Hiweb-->

دیوان رباعیات ابوسعید ابوالخیر

دیوان رباعیات ابوسعید ابوالخیر

.
وصل تو کجا و من مهجور کجا
دردانه کجا حوصله مور کجا
هرچند ز سوختن ندارم باکی
پروانه کجا و آتش طور کجا

» کتابناکهای مرتبط:
دیوان اشعار ترکی احمد شوقی تبریزی
نفحات الانس
دیوان اشعار و رسائل اسیری لاهیجی

نسخه ها
PDF
حجم: 552 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 122
4.7 / 5
با 658 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 62
۱۳۸۶/۱۱/۱۳


پاسخنگارش دیدگاه
mt1397
Member
دل جز ره عشق تو نپوید هرگز
جان جز سخن عشق نگوید هرگز

صحرای دلم عشق تو شورستان کرد
تا مهر کسی در آن نروید هرگز

دو بیتی ۳۵۱

نقل قول  
صدرا_1
Member
از بس که شکستم و ببستم توبه
فریاد همی کند ز دستم توبه
دیروز به توبه‌ای شکستم ساغر
امروز به ساغری شکستم توبه
نقل قول  
mt1397
Member
جز وصل تو دل به هر چه بستم توبه
بی یاد تو هر جا که نشستم توبه

در حضرت تو توبه شکستم صد بار
زین توبه که صد بار شکستم توبه

رباعی ۶۰۸
نقل قول  
irani222
Member
تا مرد به تیغ عشق بی سر نشود

اندر ره عشق و عاشقی بر نشود

هم یار طلب کنی و هم سر خواهی

آری خواهی ولی میسر نشود
نقل قول  
irani222
Member
گه زاهد تسبیح به دستم خوانند *** گه رند و خراباتی و مستم خوانند

ای وای به روزگار مستوری من *** گر زانکه مرا چنانکه هستم خوانند
نقل قول  

باز آی که تا صدق نیازم بینی..........بیداری شبهای درازم بینی
.
نی نی غلطم که خود فراق تو بتا..........کِی زنده گذاردم که بازم بینی
نقل قول  
قنوت
Member
خود ابوسعید فقط دو سه بیت تو زندگیش شعر گفته.بقیه ی این بیتا رو از بقیه نقل می کرده. ( البته ممنون از آپلود کننده ی گرامی )
توی خود اسرار التوحید اومده که شیخ اون قدر در عشق به خدا مستغرق بود که از حال خودش هم خبر نداشت چه برسه به این که بخواد شعر بگه. اون دو سه بیت با متن خود اسرار التوحید رو ان شائالله بعداً میام و می نویسم. الان وقت ندارم دنبالش بگردم.
نقل قول  
mnegar
Member
بسیار گوارای جان گردید و روح را ملطف ساخت

بسیار سپاس گذارم
نقل قول  
E R S
Publisher VIP
ما را نبود دلی که کار آید ازو
جز ناله که هر دمی هزار آید ازو

چندان گریم که کوچه‌ها گل گردد .....
نی روید و نالهای زار آید ازو
نقل قول  
هرگاه که بینی دو سه سرگردان را
عیب ره مردان نتوان کرد آن را
تقلید دو سه مقلد بی معنی
بدنام کند ره جوانمردان را
نقل قول  
Blindfold
Member
گر در یمنی چو با منی پیش منی
گر پیش منی چو بی منی در یمنی
من با تو چنانم ای نگار ختنی
که اندر عجبم که من توام یا تو منی

دیوان زیبایی هستش و زبان شیرین و روانی داره ،، شعر بالا سوال خردادم بود که تعداد ضمایر رو خواسته بود !
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
ای در سر هر کس از خیالت هوسی.
بی یاد تو برنیاید از من نفسی.

مفروش مرا بهیچ و آزاد مکن.
من خواجه یکی دارم و تو بنده بسی
نقل قول  
M Hosseini
Member
گر با دگران به از منی ، وای به من
ور با همه کس همچو منی ، وای همه
نقل قول  
سلطان ابوسعیدابوالخیرهمواره لباس سفیدبرتن داشت والله را می ستود بدون گفتار
وضع مالی اش متوسط بود وسیما صورت بود ونماز می خواند
از اخلاق پرسیدند فرمود:سکوت
نقل قول  
simin
Publisher

روزی شیخ برای سخنرانی و ارشاد و موعظه خلق به مجلسی وارد شد و جمعی از مریدان شیخ در مجلس انتظار وی را می کشیدند
شیخ در حالی که عبای خود را زیر بغل خود گرفته بود و عبایش بر زمین کشیده میشد در مجلس وارد شد . ازدحام جمعیت جایی برای ورود تازه واردان در مجلس نگذاشته بود. یکی از مریدان برخواست و بلند آواز داد که خدا رحمت کند کسی را که برخیزد و قدمی پیش نهد (تا جا باز شود)
شیخ که در حین بالا رفتن از منبر بود به سوی پایین روانه شد و از مجلس خارج شد
مریدان را از فعل شیخ تعجب آمد و علت را پرسیدند
شیخ گفت هر آنچه امروز می خواستم بگویم را این مرد گفت (خدا رحمت کند کسی را که برخیزد و قدمی پیش نهد)



نقل قول  
fishbad
Member
در دیده بجای خواب اب است مرا

زیرا که بدیدنت شتاب است مرا

گویند بخواب تا بخوابش بینی

ای بیخبران چه جای خواب است مرا

نقل قول  
اشی مشی
Member
پرسیدم ازو واسطه ی هجران را
گفتا سببی هست بگویم آنرا
من چشم تو ام اگر نبینی چه عجب
من جان توام کسی نبیند جان را . . .
نقل قول  
simin
Publisher

حج


گویند ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت کعبه رود. با کاروانی همراه شد و چون توانائی پرداخت برای مرکبی نداشت پیاده سفر کرده و خدمت دیگران میکرد .
تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع اوری هیزم به اطراف رفت در زیر درختی مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید از احوال وی جویا شد و دریافت که از خجالت اهل و عیال جهت کسب روزی به اینجا پناه اورده است و هفته ای است که خود و خانواده اش در گرسنگی بسر برد ه اند.
چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو .
مرد بینوا گفت مرا رضایت نیست تو در سفر حج در حرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم. شیخ گفت حج من تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف کنم به ، زانکه هفتاد بار زیارت آن بنا کنم.




نقل قول  
doaa
Member
در ادبیات فارسی دو دیوان رباعی وجود دارد که یکی خیام ودیگری ابوسعید میباشد که هردو شاهکاراست
نقل قول  
حسین د
Member
از بس که شکستم و ببستم توبه
فریاد همی کند ز دستم توبه
دیروز به توبه ای شکستم ساغر
وامروز به ساغری شکستم توبه
نقل قول  
mosafer 17
Member


ما کشتهٔ عشقیم و جهان مسلخ ماست


ما بیخور و خوابیم و جهان مطبخ ماست



ما را نبود هوای فردوس از آنک


صدمرتبه بالاتر از آن دوزخ ماست

نقل قول  
sobhesahari
Member
خیلی به کارم اومد برا مقاله هم میخواستم عالی بود
نقل قول  
باران
Member


بر ما در وصل بسته میدارد دوست
دل را به فراق خسته میدارد دوست

من‌بعد من و شکستگی بر در دوست
چون دوست دل شکسته میدارد دوست

نقل قول  
keivan71
Member
دل کیست که گویم از برای غم تست

یا آنکه حریم تن سرای غم تست

لطفیست که میکند غمت با دل من

ورنه دل تنگ من چه جای غم تست
نقل قول  
keivan71
Member
ای دلبر ما مباش بی دل بر ما
یک دلبر ما به که دو صد دل بر ما
نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما
یا دل بر ما فرست یا دلبر ما


نقل قول  
alison12
Member

وا فریادا ز عشق وا فریادا کارم بیکی طرفه نگار افتادا
گر داد من شکسته دادا دادا ور نه من و عشق هر چه بادا بادا

***
دیشب که دلم ز تاب هجران میسوخت اشکم همه در دیده‌ی گریان میسوخت
میسوختم آنچنانکه غیر از دل تو بر من دل کافر و مسلمان میسوخت

***
ما کشته‌ی عشقیم و جهان مسلخ ماست ما بیخور و خوابیم و جهان مطبخ ماست
ما را نبود هوای فردوس از آنک صدمرتبه بالاتر از آن دوزخ ماست

***
گفتی که فلان ز یاد ما خاموشست از باده‌ی عشق دیگری مدهوشست
شرمت بادا هنوز خاک در تو از گرمی خون دل من در جوشست

***

دردیکه ز من جان بستاند اینست عشقی که کسش چاره نداند اینست
چشمی که همیشه خون فشاند اینست آنشب که به روزم نرساند اینست
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
در دیده به جای خواب ، آبست مرا
زیرا که به دیدنش شتابست مرا

گویند بخواب تا بخوابش بینی
کی بیخبران چه جای خوابست مرا
نقل قول  
poorfar
Publisher
از بارِ گنه شد،
تن مسکینم پست

یا رب...
چه شود،
اگر مرا گیری دست؟؟؟

گر در «عملم»؛
آنچه تو را شاید،
نیست...

اندر «کرمت»؛
آنچه مرا باید،
هست!
نقل قول  
al2ezoo
Member
گر طالب راه حق شوی ره پیداست

او راست بود با تو، تو گر باشی راست

وانگه که به اخلاص و درون صافی

او را باشی بدان که او نیز تراست
نقل قول  
Saddist
Member
اون روزی که سرباز گلوی بچه رو میبرید.

شیخِ ما با چاکِ پیراهنش ور می رفت!

دستش رو بیرون میآورد و حریفان عربده میکشیدند ...
دستش رو فرو میکرد و حریفان نعره برمیآورند!

اونجا کلاً ، کسی ساکت نمینشست!
نقل قول  
Saddist
Member
شیخِ ما داشت از کوچه رد میشد

خورده شیشه به پاش خلید!

قطره ای سرشک از دیدگانش چکید!

حریفان نعره برآوردند و عربده به هوا خاست!
نقل قول  
negar sharifi
Member
از وقتی تو دبیرستان با نوشته های ابولسعید ابوالخیر آشنا شدم دائم دنبال کتاباش میگردم. بالاخره یافتم.
ممنونم دوست عزیز که این کتاب رو در اختیار ما هم گذاشتی
نقل قول  
ansherly
Member

آزرده ترم، گر چه کم آزارترم
بی یارترم، گر چه وفادارترم
با هر که وفا و صبر من کردم بیش
سبحان الله، به چشم او خوارترم


ممنون.شعراش بی نظیره

نقل قول  
zamani55
Member
این کتاب بکلی بر روی اقکار من تاثیر مثبت و زیبائی باقی کذاشته است که هرگاه به یاد آن می افتم فورا به کتاب مراجعه میکنم و دو باره و دوباره آنرا مرور میکنم.
نقل قول  
zapas
Member
فرق کتاب خوب با طلا این است که آدم های فهیم برای داشتن اولی ، دومی را به راحتی خرج می کنند.
نقل قول  
shemshad65
Member
وا فریادا زعشق وا فریادا
کارم بیکی طرفه نگار افتادا
گر داد من شکسته دادا دادا
ور نه من و عشق هرچه بادا بادا
نقل قول  
جعفر1360
Member
صل تو کجا و من مهجور کجا
دردانه کجا حوصله مور کجا
هرچند ز سوختن ندارم باکی
پروانه کجا و آتش طور کجا



عالی بود ممنون خدایش رحمت کند
نقل قول  
sahandxzx
Member
حضرت ابوسعيد از اولياي مشهور و نامدار سرزمين پارس بودند.خداوند رحمت بي كران خود را بر اين بنده خالص خود تمام كند و ما را نيز به سبب اين دوستان و مقربان درگاهش بيامرزد.آمين.
نقل قول  
valipoor
Member
عالي بود كيفيتش هم خيلي خوب بود.
ممنونم
نقل قول  
miya
Member
من بی تو دمی قرار نتوانم کرد احسان ترا شمار نتوانم کرد
گر برسر من زبان شود هر مویی یک شکر تو از هزار نتوانم کرد




از واقعه‌ای ترا خبر خواهم کرد و آنرا به دو حرف مختصر خواهم کرد
با عشق تو در خاک نهان خواهم شد با مهر تو سر ز خاک بر خواهم کرد




گفتم: چشمم، گفت: به راهش می‌دار گفتم: جگرم، گفت: پر آهش می‌دار
گفتم که: دلم، گفت: چه داری در دل گفتم: غم تو، گفت: نگاهش می‌دار




دیشب که دلم ز تاب هجران می‌سوخت اشکم همه در دیدهٔ گریان می‌سوخت
می‌سوختم آن چنان که غیر از دل تو بر من دل کافر و مسلمان می‌سوخت.


ابوسعید ابوالخیر در میان عارفان مقامی بسیار ممتاز و استثنایی دارد و نام او با عرفان و شعر آمیختگی عمیقی یافته‌است. چندان که در بخش مهمی از شعر پارسی چهره او در کنار مولوی و خیام قرار می‌گیرد، بی آنکه خود شعر چندانی سروده باشد. در تاریخ اندیشه‌های عرفانی در صدر متفکران این قلمرو پهناور در کنار حلاج ، بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی به شمار می‌رود. همان کسانی که سهروردی آنها را ادامه دهندگان فلسفه باستان و تداوم حکمت خسروانی می‌خواند. از دوران کودکی نبوغ و استعداد او بر افراد آگاه پنهان نبوده‌است. او خود می‌گوید: «آن وقت که قرآن می‌آموختم پدرم مرا به نماز آدینه برد. در راه شیخ ابوالقاسم که از مشایخ بزرگ بود پیش آمد، پدرم را گفت که ما از دنیا نمی‌توانستیم رفت زیرا که ولایت را خالی دیدیم و درویشان ضایع می‌ماندند. اکنون این فرزند را دیدم، ایمن گشتم که عالم را از این کودک نصیب خواهد بود.» نخستین آشنایی ابوسعید با راه حق و علوم باطنی به اشاره و ارشاد همین شیخ بود. چنانکه خود ابوسعید نقل می‌کند که شیخ به من گفتند: ای پسر خواهی که سخن خدا گویی گفتم خواهم. گفت در خلوت این شعر می‌گویی:

من بی تو دمی قرار نتوانم کرد احسان تو را شمار نتوانم کرد
گر بر سر من زبان شود هر مویی یک شکر تو از هزار نتوانم کرد




همه روز این بیت‌ها می‌گفتم تا به برکت این ابیات در کودکی راه بر من گشاده شد. ابوسعید در فرهنگ شرق زمین شبیه سقراط است. گرچه عملاً در تدوین معارف صوفیه اثر مستقلی به جای نگذاشته‌است با این همه در همه جا نام و سخن او هست. چندین کتاب از بیانات وی به وسیله دیگران تحریر یافته و دو سه نامه سودمند مهم که به ابن سینا فیلسوف نامدار زمان خود نوشته‌است از او بر جا مانده‌است
نقل قول  
کارتون واقعا عالیه لذت بردم
نقل قول  
mahsa11
Member
ممنون کتابهای بیشتری بذارید
نقل قول  
خداوند ابوالسعید ابوالخیر را رحمت کناد!
خیلی کتاب قشنگ و آموزنده ایه.
نقل قول  
mehrbaba
Member
دريا باش تا اگر كسي سنگي به سويت پرتاب كرد سنگ غرق شود و تو متلاطم نشوي
پر عشق باشيد
نقل قول  
aya
Member
با تشکر از تمام دوستان
ولی اگه کتاب های مرتبط با ابو سعید رو هم می گذاشتید بهتر می شد.
نقل قول  
farshad022
Member
ای دل چو فراقش رگ جان بگشودت/منمای به کس خرقه خون الودت
نقل قول  
999999
Member
khili khili merciiiiiiii
نقل قول  
ghafoorno
Member
فقط می تونم از ابوسعید همینو بگم که :

همه جمال تو بینم ، چو دیده باز کنم همه تنم دلگردد کی با تو راز کنم
حرام دارم با دیگران سخن گفتن کجا حدیث تو آمد سخن دراز کنم
نقل قول  
shv62
Member
مرسی.کتاب خیلی زیبا و دلنشینی است
نقل قول  
gholamabas
Member
فوق العاده زیباست مرسی...
نقل قول  
unes
Member
تا آب شدم سراب دیدم خود را
دریا گشتم حباب دیدم خود را
آگاه شدم غفلت خود را دیدم
بیدار شدم به خواب دیدم خود را
نقل قول  
بسيار ممنون از لطف و زحمت شما عزيزان بسيار عالي بود
نقل قول  
amir472
Member
بسیار ممنون از این کتاب زیبا.
نقل قول  
aipar
Member
امید وارم این افتخار رو داشته باشم تا شاید یه روزی کتاب منم در کتابناک شما بدرخشه در کنار شما و با دستان مهربان تو که سر افرازی
نقل قول  
aipar
Member
تو در خور ستایشی
من حقیر تر از بیان واژه ای
نقل قول  
alvand100
Member
بسیار عالی متشکریم
نقل قول  
pigeon
Member
ممنونم. دنبال اين کتاب بودم. هنوز نخوندم. اما مي دونم عاليه.
متشکرم.
نقل قول  
pambizak
Member
ممممممممممممممممممممممممممممننننننننن نننننننننننننننننننننننوووووووووووووو وووووووووووون
نقل قول  
hamid
مدیر فنی VIP
فایل برسی شد و سالم بود؛ با استفاده از "مطالعه آنلاین" که در این لینک قابل دسترسی است میتوانید فایل را تست کنید.
همچنین لطفا برای گزارش خرابی کتب از آپشن مربوطه که در قسمت اختیارات موجود است استفاده کنید.
نقل قول  
sf6
Member
format erore ميده
نقل قول  
Reza
مدیر کل VIP
ميشه بفرماييد دقيقا چه اروري ميده؟
نقل قول  
sf6
Member
موقع باز كرد كتابا eror ميده چرا؟
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You