رسته‌ها

هوشنگ ابتهاج
(1306)

شاعر
اطلاعات:
نام واقعی:
هوشنگ ابتهاج
تاریخ تولد:
1306/12/29
محل تولد:‌
رشت
جنسیت:‌
مرد
ژانر:‌
غزل- مثنوی- رباعی- قطعه- شعر نو
تاریخ درگذشت:‌
0000/00/00
زندگی‌نامه
او در ۲۹ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد . سایه هم در آغاز، همچون شهریار، چندی کوشید تا به راه نیما برود؛ اما، نگرش مدرن و اجتماعی شعر نیما، به ویژه پس از سرایش ققنوس، با طبع او که اساسا شاعری غزلسرا بود؛ همخوانی نداشت. پس راه خود را که همان سرودن غزل بود؛ دنبال کرد. برخی از دوستداران شعرش، او را در غزلسرایی بعد از حافظ بهترین غزلسرا می‌دانند.
بیشتر
ویرایش

کتاب‌های هوشنگ ابتهاج
(15 عنوان)

آخرین دیدگاه‌ها

تعداد دیدگاه‌ها:
1

ارغوان،


شاخه همخون جدا مانده من


آسمان تو چه رنگ است امروز؟


آفتابی ست هوا؟


یا گرفته است هنوز؟


من در این گوشه که از جهان بیرون است


آفتابی به سرم نیست


از بهاران خبرم نیست


آنچه می بینم دیوار است


آه این سخت سیاه


آن چنان نزدیک است


که چو بر می کشم از سینه نفس


نفسم را بر می گرداند


ره چنان بسته که پرواز نگه


در همین یک قدمی می ماند


کورسویی ز چراغی رنجور


قصه پرداز شب ظلمانی ست


نفسم می گیرد


که هوا هم اینجا زندانی ست


هر چه با من اینجاست


رنگ رخ باخته است


آفتابی هرگز


گوشه چشمی هم


بر فراموشی این دخمه نینداخته است.


اندر این گوشه خاموش فراموش شده


کز دم سردش هر شمعی خاموش شده


باد رنگینی در خاطرمن


گریه می انگیزد


ارغوانم آنجاست


ارغوانم تنهاست


ارغوانم دارد می گرید...


چون دل من که چنین خون آلود


هر دم از دیده فرو می ریزد


ارغوان


این چه رازی ست که هر بار بهار


با عزای دل ما می آید؟


که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است


وین چنین بر جگر سوختگان


داغ بر داغ می افزاید؟


ارغوان پنجه خونین زمین


دامن صبح بگیر


وز سواران خرامنده خورشید بپرس


کی بر این درۀ غم می گذرند؟


ارغوان خوشه خون


بامدادان که کبوترها


بر لب پنجره باز سحر غلغله می شروعند


جان گل رنگ مرا


بر سر دست بگیر


به تماشاگه پرواز ببر


آه بشتاب که هم پروازان


نگران غم هم پروازند


ارغوان بیرق گلگون بهار


تو برافراشته باش


شعر خونبار منی


یاد رنگین رفیقانم را


بر زبان داشته باش؛


تو بخوان نغمه ناخوانده من


ارغوان شاخه همخون جدا مانده من...



عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک