Hiweb

حافظ چه میگوید

نویسنده:
از سالهاست که شرقشناسان اروپا که افزار سیاستند، ستایشها از حافظ و شعرهای او سروده اند، و این ستایشها که جز از راه سیاست نیست مایه گمراهی انبوهی از ایرانیان گردیده که آنها را راست پنداشته رو بکتاب حافظ آورده اند، و چون گفته های حافظ درهم و پریشان است و یک خواستی از آن فهمیده نمیشود، کسانی خود را به رنج انداخته اند که خواست او را بدانند، و این خود مایه گرفتاری برای بسیاری شده است که خود فریب خورده اند و دیگران را نیز فریب میدهند.
برای چاره کردن بآن گرفتاری و جلو گرفتن از آن رنجهاست که من باین نوشته میپردازم.

کسروی

» کتابناکهای مرتبط:
نوشته های کسروی در زمینۀ زبان فارسی
مجله فلسفی 42: ویژه‌نامه‌ی عرفان
خدا با ماست

نسخه ها
PDF
حجم: 286 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 46
MP3
حافظ چه میگوید : 1- شاعران شعر را چه مي‌دانند  توسط farhizesh
MP3
حافظ چه میگوید : 4- خراباتيان چه مي‌گفتند  توسط farhizesh
MP3
حافظ چه میگوید : 3- حافظ چه‌ها مي‌دانسته  توسط farhizesh
MP3
حافظ چه میگوید : 2- شاعران غزل را چگونه مي‌سازند  توسط farhizesh
MP3
حافظ چه میگوید : 5- صوفيگري در زمان مغول  توسط farhizesh
MP3
حافظ چه میگوید: 6- خراباتيان چگونه ميدان يافتند  توسط farhizesh
MP3
حافظ چه میگوید : 7- كشاكش صوفيان با خراباتيان  توسط farhizesh
MP3
حافظ چه میگوید : 8- گزارشهاي نابجايي كه مي‌كنند  توسط farhizesh
MP3
حافظ چه میگوید : 9- فهرستي از بدآموزيهاي حافظ  توسط farhizesh
MP3
حافظ چه میگوید : 10- پس چرا حافظ را چندين مي‌ستايند  توسط farhizesh
4 / 5
با 227 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 40
۱۳۸۸/۰۶/۳۰


پاسخنگارش دیدگاه
mohsemn
Member
نقل قول از siamack2542:
هرچند در معلومات و سطح دانش مرحوم کسروی شکی نیست و خودم از دوستداران ایشان هستم اما بهتر بود که در این زمینه وارد نمیشدند و در مورد بزرگانی چون حافظ و خیام که پایه های فرهنگ و زبان و تمدن ما را ساخته اند قلمفرسایی نمیکردند.
برادر جان اون چرا نباید میگفته من وتو هم می توانیم بگوئیم از برای نمونه آن سعدی که توی باب پنجم گلستانش که باب عشق وجوانی نام داده «حیف از عشق وحیف از نام شریف آن وجوانی» توی باب پنجم داستان مخ زدن قاضی وشکرد نعلبند را که پسر خوش سیمایی بوده به آن وقاحت می آورد ومی گوید ، آورده اند قاضی همدان را با نعلبند پسری دل خوش یود ونعل دلش در آتش طلب روزگاری چند متلهف... خلاصه میکنم با وقاحت تمام داستان شب تا صبح خوابیدن قاضی با شاگرد نعلبند را تعرف می کند کجایش پند واندرز اخلاقی است که ملتی بی سواد ونادان به او می گویند شاعر پند واندرز این کجایش پند واندرز است این آدم صلاحیت پند واندرز دادن به کسی را ندارد چه رسد به یک ملتی بخواهد پند واندرز بدهد .
نقل قول  
siamack2542
Member
هرچند در معلومات و سطح دانش مرحوم کسروی شکی نیست و خودم از دوستداران ایشان هستم اما بهتر بود که در این زمینه وارد نمیشدند و در مورد بزرگانی چون حافظ و خیام که پایه های فرهنگ و زبان و تمدن ما را ساخته اند قلمفرسایی نمیکردند.
نقل قول  
ha999
Member
زنده باد کسروی
نقل قول  
saeedlatifim
Member
جناب آقای کسروی :

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست ..... سخن شناس نه ای جان من خطا اینجاست
نقل قول  
a16t
Member
من فکر می کنم کسروی نظرش را گفته در مورد حافظ البته دلیل نمی شود ما هم بپذیریم دلیل هم نمی شود به کسروی بد و بیراه بگوییم
نقل قول  
khoday
Member
نقل قول:
مهرپویا1370
زنده یاد کسروی هم خوبی های بزرگی داشت و هم خطاهای بزرگی. هم سخنان نیک زده است و هم سخنان گزافه.
به هیچ اندیشمندی و به هیچ اندیشه ای نمی توان مطلق نگاه کرد. این البته مشکلی است که خود کسروی هم بدان دچار بود.با وجود آنکه مورخ بزرگی بود اما نمی دانم چرا شخصیت ها و سخنان آن ها را در چهارچوب تاریخی آن ها نمی نگریست و این باعث قضاوت های تند , یکطرفه و نادرستی در باره ی شخصیت هایی مثل حافظ و غزالی و مولوی و خواجه نصیر از سوی او شد.

اندیشه هایش به نظر من نهایتا منجر به استبداد و خودکامگی می شد.

کسروی با وجود آنکه از جرگه ی مسلمانان خارج شده بود اما به نظر من تا پایان عمر تحت تاثیر عقاید آنان بود.مثلا دیدگاه های واپسمانده اش درباره ی زنان به نظر من از ذهنیت و نگرش دینی او برخواسته است. درباره ی برخی مسائل بدون اینکه آگاهی درست داشته باشد اظهار نظر می کرد(مثل فلسفه) این همان مشکلی است که زنده یاد مطهری هم بدان گرفتار بود. و البته به خاطر مظلومیتش در پایان زندگی.
یادش گرامی باد

از یک طرف به ادیان ایراد می گرفت و از این می نالید که گوناگونی و تکثر عقاید و زبان ها به وحدت کشور لطمه می زند از طرف دیگر "پاکدینی" خودش نهایت امر شد یک دین یا یک مسلک در کنار باقی مسلک ها.

با وجود این من باز زنده یاد کسروی را می ستایم به خاطر شجاعتش در به نقد کشیدن بدیهیات پذیرفته شده در جامعه به خاطر پاکی او در زندگی شخصی و کارییش به خاطر "تاریخ مشروطه ی ایران" "شیعیگری" "تاریخ پانصدساله ی خوزستان" و کتاب های مفیدی از این دست.

درود برشما واندیشه نکوی شما
نقل قول  
زنده یاد کسروی هم خوبی های بزرگی داشت و هم خطاهای بزرگی. هم سخنان نیک زده است و هم سخنان گزافه.
به هیچ اندیشمندی و به هیچ اندیشه ای نمی توان مطلق نگاه کرد. این البته مشکلی است که خود کسروی هم بدان دچار بود.با وجود آنکه مورخ بزرگی بود اما نمی دانم چرا شخصیت ها و سخنان آن ها را در چهارچوب تاریخی آن ها نمی نگریست و این باعث قضاوت های تند , یکطرفه و نادرستی در باره ی شخصیت هایی مثل حافظ و غزالی و مولوی و خواجه نصیر از سوی او شد.

اندیشه هایش به نظر من نهایتا منجر به استبداد و خودکامگی می شد.

کسروی با وجود آنکه از جرگه ی مسلمانان خارج شده بود اما به نظر من تا پایان عمر تحت تاثیر عقاید آنان بود.مثلا دیدگاه های واپسمانده اش درباره ی زنان به نظر من از ذهنیت و نگرش دینی او برخواسته است. درباره ی برخی مسائل بدون اینکه آگاهی درست داشته باشد اظهار نظر می کرد(مثل فلسفه) این همان مشکلی است که زنده یاد مطهری هم بدان گرفتار بود. و البته به خاطر مظلومیتش در پایان زندگی.
یادش گرامی باد

از یک طرف به ادیان ایراد می گرفت و از این می نالید که گوناگونی و تکثر عقاید و زبان ها به وحدت کشور لطمه می زند از طرف دیگر "پاکدینی" خودش نهایت امر شد یک دین یا یک مسلک در کنار باقی مسلک ها.

با وجود این من باز زنده یاد کسروی را می ستایم به خاطر شجاعتش در به نقد کشیدن بدیهیات پذیرفته شده در جامعه به خاطر پاکی او در زندگی شخصی و کارییش به خاطر "تاریخ مشروطه ی ایران" "شیعیگری" "تاریخ پانصدساله ی خوزستان" و کتاب های مفیدی از این دست.
نقل قول  
khoday
Member
((کسروی ای سفیه نادان
.............................
بدبخت کسی که چون توباشد
یک عمر به کارخویش حیران
ازروز ازل فکنده ابلیس
درقلب توکارگاه عصیان
ای مایه ی ننگ اهل تبریز
ازحکم آبادتاشتربان
با این تن خشک واین قیافه
هستی زکدام جنس حیوان
بوزینه ی سل گرفته ای تو
پوشیده به تن لباس انسان
درکار معاشرت چنان تلخ
کزتو نشودرفیق خندان(1)
بنشینی وبرنمک بری دست
برخیزی وبشکنی نمکدان
خودراتوزمصلحان شمردی
این نام به خودنهادی آسان..........الخ))
(ملک الشعرای بهار)
(1)--درکتابی ازاستادسعیدنفیسی خوانم روزی کسروی برای گرفتن کتابی نزدمن آمدوبه اوندادم بعدازمدتی که اورا دیدم گفتم کسروی انگار دیگرسری به مانمیزنی.اودرجواب گفت بخاطرکتابهایت می امدم وقتی دیگر کتاب بمن نمیدهی بییام به نزدت برای چه
نقل قول  
khoday
Member
متآسفانه چون شعرودرک نمیکنیدوهرچی میخونید نمیفهمید پیروخط امام کسروی شدید.حق بهتون میدم اگه منم جای شما بودم همینکارومیکردم
مولوی بزرگ جواب آن عده انسان نادان که به هر موضوع سطحی مینگرستند رو هفت قرن پیش داد
((آنچه میگویم به قدر فهم توست
مردم اندرحسرت فهم درست))
بریدباهمون کسرویتون زندگی کنید
نقل قول  
khoday
Member
بعدش آقای عزیزتو واقعامتوجه این بیت
((عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگری برتو نخواهند نوشت))نمیشی
دوست من مگه ساده ترازاین شاعری میتونه بنویسه زاهد مگه همین آدماکه دست به هرکاری میزنیم میگن کفراست گناه است نیست حافظ اصلآ اندیشه مدهبی نداشته چرا به بزرگترین شاعر تاریخ ایران کسی که حتی اجازه ندادن توقبرستون مسلمونا خاکش کنن توهین میکنی
کسروی داتآانسان سالمی بوده اماچهارتامثل شماباعث تنفردیگران ازش میشید
کسروی در ادبیات به اندازه یه بچه ده ساله سواد نداشته نفهمیدکه ای مملکت اگر زنده است به بوی امثال فردوسی خیام حافط مولوی سعدیه
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You