رسته‌ها
0.11 امتیاز
از 136 رای
یک هلو هزار هلو صمد بهرنگی
0.06 امتیاز
از 137 رای
کچل کفتر باز صمد بهرنگی
0.03 امتیاز
از 230 رای
هوای تازه احمد شاملو
0.04 امتیاز
از 161 رای
ققنوس در باران احمد شاملو
0.18 امتیاز
از 1,186 رای
مسخ فرانتس کافکا
کتاب‌های بیشتر

آخرین دیدگاه‌ها

جناب Khwanirath، بحث کسانی چون Stiglitz مبتنی بر اولویت فروش تجهیزات و زیرساخت تولید واکسن به چند پایگاه (منطقه‌ای) در جهان بـود، که منطقی‌ترین اقدام به‌نظر می‌رسید چون هماهنگی و همزمانی جهانی واکسیناسیون مهم بود. بحث این بود که کشورهای دار
خب، روند بحث روشن است. 2 ادعا کردید، 2 پرسش برای آن‌ها طرح شد و شما بجای پاسخ سنجیده و مستند به آن‌ها، کل تاریخ چپ از استالین تا اسماعیل بخشی!! را بازنویسی کردید. که کاملاً بیـجاست، زیرا در اینجا هیچکس از موضع چپ برای ایرانِ آینده نسخه‌پیچی
ctr2006 البته چسباندن وصله‌ی «بی‌وطن» به مخالف، از سنت‌های همایونی و خان‌منشانه‌ای است که با ظهور «مشروطه‌ی پهلوی» در ایران رواج یافت و اکنون سپر بلای سلطنت‌طلبان است. تصور کنید «مشروطه‌ی پهلوی»!!! وقتی با شخصیت‌هایی چون ملک‌الشعرا بهار موا
««سلطنت مشروطه پهلوی نه با شمشیر و درگیری نظامی ایل و تبارش با سایر ایرانیان ، بلکه با حکم قانون و به خواست مشروطه خواهان شکل گرفت و دلیل ماندگاری و اخلاقی بودن آن بود»» :)) ctr2006 مدتی غایب بودید و فضای کامنت‌ها داشت خشک و دلگیر می‌شد. ««
این هشت جلد به وقایع 1299 تا 1323 می‌پردازد. شاید در این کتاب حسن مکی «کودتای 28 مرداد 1332 و رویدادهای متعاقب آن» مطالبی درباره قرارداد کنسرسیوم آمده باشد، من نخوانده‌ام، در کتابناک موجود است. کتاب «تاریخ ملی شدن صنعت نفت ایران» نوشته فواد
هگل با آثار آدام اسمیت آشنا بود. اسمیت در توجیه جامعه بورژوایی می‌گفت در این جامعه کافیست هرکس در هر مقام اجتماعی که هست، منافع فردی خود را «آزادانه» دنبال کند تا منفعت عام (جامعه) هم تامین شود. بنا بر نظریه اسمیت «رقابت آزاد» یا بازار آزا
فصل «عقل» پدیدارشناسی روح هگل، قسمت «شورش فردیت یا هذیان نخوت»، ترجمه باقر پرهام صفحه 423 --- «آگاهی، آشفتگی‌ای را که خود به آن دچار شده، برون می‌ریزد و می‌کوشد تا آن‌ را مثل یک غیر تلقی کرده و به بیان درآورد. برای پرهیز از این تناقض درونی،
:))))) علی امینی مرتجع و تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد!!!, چه شود!!! بیچاره اقتصاددانانی چون ابراهیم رزاقی و رحمان‌زاده هروی که از فکر خود کار کشیدند ....... من نقدهای اساسی به دکتر مصدق دارم ولی الان دلم برایش سوخت که هوادارانی چون شماها دار
بیهوده شدن بحث از آنجا شروع میشود که یک طرف به جای پذیرش خطای خود, بلافاصله بحث تازه‌ای را آغاز می‌کند که خود شامل چند تناقض و خطای جدید است. از اوایل قرن نوزدهم میلادی و درنتیجه انقلاب صنعتی, گرایش غالبی در مناسبات بین‌الملل شکل گرفت که ه
من عهد کرده‌‌ بودم که در پاسخ یک سری کاربران دانشمند کتابناک چیزی نگویم، چون پس از تجربه‌های خسته‌کننده بسیار (هم برای طرفین بحث هم برای خوانندگان احتمالی) آموختم که بهترین اتفاق این است که دو طرف حرف خود را بزنند و قضاوت با خواننده احتمالی
عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک