رسته‌ها
غزلیات هوشنگ ابتهاج
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 1017 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 1017 رای
این کتاب شامل شعرهای هوشنگ ابتهاج است که در قالب غزل سروده شده اند.

چه خوش افسانه می گویی به افسون های خاموشی
مرا از یاد خود بستان بدین خواب فراموشی
ز موج چشم مستت چون دل سرگشته برگیرم
که من خود غرقه خواهم شد درین دریای مدهوشی
می از جام مودت نوش و در کار محبت کوش
به مستی ، بی خمارست این می نوشین اگر نوشی
سخن ها داشتم دور از فریب چشم غمازت
چو زلفت گر مرا بودی مجال حرف در گوشی
نمی سنجد و می رنجند ازین زیبا سخن سایه
بیا تا گم کنم خود را به خلوت های خاموشی
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
108
فرمت:
PDF
آپلود شده توسط:
Reza
Reza
۱۳۸۶/۰۷/۲۳

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی غزلیات هوشنگ ابتهاج

تعداد دیدگاه‌ها:
120
سلام میخواستم بدونم که این کتاب رو چه انتشاراتی منتشر کرده

:.:.:.:.:.
کسی به‌سانِ صدف ، واکند دهانِ نیاز
که نازنین گهری چون تو در کنارش نیست

:.:.:.:.:.

:.:.:.:.:.:.
هر چه به گِـردِ خویشتن می ‌نگرم در این چمن
آینه ی ضمیر من ، جز تو نمی ‌دهد نشان
...
:.:.:.:.:.:.
:.:.:.:.:.:.
دل ما خوش به فریبی است ... غبارا تو بمان
:.:.:.:.:.:.

:.:.:.:.

چو شب به راهِ تو ماندم
که ماهِ من باشی ...

هوشنگ ابتهاج
:.:.:.:.

:.:.:.:.:.

بَسَم نوای خوش آموختی و آخرِ عمر
صلاحِ کار چه دیدی که بی‌نوام کنی

:.:.:.:.:.

:.:.:.:.:.:.
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوتِ این غمکده بالا زد و رفت

دردِ بی عشقی ما دید و دریغش آمد
آتشِ شوق در این جانِ شکیبا زد و رفت ...

:.:.:.:.:.:.

:.:.:.:.:.
روزگارا ! قصدِ ایمانم مکن
زآنچه می‌گویم ، پشیمانم مکن
کبریای خوبی از خوبان مگیر
فضلِ محبوبی ، ز محبوبان مگیر

:.:.:.:.:.

:.:.:.:.:.

در ساغر تو چیست که با جرعۀ نخست
هشیار و مست را همه مدهوش می‌کنی

:.:.:.:.:.

:.:.:.:.:.
بسترم
صدف خالی یک تنهایی‌ست
و تو چون مروارید
گردن‌آویزِ کسانِ دگری

:.:.:.:.:.
comment_comments_for_the_file
عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک