رسته‌ها
یادداشتهایی برای یاسی
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 59 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 59 رای
پویا و یاسی دو هم بازی اند که در کودکیهای خود به یکدیگر علاقه ای خاص دارند. این دو در یک رویداد خارج از تصور از یکدیگر جدا می افتند. سالها بعد پویا همه چیز را باز گو میکند.
قالب داستان " رمان-شعر " میباشد با وزنی که بیشتر آن سمت رمان است.
لازم به توضیح است که این رمان تا مرز نشر کاغذی نیز پیش رفت که به دلایلی وسیع و نا گفته از انتشار آن منصرف شدم.
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
126
آپلود شده توسط:
mohsen ghahari
mohsen ghahari
1392/02/21

کتاب‌های مرتبط

کجا بجویم تو را ؟
کجا بجویم تو را ؟
5 امتیاز
از 1 رای
سرنوشت یک انسان
سرنوشت یک انسان
4.2 امتیاز
از 61 رای
راهی بدوزخ
راهی بدوزخ
3 امتیاز
از 1 رای
اسکارلت - جلد ۲
اسکارلت - جلد ۲
4.5 امتیاز
از 176 رای
عروج
عروج
4 امتیاز
از 4 رای
تویست داغم کن
تویست داغم کن
3.9 امتیاز
از 13 رای
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی یادداشتهایی برای یاسی

تعداد دیدگاه‌ها:
176
درود به همه دوستان خوب کتابناکی ام.
به آگاهی دوستان عزیزم میرسانم امروز ناشر عزیز این کتاب که قرار بود برایم کتاب را به نشر کاغذی برساند ( و من منصرف شدم و کتاب را به رایگان در اختیار شما خواننده گرامی قرار دادم ) فهرست فیپا ی کتاب را برایم تهیه کرد و در اختیارم گذاشت. بر این اساس و از این به بعد این کتاب به صورت کاغذی در کتابخانه ملی جای خواهد گرفت.
ضمنا بزودی کتاب موجود pdf در سایت هم با فهرست فیپا و کیفیت بهتر در اختیار خواننده قرار خواهد گرفت...تقدیم به همه دوستداران این کتاب که همیشه با احساسشان و ... مرا یاری رسان بودند....
سرشناسه : قهاری، محسن ‏
‏عنوان و نام پدیدآور : یادداشت‌هایی برای یاسی/ محسن قهاری.
‏مشخصات نشر : تهران: راه ثریا‏‫،۱۳۹۲.‮
‏مشخصات ظاهری : ‏‫۱۲۸ص.‬
‏شابک : ‭978-600-6910-02-4‬
‏وضعیت فهرست نویسی : فیپا
‏موضوع : داستان‌های فارسی -- قرن ۱۴
‏رده بندی کنگره : ‏‫PIR۸۱۸۰‭‬ ‭/ھ۲۴‭ی۲ ۱۳۹۲‬
‏رده بندی دیویی : ‏‫‭۸‮فا‬۱/۶۳
‏شماره کتابشناسی ملی : ‭۳۱۶۲۳۶۱

میخواهمت چنانکه شب خسته خواب را
می جویمت چنان که لب تشنه آب را
محو توام چنانکه ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان آفتاب را
بی تابم آنچنانکه درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را
بایسته ای چنان که تپیدن برای دل
یا آنچنانکه بال پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی می آفرینمت
چونانکه التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را
قیصر امین پور
ترانه گرانقدر، دوست عزیزکتابناکی ام
با نظر ارزشمند شما موافقم.بله این کتاب هم مانند همه داستانهای دیگر قوت و ضعف خود را دارد.
امید اینکه در داستانهای دیگر نظر دوستان خوبی چون شما را به همراه داشته باشم...
سپاس از لطفتان...
سلام بر همه دوستان کتابناکی به خصوص نویسنده محترم کتاب" یادداشتهایی برای یاسی"
این کتاب مانند همه ی کتاب ها دارای نقاط ضعف و قوت زیادیست که البته نقاط ضعفِ آن در حدی ست که بتوان از آن چشم پوشی کرد.
کتاب فضای صمیمی و عاشقانه را که امروزه در جامعه کمرنگ است در غالب عشقی کودکانه به رخ می کشد و ظرایف و زیبایی های عاشق ومعشوق را به خوبی بیان می کندو
دوری وجدایی هم که یک امر نسبتا اجباری در نوشته های عاشقانست در غالب یک رخداد خیالی تحقق میابد.
در کل داستان روند معمول و خوبی را طی می کند و پایان هم به خوبی طراحی شده واجرا میگردد.
تبریک میگم دوست عزیز 8-)8-)8-)
[quote='faketab']درود محسن قهاری
بسیار ساده و صمیمی بود،فک کنم همه با خوندن این کتاب یاد اولین تپشهای عاشقانه قلبشون افتاده باشن[/quote]
درود فاطمه گرامی.دقیقا ....چقدر دوست داشتنهای کودکانه زیباست...بدور از من و تویی ، بدور از خودبینی...و پر از گذشت و فراموشی! همه چیز ساده است...رنگ اگر هست رنگین کمان طبیعی است. گل اگر هست یاس است.ساده...صمیمی...حیرت آور...
ممنون از ظرافت طبع شما...
...
وقتی که زندگی من دیگر
چیزی نبود، هیچ چیز، بجر تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم ، باید، باید، باید
دیوانه وار دوست بدارم
یک پنجره برای من کافیست
یک پنجره به لحظه آگاهی و نگاه و سکوت...
فروغ فرخزاد- ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد.
تقصیر تو نبود !
خودم نخواستم چراغ قدیمی خاطره ها
خاموش شود !
خودم شعرهای شبانه اشک را
فراموش نکردم !
خودم کنار آرزوی آمدنت اردو زدم !
حالا نه گریه های من دینی به گردن تو دارند
نه تو چیزی بدهکار دلتنگی اینهمه ترانه ای !
خودم خواستم که مثل زنبوری زرد
بالهایم در کشاکش شهدها خسته شوند
وعسلهایم
صبحانه کسانی باشند
که هرگز ندیدمشان!
تنها آرزوی ساده ام این بود
که در سفره صبحانه تو هم عسل باشد!
که هرازگاهی کنار برگهای کتابم بنشینی
وبعد از قرائت بارانها
زیر لب بگوئی :
یادت بخیر ! نگهبان گریان خاطره های خاموش!
هنوز هم که هنوز است
از دیدن تو در خیابان خیس خوابهایم
شاد میشوم !
هنوز هم جای قدمهای تو
برچشم تمام ترانه هاست !
هنوز هم همنشین نام وامضای منی !
"یغما گلرویی از کتاب مگر تو بامابودی "
آغاز سفر عشق این است: "کنار گذاشتن من و هیچ شدن". از این هیچ است که همه چیز زاده می شود.
...*
من شعر سکوتم را در گوش تو خواهم خواند، شب های بلندم را با یاد تو خواهم ماند، من ریشه ی عشقم را در قلب تو خواهم کاشت، آن صحبت اول را در خاطره خواهم داشت.
...*
در این دنیا که حتی ابر ، نمی گرید به حال ما، همه از من گریزانند، تو هم بگذر از این تنها..
...*
خاطرات خیلی عجیبند
گاهی میخندیم به روزهایی که گریه کردیم
گاهی گریه میکنیم برای روزهایی که خندیدیم
درود محسن قهاری
بسیار ساده و صمیمی بود،فک کنم همه با خوندن این کتاب یاد اولین تپشهای عاشقانه قلبشون افتاده باشن;-(
یادداشتهایی برای یاسی
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک