رسته‌ها
با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 111 رای

پله پله تا ملاقات خدا

امتیاز دهید
5 / 4.7
با 111 رای
این کتاب در مورد زندگی، اندیشه و سلوک مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (رومی) می‌باشد.
این کتاب شرح جانانه و جنون آمیز جوانمردی است که پیش از آنکه صبح معرفت،از مشرق سرّش بر دمد و «شمس» عشق در افق اقبالش طالع شود، زاهدی باز ترس، سجاده نشینی باوقار، شیخی زیرک،مرده ای گریان بود و وقتی در چنگال شیخ گیر افتاد و دولت عشق را نصیب برد زنده ای خندان،عاشقی پَرّان،یوسفی یوسف زاینده،و آفتابی بی سایه شد و این همه را وامدار آن بود که دلیرانه و کریمانه و فارغ از بندگی و سلطنت و شریعت و ملت تن به قضای عشق داد و پا در قماری عاشقانه نهاد:

خُنُک آن قمار بازی ، که بباخت هر چه بودش
و نماند هیچش الّا ،
هوس قمار دیگر . . .


Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
آپلود شده توسط: ناناتا
۱۳۹۱/۱۲/۱۹
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
393
فرمت:
PDF
حق نشر:
علمی
ویرایش
درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی پله پله تا ملاقات خدا

تعداد دیدگاه‌ها:
25
خدا می دونه امشب چند تا کتاب رو خواستم دانلود کنم که امکانش وجود نداشت !!!! این موقع شب نیم ساعت میخوام چند تا کتاب مورد علاقه ام رو دانلود کنم که « با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این آثار ، امکان دانلود وجود نداشت » !!! ، فقط وقت تلف کردم ! کاش یه قسمتی بود که کتاب های قابل دانلود و بی اشکال رو آنجا معرفی می کردید و ما هم مستقیم به آن قسمت می رفتیم . این طوری ما هم تکلیف خودمون رو میدونیم و با این بی وقتی بی جهت دنبال کتاب هایی نمی گردیم که غیر قابل دانلود هستند ! امیدوارم به عنوان یک پیشنهاد روش فکر کنید ، خیلی ها هم که مشکل اینترنت و دانلود دارند بماند .... من همه ی جون و عمرم کتاب و کتاب خوندن است اما با این همه مشغله وقت کمی برای چرخیدن توی نت دارم .
یکی از دوستانم تصمیم به هجرت گرفت و چون ان طرف اب را ندیده بود با خیالاتش یک دنیایی رویایی ساخته بود ولی بعد از رسیدن به ان طرف اب دید مشکلات جدیدی سر راهش بوجود امده لذا خدا حافظی با یک سایت ان هم برای همیشه و با کتب مربوط به تاریخ این مملکت چیز غریبی است و باید دوستمان خیلی نا امید شده باشد امیدوارم در هر کجای دنیا هستی به این سایت خاطره انگیز سر بزنی و لااقل تقویت زبان فارسی را کرده باشی.
مهاجرت کرد
نه اینکه به نون و نوایی برسد
نمیخواست شاهد مرگش باشند .
دوستان این کتابو نمی شه دانلود کرد؟

درود دوستان

دوستان خوبم امروز روز آخری است که به این سایت میام ....میخواستم از همه دوستان عزیز و اعضا محترم سایت خوب کتابناک خداحافظی بکنم ...
حالا چرا اینجا این مطلب رو می نویسم به این دلیل است که میخوام از همه دوستانی که باهاشون بحث کردم و ازشون انتقاد کردم خواهش کنم که از من نرنجیده باشند ....
اصلن عادت ندارم کسی را از خودم برنجونم ......همه تون رو دوست دارم و برای همگیتون آرزوی موفقیت میکنم ...
راستش دارم از ایران میرم برای همیشه .....از سرزمینی که عاشقش هستم ولی خسته ام از دورویی مردمانش !!!!!!!!!
بیشتر از آدمهای نان به نرخ روز خورش خسته ام و دلگیر........که شجاعت و صداقت ندارند و برای زندگی کردن دست به تظاهر میزنند .....برای مردمی که یک عمره دارند نقش بازی میکنند و نمیخوان ماسکها رو از روی صورتهاشون بردارند .....ماسکهایی که چهره مذهب و ادبیات را هم پوشانده و همون بهتر که برداشته نشه !!!!!!!!!!!!

بدرود دوستان عزیزم .....روزهای خوب و اوقات خوبی اینجا داشتم ...همه تون رو دوست دارم و آینده بسیار خوبی رو برای همه تون آرزو دارم ...
شاید یه روزی برگشتم ....شاید
اگر قبل از کامنت گذاشتن به من تذکر داده بودید حتما پی دی اف رو کامل میکردم دوست عزیز
و اگر همچین کاری نمیکردم شما حق همچین برداشتی رو داشتید
شما به بزرگواری خوتون ببخشید که ادب و کمالات من در حد شما نیست هر چند که گستاخی نکردم و حقیقتو گفتم
باور کنید اصلا ناراحت نشدم ولی برام عجیبه که شما چطوری به این راحتی تهمت زدید

نقل قول از ناناتا:
اگر این چیزی که شما میگید واقعیت داشته باشه و من به دلیل سانسور کردن این صفحه رو اسکن نکردم
یا خودمو خر فرض کرده بودم یا کسایی که قرار بوده این کتاب رو دانلود کنن و بخونن


دوست گرامی ؛
اول به این همه ادب و کمالات شما آورین میگم و دوم اینکه بنده قبل از خواندن این متن و در جواب کامنتی که برام گذاشته بودید نوشتم قصدم ناراحت کردن شما نبوده و امیدوارم دلخور نشده باشید ولی با خواندن این کامنتتون از نوشته خودم در پروفایلتون متاسفم ....
به جای این بی ادبیها و بی احترامیها که البته در مورد خودتون تنها آزاد هستید بگویید یاد داستانی افتادم که در اینجا ذکر میکنم ...
یک نویسنده جوانی به برنارد شاو گفت : استاد شما برای چی می نویسید ؟؟شاو پاسخ داد:برای یک لقمه نان ....
نویسنده جوان با تندی جوابداد: متاسفم برخلاف شما من برای فرهنگ می نویسم !!!!...شاو در جوابش گفت :درسته پسرم هر کدام از ما برای چیزی که نداریم می نویسیم !!!!!!!!!!

به جای این پاسخهای بی ادبانه و گستاخانه لطف می کردید و کتاب رو تصحیح می کردید .



اگر این چیزی که شما میگید واقعیت داشته باشه و من به دلیل سانسور کردن این صفحه رو اسکن نکردم
یا خودمو خر فرض کرده بودم یا کسایی که قرار بوده این کتاب رو دانلود کنن و بخونن
با تشکر ویژه از دوست عزیز utab
متشکر بابت توضیحات کامل تون و اینکه به نکته ی ظریفی اشاره کردید
دیگه دیدم همه دارن سانسور میکنن گفتم منم از بقیه عقب نمونم
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل