Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

رضاشاه پهلوی از آلاشت تا ژوهانسبورگ

نویسنده:

حق تکثیر: مخصوص نسخه الکترونیک

» کتابناکهای مرتبط:
مسأله حجاب

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 1 مگابایت
دریافت ها: 15440
تعداد صفحات: ?
4.4 / 5
با 78 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 166
۱۳۹۱/۱۲/۱۴


پاسخنگارش دیدگاه
یادداشتی که می‌خواستم با اکانت خودم (همین اکانت پایینی) برای کتابی دیگر در جواب یادداشت شخصی دیگر بگذارم، مسدود شد و آنقدر سفت و سخت هم مسدود شد که نه ارسالش با اکانتی‌ دیگر امکان‌پذیر بود و نه گذاشتن آن در ذیل کتاب مرتبط دیگر. یادداشت مذکور هر چند در جواب یک توهین قومی نوشته شده بود ولی نه شامل توهینی بود و نه کوچکترین شائبه‌ی زیر پا گذاشتن هیچ خط قرمزی، حتی خطوط خیلی کمرنگ هم، در آن می‌رفت. به هر شکل اگر قرار است چنین بحث‌هایی را مسدود کنید بهتر است برای هر دو طرف مسدود کنید. تاریخ در باره‌ی آنهایی که بعضی چیزها را بسته‌اند و چیزهای دیگر را باز گذاشته‌اند قضاوت خوبی نکرده است.
نقل قول  
M_Hoseini
Member
بهتر است دست کم در عالم کتاب و اندیشه بحثها مؤدبانه انجام گیرد. نه اصطلاحی مثل «آن گور به گور شده» در شأن این بحث ها است و نه «چاک دهن» و این طور چیزها.
نقل قول  
samanehraf
Member
با سلام.
تنها 36 صفحه از این کتاب در فایل ارائه شده وجود دارد. فایل کامل کتاب چگونه قابل دسترسی می باشد؟
نقل قول  
peakvenus
Member
نقل قول از 13440410:
1 ـ کتاب آقای نادر پیمانی که به مقدمه یک جنگ سالار مزین شده ، کتاب در خور تأملی نیست . اگر ایشان فقط با ارزیابی ساختار ژنتیک برگرفته از استخوان آن گور به گور شده نشان دهد که از تخم و تبار ساسانیان بوده ، سخن اش جالب توجه خواهد بود . 2 ـ پسماندگان شاه پرستی به نفی مشروطه و توجیه استبداد و به توجیه سلطه بیگانه و غارت منابع ملی می رسند و حتا نمی توانند تضادهای گفتار خود را درک کنند ، چه رسد به حل و رفع آن .
بهترره چاک دهنت رو نگهداری!فقط همین...
نقل قول  
13440410
Member
1 ـ کتاب آقای نادر پیمانی که به مقدمه یک جنگ سالار مزین شده ، کتاب در خور تأملی نیست . اگر ایشان فقط با ارزیابی ساختار ژنتیک برگرفته از استخوان آن گور به گور شده نشان دهد که از تخم و تبار ساسانیان بوده ، سخن اش جالب توجه خواهد بود . 2 ـ پسماندگان شاه پرستی به نفی مشروطه و توجیه استبداد و به توجیه سلطه بیگانه و غارت منابع ملی می رسند و حتا نمی توانند تضادهای گفتار خود را درک کنند ، چه رسد به حل و رفع آن .
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:

اصولا نیاز نبود چه به قول فاتح قبل از آن : دولت میتوانست اجرای کامل تعهدات شرکت را درباره افزایش مستخدمان ایرانی تقاضا کرده و به وسیله وضع قوانین مخصوص بیمه کارگران و کارمندان ایجاد مسکن و خانه و وسایل آسایش آنها را تامین نماید بدون اینکه قوانین مزبور معارض با مفاد امتیاز نامه باشد

پس چرا مصطفی فاتح که گمان دارم عالی رتبه ترین فرد در میان ایرانیان شرکت می بود پیگیر اجرای کامل این تعهدات نشد؟


این از نظر من دو حالت دارد یا بر میگردد به اختناق موجود و یا اینکه خود جناب فاتح بعدها خواسته بدین وسیله خود را به کلی در مورد تمدید قرارداد بی طرف جلوه دهد ولی خودش در کتابش مینویسد که از بیست سال پیش نظرم همین بوده و تغییر نکرده البته من فقط یک مورد را ذکر کردم رجوع کنید به صفحه 306 کتاب چاپ 1335
نقل قول  
هیرکان
Member

اصولا نیاز نبود چه به قول فاتح قبل از آن : دولت میتوانست اجرای کامل تعهدات شرکت را درباره افزایش مستخدمان ایرانی تقاضا کرده و به وسیله وضع قوانین مخصوص بیمه کارگران و کارمندان ایجاد مسکن و خانه و وسایل آسایش آنها را تامین نماید بدون اینکه قوانین مزبور معارض با مفاد امتیاز نامه باشد

پس چرا مصطفی فاتح که گمان دارم عالی رتبه ترین فرد در میان ایرانیان شرکت می بود پیگیر اجرای کامل این تعهدات نشد؟
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
بله گزینه بهتر خیلی ساده هم بود اتفاقا قرارداد تمدید نمیشد و سر موقع به اتمام میرسید!

بنا بر مفاد قرارداد از میزان اراضی تحت کنترل شرکت برای استخراج کاسته شده و درامد ایران از 16 درصد به گمان دارم بیست درصد افزایش می یافت.

نکته بسیار مهم قبول شرکت به اموزش پرسنل و تکنسین های ایرانی بود که همین افراد بعد ها از متخصصان شرکت ملی نفت ایران شدند.


اصولا نیاز نبود چه به قول فاتح قبل از آن : دولت میتوانست اجرای کامل تعهدات شرکت را درباره افزایش مستخدمان ایرانی تقاضا کرده و به وسیله وضع قوانین مخصوص بیمه کارگران و کارمندان ایجاد مسکن و خانه و وسایل آسایش آنها را تامین نماید بدون اینکه قوانین مزبور معارض با مفاد امتیاز نامه باشد
نقل قول  
هیرکان
Member
بله گزینه بهتر خیلی ساده هم بود اتفاقا قرارداد تمدید نمیشد و سر موقع به اتمام میرسید!

بنا بر مفاد قرارداد از میزان اراضی تحت کنترل شرکت برای استخراج کاسته شده و درامد ایران از 16 درصد به گمان دارم بیست درصد افزایش می یافت.

نکته بسیار مهم قبول شرکت به اموزش پرسنل و تکنسین های ایرانی بود که همین افراد بعد ها از متخصصان شرکت ملی نفت ایران شدند.
نقل قول  
باز هم هدایت حق داشت بنویسد :
برای تمدید قرارداد نفت جنوب هم مردم را دور کوچه نرقصانیده بود، اما اسم خودش را هم کبیر و نابغهٔ عظیم الشأن نگذاشته بود.



نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
بحث سر تمدید ننگین قرارداد به سود بریتانیا و شخص رضا شاه و ضرر ایران بود

آیا در آن زمان ایران گزینه بهتری داشت؟

مگر نه اینکه شرکت نفتی آمریکایی مشتاق سرمایه گذاری در ایران در سال 1303 پس از غایله سقا خانه آشیخ هادی و کشتن وامبری آمریکایی توسط عمال بریتانیا از ایران رانده شدند؟

اگر بریتانیا برای حفظ منافع خود به خوزستان حمله نظامی نموده و آن را مستقل می نمود گمان دارید در دنیای آن روزگار چند کشور پشتیبان ایران بودند؟


بله گزینه بهتر خیلی ساده هم بود اتفاقا قرارداد تمدید نمیشد و سر موقع به اتمام میرسید!
نقل قول  
هیرکان
Member
بحث سر تمدید ننگین قرارداد به سود بریتانیا و شخص رضا شاه و ضرر ایران بود

آیا در آن زمان ایران گزینه بهتری داشت؟

مگر نه اینکه شرکت نفتی آمریکایی مشتاق سرمایه گذاری در ایران در سال 1303 پس از غایله سقا خانه آشیخ هادی و کشتن وامبری آمریکایی توسط عمال بریتانیا از ایران رانده شدند؟

اگر بریتانیا برای حفظ منافع خود به خوزستان حمله نظامی نموده و آن را مستقل می نمود گمان دارید در دنیای آن روزگار چند کشور پشتیبان ایران بودند؟
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
بعد هم چه ربطی دارد که همش از این شاخه به آن شاخه میپرید شما این دزدی و خیانت را در حق ایران نمیبینید بعد میگویید توانایی!

آیا شما در ان زمانه توانایی استخراج و بهره برداری و فروش منابع نفتی را داشتید؟

نباید فراموش نمود که نفت مانند آب با کمک دلو از چاه کشیده نشده و مشتریان هم با نفتکش های خالی در بنادر صف نمی کشند.


وقتی میگویم ربطی ندارد حق بدهید چون کسی نگفت چرا رضا شاه نفت را ملی نکرد بحث سر تمدید ننگین قرارداد به سود بریتانیا و شخص رضا شاه و ضرر ایران بود
نقل قول  
بحث بی مورد است به نظر من چون خود دوستان هم در باطن میدانند چه خبر بوده و خودشان را به خواب زده اند وجدان خود را قاضی کنید!
یاحق
نقل قول  
هیرکان
Member
بعد هم چه ربطی دارد که همش از این شاخه به آن شاخه میپرید شما این دزدی و خیانت را در حق ایران نمیبینید بعد میگویید توانایی!

آیا شما در ان زمانه توانایی استخراج و بهره برداری و فروش منابع نفتی را داشتید؟

نباید فراموش نمود که نفت مانند آب با کمک دلو از چاه کشیده نشده و مشتریان هم با نفتکش های خالی در بنادر صف نمی کشند.
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
مبلغی در حدود 30 هزار لیره به حساب رضاشاه در بانک « لویدز» لندن ریخته شده است

گرفتن حق دلالی در معاملات نفتی هرچند ناپسند اما در این بازار رایج است و پورسانت بگیران بنامی شناخته شده اند.


بله طبیعی است بیلیونها به مملکت خسارت زد و پورسانت گرفت مگر کدام دزدی و جنایت این شاه طبیعی نبوده !
یا بقول دوستمان تاکتیک بوده!
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
بلکه مستقیم به اربابش خدمت میکرد

کدام نمایش!

اگر نمایش بود پس چرا این مدت به درازا کشید؟

نمایش واقعی کارناوال خنک و بیمزه ای بود که پس از القای قرارداد برای مردم از همه جا بی خبر در تهران اجرا شد.

اکنون کشور نیازمند سرمایه گذاری جهت بهبود استخراج فراورده های نفت و گازی و بهسازی وضعیت پالایشگاه ها می باشد.

آیا ایران براستی در آن سال ها توانایی مدیریت پالایشگاه آبادان و کشف و استخراج منابع نفتی و ورود به عرصه بازاریابی جهانی و حمل و نقل با نفتکش ها را داشت؟


اگر اعلی حضرتان شما اجازه میدادند مشخص میشد که دارد یا ندارد بعد هم چه ربطی دارد که همش از این شاخه به آن شاخه میپرید شما این دزدی و خیانت را در حق ایران نمیبینید بعد میگویید توانایی!
نقل قول  
هیرکان
Member
مبلغی در حدود 30 هزار لیره به حساب رضاشاه در بانک « لویدز» لندن ریخته شده است

گرفتن حق دلالی در معاملات نفتی هرچند ناپسند اما در این بازار رایج است و پورسانت بگیران بنامی شناخته شده اند.

نقل قول  
هیرکان
Member
بلکه مستقیم به اربابش خدمت میکرد

کدام نمایش!

اگر نمایش بود پس چرا این مدت به درازا کشید؟

نمایش واقعی کارناوال خنک و بیمزه ای بود که پس از القای قرارداد برای مردم از همه جا بی خبر در تهران اجرا شد.

اکنون کشور نیازمند سرمایه گذاری جهت بهبود استخراج فراورده های نفت و گازی و بهسازی وضعیت پالایشگاه ها می باشد.

آیا ایران براستی در آن سال ها توانایی مدیریت پالایشگاه آبادان و کشف و استخراج منابع نفتی و ورود به عرصه بازاریابی جهانی و حمل و نقل با نفتکش ها را داشت؟
نقل قول  
( پس از تصویب قرارداد 1933) مرحوم عیسی فیض کمیسر نفت در لندن به من گفت مبلغی در حدود 30 هزار لیره به حساب رضاشاه در بانک « لویدز» لندن ریخته شده است ... و بعد از این که رضاشاه اراضی شاه آباد غرب را تصرف کرد انگلیس ها برای حفاظت لوله های نفت سالی 12هزار لیره دیگر به حساب شاه واریز می کردند.»


سید حسن تقی زاده
نقل قول  
همه را گفتند ولی یک نکته را نگفتند که ترسی در کار نبود بلکه مستقیم به اربابش خدمت میکرد و حتی حق دلالی هم گرفت و سوزاندن اسناد هم یک نمایش ساختگی بود چون بسیاری از اسنادی که دولت ایران میتوانست در دادگاه علیه شرکت نفت از آن استفاده کند از بین رفته بود و مدعای بنده هم این است که علا دیکتاتوری بعد تمدید قرارداد هرگونه اظهار نظر را در جامعه و هرگونه آگاه سازی نسبت به این خیانت را قدغن فرمود حتی اجازه چاپ کتاب جنگ نفت را هم نداد!
نقل قول  
هیرکان
Member
ترس رضا شاه از ایجاد شورش به تحریک انگلیس در میان اقوام عرب تبار در مناطق نفت خیز و احتمال مداخله نظامی بریتانیا، مجبورش کرد شرایط مذاکره کنندگان انگلیسی را بپذیرد.

تقی زاده بعدها لغو امتیاز دارسی را اشتباه بزرگی خواند.


اگر ایران قرارداد دارسی را لغو نمی کرد در سال ۱۹۶۱ مدت آن به پایان می رسید و تمام اموال کمپانی به ایران تعلق می گرفت اما با قرارداد جدید ایران خود را تا سال ۱۹۹۳ متعهد ساخته بود
نقل قول  
هیرکان
Member
سرانجام وقتی رضاشاه از کدمن که قصد ترک خاک ایران را داشت، خواست که بماند و مذاکرات را پیش ببرد، کدمن نیز از او خواست شخصا ریاست جلسه مذاکره را بر عهده بگیرد. چون با وزرایی که از بیم جان خویش نمی توانستند ابراز نظر کنند، مذاکرات به بن بست می رسید. رضاشاه پذیرفت و جلسه را افتتاح کرد. وزرا زبان بسته بودند و این تنها رضاشاه بود که مذاکره را پیش می برد.

رضا شاه با پیش نویس قرارداد کمپانی، با اندکی بالا و پایین کردن موافقت کرد. مدت امتیاز جدید ۶۰ سال بود و کمپانی مناطق مورد امتیاز را از ۵۰۰ هزار مایل به یک صد هزار مایل کاهش داد و نام شرکت از کمپانی نفت انگلیس و پرشیا به کمپانی نفت انگلیس و ایران (AIOC ) تغییر یافت چون رضاشاه دوست نداشت ایران را پرشیا بخوانند.

روز ۲۹ آوریل ۱۹۳۳ امتیازنامه جدید به امضای نمایندگان طرفین رسید. عواید ایران در این قرارداد بر اساس تلفیقی از حق الامتیاز مجموع تولید، و شرکت د رمنافع خالص تعیین می شد. ایران اما هیچ کنترلی بر میزان سود کمپانی نداشت و همه چیز به انصاف دولت انگلیس وابسته بود.

اگر ایران قرارداد دارسی را لغو نمی کرد در سال ۱۹۶۱ مدت آن به پایان می رسید و تمام اموال کمپانی به ایران تعلق می گرفت اما با قرارداد جدید ایران خود را تا سال ۱۹۹۳ متعهد ساخته بود.

به نوشتهً مصطفی علم، آنچه موجب این نتایج مصیبت بار گردید، نیاز شدید شاه به پول و نگرانی عمیق او از حضور ناوگان جنگی انگلیس در خلیج فارس بود. ازاین هم بالاتر همان طور که کدمن اشاره می کند: "شاه نسبت به فعالیت های کمپانی در جنوب ایران بشدت سوء ظن داشت... و همچنین در کردستان ایران...".
نقل قول  
هیرکان
Member
هیئت انگلیسی عبارت بود از سرجان کدمن رئیس کل کمپانی، معاون او سرجان فریزر و دکتر ام. وای. یانگ معاون مدیر عامل. هیئت ایرانی تشکیل می شد از محمد علی فروغی وزیر خارجه، علی اکبر داور وزیر دادگستری، سید حسن تقی زاده وزیردارایی و حسین علا رئیس بانک ملی ایران. در این زمان تیمورتاش که مورد سوء ظن رضاشاه واقع شده بود، در زندان به سر می برد.

رضا شاه گفته بود با لغو امتیاز سال ۱۹۰۱دارسی، در واقع می خواهد امتیازنامه جدیدی بنویسد که مبنای مناسبات منصفانه ای میان ایران و کمپانی به وجود آورد.

کمپانی هم در نظر داشت بعضی از بخش های امتیازنامه مذکور را، که ممکن بود بعدا" برایش دردسر آفرین شود، حذف کند و به جای آن موادی بگنجاند که بیش تر صرف داشته باشد. اینک که عملیات دیگر محدود به خاک ایران نمی شد و نقاط دیگری را هم در جهان در بر می گرفت، قصد واقعی کمپانی این بود که ایران را از شریک کردن در شرکت های تابعهً خود محروم کند. در حالی که در امتیاز نامه سال ۱۹۰۱ به صراحت آمده بود که ایران در این منافع شریک است.

قصد ایران اما از امتیازنامه جدید ایجاد تعادلی میان نفت تولیدی ایران و منافع کمپانی از شرکت های خود در سراسر جهان بود. افزون بر این ایران می خواست مناطق حوزهً امتیاز را محدود سازد و نیز حق انحصاری کمپانی را در مورد احداث خط لوله به مناطق ساحلی خلیج فارس لغو کند.

هیئت ایرانی بشدت از شاه می ترسید و جرات ابراز نظر واقعی در مذاکرات نداشت.
نقل قول  
هیرکان
Member
در یادداشتی به تاریخ ۱۲ دسامبر ۱۹۳۲ محمد علی فروغی وزیر خارجه وقت ایران ضمن اظهار تاسف از سیاست ارعاب دولت انگلیس، تاکید کرد که دیوان داوری لاهه صلاحیت رسیدگی به این مسئله را ندارد و سپس اضافه کرد که این موضوع از مواردی است که به دولت ایران حق می دهد توجه جامعه ملل را به فشارها و تهدیدات دولت انگلیس علیه ایران جلب کند.

اما انگلیس پیش دستی کرده، زودتر از ایران موضوع را در جامعه ملل مطرح می کند. رسیدگی به موضوع در جامعه ملل از ژانویه ۱۹۳۳ آغاز می شود. ریاست هیئت ایرانی را علی اکبر داور برعهده داشت.

او در سخنان خود تمامی ناحقی هایی را که امتیاز ۱۹۰۱ دارسی – اعطا شده از سوی حکومتی استبدادی - بر ملت ایران هموار کرده بود برشمرد و در پایان گفت: اگر فرض را بر این بگذاریم که اصولا کمپانی، نفت ایران را کاملا" مجانی ببرد و فقط مالیات محلی و عوارض گمرکی متعلقه به آن را بپردازد، باز هم در این مدت بایستی ۱۹ میلیون لیره به ایران می پرداخته، نه ۱۱میلیون لیره که کل درآمد ایران در این مدت طولانی از منافع آن کمپانی بوده است.

هیئت انگلیسی به ریاست سرجان سیمون تمامی دعاوی ایران را تکذیب و آن ها را تنها مشتی اتهام قلمداد کرد.

شورای جامعه ملل دکتر ادوارد بنش را به سمت میانجی تعیین کرد. وی دو طرف را ترغیب به مذاکرات مستقیم برای تدوین امتیازنامه ای جدید کرد.
در آوریل ۱۹۳۳ مذاکرات در تهران آغاز شد.
نقل قول  
هیرکان
Member
رضاشاه، آشفته از بحران مالی شدید کشور، روز ۲۶ نوامبر۱۹۳۲ در جلسه هیئت دولت، پرونده نفت را در آتش بخاری انداخت و گفت وزرا از جلسه خارج نشوند تا لایحه ای مربوط به لغو امتیاز نفت تهیه شود.

حسن تقی زاده که به جای شاهزاده فیروز میرزا ( نصرت الدوله) وزیر دارایی شده بود در یادداشتی به ت . ال . جکز مدیرعامل کمپانی اعلام کرد امتیازنامه دارسی از سوی دولت ایران لغو شده است.

سر رجینالد هوور، وزیر مختار بریتانیا در ایران اعتراض شدید اللحنی تسلیم دولت ایران کرد و دولت انگلیس اعلام کرد لغو امتیاز تخلف آشکار از شرایط آن است و از ایران خواست که بی درنگ یادداشت مربوط به لغو امتیاز را پس بگیرد.

هوور وزیر مختار بریتانیا از دولت متبوعش خواست به مقابله با بحران بپردازد و ارتش بریتانیا به دولت گزارش داد ناوگان انگلیس در صورت لزوم آماده است فورا به محل اعزام شود.

ایران تسلیم نشد و دولت انگلیس تهدید کرد که مسئله را به دیوان داوری بین المللی‌ لاهه خواهد کشاند.
نقل قول  
هیرکان
Member
رضاشاه، آشفته از بحران مالی شدید کشور، روز ۲۶ نوامبر۱۹۳۲ در جلسه هیئت دولت، پرونده نفت را در آتش بخاری انداخت و گفت وزرا از جلسه خارج نشوند تا لایحه ای مربوط به لغو امتیاز نفت تهیه شود

به گفته نویسنده کتاب نفت، قدرت و اصول – مصطفی علم – اگر در آن شرایط قراردادی بسته می شد که ایران را در منافع کمپانی شریک می کرد، اختلافات دردناکی که منجر به ملی شدن نفت ایران در سال ۱۹۵۱ شد علاج می گردید یا لااقل به تعویق می افتاد. اما آن لحظات سرنوشت ساز گذشت و مسبب اصلی آن نیز این اشتباه تیمورتاش بود که فکر می کرد هنوز فرصت دارد تا بر سر منافع کشور خود بیش تر چانه بزند.

در سال ۱۹۳۲ بار دیگر زمینه ای برای تدوین پیش نویس تازه ای فراهم شد که البته دیگر در آن حرفی از شریک شدن ایران در میان نبود و تنها حق الامتیاز پرداختی به ایران از ۱۶ درصد به ۲۰ درصد از سود خالص کمپانی و تمام شرکت های تابعه از کل عملیاتی که به نحوی با نفت ایران ارتباط پیدا می کرد بالا می رفت و این چهار درصد اضافی جانشین مالیاتی می شد که ایران باید دریافت می کرد.

اما درست زمانی که همه چیز برای امضای قرارداد در تهران آماده شده بود، تیمورتاش متوجه شد جمع پرداختی کمپانی بابت حق الامتیاز سال ۱۹۳۱ فقط ۳۰۶۸۷۰ لیره و در واقع کمتر از یک چهارم حق الامتیاز سال گذشته است و کمترین رقم درآمد نفتی است که ایران از سال ۱۹۱۷ به بعد داشته است. اگر چه بحران اقتصادی جهان منافع کمپانی را پایین آورده بود، ولی نرخ این کاهش ۳۷ درصد بود نه ۷۶ درصد. کمپانی از رسیدگی به حساب های شرکت توسط نمایندهً ایران امتناع ورزید.
نقل قول  
هیرکان
Member
در مذاکرات اولیه با کدمن در لندن تنها تیمورتاش شرکت داشت اما این بار رضاشاه به علی اکبرداور وزیر دادگستری، و نصرت الدوله فیروز وزیر دارایی نیز دستور داده بود به همراه تیمورتاش در مذاکرات شرکت کنند.

تیمورتاش در مذاکرات سرسختی نشان داد و اصرار کرد که سهام ایران باید به ۲۵ درصد افزایش یابد و کمپانی یک حداقل درآمد برای ایران تضمین کند، و تمام مالیات ها و عوارض مربوط را به ایران بپردازد و پس از انقضای مدت امتیاز نیز، سهام و منافع ایران در کمپانی محفوظ بماند. در مقابل ایران با تمدید امتیازنامه به مدت بیست سال دیگر موافقت خواهد کرد.

کدمن شرایط پیشنهادی ایران را نپذیرفت و به انگلیس بازگشت. در این میان فروریختن بازار سهام نیویورک – وال استریت – پیش آمد و قیمت های نفت در بازار جهانی به شدت سقوط کرد. کدمن در نامه ای به تیمورتاش حل مسئله را به زمانی موکول کرد که شرایطی که بر صنایع نفت در جهان حاکم است از میان برود
نقل قول  
هیرکان
Member
در این میان رضا شاه از طریق مصطفی فاتح، عالی رتبه ترین مقام ایرانی در APOC ، پیامی برای کدمن فرستاد که در آن می گفت: ایران بیش از این نمی تواند ناظر آن باشد که درآمدهای عظیم نفت به جیب کمپانی سرازیر شود، در حالی که خود از آن محروم مانده است. مطبوعات ایران این پیام را پی گیری کردند و مبارزه ای علیه کمپانی شروع شد. روزنامهً "ستاره ایران" در شمارهً ۵ نوامبر ۱۹۲۸ خود نوشت: "امتیازنامه دارسی به وسیله یک حکومت فاسد و بی اطلاع داده شده که اعضای آن از سرمایه گذاران سود پرست و بی مسلک خارجی رشوه گرفته بودند تا ملت ایران را فریب دهند."

کدمن سرانجام موافقت هیئت مدیرهً کمپانی را جلب کرد با این شرط که سهام ایران غیر قابل انتقال بوده و دارندهً آن، یعنی ایران، حق رای در مجمع عمومی کمپانی نداشته باشد.

در فوریه ۱۹۲۹ کدمن با هیئتی به ایران آمد و پیش نویس قرارداد جدید را تقدیم کرد که به موجب آن کمپانی ۲۰ درصد از سهام عادی خود را به ایران می داد و از مجموع کل تولیدات بابت هر تن نفت ۵/۲ شلینگ حق الامتیاز می پرداخت و مجموعه منطقه امتیاز نیز به یک صد هزار مایل مربع ( ۱۶۰ هزار کیلومتر مربع) کاهش می یافت. در مقابل ایران بایستی مدت سی سال امتیازنامه راتمدید می کرد.
نقل قول  
هیرکان
Member
در فوریه ۱۹۲۹ کدمن با هیئتی به ایران آمد و پیش نویس قرارداد جدید را تقدیم کرد که به موجب آن کمپانی ۲۰ درصد از سهام عادی خود را به ایران می داد و از مجموع کل تولیدات بابت هر تن نفت ۵/۲ شلینگ حق الامتیاز می پرداخت و مجموعه منطقه امتیاز نیز به یک صد هزار مایل مربع ( ۱۶۰ هزار کیلومتر مربع) کاهش می یافت. در مقابل ایران بایستی مدت سی سال امتیازنامه راتمدید می کرد
نقل قول  
هیرکان
Member
لغو امتیاز دارسی، انعقاد قرارداد ۱۹۳۳

رضاخان اگرچه به کمک انگلیس قدرت را در دست گرفته بود اما پس از رسیدن به سلطنت به این نتیجه رسید که باید کشور را از چنگال تسلط کامل انگلیس برهاند. در سال ۱۹۲۸ بانک ملی ایران را تاسیس کرد و دو سال بعد، حق انتشار اسکناس را که در انحصار بانک شاهنشاهی، یعنی بانک انگلیسی بود، از آن گرفت و به بانک ملی واگذار کرد. اما مسئله کمپانی نفت انگلیس و ایران (APOC ) برایش معضلی شده بود. حتا یک سهم از سهام این کمپانی از آن دولت ایران نبود، و این امر سبب ناراحتی رضاخان بود.

در ژوئن سال ۱۹۲۸ ( تابستان ۱۳۰۷ ) رضاخان وزیر قدرتمند خود عبدالحسین تیمورتاش را برای مذاکره در این باره به لندن فرستاد. در آن زمان ریاست کمپانی با سر جان کدمن بود. تیمورتاش به کدمن گفت: اگر کمپانی سهم منصفانه تری از عایدات خود بپردازد، در عوض دولت ایران نیز هرگونه کمک لازم را برای توسعه و پیشرفت عملیات آینده آن انجام خواهد داد.

هدف تیمورتاش دو چیز بود، نخست آن که دولت ایران بلاعوض صاحب ۲۵ درصد از سهام عادی ( غیر ممتاز ) کمپانی شود، و دوم آن که به عنوان حق الامتیاز از هرتن نفت تولیدی ۵/۲ شلینگ دریافت کند که اگر پذیرفته می شد، ایران سالانه می توانست درآمدی بالغ بر یک میلیون لیره کسب کند.
کدمن برخلاف اسلاف خود نسبت به دعاوی ایران نظر مساعدی داشت. او بر این باور بود که سهیم ساختن ایران در کمپانی و سرمایه های آن به عنوان یک شریک، آیندهً امتیاز نفت را تضمین خواهد کرد.
نقل قول  
هیرکان
Member
کسی که خودش دو کلاس سواد ندارد چه می داند دانشگاه چیست او چه میفهمید فرق تقویم قمری و شمسی چیست آخر ! هرچه به او دیکته میشد از طرف اربابش اجرا میکرد

رضا شاه بدون سواد وارد قزاق خانه شد و طی ماموریتی که در خراسان داشت خواندن و نوشتن را یادگرفت و به یقین فردی بدون سواد خواندن و نوشتن نمی توانست در قزاقخانه به درجه افسری و میرپنجی نایل یابد.

هرچه به او دیکته میشد از طرف اربابش اجرا میکرد

اتفاقا بریتانیا به هیچ روی مایل به حزف قضاوت کنسولی و ایجاد نیروی دریایی در خلیج فارس و ریشه کنی یاغیگری ایلات و گسترش ملی گرایی در میان ایرانیان نبود.
نقل قول  
نقل قول از دبیرزاده:
به جابر شاه
پیش از رضا شاه نفت ایران یکسره به انگلیس تعلق داشت و هنگامیکه رضا شاه به قدرت رسید او با هزار زحمت آنها را مجبور کرد تا درصدی از سود نفت را به حکومت ایران بدهند و با همان در آمد اندک او هزاران برنامه زیر ساختی را اجرا کرد ،


مفاد قراداد دارسی را یا شما نخوانده اید یا ندیده اید چه میدانم یا خودتان را به آن راه میزنید!
اگر از حق دلالی رضاشاه که در خاطرات تقی زاده هم آمده بگذریم نطق مصدق خود پاسخ شماست :

اگر امتیاز دارسی تمدید نشده بود در سال 1961 م دولت نه تنها به صدی شانزده عایدات حق داشت بلکه صدی صد عایدات حق دولت بود.
فرض کنیم که عایدات دولت در مدت 32 سال که تمدید شده هیچ وقت از 750هزار لیره که کمپانی برای او حداقل معین نموده بیش تر نشود و باز فرض کنیم که شرایط امتیازنامه جدید با شرایط امتیازنامه دارسی از حیث منافع دولت مساوی باشد یعنی 750هزار لیره حداقلی که در امتیازنامه جدید معین شده با صدی شانزده عایدات امتیازنامه دارسی برابری کند بنابر این صدی 84 از عایدات که در 1961 حق دولت می شده و بر طبق قرارداد جدید کمپانی آن را تا 32 سال دیگر می برد 126 میلیون لیره انگلیسی از قرار 128 ریال 16128000000 ریال می شود و تاریخ عالم نشان نمی دهد که یکی از افراد مملکت به وطن خود در یک معامله شانزده بلیون و یکصد و بیست وهشت میلیون ریال ضرر زده باشد و شاید مادر روزگار دیگر نزاید کسی را که به بیگانه چنین خدمتی کند!!!
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
شاه سلطان حسین صفوی مدرسه چهارباغ را ساخت بعهد امیرکبیر دارالفنون را ساخت بعد رضا شاه دانشگاه را ساخت پس سلطان حسین صفوی پیشگام بود!زنده باد شاه سلطان حسین! باز هم استدلالهای ناب محمدی!

شاه سلطان حسین صفوی و پیشینیان او مدرسه دینی می ساختند اما امیر کبیر و رضا شاه موسسات اموزشی را بنیان نهادند که به آموزش علوم و فنون تجربی و دانش نوین جهان می پرداختند و سعی در باز نمودن دیدگاه دانش آموختگان داشتند.

مقایسه این دو دیدگاه خطا می باشد.

شما با این شیوه استدلال سعی در نقد تاریخ ایران دارید؟


بنده طعنه زدم. طبق گفتار خودتان باز هم این امیرکبیر است که پیشرو است نه رضاشاه.
بعد هم عرض کردم بخشی از این به اصطلاح مدرن سازی ها بر میگشت به نگرش های قرون اخیر و اتفاقاتی که تحت تاثیر انقلابات فرانسه و بعدها روس و گرایش های باستان گرایانه برخی رجال روشنفکر و برخی هم به همان سیاست لزوم دولت مقتدر در ایران که دولت بریتانیا خواهان آن بود وگرنه خیلی مضحک است که یک نفر بیسواد چنین تخیلاتی در ذهن داشته باشد چون اصولا هیچ درکی از مدرنیته نمیتواند در ذهن یکنفر عامی وجود داشته باشد کسی که خودش دو کلاس سواد ندارد چه می داند دانشگاه چیست او چه میفهمید فرق تقویم قمری و شمسی چیست آخر ! هرچه به او دیکته میشد از طرف اربابش اجرا میکرد
نقل قول  
به جابر شاه
پیش از رضا شاه نفت ایران یکسره به انگلیس تعلق داشت و هنگامیکه رضا شاه به قدرت رسید او با هزار زحمت آنها را مجبور کرد تا درصدی از سود نفت را به حکومت ایران بدهند و با همان در آمد اندک او هزاران برنامه زیر ساختی را اجرا کرد ،
نقل قول  
هیرکان
Member

بله پول نفت هم تاکتیک بود که به جیب رضاشاه ریخته شود کلا غارت مملکت تاکتیک ایشان بوده!

ولی عجب غارتگری بوده که با وجود به جیب زدن پول نفت تنها با مالیات تا بدین اندازه کارهایی ریشه ای انجام داد.

نقل قول  
نقل قول از دبیرزاده:
به جابر شاه ،
اگر رضا شاه زمینها را بنام خود مصادره میکرد این تنها تاکتیکی برای مبارزه با فئودالیسم و پیشگیری از فساد جامعه بود ، زیرا اگر زمینها را به نام دولت و ملت مصادره میکرد ، کارکنان دولتی که شامل مردمی بود که به فساد و دزدی و خو گرفته بودند (و همچنان خو گرفته اند)، انها (کارکنان دولتی) دارایی های ملی را برای خود و خانواده شان بکار میگرفتند درحالیکه اگر آن زمینها بنام رضا خان میبود دست دزدها و فاسدان و فئودالها کوتاه میشد ، امروزه هم بطور سمبولیک در انگلیس همه زمینهای انگلیس به ملکه تعلق دارد تا همه از اجرای قانون آگاه باشند.
ببینید این مردم اند که باید به فرگشت رفتاری و ذهنی برسند ، و مردم ایران هنوز در پروسه این فرگشت رفتاری اند که مشروطه و رضاشاه این پروسه را تند تر کردند و ، وگرنه هر سیستمی هم که سر کار بیاید همان وضع دوباره تکرار خواهد شد.


بله پول نفت هم تاکتیک بود که به جیب رضاشاه ریخته شود کلا غارت مملکت تاکتیک ایشان بوده!
نقل قول  
هیرکان
Member
دموکراسی هیچگاه تحقق نیافته و آزادی یک حرف مفت است

در تمامی کشور هایی کمه به عنوان دمکرات از انها یاد می شود نخست سنگ بناهای امنیت و پایداری جامعه استوار شده و آنگاه دموکراسی اجرایی می گردد.

در بریتانیای اوایل قرن نوزدهم بزه شکاردزدی اعدام بود و در سال 1818 مردی به دلیل قطع یک پایه درخت گیلاس به مرگ محکوم شد و در عمل مردم عادی مجاز به شرکت در برگزیدن نمایندگان مجلس عوام نبودند.

در طول قرن نوزدهم گام به گام ممنوعیت کار کودکان و محدود نمودن ساعات کاری و بهبود شرایط سکونت گاه کارگران و دیگر موارد مد نظر قرار گرفت تا امروز بدین پایه رسیده است.

دموکراسی به معنای هرج و مرج نمی باشد.

کشور های دموکرات از قضا پیشینه ای دراز در اجرای قوانین داشته اند.
نقل قول  
به جابر شاه ،
اگر رضا شاه زمینها را بنام خود مصادره میکرد این تنها تاکتیکی برای مبارزه با فئودالیسم و پیشگیری از فساد جامعه بود ، زیرا اگر زمینها را به نام دولت و ملت مصادره میکرد ، کارکنان دولتی که شامل مردمی بود که به فساد و دزدی و خو گرفته بودند (و همچنان خو گرفته اند)، انها (کارکنان دولتی) دارایی های ملی را برای خود و خانواده شان بکار میگرفتند درحالیکه اگر آن زمینها بنام رضا خان میبود دست دزدها و فاسدان و فئودالها کوتاه میشد ، امروزه هم بطور سمبولیک در انگلیس همه زمینهای انگلیس به ملکه تعلق دارد تا همه از اجرای قانون آگاه باشند.
ببینید این مردم اند که باید به فرگشت رفتاری و ذهنی برسند ، و مردم ایران هنوز در پروسه این فرگشت رفتاری اند که مشروطه و رضاشاه این پروسه را تند تر کردند و ، وگرنه هر سیستمی هم که سر کار بیاید همان وضع دوباره تکرار خواهد شد.
نقل قول  
هیرکان
Member

قبلا هم عرض کردم فئودالیسم را هیچگاه نابود نکرد چون خوش بزرگترین زمین دار بود و همچنان بر رعیت ظلم میشد چه بواسطه غصب چه به واسطه بهره کشی از رعیت.

اگر خاطرات عین السلطنه سالور را بخوانید در خواهید یافت که در آن دوران بیگاری رعایا توسط مالکان ممنوع شده و این عمل جرم تلقی می گردید.
نقل قول  
هیرکان
Member
شاه سلطان حسین صفوی مدرسه چهارباغ را ساخت بعهد امیرکبیر دارالفنون را ساخت بعد رضا شاه دانشگاه را ساخت پس سلطان حسین صفوی پیشگام بود!زنده باد شاه سلطان حسین! باز هم استدلالهای ناب محمدی!

شاه سلطان حسین صفوی و پیشینیان او مدرسه دینی می ساختند اما امیر کبیر و رضا شاه موسسات اموزشی را بنیان نهادند که به آموزش علوم و فنون تجربی و دانش نوین جهان می پرداختند و سعی در باز نمودن دیدگاه دانش آموختگان داشتند.

مقایسه این دو دیدگاه خطا می باشد.

شما با این شیوه استدلال سعی در نقد تاریخ ایران دارید؟
نقل قول  
شاه سلطان حسین صفوی مدرسه چهارباغ را ساخت بعهد امیرکبیر دارالفنون را ساخت بعد رضا شاه دانشگاه را ساخت پس سلطان حسین صفوی پیشگام بود!زنده باد شاه سلطان حسین! باز هم استدلالهای ناب محمدی!
نقل قول  
نقل قول از دبیرزاده:
به آقای پادشاه ناشناس و جابرشاه،
بیاد داشته باشیم که حکومت رضا شاه بسیار بسیار کوتاه مدت بود ، و دشمنان درونی و بیرونی نیرومندی داشت ، اگر آقای پادشاهناشناس آن آمار را میدهند و با امروز بر هم میسنجند باید آگاه باشند که کارهایی را رضا شاه آغاز کرد که میوه اش امروز بار میدهد، رضا شاه راه سازی مدرن را آغاز کرد امروزه مترو داریم ، رضا شاه کارخانه هواپیما سازی (منتاژ هواپیما ) را ساحت ، امروز ماهواره به فضا میفرستیم ، رضا شاه نخستین کارخانه های صنعتی مدرن را بنیاد گذاشت و سفارش کارخانه ذوب آهن را نیز به آلمان داده بود ، (که متفقین(آمریکا و انگلیس) کشتی حامل تجهیزات و قطعات آن را در راه رسیدن به ایران مصادره کردند )و امروزه بر همان بنیاد هزاران کارخانه صنعتی داریم ، رضا شاه آموزش و پرورش را برای همگان اجباری کرد و امروزه یکی از بهترین سطح های علمی در جهان را داریم ، رضا شاه فئودالیسم را نابود کرد و امروز بر پایه همان ، بسیاری از روستاییان وضع مالی خوبی دارند و بسیاری از آنها در راس قدرتند ،
اگر بگفته آقای جابر شاه نزول خوار و غیره وجود داشتند تقصیر رضا خان نبود زیرا او از این جماعت خوشش نمی آمد و اصولا با مفتخوری مخالف بود اما فرصتش بسنده نکرد تا برنامه هایش را کاملا عملی کند ، یکی از بزرگترین دشمنان رضا شاه همان بازاری ها بودند و هستند ، حتی 15 خرداد 42 نیز بیشتر واکنش بازاری ها به اصلاحات سوسیالیستی محمد رضا شاه بود .


بله حجاب اجباری امروز هم دولتی کشف حجاب اوست سرکوب مخالفان هم به بهانه کمونیست و خرابکار دولتی سر قانون مصوبه 1310 ایشان است از جمله خدمات دیگر این خاندان مجلس موسسان است که از روی آن مجلس خبرگان تشکیل شد وزارت مقدس اطلاعات است که بر لطف ساواک پایه گذاری شد و همچنین سرکوب احزاب و روزنامه ها و سرکوب قشر روشنفکر و آزادیخواه که همچنان ادامه دارد.
دست دزد را کوتاه کرد ولی کدخدای شهر خودش شاه دزد بود!
قبلا هم عرض کردم فئودالیسم را هیچگاه نابود نکرد چون خوش بزرگترین زمین دار بود و همچنان بر رعیت ظلم میشد چه بواسطه غصب چه به واسطه بهره کشی از رعیت.
نقل قول  
به آقای پادشاه ناشناس و جابرشاه،
بیاد داشته باشیم که حکومت رضا شاه بسیار بسیار کوتاه مدت بود ، و دشمنان درونی و بیرونی نیرومندی داشت ، اگر آقای پادشاهناشناس آن آمار را میدهند و با امروز بر هم میسنجند باید آگاه باشند که کارهایی را رضا شاه آغاز کرد که میوه اش امروز بار میدهد، رضا شاه راه سازی مدرن را آغاز کرد امروزه مترو داریم ، رضا شاه کارخانه هواپیما سازی (منتاژ هواپیما ) را ساحت ، امروز ماهواره به فضا میفرستیم ، رضا شاه نخستین کارخانه های صنعتی مدرن را بنیاد گذاشت و سفارش کارخانه ذوب آهن را نیز به آلمان داده بود ، (که متفقین(آمریکا و انگلیس) کشتی حامل تجهیزات و قطعات آن را در راه رسیدن به ایران مصادره کردند )و امروزه بر همان بنیاد هزاران کارخانه صنعتی داریم ، رضا شاه آموزش و پرورش را برای همگان اجباری کرد و امروزه یکی از بهترین سطح های علمی در جهان را داریم ، رضا شاه فئودالیسم را نابود کرد و امروز بر پایه همان ، بسیاری از روستاییان وضع مالی خوبی دارند و بسیاری از آنها در راس قدرتند ،
اگر بگفته آقای جابر شاه نزول خوار و غیره وجود داشتند تقصیر رضا خان نبود زیرا او از این جماعت خوشش نمی آمد و اصولا با مفتخوری مخالف بود اما فرصتش بسنده نکرد تا برنامه هایش را کاملا عملی کند ، یکی از بزرگترین دشمنان رضا شاه همان بازاری ها بودند و هستند ، حتی 15 خرداد 42 نیز بیشتر واکنش بازاری ها به اصلاحات سوسیالیستی محمد رضا شاه بود .
نقل قول  
شما جمهوری افلاطون را بخوانید در مورد عقل نظرتان تغییر می کند
احتمالا اگر آقای هیرکان جمهوری را بخوانند به آرمانشهرشان می رسد!
در کتاب جمهوری افلاطون سعی در ترویج همان نوع حکومت توتالیتر و دیکتاتوری ایده آل جناب هیرکان می شود.
نقل قول  
نقل قول از padshah nashnas:
اگر مرد عاقلی (از آن نوع عاقل افلاطونی) پیدا می شد که حکومت را به او دهیم ، بله دیکتاتوری خوب بود.
اما پیدا کردن این مرد عاقل کاری است ناممکن ، و دلیل نهایی دموکراسی این است.


شما جمهوری افلاطون را بخوانید در مورد عقل نظرتان تغییر می کند!
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
تا هستند کسانی که هنوز نفهمیده اند مضرات دیکتاتوری را تا هستند کسانی که هنوز زنده باد و جاوید شاه سر میدهند نه تنها نمیتوان امیدی به آینده داشت بلکه باید زار زار به حال آینده این ملک گریست!

حالا اگر کشور گرفتار هرج و مرج مانند افغانستان شود باید به باعثان آن به چشم منجی بشریت نگریست؟

چیزهایی را در کتاب ها خوانده اید اما فاصله حرف های شیرین تا عملگرایی و واقع بینی در اداره کشور و بویژه ایران بسیار است.

روبسپیر و پول پوت نیز همواره از مضرات دیکتاتوری سخن می گفتند اما دیدیم به هنگام در آغوش کشیدن قدرت این سخنان شیرین چسان اسباب خون ریزی گردید.


پس اعتراف کنید که جمهوری اسلامی رژیم دلخواه و ایده آل شماست چون لااقل این خواسته شما را برآورده کرده و امنیت در مرزهای کشور را فراهم کرده!
یک داعشی تا فرانسه میرود ولی قربانش بروم مملکت آقا امام زمان از دستبرد اجانب در امان است!
حفظ خاک و امنیت کشور آخر به چه قیمتی؟
بله بنده نه پدرم کشور دار بوده نه خودم علاقه ای دارم ولی دیگر زنده باد هم سر نمیدهم اگه همه به قول شما اینگونه هستند و دموکراسی هیچگاه تحقق نیافته و آزادی یک حرف مفت است خب همه سر و ته یه کرباسند دیگر زنده باد گفتن چیست! تف به این لعنت به آن!
نقل قول  
اگر مرد عاقلی (از آن نوع عاقل افلاطونی) پیدا می شد که حکومت را به او دهیم ، بله دیکتاتوری خوب بود.
اما پیدا کردن این مرد عاقل کاری است ناممکن ، و دلیل نهایی دموکراسی این است.
نقل قول  
هیرکان
Member
تا هستند کسانی که هنوز نفهمیده اند مضرات دیکتاتوری را تا هستند کسانی که هنوز زنده باد و جاوید شاه سر میدهند نه تنها نمیتوان امیدی به آینده داشت بلکه باید زار زار به حال آینده این ملک گریست!

حالا اگر کشور گرفتار هرج و مرج مانند افغانستان شود باید به باعثان آن به چشم منجی بشریت نگریست؟

چیزهایی را در کتاب ها خوانده اید اما فاصله حرف های شیرین تا عملگرایی و واقع بینی در اداره کشور و بویژه ایران بسیار است.

روبسپیر و پول پوت نیز همواره از مضرات دیکتاتوری سخن می گفتند اما دیدیم به هنگام در آغوش کشیدن قدرت این سخنان شیرین چسان اسباب خون ریزی گردید.
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:

یک فردوسی کافی است که وجود میلیون ها از امثال شما را تبرئه بکند و شما خواهی نخواهی معنی زندگی خودتان را از او می گیرید و به او افتخار می کنید.
اما حال که علم و هنر و فرهنگ ازین سرزمین رخت بر بسته ، معلوم می شود فقط دزدی و جاسوسی و پستی باین زندگی معنی و ارزش می دهد.

جناب جابر شاه

میهنمان فراز و فرود هایی بس کمرشکن بخود دیده است یورش اسکندر و عرب و تاتار و مغول, دخالت نظامی روسیه و بریتانیا, جنگ های فرقه ای

در جهان کم ملتی یافت می شوند که در گردباد حوادث بتوانند ققنوس وار مجدد از خاکستر نیستی برخیزند.

صادق هدایت هرچند نویسنده ای توانا و تیزبین بین بود اما در نهایت نتوانست در برابر شرایط مقاومت نماید.


بابل و آشور و فینیقی و مصر در گذر زمان انگونه تغییر کرده اند که در عمل ارتباطی با ریشه های کهن خویش ندارند, البته ساختار تمدن انها به اشکال گوناگون بر جوامع پس از انها تاثیر گذار بوده است, اما ایرانیان فارغ از هر قوم و زبان هنوز به دلیل داشتن ریشه های مشترک بجای بدبینی مفرط و یاس می توانند بخود امده و به اینده امیدوار باشند.


تا هستند کسانی که هنوز نفهمیده اند مضرات دیکتاتوری را تا هستند کسانی که هنوز زنده باد و جاوید شاه سر میدهند نه تنها نمیتوان امیدی به آینده داشت بلکه باید زار زار به حال آینده این ملک گریست!
نقل قول  
هیرکان
Member

یک فردوسی کافی است که وجود میلیون ها از امثال شما را تبرئه بکند و شما خواهی نخواهی معنی زندگی خودتان را از او می گیرید و به او افتخار می کنید.
اما حال که علم و هنر و فرهنگ ازین سرزمین رخت بر بسته ، معلوم می شود فقط دزدی و جاسوسی و پستی باین زندگی معنی و ارزش می دهد.

جناب جابر شاه

میهنمان فراز و فرود هایی بس کمرشکن بخود دیده است یورش اسکندر و عرب و تاتار و مغول, دخالت نظامی روسیه و بریتانیا, جنگ های فرقه ای

در جهان کم ملتی یافت می شوند که در گردباد حوادث بتوانند ققنوس وار مجدد از خاکستر نیستی برخیزند.

صادق هدایت هرچند نویسنده ای توانا و تیزبین بین بود اما در نهایت نتوانست در برابر شرایط مقاومت نماید.


بابل و آشور و فینیقی و مصر در گذر زمان انگونه تغییر کرده اند که در عمل ارتباطی با ریشه های کهن خویش ندارند, البته ساختار تمدن انها به اشکال گوناگون بر جوامع پس از انها تاثیر گذار بوده است, اما ایرانیان فارغ از هر قوم و زبان هنوز به دلیل داشتن ریشه های مشترک بجای بدبینی مفرط و یاس می توانند بخود امده و به اینده امیدوار باشند.
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
هنگامی که شاهد کشیدن جاده ها به عنوان شریان حیاتی کشور نه با وام خارجی بلکه با مالیات و با کمترین میزان دزدی و اختلاص می باشیم ناخواسته به این فکر می افتیم که این مردم که همان مردم هستند پس چه سیستمی ناظر بر جریان کار بوده که با کمترین هزینه و دزدی کار هایی انجام داده که هنوز پابرجا می باشند؟


بقول سخن سرای توس:


چواین نامور نامه آمد ببن

ز من روی کشور شود پرسخن

از آن پس نمیرم که من زنده‌ام

که تخم سخن من پراگنده‌ام

هر آنکس که دارد هش و رای و دین

پس از مرگ بر من کند آفرین



یک فردوسی کافی است که وجود میلیون ها از امثال شما را تبرئه بکند و شما خواهی نخواهی معنی زندگی خودتان را از او می گیرید و به او افتخار می کنید.
اما حال که علم و هنر و فرهنگ ازین سرزمین رخت بر بسته ، معلوم می شود فقط دزدی و جاسوسی و پستی باین زندگی معنی و ارزش می دهد.

همای گو مفکن سایه شرف هرگز
بر آن دیار که طوطی کم از زغن باشد!

حاجی آقا
صادق هدایت
نقل قول  
هیرکان
Member
هنگامی که شاهد کشیدن جاده ها به عنوان شریان حیاتی کشور نه با وام خارجی بلکه با مالیات و با کمترین میزان دزدی و اختلاص می باشیم ناخواسته به این فکر می افتیم که این مردم که همان مردم هستند پس چه سیستمی ناظر بر جریان کار بوده که با کمترین هزینه و دزدی کار هایی انجام داده که هنوز پابرجا می باشند؟


بقول سخن سرای توس:


چواین نامور نامه آمد ببن

ز من روی کشور شود پرسخن

از آن پس نمیرم که من زنده‌ام

که تخم سخن من پراگنده‌ام

هر آنکس که دارد هش و رای و دین

پس از مرگ بر من کند آفرین
نقل قول  
هیرکان
Member
نه خیر ، درست می گویید این اتفاق ها نیفتاد.
اما لپ کلام بنده این است که محمد رضا پهلوی آن تحفه ای که شما می گویید نیست.

من هیچگاه از پهلوی اول و دوم بتی غیر قابل نقد نساختم.

اما ما ناگهان از عهد قجر به سال 1357 پرتاب نشدیم بلکه دورانی را گذرانیدیم که آثار ان هنوز در زندگی فرهنگی و اقتصادی و اجتمایی ما ملموس می باشد.
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
همین اظهارات شما نشان دهنده بی لیاقتی محمد رضا پهلوی نیست؟

اما آیا در سال 1357 کشور را به شکل یک ویرانه برجای گذاشت؟

چه تعداد از کارخانه های بخش توامند خصوصی ان هنگام با تمام ظرفیت مشغول بکار بوده که اکنون تنها ساختمانی خالی یادگار دوران رونق آنهاست؟

آیا در ان سال ها چوب حراج بر عرصه و اعیان منابع طبیعی تا بدان حد زده شد که اکنون در رتبه بندی از دست رفتن منابع آب زیر زمینی و بستر خاک و سطح جنگل ها و مراتع در ردیف نخست می باشیم؟
نه خیر ، درست می گویید این اتفاق ها نیفتاد.
اما لپ کلام بنده این است که محمد رضا پهلوی آن تحفه ای که شما می گویید نبود.
نقل قول  
13440410
Member
نقل نوشته های دردآلود صادق هدایت که از اندیشمندان جست و جو گر و نوآور بود ؛ لات های سرگذر « کتابناک » را خشمگین و آشفته کرده است .
نقل قول  
هیرکان
Member
همین اظهارات شما نشان دهنده بی لیاقتی محمد رضا پهلوی نیست؟

اما آیا در سال 1357 کشور را به شکل یک ویرانه برجای گذاشت؟

چه تعداد از کارخانه های بخش توامند خصوصی ان هنگام با تمام ظرفیت مشغول بکار بوده که اکنون تنها ساختمانی خالی یادگار دوران رونق آنهاست؟

آیا در ان سال ها چوب حراج بر عرصه و اعیان منابع طبیعی تا بدان حد زده شد که اکنون در رتبه بندی از دست رفتن منابع آب زیر زمینی و بستر خاک و سطح جنگل ها و مراتع در ردیف نخست می باشیم؟
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
افزایش درآمد نفت باعث این فقر فاجعه انگیز شد.
عجبا!

افزایش بهای نفت باعث بالا رفتن میزان واردات شد اما بنادر کشور در ان برهه فاقد امکانات کافی برای تخلیه این میزان بوده و کشتی ها هر روز به دلیل تاخیر در بارگیری جریمه دریافت می نمودند.

پول نفت از سال 1340 به تدریج وارد زندگی مردم شده و به تدریج طبقه متوسط در حال شکل گیری بود.

این حقیقت را باید مد نظر قرار داشت که در سال 1300 در عمل ایران کشوری کشاورزی و فاقد صنعت و جاده و آرتش و کادر ورزیده آموزشی و اداری بود و یک شبه نمی توان انتظار داشت که تمامی بافت های فرسوده گلستان گردد.

تهران سال 1357 مجموعه ای از تضاد ها بود اما این حقیقت را نباید انکار نمود که در میان نواحی به شدت مرفه و نواحی به شدت فقیر یک باغت شهری قرار داشت که در طول پنجاه سال گذشته از شکل قدیمی و سنتی خود خارج شده بوده و از مزایای خدمات شهری بهره مند بوده و این در خصوصی بسیاری از شهر های بزرگ چون تبریز, مشهد و اصفهان مصداق داشت.

ایکاش روشنفکران چپی فرانسوی به مناطقی همچون نارمک و تهران پارس نیز توجه می نمودند که سکونتگاه قشر تقریبا متوسط محسوب می شد.

حتی در خود پاریس کنونی نیز همه نواحی شهری شانزه لیزه به حساب نمی آیند.
همین اظهارات شما نشان دهنده بی لیاقتی محمد رضا پهلوی نیست؟
نقل قول  
جعمیت ایران در دوران رضاشاه کمتر از ۱۴ میلیون نفر بود ، اما در حاضر بالغ بر ۷۸ میلیون نفر است.
در دوران رضاشاه ۶۰درصد جمعیت ایران روستایی،۲۵-۳۰عشایر و ایلات و کمتر از۱۵ درصد شهر نشین بودند.
تهران شهری متوسط با تقریبا۲۰۰هزار نفر جمعیت بود اما در حال حاضر نزدیک به ۱۳میلیون جمعیت دارد.
در دوران پهلوی اول امید به زندگی کمتر از۴۰سال و مرگ میر نوزادان به ازای هر ۱۰۰۰نفر نزدیک به۵۰۰نفر بود.
اما نرخ امید به زندگی در حال حاضر۷۴سال و مرگ و میر نوزادان به ازای هر ۱۰۰۰ نفر به ۲۸ نفر کاهش یافته.
جمعیت با سوادان ایران ۵درصد بود که عمدتا دانش آموخته حوزه های علمیه و مکاتب قرآنی بودند.
اما در حال حاضر ۸۴درصد باسواد در کشور موجود است و نزدیک به ۲میلیون نفر در دانشگاه ها در حال تحصیل هستند.
این آمار کافی نیست؟!
نقل قول  
نقل قول از دبیرزاده:
در پاسخ به آقایان منتقد رضا شاه،
گاهی تنها نامی که به مفهومی گذاشته میشود گمراه کننده است و اگر مارکسیستها(تنها از دید ایدئولوژیکی و نه انگ سیاسی ) و دمکراسی خواهان هزاران شعار آبستره برای عدالت و رفاه توده سر میدهند این رضا شاه بود که همان آرمانها را با روش نظامی خودش در جامعه عملی کرد و به حقیقت ملموس در آورد ، این رضا شاه بود که فئودالیسم سنتی (ارباب رعیتی)را نابود کرد و حق شهروندی را بجایش گذاشت ،
من حساب خاندان پهلوی را از رضا شاه جدا میدانم ، بحث من هم دفاع از پهلوی ها نیست ، درست است که بسیاری از ایده های رضا شاه در اصل از خود او نبود ، اما او با بودجه ایی ناچیز آن طرح های را با جدیت و حتی زور اجرا کرد ، در هیچ جای جهان در زمان کوتاهی کمتر از 20 سال آن اندازه برنامه های زیر ساختی (از صفر) را نمیتوانند با بودجه اندک آنزمان ایران اجرا کنند ،
پس اگر به او تهمت دزدی میزنند : پس بودجه اینهمه برنامه های عمرانی از کجا تامین شد؟ ، در حالیکه شاههای قاجار (بجز آقا محمد خان قاجار) از حکومتهای بیگانه پول وام میگرفتند تا برای سفر و خوشگذرانی شان صرف کنند و مردم بدبخت ایران در ژرفای عقب ماندگی و مملکت در ویرانی و آشوب و فساد و بردگی بسر میبرد و حتی در تبریز که پایتخت دوم قاجار ها بود نیز وضع حتی بدتر بود ، در حقیقت این رضا شاه بود که بطور عملی همه آرمانهای دمکراسی خواهان و حتی سوسیالیست ها را آغاز به اجرا کرد و دستکم بنیاد گذاشت.
دوم اینکه چرا در همین سایت گواهیم که همه قومگرایان و جدایی خواهان آشکار و آنهایی که با تاریخ و ملیت ایرانی دشمنی دارند ، همانها بیشترین کینه را ازرضا خان دارند ؟ آیا این قماش دلشان برای مردم ایران سوخته؟ یا اینکه رضا شاه را مانعی برای نابود کردن کامل ایران میبینند؟
سوم ، اگر شما که آن اندازه به رضا خان دشنام میدهید ، اگر شما در آنروزگار و با نگرش به اوضاع و روحیه و دشواری های احتماعی و دینی حاکم بر جامعه و هرج و مرج و نفوذ بیگانه و قدرتهای زورگویان محلی را میدیدید ، چگونه میتوانستید کشور را آباد کنید و رفاه را ایجاد کنید؟


در زمان رضا شاه بسیاری از زمین ها مصادره شد با این وجود فئودال ها در حوزه خود از قدرت زیادی برخوردار بودند و آنچه قدرت آنها را از بین برد اصلاحات ارضی در دهه چهل بود که فئودال ها را تبدیل به سرمایه داران و تاجران نمود و قدرت مبتنی بر زمین را از فئودال ها گرفت.
در زمان رضاشاه به علت نیاز کشور به پول جهت ایجاد اصلاحات بر شدت فشار بر رعیت افزوده شد اصلاحات ارضی در زمان محمدرضاشاه نیز نتوانست استثمار رعیت را از بین ببرد چرا که با کنار رفتن فئودال ها افرادی چون نزول خورها، سلف خرها و مغازه داران و دلال ها جایگزین آنها شدند.

بنده برایم مهم نیست تجزیه طلب و قوم گرا و دیگری چه فکری میکند شاید خوشحال هم شوند از نقدهای بنده و دست هم بزنند من حرفم این است نباید از جانیان اسطوره و بت ساخت حالا بگویید موشک فرستاد فضا ! اگر حفظ خاک ملاک است پس چرا همین آقامحمدخان که ارجح است به رضاشاه و انگلیس هم او را نیاورد و مدیون شمشیر و خشونتش بود جایگاه وارونه ای در تاریخ دارد؟!
یعنی ما چشم به روی کشتار و غارت انسانها ببندیم و خوشحال باشیم که مردم صاحب شناسنامه شده اند تا راحت چاپیده شوند؟!
نقل قول  
هیرکان
Member
در دوران ریاست جمهوری خاتمی هم اقتصاد کشور رونق گرفت

بله و در دوران پیش از ایشان هم کار و بار ها رونق گرفته بود ولی به کام چه کسانی بود؟

آیا تورم کنترل شده و از رانت خواری جلوگیری شده بود؟

بسیاری از سد هایی که اکنون زیان های انها بر منابع آبی آشکار شده اتفاقا در همان برهه زمانی مکان یابی و ساخته شده و پول های هنگفتی جابجا گردید.
نقل قول  
پیش از انقلاب و در اوج فعالیت های رژیم پهلوی، تنها 1/3 میلیون مشترک برق - اعم از خانگی، عمومی، صنعتی و کشاورزی - وجود داشت؛ این در حالی است که هم اکنون حتی بسیاری از روستاهای کشور و دورترین مناطق از نعمت برق است.
میزان تولید ناخالص برق کشور در پایان سال 1385، بیش از 192 میلیارد کیلووات ساعت بود و تاکنون بیش از 50 هزار روستا در کشور از نعمت برق برخوردار شدند. همچنین، تعداد مشترکان برق مؤسسه های تابع وزارت نیرو در این سال، حدود 20624 هزار مشترک بوده است.

این را به عنوان نمونه ذکر کردم و آمار دیگر هم در زمینه صنایع مختلف موجود است ولی با پیشرفت هایی که جمهوری اسلامی نسبت به رژیم پیشین داشته ( اگر کمبودها را نادیده بگیریم همچنان که برای آن رژیم نادیده میگیرید و اوضاع جهانی را بهانه میکنید کما اینکه تحریم هم بوده ایم ) آیا میشود گفت ایران مدرن شده ؟
و خفقان سیاسی موجود را نادیده بگیریم؟
نقل قول  
در پاسخ به آقایان منتقد رضا شاه،
گاهی تنها نامی که به مفهومی گذاشته میشود گمراه کننده است و اگر مارکسیستها(تنها از دید ایدئولوژیکی و نه انگ سیاسی ) و دمکراسی خواهان هزاران شعار آبستره برای عدالت و رفاه توده سر میدهند این رضا شاه بود که همان آرمانها را با روش نظامی خودش در جامعه عملی کرد و به حقیقت ملموس در آورد ، این رضا شاه بود که فئودالیسم سنتی (ارباب رعیتی)را نابود کرد و حق شهروندی را بجایش گذاشت ،
من حساب خاندان پهلوی را از رضا شاه جدا میدانم ، بحث من هم دفاع از پهلوی ها نیست ، درست است که بسیاری از ایده های رضا شاه در اصل از خود او نبود ، اما او با بودجه ایی ناچیز آن طرح های را با جدیت و حتی زور اجرا کرد ، در هیچ جای جهان در زمان کوتاهی کمتر از 20 سال آن اندازه برنامه های زیر ساختی (از صفر) را نمیتوانند با بودجه اندک آنزمان ایران اجرا کنند ،
پس اگر به او تهمت دزدی میزنند : پس بودجه اینهمه برنامه های عمرانی از کجا تامین شد؟ ، در حالیکه شاههای قاجار (بجز آقا محمد خان قاجار) از حکومتهای بیگانه پول وام میگرفتند تا برای سفر و خوشگذرانی شان صرف کنند و مردم بدبخت ایران در ژرفای عقب ماندگی و مملکت در ویرانی و آشوب و فساد و بردگی بسر میبرد و حتی در تبریز که پایتخت دوم قاجار ها بود نیز وضع حتی بدتر بود ،
در حقیقت این رضا شاه بود که بطور عملی همه آرمانهای دمکراسی خواهان و حتی سوسیالیست ها را آغاز به اجرا کرد و دستکم بنیاد گذاشت.
دوم اینکه چرا در همین سایت گواهیم که همه قومگرایان و جدایی خواهان آشکار و آنهایی که با تاریخ و ملیت ایرانی دشمنی دارند ، همانها بیشترین کینه را ازرضا خان دارند ؟ آیا این قماش دلشان برای مردم ایران سوخته؟ یا اینکه رضا شاه را مانعی برای نابود کردن کامل ایران میبینند؟
سوم ، اگر شما که آن اندازه به رضا خان دشنام میدهید ، اگر شما در آنروزگار و با نگرش به اوضاع و روحیه و دشواری های احتماعی و دینی حاکم بر جامعه و هرج و مرج و نفوذ بیگانه و قدرتهای زورگویان محلی را میدیدید ، چگونه میتوانستید کشور را آباد کنید و رفاه را ایجاد کنید؟

نقل قول  
هیرکان
Member
افزایش درآمد نفت باعث این فقر فاجعه انگیز شد.
عجبا!


افزایش بهای نفت باعث بالا رفتن میزان واردات شد اما بنادر کشور در ان برهه فاقد امکانات کافی برای تخلیه این میزان بوده و کشتی ها هر روز به دلیل تاخیر در بارگیری جریمه دریافت می نمودند.

پول نفت از سال 1340 به تدریج وارد زندگی مردم شده و به تدریج طبقه متوسط در حال شکل گیری بود.

این حقیقت را باید مد نظر قرار داشت که در سال 1300 در عمل ایران کشوری کشاورزی و فاقد صنعت و جاده و آرتش و کادر ورزیده آموزشی و اداری بود و یک شبه نمی توان انتظار داشت که تمامی بافت های فرسوده گلستان گردد.

تهران سال 1357 مجموعه ای از تضاد ها بود اما این حقیقت را نباید انکار نمود که در میان نواحی به شدت مرفه و نواحی به شدت فقیر یک باغت شهری قرار داشت که در طول پنجاه سال گذشته از شکل قدیمی و سنتی خود خارج شده بوده و از مزایای خدمات شهری بهره مند بوده و این در خصوصی بسیاری از شهر های بزرگ چون تبریز, مشهد و اصفهان مصداق داشت.

ایکاش روشنفکران چپی فرانسوی به مناطقی همچون نارمک و تهران پارس نیز توجه می نمودند که سکونتگاه قشر تقریبا متوسط محسوب می شد.


حتی در خود پاریس کنونی نیز همه نواحی شهری شانزه لیزه به حساب نمی آیند.
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
جناب هیرکان،
کامن بنده که توصیف تهران در سال۵۷ است را بخوانید تا ببنید موفق بوده اند یا نه!

افزایش ناگهانی درآمد نفت و ورود آن باعث بروز شوک به اقتصاد کشور شد.

اما این واقعه در سال 1353 روی داد و سرمایه گذاری های سودمند به شکل ذوب اهن اصفهان و نساجی چیت ری و کفش ملی و ارج پیش از آن و بویژه در دهه 1340 روی داد.

این افزایش بهای نفت باعث ایجاد اعتماد نفس کاذبی در پهلوی دوم شد که در نهایت توصیه های مدیران و کارشناسان اقتصادی را ناشنیده گرفت.

اما در دهه 1340 کار کارشناسی از حمایت دولتمردان برخوردار بود.
در دوران ریاست جمهوری خاتمی هم اقتصاد کشور رونق گرفت ، اما بعد از آن دچار افول شد.
حرف شما جواب بنده نبود.
نقل قول  
افزایش ناگهانی درآمد نفت و ورود آن باعث بروز شوک به اقتصاد کشور شد

افزایش درآمد نفت باعث این فقر فاجعه انگیز شد.
عجبا!
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
بهمان علت که شما در مورد آماری که بنده گذاشتم و فساد دربار پهلوی توضیح نداید!

فساد فساد است و فساد خوب و بد ندارد.

در ان روزگار ورود خاندان سلطنتی به وادی اقتصاد همراه با رانت خواری و فساد بود که در ان جای هیچ بحثی نبوده و نیست.

اما پرسش من این است؟

چرا با تمامی ان شرایط صنایع موفقی چون ارج, کفش ملیع ایران ناسیونال و ذوب آهن و چیت ری پایه گذاری شده و با موفقیت کارآفرینی و درامدزایی می کردند ولی حال ورشکسته شدند؟

جناب جابر شاه

کماکان در انتظار پاسخ شما می باشم.


براساس گزارش اقتصادآنلاین، نابود‌شدن برند ارج نه ربطی به برجام دارد و نه پسا‌برجام بلکه حاصل مدیریت معجره هزاره سوم است. سرکوب نرخ ارز در آخر دوره خاتمی و در دوره مدیریت احمدی‌نژاد که سبب افزایش شدید واردات و ارزان شدن محصولات خارجی نسبت به محصولات داخلی شد، نه تنها ارج که بسیاری از صنایع داخلی را ورشکسته کرد. در ادبیات اقتصادی به این پدیده صنعتی‌زدایی (deindustrialization) گفته می‌شود که احمدی‌نژاد به نحو فاجعه‌باری آن را در ایران عملی کرد.

شرکت ارج سال ۸۷ با تصمیم هیات پذیرش به دلیل زیان انباشه از بورس اخراج شد یعنی این شرکت از همان سال‌ها عملا تعطیل بود. پرسنل این شرکت در سال ۸۴ (شروع ریاست جمهوری احمدی‌نژاد) ۱۰۳۰ نفر بود که در سال ۹۲ (پایان ریاست جمهوری احمدی‌نژاد) به ۳۰۶ نفر کاهش یافت، یعنی ۷۰ درصد کارکنان شرکت اخراج شده و شرکت عملا تعطیل بوده است.

در مجمع عمومی سالیانه ارج در سال ۸۹، سهامداران تصویب کردند که کارخانه به قزوین منتقل شود و محل فعلی به فروش برسد. نباید از یاد برد که مصادره ارج در سال‌های اول انقلاب، هر چند باعث افت شدید کارایی این شرکت شده بود و با مدیریت دولتی امکان کمر راست کردن نداشت اما دلیل اصلی ورشکستگی برند بزرگی مانند ارج نبود، بلکه سرکوب ارزی باعث ورشکستگی ارج شد.قانون اخذ مالیات از افزایش سرمایه ناشی از محل تجدید ارزیابی دارایی‌ها باعث شده بسیاری از شرکت‌ها نظیر ارج که در سالیان گذشته مداوم زیان‌ده بوده‌اند نتوانند با اصلاح ساختار مالی خود از افشا شدن ورشکستگی‌شان جلوگیری کنند.
نقل قول  
هیرکان
Member
جناب هیرکان،
کامن بنده که توصیف تهران در سال۵۷ است را بخوانید تا ببنید موفق بوده اند یا نه!


افزایش ناگهانی درآمد نفت و ورود آن باعث بروز شوک به اقتصاد کشور شد.

اما این واقعه در سال 1353 روی داد و سرمایه گذاری های سودمند به شکل ذوب اهن اصفهان و نساجی چیت ری و کفش ملی و ارج پیش از آن و بویژه در دهه 1340 روی داد.

این افزایش بهای نفت باعث ایجاد اعتماد نفس کاذبی در پهلوی دوم شد که در نهایت توصیه های مدیران و کارشناسان اقتصادی را ناشنیده گرفت.

اما در دهه 1340 کار کارشناسی از حمایت دولتمردان برخوردار بود.
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
بهمان علت که شما در مورد آماری که بنده گذاشتم و فساد دربار پهلوی توضیح نداید!

فساد فساد است و فساد خوب و بد ندارد.

در ان روزگار ورود خاندان سلطنتی به وادی اقتصاد همراه با رانت خواری و فساد بود که در ان جای هیچ بحثی نبوده و نیست.

اما پرسش من این است؟

چرا با تمامی ان شرایط صنایع موفقی چون ارج, کفش ملیع ایران ناسیونال و ذوب آهن و چیت ری پایه گذاری شده و با موفقیت کارآفرینی و درامدزایی می کردند ولی حال ورشکسته شدند؟

جناب جابر شاه

کماکان در انتظار پاسخ شما می باشم.
جناب هیرکان،
کامن بنده که توصیف تهران در سال۵۷ است را بخوانید تا ببنید موفق بوده اند یا نه!
نقل قول  
نقل قول از behdad1970:
نقل قول:شما که قبلا سواد تان از هدایت را محک زده ام گو اینکه هیچ سوادی از او ندارید!


بهرحال این همه چرت و پرت زیر کتابها ننویس کتابناک که ملک کمونیستها نیست اجازه بده دیگران هم زیر کتابها حرف بزنند این همه هم کتابهای خوب را با چرت و پرت هات مخفی نکن چونکه همه چند ماهی هست که دارن بهت میخندن که این بابا دیگه از کجا پیداش شده !!!! دیگه وقت ندارم


اگر من هم چون شما موجبات خنده دیگری را فراهم کنم که ثواب بالایی نصیبم شده بلکم از این خنده اعلی حضرت لطفی نموده ما را در کهکشان کنار خود جای دهد هرچند لیاقت میخواهد در ضمن کتاب مخفی میشود مگر؟! تا جایی که بنده میدانم دیدگاه زیاد باعث میشود کتاب جزو کتب مورد بحث در صفحه اول نمایان شود!
کاش کمی بیشتر وقت داشتید تا از اطلاعات وحشتناکتان استفاده می کردیم واقعا حیف شد!
نقل قول  
هیرکان
Member
بهمان علت که شما در مورد آماری که بنده گذاشتم و فساد دربار پهلوی توضیح نداید!

فساد فساد است و فساد خوب و بد ندارد.

در ان روزگار ورود خاندان سلطنتی به وادی اقتصاد همراه با رانت خواری و فساد بود که در ان جای هیچ بحثی نبوده و نیست.

اما پرسش من این است؟

چرا با تمامی ان شرایط صنایع موفقی چون ارج, کفش ملیع ایران ناسیونال و ذوب آهن و چیت ری پایه گذاری شده و با موفقیت کارآفرینی و درامدزایی می کردند ولی حال ورشکسته شدند؟

جناب جابر شاه

کماکان در انتظار پاسخ شما می باشم.
نقل قول  
behdad1970عزیز
لطفا چرت گویی را بس کنید!
نقل قول  
نقل قول از aliehsanif:
نقل قول از جابر شاه:
خیلی مضحک هستید البته ببخشید شما سندی دارید که بنده جایی گفته باشم کمونیست هستم!
اعلی حضرت شما شفا دهد شما را انشالله!

البته اعلی حضرت نمی تواند اینها را شفا بدهد چون این مرض از خود او به اینها سرایت کرده است!
هر که را می خواست سرکوب کند انگ کمونیست میزد. جالب است که آخرهای حکومتش که مریضی اش حاد هم شده بود دیگر انگ روشنفکری می زد!!


همیشه که نباید جدی بود باید کمی هم برای شادی وقت گذاشت دیدگاه های ایشان موجب شادی بنده را فراهم کرده و حس شوخ طبعی ما گل کرده به صدقه سری اطلاعات وحشتناک ایشان در ضمن پیشگویی هم میکنند احتمالا از کهکشان مقر فرماندهی اعلی حضرت به ایشان خبر میرسد که نمیدانم منظور جایگاه اعلی حضرت است یا شغل ایشان چون به فرموده خودشان در طویله پیدا کرده اند ایشان را شاید کاه کش بوده اند البته شغل عار نیست ولی دقیقا دوستمان مشخص نکردند امیدوارم وحی دیگری ما را از عالم بالا خبر دهد
نقل قول  
behdad1970
Member
نقل قول:
شما که قبلا سواد تان از هدایت را محک زده ام گو اینکه هیچ سوادی از او ندارید!



بهرحال این همه چرت و پرت زیر کتابها ننویس کتابناک که ملک کمونیستها نیست اجازه بده دیگران هم زیر کتابها حرف بزنند این همه هم کتابهای خوب را با چرت و پرت هات مخفی نکن چونکه همه چند ماهی هست که دارن بهت میخندن که این بابا دیگه از کجا پیداش شده !!!! دیگه وقت ندارم
نقل قول  
aliehsanif
Member
نقل قول از جابر شاه:

خیلی مضحک هستید البته ببخشید شما سندی دارید که بنده جایی گفته باشم کمونیست هستم!
اعلی حضرت شما شفا دهد شما را انشالله!


البته اعلی حضرت نمی تواند اینها را شفا بدهد چون این مرض از خود او به اینها سرایت کرده است!
هر که را می خواست سرکوب کند انگ کمونیست میزد. جالب است که آخرهای حکومتش که مریضی اش حاد هم شده بود دیگر انگ روشنفکری می زد!!
نقل قول  
نقل قول از behdad1970:
نقل قول:خیلی مضحک هستید البته ببخشید شما سندی دارید که بنده جایی گفته باشم کمونیست هستم!
اعلی حضرت شما شفا دهد شما را انشالله!


تو جد و آبادت هم کمونیست خلقی بوده در ضمن من متاسفم که از آواتار صادق هدایت که بشدت با کمونیستها مخالف بود رو استفاده میکنی!!! کاش از همان عکس داس و چکش در زمینه سرخ استفاده میکردی که بیشتر بهت میاد


شما که قبلا سواد تان از هدایت را محک زده ام گو اینکه هیچ سوادی از او ندارید!
در مورد جد و آباد بنده هم اگر اطلاعات بیشتری بدهید ممنون میشوم چون تا جایی که بنده میدانم همه شاه پرست بوده اند و هنوز هم هستند که البته باعث خجالت و شرمندگی بنده است!
نقل قول  
behdad1970
Member
نقل قول:
خیلی مضحک هستید البته ببخشید شما سندی دارید که بنده جایی گفته باشم کمونیست هستم!
اعلی حضرت شما شفا دهد شما را انشالله!



تو جد و آبادت هم کمونیست خلقی بوده در ضمن من متاسفم که از آواتار صادق هدایت که بشدت با کمونیستها مخالف بود رو استفاده میکنی!!! کاش از همان عکس داس و چکش در زمینه سرخ استفاده میکردی که بیشتر بهت میاد
نقل قول  
نقل قول از behdad1970:
نقل قول: نمونه بارزش شما هستید که گمان کرده اید با تحقیر دیگران حرفتان خریدار دارد ولی بنده زیاد نوکر جاسوس دیده ام در فضای مجازی برایم عادی شده!

شما عقب مانده های کمونیست بیش از 90 ساله که خودتون رو تحقیر کردین نمونه بارزش در شوروی بود که میلیونها انسان را در جوخه های مرگ فرستاد در کوبا همینطور در کره شمالی همینطور در ایران هم که شماها فقط بلد بودین پاسبانها و سربازان پاسگاههای ژاندارمری رو شهید کنید شما دیگه خجالت بکشید .... آلان هم که تصمیم دارین کردستان رو از ایران جدا کنید


خیلی مضحک هستید البته ببخشید شما سندی دارید که بنده جایی گفته باشم کمونیست هستم!
اعلی حضرت شما شفا دهد شما را انشالله!
نقل قول  
behdad1970
Member
نقل قول:
نمونه بارزش شما هستید که گمان کرده اید با تحقیر دیگران حرفتان خریدار دارد ولی بنده زیاد نوکر جاسوس دیده ام در فضای مجازی برایم عادی شده!


شما عقب مانده های کمونیست بیش از 90 ساله که خودتون رو تحقیر کردین نمونه بارزش در شوروی بود که میلیونها انسان را در جوخه های مرگ فرستاد در کوبا همینطور در کره شمالی همینطور در ایران هم که شماها فقط بلد بودین پاسبانها و سربازان پاسگاههای ژاندارمری رو شهید کنید شما دیگه خجالت بکشید .... آلان هم که تصمیم دارین کردستان رو از ایران جدا کنید
نقل قول  
تهران.تهران را یک محور افقی به دو نیم می کند، شهر ثروتمند ، در دل کارگاه های ساختمانی و اتوبان های در دست احداث ، آرام آرام از شیب رشته کوه بالا می رود. این شهر رو به طراوت می رود ؛ ویلاها با باغ هایشان در دل دیوارها و پشت درهایی از آهن یکپارچه محصورند.در جنوب شهر ، مرکز قدیمی شهر و حومه های فقیر قرار دارد. در حاشیه شهر تا چشم کار می کند آلونکهای پست است که در میان غبار با بیابان یکی می شود.کمی آنسوتر شهر وارانه می شود؛در طول قرن ها حفره های عظیمی کنده اند تا با خاک آن تهران را بسازند.پانصد_ششصد متر پایین تر از کاخ سلطنتی و هتل هیتلون ، شهر پوکه خالی خود را برجا گذاشته است ؛ بر فراز چاله ها پرده های سرخ و سیاهی کشیده اند تا سر پناهی به وجود آورند
توصیف تهران در سال ۵۷_میشل فوکو_ایرانی ها چه رویایی در سر دارند؟
*************************************************************************** *******************************************
حال سوال این است:
پول شرکت های متعلق به اربابان به جیب اربابان مهربان[!] می رفته است یا رعایای ذلیل؟!
نقل قول  
نقل قول از behdad1970:
نقل قول:اینبار به جای تکبیر باید از واژه تکثیر یا شاید تکتیر استفاده کرد شما فرق یک ایدئولوژی و سازمانی با یک ایدئولوژی دیگر را یاد بگیر مابقی پیشکش!!


بچه های کتابناک این یکی از کتابهای جاوید شاه هست که در سایت کتابناک آپلود کرده این بنده خدا هنوز فکر میکنه دوران قبل از انقلاب هست لابد دنیال اینه که چرا انقلابش رو دزدیدن


انقلاب همین که باعث شد دست پادشاهان جاوید شما کوتاه شود خودش غنیمت است حالا زور بزنید شاید پسرش را بر تخت نشاندید خون شعبان بی مخ که بدجور در رگهایتان است شاید قابلیت های آن مرحوم داشته باشید خدا را چه دیدید! در مورد کتابها هم خود دوستان شعور دارند میخوانند و خوب و بد را تشخیص میدهند لااقل دو کلاس سواد داشته اند خودشان دست به قلم بشوند مثل شاهنشاهان کهکشانی شما قلم بمزد نداشته اند تا سرپوش روی بیسوادی هایشان بگذارند ! مصداق اینکه می گویند خود گویی و خود خندی هم نمونه بارزش شما هستید که گمان کرده اید با تحقیر دیگران حرفتان خریدار دارد ولی بنده زیاد نوکر جاسوس دیده ام در فضای مجازی برایم عادی شده!
نقل قول  
هیرکان
Member
بهمان علت که شما در مورد آماری که بنده گذاشتم و فساد دربار پهلوی توضیح نداید!

فساد فساد است و فساد خوب و بد ندارد.

در ان روزگار ورود خاندان سلطنتی به وادی اقتصاد همراه با رانت خواری و فساد بود که در ان جای هیچ بحثی نبوده و نیست.

اما پرسش من این است؟

چرا با تمامی ان شرایط صنایع موفقی چون ارج, کفش ملیع ایران ناسیونال و ذوب آهن و چیت ری پایه گذاری شده و با موفقیت کارآفرینی و درامدزایی می کردند ولی حال ورشکسته شدند؟
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
الخلاصه ، همهٔ آنها تریاکی مافنگی و بواسیری و شاخ حسینی و سفلیسی و تراخمی و آلبومینی و اسهالی در هم می لولیدند.
بچه های آنها هم غلام حلقه بگوش و توسری خور بار آمدند.
فقط افتخار بذات مقدس دوالپا[رضا شاه] میکردند که از علف چریدن نیفتاده اند!

قضیه خر دجال
صادق هدایت


توپ مرواری
صادق هدایت

چرا دستگاه حاکم برای هدایت پرونده ای باز نکرد که در آخر از حبس ر دراورد.

این چگونه اختناقی بود که هدایت هرچند گهگاه ممنوع القلم می شد ولی از امنیت جانی برخوردار نبود؟

و در آخر

درباره ورشکستکی ذوب آهن و چیت سازی ری و ارج و کفش ملی و دوران رشد و شکوفایی انها توضیحاتی نفرمودید؟


بهمان علت که شما در مورد آماری که بنده گذاشتم و فساد دربار پهلوی توضیح نداید!
و در مورد هدایت اول اینکه داستان فوق با کنایه نوشته شده و پس از فرار اعلی حضرت چاپ شده در زمانی که هنوز به یمن دولت همایونی وطن در اشغال دولتهای روس و انگلستان بوده و عملا قدرتی نداشته محمدرضا شاه و در مورد توپ مرواری هم عرض کردم که در دو دوره ممنوع بوده و در مورد تامین جانی در نامه ها اشاره شده که تهدیدش کرده اند و تازه بیشتر مقالات تند و تیز هم با نام مستعار منتشر میشد.
نقل قول  
هیرکان
Member
الخلاصه ، همهٔ آنها تریاکی مافنگی و بواسیری و شاخ حسینی و سفلیسی و تراخمی و آلبومینی و اسهالی در هم می لولیدند.
بچه های آنها هم غلام حلقه بگوش و توسری خور بار آمدند.
فقط افتخار بذات مقدس دوالپا[رضا شاه] میکردند که از علف چریدن نیفتاده اند!

قضیه خر دجال
صادق هدایت


توپ مرواری
صادق هدایت

چرا دستگاه حاکم برای هدایت پرونده ای باز نکرد که در آخر از حبس ر دراورد.

این چگونه اختناقی بود که هدایت هرچند گهگاه ممنوع القلم می شد ولی از امنیت جانی برخوردار بود؟

و در آخر

درباره ورشکستکی ذوب آهن و چیت سازی ری و ارج و کفش ملی و دوران رشد و شکوفایی انها توضیحاتی نفرمودید؟
نقل قول  
behdad1970
Member
نقل قول:
اینبار به جای تکبیر باید از واژه تکثیر یا شاید تکتیر استفاده کرد شما فرق یک ایدئولوژی و سازمانی با یک ایدئولوژی دیگر را یاد بگیر مابقی پیشکش!!



بچه های کتابناک این یکی از کتابهای جاوید شاه هست که در سایت کتابناک آپلود کرده این بنده خدا هنوز فکر میکنه دوران قبل از انقلاب هست لابد دنیال اینه که چرا انقلابش رو دزدیدن
نقل قول  
نقل قول از behdad1970:
نقل قول:بقول یکی از دوستان کتابناکی : تکبیییییر!

جاوید شاه لطفا وقت خودت اینجا تلف نکن دیگه دوره کمونیست بازی و مجاهد خلقی بازی تموم شده مردم دنیا آلان متوجه شدن که راه رسیدن به زندگی بهتر و دنیای بهتر در این سه چیز هست

پندار نیک .... گفتار نیک .... کردار نیک .............. همان سه جمله نابی که 2500 سال پیش نیاکان ما بر روی کوهها ثبت کردند


اینبار به جای تکبیر باید از واژه تکثیر یا شاید تکتیر استفاده کرد شما فرق یک ایدئولوژی و سازمانی با یک ایدئولوژی دیگر را یاد بگیر مابقی پیشکش!

پندار و گفتار و کردار نیکتان هم از دیدگاهتان مشخص است!
نقل قول  
behdad1970
Member
نقل قول:
بقول یکی از دوستان کتابناکی : تکبیییییر!


جاوید شاه لطفا وقت خودت اینجا تلف نکن دیگه دوره کمونیست بازی و مجاهد خلقی بازی تموم شده مردم دنیا آلان متوجه شدن که راه رسیدن به زندگی بهتر و دنیای بهتر در این سه چیز هست

پندار نیک .... گفتار نیک .... کردار نیک .............. همان سه جمله نابی که 2500 سال پیش نیاکان ما بر روی کوهها ثبت کردند
نقل قول  
دستور داد هر کس که غلام سفارت، خواهر و مادرش را زحمت نداده بود به جُرم عنصر پلید و خائن به میهن گرفتند و زندانی کردند و دارایی او را به نام مصالح عالیهٔ کشور چاپیدند.
بعد فرمانی صادر کرد تا راه آهن سرتاسر هفت پرکنهٔ هند را بکشند.
سپس اقدام به تأسیس فرهنگستان اردو و پرورش افکار کرد.
یکدسته بادمجان دورقاب چین و دلقک وازده هم مرتب از صبح تا شام سینه میزدند و خاک توی چشم مردم میپاشیدند و در مدح این ضعیفهٔ ظل الله میگفتند: " هرچه آن خسرو کند شیرین بُـوَد! "
هر وقت هم که این ضعیفه به مسافرت میرفت و برمیگشت ، یک مشت بچه های حرامزاده و پیر و پاتالهای زهوار در رفته شان را جلو قدوم روحی
فداه سگ کُش میکردند.
ضمناً بدستور وزارت بهداری، تپه تپه مجسمهٔ مشارالیها را با مخارج هنگفت سر راه و نیمه راه برای عبرت عابرین گذاشتند تا سنده سلامهای محترم میهن خودبخود معالجه بشوند.
در این حیض و بیض سرکودبان آن دیار که طبعی وقاد و ذوقی سرشار داشت، شعری
در مرثیهٔ البوقرق و فراق مرقد مطهرش سرود که دل سنگ را آب میکرد و برای البوقرق
دخت خواند.
اینک چند بیت در اینجا قلمی میگردد:

لاشهٔ گندیده ای در یک کنار افتاده است
سِنده ای پوسیده، دور از سِنده زار افتاده است
از برای کشت کاهو همچو کودی نادر است
وای و دردا، کشت ما بی کود و بار افتاده است
حضرت البوقرق فرماندهٔ عالی مقام
بی کمر شمشیر و بی نقش و نگار افتاده است
زورداری زورجوی و زورمندی زورگوی
زورش از زانو شده، عانه ز کار افتاده است
تو سوار توپ مروارید بودی، ای امیر
توپ مرواریدت اینجا بی سوار افتاده است
دخترت البوقرق دخت از فراق لاشه ات
غرق اشک و غرق خون، روی مزار افتاده است
خیز و اشک از چشمهای دختر خود پاک کن
حیف آید دخترت بی غمگسار افتاده است
گیسوان دخترت بر روی خاک مرقدت
چون به روی منقلی، عنبر نصار افتاده است
ای همایون سروَر و سالار با عزّ و وقار
بین که ناموست چنین خوار و فگار افتاده است
جان نثار و چاکرت سرکودبان خاکشور
بر سر خاک مزارت داغدار افتاده است
ای فدای دخترت گردم که از دیدار او
طبع شعر من چنین در خار خار افتاده است
باش تا بینی که از یک ذره خاک تربتش
سال دیگر هر خیاری چون چنار افتاده است

توپ مرواری
صادق هدایت

تقدیم به کهکشانی ها!
نقل قول  
نقل قول از behdad1970:
رضا شاه کبیر جاش در کهکشان هست اصلا خاندان پهلوی ها در کهکشانها هستند بزرگترین خدمت رضاشاه بزرگ این بود که فردوسی را به ایرانیان شناساند و گفت این پدر شماست شناسنامه شماست و کتاب شاهنامه قصه اجداد و نیاکان ماست
دوستان به حرفهای این کمونیست و مجاهد خلقی توجه نکنید این بنده خدا از صبح نشسته در کتابناک ببینه چه کسی به مجاهدین و کمونیست ها توهین میکنه بعدش با نوشتن پشت سر هم چرت و پرت زیر کتابها تلاش میکنه تا کامنتها و کتابهای مهم مخفی بشه



بقول یکی از دوستان کتابناکی : تکبیییییر!
نقل قول  
behdad1970
Member
رضا شاه کبیر جاش در کهکشان هست اصلا خاندان پهلوی ها در کهکشانها هستند بزرگترین خدمت رضاشاه بزرگ این بود که فردوسی را به ایرانیان شناساند و گفت این پدر شماست شناسنامه شماست و کتاب شاهنامه قصه اجداد و نیاکان ماست
دوستان به حرفهای این کمونیست و مجاهد خلقی توجه نکنید این بنده خدا از صبح نشسته در کتابناک ببینه چه کسی به مجاهدین و کمونیست ها توهین میکنه بعدش با نوشتن پشت سر هم چرت و پرت زیر کتابها تلاش میکنه تا کامنتها و کتابهای مهم مخفی بشه
نقل قول  
نقل قول از mahan bahram khan:
خوبه یه آناری هست و شما داری منتشر میکنی ولی هر جوری خودت رو به آب و آتش بزنی باعث نمیشه مردم از خاندان پهلوی متنفر بشن پهلوی ها اگه به قولا دزدی هم میکردن که اغلب اطرافیان پادشاه بودن ولی خدمات زیادی هم انجام دادن ولی الا ماشالا امروز فقط دزدی خالص و ناب بدون اینکه آب از آب تکون بخوره فوقش هر سال یقه ی یه بدبختی که نوکر و زیردست خودشون بوده رو میگیرن و به مردم میگن این دزده نه ما


پاسخ شما همین بس :

الخلاصه ، همهٔ آنها تریاکی مافنگی و بواسیری و شاخ حسینی و سفلیسی و تراخمی و آلبومینی و اسهالی در هم می لولیدند.
بچه های آنها هم غلام حلقه بگوش و توسری خور بار آمدند.
فقط افتخار بذات مقدس دوالپا[رضا شاه] میکردند که از علف چریدن نیفتاده اند!

قضیه خر دجال
صادق هدایت
نقل قول  
خوبه یه آناری هست و شما داری منتشر میکنی ولی هر جوری خودت رو به آب و آتش بزنی باعث نمیشه مردم از خاندان پهلوی متنفر بشن پهلوی ها اگه به قولا دزدی هم میکردن که اغلب اطرافیان پادشاه بودن ولی خدمات زیادی هم انجام دادن ولی الا ماشالا امروز فقط دزدی خالص و ناب بدون اینکه آب از آب تکون بخوره فوقش هر سال یقه ی یه بدبختی که نوکر و زیردست خودشون بوده رو میگیرن و به مردم میگن این دزده نه ما
نقل قول  
هیرکان
Member
سیاسی کاری عامل ورشکستگی نساجی قائمشهر - قانون

https://www.google.com/url?sa=t&;rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=2&cad=rja&uact=8&ved=0ahUKEwiwqpfm19fOAhVsL8AKHdLZCzgQFgglMAE&url=http%3A%2F%2Fghanoondaily.ir%2F1391%2F09%2F21%2FFiles%2FPDF%2F13910921-35-3-3.pdf&usg=AFQjCNFDdJj80ugcsopri4pE990LRZ6XgQ&bvm=bv.129759880,d.ZGg

چرا چیت سازی ری تخریب شد
http://www.aftabir.com/news/view/2011/au...A8-%D8%B4%D8%AF

جناب جابر شاه

لطفا قضاوت بفرمایید چه مدیرانی این شرکت ها را به بهره برداری و سودآوری و کارآفرینی رسانیده و چه گروه هایی آن را به تعطیلی کشانیدند؟
نقل قول  
هیرکان
Member
اینها هیچکدام ربطی به بهبود وضع معیشتی مردم ندارد و پولها مستقیم به جیب اربابان میرود

شرکت ارج از سال 86 ورشکسته شده است. تا قبل از سال 92 هفتاد درصد از پرسنل شرکت اخراج شدند.
کفش ملی؛ کارخانه ای که 10000کارگر داشت و امروز فقط نان 700نفر را می دهد

جناب جابر شاه

این شرکت ها باعث سوداوری برای سرمایه گذاران و مدیران ان و کارافرینی و درامد زایی برای کارکنان ان و ایجاد شغل های جانبی می شد.
نقل قول  
هیرکان
Member
کفش ملی؛ کارخانه ای که 10000کارگر داشت و امروز فقط نان 700نفر را می دهد
http://www.khabaronline.ir/detail/450445/Economy/industry

نقل قول  
هیرکان
Member
با این آمار مشخص است که سرمایه در دست چه کسانی است و اینها هیچکدام ربطی به بهبود وضع معیشتی مردم ندارد و پولها مستقیم به جیب اربابان میرود و چطور میشود توقع داشت با این روند اقتصاد مملکت رو به رشد باشد بله برای درباریان و اشراف سودمند بوده!

ورود خاندان سلطنتی به اقتصاد همواره فساد آفرین بوده ولی آیا تمامی شرکت های موفق خصوصی آن دوران درباری بوده اند؟

(البته بنا بر رسم زمانه در بسیاری موارد ناگذیر به واگذاری بخشی از سهام خود به دربار بوده ولی مدیریت و لیاقت رمز پایداری این موسسات اقتصادی بوده است)


ورشکستگی ذوب آهن اصفهان باضرر۱۵۰۰ میلیاردی

شرکت سهامی ذوب آهن اصفهان که در ابتدای جاده ورودی آن، نوشته شده “خط مقدم جبهه صنعت” اکنون ماهانه ۱۰۰ میلیارد تومان ضرر می دهد و با زیان انباشته ۱۵۱۳ میلیارد تابلوی مجسم نابودی صنعت فولاد در کشور شده است.
http://www.fetan.ir/home/34674


ورشکستگی ارج تقصیر کیست؟ + سند

نابود شدن برند ارج نه ربطی به برجام دارد و نه پسا برجام. شرکت ارج از سال 86 ورشکسته شده است. تا قبل از سال 92 هفتاد درصد از پرسنل شرکت اخراج شدند.
http://www.isna.ir/news/95031713675/%D9%...%B3%D9%86%D8%AF



نقل قول  
نقل قول از mahan bahram khan:
جناب جابر خیلی نگرانتم یه وقت خودتو منفجر نکنی


از اینکه نگران بنده هستید ممنونم نخیر انفجار باورهاست که گویی ترکشش به شما هم اصابت کرد بنده عذر خواهی میکنم!
نقل قول  
جناب جابر خیلی نگرانتم یه وقت خودتو منفجر نکنی
نقل قول  
با این آمار مشخص است که سرمایه در دست چه کسانی است و اینها هیچکدام ربطی به بهبود وضع معیشتی مردم ندارد و پولها مستقیم به جیب اربابان میرود و چطور میشود توقع داشت با این روند اقتصاد مملکت رو به رشد باشد بله برای درباریان و اشراف سودمند بوده!
نقل قول  
شرکت‌های بازرگانی

1. شرکت بهداشتی عمران: واردات مواد دارویی و لوازم آرایش بنیاد پهلوی سهامدار عمده.

2. شرکت ماشین‌آلات عمرانی: واردات ماشین‌آلات راه‌سازی و ساختمانی محمودرضا پهلوی سهامدار عمده.

3. شرکت سولرز ایران: واردات و حق‌العمل‌کاری مهدی بوشهری اکثریت سهام.

4. شرکت آپریل موزیک: پخش نوار و صفحه مهدی بوشهری اکثریت سهام.

5. شرکت تولیدی و بازرگانی مهرآفرین: واردات و نمایندگی شهباز پهلبد اکثریت سهام.

6. شرکت توسعه تجارت شهاوران: احمدرضا پهلوی، سهامدار عمده.

7. شرکت بی. اند. اف،‌ واردات و نمایندگی: بهمن پهلوی پسر غلامرضا، اکثریت سهام.

شرکت‌های خدماتی

1. شرکت ان. سی. آر. ایران: پخش لوازم الکترونیکی در ایران، بنیاد پهلوی 28% با مشارکت نشنال کش رجیتر آمریکا.

2. شرکت حفاری سد ایران و عملیات حفاری و تعمیر چاه‌های نفت و گاز بنیاد پهلوی با مشارکت سد کوانیک.

3. شرکت خدمات دریایی ایران: بنیاد پهلوی کلیه سهام.

4. بنگاه بخت‌آزمایی ملی: سازمان شاهنشاهی خدمات کلیه سهام.

5. شرکت فوتبال ایران: بنیاد پهلوی، سهامدار عمده (تیم پرسپولیس).

6. شرکت تدارکات و خدمات دریایی باسکو: محمودرضا پهلوی سهامدار عمده.

7. شرکت سی. آر. سی: فاطمه پهلوی سهامدار عمده (ساختمان بولینگ)

8. شرکت خدمات هواپیمایی ژاپن: شهرام پهلوی‌نیا سهامدار عمده.

9. شرکت هواپیمایی ارتاکسی: شفیق اکثریت سهام.

10. شرکت هواپیمایی خدمات ویژه: شفیق‌ها جزو سهامداران.

11. انجمن قایقرانی بادبانی: شهریار شفیق.

12. شرکت خدمات سینمایی و فیلمبرداری: مهدی بوشهری اکثریت سهام.

13. شرکت آبهای معدنی دماوند: مهدی بوشهری و یک شرکت فرانسوی.

14. کانون ورزشی مهر: مهرداد پهلبد شوهر شمس.

15. کلوپ ورزشی دریاکنار: غلامرضا پهلوی و بنیاد پهلوی کلیه سهام.

16. شرکت مزون و دکور: سیمین‌دخت آتابای (نوه رضاشاه) کلیه سهام.

17. شرکت ایران شکار: کامران آتابای.

18. شرکت جهانگردی ایران و ژاپن: بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 19. شرکت ایران ساسو (کامیون برنارد) مقاطعه‌کاری و اداره اموال شفیق‌ها جزو سهامداران.

20. شرکت لیزینگ ایران: عملیات لیزینگ شفیق‌ها جزو سهامداران.

21. شرکت سافریدان: معاملات رهن، شفیق‌ها جزو سهامداران.

22. سافریناس: شفیق‌ها جزو سهامداران.

23. شرکت هتل‌های لوکس ایران: بنیاد پهلوی کلیه سهام.

24. سازمان عمرانی و توریستی نمک‌آبرود: بنیاد پهلوی سهامدار عمده.

25. شرکت هتل‌های ایران: بنیاد پهلوی 50% سهام. هتل‌هایی که بنیاد پهلوی با کلیه سهام آنها را در دست داشت و یا در سهام آنها سهیم بود،‌ از جمله عبارتند از: هتل‌های بابلسر، ونک، رامسر، آریا، شرایتون، کوروش، چالوس، داریوش، گامرون، هتل پرسپولیس، هایت خزر، هایت مشهد، هیلتون تهران، تخت‌سر آبعلی، شاهی، بوعلی همدان و..
نقل قول  
صنایع غذایی به واحدهای کشاورزی و دامداری

1. شرکت تولیدی قند کرج: بنیاد پهلوی اکثریت سهام.

2. شرکت قند پارس: بنیاد پهلوی اکثریت سهام.

3. شرکت قند مرودشت: بنیاد پهلوی اکثریت سهام.

4. شرکت تولیدی کارخانه قند و تصفیه شکر اهواز: بنیاد پهلوی اکثریت سهام.

5. شرکت قند دزفول: بنیاد پهلوی اکثریت سهام.

6. شرکت قند فسا: بنیاد پهلوی اکثریت سهام.

8. شرکت قند کرمانشاه: بنیاد پهلوی سهامدار عمده.

9. شرکت قند لرستان: بنیاد پهلوی اکثریت سهام.

10. شرکت زرنوش: بنیاد پهلوی سهامدار عمده.

11. شرکت کشت و صنعت جیرفت: بنیاد پهلوی 20% سهام.

12. شرکت ایران شل – کات: بنیاد پهلوی 10% سهام.

13. شرکت دامداری و کشاورزی ایران اسکاتیش: بنیاد پهلوی و شمس پهلوی اکثریت سهام.

14. شرکت تولید و بسته‌بندی گوشت زیاران: بنیاد پهلوی جزو سهامداران.

15. شرکت تولیدی وردا: کارخانجات سرکه‌سازی و تولید مواد غذایی، نیلوفر پهلوی‌نیا دختر حمیدرضا سهامدار عمده.

16. شرکت کشت و صنعت شهبازان: محمودرضا پهلوی اکثریت سهام.

17. شرکت کشاورزی کیان‌شهر: محمودرضا پهلوی اکثریت سهام.

18. شرکت کشاورزی و دامپروری ایران: محمودرضا پهلوی اکثریت سهام.

19. شرکت کشت و صنعت و مجتمع گوشت فتک خشکه رود: محمودرضا پهلوی سهامدار عمده.

20. شرکت صنایع کشاورزی گل‌تپه: محمودرضا پهلوی سهامدار عمده.

21. شرکت عمران روستای ایران: شهرام پهلوی‌نیا، سهامدار عمده.

22. کارخانه کشمش تاکستان: بنیاد پهلوی کلیه سهام.

23. شرکت تولید عمران دشت: تولید خوراک دام و طیور و تولید الکل، بنیاد پهلوی اکثر سهام.

24. شرکت کشاورزی و آبیاری نیولا: کیوان پهلوی‌نیا اکثریت سهام.

25. شرکت صنایع روغن‌نباتی، شکوفه آریا: بنیاد پهلوی و فاطمه پهلوی اکثریت سهام.

26. شرکت کی دشت: شهناز پهلوی و شوهرش خسرو جهانبانی اکثریت سهام.

27. شرکت جهان‌مورا: شهناز پهلوی و شوهرش خسرو جهانبانی اکثریت سهم.

28. شرکت تولید ابریشم ایران: شهرام پهلوی‌نیا و یک گروه ژاپنی کلیه سهام.

29. مجتمع دامپروری و شیر پاستوریزه شهفر: شهرام پهلوی‌نیا جزو سهامداران.

30. شرکت گله: ایجاد واحدهای کشت و صنعت، اشرف پهلوی کلیه سهام.

31. شرکت بذر پیشرو: عبدالرضا پهلوی سهامدار عمده.

32. سازمان کشاورزی دشت‌ناز: عبدالرضا پهلوی‌نیا کلیه سهام.

33. شرکت شهیرین: احمدرضا و روزا پهلوی کلیه سهام.

34. شرکت تهران یوزه: واردات گوشت و غلات احمدرضا و روزا پهلوی اکثریت سهام.

35. سازمان کشاورزی علی پهلوی، علی پهلوی پسر علیرضا کلیه سهام و...
نقل قول  
شرکت‌های ساختمانی

1. سازمان نوسازی و عمرانی ارضی غرب تهران: بنیاد پهلوی، کلیه سهام.

2. سازمان عمران کیش با سرمایه‌گذاری حدود 200 میلیون دلار، بنیاد پهلوی کلیه سهام.

3.شرکت عمران و آپارتمان‌سازی خوردین، بنیاد پهلوی کلیه سهام.

4. شرکت ساختمانی عمران تکلار: بنیاد پهلوی و دو شرکت یونانی و دانمارکی، کلیه سهام.

5.شرکت عمرانی و شهرسازی شمیران‌نو: بنیاد پهلوی سهامدار عمده.

6. شرکت ساختمانی فرانکور ایرانین: بنیاد پهلوی کلیه سهام.

7. شرکت ساختمانی آربیتا: بنیاد پهلوی کلیه سهام.

8. شرکت مونتکس ایران: بنیاد پهلوی و یک شرکت آلمانی کلیه سهام.

9. شرکت آتی‌ساز: بنیاد پهلوی جزو سهامداران.

10.شرکت خانه‌سازی اسکان ایران: بنیاد پهلوی و شرکت آمریکایی رینولدز کوشتراکشن کلیه سهام.

11.شرکت لتمال کن: بنیاد پهلوی، اکثریت سهام.

12.شرکت نوکار: بنیاد پهلوی جزو سهامداران.

13.شرکت ساختمانی گلزار: بنیاد پهلوی سهامدار عمده.

14.شرکت ساختمانی کلبه: محمودرضا پهلوی سهامدار عمده.

15.شرکت م. ج. م: محمودرضا پهلوی اکثریت سهام.

16.شرکت عمران ملک‌شهر (ساختمان یک شهرک در نزدیکی اصفهان): محمودرضا پهلوی سهامدار عمده.

17.شرکت خانه‌سازی و توسعه تهران بزرگ: محمودرضا پهلوی سهامدار عمده.

18.شرکت شهرسازی و ساختمانی فرح‌آباد: محمودرضا پهلوی اکثریت سهام.

19.شرکت فشیران: کیوان پهلوی‌نیا، پسر فاطمه پهلوی اکثریت سهام.

20.گروه مهندسی مشاور لوترک: کیوان پهلوی‌نیا اکثریت سهام.

21. شرکت سهامی مهندسی و نوسازی ایران مونیر: شهرام پهلوی‌نیا با مشارکت یک گروه فرانسوی، کلیه سهام.

22. شرکت کایدسمیت اینترنشنال: شهرام پهلوی‌نیا با مشارکت یک گروه خارجی، کلیه سهام.

23. شرکت خانه‌سازی الهیه: شهرام پهلوی‌نیا اکثریت سهام.

24.شرکت مهندسی و ساختمانی ایران نیهون: شهرام پهلوی‌نیا به اضافه یک گروه شرکت‌های ژاپنی، کلیه سهام.

25.شرکت مهستان: بنیاد اشرف پهلوی کلیه سهام.

26.شرکت گسترش شمال شهیاد: سرمایه 1000 میلیون ریال، اشرف پهلوی کلیه سهام.

27.شرکت سازانکو: بنیاد اشرف پهلوی و یک شرکت خارجی کلیه سهام.

28. شرکت ث. ژ. آ: مهدی بوشهری و یک گروه خارجی، کلیه سهام.

29. شرکت عمرانی شهر صنعتی ساوه: شهباز پهلبد پسر شمس پهلوی اکثریت سهام.

30.شرکت فیاتک: شهر آزاد پهلبد، دختر شمس و یک شرکت ایتالیایی اکثریت سهام.

31. شرکت آناهیتا: شهباز پهلبد کلیه سهام.

32. شرکت ایران موبیل هرمز: شهباز پهلبد پسر شمس اکثریت سهام.

33. شرکت ساختمانی فرامین: شهباز پهلبد اکثریت سهام.

34.شرکت شهر صنعتی کورش: شهباز پهلبد اکثریت سهام.

35. شرکت کورش بنا: شهباز پهلبد جزو سهامداران.

36. شرکت ساختمانی و مهندسی مهرشهر: شهباز و پهلبد اکثریت سهام.

37. شرکت ایراسر: شهباز پهلبد اکثریت سهام.

38.شرکت سازگان: شهباز پهلبد اکثریت سهام.

39.شرکت ایرا – اسبی کاپاک: پهلبدها و یک شرکت فرانسوی کلیه سهام.

40.شرکت ساختمانی خطوط لوله ایران: پهلبدها یک سهم.

41.شرکت سامان ایران: شهرام پهلوی‌نیا جزو سهامداران.

42.شرکت شیشان: غلامرضا پهلوی 40% سهام.

43.شرکت اینداستریال هومز اینترنشنال: غلامرضا و منیژه پهلوی کلیه سهام. 44.شرکت سودنک ایران: شفیق‌ها سهامدار عمده.
نقل قول  
صنایع ساختمانی

1. شرکت سیمان فارس و خوزستان: سرمایه هفت میلیارد ریال، بنیاد پهلوی، اکثریت سهام.

2.شرکت سیمان آبیک قزوین: بنیاد پهلوی، اکثریت سهام.

3.شرکت سیمان تهران: بنیاد پهلوی، سهامدار عمده.

4.شرکت صنایع سیمان غرب: بنیاد پهلوی جزو سهامداران.

5. شرکت پارسوئد: ایجاد قطعات پیش‌ساخته ساختمانی، سازمان شاهنشاهی خدمات جزو سهامداران.

6. شرکت آجر جنوب: محمودرضا پهلوی، اکثریت سهامداران.

7. شرکت گچ تهران: بنیاد پهلوی و شهرام پهلوی‌نیا، جزو سهامداران.

8. شرکت ایرانیت: بنیاد پهلوی، جزو سهامداران.

9. شرکت پلاست ایران: تولید لوازم ساختمانی، بنیاد پهلوی جزو سهامداران.

10. شرکت آهک چالوس: مهدی بوشهری (شوهر اشرف) جزو سهامداران.

معادن

1. شرکت معدنی سنگواره: بنیاد پهلوی، 40% سهام.

2.شرکت آبسنگ: خیریه فرح جزو سهامداران.

3. شرکت فیروزه مشهد: محمودرضا پهلوی، اکثریت سهام.

4. شرکت صنعتی شهوند: محمودرضا پهلوی، سهامدار عمده.

5. شرکت معدنی دونا: محمودرضا پهلوی، سهامدار عمده.

6. شرکت معدنی ایران و رومانی: محمودرضا پهلوی، جزو سهامداران.

7.شرکت دونا سنگ: بنیاد پهلوی و محمودرضا پهلوی جزو سهامداران عمده.

8.شرکت معادن نورکان: محمودرضا پهلوی سهامدار عمده.

نقل قول  
صنایع متفرقه

1.شرکت بریجستون ایران: سرمایه 185 میلیون ریال، محمودرضا پهلوی با مشارکت دو شرکت ژاپنی سهامدار عمده.

2.شرکت تولیدی کیان‌تایر: بنیاد پهلوی سهامدار عمده.

3.شرکت زگالش: ساخت آند، کاتدوالکترولو، بنیاد پهلوی سهامدار عمده.

4.شرکت تارابگین: ساخت انواع عایق‌های حرارتی و صوتی، بنیاد پهلوی سهامدار عمده.

5.شرکت کارخانه‌های مداد ایران، موقوفه آرامگاه پهلوی کلیه سهام.

6. شرکت لادال: تولید مواد شیمیایی، بنیاد پهلوی اکثریت سهام.

7. گروه صنایع کاغذ پارس: سازمان شاهنشاهی خدمات سهامدار عمده.

8. شرکت حریر پارس: سازمان شاهنشاهی خدمات سهامدار عمده.

9. شرکت داروپخش: سرمایه 120 میلیون ریال، داروسازی، سازمان شاهنشاهی خدمات کلیه سهام.

10. شرکت تولیدی و صنعتی آبگینه: تولید شیشه جام با مشارکت شرکت گلاوریل بلژیک، خیریه فرح پهلوی جزو سهامداران.

11. شرکت شل شیمیایی ایران: تولید مواد شیمیایی و سموم دفع آفات نباتی با مشارکت شرکت شل – هلند، شهرام پهلوی‌نیا سهامدار عمده.



صنایع نساجی

1. شرکت شه‌باف: سرمایه 480 میلیون ریال، محمودرضا پهلوی سهامدار عمده.

2. شرکت ایران پوپلین: سرمایه 200 میلیون ریال، محمودرضا پهلوی جزو سهامداران.

3.ریسندگی و بافندگی آذر اصفهان: شهرام پهلوی‌نیا جزو سهامداران. 4. شرکت ریسندگی و بافندگی کرج: غلامرضا پهلوی و خانواده، اکثریت سهام.
نقل قول  
صنایع فلزی

1.شرکت جنرال موتورز ایران: سرمایه 900 میلیون ریال، بنیاد پهلوی اکثریت سهام

2. شرکت جیپ: سرمایه 600 میلیون ریال بنیاد پهلوی اکثریت سهام.

3.شرکت هپگو: مونتاژ ماشین‌های راه‌سازی و دیگر خودروهای سنگین، سرمایه 700 میلیون ریال، بنیاد پهلوی سهامدار عمده.

4.شرکت تولید شاسی و بدنه اتومبیل در ایران: سرمایه 600 میلیون ریال بنیاد پهلوی و شرکت آلمانی تیسن کلیه سهام.

5. شرکت پیشتازان: مونتاژ موتورسیکلت و دوچرخه، شهناز پهلوی با مشارکت شرکت هوندای ژاپن، کلیه سهام.

6. شرکت تولیدی تیزرو: شهناز پهلوی با مشارکت شرکت هوندای ژاپن، کلیه سهام.

7. شرکت پرشیال متال فورنر: تولید پروفیل فلزی و جراثقال سقفی سرمایه 108 میلیون ریال، پهلبدها سهامدار عمده.

8. گروه کارخانه‌های نورد آلومینیوم: عبدالرضا پهلوی سهامدار عمده.

9.شرکت ایران – جان دیر: مونتاژ تراکتور، سرمایه اولیه 700 میلیون ریال عبدالرضا پهلوی سهامدار عمده.

10.شرکت کارخانجات نورد و پروفیل ساوه: منیژه پهلوی (همسر غلامرضا) سهامدار عمده

11.شرکت بورد و لوله اهواز: سازمان شاهنشاهی و خدمات بنیاد پهلوی جزو سهامداران.

12. شرکت صنعتی ایرتراکستون: ساختن جرثقیل، اهرم و غیره، بنیاد پهلوی جزو سهامداران

13.شرکت ابرفو: قالب‌سازی و ریخته‌گری، بنیاد پهلوی جزو سهامداران.

14.شرکت داک تیران: تولید لوله‌های چدنی بنیاد پهلوی جزو سهامداران.

15.شرکت آلوم پارس: تولید وسایل آلومینیومی، شمس پهلوی جزو سهامداران.
نقل قول  
بانکها، شرکت‌های بیمه و مؤسسات سرمایه‌گذاری وابسته به خاندان پهلوی

1. بانک عمران: سرمایه 4 میلیارد ریال، دارایی 110112 میلیون ریال (اسفند 56) بنیاد پهلوی کلیه سهام.

2. بانک ایرانشهر: سرمایه 3 میلیارد ریال، دارایی 26747 میلیون ریال (اسفند 55) بنیاد پهلوی 30% سهام.

3. بانک داریوش: سرمایه 5 میلیارد ریال، دارایی 24146 میلیون ریال (اسفند 56) بنیاد پهلوی سهامدار عمده.

4. بانک توسعه و سرمایه‌گذاری ایران: سرمایه 3040 میلیون ریال، دارایی 21642 میلیون ریال (اسفند 55) بنیاد پهلوی جزو سهامداران.

5. بانک اعتبارات ایران: سرمایه 2 میلیارد ریال، دارایی 123458 مییون ریال، شفیق‌ها (فرزندان اشرف) سهامدار عمده.

6. بیمه ملی ایران: سرمایه 150 میلیون ریال بنیاد پهلوی کلیه سهام.

7. شرکت عمران ترنیوال ایران: بنیاد پهلوی و سه شرکت خارجی سهامداران.

8. شرکت سرمایه‌گذاری عمران: بنیاد پهلوی سهامدار عمده.

9. شرکت ایرانشهر فینانس: بنیاد پهلوی جزو سهامداران.

10. شرکت آریالیسینگ: بنیاد پهلوی جزو سهامداران.

11. بانک صنعتی شهریار: سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی جزو سهامداران.

12. شرکت بین‌المللی توسعه و عمران: سرمایه 70 میلیون ریال بنیاد اشرف پهلوی و دو شرکت خارجی سهامداران.

13.شرکت خدمات بیمه‌ای خاورمیانه: بنیاد اشرف پهلوی کلیه سهام.

14.مرکز بین‌المللی پروژه‌های ایران بروزا پهلوی (زن احمدرضا) و یک شرکت آلمانی کلیه سهام.

15.شرکت پس‌انداز وام مسکن کوروش: بنیاد پهلوی و خیریه فرح پهلوی جزو سهامداران.

16.شرکت وام پس‌اندازان اکباتان: بنیاد پهلوی جزو سهامداران.

17.شرکت عمران فینانسیه: مرکز در ژنو برای سرمایه‌گذاری در خارج از کشور بنیاد پهلوی سهامدار عمده.

18. فرست ویسکانسیس کوریورپش: بنیاد پهلوی 5% سهام.
نقل قول  
هیرکان
Member
نخیر وظیفه بنده افشای جنایات رژیم سابق است!

کارخانه کازرونی یکی از مهم ترین کارخانه های نساجی در اصفهان دوران پهلوی اول می باشد که دولت برای تشویق به تولید پارچه و پوشاک وطنی تمامی کارکنان دولت و دانش اموزان را ملزم نموده بود که بجای پارچه خارجی و عموما انگلیسی از پارچه های ایرانی همچون کازرونی استفاده کنند.

از اواخر قرن نوزدهم بسیاری از دلسوزان هم میهن اصفهانی به فکر تولید پارچه داخلی افتاده ولی ورود پارچه های خارجی با بهای کمتر باعث ورشکستگی تولید کنندگان داخلی و رونق بازار دلال های شرکت های خارجی شده بود.

نخیر وظیفه بنده افشای جنایات رژیم سابق است!

جناب جابر شاه پیشنهاد می نمایم در راستای هدف والایتان به بررسی وضعیت کنونی کارخانه های نساجی و اراضی زیر کشت پنبه هم بپردازید.
نقل قول  
هیرکان
Member
نخیر وظیفه بنده افشای جنایات رژیم سابق است!
که به مذاق بله قربان گو ها خوش نمی آید!


اگر تمامی اعمال و رفتار آن رژیم بر مبنای جنایت بود پس چرا ذوب اهن و کارخانه های نساجی و پتروشیمی و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و سرانه تیراژ بالای کتاب نسبت به زمان حال شکل گرفته بود؟

آیا انتشارات امیر کبیر و کارخانه های موفق بخش خصوصی همچون ایران ناسیونال و ارج هم در راستای جنایت پیشگی بوده است؟

چرا اکنون نساجی به خاک سیاه نشسته و سوله های تولیدی کفش ملی بدل به انبار قطعات مونتاژ ایران خودرو شده است؟
نقل قول  
هیرکان
Member
دکتر ادیب، دکتر شایگان، دکتر صدیق، فروزانفر به نمایندگی دانشگاه
کمیسیون نمایش علی نصر
کمیسیون موسیقی مین باشیان
کمیسیون مطبوعات محمد حجازی
کمیسیون کتابهای درسی رهنما
فرامرزی ریاست اداره راهنمای نامه نگاری.
رشید یاسمی و دکتر غنی به سمت اشخاص بصیر.

بنگاه پرورش افکار واقعا تقلیدی بی اثر بود اما در نام های بالا افرادی مشاهده می شوند که خواه در ان زمان و یا دهه های بعد تاثیراتی غیر قابل انکار در پیشبرد فرهنگ ایرانی داشته اند.
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
شما هرچه از جنایت رژیم وقت بگویید
بارها اشاره کرده اید در تخریب آتشکده زرتشتی در تخریب تیاتر شیر و خورشید و احتمالا فراموش کرده اید!


گویا وظیفه شما رسد دیدگاه های مخاطبان در لوی صادق هدایت می باشد؟ خوب است شما نیز دریافتید که انهدام ساختمان تاتر تبریز چه مفهومی در پی داشته است.


نخیر وظیفه بنده افشای جنایات رژیم سابق است!
که به مذاق بله قربان گو ها خوش نمی آید!
نقل قول  
هیرکان
Member

از حسابهای شخصی رضاشاه و ملک و املاک او و مقایسه قبل و بعد از به سلطنت رسیدن او مشخص میشود که این زور چقدر در خدمت منافع خلق بود!

بله!

زمین خواری های رضا شاه با بهانه هایی همچون آباد نمودن آن اراضی به هیچ روی قابل توجیه نیست. همانگونه که سربنیست نمودن زندانیان سیاسی همچون مدرس و سردار اسد و دق مرگ نمودن داور و باز گذاشتن دست پلیس سیاسی دلایل محکمه پسندی ندارند.

اما در برابریادگاری هایی که دولت او برجای گذاشته که تا کنون ایران و ایرانی در بسیاری از موارد به ان متکی می باشند شاید بتوان گفت که در برابر این زحمات حق خویش را برداشت نمود.

مصادره املاک مردم و خرید مفت املاک امری نیست که در هیچ دولتی قابل توجیه باشد اما از سوی دیگر نوسازی ایران مدرن مدیون آن فرد و مشاوران او می باشد که در زمان حال هم گهگاه و جسته و گریخته به ان اشاره شده است.
نقل قول  
هیرکان
Member
شما هرچه از جنایت رژیم وقت بگویید
بارها اشاره کرده اید در تخریب آتشکده زرتشتی در تخریب تیاتر شیر و خورشید و احتمالا فراموش کرده اید!



گویا وظیفه شما رسد دیدگاه های مخاطبان در لوی صادق هدایت می باشد؟ خوب است شما نیز دریافتید که انهدام ساختمان تاتر تبریز چه مفهومی در پی داشته است.
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
اگر بهانه ای بود تخریب میشد

کدام بهانه

مگر حفظ میراث تاریخی در دوران پهلوی اول سروسامان نیافت؟

بخش هایی از ارک تهران هم که خراب شد به جای ان وزارت دارایی ساخته شد که هنوز مورد استفاده می باشد.

شما هرچه از جنایت رژیم وقت بگویید

من گمان ندارم تا کنون به این موردی که شما نظر دارید اشاره ای کرده باشم.

و مبتکر نیستند اینها!

شیوه کشور داری ایران در طول تاریخ همواره با کاربرد زور توامان بوده است.


منتهی در پاره ای اوقات این زور برای صلاح کشور و مردم بکار می رفته و در زمانی تنها بدست آوردن نیات شخصی مد نظر بوده است.


از حسابهای شخصی رضاشاه و ملک و املاک او و مقایسه قبل و بعد از به سلطنت رسیدن او مشخص میشود که این زور چقدر در خدمت منافع خلق بود!
بارها اشاره کرده اید در تخریب آتشکده زرتشتی در تخریب تیاتر شیر و خورشید و احتمالا فراموش کرده اید!
نقل قول  
هیرکان
Member
اگر بهانه ای بود تخریب میشد

کدام بهانه

مگر حفظ میراث تاریخی در دوران پهلوی اول سروسامان نیافت؟

بخش هایی از ارک تهران هم که خراب شد به جای ان وزارت دارایی ساخته شد که هنوز مورد استفاده می باشد.

شما هرچه از جنایت رژیم وقت بگویید


من گمان ندارم تا کنون به این موردی که شما نظر دارید اشاره ای کرده باشم.

و مبتکر نیستند اینها!

شیوه کشور داری ایران در طول تاریخ همواره با کاربرد زور توامان بوده است.


منتهی در پاره ای اوقات این زور برای صلاح کشور و مردم بکار می رفته و در زمانی تنها بدست آوردن نیات شخصی مد نظر بوده است.
نقل قول  
سازمان پرورش افکار با تقلید از ماشینهای تبلیغاتی ایتالیای فاشیست و آلمان نازی در
دی ماه ۱۳۱۷ در ایران به ریاست احمد متین دفتری تاسیس شد.جدا از همکاری این سازمان برای سانسور با اداره راهنمای نامه نگاری، هدف اصلی این سازمان برگزاری سخنرانی ها و برنامه های فرهنگی بسیار گسترده در سطح کشور برای شست و شوی مغزی افکار عمومی جامعه و پشتیبانی ایدئولوژیک و به حق جلوه دادن استبداد پهلوی بود.این سازمان داری یک هیأت مرکزی و شش کمیسیون بود.یازده تن هیات مرکزی :
دکتر ادیب، دکتر شایگان، دکتر صدیق، فروزانفر به نمایندگی دانشگاه.
علی اشرف ممتاز، امیر خیزی به سمت مدیر دبیرستان ها.
فرهودی ریاست آموزش سالمندان.
شکرایی ریاست پیشاهنگی.
فرامرزی ریاست اداره راهنمای نامه نگاری.
رشید یاسمی و دکتر غنی به سمت اشخاص بصیر.
اعضای کمیسیونها :
کمیسیون سخنرانی اعلم
کمیسیون رادیو خسروی
کمیسیون نمایش علی نصر
کمیسیون موسیقی مین باشیان
کمیسیون مطبوعات محمد حجازی
کمیسیون کتابهای درسی رهنما
در ماده دوازده اساسنامه این سازمان می خوانیم :《 کمیسیون کتاب کلاسیک ، مامور است در کتب درسی دبستانها و دبیرستانها اصلاحات سودمند به عمل آورده ، افکار میهن دوستی و شاه پرستی را در مندرجات آنها به وجه مؤثری بپروراند!》 باری کار این سازمان در تمام زمینه ها مشروعیت بخشیدن به استبداد پهلوی بوده و انسان امروزی وقتی گوشه ای از این سخنرانی ها را میخواند به انسان بودن خویش تاسف میخورد!تمام سخنرانی ها حول محور #خدا_شاه_میهن که به قول هدایت حروف اول آن به صورت خشم در می آید! میچرخید.
باری از ریگ های صحرا تا ابرهای آسمان جز مدح شاه سخنی نباید گفتندی و هرکس جز این کردندی سرش را ختنه کردندی تا درس عبرت برای سایرین شوندندی!!! البته در این مختصر نمیشود در تمامی امور مربوط به این سازمان سخن گفت فقط قسمتی از یکی از این سخنرانی های بی خردانه را مینویسم که دوستان بدانند چرا هدایت اینقدر از اینها بیزار بوده.گوشه هایی از سخنرانی حسین معتمد در مهر ۱۳۱۸ :
نیاکان ما همیشه ورد زبانشان جز خدا ، شاه ، میهن چیز دیگری نبوده....شاه را سایه خدا میدانستند و امر او را وحی آسمانی....ما باید مرام پیشینیان خود را سرمشق قرار داده....ماییم که با ایمان کامل رضای پادشاه خود را رضای خدا دانسته....بر اثر طلوع کوکب شاهنشاه معظم ما اعلیحضرت اقدس همایون رضا شاه پهلوی ستاره سعادت مملکت درخشان....همه یک دل و یک زبان میگوییم زنده باد شاه معظم و محبوب ما...پاینده و جاوید باد!!! این سازمان هم چون بسیاری از سازمانهای دیگر با سقوط حکومت پهلوی اول، منحل شد.
نقل قول  
من خودم خلاصه کرده ام در مورد پرورش افکار و اینجا می گذارم :


تاریخچه کوتاهی از وقایع پیش از تشکیل این سازمان:

یک روز پس از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ اعلامیه ای نه ماده ای با امضای رضا خان منتشر شد با تاکید بر جمله 《 حکم میکنم!》
در ماده چهارم آمده بود : 《 تمام روزنامجات و اوراق مطبوعات ، تا موقع تشکیل دولت ، بکلی موقوف و بر حسب حکم و اجازه - که بعد داده خواهد شد - باید منتشر گردد》
باری بسیاری از روزنامه نگاران زندانی شدند و کلیه مطبوعات تعطیل گشت(تا پس از سقوط کابینه سید ضیا که دوباره شروع به فعالیت کردند)
رضا شاه در این فاصله تا رسیدن به پادشاهی هیچ گونه انتقادی را بر نمیتافت تا جایی که دندان فلسفی مدیر روزنامه حیات جاوید را با مشت شکست! و وی را حبس کرد و همچنین حسین صبا مدیر روزنامه ستاره ایران را حبس و شلاق زد!
مجلس که از رفتار رضا خان و نظمیه ناراضی بود با تصویب مصوبه هایی کلیه امور مطبوعات را به شورای عالی معارف که در همان زمان یعنی آبان ۱۳۰۱ تاسیس شد واگذار کرد.
باری در آغاز سلطنت پهلوی سانسور مطبوعات به عهده نظمیه و وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه قرار داشت.
از ۱۳۰۸ وزارت دربار و شخص تیمور تاش یگانه کارگردان دستگاه سانسور میشود و قوانین سفت و سختی برای مطبوعات به اجرا گذاشته میشود تا عزل تیمور تاش و قتل وی در زندان به دستور رضا شاه در مهر ۱۳۱۲.
اینبار این امور در عهده وزارت معارف و و اداره کل شهربانی قرار میگیرد.
در ۱۳۱۶ اداره راهنمای نامه نگاری با ریاست علی دشتی و با یک نظام نامه هشت ماده ای تشکیل شد که کلیه مطبوعات با تأیید این اداره با مهری که روی آنها میخورد با عنوان 《روا !》حق چاپ داشتند و یقینا تکلیف آنها که مهر 《ناروا !》 بر آنها میخورد مشخص بود!
باری این هم رضایت خاطر ملوکانه را بر آورده نساخت! تا دی ماه ۱۳۱۷ که سازمان پرورش افکار تاسیس شد.


نقل قول  
هیرکان
Member
در ضمن اعزام به خارج از زمان عباس میرزا رواج داشته.

عباس میرزا با واقع بینی ایرانیانی را برای تحصیل به بریتانیا فرستاد که تعدادشان به بیست نفر هم نرسیو و در دوران محمد شاه و ناصرالدین شاه هم دولت ها گهگاه و بوطور نامنظم محصلانی را ارسال می داشتند.

ارسال هدفمند دانشجو پس از مشروطیت شکل گرفت ولی به دلیل جنگ اول و دولت های ضعیف دانشجویان با سختی هایی بسیار روبرو شدند.

در زمان پهلوی اول ارسال دانشجو به اروپا هر سال انجام شده و سفارت ها و سرپرست دانشجویان پیگیر تحصیل انها بودند.
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
بدستور رضا شاه که میگفت هرچه مردم را یاد قاجار بندازد باید تخریب شود

اگر قرار بر تخریب میراث دوران قاجاری بود که اکنون شهرداری و بساز و بفروشی ها بسیار بیشتر از بوذرجمهری دست به تخریب پیشینه تهران زده اند.

مدرسه مروی و دارالفنون دو ساختمان یادگار عهد قاجار بودند که اگر بخواهیم از فلسفه شما پیروی نماییم پهلوی اول می بایست پس از افتتاح دانشگاه تهران آنها را خراب می کرد تا کسی گمان به وجود این دو مدرسه در گذشته نیافتد.


اگر بهانه ای بود تخریب میشد همانطور که بسیاری از ساختمانهای پهلوی هم اکنون خراب نشده و مورد استفاده است شما هرچه از جنایت رژیم وقت بگویید نمونه اش در دوره پهلوی پیدا میشود و مبتکر نیستند اینها!
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
بیست سال ملت را از جریان دنیا و همسایگانش مجزا نگهداشتند و آش شله قلمکاری به مذاق یکدسته قاچاقچی درست کردند.
مردم از گرسنگی می مردند و مالشان چاپیده می شد و پشت میله های آهنین، در زندانها می پوسیدند.
گوشواره و النگوی بیوه زنها با کاغذ و مس خریده می شد و به خارجه مسافرت می کرد.
کتاب و مجله سانسور می شد، فرهنگ، وسیله چندنفر کارچاقکن شده بود.
پیش آهنگی و تربیت بدنی، تأسیس فرهنگستان و پرورش افکار را وسیله تقریب به پیشگاه قرار دادند.

در طول تاریخ ایران مگر دوران هرج و مرج پس از شهریور 1320 سانسور با شدت و ضعف ئجود داشته است ولی در مورد صادق هدایت خود به گفته برادر زاده خویش موجبات سانسور یکی از آثار خود را فراهم آوردند.
کجا مردم بیست سال از همسایگانشان مجزا نگاه داشته می شدند در کننار برنامه های اعزام محصل به اروپا و رونق بازرگانی خارجی خود هدایت چند بار به خارج سفر نموده و همچون شوروی منع قانونی برای محدودیت سفر به خارج وجود نداشت.


ایراد به پایه گذاری تربیت بدنی و فرهنگستان توسط هدایت دیدگاه شخصی او می باشد و به گمان من مردود است.

انتقاد از شرایط جامعه و کمک به روشنگری با فحاشی و بدبینی مفرط تفاوت دارد.


در مورد سانسور در زمان رضا شاه مقالاتی آپلود کرده ام
که چطور با مهر "روا" و "ناروا" جناب دشتی این مرد هزار چهره و سانسور چی رضاشاهی به خدمت مشغول بود!
در ضمن هدایت سال 1305 در آزمون شرکت میکند و قوانین اعزام محصل به خارج 1307 تصویب میشود در ضمن اعزام به خارج از زمان عباس میرزا رواج داشته.
نقل قول  
هیرکان
Member
بدستور رضا شاه که میگفت هرچه مردم را یاد قاجار بندازد باید تخریب شود

اگر قرار بر تخریب میراث دوران قاجاری بود که اکنون شهرداری و بساز و بفروشی ها بسیار بیشتر از بوذرجمهری دست به تخریب پیشینه تهران زده اند.

مدرسه مروی و دارالفنون دو ساختمان یادگار عهد قاجار بودند که اگر بخواهیم از فلسفه شما پیروی نماییم پهلوی اول می بایست پس از افتتاح دانشگاه تهران آنها را خراب می کرد تا کسی گمان به وجود این دو مدرسه در گذشته نیافتد.
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
همانطور که تکیه دولت شاهکار معماری قاجاریه توسط رضاشاه تخریب شد چیزی که عوض داره گله نداره!

تکیه دولت در سال 1325 برای ساخت شعبه بانک ملی بازار خراب شد و ارتباطی با دوران پهلوی اول ندارد.

بوزرجمهری شهردار تهران در دوران پهلوی اول که در کنار آبادانی تهران دست به تخریب یادگار هایی همچون دروازه های تهران زده بود پس از سفر به پاریس و دقت در توجه شهرداری پاریس به حفظ بافت تاریخی از خرابکاری های خود در این مورد پشیمان شده بود.


بله ولی قبل از آن رضاشاه با ممنوعیت عزاداری آنجا را به مخروبه ای تبدیل کرده بود و اگر دوست دارید حتما علنا تیشه را بدست خود رضا شاه بدهیم نمونه اش دروازه های تاریخی تهران است که به بهانه مدرن سازی تخریب شد که برخی از اونها حتی ربطی به جاده سازی های جدید نداشت و توسط همین کریم آقای شما بدستور رضا شاه که میگفت هرچه مردم را یاد قاجار بندازد باید تخریب شود یا بقول هدایت برای این بود که بگویند فقط او ساختمان ساخته!
نقل قول  
هیرکان
Member
بیست سال ملت را از جریان دنیا و همسایگانش مجزا نگهداشتند و آش شله قلمکاری به مذاق یکدسته قاچاقچی درست کردند.
مردم از گرسنگی می مردند و مالشان چاپیده می شد و پشت میله های آهنین، در زندانها می پوسیدند.
گوشواره و النگوی بیوه زنها با کاغذ و مس خریده می شد و به خارجه مسافرت می کرد.
کتاب و مجله سانسور می شد، فرهنگ، وسیله چندنفر کارچاقکن شده بود.
پیش آهنگی و تربیت بدنی، تأسیس فرهنگستان و پرورش افکار را وسیله تقریب به پیشگاه قرار دادند.

در طول تاریخ ایران مگر دوران هرج و مرج پس از شهریور 1320 سانسور با شدت و ضعف ئجود داشته است ولی در مورد صادق هدایت خود به گفته برادر زاده خویش موجبات سانسور یکی از آثار خود را فراهم آوردند.
کجا مردم بیست سال از همسایگانشان مجزا نگاه داشته می شدند در کننار برنامه های اعزام محصل به اروپا و رونق بازرگانی خارجی خود هدایت چند بار به خارج سفر نموده و همچون شوروی منع قانونی برای محدودیت سفر به خارج وجود نداشت.


ایراد به پایه گذاری تربیت بدنی و فرهنگستان توسط هدایت دیدگاه شخصی او می باشد و به گمان من مردود است.

انتقاد از شرایط جامعه و کمک به روشنگری با فحاشی و بدبینی مفرط تفاوت دارد.

نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
کتاب نیرنگستان را نخست بار کتاب فروشی دانش چاپ کرد و بلافاصله توقیف شد. مجتبی مینوی گفته است که چون ناشر از پرداخت حق التحریر خود داری می کرده است هدایت, در اقدامی تلافی جویانه, نسخه ای از نیرنگستان را که چند جای آن زیر کلمات به قلم خودش خط های سرخه و آبی کشیده بود, به مینوی می دهد تا او کتاب را نزرد بازرس و ناظر ممیزی فرهنگ ببرد و جاهایی را که خط کشیده است نشان بدهد و بگوید که کلمات و مطالب دور از ادب و خلاف عرف در آن وجود دارد. آقای مینوی چنان می کند و کتاب توقیف می شود. پس از ماجرا ناشر کتاب حقی را که می بایست به هدایت بدهد, می پردازد و بعد از آن تلاش هدایت و ناشر برای آزاد کردن کتاب نتیجه نمی دهد.
(فرهنگ عامیانه ایران, گردآورنده جهانگیر هدایت)


بله ولی این ربطی به منوع القلم شدن هدایت نداشت چون هدایت بدلیل انتشار نیرنگستان ممنوع القلم نشد بدلیل کاریکاتوری که بر جزوه علی مقدم کشید ممنوع القلم شد البته حق ترجمه داشت ولی نه اجازه داشت داستانی منتشر کند نه نقاشی بکشد آن نقاشی هم موجود است تصویر عربی بد دک و پوزی است که زنجیر به گردن سوسمار بسته است!
نقل قول  
هیرکان
Member
همانطور که تکیه دولت شاهکار معماری قاجاریه توسط رضاشاه تخریب شد چیزی که عوض داره گله نداره!

تکیه دولت در سال 1325 برای ساخت شعبه بانک ملی بازار خراب شد و ارتباطی با دوران پهلوی اول ندارد.

بوزرجمهری شهردار تهران در دوران پهلوی اول که در کنار آبادانی تهران دست به تخریب یادگار هایی همچون دروازه های تهران زده بود پس از سفر به پاریس و دقت در توجه شهرداری پاریس به حفظ بافت تاریخی از خرابکاری های خود در این مورد پشیمان شده بود.
نقل قول  
هیرکان
Member
کتاب نیرنگستان را نخست بار کتاب فروشی دانش چاپ کرد و بلافاصله توقیف شد. مجتبی مینوی گفته است که چون ناشر از پرداخت حق التحریر خود داری می کرده است هدایت, در اقدامی تلافی جویانه, نسخه ای از نیرنگستان را که چند جای آن زیر کلمات به قلم خودش خط های سرخه و آبی کشیده بود, به مینوی می دهد تا او کتاب را نزرد بازرس و ناظر ممیزی فرهنگ ببرد و جاهایی را که خط کشیده است نشان بدهد و بگوید که کلمات و مطالب دور از ادب و خلاف عرف در آن وجود دارد. آقای مینوی چنان می کند و کتاب توقیف می شود. پس از ماجرا ناشر کتاب حقی را که می بایست به هدایت بدهد, می پردازد و بعد از آن تلاش هدایت و ناشر برای آزاد کردن کتاب نتیجه نمی دهد.
(فرهنگ عامیانه ایران, گردآورنده جهانگیر هدایت)
نقل قول  
در خاطرات پدرم خوانده بودم که پس از سقوط رضا شاه، بعضی از مردم، به ویژه دکتر محمد مصدق، گفته بودند که تمام درآمدهای نفتی ایران در دوره رضا شاه عملاً به بهانه خرید مهمات و اسلحه به حساب های بانکی شخصی شاه در لندن و آمریکا ریخته می شد. تصمیم گرفتم که این ادعا را نیز مورد بررسی قرار دهم. تنها یک نگاه ساده به اسناد مربوط به نفت و مالیه ایران و ارقامی که در این اسناد ذکر شده بود کافی بود تا ثابت کند که ادعای مصدق کاملاً درست بوده است. بله، عملاً تمامی درآمدهای نفتی ایران در دوره رضا شاه، یعنی رقمی در حدود 200 میلیون دلار، به حساب های شخصی او انتقال یافته بود. برای این که عظمت این رقم را دریابیم باید توجه کنیم که کل بودجه دولت ایران در سال 1925 میلادی حدود 20 میلیون دلار بود. جالب تر از همه، اکنون فاش شده که صدام حسین و پسرانش میلیاردها دلار در بانک های سویس ذخیره مالی دارند. منشاء این ثروت انتقال درآمدهای نفتی عراق به حساب های بانکی شخصی است. پیشگام این کار، در هشتاد سال پیش، رضا شاه بود.

دکتر محمد قلی مجد
نقل قول  
دربارۀ رضا شاه دروغ بزرگی رواج یافته که گویا او هوادار آلمان بود. چنین نیست. اسناد آمریکایی ثابت می کنند که رضا خان میرپنج را انگلیسی ها به قدرت رسانیدند و از حکومت او حفاظت کردند و قطعاً او هیچگاه در برابر انگلیسی ها سرکشی نکرده و هوادار آلمان نشده است. دروغ بزرگ دیگر این است که گویا رضا شاه برخلاف پسرش اهل انتقال پول به خارج از کشور نبود و ثروت مهمی در خارج نیندوخت. اسناد آمریکایی نشان می دهند که رضا شاه حدود 200 میلیون دلار در بانک های خارج و معادل 50 میلیون دلار در ایران ذخیره پولی شخصی داشت. توجه کنید که این رقم متعلق به سال 1941 میلادی است و به پول امروز ثروت فوق را باید با ارقام میلیاردی محاسبه کرد. به علاوه، ما می دانیم که «اعلیحضرت پهلوی» در سال 1941 به هیئت نمایندگی انگلیس در تهران پناهنده شد، به وسیله یک کشتی انگلیسی از ایران خارج شد و تا پایان عمر در مناطق تحت سلطه انگلیس زندگی کرد. به علاوه، ما می دانیم که انگلیسی ها قصد داشتند رضا شاه را در اواخر عمرش از ژوهانسبورگ به کانادا انتقال دهند که به دلیل بیماری اش میسر نشد.

دکتر محمد قلی مجد
نقل قول  
نقل قول از دبیرزاده:
جناب جابر شاه
آقای صادق هدایت هم همچون انسانی بی آزار و شهروندی با ادب احترام دارد، من هم با بعضی چیزهایی که او میگفته همچون: پرهیز از گوشت خواری (بدور از افراط گرایی) موافقم ولی او و دیگران حق ندارند تا مانع سازندگی و نظم و بهداشت کشور شوند حتی اگر بزور هم باشد، چه آنروزگار و چه امروز ما بهتر است همه جوانب را در دید بگیریم بگذارید نمونه ایی بیاورم : رضا شاه بزور خانواده ها را واداشت تا فرزندانشان را بویژه دختران را به مدرسه بفرستند و به نظافت و بهداشت شخصی بپردازند ، شاید بسیاری از همانهایی که به رضا شاه دشنام میدهند آگاه نیستند که سواد علمی و همگانی را از کوشش رضا خان دارند ، گاهی هست که حرف زدن و بحث کردن باعث چشم بستن به حقیقت و هرج و مرج و فساد بیشتر در جامعه میشود ، بطوریکه در هنگام مشروطه و پس از آن در اواخر قاجار کشور به پایین ترین سطح امنیت و نظم رسیده بود و هر لات و قلدرو دزد سزگردنه و حزبهای جورواجور مردم را بیچاره کرده بودند و منور الفکر های ما هم تنها مشغول بحث و شعر بافی بودند و کشور داشت بدتر و بدتر میشد و از هم فرومیپاشید براستی میتوان گفت که رضا خان تبلور ناخشنودی مردم از وضع نابسامان آنروزگار بود ، امروزه هم باید مردم هشیار باشند ، و به آینده نگاه کنند ، و برای اشخاص تاریخی بیدرنگ حکم صادر نکنند


برخی اصلاحات در دستور مجلس بود و ربطی به رضاشاه عزیز شما ندارد همانطور که قبلا هم گفته ام این یک نهضتی بود که از زمان ملکم خان و طالبوف و آخوندزاده و میرزا آقا خان و غیره شروع شده بود و رضا شاه زمانی وارد عرصه شد که بستر همه این چیزها فراهم بود نمونه اش تغییر تقویم که در زمانی که رییس دولت بود به تصویب مجلس رسید که البته جز خدمات وی بعد از تاج گذاری ذکر می کنند!
اینها را همه به قول دوستمان از صدقه سری همان رجال زمان قاجار دارد نمونه اش اصلاحاتی که "داور" در عدلیه انجام داد و از جمله اصلاحات اقتصادی مد نظر وی بود در روزنامه اش مرد امروز حتی به احداث راه آهن ،ایجاد راه شوسه، ساخت مدرسه و دانشگاه و کتابخانه و کارخانه و مریضخانه و غیره اشاره کرده و همچنین نقش تیمورتاش را که جای خالی بیسوادی اعلی حضرت را پر کرده بود و زبان او شده بود که در آخر هم بریده شد!
شما منکر جنایات رضا شاه میشوید بعد از بهداشت صحبت می کنید آنهم نه در کل مملکت وضعیت روستانشینان اسفناک بود و کلاه پهلوی بر ریخت دهقانی آنها می خندید! در بسیاری از شهرها آب آشامیدنی وجود نداشت در شمال زمینهای مردم فقیر را به زور سر نیزه به نام شاه تصاحب می کردند آب تهران در تابستان به مصرف پرورش بادنجان های شاهنشاه نابغه میرسید!
در این ملک های غصبی کارخانه احداث میشد که و پولش مستقیم به جیب اعلی حضرت میرفت خیانتی که در تمدید قرارداد ننگین دارسی و لطمه مالی و معنوی که به کشور زد ناگفتنی است.
اگر در زمان مشروطه قیام های میشد وطن پرستانی بودند که از دخالت دولت های غربی به ستوه آمده بود کما اینکه سواستفاده گر هایی هم بینشان پیدا میشد که بجای کوتاه کردن دست انگلیس رضا خان با همان دست انگلیس دست آزادیخواهان را کوتاه کرد ! اگر قیام هایی میشد دیگر کشور که در دست انگلستان نبود چون رضا شاه با یک انگلیسی هیج تفاوتی نداشت چون نوکر سر سپرده آنان بود.
بعد هم کدام اقتدار بهتر بود دولت مقتدر نبود تا با آن رسوایی خاک کشور را تحویل روس و انگلیس نمیداد و بقول مصدق کاش جاده خاکی داشتیم ولی بیگانه رو روی خاکمون نمیدیدیم.
رضاشاه برای شما رضا شاه است برای من و امثال من یک نوکر انگلیسی است همانطور که وثوق الدوله بود همانطور که ناصرالملک بود.
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
رضا خان قلدر، نوکر دائمی انگلیس ، بیسواد و لمپن به تمام معنا، مجری اهداف غربیها در تمام زمینه ها بود.
میرپنج غیر از نظامیان کسی را نداشت که اهل مملکت داری باشد و علوم سیاسی و اقتصادی و ... بلد باشند تماما رجال قاجار در دوران پهلوی موثر بوده اند.

سالن تئاتر شیر و خورشید تبریز یا سالن تئاتر ارگ تبریز در سال ۱۳۰۶ خورشیدی در تبریز افتتاح و در سال ۱۳۵۹ تخریب گردید.

ساخت این بنا در اوائل سلطنت رضاشاه و به دستور سپهبد امیراحمدی و کمک جمعیت شیر و خورشید سرخ با الهام از تماشاخانه سن پترزبورگ و بکمک مهندسان و معماران روسی انجام گرفت. ساختمان آن در سال ۱۳۰۶ خورشیدی تکمیل و در شهریور همان سال افتتاح گردید.

سالن در ابعاد ۳۰ متر در ۱۰ متر و دارای دوطبقه ایوان هرکدام با ۱۶ لژ شش نفره بود وحدود ۸۰۰ نفر گنجایش داشت. دورتادور طبقات و سقف و راهرو ورودی دارای گچ‌بری های کم نظیر بود و بدلیل رعایت اصول صداشناسی، نیازی به استفاده از وسائل تقویت صوتی نبود.

این بنای تاریخی در سال ۱۳۶۰ ، توسط جهاد سازندگی جهت گسترش مصلای تبریز تخریب گردید.

مشکل آقایان با پهلوی نه نبود آزادی بلکه عدم موفقیت رفقا در تجزیه ایران و بدل نمودن آن به ایرانستان بود وگرنه در کعبه آمال این قبیل افراد هم انگونه که اکنون شاهدیم آزادی اندیشه و حقوق برابر جایی ندارد.


همانطور که تکیه دولت شاهکار معماری قاجاریه توسط رضاشاه تخریب شد چیزی که عوض داره گله نداره!
نقل قول  
تا اینکه دری به تخته خورد این نابغهٔ بی نظیر و خدای جنگ با سلام و صلوات میهن عزیزش را ترک کرد.
خودش رفت ولی هواخواهان او که دو قرت و نیمشان باقی است به جا ماندند و زمام امور کمافی السابق در دست آنهاست برای اینکه باقیماندهٔ رمق میهن را هم بکشند و رسواییهای شگرف دیگری برای میهن و هم میهنان عزیزشان تهیه ببیند.
در هیچ دورهٔ تاریخی، این سرزمین چنین دورهٔ انحطاطی را به خود ندیده بود و هنوز دنباله دارد در صورتی که با عایدی سرشار و آرامش نسبی که وجود داشت ممکن بود حقیقتاً دورهٔ رستاخیز این ملت باشد.
از اعیان و اشراف و وکیل و وزیر و سران کشوری و لشگری و روحانیون و حاجی آقا ها و علماء و فضلا و دانشمندان و شعرا مثل دوالپا به سر اهالی این کشور سوار شدند و تا توانستند جولان دادند.
در چاپلوسی و وقاحت و چاپیدن مردم گوی سبقت را از یکدیگر ربودند.

بیست سال ملت را از جریان دنیا و همسایگانش مجزا نگهداشتند و آش شله قلمکاری به مذاق یکدسته قاچاقچی درست کردند.
مردم از گرسنگی می مردند و مالشان چاپیده می شد و پشت میله های آهنین، در زندانها می پوسیدند.
گوشواره و النگوی بیوه زنها با کاغذ و مس خریده می شد و به خارجه مسافرت می کرد.
کتاب و مجله سانسور می شد، فرهنگ، وسیله چندنفر کارچاقکن شده بود.
پیش آهنگی و تربیت بدنی، تأسیس فرهنگستان و پرورش افکار را وسیله تقریب به پیشگاه قرار دادند.
امروز نیز پالانمان عوض شده اما همان قلتشن ها که در هویت و ایرانیت آنها شک است برای ایران سنگ به سینه می زنند و مردم گرسنه چاپیده شده و فقیر را تبلیغ به وطن پرستی کاذب و از خودگذشتگی می نمایند و هرکس با آنها هم آواز نشود تکفیرش می کنند.

اشک تمساح
صادق هدایت
نقل قول  
هیرکان
Member
رضا خان قلدر، نوکر دائمی انگلیس ، بیسواد و لمپن به تمام معنا، مجری اهداف غربیها در تمام زمینه ها بود.
میرپنج غیر از نظامیان کسی را نداشت که اهل مملکت داری باشد و علوم سیاسی و اقتصادی و ... بلد باشند تماما رجال قاجار در دوران پهلوی موثر بوده اند.


سالن تئاتر شیر و خورشید تبریز یا سالن تئاتر ارگ تبریز در سال ۱۳۰۶ خورشیدی در تبریز افتتاح و در سال ۱۳۵۹ تخریب گردید.

ساخت این بنا در اوائل سلطنت رضاشاه و به دستور سپهبد امیراحمدی و کمک جمعیت شیر و خورشید سرخ با الهام از تماشاخانه سن پترزبورگ و بکمک مهندسان و معماران روسی انجام گرفت. ساختمان آن در سال ۱۳۰۶ خورشیدی تکمیل و در شهریور همان سال افتتاح گردید.

سالن در ابعاد ۳۰ متر در ۱۰ متر و دارای دوطبقه ایوان هرکدام با ۱۶ لژ شش نفره بود وحدود ۸۰۰ نفر گنجایش داشت. دورتادور طبقات و سقف و راهرو ورودی دارای گچ‌بری های کم نظیر بود و بدلیل رعایت اصول صداشناسی، نیازی به استفاده از وسائل تقویت صوتی نبود.

این بنای تاریخی در سال ۱۳۶۰ ، توسط جهاد سازندگی جهت گسترش مصلای تبریز تخریب گردید.

مشکل آقایان با پهلوی نه نبود آزادی بلکه عدم موفقیت رفقا در تجزیه ایران و بدل نمودن آن به ایرانستان بود وگرنه در کعبه آمال این قبیل افراد هم انگونه که اکنون شاهدیم آزادی اندیشه و حقوق برابر جایی ندارد.
نقل قول  
persiansidha
Member
نخست اینکه تبلیغ برای سلسله ای نمی کنم بلکه خدمات یک انسان رو یادآوری می کنم گذشته از اون همین امر که رضا شاه به قلع و قمع قاجاریان دست نزد خودش نکته بسیار مثبتی هست به خصوص وقتی می بینیم همین قاجار در زمان کسب قدرت چه بر سر خاندان زند آوردند.
نیاز برخی از این اصلاحات عملی شده در زمان رضا خان ، از قبل هم احساس میشد از جمله رفع شر هزار ساله ایلات از سر مناسبات تولید در ایران که اتفاقاً لغو اقطاع و تیول در زمان مجلس اول مشروطه صورت پذیرفت . ولی هر اصلاحاتی هم ذهن آگاهی برای درک نیاز می طلبد هم دست توانمندی برای اجرا.
وگرنه ناصرالدین شاه پیشرفت برای ایران را نه ضروری میدانشت نه حتی لازم .
نقل قول  
نقل قول از persiansidha:
وقتی به قول شما همین انسان " قلدر و بی سواد" رو مقایسه میکنم با مثلا ناصرالدین شاه میبینم ناصرالدین شاه دو سفر مفصل به فرنگ داشت اون هم به پیشرفته ترین کشورهای آن زمان ولی دستاوردش از این سفرها چه بود؟ دارالفنون رو که امیرکبیر تاسیس کرد که به دستور ناصرالدین شاه کشته شد. تازه این بهترین قاجار بود
ولی رضا شاه مملکتی رو که بعد از جنگ اول جهانی و دخالتهای دول بیگانه و نقض بیطرفی ایران سنگ رو سنگش بند نمی شد تحویل گرفت و سر و سامان داد .
اگر زحمات این مرد بزرگ نبود ما هم احتمالا در همون شرایط قاجاری به سر می بردیم


سلسله های شاهنشاهی هیچکدام مورد تایید نیستند ولی در حال تبیلغ پهلوی مورد سوال و تعجب است چون تمام اصلاحات منسوب به پهلوی ها هم توسط رجال سیاسی و مشاهیر قاجار انجام شده است تاریخ معاصر در این زمینه کاملا روشن و واضح است و اسامی نفرات و وابستگی آنها به قاجاریه هم در تاریخ معاصر ثبت شده است. میرپنج غیر از نظامیان کسی را نداشت که اهل مملکت داری باشد و علوم سیاسی و اقتصادی و ... بلد باشند تماما رجال قاجار در دوران پهلوی موثر بوده اند.
نقل قول  
persiansidha
Member
وقتی به قول شما همین انسان " قلدر و بی سواد" رو مقایسه میکنم با مثلا ناصرالدین شاه میبینم ناصرالدین شاه دو سفر مفصل به فرنگ داشت اون هم به پیشرفته ترین کشورهای آن زمان ولی دستاوردش از این سفرها چه بود؟ دارالفنون رو که امیرکبیر تاسیس کرد که به دستور ناصرالدین شاه کشته شد. تازه این بهترین قاجار بود
ولی رضا شاه مملکتی رو که بعد از جنگ اول جهانی و دخالتهای دول بیگانه و نقض بیطرفی ایران سنگ رو سنگش بند نمی شد تحویل گرفت و سر و سامان داد .
اگر زحمات این مرد بزرگ نبود ما هم احتمالا در همون شرایط قاجاری به سر می بردیم
نقل قول  
رضا خان قلدر، نوکر دائمی انگلیس ، بیسواد و لمپن به تمام معنا، مجری اهداف غربیها در تمام زمینه ها بود.
مدارس توسط افرادی مثل رشدیه ها در ایران رواج یافت. دارالفنون در زمان قاجاریه و قبل از رضاخان در ایران تاسیس شده بود تاریخ رو تحریف نفرمائید؟!! خیلی از زنان به خاطر همین کشف حجاب اجباری و غیر دموکراتیک و بعضا وحشیانه قلدر رضا تا آخر عمر از ادامه تحصیل محروم شدند. تاریخ معاصر را از لااقل از پدر بزرگها و مادر بزرگهایتان می توانید بپرسید.
نقل قول  
..دنباله دیدگاه پیشین
جناب جابر شاه
اندیشمندی اسپانیایی" گوستاوو بوئنو" میگفت : رهایی/آزادی بخودی خود پوچ و بی معنی است مگر آنکه بگویند آزادی/رهایی از.. و یا آزادی/رهایی برای ..
شما انسان باهوشی هستید ، میشود لطف کنید به نمایندگی همه آزادیخواهان روشنفکر برای من بگویید: هدف شما از آزادی چیست ؟
آزادی از چه چیزی ؟ آزادی برای چه کاری؟
مگر میلیونها ایرانی که در پهنه اینترنت پلاسند از این آزادی چه استفاده ایی کردند بجز میلیونها جک ساختن و دشنام های زشت دادن به هر طرفی که خوششان نیاید و تبلیغات قومگرایی ؟
مگر جلوی شما را گرفته اند تا دستکم به آفرینش ادبی بپردازید؟ پس شاید این ناخوشنودی که در همه ما هست(ارسطو میگفت « همه اندیشمندان از نهادشان اندوهگین اند») ریشه ایی ژرفتر داشته باشد و گناهش بگردن فلان شخصیت تاریخی و سیاسی و دینی و یا سرکوب زبان مادری نیست .
اگر برای نمونه هنگامیکه "اریک فن دنیکن" و تئوریهای اینچنینی به میان بیاید ، اگر کسی آنرا بی هیچ دلیل ومنطقی رد کرد و برچسب های ناروا زد ، همین خود گواهی بر آن است که هنوز ذهن بسیاری از همان به اصطلاح روشنفکران آزادیخواه در بند است که گشودنش بدست خودشان است .
نقل قول  
جناب جابر شاه
آقای صادق هدایت هم همچون انسانی بی آزار و شهروندی با ادب احترام دارد، من هم با بعضی چیزهایی که او میگفته همچون: پرهیز از گوشت خواری (بدور از افراط گرایی) موافقم ولی او و دیگران حق ندارند تا مانع سازندگی و نظم و بهداشت کشور شوند حتی اگر بزور هم باشد، چه آنروزگار و چه امروز ما بهتر است همه جوانب را در دید بگیریم بگذارید نمونه ایی بیاورم : رضا شاه بزور خانواده ها را واداشت تا فرزندانشان را بویژه دختران را به مدرسه بفرستند و به نظافت و بهداشت شخصی بپردازند ، شاید بسیاری از همانهایی که به رضا شاه دشنام میدهند آگاه نیستند که سواد علمی و همگانی را از کوشش رضا خان دارند ، گاهی هست که حرف زدن و بحث کردن باعث چشم بستن به حقیقت و هرج و مرج و فساد بیشتر در جامعه میشود ، بطوریکه در هنگام مشروطه و پس از آن در اواخر قاجار کشور به پایین ترین سطح امنیت و نظم رسیده بود و هر لات و قلدرو دزد سزگردنه و حزبهای جورواجور مردم را بیچاره کرده بودند و منور الفکر های ما هم تنها مشغول بحث و شعر بافی بودند و کشور داشت بدتر و بدتر میشد و از هم فرومیپاشید براستی میتوان گفت که رضا خان تبلور ناخشنودی مردم از وضع نابسامان آنروزگار بود ، امروزه هم باید مردم هشیار باشند ، و به آینده نگاه کنند ، و برای اشخاص تاریخی بیدرنگ حکم صادر نکنند
نقل قول  
شاید هم دوست عزیز گمان کرده اید بنده روی هدایت تعصب دارم و اینگونه سخن گفتن باعث رنجش بنده میشود ! البته بنده روی وطنم و مردمم تعصب دارم و هدایت هم جز همان مردم است و وقتی میبینم با چنین استعدادی که داشت و برش خانواده اش می توانست همچون بسیاری پول و پله ای جمع کند و خوش بگذراند و قلمش را به سود دشمنان وطن بچرخاند برعکس بدفاع از وطنش و خلقش پرداخت چرا نباید علاقه مند باشم به وی؟
اگر هدایت نبود بنده همان بچه مسجدی بودم که محال بود نمازش قضا شود!
همان بقول او تازه مسلمان دو آتشه بودم!
کجا می دانستم کتاب چیست؟ قصه چیست؟ تاریخ چیست؟
؟ فلسفه چیست ؟ و جز کتب درسی و دو سه کتاب از ژول ورن در مغزم هیچ نداشتم!
من فقط مدیون او هستم هرچند که نیازی ندارد من یا امثال من دینمان را به او ادا کنیم.
همین دوستان سلطنت طلب بارها از نوشته های بقولا ضد مذهبی هدایت برای منافع خودشان استفاده می کنند که حتی بسیاری از آنها تند نوشته شده ولی وقتی پای نقد پهلوی پیش می آید می گویند آقا هدایت اشتباهاتی هم داشت!!
وجود هدایت مهم نیست پس اصلا پاسخ وی را ندهید بگذارید بنده جملاتش را نقل کنم و اعتراض نکنید چون کسی که وجودش ارزشی ندارد چه نیاز هست که نقدش کنید اهمیت ندهید!
یاحق
نقل قول  

من سلطنت طلب نیستم ولی اگر رضا شاه عیبهایی داشت هزاران کار ارزنده نیز کرد ، در حالیکه آدمهایی همچون هدایت بود و نبودش برای مردم ایران و جهان یکی است.

این هم یادم رفت که چطور شما نوشته اید بود و نبود امثال هدایت برای مردم ایران و جهان یکی است!

البته بله قبول دارم چون آنوقت امثال پهلوی ها می توانند جامعه را غارت کنند و کسی هم نباشد که دم بزند بهتر است!
بنده می توانم سوال کنم سواد جناب عالی از کجا نشأت گرفته ؟ و یا اصلا در این سایت چه می کنید ؟
چون کلا امثال هدایت وجودشان لازم نیست پس چرا شما کتاب می خوانید شاید هم منظورتان این است که فقط فلسفه مهم است و کلا رمان و داستان دو پول سیاه نمی ارزد و نمیتواند در خدمت فلسفه باشد و شاید بهتر بود همان قصه های بی بی گوزک و امیرارسلان نامدار را امروز می خواندیم و ادبیات ما همچنان گمنام می ماند و اینکه اتفاقا خود هدایت تصدیق فلسفه داشت و تنها کسی است که در آنزمان بقول دوستانش کتاب نویسندگان اروپایی نبود که نخوانده باشد و بهتر از هرکسی درک میکرد نوشته های اونها رو و یک نگاه به آثار اون کافیست که به درک او پی ببریم.
نمیدانم این بوف کور است که به ده ها زبان ترجمه شده یا سفرنامه رضا شاه یا لیست خدمات او به جهان که اینگونه می گویید!
پیشرو در زمینه داستان کوتاه پیشرو در زمینه ترجمه متون پهلوی پیشرو در زمینه تحقیق در فرهنگ عامیانه پیشرو در زمینه ادبیات مدرن.
بله خدمت به ادبیات این مرزبوم اصلا مهم نیست مهم قتل و کشتار و غارت ایران است!
پس بهتر نیست سایت کلا کتابها را حذف کند و چهار کتاب جهانی رضاشاه و پسرش را بگذارد تا ملت و جهان آگاه بشوند بوجود چنین نابغه های در سرزمین آریایی؟!
نقل قول  
هیرکان
Member
فقط نشان میدهم هستند کسانی که از جانیان اسطوره نمی سازند!

تاریخ و افکار عمومی خود نشان دهنده این است که تاریخ ساز واقعی چه کسانی بوده اند.
نقل قول  
هیرکان
Member
ولی مثل پدران تاجدار شما آرارات و دشت ناامید و حق کشتیرانی در دجله و بحرین را پیشکش نکردند!

بستن قرارداد سعد آباد هیچ نفعی به حال ایران نداشت و بویژه درخصوص اروند رود به نفع عراقی های تحت سلطه بریتانیا بود ولی ایران در برابر واگذاری آرارات کوچک به ترکیه بخش قابل توجهی از کردستان ترکیه را دریافت نمود که اکنون در جنوب عری اذربایجان غربی واقع است.

بحرین حدود دویست سال بود که حکمران مستقلی از سوی ایران نداشت و در سال 1820 حسینعلی میرزا فرمانفرما حاکم فارس و بنادر جنوب و کاپیتان بروس به نمایندگی از کمپانی هند شرقی توافق نمودند که تا هنگامی که ایران قادر به ایجاد امنیت در خلیج فارس نیست کمپانی هند شرقی این امر را بر عهده بگیرد.

چه تضمینی وجود دارد که در سال 1970 همه پرسی در بحرین انجام نشده و ایران به هنگام ارسال نیرو با مقاموت اغراب روبرو شده و آن دست مخالفان حکومت که در رادیو های بغداد و قاهره دم از خلیج عربی می زدند دولت وق4ت ایران را اشغالگر نمی نامیدند و دولت های غربی هم بهانه خوبی برای دخالت پیدا نمی کردند؟
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
شما عادت دارید تا یکی دست رو جنایات شاهان پهلوی می گذارد دیگر کشورها و دیگر حکومت ها را مثال بزنید ولی این باعث نمیشود رفیق شما تبرئه شود

شما گگمان دارید که دیگر کشور ها آرمانشهری می باشند که یک شبه بدل به مهد دموکراسی شده اند.

تا سال 1908 مجازات اعدام در سوئد و نروژ قانونی بود و در سال 1880 سر یک قاتل در سوئد با تبر به دستور قاضی قطع شد.

اما آیا اکنون در اسکاندیناوی مجازات اعدام بخشی از قانون جزایی می باشد؟

دلیل دگرگون شدن بافت جامعه است که گردانندگان کشور دیگر نیازی به تصویب و اجرای این دست قوانین می گیرند.

در اسفند ماه سال 1299 از مشروطیت تنها مجلسی مانده بود که محافظان پیرامون آن چندین ماه حقوق نگرفته بودند.

حتی در ژاپن که از دهه 1880 قانون اساسی و مشروطه و مجلس نمود پیدا نمود در سال هایی که پهلوی دوم بر سر قدرت بود در عمل دموکراسی در جامعه ژاپن کارایی چندانی نداشت و صاحبان صنایع و نظامیان گرداننده امور بودند.

در جامعه ایرانی که نزدیک به نود درصد بی سواد بودند چگونه می توان یک شبه اصول مشروطیت سوئد و نروژ را پیاده نمود.

با اوهام و تخیل نمی توان کشورداری نمود.


شما اشاره نمیکنید که چرا از مجلس فقط نامی مانده بود مگر نه اینکه هیچ وطن پرستی حاضر نمیشد روی خوش به قراداد 1919 نشان بدهد ؟
حتی احمدشاه هم مخالفت کرد و در اینجا او از قزاق شما سرتر است!
مگر نه اینکه عملا انگلستان با کودتا مفاد قرارداد را غیر رسمی به اجرا گذاشت شما گمان نمیکنید حساسیت رضاشاه برای زیر یوغ آوردن مالیه چه بود ؟
اشاره نمی کنید که پیش از رضاشاه دیکسن بود که میخواست ارتش واحد تشکیل بدهد که البته وظیفه اش را رضا شاه انجام داد!
این که کجا چه میشد و چه جنایاتی میشد باعث افتخار است که در 1906 کشور ما مشروطه شده !
که بعد از پانزده سال دوباره به قهرقهرا برگرد و یک قزاق حکومت وحشت و اختناق را پایه گذاری کند که روی حاکمان قاجار را سفید کند!
آنها اگر خاک دادند برایش جنگ هم کردند ولی مثل پدران تاجدار شما آرارات و دشت ناامید و حق کشتیرانی در دجله و بحرین را پیشکش نکردند!

بهرحال شما راه خود را بروید بنده هم راه خودم را میروم قرار نیست من کسی را قانع کنم فقط نشان میدهم هستند کسانی که از جانیان اسطوره نمی سازند!
نقل قول  
هیرکان
Member
در ابتدای حرکت، مسئله اصلی، عدالتخانه و عدالتخواهی بود و به همین دلیل نهضت مشروطه را در ابتدا نهضت عدالتخانه می‌گفتند. با اوجگیری نهضت، به تدریج مسئله پارلمان و محدود کردن قدرت شاه مطرح شد.

کسروی در تاریخ مشروطه ایران می‌نویسد:

اگر راستی را خواهیم این علمای نجف و دو سید و کسان دیگر از علما که پافشاری در مشروطه‌خواهی می‌نمودند، معنی درست مشروطه و نتیجه رواج قانون‌های اروپایی را نمی‌دانستند، و از ناسازگاری بسیار آشکار که میانه مشروطه و کیش شیعه‌است آگاهی درست نمی‌داشتند، مردان غیرتمند از یکسو پریشانی ایران و ناتوانی دولت را دیده و چاره‌ای برای آن جز بودن مشروطه و مجلس نمی‌دیدند و با پافشاری بسیار به هواداری از آن می‌کوشیدند، و از یکسو خود در بند کیش بوده چشم‌پوشی از آن نمی‌توانستند. در میان این دو درمی‌ماندند.
نقل قول  
هیرکان
Member
دولت قوی که مدنظر مشروطه خواهان بود در پناه مجلس و قانون عملی میشد نه در پناه کودتا انگلستان و دست نشانده های آنها وگرنه لزومی نداشت از مظفرالدین شاه امضای مشروطه را بگیرند ! اگر پادشاه مقتدر می خواستند آنهمه جلو روس و محمدعلی شاه سینه سپر نمیکردند فرقش چه بود یکی به کمک روس صاحب جان و مال و ناموس ملت میخواست بشود دیگری با کمک انگلستان !

در بدو شروع تجمعات و تحسن مردم سخن از عدالتخانه و ایجاد امنیت و آسایش و دادگستری و قوه قضاییه در ایران بود و بحث مشروطیت را ناگاه از سوی افرادی که به احتمال زیاد با سفارت بریتانیا سمپاتی داشتند پیش کشیدند.

مردم ایران در آن روزگار نخست خواهان برپایی عدالتخانه و سامان مند نمودن اجرای قانون بودند که این خود نیازمند یک دولت مقتدر قوی بود.
نقل قول  
هیرکان
Member
شما عادت دارید تا یکی دست رو جنایات شاهان پهلوی می گذارد دیگر کشورها و دیگر حکومت ها را مثال بزنید ولی این باعث نمیشود رفیق شما تبرئه شود

شما گگمان دارید که دیگر کشور ها آرمانشهری می باشند که یک شبه بدل به مهد دموکراسی شده اند.

تا سال 1908 مجازات اعدام در سوئد و نروژ قانونی بود و در سال 1880 سر یک قاتل در سوئد با تبر به دستور قاضی قطع شد.

اما آیا اکنون در اسکاندیناوی مجازات اعدام بخشی از قانون جزایی می باشد؟

دلیل دگرگون شدن بافت جامعه است که گردانندگان کشور دیگر نیازی به تصویب و اجرای این دست قوانین می گیرند.

در اسفند ماه سال 1299 از مشروطیت تنها مجلسی مانده بود که محافظان پیرامون آن چندین ماه حقوق نگرفته بودند.

حتی در ژاپن که از دهه 1880 قانون اساسی و مشروطه و مجلس نمود پیدا نمود در سال هایی که پهلوی دوم بر سر قدرت بود در عمل دموکراسی در جامعه ژاپن کارایی چندانی نداشت و صاحبان صنایع و نظامیان گرداننده امور بودند.

در جامعه ایرانی که نزدیک به نود درصد بی سواد بودند چگونه می توان یک شبه اصول مشروطیت سوئد و نروژ را پیاده نمود.

با اوهام و تخیل نمی توان کشورداری نمود.
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
تاسیس راه آهن بیهوده مدرن میشود ؟

از سال 1860 برنامه احداث راه اهن در ایران که بنادر جنوب را به مرکز و شنال متصل نماید همواره مورد توجه بود ولی رقابت دو قدرت همسایه مانع از ایجاد آن شد.

از قضا کشیدن راه آهن شرق به غرب در راستای منافع بریتانیا بود تا هند را به مستعمرات جدید عربی فلسطین و عراق وصل نماید.

از سال 1500 میلادی و شروع کشتی رانی میان اروپا و آسیا ارزش راه های کاروان رو کمتر شده و در دوران صفوی مهم ترین مراکز بازرگانی بین المللی ایران بنادر جنوب بودند و به همین دلیل استیلای پرتقال در این نواحی صد سال به درازا کشید.

بله در شکنجه و قتل مدرن بود و دادن امتیاز به ارباب مدرن بود

یعنی در هیج دوره ای پیش و پس از پهلوی اول شکنجه نبود؟

یعنی ما اکنون می توانیم مستقل از جهان منابع انرژی خود را مدیریت و بهره برداری نماییم؟

چون بارها در اسناد انگلیس به " لزوم دولت مقتدر " اشاره شده!

خطر نفوذ روس ها باعث شده بود که بریتانیا به فکر ایرانی قوی باشد تا از درگیر شدن مستقیم با روس ها پیشگیری شود وگرنه در طول تاریخ دویست ساله بریتانیا همواره درپی تضعیف ایران بوده است.

یک دولت قوی از خواست های مشروطه خواهان و روشنفکران ایرانی بود و در آن برهه از زمان ایجاد یک حکومت قوی به نفع ایران بود.


بله در دستور کار بود و در قرارداد رویترز هم اشاره شده به این امر که باید از کجا به کجا کشیده شود اگرچه دیر شد ولی بالاخره دست نشانده آنها آن را عملی کرد!
دولت قوی که مدنظر مشروطه خواهان بود در پناه مجلس و قانون عملی میشد نه در پناه کودتا انگلستان و دست نشانده های آنها وگرنه لزومی نداشت از مظفرالدین شاه امضای مشروطه را بگیرند ! اگر پادشاه مقتدر می خواستند آنهمه جلو روس و محمدعلی شاه سینه سپر نمیکردند فرقش چه بود یکی به کمک روس صاحب جان و مال و ناموس ملت میخواست بشود دیگری با کمک انگلستان !
باز هم حرف همیشگی ولی انگار فراموش کردید رضاشاه با کمک انگلستان حکومت مشروطه را نابود کرد و جالب هست یکنفر کودتا می کند و مشروطه را از بین میبرد و همه را از دم تیغ می گذارند و زمینهای مردم را بالا میکشد و ثروت را غارت میکند بعد دوستدارانش میگویند خب همه جا اینگونه بود! عجب استدلال نابی است !
نقل قول  
هیرکان
Member
تاسیس راه آهن بیهوده مدرن میشود ؟

از سال 1860 برنامه احداث راه اهن در ایران که بنادر جنوب را به مرکز و شنال متصل نماید همواره مورد توجه بود ولی رقابت دو قدرت همسایه مانع از ایجاد آن شد.

از قضا کشیدن راه آهن شرق به غرب در راستای منافع بریتانیا بود تا هند را به مستعمرات جدید عربی فلسطین و عراق وصل نماید.

از سال 1500 میلادی و شروع کشتی رانی میان اروپا و آسیا ارزش راه های کاروان رو کمتر شده و در دوران صفوی مهم ترین مراکز بازرگانی بین المللی ایران بنادر جنوب بودند و به همین دلیل استیلای پرتقال در این نواحی صد سال به درازا کشید.

بله در شکنجه و قتل مدرن بود و دادن امتیاز به ارباب مدرن بود


یعنی در هیج دوره ای پیش و پس از پهلوی اول شکنجه نبود؟

یعنی ما اکنون می توانیم مستقل از جهان منابع انرژی خود را مدیریت و بهره برداری نماییم؟

چون بارها در اسناد انگلیس به " لزوم دولت مقتدر " اشاره شده!

خطر نفوذ روس ها باعث شده بود که بریتانیا به فکر ایرانی قوی باشد تا از درگیر شدن مستقیم با روس ها پیشگیری شود وگرنه در طول تاریخ دویست ساله بریتانیا همواره درپی تضعیف ایران بوده است.

یک دولت قوی از خواست های مشروطه خواهان و روشنفکران ایرانی بود و در آن برهه از زمان ایجاد یک حکومت قوی به نفع ایران بود.
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
هدایت شیر گاز را باز کرد و خودش تنفس کرد ولی هوای درون آمپول احمدی را که وارد بدن دیگران نکرد!!

همه کشور ها تصفیه حساب های سیاسی داشته اند. آیا قاتل و عاملان قتل اولاف پالمه نخست وزیر سوئد پیدا شدند؟

آیا صادق هدایت در جامعه امروز ایران امکان زندگی را داشت؟


شما عادت دارید تا یکی دست رو جنایات شاهان پهلوی می گذارد دیگر کشورها و دیگر حکومت ها را مثال بزنید ولی این باعث نمیشود رفیق شما تبرئه شود باعث میشود آنها هم جنایاتکار معرفی بشوند پس اگر جمهوری اسلامی ظلمی می کند طبیعی است چون سوریه ظالم است چون اسرائیل ظالم است! پس حق ندارید خرده بگیرید!
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
بعد هم مگر که از او خواسته بود خدمت کند

رضاشاه قهرمان انقلاب مشروطه است، گفت‌و‌گوی مسعود لقمان با ماشاالله آجودانی

رضاشاه دو خواست مهم مشروطیّت ایران، یعنی ایجاد حکومت مقتدر مرکزی و مدرن ساختن جامعه سنّتی عقب مانده را با همه تناقضاتی که در مدرنیسم و تجدّد ایرانی وجود داشت در برنامه کار خود قرار داد و در ظرف ۲۰ سال چهره جامعه ایران را دگرگون ساخت


خواست دولت انگلستان منظورتان است ! چون بارها در اسناد انگلیس به " لزوم دولت مقتدر " اشاره شده!

کدام مدرنیته ؟! مگر کشور با کشف حجاب زوری و تاسیس راه آهن بیهوده مدرن میشود ؟
کدام دولت مدرنی پول نفتش سراسر به جیب شاه سرازیر میشود؟
کدام دولت مدرن عملا بصورت نیمه مستعره به حیات ادامه میدهد؟
کدام دولت مدرن روزنامه نگار و نماینده مجلس و شاعر و نویسنده و غیره شکنجه و به قتل میرساند؟
بله در شکنجه و قتل مدرن بود و دادن امتیاز به ارباب مدرن بود
نقل قول  
هیرکان
Member
هدایت شیر گاز را باز کرد و خودش تنفس کرد ولی هوای درون آمپول احمدی را که وارد بدن دیگران نکرد!!

همه کشور ها تصفیه حساب های سیاسی داشته اند. آیا قاتل و عاملان قتل اولاف پالمه نخست وزیر سوئد پیدا شدند؟

آیا صادق هدایت در جامعه امروز ایران امکان زندگی را داشت؟

نقل قول  
هیرکان
Member
بعد هم مگر که از او خواسته بود خدمت کند

رضاشاه قهرمان انقلاب مشروطه است، گفت‌و‌گوی مسعود لقمان با ماشاالله آجودانی

رضاشاه دو خواست مهم مشروطیّت ایران، یعنی ایجاد حکومت مقتدر مرکزی و مدرن ساختن جامعه سنّتی عقب مانده را با همه تناقضاتی که در مدرنیسم و تجدّد ایرانی وجود داشت در برنامه کار خود قرار داد و در ظرف ۲۰ سال چهره جامعه ایران را دگرگون ساخت

نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
صادق هدایت هرچند نویسنده ای توانا بود و روشنگری های وی از جامعه تا به امروز قابل نقد می باشد اما وفق پذیر با شرایط جامعه ایران آن دهه ها نبود و به همین دلیل سرنوشت این نویسنده توانا با باز نمودن شیر گاز در آپارتمانی در پاریس به پایان رسید.

اما پهلوی اول با تمام کاستی های خودع فرزند زمانه بود و ریشه بسیاری از دشواری ها را درک می کرد و در بیشتر موارد خود و مشاوران و دیوان سالارنش آنگونه زیربنایی بنا نهادند که هنوز هم ارکان کشور بر ان استوار می باشد.



هدایت شیر گاز را باز کرد و خودش تنفس کرد ولی هوای درون آمپول احمدی را که وارد بدن دیگران نکرد!!
نقل قول  
نقل قول از دبیرزاده:
جناب جابر شاه
اصولا بهتر است تا از هیچ شخصیتی" بت" سازی نکرد ، هر کسی عیبها و خوبی هایی هم داشته و دارد،
انتقاد درست اما شما کاشکی راه حل کاربردی و سازنده نشان بدهید
از غرغر کردن و به این آسانی حکم دادن که کاری درست نمیشود
هنگامیکه شما با خشم و کینه حکم اعدام شاه و دیگران را در دیدگاهتان به این آسانی صادر میکنید باید آگاه باشید که مبادا شما هم دستکمی از آنها ندارید، مشکل جامعه ما تنها در سران کشور نیست بلکه در رفتار و منش تک تک مردم است که بی آتکه خود آگاه باشند جدای از جهتگیری و طرف سیاسیشان، در برخوردشان با هر چه که خوششان نیاید یکسانند ، اما چون شما شیفته صادق هدایت اید بیاییم ( بروش فلسفی کانت)بررسی کنیم
آیا اگر همه مردم همانند آقای هدایت (که شما بسیار از او یاد میکنید )زندگی میکردند ، جهان بهتری میداشتیم یا بدتر ؟
زمان آقای هدایت که بیشتر مردم در فقر بسر میبردند و سفر مشهد هم برایشان دشوار بود ، همین آقای رمان نویس که از زمین و زمان انتقاد میکرد هر گاه که افسرده میشد میرفت به بلژیک و فرانسه مهد دمکراسی ، خوب پس چرا در همان دیار دمکراسی که آرزویش را داشت نیز بهش نساخت ؟ شاید درد او از درون خود او بود؟
کشاورز و کارگرطبقه متوسط ایرانی برایش راه آهن و امنیت و دانشگاه و بهداشت و راه سازی ، مهمتر از آدم(پسر پولدار و مرفه و تنبلی) است ، که وقتش را به رمان نویسی و انتقاد کردن میگذراند.
من سلطنت طلب نیستم ولی اگر رضا شاه عیبهایی داشت هزاران کار ارزنده نیز کرد ، در حالیکه آدمهایی همچون هدایت بود و نبودش برای مردم ایران و جهان یکی است.



اصولا صادق هدایت بارها اشاره کرده و طعنه زده به کسانی که به خارج از کشور سفر میکنند و طعنه میزند که لابد آزادی اینجا را فراهم کرده اند حالا رفته اند آزادی آنجا را تامین کنند!
نمیدانم منظورتان از پسر پولدار کیست؟ شاید ولیعهد را می گویید چون هدایت موقع مرگش پولی که از او ماند کفاف دفن و کفنش را هم نداد! و در تمام نامه های او بی پولی او هویدا است و زمانی که امثال علی دشتی بعنوان سانسور چی و دیگران حقوق های بالا میگرفتند هدایت بر سر همین کمی حقوق بارها کارش را تغییر داد!
و تنبل هم باز منظورتان ولیعهد است که در سوییس با پول ملت به خوشگذرانی مشغول بود وگرنه سفر اول هدایت به پاریس برای ادامه تحصیل بود که باز هم همین بی پولی و موارد دیگر باعث انصراف و بازگشتش شد سفرش به هند برای یادگیری زبان پهلوی بود چون این پسرک تنبل نه تنها زبان فرانسه را بهتر از فرانسوی ها صحبت میکرد بلکه به انگلیسی و روسی هم کمی آشنا بود و برای تکمیل تنبلی زبان پهلوی را نیز آموخت و چند اثری ترجمه کرد !
بله اگر همه مثل او میزیستند چه گلستانی بود ایران و اگر هم منظور خودکشی اوست باید دید چه کسی مسئول خودکشی امثال هدایت هاست !

یک قاتل اگر هزار کار ارزنده هم بکند باز قاتل است بعد هم مگر که از او خواسته بود خدمت کند من هزاربار گفته ام بر فرض که بپذیریم رضاشاه خدمت کرد ( که البته برای اربابش کرد ) این خود نمایانگر استبداد است چون در حکومت مشروطه مجلس خدمت میکند نه شاه!
برای شما سنگهایی که روی زمین بالا رفته مهم است برای بنده سنگ قبر آزادی خواهان و روشنفکران!
نقل قول  
هیرکان
Member
صادق هدایت هرچند نویسنده ای توانا بود و روشنگری های وی از جامعه تا به امروز قابل نقد می باشد اما وفق پذیر با شرایط جامعه ایران آن دهه ها نبود و به همین دلیل سرنوشت این نویسنده توانا با باز نمودن شیر گاز در آپارتمانی در پاریس به پایان رسید.

اما پهلوی اول با تمام کاستی های خودع فرزند زمانه بود و ریشه بسیاری از دشواری ها را درک می کرد و در بیشتر موارد خود و مشاوران و دیوان سالارنش آنگونه زیربنایی بنا نهادند که هنوز هم ارکان کشور بر ان استوار می باشد.

نقل قول  
جناب جابر شاه
اصولا بهتر است تا از هیچ شخصیتی" بت" سازی نکرد ، هر کسی عیبها و خوبی هایی هم داشته و دارد،
انتقاد درست اما شما کاشکی راه حل کاربردی و سازنده نشان بدهید
از غرغر کردن و به این آسانی حکم دادن که کاری درست نمیشود
هنگامیکه شما با خشم و کینه حکم اعدام شاه و دیگران را در دیدگاهتان به این آسانی صادر میکنید باید آگاه باشید که مبادا شما هم دستکمی از آنها ندارید، مشکل جامعه ما تنها در سران کشور نیست بلکه در رفتار و منش تک تک مردم است که بی آتکه خود آگاه باشند جدای از جهتگیری و طرف سیاسیشان، در برخوردشان با هر چه که خوششان نیاید یکسانند ، اما چون شما شیفته صادق هدایت اید بیاییم ( بروش فلسفی کانت)بررسی کنیم
آیا اگر همه مردم همانند آقای هدایت (که شما بسیار از او یاد میکنید )زندگی میکردند ، جهان بهتری میداشتیم یا بدتر ؟
زمان آقای هدایت که بیشتر مردم در فقر بسر میبردند و سفر مشهد هم برایشان دشوار بود ، همین آقای رمان نویس که از زمین و زمان انتقاد میکرد هر گاه که افسرده میشد میرفت به بلژیک و فرانسه مهد دمکراسی ، خوب پس چرا در همان دیار دمکراسی که آرزویش را داشت نیز بهش نساخت ؟ شاید درد او از درون خود او بود؟
کشاورز و کارگرطبقه متوسط ایرانی برایش راه آهن و امنیت و دانشگاه و بهداشت و راه سازی ، مهمتر از آدم(پسر پولدار و مرفه و تنبلی) است ، که وقتش را به رمان نویسی و انتقاد کردن میگذراند.
من سلطنت طلب نیستم ولی اگر رضا شاه عیبهایی داشت هزاران کار ارزنده نیز کرد ، در حالیکه آدمهایی همچون هدایت بود و نبودش برای مردم ایران و جهان یکی است.
نقل قول  
مگر مسئول وضع کنونی ننه حسنه؟
نتیجه مستقیم کار اونه که ما را به این روز نشاند!
اشتباه نکنید اگر رضا خان بود از آنهای دیگر بدتر می کرد.
مگر همینها که حالا سر کارند پادوی او نبودند؟
چرا راه دور میرید؟
استادهای او اینجا هستند، خودش هم آلت بود، مسخره بود.
یک مرتیکه حمال بود که خودش را فروخته بود.
بار خودش را تا آخرین دقیقه بست، شام سی شبش را هم کنار گذاشت، به ریش ملت خندید و با آن رسوائی دک شد.
حالا هرکدام از تخم و ترکه اش می توانند تا صد پشت دیگر با پول این ملت گدا گشنه توی هفت اقلیم معلق وارو بزنند.
آنوقت اینجور اقتضا می کرد.
اگر خود رضا شاه هم اینجا بود، حالا از طرفداران هفت خط دموکراسی می شد و به بدبختی ملت سیل خون گریه می کرد،
او بود که راه دزدی را به مردم یاد داد.

حاجی آقا
صادق هدایت
نقل قول  
نگارستانی
Pro Member
آلاشت نام محلی در شمال و موطن رضا شاه بوده است.
نقل قول  
peakvenus
Member
[center]از نویسنده ممنون...[/center]
نقل قول  
ahojat
Member
با سلام وسپاس لطفا کتاب ها را کامل اپلود کنید .
نقل قول  
edrishoseini
Member
کتاب خوبی به نظر می رسه (با توجه به همین 36 صفحه) ولی حیف که ناقص هست.
نقل قول  
hosseinrahimi
Member
کتاب ناقص است لطفا بررسی کنید
نقل قول  
taherian52
Member
افسوس که کتاب ناقص است .قابل توجه مدیر سایت از گذاشتن کتابهای ناقص و نصفه نیمه خودداری کتید و لطفا در مورد ناقصی این کتاب توضضیح دهید؟؟؟؟؟؟؟؟
نقل قول  
sheyda93
Member
کامل نیست کتاب من تا صفحه 27 دریافت کردم
نقل قول  
flowerbox
Member
اگر میشه لطفا کتاب رو بطور کامل اپلود کنید
نقل قول  
farshid_ett
Publisher

کتابش کامل نیست. تو فهرستش حدود 200 صفحه نوشته شده ولی تا صفحه 50 داره
نقل قول  
amu_reza
Member
متاسفانه ناقص است.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You