Hiweb

سوال و جواب های کتاب فرهنگ و تمدن اسلامی دکتر ولایتی

این فایل شامل تمام سوالات و جواب های کتاب « فرهنگ و تمدن اسلامی - دکتر ولایتی » می باشد .

بخش اول : کلیات
بخش دوم : زمینه های شکل گیری تمدن اسلامی
بخش سوم : شکوفایی علوم در تمدن اسلامی
بخش چهارم : سازمان های اداری و اجتماعی تمدن اسلامی
خش پنجم : هنر در تمدن اسلامی
بخش ششم : تاثیر تمدن اسلامی در تمدن غربی
بخش هفتم : علل بیرونی و درونی رکود تمدن اسلامی
بخش هشتم : خیزش ؛ اقتدار مجدد جهان اسلام
بخش نهم : علل متأخر رکود فرهنگ و تمدن اسلامی
بخش دهم : بیداری اسلامی

حق تکثیر: آزاد

» کتابناکهای مرتبط:
اسلام فراتر از زمان
جامعه شناسی کعبه
حوزه و روحانیت

نسخه ها
PDF
حجم: 695 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 48
3.9 / 5
با 52 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 250
۱۳۹۵/۱۰/۱۷


پاسخنگارش دیدگاه
Jeremiah
Member VIP
این را هم بگویم عربهای نبطی جدا از عربهای دیگر هستند و به گفته ویکی پدیا "کنده" نام یک "قبیله" بود و شهرگانی پیشرفته به شمار نمیرود شاید بروید دوباره چندتا "قبیله" کوچک دیگر در عربستان گیر بیاورید و بگویید این ها هم شهرگانی هستند. باید یگویم که "قبیله" ها و "مدینه" های کوچک در عربستان بوده اند بیک آن سرزمین تنها در زمان پیامبر اسلام کشوری یک پارچه شد و پیش از آن پراکنده بودند و کشوری یک پارچه نبود، با اینکه بسیاری از سرزمینهای دیگر خیلی پیش تر از آنها به کشورداری رسیده بوده اند.
نقل قول  
Jeremiah
Member VIP
آخرین پیام خویش را میدهم از بیراهه های دوری میکنم و به خود آنچه که جستار است می پردازم، آن "نقشه" ای که از ویکی پدیا نشان دادید آشکار نیست آماجش چه بود، چون خود ویکی پدیا فرمانروایی نبطیان را اینجا نشان داده است: متن لینک کم دروغ بگویید. دوباره همانندسازی های نادرست، لخمیان از یمن آمدند و یک پشتشان به یمن میرسد بیک این همه نژادهای گوناگون از آفریقا به جاهای دیگر و از آنجا، به جاهای دیگر و بازهم از آنجا به جاهای دیگر و ... رفتند، سوفیستی نکنید تنها همین را میدانید که آدمیان از آفریقا آمدند؟ لخمیان شهرگانیشان پیشرفته نبود و به پای روم و ایران نمیرسید. امپراتوری پالمیرا در سوریه بود و عرب نبودند و تبار شهبانویشان هنوز آشکار نیست. شما نمی دانید که آنچه که "نگاره" مینامید چه گفته است سپس می گویید "گمان بر آن است که ... " چیزی را بفرستید که خودتان هم بدانید. لحیان هم شهرگانی شان آن اندازه پیشرفته بود که ویکی پدیا تنها اندکی نوشته بود، خوب شد دانستیم پیشرفته از دیدگاه شما چیست. تنها کاری که میدانید سوفیستی و نادرست نشان دادن آگاهی هاست. تنها یک شهرگانی عربستانی توانستید پیدا کنید که دیدیم که برجسته نبود و بنده هم گفتم میدانستم عربها پیش از اسلام شهرگانی داشتند وگرنه نمیگفتم سنجش "شهرگانی ایرانی با شهرگانی عربی پیش و پس از اسلام، شوخی بزرگی است" از این گزاره برآیند میشود بنده برای عربها پیش از اسلام شهرگانی در دید داشتم زیرا اگر نداشتم، نمیشد آن دو را با هم سنجید و سپس شوخی دانست، شما زبان خودتان را هم نمیدانید، خوب بخوانید و سوفیستی نکنید و سخن در دهان آدم نگذارید.
نقل قول  
sepideh201
Member
نقل قول:
چرا عربستان دانشمندان گوناگون بیرون نداد؟ ...
«نبطیها در اردن و بالای عربستان بودند»...
شهنابو سبا، و فرمانروایی های حمیر و قبتان، شهرگانی شان در عربستان نبود و در یمن بوده اند و لخمیان هم از یمن آمده بوده اند...
شهر اوبار یا ارم در عمان است....

اگر نمی دانید، راهنمایی تان می کنم! نبطی ها تنها در اردن نبوده اند! آنها از اردن تا کرانه های مدیترانه تا عربستان گسترده بودند! اینجا نقشه راه های تمدن نبطی ها را می توانید ببینید! و اینجا هم جایگاه جغرافیایی مداین صالح که از تمدن نبطی ها بود! اگر هنوز بر این باورید که نبطی ها در عربستان نبوده اند، بیش از این کاری از دست من بر نمی آید! چون همانگونه که پیشتر نوشتم، «خفته نما» را نمی توان بیدار کرد!

اینجا هم نگاره ای است که گستره فرمانروایی لخمیان را نشان می دهد. سبز تیره گستره فرمانروایی لخمیان و سبز روشن گستره فرمانروایی ساسانیان است. ولی اگر بر آن هستید که بگویید ریشه نخستینشان اینجا نبوده و در یمن بوده، باید بگویم ریشه لخمیان و همه عرب ها و ایرانی ها و آمریکایی ها و اروپایی ها و ژاپنی ها و ... همه آدمیان امروزی، به آفریقا بر می گردد. و بی گمان اگر به شما بر نخورد، باید بگویم که ریشه همه ما پیش از آن به شامپانزه و پیشتر به گوریل بر می گردد!!!

افزون بر اینها تمدن لحیان نیز هست که تمدنی پیشرفته هم بوده اند که اینجا می توانید در باره آن بخوانید و اینجا نیز جایگاه چغرافیایی شان را ببینید! آنها دیگر از یمن نیامده بودند!
تمدن کنده هم بوده است! اینجا گستره فرمانروایی شان نشان داده شده است! تمدن پالمیرا هم بوده است که اینجا می توانید گستره ی فرمانروایی شان ببینید. و .... از این نمونه ها بسیار است.
این نگاره هم جایگاه دو تمدن دیرین و نویافته را نشان می دهد (گمان بر آن است که یکی از آنها جای شهر ارم باشد یا هر دو در پیوند با تمدنی یکسان باشند) که یکی از آنها در عمان نیست و در دل عربستان است!

نقل قول:
شما دلتان می خواست اندکی خودنمایی کنید و ماندلا بازی در بیاورید که انجام دادید، شما خوبید

در این دو گزاره دربرگیرنده ی دو پنداره ناسازگار است که پنداره نخست در راستای همان پیشداوری های شماست که پیشتر آن رویتان را نشان داده اید و پنداره پسین نشان می دهد که برای ریشخند بنده آن را گفته اید! بنده از ریشخند شما اندوهگین نمی شوم، آسوده باشید و هر چه خواستید بگویید. این برایتان خوب است.
پیروز باشید
نقل قول  
sepideh201
Member
نقل قول:
شما از کجا میدانید؟ از خودشان پرسیدید؟

این روشِ پژوهش است! در چنین پژوهش هایی هیچکس خوانش و بیان واژه ای را به دلخواه خود دگرگون نمی کند! شگفتا که چنین چیزهایی را نمی دانی!!!
نقل قول:
آن همانندها که کردید، آوردنشان با واکه دیگر مانای دیگر میدهد بیک هُنایش مانای دیگر نمیدهد.

اگر با دگرگون کردن واکه، معنای واژه دگرگون نشود، آنگاه این دگرگونی دلبخواهی رواست؟!!! اگر چنین است، زین پس به جای واژه «سَنگ» بگوییم «سُنگ»! چونکه به دیدِ کسی شاید زیباتر بنماید!!! تلاش کن شکیباتر باشی! بیشتر بخوان و بیشتر بیندیش! نگران هم نباش، نمی دانم چند سالت است، ولی اگر بیشتر بخوانی و بیشتر بیندیشی، بلکم شما هم می توانید بزرگتر که شدید، ایده های نوینی بدهید!
نقل قول:
گذشته از آنکه در این مانند کردن از واکه های بلند کاربری شده است و ویژگی هایش برابر نیست.
ویژگی همسان در این همانندی، همان «دگرگون کردن واکه» بود!
نقل قول:
باید بگویم که "سخن حق" یا همان "حرف حق" درست است...
در این باره اندکی بردبار باش و بیشتر بخوان؛ آنگاه ناهمسانی این دو را در می یابی! «حق» با «حقیقت» در معنا همسان نیست! «حقیقی» هم با «حقیقت» همسان نیست! «حقیقت» نامواژه است ولی «حقیقی» گزارواژه است! اندکی بردبار باش!
نقل قول:
بنده "شهنابو = ش + ه + ن + ا + ب + و" نوشته بودم، گفتم "شهبانو= ش + ه + ب + ا + ن + و" در هنگام خواندن باید جایگزین شود

سخن من این بود که کجا جایگزین کنم؟!!! بنده که پیشتر جایی چنین واژه ای بکار نبرده ام که بخواهم جایگزین کنم!!! یک بار دیگر برگرد و بخوان! حالا اگر دو بار خوانده ای و هنوز نگرفته ای، نگران نباش، برخی برای دریافت چیزی به بیش از دوبار خواندن نیاز دارند، برگرد و یک بار و دو بار و ... بیشتر بخوان! ببین که من چنین چیزی پیشتر ننوشته ام که اکنون بخواهم جایگزین کنم!!!

نقل قول:
این را هم بگویم تنها عمید هَنایش آورده است

چنین نیست! معین هم هَنایش آورده است! باز هم می گویم! بردبارتر باش! بیشتر بخوان!
__________________
نقل قول  
Jeremiah
Member VIP
این را هم بگویم تنها عمید هَنایش آورده است. چه اندازه پرت هستید شما! شگفتا که بنده "شهنابو = ش + ه + ن + ا + ب + و" نوشته بودم، گفتم "شهبانو= ش + ه + ب + ا + ن + و" در هنگام خواندن باید جایگزین شود، خوب شد شما با این گیرایی کمتان شهر اوبار را که پاسخش را نداده بودم، دوباره آوردید تا بنده پاسختان را بدهم و بگویم در عمان بود و نه عربستان. این برای چند دیدگاه پیشتان بود، همانند هِنایش دوباره آن را آغاز کردید؟ شما نوشتید "سخن حفیقیتی" و نه "سخن حقیقت"، باز هم نادرست باید بگویم که "سخن حق" یا همان "حرف حق" درست است، این خرده گیری در چند دیدگاه پیش من بود، اکنون پاسخ آن را میدهید؟ اینکه بخواهیم بگویم چه در شما دیدم که داوری را کردم، درون جستاری نو میشویم و شما از آن جستار چند جستار بیراه، بیخود و ناپیوسته در می آورید؛ در همینش هم مانده ایم به شما باید گفت "تو راس میگی"، گویا دنبال این هستید.
نقل قول  
Jeremiah
Member VIP
شما از کجا میدانید؟ از خودشان پرسیدید؟ چرا این اندازه پافشاری میکنید؟ عمید که گرفتگاه نمیدهد بیک اگر گرفتگاه دیگری بود، دهخدا نامش را مینوشت. اکنون که رفتم نبیگ چاپی را دیدم و نه نرام افزارش را، دیدم هِنایش نوشته شده است (پوشینه 15 - رویه 23559)، آن همانندها که کردید، آوردنشان با واکه دیگر مانای دیگر میدهد بیک هُنایش مانای دیگر نمیدهد. گویا باز هم میخواهید بگویید "مگر نشنیده اید که میگویند در مثال مناقشه نیست" که گویا از دیدگاه شما کسی هم بیاید خفاش را با پرندگان همانند و سپس برآیند کند که خفاش تخمگذار است هیچ آهومند نیست. بسیاری از واژگان سداگذاری های دیگر گرفتند و جورهای دیگر هم به کار برده شدند، مانند قاجار که قَجَر هم به کار برده میشود. اگر شما در آن زمان بودید از این همانندی ها نادرست میکردید و میگفتید این که نمیشود چون اگر راجان (نام نیای زرتشت) را رَجَن به کار ببریم نام روستایی از گرگان میشود و اگر هم در زمانی بودید که گویش تهرانی داشت ریخت می گرفت، دوباره چندتا سخن زشت دیگر مانند "به گاز چه میخواهید بگویید؟" میگفتید. گزاره "چه ترگمان زیبایی انجام داده اید" نادرست است، درست آن "چه ترگمانی زیبایی انجام داده اید" است؛ ترگمان به کسی گویند که نوشته یا گفته ای را برگرداند. ترگمان هم که ترگمون گفتیه اید، نادرست نیست؛ گذشته از آنکه در این مانند کردن از واکه های بلند کاربری شده است و ویژگی هایش برابر نیست. بنده پیش از این گفتم باشد از این پس هِنایش به کار میبرم بیک شما باز جستار را دوباره آغاز کردید و آن را کش دادید؛ دنبال چه هستید؟ اگر میخواهید جستار را از راه به در کنید، که توانستید بکنید ... اکنون خوش هستید؟
نقل قول  
sepideh201
Member
نقل قول:
بنده وارون شما با یکی دو بار دیدن چیزی نمی گویم

شگفتا!!! پس آنجا که «شهر اوبار» را با «شهنابو» جابجا گرفتید و نوشتید: «"شهنابو" سبا" در دیدگاه پیشین بشود "شهبانو سبا» ! آن نوشته را بیش از دوبار خوانده بودید؟!!!

نقل قول:
دیگر کاستی های نوشتاریتان مانند این نمونه: "سخن حقیقتی" ( درستش سخن حقیقی است) فهرست کنم

خیر، بنده منظورم «سخن حقیقی» نبود بلکه همان «سخن حقیقت» بود. اینکه شما دریافت نمی کنید، از کوتاهی بنده نیست! این دو با هم همسان نیستند! بیشتر بخوانید و بیشتر اندیشه کنید تا چنین لغزشهایی نداشته باشید! آنگاه چنین ناهمسانی هایی را درمی یابید!
نقل قول  
sepideh201
Member
نقل قول:
شما سره گفتید تا بگویید من هم میتوانم و این سرافرازی ندارد
گویا شما بر آن هستید که برای نشان دادن درستی نوشته های بنده گواهی بیاورید!!! بنده گفته بودم شما زیاد پیشداوری می کنید، شما هم این را نوشتید که مانند همان پیشداوری های پیشین تان، گواهی بر درستی باور بنده است! پیشتر هم نوشته یودید: (زبان عربی را "زبان کامل" و برگزیده مینامید و همچنین آن را زبان بهشتیان و یاران "امام زمان" ) و براستی که من درنیافتم که چگونه شما به این «دریافت غیبی» رسیدید!!!

هرگز چنین نیست و من چنین باوری ندارم؛ که اگر چنین بود، در "سره نویسی" با شما هم رای می شدم! بنده هرگز در یک نوشته رسمی، بر سره نویسی پافشاری نمی کنم، چرا که زبان را ابزاری برای گفتگو می دانم. به دیگر سخن، زبان را آرمان و هدف نمی دانم بلکه ابزار می دانم!

راستی شاید سرچشمه «دریافت آسمانی» پسین تان (شما سره گفتید تا ...) چیز دیگری باشد!!! کمی ژرفتر اندیشه و اندکی درونکاوی کنید شاید به دستاوردِ دیگرگون و نوینی برسید!!!
______________
نقل قول  
sepideh201
Member
نقل قول:
شما برهان قاطع را بنگر که برای نخستین بار در آنجا آمده است و گرفتگاه آن دو فرهنگ بوده است
نویسنده برهان قاطع بر این باور نبوده است که «برهان قاطع» فراگیر است و هر چیزی که از آن برون باشد نادرست است! اینکه ایشان تنها «هِنایش» نوشته است و عمید و معین و دهخدا، هم «هِنایش» و هم «هَنایش» نوشته اند، از آن روی بوده است که برهان در هیچ نسک و نوشتار دیگری به جز «هِنایش» ندیده است و جایی هم نشنیده است ولی عمید و معین و دهخدا جایی دیگر «هَنایش» را هم دیده یا شنیده اند که در دسترس برهان نبوده است! نه از آن روی که به گفته شما، تنها گرفتگاهشان برهان بوده است، چه در اینصورت باید بیمار بوده باشند که «هَنایش» را هم بی فرنود اضافه کرده باشند!!! و نیز مانند شما به دلخواه خود و برای «زیباتربودن» یا «همانندبودن با ...!» و یا .... چنین نکرده اند!

نمی توان به دلخواه خود و با دستاویزهایی همچون «همانندبودن» یا «زیباتربودن»، واکه ی یک واژه را دگرگون کرد. چندین نمونه پیشتر آوردم که نشان می داد چه می شود اگر چنین کنیم! ولی نمونه های دیگری هم می توان گفت که بسیار خنده آور می شود!

برای نمونه، اگر کسی از شما «سم» (زهر) بخواهد، می گوید: (سَم داری؟) حال اگر در نویسه ی «س» از واکه ی «پیش» به جای واکه ی «زبر» استفاده کند، شما چه واکنشی نشان می دهید؟!!! یا نمونه ای دیگر، اگر به شما بگویند «کَس خوبی هستید»، شما ناراحت نمی شوید و حتی خوشحال هم شاید بشوید! ولی اگر در واژه ی «کس» در نویسه ی «ک» واکه ی «زبَر» را با واکه ی «پیش» جابجا کنند، چقدر هولناک می شود؟!!!

نمونه ای هم از واکه های بلند می گویم؛ اگر شما یک نوشته را از زبانی دیگر به پارسی برگردانید و کسی آن را بخواند، شاید به شما بگوید: «چه ترگمان زیبایی انجام داده اید» اما اگر واکه ی «و» را جایگزین واکه ی «ا» بکند، چه می شود؟! «چه ترگمون زیبایی انجام داده اید»!!! از این نمونه ها بسیار است!!!
______________________
نقل قول  
Jeremiah
Member VIP
بنده گفتم تنها "منظور" را عربی به کار بردید؟ در آن دیدگاهتان یک "بین" را به کار بردید که برابرش را پیش از آن، همانا "میان" را به کار برده بودید. در دیدگاه های پیشینتان همچنین باز هم عربی به کار برده بودید، بنده وارون شما با یکی دو بار دیدن چیزی نمی گویم و یا چیزی را بسیار کش نمی دهم تنها خواستم با گوشزد کردن واپسین نادرستیتان، بگویم در سره نویسی پیروز نیستید زیرا گویا شما می اندیشی که سره نویسی به گفته خودتان "سرفرازی" است و بالندگی دارد. شما سره گفتید تا بگویید من هم میتوانم و این سرافرازی ندارد، روی هم رفته اینگونه بچه بازی در آوردید. اندازه گیری شمار واژگان بیگانه و پارسی پیش از پیام نویسی برای من و پس از آن، آشکارا نشان می دهد آماجتان چیست. شما تا آنجا آماجتان بود که نوشته ویکی پدیا را سره کردید (هرچند کوچ ترکی است). هر چه که دیگران میگویند که درست نیست خود این هم سوفیستی است. بر سخن ناشایست باید خندید سخنان ارجمند بزنید تا از این واکنش ها هم نبینید. اندکی از گفتگوهای پیشینتان را خواندم بر می آمد که از این دسته باشید و اکنون هم آشکار نیست از برای آنکه سخن مرا وازنید، اینگونه گویید. همچنین به در گفتم که دیوار بشنود. شما تنها سخن خود را میگویید و بنده گفتم که چنین گمانی نکردم بیک سخن خود را دوباره میگویید، شما نه گوش شنوا دارید و نه چشم بینا، در این باره با شما همداستان هستم، بیدار شدن کسانی همچون شما شدنی نیست. اگر پرسیدن ندارد و این کار را نمیکردید و این گونه سخن نمیگفتید، پس اندیشه های خود را بازبینی کنید. شما دارای کاستی در منش هستید و دیگران هم به شما گفته اند، خودتان را بازسازی کنید.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You