رضاشاه پهلوی از آلاشت تا ژوهانسبورگ
نویسنده:
نادر پیمانی
درباره:
رضا شاه
امتیاز دهید
کتاب رضاشاه پهلوی از آلاشت تا ژوهانسبورگ یکی از مشهورترین آثار پژوهشی در پیرامون زندگی رضاشاه پهلوی میباشد. این کتاب بنابر گفتههای نویسنده آن، اثری تحقیقی بر پایه اسناد تاریخی است.
مولف این کتاب در ابتدا به بررسی دوران کودکی و شرح زندگی و خانوادگی رضاشاه پرداخته و سپس رفتهرفته به اوضاع ایران پیش از کودتای ۱۲۹۹ رسیده و نهایتا با شرح کودتا و بهزودی خلع قاجارها از سلطنت و شرح استقرار پادشاهی پهلوی، انسجام ایران، آغاز جنگ دوم جهانی و نهایتا تبعید رضاخان به ژوهانسبورگ کتاب را به پایان میرساند.
در کل، این کتاب به بررسی تاریخ زندگی رضاشاه بنیانگزار سلسله پهلوی، اصل و نسب وی، عملکرد سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی او، خدمات و میراث وی پرداخته است.
مولف این کتاب در ابتدا به بررسی دوران کودکی و شرح زندگی و خانوادگی رضاشاه پرداخته و سپس رفتهرفته به اوضاع ایران پیش از کودتای ۱۲۹۹ رسیده و نهایتا با شرح کودتا و بهزودی خلع قاجارها از سلطنت و شرح استقرار پادشاهی پهلوی، انسجام ایران، آغاز جنگ دوم جهانی و نهایتا تبعید رضاخان به ژوهانسبورگ کتاب را به پایان میرساند.
در کل، این کتاب به بررسی تاریخ زندگی رضاشاه بنیانگزار سلسله پهلوی، اصل و نسب وی، عملکرد سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی او، خدمات و میراث وی پرداخته است.
آپلود شده توسط:
ramin12345
1391/12/14
دیدگاههای کتاب الکترونیکی رضاشاه پهلوی از آلاشت تا ژوهانسبورگ
مردم از گرسنگی می مردند و مالشان چاپیده می شد و پشت میله های آهنین، در زندانها می پوسیدند.
گوشواره و النگوی بیوه زنها با کاغذ و مس خریده می شد و به خارجه مسافرت می کرد.
کتاب و مجله سانسور می شد، فرهنگ، وسیله چندنفر کارچاقکن شده بود.
پیش آهنگی و تربیت بدنی، تأسیس فرهنگستان و پرورش افکار را وسیله تقریب به پیشگاه قرار دادند.
در طول تاریخ ایران مگر دوران هرج و مرج پس از شهریور 1320 سانسور با شدت و ضعف ئجود داشته است ولی در مورد صادق هدایت خود به گفته برادر زاده خویش موجبات سانسور یکی از آثار خود را فراهم آوردند.
کجا مردم بیست سال از همسایگانشان مجزا نگاه داشته می شدند در کننار برنامه های اعزام محصل به اروپا و رونق بازرگانی خارجی خود هدایت چند بار به خارج سفر نموده و همچون شوروی منع قانونی برای محدودیت سفر به خارج وجود نداشت.
ایراد به پایه گذاری تربیت بدنی و فرهنگستان توسط هدایت دیدگاه شخصی او می باشد و به گمان من مردود است.
انتقاد از شرایط جامعه و کمک به روشنگری با فحاشی و بدبینی مفرط تفاوت دارد.
[/quote]
در مورد سانسور در زمان رضا شاه مقالاتی آپلود کرده ام
که چطور با مهر "روا" و "ناروا" جناب دشتی این مرد هزار چهره و سانسور چی رضاشاهی به خدمت مشغول بود!
در ضمن هدایت سال 1305 در آزمون شرکت میکند و قوانین اعزام محصل به خارج 1307 تصویب میشود در ضمن اعزام به خارج از زمان عباس میرزا رواج داشته.
اگر قرار بر تخریب میراث دوران قاجاری بود که اکنون شهرداری و بساز و بفروشی ها بسیار بیشتر از بوذرجمهری دست به تخریب پیشینه تهران زده اند.
مدرسه مروی و دارالفنون دو ساختمان یادگار عهد قاجار بودند که اگر بخواهیم از فلسفه شما پیروی نماییم پهلوی اول می بایست پس از افتتاح دانشگاه تهران آنها را خراب می کرد تا کسی گمان به وجود این دو مدرسه در گذشته نیافتد.
تکیه دولت در سال 1325 برای ساخت شعبه بانک ملی بازار خراب شد و ارتباطی با دوران پهلوی اول ندارد.
بوزرجمهری شهردار تهران در دوران پهلوی اول که در کنار آبادانی تهران دست به تخریب یادگار هایی همچون دروازه های تهران زده بود پس از سفر به پاریس و دقت در توجه شهرداری پاریس به حفظ بافت تاریخی از خرابکاری های خود در این مورد پشیمان شده بود.[/quote]
بله ولی قبل از آن رضاشاه با ممنوعیت عزاداری آنجا را به مخروبه ای تبدیل کرده بود و اگر دوست دارید حتما علنا تیشه را بدست خود رضا شاه بدهیم نمونه اش دروازه های تاریخی تهران است که به بهانه مدرن سازی تخریب شد که برخی از اونها حتی ربطی به جاده سازی های جدید نداشت و توسط همین کریم آقای شما بدستور رضا شاه که میگفت هرچه مردم را یاد قاجار بندازد باید تخریب شود یا بقول هدایت برای این بود که بگویند فقط او ساختمان ساخته!
مردم از گرسنگی می مردند و مالشان چاپیده می شد و پشت میله های آهنین، در زندانها می پوسیدند.
گوشواره و النگوی بیوه زنها با کاغذ و مس خریده می شد و به خارجه مسافرت می کرد.
کتاب و مجله سانسور می شد، فرهنگ، وسیله چندنفر کارچاقکن شده بود.
پیش آهنگی و تربیت بدنی، تأسیس فرهنگستان و پرورش افکار را وسیله تقریب به پیشگاه قرار دادند.
در طول تاریخ ایران مگر دوران هرج و مرج پس از شهریور 1320 سانسور با شدت و ضعف ئجود داشته است ولی در مورد صادق هدایت خود به گفته برادر زاده خویش موجبات سانسور یکی از آثار خود را فراهم آوردند.
کجا مردم بیست سال از همسایگانشان مجزا نگاه داشته می شدند در کننار برنامه های اعزام محصل به اروپا و رونق بازرگانی خارجی خود هدایت چند بار به خارج سفر نموده و همچون شوروی منع قانونی برای محدودیت سفر به خارج وجود نداشت.
ایراد به پایه گذاری تربیت بدنی و فرهنگستان توسط هدایت دیدگاه شخصی او می باشد و به گمان من مردود است.
انتقاد از شرایط جامعه و کمک به روشنگری با فحاشی و بدبینی مفرط تفاوت دارد.
(فرهنگ عامیانه ایران, گردآورنده جهانگیر هدایت)[/quote]
بله ولی این ربطی به منوع القلم شدن هدایت نداشت چون هدایت بدلیل انتشار نیرنگستان ممنوع القلم نشد بدلیل کاریکاتوری که بر جزوه علی مقدم کشید ممنوع القلم شد البته حق ترجمه داشت ولی نه اجازه داشت داستانی منتشر کند نه نقاشی بکشد آن نقاشی هم موجود است تصویر عربی بد دک و پوزی است که زنجیر به گردن سوسمار بسته است!
تکیه دولت در سال 1325 برای ساخت شعبه بانک ملی بازار خراب شد و ارتباطی با دوران پهلوی اول ندارد.
بوزرجمهری شهردار تهران در دوران پهلوی اول که در کنار آبادانی تهران دست به تخریب یادگار هایی همچون دروازه های تهران زده بود پس از سفر به پاریس و دقت در توجه شهرداری پاریس به حفظ بافت تاریخی از خرابکاری های خود در این مورد پشیمان شده بود.
(فرهنگ عامیانه ایران, گردآورنده جهانگیر هدایت)
دکتر محمد قلی مجد
دکتر محمد قلی مجد
آقای صادق هدایت هم همچون انسانی بی آزار و شهروندی با ادب احترام دارد، من هم با بعضی چیزهایی که او میگفته همچون: پرهیز از گوشت خواری (بدور از افراط گرایی) موافقم ولی او و دیگران حق ندارند تا مانع سازندگی و نظم و بهداشت کشور شوند حتی اگر بزور هم باشد، چه آنروزگار و چه امروز ما بهتر است همه جوانب را در دید بگیریم بگذارید نمونه ایی بیاورم : رضا شاه بزور خانواده ها را واداشت تا فرزندانشان را بویژه دختران را به مدرسه بفرستند و به نظافت و بهداشت شخصی بپردازند ، شاید بسیاری از همانهایی که به رضا شاه دشنام میدهند آگاه نیستند که سواد علمی و همگانی را از کوشش رضا خان دارند ، گاهی هست که حرف زدن و بحث کردن باعث چشم بستن به حقیقت و هرج و مرج و فساد بیشتر در جامعه میشود ، بطوریکه در هنگام مشروطه و پس از آن در اواخر قاجار کشور به پایین ترین سطح امنیت و نظم رسیده بود و هر لات و قلدرو دزد سزگردنه و حزبهای جورواجور مردم را بیچاره کرده بودند و منور الفکر های ما هم تنها مشغول بحث و شعر بافی بودند و کشور داشت بدتر و بدتر میشد و از هم فرومیپاشید براستی میتوان گفت که رضا خان تبلور ناخشنودی مردم از وضع نابسامان آنروزگار بود ، امروزه هم باید مردم هشیار باشند ، و به آینده نگاه کنند ، و برای اشخاص تاریخی بیدرنگ حکم صادر نکنند[/quote]
برخی اصلاحات در دستور مجلس بود و ربطی به رضاشاه عزیز شما ندارد همانطور که قبلا هم گفته ام این یک نهضتی بود که از زمان ملکم خان و طالبوف و آخوندزاده و میرزا آقا خان و غیره شروع شده بود و رضا شاه زمانی وارد عرصه شد که بستر همه این چیزها فراهم بود نمونه اش تغییر تقویم که در زمانی که رییس دولت بود به تصویب مجلس رسید که البته جز خدمات وی بعد از تاج گذاری ذکر می کنند!
اینها را همه به قول دوستمان از صدقه سری همان رجال زمان قاجار دارد نمونه اش اصلاحاتی که "داور" در عدلیه انجام داد و از جمله اصلاحات اقتصادی مد نظر وی بود در روزنامه اش مرد امروز حتی به احداث راه آهن ،ایجاد راه شوسه، ساخت مدرسه و دانشگاه و کتابخانه و کارخانه و مریضخانه و غیره اشاره کرده و همچنین نقش تیمورتاش را که جای خالی بیسوادی اعلی حضرت را پر کرده بود و زبان او شده بود که در آخر هم بریده شد!
شما منکر جنایات رضا شاه میشوید بعد از بهداشت صحبت می کنید آنهم نه در کل مملکت وضعیت روستانشینان اسفناک بود و کلاه پهلوی بر ریخت دهقانی آنها می خندید! در بسیاری از شهرها آب آشامیدنی وجود نداشت در شمال زمینهای مردم فقیر را به زور سر نیزه به نام شاه تصاحب می کردند آب تهران در تابستان به مصرف پرورش بادنجان های شاهنشاه نابغه میرسید!
در این ملک های غصبی کارخانه احداث میشد که و پولش مستقیم به جیب اعلی حضرت میرفت خیانتی که در تمدید قرارداد ننگین دارسی و لطمه مالی و معنوی که به کشور زد ناگفتنی است.
اگر در زمان مشروطه قیام های میشد وطن پرستانی بودند که از دخالت دولت های غربی به ستوه آمده بود کما اینکه سواستفاده گر هایی هم بینشان پیدا میشد که بجای کوتاه کردن دست انگلیس رضا خان با همان دست انگلیس دست آزادیخواهان را کوتاه کرد ! اگر قیام هایی میشد دیگر کشور که در دست انگلستان نبود چون رضا شاه با یک انگلیسی هیج تفاوتی نداشت چون نوکر سر سپرده آنان بود.
بعد هم کدام اقتدار بهتر بود دولت مقتدر نبود تا با آن رسوایی خاک کشور را تحویل روس و انگلیس نمیداد و بقول مصدق کاش جاده خاکی داشتیم ولی بیگانه رو روی خاکمون نمیدیدیم.
رضاشاه برای شما رضا شاه است برای من و امثال من یک نوکر انگلیسی است همانطور که وثوق الدوله بود همانطور که ناصرالملک بود.