رسته‌ها

سوال و جواب های کتاب فرهنگ و تمدن اسلامی دکتر ولایتی

سوال و جواب های کتاب فرهنگ و تمدن اسلامی دکتر ولایتی
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 138 رای
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 138 رای
این فایل شامل تمام سوالات و جواب های کتاب « فرهنگ و تمدن اسلامی - دکتر ولایتی » می باشد .

بخش اول : کلیات
بخش دوم : زمینه های شکل گیری تمدن اسلامی
بخش سوم : شکوفایی علوم در تمدن اسلامی
بخش چهارم : سازمان های اداری و اجتماعی تمدن اسلامی
خش پنجم : هنر در تمدن اسلامی
بخش ششم : تاثیر تمدن اسلامی در تمدن غربی
بخش هفتم : علل بیرونی و درونی رکود تمدن اسلامی
بخش هشتم : خیزش ؛ اقتدار مجدد جهان اسلام
بخش نهم : علل متأخر رکود فرهنگ و تمدن اسلامی
بخش دهم : بیداری اسلامی
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
48
آپلود شده توسط:
amirghorbani
amirghorbani
1395/10/17
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی سوال و جواب های کتاب فرهنگ و تمدن اسلامی دکتر ولایتی

تعداد دیدگاه‌ها:
247
ینده کاری به آماج شما از سره نوشتن ندارم، تنها دیدیم سره نویسی را شیوه خود کردید

من تنها واژه «منظور» را که عربی بود بکار نبردم! واژه ههای عربی دیگری هم بکار برده بودم! چگونه شما چنین پنداشتید که آماج من سره نویسی بوده؟!!! شما آن گونه که از نوشته هایتان آشکار است، خیلی زیاد پیشداوری می کنید!
مانند این گزاره:
نژادپرستی با زبان کار شما است که زبان عربی را "زبان کامل" و برگزیده مینامید و همچنین آن را زبان بهشتیان و یاران "امام زمان"

ینده کجا و در کدام نوشته ام زبان عربی را زبان کامل نامیده ام؟!!! همه اینها نشان بر آن است که شما هر کنشی از هر کس ببینید، یا آن را شیفته و شیدای اندیشه های خود می پندارید و یا دشمنی کینه توز!!! شما از کجا به این رسیدید که من زبان عربی را زبان بهشتیان می دانم؟!!! کدام بهشت و کدام بهشتیان؟!!! امام زمان دیگر کیست؟! من کجا نامی از امام زمان برده ام؟ براستی شما از کجا به این رسیده اید که من به امام زمانی هم باور دارم؟ ... هرچند که چشمداشتی بیش از این نمی توان از شما داشت! چه چشمداشتی می توان داشت، آنگاه که برای نمونه، گمان می برید که برداشت بنده اینست که این اموجی ها کنده می شوند؟!!! همانگونه که پیشتر گفتم، نژادپرست، همانند کسی ست که خود را به خواب زده است و بیدار کردنش شدنی نیست!!!
اگر من زرگری مینوشتم، شما هم زرگری می نوشتید؟
نه، این که پرسیدن ندارد!شما پاسخ این پرسش را نمی دانستید؟!
شما برهان قاطع را بنگر که برای نخستین بار در آنجا آمده است و گرفتگاه آن دو فرهنگ بوده است:
هنایش - بکسر اول بر وزن ستایش به معنی تاثیر و اثرداده شده باشد (پوشینه 4، رویه 2375)
هر کسی میتواند کژی داشته باشد خود آن دو که از بزرگمردان رشته خود هستند در واژه دست بردند. شما هرگونه دوست دارید سخن بگویید، اگر من زرگری مینوشتم، شما هم زرگری می نوشتید؟ ینده کاری به آماج شما از سره نوشتن ندارم، تنها دیدیم سره نویسی را شیوه خود کردید این را گفتم، اگر هم برای پسند من نوشتید ممنون! مانندسازیتان به آن اندازه بیخود بود که بنده اگر چنین بیندیشم جای شگفتی ندارد. نه بنده چنین گمان نکردم، تنها گفتم که در همانندسازی باید ویژگیها برابر باشد وگرنه سوفیستی میشوذ و آن را "قیاس مع الفارق" یا برابر درستش "همانندی نادرست" (False Analogy) مینامند. سره گویی و سره نویسی هم نژادپرستی نیست، میهن دوستی است. نژادپرستی با زبان کار شما است که زبان عربی را "زبان کامل" و برگزیده مینامید و همچنین آن را زبان بهشتیان و یاران "امام زمان". شما نژادپرستید، تنها نژاد یک تیره دیگر را میپرستید. ما هم امیدواریم شما را در جستاری دیگر با پختگی بیشتر و دوری کردن از بیهوده گویی و رفتن به بیراهه های ناپیوسته با جستار ببینیم. بدرود
این اموجی ها از جای کنده نمیشوند و همچون کارد کاربردهای گوناگون ندارد...

شما واقعا این چیزها که می گویید، بدانها باور داری؟!!! نشنیده اید که می گویند «در مثل مناقشه نیست» یعنی براستی گمان می برید که برداشت بنده اینست که این اموجی ها کنده می شوند؟!!! و راستی باور دارید که این اموجی ها فقط برای ریشخند دیگران کاربرد دارد؟!!!
__________________
راستی "منظور" عربی است و شما به کارش بردید. گویا با بنده دارید سره میگویید

بنده هیچ پافشاری در سره گفتن ندارم! از نگاه بنده، زبان یک ابزار است برای گفتگو نه ابزاری برای نژادپرستی!!! ولی تنها برای اینکه شما دوست دارید، تا آنجا که نوشته هایم به شکل گزاره هایی بی سر و ته و نامفهوم در نیایند، سره نوشتم! بنده آنگاه که با کسی گفتگو می کنم، حتی اگر سخنانش سزاوار ریشخند باشند، من ریشخند نمی کنم، بلکه تلاش می کنم آنگونه که وی می پسندد سخن بگویم. بی گمان تا آنجا که وی سزاوار باشد!
هِـ و نه هَـ که شما گفتید

هِنایش و هَنایش هر دو صحیح است! فرهنگ معین و عمید و دهخدا را بنگرید! ولی بی گمان هُنایش نادرست است! شما برداشتتان این است که خیلی خیلی زیاد فرهیخته و خبره هستید، تا بدانجا که می توانید واژگان را نیز به دلخواه خود دگرگون کنید و نیز دهخدا و معین و عمید را نیز نادان می پندارید!!!
________________________________
در آشپزخانه کارد را می گذارند تا خوراکیها را تکه تکه کرد اموجی هم در کنار جای نوشتار بنده آمده است پس آن را در همان جای خودش به کار می برم، کارد را در بسیاری از جاها میتوان به کار برد بیک اموجی های کتابناک را تنها اینجا میتوان به کار برد، این اموجی ها از جای کنده نمیشوند و همچون کارد کاربردهای گوناگون ندارد، پس همانندسازی شما نادرست است، چون دو چیز را همانند میکنند که ویژگیهایشان همچون یک دیگر باشد. آن گزاره ها هیچ کاستی ای ندارند جز آنکه بنده آنجا ابن سینا [و دیگران] باید میگفتم که جا گذاشتم، بیک گزاره مانا میدهد چون آنچه که "جمع بستن" نامیده میشود برای ارجگذاری به کسی هم کاربرد دارد و رَمَن بستن من هم بیرون از دستور زبان پارسی نیست. بنده هم می توانم بروم دیگر کاستی های نوشتاریتان مانند این نمونه: "سخن حقیقتی" ( درستش سخن حقیقی است) فهرست کنم، بیک این کودکانه ها و بچه بازی ها از من به دور است. گویا شما باز هم میرزا بنویس شده اید و اینگونه می خواهید کمبودهای پاسخیتان را برکنار کنید (دیگران هم از این خوی زشت و کودکانه شما نالیده اند و تنها من نیستم، بزرگ شوید!) دوباره ماندلا بازی در نیاورید ما هم نگفتیم ژن عرب کاستی دارد، عرب پرستیتان را پشت انگ "نژادپرست بودن" زدن به این و آن پنهان نکنید.
اگر اموجی ها با فرهیختگی ناسازگاری داشت، سرپرست کتابناک آنها را نمیگذاشت

در دسترس گذاشتن یک ابزار ، نشان بر روادانستن هر کاربرد آن نیست! در آشپزخانه شما کارد هم می گذارند، این نباید انگیزه ای شود برای شما که با آن خود را زخمی کنید!!! این شکلک ها هم برای ریشخند دیگران نیست!!! این ها را شما تا کنون نمی دانستید؟!!!
این گزاره های خود را یک بار دیگر بخوانید و خو داوری کنید!!!
«شهنابو سبا" در دیدگاه پیشین بشود "شهبانو سبا»
«بنده بهتر دیدیم بگویم هُنایش مانند سُرایش.»
«ابن سینا، اگر عربی می نوشتند برای آن بود که دانشمندان عرب هم بتوانند کتابهایشان را بخوانند»
«نبطیها در اردن و بالای عربستان بودند»
«شما بهتر بود در عربستان به جهان چشم می گشودید، گویا آنجا را بیشتر دوست دارید »
«بیک نژادپرستی شما خیلی چندش آورتر است چون نژاد یکی دیگر را میپرستید»
....
اینکه گفته اید: «پس دارید سنگ جایی را به سینه می زنید که آنجا را دوست ندارید» بنده سنگ جایی را به سینه نمی زنم! برای نژادپرستان، هر سخن حقیقتی به معنای سنگ به سینه زدن یا چاپلوسی و نوکری کردن معنا می دهد و از این دو حالت بیرون نیست! نژادپرست که بیخردانه بر باوری پافشاری می کند، هر کنشی را در راستای «شیفتگی و شیدایی» یا «کینه ورزی و دشمنی» می بیند! نژادپرستی، گونه ای خشک اندیشی و بی خردی همراه با کینه توزی است که دیدگان آدمیان را بر حقایق می بندد! و نژادپرست ، همانند کسی ست که خود را به خواب زده است و بیدار کردنش نشدنیست!!!
____________________________________________________
دیدگاه پیشین، همان دیدگاه خود بنده بود نه شما (گیرایی بالایتان!)، شهر اوبار یا ارم در عمان است. نیازی نیست به این واژگان اینگونه بگوییم چون واژگانی جا افتاده است و نوین نیست؛ بسیاری از واژگان ایرانی با دو سدا خوانده می شوند مانند بِرو که بُرو هم خوانده می شود. (تو گویش های گوناگون به ویژه) اگر درد شما تنها یک "هـُ" است، ما درست آن را (هِـ و نه هَـ که شما گفتید) از این پس میگوییم :D اگر اموجی ها با فرهیختگی ناسازگاری داشت، سرپرست کتابناک آنها را نمیگذاشت (می خواهید بگویید سرپرست کتابناک فرهیخته نبوده است؟ شرم نمیکنید؟)، اگر هم به سخنانتان خندیده ام چون خنده آور و سزاوار ریشخند است. پس دارید سنگ جایی را به سینه می زنید که آنجا را دوست ندارید :)) کدام فرهیختگان در گذشته نژادپرستی می کردند :-( که دیگر فرهیختگان امروزی آن را فراموش کرده اند؟ کسی که فرهیخته است نژاد پرستی نمیکند (تنها دوست دارید یک چیزی بگویید :D)، همه نژادها باهوشان و تیزهوشان را دارند، تنها اگر پیرامونشان خوب باشد و بایسته های آموزشی خوب برا آنها فراهم باشد، شکوفا میشوند. در این راهی که پیش گرفته اید خوش باشید. راستی "منظور" عربی است و شما به کارش بردید. گویا با بنده دارید سره میگویید
"شهنابو سبا" در دیدگاه پیشین بشود "شهبانو سبا"

بنده منظورتان را از این گزاره ندانستم؟ !! من کجا گفته ام شهنابو یا شهبانو یا ...؟!!! پیش از نگاشتن پندارهایتان، نوشته را ژرف تر بخوانید!!! آنجا نوشته ام: «شهر اوبار»!!! نمی دانید کجا بوده است؟! اگر نشنیده اید، اینجا را و اگر هم نتوانستید، اینجا را بخوانید!
دست کم، کمی اندیشه می کردید! شهبانو در آن گزاره چه پیوندی با واژگان پس و پیش اش می توانست داشته باشد؟!!!
...بیک بنده بهتر دیدیم بگویم هُنایش مانند سُرایش...
پس شما در فرهنگ پارسی بسیار کارشناس و فرهیخته اید! پس بهتر است زین پس به جای «گِرایش» هم بگویید «گُرایش» و به جای «سِتایش» بگویید «سُتایش» و به جای «بَخشایش» هم بگویید «بُخشایش» و به جای «پَردازش» هم بگویید «پُردازش» و به جای «فَرمایش» هم بگویید «فُرمایش» و به جای «نِگارش» هم بگویید «نُگارش» و به جای «نَمایش» هم بگویید «نُمایش» و به جای «اَندایش» هم بگویید «اُندایش» و به جای «پِیمایش» هم بگویید «پُیمایش» و به جای «اَفزایش» هم بگویید «اُفزایش» و به جای «پَراکنش» هم بگویید «پُراکنش» و به جای «فَرسایش» هم بگویید «فُرسایش» و به جای «نَوازش» هم بگویید «نُوازش» و ...
(بنده در یک گفتگوی خردمندانه و فرنودسار، گذاشتن شکلک های کنار برگه را سازگار با فرهیختگی نمی دانم، وگرنه بسیار می شد به کار برد!)
شما بهتر بود در عربستان به جهان چشم می گشودید، گویا آنجا را بیشتر دوست دارید

نه، چرا که در میان همه آدمیان روی زمین، آیین نژادپرستی را تنها در توده های نافرهیخته دیده ام و بسیار برجسته تر از همه نافرهیختگان، در بین عرب ها و نیز شوربختانه در میان برخی هم میهنانم ایرانی ها!!! دیرزمانی است که فرهیختگان همه گیتی این خو و شیوه نژادپرستی را به فراموشی سپرده اند!
sepideh201 نوشت:
... چرا به جای «پلاتون»، بی هیچ دگرگونی، همان «پلاتو» را نگوییم و ننویسیم!
... هیچ ناهمسانی سرشتی ای در میان نیست،

"پلاتون" درست و بنیادی است، "پلاتون" به یونانی باستانی است (به ویکی پدیای انگلیسی یا پارسی نگاه کنید)، گویا شما باز هم پاسخ نداری و داری به چیزهای بیخودی میپردازید تا کمبود سخن خود را برکنار کنید.
چرا نگوییم سرشتین که بهتر و خوش آوا تر است. ;-)
"شهنابو سبا" در دیدگاه پیشین بشود "شهبانو سبا"
نادرست است، دانشمندان ایرانی، پارسی هم نوشته اند، مانند نبیگ "دانشنامه علایی" ابن سینا، اگر عربی می نوشتند برای آن بود که دانشمندان عرب هم بتوانند کتابهایشان را بخوانند، چرا سوفیستی می کنید؟ نامشان عربی باشد، می خواهید چه برآیندی کنید؟ گزاره تان را دنباله دهید. "رازی" مانای "از ری" را می دهد شهر ری در عربستان نبوده است. اگر آموزش و پرورش در ایران مانند عربستان بود، چرا عربستان دانشمندان گوناگون بیرون نداد؟ (می خواهید بگویید عربهای سعودی کم هوش هستند؟) ما داریم اینجا درباره آموزش و پروش سخن می گوییم نه چیزهای دیگر، باز هم جستار را به بیراهه نکشانید و سوفیستی نکنید. اگر سخن ابن خلدون را نمی پذیرید و خودتان را به کوری زده اید تا راستی را نبینید، خود دانید ... این بی خردی را راه خود و عرب پرستیتان را دنبال کنید. نبطیها در اردن و بالای عربستان بودند، شهنابو سبا، و فرمانروایی های حمیر و قبتان، شهرگانی شان در عربستان نبود و در یمن بوده اند و لخمیان هم از یمن آمده بوده اند و همه این شهرگانی های کوچک عرب پیش از اسلام را نمی توان با ایران باستان سنجید. اینگونه سزا دادن هم ننگی برای خود شاه هست. اینکه برایتان پایکوبی با شمشیر که دیگر زمانه اش گذشته است و شمشیر زنی و لشکر کشی هنر نمی باشد، برازنده است، منش خودتان هست، در ایران پایکوبی با شمشیر از آیین های همگانی نیست. عربهای عربستان زمانی شهرگانی شان پیشرفت کرد که با دانش های تیره شکست خورده آشنا شدند و کسی هم نگفت از زیر بته آمدند، عربستان از برای دور بودنش از دیگر شهرگانی های برجسته و پیوستگی نداشتن با آنها شهرگانی اش تا پیش از یورششان به دیگر کشور پس افتاده بود
نام دانشمندان را هم بگویید و همچنین اندازه دگرگونی های ژنتیکی را. کم دروغ بگویید. بهتر است بروید اندکی پیشینه زبانهای هندواروپایی را بررسی کنید. شما بهتر بود در عربستان به جهان چشم می گشودید، گویا آنجا را بیشتر دوست دارید :D تنها کاری می کنید خودتان را زبون و نژادپرست نشان می دهید بیک نژادپرستی شما خیلی چندش آورتر است چون نژاد یکی دیگر را میپرستید. :)) شما هر گونه دوست دارید بیاندیشید (تا کنون همین کار را کرده اید). اینجا هم ما داشتیم زمینه های شکوفایی فرهنگ ایران را بررسی می کردیم. شما دلتان می خواست اندکی خودنمایی کنید و ماندلا بازی در بیاورید که انجام دادید، شما خوبید 8-)

دانلود رایگان

اگر عضو نیستید در کمتر از یک دقیقه عضو شوید و کتاب اول خود را رایگان دریافت کنید.

ورود / ثبت‌نام

دانلود بدون معطلی

این کتاب را بدون نیاز به عضویت، خریداری کنید. پیش از خرید، می‌توانید از طریق گزینه مطالعه آنلاین، صفحاتی از کتاب را مشاهده کنید.

خرید   69,000 تومان
سوال و جواب های کتاب فرهنگ و تمدن اسلامی دکتر ولایتی
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک