رسته‌ها
ترانه های خیام
امتیاز دهید
5 / 4.8
با 25 رای
نویسنده:
مصحح:
محمد روشن
امتیاز دهید
5 / 4.8
با 25 رای
یک عمر به کودکی به استاد شدیم
یک عمر زاستادی خود شاد شدیم
افسوس ندانیم که ما را چه رسید
از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم

خیام
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
amitab
آپلود شده توسط: amitab
۱۳۹۶/۰۳/۱۶
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
140
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی ترانه های خیام

تعداد دیدگاه‌ها:
3
هر سبزه که بر کنار جویی رُسته‌است، گویی ز لبِ فرشته‌خویی رسته‌است؛ پا بر سر هر سبزه به خواری ننهی، کان سبزه ز خاک لاله‌رویی رسته‌است. رباعی ۶۳ شیخی به زنی فاحشه گفتا: مستی. هر لحظه به دام دگری پابستی؛ گفتا؛ شیخا، هر آن‌چه گویی هستم، آیا تو چنان‌که می‌نمایی هستی؟ رباعی ۸۶ در کارگه کوزه‌گری رفتم دوش دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش ناگاه یکی کوزه برآورد خروش کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه فروش رباعی ۱۱۷ گاوی است بر آسمان قَرینِ پروین، گاوی است دگر نهفته در زیر زمین؛ گر بینایی، چشمِ حقیقت بگشا: زیر و زَبَرِ دو گاو مشتی خر بین. رباعی ۱۵
پیرِ نیشابور آنچه موجب شده است، که خیام دنیا را چنین تیره وغمگین و بی سرانجام بیابد این است که الطائف وخوشیها وزیبائی های جهان پایدار نیست و دوام و بقائی ندارد. ورنه وی برخلاف معزی شادیها وزیبائی های جهان رانه فراموش می کند ونه از دست میدهد. اندیشه فرصت جوئی و عشرت طلبی نیز در نزد او از همین جاست. . چون از دنیای دیگری از معاد و قیامت نیز اندیشه یی وپروایی ندارد لذت عاجل را زیاده اهمیت می دهد و نگران وحشت آجل نیست . ازین حیث هم فکراو با اندیشه بعضی از حکماء قدیم یونان مانند ذیمقراطیس و ابیقور شباهت دارد
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file