رسته‌ها

قیام در راه سلطنت، ۹ اسفند ۱۳۳۱ - ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

قیام در راه سلطنت، ۹ اسفند ۱۳۳۱ - ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
امتیاز دهید
5 / 2.9
با 17 رای
امتیاز دهید
5 / 2.9
با 17 رای
مقدمه کتاب:
این دفترچه مجموعه خاطراتی است از مبارزات و فداکاریها و جانبازیها و گذشتها و محرومیت ها و ناکامیها و سرانجام پیروزیهای مردان با ایمانی که شور وطن خواهی و احساسات ایراندوستی، انگیزه ایشان بود. در هر کار خطیری وقتی عشق و شور و ایمان بود، حصول موفقیت قطعی است. از نهم اسفند تا 28 مرداد، مردانی در راه حفظ رژیم سلطنت مشروطه و قانون اساسی که خونبهای پیشوایان صدر مشروطیت است، جان خود را وثیقه قرار دادند. این مجموعه خاطرات که به صورت سلسله مقالاتی در روزنامه آتش منتشر شد، اکنون با تجدید نظر کامل بیاد پایان اولین سال بازگشت شاهنشاه و قیام مردانه 28 مرداد به صورت کتابی منتشر و به پیشگاه مبارک شاهنشاه بزرگ ایران تقدیم می گردد.
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
شازده
آپلود شده توسط: شازده
۱۴۰۰/۰۲/۱۳
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
170
فرمت:
PDF
درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی قیام در راه سلطنت، ۹ اسفند ۱۳۳۱ - ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

تعداد دیدگاه‌ها:
36
روز به روز چهره از نقاب واژگان پوچی و تحریفی چون نهضت ملی، نهضت ملی شدن نفت، امثال دکـــتر مصدق و دیگر شورشیان پنجاه و هفت حامی خمینی می افتد. افراد و جناح هایی که موضع گیری آنان در موضوعات مختلف مشخص است و امروز ژست طلبکار را می گیرند. میراث مشروطه خواهی با توده ای ها و چپی های بی وطن و اسلامیست های دنبال شریعت صحرای حجاز آسیب دید. اما همچنان در قلب ها زنده است. به امید برپایی یک نظام ملی و ایرانی در ایران. پاینده ایران
نام کتاب « قیام در راه سلطنت » است و « سلطنت » یعنی نفی مشروطه . در واقع میراث انقلاب مشروطه گام به گام از بین رفت . نقطه اوج حقوقی آن دادن حق انحلال مجلس قانون گذاری به شخص شاه و نقطه اوج عملی آن حذف نخست وزیر معتقد به مشروطه ( محمد مصدق ) بود . بعد از آن دیگر مشروطه خواهی شعاری بی پشتوانه بود و نزاع و کشاکش جناح های ضد مشروطه حاکم زمینه ظهور یافت : کشاکش لشکری و کشوری ( مثلاً در زمینه نحوه تخصیص درآمد نفتی < نحوه اداره دانشگاه ) ، کشاکش زمینداران و صاحب امتیازان دیوانی و صنعتی و تجاری ، و کشاکش بین حوزه های فرهنگی سنتی و نوساخته متظاهر به « مدرن » . با اصلاحات ارضی پایه دیرینه و سنتی سلطنت ( زمینداری و حوزه فرهنگی سنتی ) تضعیف شدند و با تشکیل حزب رستاخیز ، کشوری در مقابل لشکری تقویت شد . این کشاکش سیستم را از درون پوک و شکننده کرد و با بیماری رأس هرم ( در نظام متکی به فرد ) و با تبلور ناگزیر مسائل برهم انباشته جامعه رو به پیچیدگی بیشتر ( افزایش جمعیت شهرنشین و ... ) ، سیستم وارفت و فروریخت .
Ariarman گرامی: شب های تیره جمهوری اسلامی به نفس های آخرش نزدیک شده فعلا جمهوری اسلامی با ارتش سرکوب گر داخلی و حامیان خارجی اش چند صباحی در حال احیای تنفس مصنوعی است، آنان دو ماموریت ننگین دارند اول اینکه تا جای ممکن تلاش میکنند با عطر زدن به کثافت کاری های ضحاک زمانه و دسته بندی کردن جنایات رژیم با تحریف کلمات قباحت جمهوری اسلامی را توجیه و موجه یا عادی جلوه دهند، تا عمر رژیم ضحاک چند صباحی بیشتر شود و زمان بخرند و ماموریت دوم آنان این است بعد از جمهوری اسلامی ، جمهوری دیکتاتوری و متزلزل دیگری همچون افغانستان و سوریه و کوبا و ونزوئلا در آشی با صدمن روغن برای ما درست کنند. از ایران ما زمین سوخته بجا گذاشته اند، ارتجاع سرخ و سیاه که در نظام پیشین با تروریست پروری، دروغ و ریا باعث شورشی ننگین با ثمرات پلید شدند امروز از برپایی رژیمی ملی که متعلق به همه ایرانیان باشد وحشت دارند آنان می ترسند یکپارچگی ایران حفظ شود، وحشت دارند ایدلوژی اسلامی یا چپی آنان در آینده موفق به تشکیل یک رژیم استبدادی دیگر نشود ، آنان از اتحاد ایران با دیگر کشورها بر اساس منافع ملی می ترسند، آنان از آزادی فردی انسان ها و قدرت حق انتخاب شهروندان می ترسند، آنان می ترسند که نتوانند دسترنج ایرانیان را در آینده غارت کنند، آنان می ترسند که نتوانند ثروت ملی و دارایی های یک کشور را خرج ایدولوژی خویش کنند. آنان از میراث انقلاب مشروطه ایران می ترسند و همواره در جهت نابودی آن گام بر میدارند. پیشنهاد من به میهن دوستان و مبارزین راه آزادی این است که بی اعتنا به گروهک هایی که سابقه خیانتکارانه آنان مشخص هست درجهت آزادی و افشاگری بکوشیم. غم مخور پایان شب سیاه سفید است، خوشبختانه بخش قابل توجه ای از ایرانیان به بیداری نسبی رسیده اند و فارغ از تحریف کلمات گروهک های ارتجاع سرخ و سیاه واقعیت ها را دیدند و از اعمال این جنایتکاران پشت واژگان زیبا باخبر شدند. و این امید پیروزی ایرانیان است. پاینده ایران
جناب سلطنت طلب، به جای این برچسب زدن ها - مانند حاکمان امروزی - اندیشه ای به حال این روحیۀ بی پژوهشی خودتان بکنید. در علم منطق گفته می شود «اثبات الشیء لاینفی ما عداه»، مخالفت با ستم های شاۀ شما (به گفتۀ خودش: https://www.youtube.com/watch?v=T5al9kHvmOU) به معنی هواداری از ستم های حاکمان امروزی نیست! ایشان چه می گوید: «بفرمایید ببینم علم کی و کجا چنین حرفی زده است؟». این گفته از دو کنونه بیرون نیست: یک: پیام جناب گندالف خاکستری را نخوانده. دو: خوانده، اما نمی خواهد بپذیرد. عکسِ گفتۀ نخست: (https://s19.picofile.com/file/8438846642/خاطرات_علم،_جلد_هفتم،_ص_۱۵۴_.jpg) عکسِ گفتۀ دوم: (https://s18.picofile.com/file/8438847234/خاطرات_علم،_جلد_پنجم،_ص_۴4۹_۲۳_بهمن_۱۳۵۴.jpg) تنها شمارۀ ۴۳۹ باید ۴۴۹ نوشته می شد، اما با نشانی «پنج شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۵۴» به آسانی این گفته در نبیگ یادداشت های عَلَم یافت می شود. به جای این برچسب زدن ها، شاه خودتان را لعنت کنید که به جای کُشتن مردم بی گناه و ناخرسند از حکومتِ وی، سر مارها را نبُرید و اسباب به روی کار آمدن اینان را فراهم آورد.
شاه: علیه دکتر مصدق کودتا خواهیم کرد، اما الان زود است. «به عرض رساندم، خاطر مبارک هست وقتی[محمد] مصدق آن اندازه ما را در زحمت گذاشته بود، روز چهارم آبان برف می آمد، در رکاب مبارک با چه حالی سعدآباد برگشتیم. آن جا هم آتش نبود. من عرض می کردم کودتا بفرمایید، همان کاری که ۹ ماه بعد شد. فرمودید، هنوز زود است. تمام در خاطر داشتند»(خاطرات علم، جلد هفتم، ص ۱۵۴. ۱۱ آبان ۱۳۴۶). عَلَم: سرلشکر زاهدی با فرمان شاهنشاه و با کمک سازمان سیا علیه مصدق کودتا کرد. «[کرمیت] روزولت کسی است که در زمان کودتای [سرلشکر] زاهدی علیه مصدق بنا به فرمان شاهنشاه، مأمور سیا در ایران شده بود و خیلی به این مسئله کمک کرد.»(خاطرات علم، جلد پنجم، صص ۴۴۰- ۴۳۹. ۲۳ بهمن ۱۳۵۴). نکته جالب این که خود علم از روز ۲۸ مرداد در خاطراتش به عنوان روز مرگ مشروطه نام میبرد. با تشکر از سپربلوط
چند نکته، نه سلطنت نه جمهوری در هیچ کشوری شبیه هم نبوده و نیست هر کشوری تاریخ و سنت های خودش را دارد، هیچگاه سلطنت ژاپن و ایران و اسپانیا و هلند و سوئد و برینانیا شبیه هم نبوده اند البته در نظام مشروطه اشتراکاتی داشتند هرچند سنت های متفاوتی دارند، جنبش مشروطه ایران نه جنبشی استعماری و از آن بیگانه بلکه متعلق به ملت ایران بود و ملت ایران یکی از پیشگامان در آسیا بودن و ادامه راه مشروطه خواهان همان مسیر است ، بخش زیادی از ملت ایران مسلمان هستند و مشروطه خواهان تصمیم ندارد مذهب را استالین وار در ایران سرکوب کنند ، همانطور که پیشتر عرض شد جمعیت بشر از چند میلیون نفر به هفت میلیارد نفر رسیده است که نشان از افزایش امید به زندگی جهانیان به دلیل سرمایه دارد البته که در برخی کشورهای نابسامان فقر نیز وجود دارد نسخه ایده آل و آرمان شهری وجود ندارد جز در کارخانه های موش آزمایشگاهی که دانشمندان چپ برای جوامع می پیچند و البته اقتصاد آزاد دلیل گرسنگی محرومان نیست اقتصاد آزاد توانسته سطح زندگی را بهبود دهد. اینکه رژیم فعلی وقتی احساس خطر می کند از ناسیونالیسم ایرانی استفاده می کند ( درحالی که طبق قانون اساسی آن و ماهیت رژیم ایران گرایی ممنوع و کفر است) و با این کار بیشتر ایران دوستان را نابود میکند مشکل از میهن دوستی نیست بلکه مشکل مسیری است که رژیم های ضدملی طی میکند با اهداف غیرملی و ایدولوژیک اینکه میگویم شما با اصل ایران مشکل دارید به این دلایل است اگر اوایل انقلاب می توانستید حتی نام ایران هم عوض می کردید تا به باور شما نشانه ای از فاشیسم نباشد ، البته در تغییر پرچم و تحقیر سنت ها موفقیت های نسبی بدست آوردید، گروه های دیگر چپ غیر از حزب توده خود عذر بدتر از گناه است، بسیاری از آنان در ترو و تندروی و خشونت بدتر از اسلام گراها و حزب توده بودند. البته من به عنوان یک محافظه کار ایرانی آنرا فتنه 57 می دانم و البته رژیم جمهوری اسلامی نیز همچنان شرایط انقلابی دارد علت خودسوزی کارگر قزوینی اقتصاد نابسمان و رانتی و شبهه سوسیالیستی بود ، مشکل کارگران هفت تپه که در کارخانه ای با بدهی سرسام آور و تولید ضعیف به سر می برند این نیست که شاغلین در بخش آزاد دوست ندارند به زور درصد مهمی از سود خویش را صرف کارخانه ای بی بازده کنند که قدرت رقابت ندارد و مدیران آن وابسته به رژیم و مفسد تشریف دارند، شما که راضی به خودسوزی شاغلی در بخش آزاد که با مالیات زورگویانه و بیرحمانه اموالش غارت می شود نیستید؟! مدتی هفت تپه با هزینه هایی که به صرف مردم نبود پیش می رفت و به جایی نرسید، ما دنبال بومی کردن دموکراسی در ایران هستیم و نسخه و تاریخ خویش را داریم و برا اساس آن عمل کنیم، فحاشی برخی نیز به شخصی که قشر قابل توجه ای از ایرانیان دوست دارند صرفا پادشاه سمبولیک باشد نشان دهنده میزان ادب و حب و بغض آنان است که میزان خرد آنان را آشکار می کند و نشان دهنده مغزکل بودن آنان نیست، اینکه همه پادشاهی مشروطه دنیا را کپی و استعماری می دانند نیز بخشی از فانتزی های آنان است بد نیست نگاهی به جمهوری های منطقه مانند افغانستان بعد از پادشاهی و ترکمنستان و ارمنتسان و آذربایجان و ترکیه و عراق و سوریه و پاکستان کنیم، شرمنده امثال مشروطه خواهان دنبال یک جمهوری استعماری دیگر که معلوم نیست چه جور دیکتاتوری ای شود و احتمالا کپی ای از کشورهای دیگر است نیستیم آن هم جمهوری ای که عمدتا توسط اشخاص بدنام که دستشان به خون آغشته است تبلیغ می شود.
خب، روند بحث روشن است. 2 ادعا کردید، 2 پرسش برای آن‌ها طرح شد و شما بجای پاسخ سنجیده و مستند به آن‌ها، کل تاریخ چپ از استالین تا اسماعیل بخشی!! را بازنویسی کردید. که کاملاً بیـجاست، زیرا در اینجا هیچکس از موضع چپ برای ایرانِ آینده نسخه‌پیچی نکرده است. کسی در اینجا با الگو قرار دادن «مدل شوروی» یا «مدل ونزوئلا» یا «مدل دولت رفاه» یا غیره صلاح مملکت را تعیین نکرده است. اگر چنین کسی در اینجا پیدا شود، اولین اعتراض جدی به خیالبافی‌اش از سوی خود من خواهد بود. زیرا این نسخه‌پیچی‌ها دقیقاً مثل نسخه‌پیچی‌های خودتان برای «شــاهنشــاه سمبــولیــک همــایونی» هیچ مبنایی جز خیال و فانتزی ندارند. وانـگهی، ادعا کردید که سلطنت پهلوی با خواست جنبش مشروطه ایران و به‌صورت «قانونی»! تشکیل شد. که دروغ محض است. هر کتاب علمی و مستند کذب این ادعا را نشان می‌دهد. دیگر در آن دوران بزرگ‌تر از ملک‌الشعرا بهار که نداریم. همچنین ادعا کردید که «فرم»‌های مختلفی برای «مشروطیت» وجود دارد و از «هلند و ژاپن» نمونه آوردید. از شما پرسیدم تاریخ شکل‌گیری و تکامل مونارشی هلند و ژاپن چه فصل مشترکی با تاریخ پهلوی و اعمال و ایده‌های سلطنت‌طلبان کنونی دارد؟ فرم‌هایی که در هلند شکل گرفت محصول اراده‌ها و ایده‌های معین تاریخی و حداقل یک جنگ استقلال‌طلبانه 80 ساله است. کمترین شباهتی میان این روند تاریخی و هستی تاریخی دربـــار پـــهـــلوی وجود ندارد. دربــاری که در تمام بحران‌ها و فراز و فرودهای اجتماعی-سیاسی بجای تکیه بر تــوان همــبستـــگی داخــلی، بر زور و قدرت اقتصادی-سیاسی و تجاوز و کــودتـــای نیـروهای خارجی تکیه کرد. رویکرد سلطنت‌طلبان کنونی نیز به سیاست‌ها، تحریم‌ها و جنگ‌افروزی‌های آمریکا و اسراییل اظهر من الشمس است. چنین است که می‌گویم علیرغم جنگ و دعوای لفظی‌ای که با چپ و «انترناسیونالیسم» دارید، شباهت‌‌های سیاسی شما و چپ‌ها ملموس هستند. دو طرف یک سکه! در کامنت‌های مختلف ادعا داشته‌اید که «پادشــاه» مطلوب مشروطه‌طلبان «صـــرفــاً یک شــخـــص ســـمبــولیک اسـت». این حرف صــرفاً و صــرفاً محصول یک کپـی‌برداری کــودکانه از تحولاتی است که پس از جنگ جهانی دوم برای نظام‌های سلطنتی اروپا اتفاق افتاد. تاکــید می‌کنم که صرفاً کپی‌کاری‌ست، حتی بدون شناخت خصــلت تاریخـی آن تحولات ملی-بین‌المللی که پس از جنگ دوم پدیدار شد. دقیقاً مثل کپی‌برداری مبتذل‌ترین چپ‌ها از شوروی و دولـت‌های رفــاه اروپایی. بگذریم از این واقعیت که شازده‌رضای پهلوی ابله و تمام سلطنت‌طلبان کاملاً همسو با «نـظـم جهـانی» آمریکا حرکت می‌کنند و شخـص همسو با این نظم هرگز نمی‌توان شخــصـی «سمبولیک» باشد!!! تاریخ آمریکای جنوبی یک دوجین از این شخصیت‌های سمبولیک دارد!!! اما مساله اساسی این است که تمامی پادشاهی‌های «سمبولیک» مد نظر شما، حداقـل محصول یکصد سال تحول الگوی استعماری هستند. در انگلستان، هلند، بلژیک، ژاپن و ... زمانی دستگاه سلطنتی تمام امور استعماری را برعهده داشت، رفته رفته با شکل‌گیری شرکت‌های چندملیتی این وظایف از دستگاه سلطنت گرفته شد و بر عهده نهادهای مدنی و دولتی قرار گرفت. خلاصه «سلطنت سمبولیک» به‌پشتوانه نهادهای مشخصی شکل گرفت که هیچ ربطی به تاریخ ایران و خاورمیانه ندارند، غیر از ربط استعماری!!! کمی مطالعه‌ی تاریخ ضرر ندارد. در آخر، سخن گفتن از کسانی چون اسماعیل بخشی بیشتر شبیه تف سربالاست. افراد را با اعمال‌شان قضاوت می‌کنند، و اعمال این‌ها شباهت زیادی به سلطنت‌طلبان دارد. یک چشمه‌اش را خودتان گفتید.
شبکه فخیمه من و تو و دیگر رفقا در ایران اینترنشنال و آیت الله بی بی سی دیروز یقه درانی برای اسماعیل بخشی می کردن شخص به اصطلاح کارگر که بی وقفه با گوشی آیفون در کلاب هاوس تبلیغ کمونیسم می کند و ارزش های ملی را تمسخر می کند و شروع به مظلوم نمایی میکند کارخانه هفت تپه را با دولتی شدن آزاد خطاب می کند!! این شخص توسط رسانه های استعماری در غرب به روش های قدیمی و شناخته شده و البته کارآمد تبدیل به یک برند می شود درحالی که صدها ایرانی در وضعیت خوفناکی در ایران تحت شدیترین سرکوب ها هستند، کارخانه نیشکر هفت تپه در دوره پهلوی که شما از آن نفرت دارید بسیار موفق بود و کارگران خوشبختی داشت اما بعد از انقلاب با مصادره که انقلابیون چپ و مذهبی برای آن سوت و کف می زدید تبدیل به کارخانه بدون بازده و ورشکسته شد که کارگران بسیار زیادی را بیش از تولید کارخانه استخدام کرد امروز چند هزار کارگر کارخانه هفت تپه حقوق دولتی خواهند گرفت درصورتی که این کارخانه هیچ بازدهی ای ندارد حقوق این افراد از کجا تامین می شود؟ مشخص است مالیاتی که از امثال من با درآمد ناچیز گرفته می شود حقوق آنان می شود شوروی نیز به همین سرنوشت دچار شد. اقتصاد ایران هیچگاه در جمهوری اسلامی اقتصاد آزادی نبوده است در دوره رفسنجانی نیز هرچه بود همان اقتصاد دولتی بود که عامیانه به آن خصولتی و رانتی می گویند. نازیسم و مارکسیسم و کمونیزم همگی برادر هم هستند دارای سیستم دیکتاتوری و تک حزبی و دخالت مستقیم دولت در اقتصاد و ایجاد ارزش های تحمیلی و مصنوعی به جامعه و نابود کردن اقتصاد آزاد همگی با هم برادر هستند و دعوای نازیسم و کمونیسم را می شود مانند دعوای سنی و شیعه دید و طنز مضحک آنجاست که ارتجاع سرخ و سیاه نیز با هم اشتراکات فراوانی دارند ایران بالغ بر چهارمیلیون کارمند دولت دارد درحالی که ژاپن با جمعیت 127 میلیونی حدود 300 هزار کارمند دولت دارد در هر دو ایدولوژی ارتجاع سرخ و سیاه: هر دو غرب ستیز هستند، هر دو مخالف اقتصاد آزاد هستند، هر دو مخالف آزادی احزاب هستند، هر دو مخالف حقوق فردی هستند، هر دو در سرکوب دگراندیشان و حذف فیزیکی مخالفین ید طولانی دارند و هر دو ذوب در ایدولوژی هستند کشورهایی سلطنتی مانند سوئد برخلاق تبلیغات بیشتر به اقتصاد آزاد تمایل دارند و طبیعتا می توانند رفاه زیادی را برای کارگران خویش فراهم آوردند که شبیه آن در پیش از شورش پنجاه و هفت بسیاری از کارخانه های ایرانی برای کارگران خود رفاه فراهم می آوردند بهتر است بجای مصادره به مطلوب دستاورد های کشور های آزاد تحت عنوان سوسیالیسم واقعیت های اقتصادی را درک کنیم. حزب توده را با عملکرد و موضع گیری های وی می سنجیم نه موضوعات موردی که شما عنوان می کنید ، ترور آمریکایی ها در ایران، خواست انحلال ارتش، دست داشتن در اعدام های گسترده ایرانیان در اوایل انقلاب ، حمایت از ارتش شوروی، حمایت از هر حرکت تروریستی در ایران قبل از انقلاب، خط گرفتن مستقیم از شوروی و همکاری کامل با خمینی همگی از اعمال اصلی گروه های چپ است که با چند مثال موردی شست و شو نمی شود و عقاید ناسیونالیستی مقصر نمی شود. ایران دوره مشروطه نقص هایی داشت اگر چپ ها با حزب رستاخیز مشکل داشتید چرا بعد از انقلاب کل نظام مشروطه را نابود کردند و هرکس را که می خواست مشروطه خواه باشد را تحت عنوان ضد انقلاب و طاغوتی تحویل خلخالی دادند؟ مگر در آمریکا مخالفین ترامپ کل سیستم جمهوری را بعد از ترامپ نابود کردند؟ بگذریم که در دیکتاتوری دوره قبل اغراق زیاد می شود امثال چپ ها در همه دستگاه های دولتی و روزنامه نگاری و حتی رادیو و تلوزیون بسیار فعال بودن و از عدم آزادی می نوشتند و گاهی برای تروریست ها مرثیه می نوشتند بعد از گند زدن خودشان بیشتر از شش ماه نتوانستند تحمل کنند و راهی کشورهای کاپیتالیستی و سلطنتی شدن و سمت شوروی نرفتند. به لطف سرمایه داری جمعیت بشریت از چند میلیون نفر امروزه بالغ بر هفت میلیارد نفر است ، البته طبیعتی است در کشورهای صنعتی با جمعیت بالا بین چند ده میلیون نفر که روزها با وسایل نقلیه عبور و مرور می کنند تعدادی کشته شوند و تلاش می شود این آمار روز به روز کمتر شود متاسفانه در کشور ما که اقتصاد دولتی و رانتی دارد آمار این فجایع بیشتر است. من قصد ندارم همه را یکی بدانم اما اینکه عده ای از در دربازه رد نمی شوند اما تلاش می کنند از نوک سوزن رد شوند برایم جالب است.
بی وطن وصله ای نیست که من بخواهم به گروه های چپ تندرو وصل کنم خودشان همیشه با افتخار و فخرفروشی واژگان بی وطن و انترناسیونال را بکار می برند و مفهوم آن آشکار و مشخص است آنها با اصل ایران و ایرانی مشکل دارند نگاهی به کارنامه حزب توده و دیگر چپ ها کنیم می بینم اساس دشمنی آنان با ایران و ایرانی است و رژیم پهلوی بهانه است از اشک هایی که با بازگشت آذربایجان به ایران ریختند و نفرتشان از ایران بیشتر شد تا اشک هایی که برای رفیق استالین می ریختند آنان همه تلاش خویش را می کردند که همه سنت ها و ویژگی های فرهنگی ایرانی را تحقیر کنند و برای آنان راه یکی بود و همان مارکسیسم بود. برای شما آسان است که بدون هیچ سندی قوی برچسب انگلیسی آمریکایی بزنید و بروید و در رویای مبارزه با امپریالیسم باشید و حاضر باشید به خاطر آن همه چیز را بسوزانید. ادامه راه مشروطه خواهان همان ادامه راه ستارخان و باقرخان است و شخص پادشاه صرفا یک شخص سموبلیک است بنابراین صحبت های شما از اساس بی ربط است ما خواهان ایرانی مستقل، آزاد و آباد هستیم. ملت ایران حق دارد انتخاب کند بازگشت به آرمان های مشروطه خواهان یا یک جمهوری بی ثبات دیگر که مشخص نیست چه از آب در خواهد آمد، جمهوری ای مروج های اصلی آن همان همدستان خمینی در شورش پنجاه و هفت بودند. در تغییر سلطنت ایران جز مدرس و مصدق و چند تن دیگر مخالفی نبود. ضمنا در بحث سابق ما بسیاری از پرسش هایی که از شما کردم بی جواب ماند هرچند پاسخی برای دادن وجود نداشت سرنوشت اقتصادی ونزوئلا ، شوروی ، گروهک فارک و ... در جلو چشمان بشر آشکار است ، عافیت نشینان چپ در قلب جوامع سلطنتی و کاپیتالیسی غربی با ظاهر حق به جانب و طلبکار هرچه می خواهد بگویند و بنویسند واقعیات تغییر نمی کند. ایرانیان به منابع موجود دسترسی دارند و می توانند رابطه بین پهلوی اول و علما را قضاوت کنند
ctr2006 البته چسباندن وصله‌ی «بی‌وطن» به مخالف، از سنت‌های همایونی و خان‌منشانه‌ای است که با ظهور «مشروطه‌ی پهلوی» در ایران رواج یافت و اکنون سپر بلای سلطنت‌طلبان است. تصور کنید «مشروطه‌ی پهلوی»!!! وقتی با شخصیت‌هایی چون ملک‌الشعرا بهار مواجه می‌شد چه اتهام دیگری می‌توانست به آنان ببندد؟! ctr2006 از کجا فهمیدید که منظور من از «یکسری کاربران» شما هستید؟! اتفاقاً بحث با شما یکی همیشه برایم جذاب بوده است. مثل زمانی که درباره GDP صحبت‌های عالمانه‌ای داشتید و می‌گفتید بیش از 70درصد تولید جهان محصول کار نامولد خدماتی است!! البته با استناد به «دکتر منصور»!!!، برایم جالب است که یک نفر تا کجا می‌تواند ذهنیات بی‌بنیاد خود را بر واقعیت تحمیل کند. مثل الان، از شما می‌پرسم کدام گروه مشروطه‌خواه راستین برای رضاخان درخواست تشکیل دولت صادر کرد؟ در پاسخ می‌فرمایید «ایرانیان زیادی هستند که راهشان ادامه راه مشروطه خواهان است» و لابد طبیعتاً و ضروتاً راه مشروطه‌خواهی به پهلوی انگلیسی-آمریکایی ختم می‌شود!!! پس ستــارخــان و باقــرخانی که شعارشان «دسـت بیــگانــه از وطــن کوتــاه» بود و برای این شعار خون دادند، در کجای این مشروطه‌خواهی قرار می‌گیرند؟؟!! ..... در ذهن شما به‌شکل جزم‌اندیشانه‌ای دو حد اعلای تغییرناپذیر وجود دارد: یا پهلوی / یا مخالفان پهلوی. پهلوی که پهلوی است، مخالفان پهلوی و سلطنت‌مشروطه هم همان‌ها هستند که در طول تاریخ دیده‌ایم، نه چیز دیگر: توده‌ای‌ها و چپ‌ها و ملی‌مذهبی‌ها و انترناسیونالیست‌ها!! و غیره که اعمال‌شان را در تاریخ دیده‌ایم. پس ایرانیان، همان پهلوی بهتر است!!! فکر نکنم خودتان بدانید این استدلال چقدر مردم‌فریبانه است. خوشبختانه ذهن مردم ایران اسیر بــافته‌های ذهن شما و نقشه‌های اتاق‌فکرهای آمریکا و اسراییل نیست. مردم ایران اعمال سلطنت‌طلبان کنونی به‌ویژه روابط‌شان با دولت‌ آمریکا را زیر نظر دارند و علاوه بر این خود را گرفتار بین «پهلوی» و «مخالف پهلوی» نمی‌بینند. کتاب‌هایی از نوع کتاب‌های «سرهنگ غلامرضا نجاتی» هنوز خوانندگان بسیاری دارد.
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.