رسته‌ها

سید علی صالحی
(1334)

شاعر و نویسنده
اطلاعات:
نام واقعی:
سید علی صالحی
تاریخ تولد:
1334/01/01
محل تولد:‌
روستای مَرغاب
جنسیت:‌
مرد
ژانر:‌
تاریخ درگذشت:‌
0000/00/00
زندگی‌نامه
سید علی صالحی زاده‏ ی ۱۳۳۴ در روستای مَرغاب از توابع ایذه در استان خوزستان شاعر و نویسندهٔ معاصر ایرانی است. وی پایه‌‏گذار جریان موج ناب و شعر گفتار در شعر معاصر ایران و یکی از دبیران اصلی کانون نویسندگان ایران بود. صالحی یکی از چهره‏‌های مطرح و شناخته شده در شعر معاصر فارسی است. دفترهای شعر: لیالی ِلا یوماآنادا - ۱۳۸۴ پیشگو و پیاده شطرنج - ۱۳۶۷ مثلثات و اشراق‌ها عاشق شدن در دی‌ماه، مردن به وقت شهریور – ۱۳۷۶ دیرآمدی ری‌را... نامه‌ها - ۱۳۷۳ نشانی‌ها – ۱۳۷۴ سفر بخیر مسافر غمگین پاییز پنجاه و هشت – ۱۳۷۵ آسمانی‌ها – ۱۳۷۶ رویاهای قاصدک غمگینی که از جنوب آمده بود – ۱۳۷۶ ساده بودم، تو نبودی، باران بود – ۱۳۷۷ آخرین عاشقانه‌های ری را - ۱۳۷۸ دعای زنی در راه که تنها می‌رفت – ۱۳۷۹ چیدن محبوبه‌های شب را تنها به باد یاد خواهد داد – ۱۳۸۰ دریغا ملا عمر... – ۱۳۸۰ از آوازهای کولیان اهوازی (شعرهای دوران جوانی، ۱۳۵۷-۱۳۵۰) - ۱۳۸۲ سمفونی سپیده‌دم ردپای برف، تا بلوغ کامل گل سرخ و...
بیشتر
ویرایش

کتاب‌های سید علی صالحی
(2 عنوان)

آخرین دیدگاه‌ها

تعداد دیدگاه‌ها:
1

با آن‌ها که بالای دیوار نشسته‌اند


نان از سفره و کلمه از کتاب،

چراغ از خانه و شکوفه از انار،

آب از پیاله و پروانه از پسین،

ترانه از کودک و تبسم از لبانمان گرفته‌اید،

با رویاهامان چه می‌کنید!

ما رویا می‌بینیم و شما دروغ می‌گویید ...

دروغ می‌گویید که این کوچه، بُن‌بست و

آن کبوترِ پَربسته، بی‌آسمان و

صبوریِ ستاره بی‌سرانجام است.

ما گهواره به دوش از خوفِ خندق و

از رودِ زمهریر خواهیم گذشت.

ما می‌دانیم آن سوی سایه‌سارِ این همه دیوار

هنوز علائمی عریان از عطر علاقه و

آواز نور و کرانه‌ی ارغوان باقی‌ست.

سرانجام روزی از همین روزها برمی‌گردیم

پرده‌های پوسیده‌ی پرسوال را کنار می‌زنیم

پنجره تا پنجره ... مردمان را خبر می‌دهیم

که آن سوی سایه‌سارِ این همه دیوار

باغی بزرگ از بلوغ بلبل و فهم آفتاب و

نم‌نمِ روشنِ باران باقی‌ست.

ستاره از آسمان و باران از ابر،

دیده از دریا و زمزمه از خیال،

کبوتر از کوچه و ماه از مغازله،

رود از رفتن و آب از آوازِ آینه گرفته‌اید،

با رویاهامان چه می‌کنید؟

ما رویا می‌بینیم و شما دروغ می‌گویید ...

دروغ می‌گویید که فانوسِ خانه شکسته و

کبریتِ حادثه خاموش و

مردمان در خوابِ گریه‌اند،

ما می‌دانیم آن سوی سایه‌سارِ این همه دیوار،

روزنی روشن از رویای شبتاب و ستاره روییده است

سرانجام روزی از همین روزها

دیده‌بانانِ بوسه و رازدارانِ دریا می‌آیند

خبر از کشفِ کرانه‌ی ارغوان و

آواز نور و عطر علاقه می‌آورند.

حالا بگو که فرض

سایه از درخت و ری‌را از من،

خواب از مسافر و ری‌را از تو،

بوسه از باران و ری‌را از ما،

ریشه از خاک و غنچه از چراغِ نرگس گرفته‌اید،

با رویاهامان چه می‌کنید!؟



عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک