Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

آبی خاکستری سیاه

نویسنده:
دفتر شعری از حمید مصدق شامل یکی از معروف ترین آثار او بنام قصیده آبی خاکستری سیاه.

درباره شاعر:
حمید مُصَدِّق (زادهٔ ۹ بهمن ۱۳۱۸ شهرضا - درگذشتهٔ ۷ آذر ۱۳۷۷ تهران) شاعر و حقوقدان ایرانی بود.

حمید مصدق بهمن ۱۳۱۸ در شهرضا متولد شد. چند سال بعد به همراه خانواده‌اش به اصفهان رفت و تحصیلات خود را در آنجا ادامه داد. او در دوران دبیرستان با منوچهر بدیعی، هوشنگ گلشیری، محمد حقوقی و بهرام صادقی هم مدرسه بود و با آنان دوستی و آشنایی داشت.

مصدق در ۱۳۳۹ وارد دانشکده حقوق شد و در رشته بازرگانی درس خواند. از سال ۱۳۴۳ در رشته حقوق قضایی تحصیل کرد و بعد هم مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد گرفت. در ۱۳۵۰ در رشته فوق لیسانس حقوق اداری از دانشگاه ملی دانش‌آموخته شد و در دانشکده علوم ارتباطات تهران و دانشگاه کرمان به تدریس پرداخت.

وی پس ار دریافت پروانه وکالت از کانون وکلا در دوره‌های بعدی زندگی همواره به وکالت اشتغال داشت و کار تدریس در دانشگاه‌های اصفهان، بیرجند و بهشتی را پی می‌گرفت.

در ۱۳۴۵ برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت و در زمینه روش تحقیق به تحصیل و تحقیق پرداخت. تا سال ۱۳۵۸ بیشتر به تدریس روش تحقیق اشتغال داشت و از ۱۳۶۰ تدریس حقوق خصوصی به خصوص حقوق تعاون . مصدق تا پایان عمر عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی بود و مدتی نیز سردبیری مجله کانون وکلا را به عهده داشت.

حمید مصدق در هشتم آذرماه ۱۳۷۷ بر اثر بیماری قلبی در تهران درگذشت.

حق تکثیر: تهران: کتابیار، ‏‫‏۱۳۸۹.

» کتابناکهای مرتبط:
مردی که گریه می‌کند از پشت پنجره
زنی به طعم خاک
گوزن های پا به ماه

نسخه ها
4.6 / 5
با 1105 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 71
۱۳۸۶/۰۸/۰۷


پاسخنگارش دیدگاه
baranesepid14
Member
ای کاش می شد دانلود کرد
نقل قول  
E R S
Publisher
"وای باران ... باران ...

شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

تو گل سرخ منی ، تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری ؟
نه ، از آن پاکتری

ای خدا آخر چه کس باور کرد
جنگل جانم را ؟
آتش عشق تو خاکستر کرد

تو گل سرخ منی ، تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری ؟
نه ، از آن پاکتری"


"باران" ، خواننده : محمد نوری ، از آلبوم "جاودانه با عشق" ..
نقل قول  
maryamyavari
Member
نمی شود که باشد
بهار از تو سرسبز تر و گل از تو گلگون تر
تو آن شعر بلندی هستی که من دوست دارم...
امضای من پای آن باشد..
نقل قول  
exorcism
Member
من هنوز از اثر عطر نفس های تو سرشار سرور
گیسوان تو رد اندیشه ی من
گرم رقصی موزون
کاشکی پنجه ی من
در شب گیسوی پر پیچ تو راهی می جست

چشم من ،چشمه ی زاینده ی اشک،
گونه ام بستر رود
کاشکی همچو حبابی بر آب
در نگاه تو تهی می شدم از بود و نبود
***
عااااشقشم
نقل قول  
HedieH AP
Member
من گمان میکردم
دوستی همچون سروی سرسبز
چارفصلش همه آراستگی ست
من چه میدانستم
هیبت باد زمستانی هست
من چه میدانستم
سبزه می پژمرد از بی آبی
سبزه یخ میزند از سردی دی
من چه میدانستم
دل هرکس دل نیست
قلبها ز آهن و سنگ
قلبها بی خبر از عاطفه اند...
نقل قول  
HedieH AP
Member
با من اکنون چه نشسنها،خاموشیها
با تو اکنون چه فراموشیهاست...
محشره..خدا رحمتش کنه...
نقل قول  
Tiam2014
Member
هر چی از زیبایی این اثر بگم کم گفتم
بسیار زیبا و لطیف و سرشار از عشق

تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری
نه
از آن پاکتری
تو بهاری ؟
نه
بهاران از توست
از تو می گیرد وام
هر بهار اینهمه زیبایی را
نقل قول  
HedieH AP
Member
حمید مصدق، شاعر عاشق پیشه...
وای باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست...
عااااااااالیه...عاشقشم......!!!!!
نقل قول  
چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو ...
نقل قول  
Adonis6776
Member
من به خود می گویم
چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد.........
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You