تولستوی

تولستوی

.
حق تکثیر: ت‍ه‍ران‌: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، انتشارات سروش‏‫، ۱۳۷۱

» کتابناکهای مرتبط:
مسافر
سقراط خراسان
مفاخر آذربایجان - جلد 3

نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
تعداد صفحات: 82
4.4 / 5
با 41 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 4
۱۳۹۳/۰۹/۲۴


پاسخنگارش دیدگاه
babakketab
Member
نخوندم اما حس خوبی میده بهم،مطمئنم کتاب پر محتوایی هستش
نقل قول  
pikopiko
Member
حتما باید ترجمه را جزو کارهای خوب به حساب آورد
هرچند متاسفانه بنده نتوانستم با آن ارتباط برقرار کنم
یک جور ترجمه ثقیل و دشواریاب بود
اما تولستوی نویسنده ای بزرگ و بی نظیر است
نقل به مضمون از لنین
آنچیزی که نویسندگان طبقه فرودست از زندگی مردمان فقیر روسیه نتوانستند بنویسند این اشرافزاده به خوبی به تصویر کشید
نقل قول  
siderella
Member
وقتی تولستوی می خوانید گمان می برید که از پنجره گشاده به جهان واقعی می نگرید،همین و بس-تسوایگ

"تولستوی" فارغ از هر دغدغه ایی ییست سال از عمر خود را تا سن پنجاه سالگی صرف آفرینش آثار خود می کند.
به مدت سی سال هم، از پنجاه سالگی تا به هنگام مرگ،جزء برای آن نزیست تا معنای زندگی را دریابد و بشناسد.

1-چرا باید زندگی کرد؟
2-سبب هستی من و دیگران چیست؟
3-از زندگی من و دیگری مقصود چیست؟
4-این دوگانگی خیر و شر چه معنای دارد، و چرا من این احساس را دارم؟
5-من چگونه باید زندگی کنم؟
6-مرگ چیست ؟چگونه می توانم از چنگش بگریزم؟

"چگونه می توانم از چنگش بگریزم؟" "من چگونه باید زندگی کنم؟"
این فریادهای هراسناک را تولستوی سر می دهد.فریادی که چنگال های بحران از قلب تپنده اش بیرون می کشد.
و همین فریاد است که از این پس سی سال بازتاب پیدا می کند.تا آن دم که دیگر لب از لب نمی گشاید.ص-43
(چو گردن به اندیشه آوری/ زهستی مکن پرسش و داوری-فردوسی)

تولستوی در حالی که در جوانی یک نهلیست(پوچ گرا) بود بعد از فرازنشیب های بسیاری که در عرصه دین و فلسفه و عرفان..داشت سرانجام در دقایق واپسین از عمر خود چنین گفت:
"به خدا نمی توان نزدیک شد مگر در عالم تنهایی"!!

آفرین باد.... بر تولستوی، که پس از فراز ونشیب های بسیار... نه، از روی مطالعات انجام شده بلکه به نتیجه گیری مستقل قلبی خودش رسید!!!

جوانی که سرشار از تب تند بی خدایی و پوچی بود،در لحظات پایانی عمر خود، با صدایی کمابیش خاموش..آخرین اندیشه ای خود را به دخترش این چنین دیکته می کند.
خدای را می خواند"این بیکران کاملی که آدمیزاد تنها ذره محدودی از آن،جلوه ی او را درماده،زمان،فضا احساس می کند،و صلا می دهد که یگانگی این موجودات خاکی با زندگی دیگر موجودات میسر نخواهد شد مگر به یاری عشق

بخونید،از دستش ندین،ترجمشم خیلی قشنگ..........
سپاس....از آپلود کننده محترم، کبیر عزیز
نقل قول  
هیرکان
Member
اوغول نازنین
پیشنهاد می نمایم کتاب" ورشو 1920،تلاش نافرجام لنین برای چیرگی بر اروپا" نگاشته آدام زامویسکی با برگردان کاوه بیات از انتشارات نشر ماهی سال 1390 را مطالعه بفرمایید.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You