کارا کتاب

افسانه سیزیف

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

دارای امتیاز 5.2 از 6 در کتابناک با مجموع 1029 رای
افسانه سیزیف
نویسنده:
مترجم: علی صدوقی
آلبر کامو در ۷ نوامبر ۱۹۱۳ در دهکده‌ای کوچک در الجزایر به دنیا آمد. پدرش «لوسین کامو» یک سال بعد از به دنیا آمدن او در نبرد مارن در جنگ جهانی اول کشته شد و از آن به بعد او همراه با مادرش (که اصالتاً اسپانیایی بود) به خانهٔ مادر مادری‌اش در الجزیره می‌رود. خانوادهٔ کامو جزو آن دسته از مهاجرانی بودند که از فرانسه برای گرفتن زمین و کشاورزی به الجزایر آمده بودند.
کودکی کامو در یک زندگی فقیرانه‌ٔ طبقه‌ٔ کارگری سپری شد. فقر، احترام به رنج و همدردی با بی چارگان را به او یاد داد. پسندخاطر غریزی کامو قناعت و بی پیرایگی بود. در جزیرهٔ فقر، خود را در خانهٔ خویش احساس می‌کرد.خود او گفته‌است که آفتاب الجزیره و فقر محله بلکور چه مفهومی برایش داشت: «فقر مانع این شد که فکر کنم زیر آفتاب و در تاریخ، همه چیز خوب است. آفتاب به من آموخت که تاریخ، همه چیز نیست.» او به موجب پافشاری «لوئی ژرمن» معلم مدرسه ابتدایی‌اش بود که توانست تحصیلات متوسطه را ادامه دهد.
در سال ۱۹۳۴ به حزب کمونیست پیوست که در آن وظیفه‌ٔ عضوگیری از میان پرولتاریای عرب را بر عهده داشت. بعدها این حزب (به دستور شوروی استالینی)، کامو را به عنوان یک تروتسکیست محکوم و از حزب اخراج کرد (۱۹۳۶).یسانس فلسفه را در سال ۱۹۳۵ گرفت در ماه مه سال ۱۹۳۶ پایان‌نامه خود را دربارهٔ فلوطین ارائه داد.در سال ۱۹۳۹، مجموعه مقالاتی به عنوان «فقر قبیله» منتشر کرد.در ۱۹۳۴ با «سیمون‌های» ازدواج کرد که معتاد به مورفین بود. ازدواج آنها یک سال بعد در اثر خیانت سیمون خاتمه یافت. در ۱۹۴۰ با «فرانسین فور» ازدواج کرد.با نزدیک‌تر شدن جنگ جهانی دوم، کامو به عنوان سرباز داوطلب شد، اما به دلیل بیماری سل او را نپذیرفتند. او در این زمان سردبیر روزنامهٔ عصر جمهوری شده بود که در ژانویهٔ سال ۱۹۴۰ دستگاه سانسور الجزایر آن را تعطیل کرد. در مارس همان سال فرماندار الجزیره، آلبر کامو را به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی معرفی کرد و به او پیشنهاد کرد که شهر را ترک کند. در این هنگام کامو به پاریس رفت.
او کار خود را در روزنامهٔ عصر پاریس شروع کرد بعدها برای دوری از ارتش نازی به همراه دیگر کارمندان روزنامه، ابتدا به شهر کلرمون فران و سپس به شهر غربی بوردو نقل مکان کرد.
در ۱۹42 کامو، رُمان بیگانه و مجموعه مقالات فلسفی خود تحت عنوان افسانه سیزیف را منتشر کرد.
نمایشنامهٔ کالیگولا را در سال ۱۹۴۳ به چاپ رسانید. او این نمایش‌نامه را تا اواخر دههٔ پنجاه بارها بازنویسی و ویرایش کرد. در سال ۱۹۴۳ کامو کتابی را به نام نامه‌هایی به یک دوست آلمانی نیز به صورت مخفیانه به چاپ رسانید.کامو تا پایان عمر خود مخالف استقلال الجزایر و اخراج الجزایریهای فرانسوی‌تبار بود ولی در عین حال هیچ‌گاه از گفتگو در مورد فقدان حقوق مسلمانان دست برنداشت.کامو در آخرین مقاله‌ای که در مورد الجزایر نوشت تلاش کرد از گونه‌ای فدراسیون متشکل از فرهنگ‌های مختلف بر مبنای مدل سوئیس برای الجزایر دفاع کند که این نیز با مخالفت شدید طرفین دعوا روبرو شد.
از آن به بعد کامو به خلق آثار ادبی پرداخت و داستان‌هایی کوتاه که مربوط به الجزایر بودند را منتشر ساخت. او در عین حال به تئاتر پرداخت. دو نمایش‌نامه اقتباسی در سوگ راهبه اثر ویلیام فاکنر و جن‌زدگان اثر فیودور داستایوسکی از کارهای کامو در تئاتر بود که با استقبال زیادی روبرو شدند.
سقوط در سال ۱۹۵۶ به رشتهٔ تحریر درآمد.
بعد از ظهر چهارم ژانویه ۱۹۶۰ در ۲۴ کیلومتری شهر سانس در بزرگراه RN۵ حاشیهٔ دهکدهٔ پتی‌ویل نزدیک مونته‌رو یک خودرو فاسل-وگا از جاده منحرف می‌شود و به درختی می‌کوبد و تکه تکه می‌شود. آلبر کامو در صندلی عقب خودرو نشسته بود. اودر این سفر همراه خانوادهٔ دوست ناشرش میشل گالیمار بود.
موضوع بیشتر آثار او «پوچ گرایی » (بی معنی بودن هستی انسان در زمین) بود و در کشف راه حل های مثبت برای مسائلی که پوچ گرایی ارائه می داشت پیوسته تلاش می کرد. به عنوان مثال کامو در اسطوره سیزیف چهره انسانی را نشان می دهد که ناگریز است وظیفه ای پوچ را به انجام برساند ، انسانی که در عین حال انجام چنین وظیفه ای شاق از رسیدن به خوشبختی غافل نیست . انسان کامو پوچی را می پذیرد اما به یاری همه سلاح هایی که در اختیار دارد با آن به نبرد برمی خیزد .
معنای زندگى از مسائلی است که امروزه به صورت جدی برای متفکران و اندیشمندان فلسفی مغرب زمین مطرح است. با مروری اجمالی در مسائل حوزه‌های فلسفه، روانشناسى، اخلاق، فلسفه دین و کلام جدید به این نتیجه می‌رسیم که معنای زندگى پر رنگ تر از دیگر مسائل در شاخه‌های یاد شده از دانش، مطرح است. در جهان معاصر پدیده‌های گوناگونی چون اضطراب، افسردگى، یأس و نومیدى، پوچی و... در ارتباط مستقیم با مسئله معنای زندگى است. رواج روزافزون اموری مانند خودکشى، سست شدن پیوندهای خانوادگى، طلاق، افزایش اعتیاد به مواد مخدر و توهم زا همگی ناشی از نحوه نگرش خاص انسانها به مسئله معنای زندگى است. آلبرکامو معنای زندگى را فوری و فوتی ترین مسئله می‌داند.
نهایتا در سال ۱۹۵۷ جایزهٔ نوبل ادبیات را برای نوشتن مقاله «اندیشه هایی درباره گیوتین» علیه مجازات اعدام، دریافت کرد. او از نظر جوانی دومین نویسنده‌ای بود که تا آن روز جایزه نوبل را گرفته‌اند.
بخشی از کتاب: خدایان سیزیف را محکوم کرده بودند که دائما سنگی را به بالای کوه بغلتاند ، تا جاییکه سنگ به خاطر وزنش به پایین می افتاد. انها به دلایلی فکر میکردند که تنبیه وحشتناک تری از کار عبث و بی امید وجود ندارد...

حق تکثیر:
تهران; نشر دنیای نو , ۱۳۸۷

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: Reza در تاریخ ۱۳۸۷/۰۱/۳۱
» موردعلاقه 148 و موردتنفر 4 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
خطابه نوبل آلبر کامو
سقوط
قضیه مونز

اختیارات » رتبه گذاری
» دیدگاه‌ها (56)
» اعتراض به این کتاب
افرونه‌ها

  افسانه‌ی سيزيف / آلبر کامو - کتابدوست  پ فروردین ۱۳۹۲    توسط noir 

  سیزیف: شورش بر زندگی  پ فروردین ۱۳۹۲    توسط noir 

  نگاهی به افسانه ی سیزیف آلبر کامو  پ فروردین ۱۳۹۲    توسط noir 


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
kubric0302
Member


نشر دنیایِ نو / افسانه سزیف

متأسفانه باید بگم ترجمهٔ این کتاب یک افتضاحِ تاریخی هست،یک جنایتِ ادبی‌!

من بعد از مطابقتِ ترجمه با ترجمهٔ انگلیسی به این نتیجه رسیدم که مترجمان نه تنها سر سوزنی از عقاید کامو اطلاع نداشته اند بلکه بطرز خجالت آوری بی‌ سواد و بدون مطالعه بوده اند!

به جدّ عرض می‌کنم ۹۰% ترجمهٔ این کتاب مهملاتیست که اصلا و ابدا ربطی‌ به محتوای خودِ کتاب ندارد!

زبان در بیانِ این افتضاح و این بیسوادی و بی‌ توجهی‌ قاصر است!

و جالب اینجاست که این اتفاق برایِ آثاری بدین معروفی و مهمی‌ افتاده!

نرم‌افزارِ ترجمهٔ سایتِ گوگل به مراتب بهتر از این می‌توانست آنرا ترجمه کند!

نقل قول  
red flower
Pro Member
همیشه روزهایی هست که انسان در آن، کسانی را که دوست می‌داشته است بیگانه می‌یابد.

( افسانه سیزیف - آلبر کامو )
نقل قول  
ابشار
Member
این اصلا درست نیست که شما کامو رو با کافکا مقایسه میکنی.چطور میشه از کنار فلسفه و نگاه عمیق کامو تو رمان و مقاله هاش اینطور سهل انگارانه گذشت.ما در مورد خالق بیگانه صحبت میکنیک خالق طاعون.نمایشنامه های بی نظیرش کالیگولای عزیز سو تفاهم.همه و همه سرشار از معناست.کاموی عزیز نگاه اگز داره به جهان هرچند خودش میگه ازینکه اونو مثل سارتر اگزیستانسیالیست مینامند تعجب میکنه.ضمنا افسانه سیزسف همین سه صفحس.من کتابشو دارم بقیش نقدو تحلیله.
نقل قول  
f4temeh
Member
یعنی این که الان 3صفحه ست ناقصه؟!
نقل قول  
bahram jafari72
Member
اگه کسی کاملشو داره یه لینک بده ما هم بخونیم ...................................

این دیدگاه در تاریخ 1392/02/12 توسط wizared ویرایش شده است

نقل قول  
bald eagle
Member
همیشه روزهایی هست که انسان در آن کسانی را که دوست میداشته است بیگانه میابد.(آلبر کامو)
نقل قول  
noir
Member
نقل قول:
تا حالا دریافته اید که سیزیف، قهرمان پوچی است. او همانقدر که لذت می برد، عذاب می کشد. تمسخر خدایان از جانب او، نفرت او از مرگ و اشتیاق او برای زندگی، آن مجازات وصف ناشدنی را برای او
به ارمغان آورد که تمام وجودش باید برای انجام دادن هیچ، بکار رود. این هزینه ای است که باید برای اشتیاق به زندگی پرداخته شود.


تنها یک مشکل به راستی جدی وجود دارد و آن‌ هم "خودکشی" است. داوری اینکه زندگی ارزش زیستن را دارد یا نه، بستگی به پاسخ این پرسش اساسی فلسفی دارد و پرسش‌های سرگرم‌ کننده‌ی دیگر از جمله اینکه دنیا سه بعدی است یا روان، 9 یا 12 مقوله دارد به دنبال آن خواهد آمد.
صفحه 4

***
پوچ نه در انسان وجود دارد، نه در دنیا ... و تنها با حضور مشترک آن‌هاست که قابل درک می‌گردد و در حال حاضر تنها حلقه‌ی پیوند آن‌هاست.
صفحه 48
نقل قول  
bahram jafari72
Member
من بیشتر کتاباشو خوندم ولی باهاشون حا نکردم میدونید اصلا تکلیفشم با خودش معلوم نیست !گاهی تبدیل به نیست گرایی میشه که حتی به ارزشهای انسانی نیز معتقد نست ولی بعضی وقتا ار هدف زندگی و اگر غایتی تو زندگی نداشته باشیم مر ده ای بیش نیستیم.....!ولی در کل خوبه ولی به گرد کتابای کافکا نمیرسه
نقل قول  
pseudonymdon
Member
واقعا چیزی نمی شه گفت , خیلی خوب مقصودشو رسونده , بدون اینکه بخواد صریحانه عمل کنه , درسته درسته!
نقل قول  
خود من
Member
احساس میکنم یه حالت جبرگراییه شدید تویه کتاباش داره
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You