رسته‌ها
هولوکاست، دروغ بزرگ یهودیان
امتیاز دهید
5 / 3.1
با 355 رای
امتیاز دهید
5 / 3.1
با 355 رای
۶۳ پرسش و پاسخ درباره هولوکاست

مقدمه:
بسیاری از ما ایرانیان درباره هولوکاست چیزهایی شنیده ایم مثلا شنیده ایم که آلمان نازی (رایش سوم) و رهبرش آدولف هیتلر از یهودیان نفرت داشتند. و یا شنیده ایم که شش میلیون یهودی توسط نازیها به طور سیستماتیک کشته شدند. چنین مسائلی را عمدتا یا رسانه ها بیان می کنند و یا در مطبوعات نوشته می شود، اما به ویژه درباره این رویداد شاید فیلمهایی همچون پیانیست یا لیست شیندلر و یا همانند آن که در واقع فیلم های تبلیغاتی بی شرمانه و مسخره صهیونیست ها هستند، بیشتر بر روی مردم ساده اثر می کنند.
با توجه به اینکه فارسی زبانان نیز به شدت تحت تاثیر این تبلیغات صهیونیستی قرار دارند و در مقابل یک کتاب کوچک و رایگان فارسی در این زمینه وجود ندارد، تصمیم گرفتم مطالبی درباره انکار هولوکاست را به صورت چکیده و کاملا ساده به شکل ۶۳ پرسش و پاسخ گردآوری کنم تا هم میهنان گرامی بتوانند در کمترین زمان و به آسانی، با مسائل اساسی و حقایق مربوط به هولوکاست آشنا شوند. لازم به ذکر است که این ۶۳ پرسش و پاسخ تنها بخشی کوچک از مسائل مربوط به هولوکاست مربوط می شوند. ضمنا، در ضمیمه کتاب، عکسهایی درباره هولوکاست گذاشته شده است که دیدن آنها بسیار لازم است.
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
55
آپلود شده توسط:
ali_irani
ali_irani
1388/07/22
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی هولوکاست، دروغ بزرگ یهودیان

تعداد دیدگاه‌ها:
770
هوچی بازی و مظلوم نمایی و کشاندن بحث به انحراف از خصوصیات کسانی است که توان پاسخ علمی و منطقی به مسائل روز جامعه را ندارند . اولا من گفتم در زمینه ازدواج موقت ، کاری به بحث اینکه شیعه درست می گوید یا سنی درست می گوید ندارم ((‌یعنی در این زمینه که بر خلاف نماز و حجاب و روزه میان شیعه و سنی اختلاف است من از تفسیر و تعبیر آیات مربوط به ازدواج و صیغه و نکاح کنار می کشم . حتی قواعد فقهی خودتان نیز می گوید : اذا تعارضا تساقطا : وقتی دو امر معارض در برابر هم قرار گرفتند هر دو ساقط می شوند )
من از نقطه نظر عقلی سخن می گویم همان عقلی که در قرآن و احادیث ، بارها به آن اشاره شده است .
- من کجا ارزش زن را به مسائل جنسی تقلیل دادم ؟ در اینجا سخن از یک رابطه دو طرفه است . مرد هم می تواند بگوید تو ارزش من را به مسائل جنسی تقلیل دادی ؟ اینکه زن و مرد ندارد ! دوست عزیز توان پاسخ نداری ، چرا جوسازی می کنید ؟ بدون شک ، عشق و شناخت و ایثار از ملزومات حتمی یک ازدواج موفق است . ولی کدام انسان عاقلی است که نقش و تاثیر عمیق غرایز جنسی را منکر شود ؟ حتی بعضا این نقش به عنوان محرک اولیه وارد میدان شده و به دنبال آن ،‌سایر مسائل زیبا و عمیق بشری وارد صحنه می شود . . . . (( شما چون خودتان چنین برداشت و نگاه سطحی و تاسف آوری به زن داری ، فکر کردی همه مثل خودت هستند و منظور من هم این بوده است ؟:((:!:)) به قول مولوی : هر کسی از ظن خود شد یار من . . . . ))
- فکر می کنم این شما هستید که برخی از آیات تاریخی و خاص قرآنی را با عینک زمان حال تجزیه و تحلیل می کنید . ( حداقل من اگر اشتباه کنم به خدا و پیامبر دروغ نبسته ام زیرا همان اول گفتم کاری به دعوای شیعه و سنی و آیات قرآن در این رابطه ندارم ولی این شما هستید که اگر اشتباه کنید آتش دوزخ را به جان خریده اید : و من اظلم ممن افتری علی الله کذبا . . . . کیست ستمکارتر از کسی که به خدا دروغ می بندد ؟ متاسفانه ، داعش و تفکرات داعشی و طالبانی از دل همین تفاسیر غلط تاریخی سر در می آورد . . . بگذریم . . . در خصوص الذین لا یجدون النکاح . . . از کجا معلوم ، منظور عرب چوپانی بوده که وسط بیابان به زن دسترسی نداشته ؟ اگر منظور خدا فقر و مسائل مالی بود خیلی راحت می فرمود الذین فقرا ! یا الذین لا یستطیعون ( که در خصوص حج نیز با همین عبارت آمده ) از کجا معلوم پیدا نکردن زن و همسر ایده ال منظور بوده است یعنی کسی فعلا نتوانسته زنی هم کفو و در شان خود پیدا کند و قصد ازدواج دائم دارد باید صبر و عفت پیشه کند . از کجا معلوم در خصوص کسانی است که در سفر بوده اند ؟ چون مسافرتها در زمانهای قدیم ماهها و بعضا سالها طول می کشیده ؟ من نمی گویم اینها منظور خداست بلکه شقوق مختلف قصه را بیان می کنم . . .
- از همه اینها گذشته ، چرا به جای هوچی بازی و سفسطه و غبار آلوده نمودن بحث ، پاسخی گره گشا نمی دهید . . . مردی هست که بنا به توصیه دوست مذهبی مان ، سالها صبر کرده و عفت پیشه نموده و بر خلاف مبانی علم روانشناسی ، مشکل روانی هم پیدا نکرده !‌!‌!‌ ( از زمان سرکشی امیال جنسی مثلا از سن 18 سال و حالا 35 سال دارد ) و هنوز توان مالی خرید خانه و یافتن شغل و . . را پیدا نکرده است . . . ایشان یا باید رو به سوی زنا بیاورد یا در کوچه و خیابان ، مزاحم زن و بچه مردم شود یا او را بگیرند و هر روز شلاق بزنند تا دست بردارد ! !‌ یا باز هم صبر پیشه کند تا روانی شود !‌!‌!‌ و یا اینکه مثل آدم برود و با زنی که در شرایط خودش می باشد به صورت موقت و در چارچوب و قاعده خودش ازدواج موقت کند و چه بسا به امید خدا این ازدواج در ادامه به ازدواج دائم و عشق و محبت واقعی هم برسد . . .
شما راه حل بهتری دارید :‌ بسم الله . . این گوی و این میدان . . مرد میدان باشید و به جای مباحث انحرافی و غبار آلوده کردن فضا و برداشت غلط از سخنان من . . . . بیایید و خیلی راحت و شفاف ،‌ راهکاری عملی ارائه فرمایید . . .
siawash110 نوشت:
زیرا همسر او نیز می تواند استدلال کند : خوب ، من هم می توانم شوهر موقت داشته باشم !‌!‌!‌

siawash110 نوشت:
ولی اگر مردی مجرد باشد و توان مالی ازدواج را نداشته باشد یا مرد همسر داری باشد که همسرش از عهده ارتباط زناشویی بر نیاید (‌به علت بیماری یا سردمزاجی یا کهولت سن و . . . ) شاید ازدواج موقت آنها (‌به دور از جنبه شهوت رانی و اینکه هر روز با یک نفر باشند ) تحت قاعده و قانونی مشکل نداشته باشد و چه بسا پس از مدتی با همان زن به عقد دائم هم برسند . . . .

این استهزا و حقیرشماری و این نگاه ابزاری و وسیله‌ای به زن را از ویکتور هوگو و چارلز دیکنز و ژان ژاک روسو و «سمفونی پاستورال» یاد گرفته‌اید؟! این شد عقل و منطق انسان؟! بیچاره چارلز دیکنز اگر کتاب‌هایش را شما بخوانید. به محض اینکه زن پاسخگوی خوشگذرانی مرد نباشد، مرد می‌تواند سراغ یکی دیگر برود که پاسخگو باشد «چه بسا پس از مدتی با همان زن به عقد دائم برسد»؟؟؟!!!! آدم‌ها درباره ماشین و حیوان خانگی‌شان با احترام و احساس و دلبستگی بیشتری حرف می‌زنند. جالب است که ایشان حامی پرشور لیبرالیسم هم هستند! حتی توماس هابز هم جسارت نمی‌کرد که چنین تصویری از زن بسازد. واقعاً چرا ما کتاب می‌خوانیم؟ برای اینکه نام و زحمت بزرگان تاریخ را به لجن بکشیم یا برای اینکه حجابی بکشیم بر این ابتذال و خودپرستی زائدالوصف‌مان؟
siawash110 نوشت:
در زمینه جواز یا عدم جواز صیغه ، اگر صد سال هم به سخنان دو طرف شیعه و سنی توجه کنی به هیچ نتیجه قاطعی نمی رسید ولی از نقطه نظر عقلی و منطقی :
1- به نظر می رسد ازدواج موقت ،‌برای مردی که همسر دارد امر مذموم و ناپسندی باشد زیرا همسر او نیز می تواند استدلال کند : خوب ، من هم می توانم شوهر موقت داشته باشم !‌!‌!‌ (( ضمنان این کار بنیان خانواده را سست و زمینه را برای شهوت رانی فراهم می کند . . . ))
2- ولی اگر مردی مجرد باشد و توان مالی ازدواج را نداشته باشد یا مرد همسر داری باشد که همسرش از عهده ارتباط زناشویی بر نیاید (‌به علت بیماری یا سردمزاجی یا کهولت سن و . . . ) شاید ازدواج موقت آنها (‌به دور از جنبه شهوت رانی و اینکه هر روز با یک نفر باشند ) تحت قاعده و قانونی مشکل نداشته باشد و چه بسا پس از مدتی با همان زن به عقد دائم هم برسند . . . .

واقعا این برداشت شرم آور است. تقلیل مسئله ازدواج از یک تجربه ی عمیقاً معنوی به صرف ارتباط زناشویی را از منظر دیگری هم می توان دید. اگر مرد متاهلی از عهده ارتباط زناشویی بر نیاید چه؟
بنده سنی نیستم که صیغه را زنا می دانم. مسلمان هستم -نه شیعه و نه سنی- و با قرآن سر و کار دارم.
من از این حد از شجاعت تعجب می کنم. مطابق آیه 25 نساء و 5 المائده ارتباط عاطفی -و نه جنسی- با فردی جز همسر، حرام است و کسانی که دوست دختر و دوست پسر می گیرند وعده ی عذاب الهی به ایشان داده شده، حبط عمل می شوند (تمامی اعمال خیر زندگی ایشان از بین می رود) و ازدواج با ایشان حرام ابدی می گردد (در زمره 3 حکمی که با توبه هم برداشته نمی شود). بعد می گویید ارتباط جنسی بلا اشکال است؟
در آیه 6 سوره مومنون ارتباط جنسی جز با همسر و ملک یمین حرام است و مطابق آیه 12 نساء، همسران بایستی از هم ارث ببرند. همسر صیغه ای ارث نمی برد و یکی از مهمترین شروط ازدواج از شروط شش گانه -ارث، طلاق، عده، نفقه، اذن، تکرر- واقع نمی گردد.
در آیه 33 سوره مبارکه نور، امر شده که ولیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله..... آن ها که امکان ازدواج ندارند، عفت بورزند تا خدا از فضل خود ایشان را بی نیاز سازد.
می توانست بگوید بروند صیغه کنند.
ما این اندازه بر سر تفسیر یک "واو" در آیه 7 آل عمران دست و بالمان می لرزد، حضرتعالی اینگونه فحشاء را جایز می دانید.
این نسخه های من در آوردی به کنار، خوب است به استدلال قرآنی بپردازید.
در زمینه جواز یا عدم جواز صیغه ، اگر صد سال هم به سخنان دو طرف شیعه و سنی توجه کنی به هیچ نتیجه قاطعی نمی رسید ولی از نقطه نظر عقلی و منطقی :
1- به نظر می رسد ازدواج موقت ،‌برای مردی که همسر دارد امر مذموم و ناپسندی باشد زیرا همسر او نیز می تواند استدلال کند : خوب ، من هم می توانم شوهر موقت داشته باشم !‌!‌!‌ (( ضمنان این کار بنیان خانواده را سست و زمینه را برای شهوت رانی فراهم می کند . . . ))(?)
2- ولی اگر مردی مجرد باشد و توان مالی ازدواج را نداشته باشد یا مرد همسر داری باشد که همسرش از عهده ارتباط زناشویی بر نیاید (‌به علت بیماری یا سردمزاجی یا کهولت سن و . . . ) شاید ازدواج موقت آنها (‌به دور از جنبه شهوت رانی و اینکه هر روز با یک نفر باشند ) تحت قاعده و قانونی مشکل نداشته باشد و چه بسا پس از مدتی با همان زن به عقد دائم هم برسند . . . . :x
agha sohrab نوشت:
اقای محترم ناصبی سلفی گرامی ! میگویمت داریم - خوبش را هم داریم - حکم و تجویز خداست

بسم الله
بفرمایید بگویید در کجا خداوند چنین حکمی را تجویز فرموده.
نقل قول از Khwanirath
نکته دیگر هم عرض کنم. بنده تا آنجا که می دانم، ما در اسلام چیزی به نام صیغه نداریم که حالا بخواهد برای اهل کتاب چنین و چنان باشد. حداقل شما که تعداد پیروان یک اندیشه را نشان حقانیت آن اندیشه می دانید باید بدانید که تمامی مسلمانان اهل سنت، صیغه را همان زنا می دانند و این اختراعات صفوی، فقط در بین شیعیان خریدار دارد.

اقای محترم ناصبی سلفی گرامی ! میگویمت داریم - خوبش را هم داریم - حکم و تجویز خداست- با تحریم عمر !! حکم و مجوز خدا حرام و باطل نمیشه - که تمامی ناصبی های چون جنابعالی انرا همان زنا بدانند - ما هم در حق شما نواصب هم عرایضی به استناد قران و فقه داریم که بدانیمتان - مودب صحبت کن !- عقد موقت یک مجوز و راه چاره و ارایه طریق است! هان؟ صیغه عقد موقت را حرام و زنا میگویی - آنوقت لابد زنا و لواط که در برخی مراکز شماها شیوع دارد حلاله نه؟ -بزرگانت که شروحش در تواریخ و در صحاح سته - صحیح مسلم . موجود است ..... بدان عامل نبوده اند..؟؟ تو میدانی تاریخ را -در جوامع سنی و سلفی هم همین عقود هست با استثمار زن تحت عنوان عقد شرعی کامجویی و هوسرانی و سپس طلاق -!که مبغوض خداوند است - جه علی خواجه جه خواجه علی! در غرب و جوامع غیر مذهبی تحت عنوان گرل فرند و معشوقه وجود دارد - افاضه فضل نکن - من ایرانی شیعه رافضی منتطر طهور هستم - رفضت اصنامک و خلفاءک الظالمین الخونه ---
ctr2006 نوشت:
امیدوارم روزی برسد که متوجه شوید همین اسلام نیز خود از بدعت در دین های دیگر ایجاد شده است
امثال بهرام پور که می گویند در برابر ترجمه و متن صحیح قرآن مسئول هستم تعداد کمی نیستند و ترجمه شما در اقلیت است
تفکرات شما به این امر دامن می زند که اسلام دینی نه تنها برای دیانت بلکه برای اقتصاد و سیاست نیز است و تاریخ نشان داده این تفکر بسیار خطرناک است، مخصوصا برای امروز ایران که بخش مهمی از جامعه تفکر مذهبی ندارند،
شاید نتایج بررسی های شما از اسلام برداشتی بهتر از داعش و بهرام پور باشد ولی احتمالا با اعلامیه جهانی حقوق بشر صد در صد سازگاری ندارد و در دایره قدرت تفکری که اسلام را اعتدالی می داند توسط اسلام گراهای دیگر نابود می شود پیامدهای سخن امثال شریعتی ها چیزی جز مجاهدین خلق نبود.

خب این مسئله دیگری ست. من از این سخنان برداشت می کنم که مشکل شما با "ذات اسلام" نیست. بلکه با قرائت های ارائه شده است.
چه دیدید؟ شاید شما روزی دانستید که ماوراء طبیعه وجود دارد (رویای صادقه مثالی از همین قشر است) و با تجزیه و تحلیل فنی و نظری به حقانیت اسلام پی بردید.
ما باز بر سر موضع قبلی هستیم. اگر بحثمان بر سر این است که چرا آقای بهرام پور چنین ترجمه ای ارائه داده، اصلا گفت و گویی نداریم. هر دو با سخن ایشان مخالفیم. اگر سخن ما این است که چرا قرآن چنین گفته، در این صورت چه کار به این داریم فلانی چه گفته است؟ باید دید که کدام برداشت به متن قرآن نزدیک تر است. اگر شما با زبان عربی قرآنی آشنایی ندارید، بنده دارم و عرض می کنم سخن آقای بهرام پور اشتباه است و در این زمینه هم تنها نیستم و مفسرانی آشنا به عربی، چنین برداشتی کرده اند. استدلال را هم که خدمت شما عرض کردم. شخصا این توضیح و تفسیر آیه را از آقای دکتر غروی دریافت کرده بودم. ملاک من این نیست که غروی چه گفت و بهرام پور چه گفت. معیار من این است که استدلال این دو کدام است و کدام استدلال صحیح تر است و با قرآن سازگارتر.
خیر، تفکر من این نیست که مدل اقتصاد اسلامی و یا سیاست اسلامی وجود دارد. اقتصاد و سیاست امری بسیار گسترده است و مجموعه ی 4 یا 5 حکم سیاسی و 2 یا 3 حکم اقتصادی، یک اقتصاد و یک سیاست را اسلامی نمی سازد.
ممکن است بخشی از جامعه تفکر مذهبی نداشته باشند. منکر این قضیه نیستم. ولی در این صورت چه باید کرد؟ به نظرم منطقی ترین راهکار، همان است که در غرب اجرا می شود. با اینکه 5 درصد جمعیت آلمان مسلمان هستند، از قوانین اکثریت سکولار تبعیت می کنند و فی المثل در ازای کشته شدن نزدیکانشان، مجاز به قصاص قاتل نیستند. اقلیتی هستند که تابع اکثریت هستند. همین امر در ایران هم می تواند اجرا شود. اقلیت کافر از قوانین اکثریت مسلمان پیروی می کنند.
صد البته قرآن با اعلامیه جهانی حقوق بشر، سازگاری کامل ندارد. به نظر من نیازی هم نیست که سازگاری داشته باشد. ممکن است این اعلامیه برای شما معیار باشد و ممکن هم هست که برای عده ای نباشد. که گفته همه باید از این متن پیروی کنند؟
بزرگوار چند نکته را باید یادآوری کنم
اول جای بسی خرسندی دارد که شما می دانید فرقه رافضی صفوی یک بدعت در اصل اسلام بود امیدوارم روزی برسد که متوجه شوید همین اسلام نیز خود از بدعت در دین های دیگر ایجاد شده است و کلام قرآن را نه با نام وحی ملزم بلکه در پژوهش های علوم انسانی و علمی تجزیه و تحلیل کنید و از ماورالطبیعه دوری کنید.
پیشتر دو ایراد به مطالب شما عنوان کردم اول اینکه تنها شما نیستید مدعی ترجمه صحیح قرآن هستید بسیاری حتی مسلط به زبان عربی هستند که ترجمه و برداشت شما را ندارند من که به زبان عربی تسلط ندارم پس عاقلانه است به ترجمه اکثریت تکه کنم امثال بهرام پور که می گویند در برابر ترجمه و متن صحیح قرآن مسئول هستم تعداد کمی نیستند و ترجمه شما در اقلیت است، که این حس را به من می دهد برخی ترجمه های شما درواقع نظرات و آرزوها و فانتزی های شماست.
دوم مشکل مهم تر اصل مساله اسلام بنیادی است تفکرات شما به این امر دامن می زند که اسلام دینی نه تنها برای دیانت بلکه برای اقتصاد، سیاست و قضاوت نیز است و تاریخ نشان داده این تفکر بسیار خطرناک است، مخصوصا برای امروز ایران که بخش مهمی از جامعه تفکر مذهبی ندارند، شاید نتایج بررسی های شما از اسلام برداشتی بهتر از داعش و بهرام پور باشد ولی احتمالا با اعلامیه جهانی حقوق بشر صد در صد سازگاری ندارد و در دایره قدرت تفکری که اسلام را اعتدالی می داند توسط اسلام گراهای دیگر نابود می شود پیامدهای سخن امثال شریعتی ها چیزی جز مجاهدین خلق نبود.

اما در مورد برداشت آقای بهرام پور، عرض می کنم که آیه 33 سوره مبارکه مائده، فعل امر ندارد. هر جا حکمی باشد، فعل امر دخیل می گردد.
إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ
سزاى کسانى که با خدا و پیامبر او مى ‏جنگند و در زمین به فساد مى ‏کوشند جز این نیست که به سختی کشته شوند یا بر دار آویخته گردند یا دست و پایشان در خلاف جهت‏ یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید گردند این رسوایى آنان در دنیاست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت
در دو آیه در قرآن کریم -124 الاعراف و 71 طه- فرعون به ساحرانی که به موسی علیه السلام ایمان آوردند چنین تعذیبی می نماید.
لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلَافٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ
دستها و پاهایتان را یکى از چپ و یکى از راست ‏خواهم برید سپس همه شما را به دار خواهم آویخت-الاعراف 124
قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَیُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَى
گفت آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید قطعا او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است پس بی‏شک دستهاى شما و پاهایتان را یکى از راست و یکى از چپ قطع مى ‏کنم و شما را بر تنه ‏هاى درخت‏ خرما به دار مى ‏آویزم تا خوب بدانید عذاب کدام یک از ما سخت‏ تر و پایدارتر است
فلذا این رفتار، رفتاری فرعونی است. جان کلام آیه این است که سزای این افراد شرور این است که به دست امثال فرعون دچار گردند.
البته امیدوارم باز با این مسئله روبرو نشوم که چون حسنعلی جعفر چنان برداشت کرده، پس علی رغم عدم وجود فعل امر در آیه حرف او را می پذیرید. مشکل دقیقا همینجاست. آقای بهرام پور می گوید "باید زجرکش بشود " در صورتی که واژه "بشود" در آیه نیست و صدالبته الله تعالی از بکار بردن فعل امر ناتوان نبود. اگر حکمی بیان فرموده بود، حتماً فعل امر بکار می برد.
در مورد کشتار غیرنظامیان اسرائیلی، دو بحث مطرح است. یا کودکان هستند یا بزرگسالان. کشتار کودکان صد البته محکوم است. بزرگسالان ولی اشغالگر خاک فلسطین هستند. طبعا خود را برای آسیب دیدن مهیا ساخته اند که به اشغال سرزمین دیگران مبادرت کرده اند. معنایی ندارد کسی خانه دیگری را اشغال کند، ولی انتظار آسیب دیدن نداشته باشد. هزار البته راه حل بدون خشونت ارجحیت دارد و باید تا می توان سعی در پرهیز از آسیب زدن به اشغالگران غیرنظامی داشت. در هر حال با توجه به واجب بودن کشتن اشغالگران نظامی، کشتن اشغالگران غیرنظامی بزرگسال کراهیت شدید دارد.
در پایان اجازه دهید به عنوان کسی که تا 20 سالگی نه دین گریز، که دین ستیز بوده ام نکته ای را خدمت حضرتعالی عرض کنم. مسئله نه اسلام، نه فعل پیروان اسلام، که عدم آشنایی برخی از دوستان با متن صریح و واضح کلام الله است.
رستگار باشید
ctr2006 نوشت:
بله بزرگوار به نظر من نوع جهان بینی اسلام است که باعث تنش و کشتار می شود این دین پتانسیل زیادی برای کشتار می دهد

به نظر بنده شما از دایره ی انصاف خارج شده اید.
حکایت پیغمبر دروغینی است که پس از پشیمانی، اعتراف نمود که دروغ گفته است و در پاسخ، پیروان او گفتند که: تو اگر می خواهی به خود کافر شوی، ما از مذهب تو دست بر نمی داریم.
بزرگوار، متن قرآن واضح است. شما در جمله نخست فرمودید که "نوع جهان بینی اسلام است که باعث تنش و کشتار می شود" و مرا امیدوار ساختید که با نقد اسلام مواجه می شوم. در عوض به نقد دینداران و قرائت های دینی پرداختید. چرا مشرکان نجس اند؟ چون آقایان بهجت و مکارم و خمینی و خامنه ای گفته اند. استدلالش کجاست؟ هیچ جا!
شما که تا هفده سالگی مذهبی بوده اید، نیک می دانید در جایی که آب هست، تیمم باطل است. وقتی قرآن هست، نظر تقی و نقی چه اهمیتی دارد؟ به آیه 5 المائده نگاه کنیم:
الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ حِلٌّ لَکُمْ وَطَعَامُکُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ
امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده و طعام کسانى که اهل کتابند براى شما حلال و طعام شما براى آنان حلال است و زنان پاکدامن از مسلمان و زنان پاکدامن از کسانى که پیش از شما کتاب به آنان داده شده

متن خیلی واضح اینجا قرار دارد. یک محقق که مقلد نمی شود. چون فلانی گفت -علی رغم متن- پس حرف او درست است! مگر می شود خداوند فرموده باشد با کسی ازدواج کنید که نجس است؟
از کی تا به حال ملاک درستی یک عقیده، تعداد باورمندان آن عقیده بوده است؟ چون فلان برداشت از اسلام عمومیت ندارد پس برداشت ناصحیحی است؟ از آناتول فرانس جمله ای خوانده ام: "حتی اگر پنجاه‌ میلیون نفر هم به یک چیز احمقانه اعتقاد داشته باشند، آن چیز همچنان احمقانه است".
قصدم این نیست که بگویم برداشت عموم ایشان احمقانه است. منظور این است که سخن درست را با تعداد باورمندان آن سخن نمی سنجند. وقتی نقد شما به اسلام است -و نه پیروان آن- استناد به پیروان آن بی مبناست. درستی یک قرائت دینی، با انطباق بیشتر آن قرائت با متن دینی برداشت می شود نه تعداد پیروان. این رویکرد محققانه ای نیست.
اصلا ما به جهت همین تردیدهای تاریخی است که به جای روایت و حدیث، به قرآن مراجعه می کنیم. به عنوان مثال بارها در کتب مختلف در مورد اختلاف 15 ساله رسول الله با همسر نخست ایشان خوانده ایم. دوبله اش این می شود که بانو خدیجه در 50 سالگی و یا 60 سالگی حضرت فاطمه را بدنیا آورده است.
وقتی متن قرآن می گوید اسیر را یا با منت و یا با فدیه باید رها ساخت، استناد شما به روایت اختلافی چه معنا دارد؟ اگر هم یک روایت را پذیرفته اید، آن را نمی توانید به عنوان فکت تاریخی مطرح کنید. ضمن اینکه پذیرفتن آن هم دلیل می خواهد. چرا این روایت آری و چرا آن روایت نه؟
اصلا اصطلاح "اسلام گرای معتدل" اصطلاح اشتباهی است. اسلام گرایی، خود همان اعتدال گرایی است. الصاق پسوند "معتدل" بر "اسلام گرا" حشو زائد است.
نکته دیگر هم عرض کنم. بنده تا آنجا که می دانم، ما در اسلام چیزی به نام صیغه نداریم که حالا بخواهد برای اهل کتاب چنین و چنان باشد. حداقل شما که تعداد پیروان یک اندیشه را نشان حقانیت آن اندیشه می دانید باید بدانید که تمامی مسلمانان اهل سنت، صیغه را همان زنا می دانند و این اختراعات صفوی، فقط در بین شیعیان خریدار دارد.
هولوکاست، دروغ بزرگ یهودیان
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک