دسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌های بیشتر

آخرین دیدگاه‌ها

می خواهمش كه بفشردم بر خويش بر خويش بفشرد من شيدا را بر هستيم بپيچد، پيچدسخت آن بازوان گرم و توانا را
دستانت را دراز كردی چون جريان هاي بی سرانجام لب هايت با سلام بوسه ويران گشتند روی لب هام
از تو تا من سكوت و حيرت از من تا تو نگاه و ترديد ما را می خواند مرغی از دور می خواند بباغ سبز خورشيد
بسكه لبريزم از تو، می خواهم چون غباری ز خود فرو ريزم زير پای تو سر نهم آرام به سبك سايه تو آويزم
بسكه لبريزم از تو، می خواهم بدوم در ميان صحراها سر بكوبم به سنگ كوهستان تن بكوبم به موج درياها
آنچه در من نهفته دريائيست كی توان نهفتنم باشد با تو زين سهمگين توفانی كاش يارای گفتنم باشد
دانی از زندگی چه می خواهم من تو باشم، تو، پای تا سر تو زندگی گر هزارباره بود بار ديگر تو، بار ديگر تو
آری، آغاز دوست داشتن است گر چه پايان راه ناپيداست من به پايان دگر نينديشم كه همين دوست داشتن زيباست
شعر ديوانه تب آلودم شرمگين از شيار خواهش ها پيكرش را دوباره می سوزد عطش جاودان آتش ها
امشب از آسمان ديده تو روی شعرم ستاره می بارد در سكوت سپيد كاغذها پنجه هايم جرقه می كارد

عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک