ نهضت ملی شدن نفت زخمیند و زوزه های شوم سر میدهند .و اگز جز این کنند جای بحث و تأمل خواهد بود.
نقل قول  
khoday
Member
نقل قول از mpm7030:
این کتاب رو این مطالعه کردم.نویسنده کتاب تا حدودی از عناصر وابسته به جبهه انگلوفیلی ایران و از مخالفین سرسخت مصدق بود.البته تو این کتاب منطق خاصی دنبال نمیشه و فقط هدف اصلی گمراه سازی ذهن مخاطب است پیشنهاد می کنم اصلاً بی خیال این کتاب بشید چون پر از مهملات و توهمات نویسنده و یکسری عناصر مشابه با نویسنده است

از سلطنت طلبان توقعی بیش از این نیست. اکثر این اشخاص هنوز هم جیره خوار بازماندگان شاه هستند از جمله علی میر فطروس و...
نقل قول  
bina88
Member
نقل قول از masood bi74:
این همه مرگ بر ....گفتین کجا رو گرفتین ؟؟؟

این گویش لازم به پاسخ نبود ولی برای تامل این تکته را ذکر میکنم که ما
اینهمه مرگ گفتیم تا نگذاریم بیشتر از این حقمان ضایع شود. حال , شما که مرگ بر استعمار و استثمارگر نگفتید و سلامت باید و نوکرم چاکرم تفضل فرمودید چه گلی به سر خودتان و دیگران زدید خودتان بهتر میدانید و تاریخ .
نقل قول  
زنده باد دکتر محمد مصدق و همه آزادی خواهان ایران و ننگ بر دروغگویانی که ضد آزادی و معرفت هستند مثل نویسنده این کتاب.
نقل قول  
masood bi74
Member VIP
این همه مرگ بر ....گفتین کجا رو گرفتین ؟؟؟
نقل قول  
mpm7030
Member
این کتاب رو این مطالعه کردم.نویسنده کتاب تا حدودی از عناصر وابسته به جبهه انگلوفیلی ایران و از مخالفین سرسخت مصدق بود.البته تو این کتاب منطق خاصی دنبال نمیشه و فقط هدف اصلی گمراه سازی ذهن مخاطب است پیشنهاد می کنم اصلاً بی خیال این کتاب بشید چون پر از مهملات و توهمات نویسنده و یکسری عناصر مشابه با نویسنده است
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You