رسته‌ها
با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.

نلسون ماندلا: درس زندگی برای آینده

نلسون ماندلا: درس زندگی برای آینده
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 18 رای
نویسنده:
مترجم:
فرح یراقچی
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 18 رای
از متن کتاب: نلسون ماندلا نسبت به سیاه پوستان ساکن آفریقای جنوبی مسلما از افراد خیلی محروم مستضعف نیست. او فرزند رئیس قبیله موزو در دهکده ترانسکی و فرزند یکی از چهار زن اوست که گفته می شود سوگلی پدرش بوده است. آنها برای او نام روهابا را گذاشتند که به زبان خوزا به معنای کسی است که دردسر آفرین است و نمی توان مانع تراژدی سرنوشت شد که با این نام برای او رقم خورده است. در راه موفقیت ماندلا پسر حکمران نیست اما پدرش شخصیت مهمی است: (مشاور و مباشر حکمران). نلسون ماندلا هوشیاری رضایت بخشی را از این وضعیت تقریبا شاهزادگی حفظ می کند. (آنها اغلب مرا مادیبا که نام طایفه ای بود صدا می کنند که این نشانه احترام است)....
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
hanieh
آپلود شده توسط: hanieh
۱۳۹۷/۰۱/۰۳
اطلاعات نسخه الکترونیکی

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی نلسون ماندلا: درس زندگی برای آینده

تعداد دیدگاه‌ها:
21
Behruz67 «این افراد شاید به گمان خود در پی فریب و غیره نیستند بلکه این همون زندگی سیاسی است که به دنبال آن بوده‌اند و تا به آخر هم به آن وفادار ماندند.» این واقعه را در نظر بگیرید: در 22 سپتامبر 1998 نیروهای دفاع ملی آفریقای جنوبی به لسوتو حمله میکنند و از ابزار جنگ برای حل و فصل تضادهای اجتماعی-سیاسی استفاده میکنند. اهداف این جنگ‌افروزی روشن است و اینجا به آن نمی‌پردازم. نکته جالب توجه این است که نلسون ماندلا، مروج صلح و مدارا!! فردای آن روز، 23 سپتامبر، در واشنگتن است و مدال طلای کنگره را دریافت می‌کند. ماندلا با وقاحت و گستاخی تمام در کنگره آمریکا همچنان از صلح و سازش سخن می‌گوید. مساله چیست؟ آیا واقعاً ماندلا نمی‌داند که این سیاست‌اش تا چه حد خائنانه و دروغین است؟ آیا نمی‌فهمد که این فرمول‌های بچه‌گانه‌اش برای آشتی و مدارا درواقع خشونتی وقیحانه هستند. همان خشونت امپریالیستی که اینبار نقاب صلح بر چهره زده است! کاملاً درست است که مساله فردی نیست و یک نظام کامل اقتصادی-سیاسی وجود دارد که این افراد در چارچوب آن حرف میزنند و عمل می‌کنند. و کاملاً درست است که این نظام فراگیر اقتصادی-سیاسی به طرق مختلف خود را «عقلانی» و «طبیعی» جلوه میدهد و از طرف جریان‌های بزرگ سیاسی توجیه می‌شود. اما در نظر داشته باشید که نتایج عملی و پیامدهای ناگزیر این سیاست در نیمه دوم قرن بیستم کاملاً آشکار و عیان بودند. متفکران صادق زیادی از آفریقا برخاستند و به‌نحو علمی و دقیق این سیاست‌ها را توضیح دادند. توماس سانکارا، رهبر بزرگ بورکینافاسو که بدست امپریالیسم کشته شد در یکی از سخنرانی‌هایش میگوید: فرودستان هیچ جای جهان مثل فرودستان آفریقا طعم تلخ آن بهشتی را که فرانسه و بلژیک و انگلستان و آمریکا وعده میدهند، نچشیده‌اند، آنان با گوشت و استخوان خود این بهشت را تجربه کرده‌اند، اما همچنان به دروغ‌های رهبران دست‌نشانده امپریالیسم گوش فرامیدهند چراکه با صدها سال زور و سلطه در سر آنان فروکرده‌اند که راه دیگری نمی‌تواند وجود داشته باشد. مساله این است که آن «راه رهایی» که دلقک‌هایی چون ماندلا تبلیغش می‌کنند دیگر راهی ناشناخته و نامعلوم نیست. این راه غیر از تداوم فقر و گرسنگی و جنگ‌های خونین داخلی چیز دیگری برای مردم آفریقا نداشته و ندارد. بنابراین شارلاتانیسم، فریب، دروغ، خردستیزی، لاپوشانی بدیهی‌ترین مناسبات اقتصادی جهان، لاپوشانی قواعد اقتصادی حاکم بر فعالیت کارتل‌ها و ... جزء جدایی‌ناپذیر این مشی سیاسی است.
رشد سریع توانمندی‌های فناورانه چین و هند در سال‌های اخیر مورد توجه ویژه سیاست‌گذاران و محققین قرار گرفته است. در کنار تلاش‌های داخلی یکی از عواملی که این رشد را تسهیل نموده حضور شرکت‌های چندملیتی و انتقال فعالیت‌های تحقیق و توسعه آنها به این کشورها بوده است. با مقدمه فوق، این مقاله قصد داشته ویژگی‌ها و عوامل مرتبط با سرمایه‌گذاری مستقیم شرکت‌های چندملیتی در فعالیت‌های تحقیق ‌و ‌توسعه کشورهای چین و هند را از طریق تحلیل داده‌های اختراعات ثبت‌شده در اداره ثبت اختراعات آمریکا (USPTO) مورد بررسی قرار دهد. برای این منظور از طریق استخراج و پالایش اطلاعات اختراعات چین و هند در USPTO و تلفیق آنها با داده‌های پایگاه ORBIS پایگاه داده جدیدی ایجاد و با استفاده از مدل رگرسیون پنل مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل ضمن تأیید نقش تأثیرگذار شرکت‌های چندملیتی در توسعه توانمندی‌های فناورانه کشورهای مذکور، تأثیر انگیزه‌های رقابتی بر گسترش فعالیت‌های نوآورانه شرکت‌های چندملیتی و همچنین ماهیت تکاملی مشارکت در تحقیق و ‌توسعه را نشان داده است. بر این اساس، تمرکز بر شرکت‌های چندملیتی فعال در بازار داخلی و ایجاد رقابت بین آنها به منظور انتقال فعالیت‌های تحقیق و توسعه خود به کشورهای در حال توسعه‌ای مانند ایران می‌تواند به عنوان یک ابزار سیاستی مؤثر در توسعه توانمندی‌های فناورانه کشورها تلقی شود. (شرکتهای چند ملیتی در کنار مضرات احتمالی ، فرصتهایی هم برای کشور میزبان ایجاد میکند . به مسائل اقتصادی یک بعدی نمیتوان نگاه کرد.)
«البته بازهم می‌گویم مساله صرفاً بر سر «دارایی شخصی» نیست، مساله این است که به‌اصطلاح «رهبرانی» چون ماندلا چگونه مردم را فریب داده‌اند، جنبش واقعی آنان را منحرف کرده‌اند و پای کارتل‌های بزرگ اروپایی-آمریکایی را به آفریقا باز کرده‌اند ...» البته باید این نکته رو هم در نظر گرفت که این افراد شاید به گمان خود در پی فریب و غیره نیستند بلکه این همون زندگی سیاسی است که به دنبال آن بوده‌اند و تا به آخر هم به آن وفادار ماندند. (آیا میشه گفت که مثلا کیانوری‌ها و برنشتین‌ها و امثالهم با قصد و مرض به فریب هواداران خود و دیگران پرداختند؟ یا این سبک کاری بود که بدان اعتقاد داشتند!). و البته، این نوع ملی‌سازی‌ها و رهبرتراشی‌ها با حمایت سوسیال‌دمکراسی اروپایی شکل گرفت تا جنبش‌های مقاومتی رو مهار کنند که کاملا موفق شدند و جان تازه‌ای به سرمایه‌داری بخشیدند. این که اعتراضات کارگری معدنچیان و دیگران برای استثمار بیشتر به دست اینان به خاک و خون کشیده میشه البته برای اینان چندان چیز مهمی نیست!
مطالب درباره خیانت‌ها، وطن‌فروشی و چپاول‌های نلسون ماندلا و کنگره ملی آفریقا بسیار زیادند و واقعاً اگر بخواهیم همه‌شان را جمع کنیم یک کتاب قطور تولید می‌شود. این هم مثال دیگری از ثروت‌های این عروسک دست‌نشانده. مقایسه کنیم با وصیت‌نامه‌اش و ادعای شاخدار سه میلیون یورویی‌اش (از راه کتابفروشی!!!) و صرفاً به وسعت شارلاتانیسم و دروغگویی این آدم پی ببریم: https://www.news24.com/News24/Mandela-family-rakes-in-millions-report-20130429 البته بازهم می‌گویم مساله صرفاً بر سر «دارایی شخصی» نیست، مساله این است که به‌اصطلاح «رهبرانی» چون ماندلا چگونه مردم را فریب داده‌اند، جنبش واقعی آنان را منحرف کرده‌اند و پای کارتل‌های بزرگ اروپایی-آمریکایی را به آفریقا باز کرده‌اند، آن‌هم در حالی که رهبران شریف و صدیقی چون لومومبا و نکرومه کشته و تبعید شدند، توسط اربابان نلسون ماندلا.
«سه میلیون یورو که بخش بزرگی از آن از فروش کتابهایش بوده تازه نصف ان را صرف خیریه کرده عدد بزرگی است» :)))))) کسانی چون تو در جهان نبودند که ماندلا، ماندلا نمی‌شد. مناسبات اقتصادی کنگره ملی آفریقا «ANC» امروزه دیگر چیز پنهانی نیست و بر طالبان حقیقت آشکار است (تاریخ آفریقا نوشته ع. دخانیاتی) البته این اطلاعات هم به‌لطف رشادت‌های افراد زیادی چون لومومبا و قوام نکرومه برملا شده‌اند که کتاب‌ نمی‌فروختند آن هم سه میلیون یورو سه میلیون یورو!!! در مقاله‌یی که لینکش را فرستادم مناسبات اقتصادی ماندلا بطور خلاصه شرح داده شده است، آنجا دقیقاً واگذاری‌های خانوادگی و غیرخانوادگی شرکت‌ها مشخص می‌شود. درواقع سه نسل بعد از ماندلا هم «وصیت» بنویسند و «خیریه» بدهند هیچ توفیری در مبنای امپریالیستی زنجیره شرکت‌ها ندارد. بحث بر سر سه میلیون یا ده میلیون نیست، مساله چیز دیگری‌ست... «خیریه» هم شیره‌یی است که فقط کسانی چون بیل گیتس و ماندلا می‌توانند بر سر مردم گرسنه آفریقا بمالند. البته توضیحات مفصل‌تر با اندکی جستجو به دست می‌آیند.
وصیت‌نامه‌ی نلسون ماندلا رهبر فقید آفریقای جنوبی طی مراسمی با حضور بازماندگان وی گشوده شد. به موجب این وصیت‌نامه از ماندلا سه میلیون یورو دارایی باقی مانده که نیمی از آن صرف امور خیریه می‌شود. (سه میلیون یورو که بخش بزرگی از آن از فروش کتابهایش بوده تازه نصف ان را صرف خیریه کرده عدد بزرگی است.)حتما باید  مثل عمو جوزف گاوش را هم با هواپیما به تهران بیاورد یا میلیونها آدم را قتل عام کند تا آدم باب طبعی باشد.
Aristoteles این چرت و پرت‌های رمانتیک نلسون ماندلا دقیقاً همین‌گونه که می‌فرمایید مبهم و دوپهلو هستند. خیلی خوب نشان دادید که پشت فرمایشات صد من یک غاز ایشان همان قساوت و فردپرستی تهوع آور «آزادی» بورژوازی پنهان شده است. فقط این نکته تاریخی را هم باید به کلام شما اضافه کنم که «بورژوازی ملی» آفریقا این «حق» را از امپریالیسم دریافت کرد که به‌اصطلاح جیب خود را پر کند و چون این «حق» را دریافت کرد، هرگز هم «قانون» امپریالیسم را نشکست!! یعنی «قانون شکن» نشد که هیچ بلکه در سرکوبی قیام‌های مردمی آفریقا به امپریالیسم یاری رساند. این واقعیت را بخوبی پاتریس لومومبا شرح داده است. کافی‌ست سخنان ظاهراً «صلح‌آمیز» این عروسک دست نشانده کارتل‌های اروپایی-آمریکایی را با تحلیل‌های مستدل، علمی و البته «خشن»! پاتریس لومومبا یا مالکولم ایکس یا حتی قوام نکرومه مقایسه کنید. آنان چه تحلیلی از ریشه فقر و بندگی آفریقا دارند و این آدم چه شعرهایی بهم می‌بافد. نکته این است که ایدئولوژی و سیاست این آدم به هیچ وجه چیزی من‌درآوردی و شخصی نیست بلکه بازتاب منافع عظیم امپریالیسم در آفریقا علی‌الخصوص جنوب آفریقاست. بیخود نیست که باراک اوباما، مایکل بلومبرگ، بیل گیتس و یک دوجین خونخوار دیگر که آفریقا را رسماً دوشیده‌اند چنین قدرشناسانه از این عروسک دفاع می‌کنند. و البته این سیاست خائنانه ماندلا برای ملت آفریقا آب نداشته باشد برای «بورژوازی ملی» آفریقا نان حسابی داشته است. خود ماندلا با مالکیت حداقل 200 شرکت از جمله کسانی بود که «طعم شیرین صلح جهانی» را چشیدند: https://www.wsws.org/en/articles/2013/12/07/pers-d07.html
رئیس پلیس امنیت عمومی کرمانشاه: چند خانم در یک مراسم هنجار شکنانه اقدام به آوازخوانی کرده که انتشار آن در فضای مجازی باعث جریحه شدار شدن افکار عمومی شده بود. این آوازخوانان دستگیر و پیج‌های انتشار دهنده این کلیپ نیز توسط پلیس فتا مسدود شد. (نمونه بارز برخورد اشتباه با اعتقادات و آزادیهای شخصی افراد نمونه عملی جمله نلسون ماندلا) خوب اگر کسی دوست نداره نگاه نکنه چه کار با مردم دارید. از افکار عمومی مگه امار گرفته اید که اینقدر با اطمینان حرف میزنید.
منظور ماندلا از اعتقاد در این جمله اموری که مربوط به آزادیهای دینی و نوع تفکر و زندگی شخصی فرد است که هیچ آسیبی به دیگران نمی زند. در مسائلی اجتماعی باید بر اساس قوانینی که در چهارچوب خرد جمعی(دموکراسی و کثرت گرایی) و در چهارچوب عقل مادی(نه قوانین و قواعددینی)عمل کرد.
باید نخست شیوه درست شهروندی را بر پایه خردناب و ارزشهای مردم شهرنشین بدور از باورهای دینی و سیاسی پیدا و استوار کرد و در این راستا ترازی سالم میان آزادی یکتنی و سامان وآسایش همه توده مردمان برجا کرد.
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file