Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

شعر بی دروغ ، شعر بی نقاب

در باب شعر و آفرینش‌های شاعرانه هر بحثی کرده شود، خواه جزئی و خواه کلی به یک تعبیر نقد می‌شود؛ نقد شعر یا نقد ادبی. خود شاعر هم وقتی در شعر خویش الفاظ و معانی را سبک سنگین می‌کند، وقتی کار خود را مرور و اصلاح می‌کند، وقتی در باب شیوه کار یا هدف و ذوق خویش سخن می‌گوید، دیگر شاعر نیست و منتقد است. حتی بعضی شاعران مثل امیرخسرو دهلوی در نقد شعر خویش هم انصاف به خرج داده‌اند و هم زیرکی؛ مثل یک منتقد واقعی. این کتاب، کتابی است در فنون شعر، سبک و نقد شعر فارسی، با ملاحضات تطبیقی و انتقادی درباره شعر کهن و شعر امروز. این کتاب حاوی نقطه‌نظرهای گوناگون شادروان دکتر زرین‏کوب در حوزه شعر فارسی و مطالعه‏ای تطبیقی در شعر قدیم و معاصر عرب و جهان غرب است. زنده‏یاد زرین‏کوب در این کتاب در واقع به تمام مباحثی که راجع به شعر در سایر آثار خود داشته، پرداخته است.

حق تکثیر: ت‍ه‍ران‌: انتشارات ع‍ل‍م‍ی‌، چاپ نهم - ۱۳۸۱

» کتابناکهای مرتبط:
روان های روشن
فوت کوزه گری: مثل های فارسی و داستان های آن (جلد دوم)
تاریخ ادبیات در تاریخ

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 10 مگابایت
دریافت ها: 7634
تعداد صفحات: 291
4.7 / 5
با 122 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 461
۱۳۹۰/۱۲/۰۱


پاسخنگارش دیدگاه
آه چه شگفت انگیر, امروز هم زنده ام ...
ایا متوجه میشوی این جمله را؟
امروز را به جاودانگی پیوند خواهم زد, با کلماتی که پرش کردن به آینده را میدانند.
اگر امروز نابود شوم کاملا از زندگیم راضی هستم, چرا که من کسی را ندیدم از یک روز بیشتر عمر دارا باشد.
یک روز , یک روز دیگر و روز دیگر هم اگر باشد...
چه مسخره که جمع روز هارا عمر نامیدند.
آه زیبایی
دیروز چه بود؟ اوهام, فردا چه خواهد بود ؟اوهام
اگر آن راز را بدانی , سالهاست که با هم سخن گفته ایم بدون هیچ اشنایی.
چه کسی به بودن من اهمیت میدهد؟
هیچ کس
ایا با نبود من, جهان از چرخش باز خواهد ایستاد؟
من پوزخند میزنم به کسانی که میاندیشند اولین هستند.
من به خود میخندم
به او
به آنان که آن راز را میدانند.
راز عمیق ترین تنفس در امروز را...
.
.
91/10/26
نقل قول  
مادرم
Member
نقل قول از
شوکران
ای کاش سلیمان نبی می فرمود،
بر دلم از سر لطف
پوپکش نوک بزند!
بلکه آبی بجهد ،زین چَه خشک.

تو سلیمان خودی
دل تو ،مال تو است،
تو خودت تیشه بزن
تا که جاری شود از دل به حیات،
چشمهٔ زلالِ هستیِ «تو»
نقل قول  
چنان به بودنت عادت کرده بودم

که رفتنت دلهره‌ای شد

برای یاس‌های باغچه‌ی کوچک خانه‌ام


نقل قول  
simin
Publisher VIP

با سکوت پنجره ها
مرگ زمین آغاز می گردد
و خاک می داند
رویای نیمه شبانش را
ادراک آسمان به تاراج خواهد برد
مادرم زمین، اینک
صبورانه به بازی دست ها و پنجره ها نشسته است ...




نقل قول  
marx peyman
Member
پرده ی معنی بدر, محرم اسرار شو
طعنه به سجاده کن پس به سر دار شو
از خود خود نیست شوذره نمان هیچ شو
چشم جهان را ببند لایق دیدار شو
از کس و ناکس گذر, کوه بمان صبر شو
قطره ای از اشک شو, دردی خمار شو
هان به دلم خون بریز,باد نمان ابر شو
چون بروم رفته ام, دیده ی بیدار شو
نقل قول  
shokran10
Member
ای کاش سلیمان نبی می فرمود،
بر دلم از سر لطف،
پوپکش نوک بزند!
بلکه آبی بجهد زین چه خشک.
نقل قول  
marx peyman
Member
اینچنین است گلم رسم دنیا
خوبان ایستاده میمیرند
و بد عهدان بر سر مزارشان
گلها را پرپر میکنند
خاک بر چشمت میریزند
و خاک سوگت را بر سر میپاشند
چشمهایت را باز کن گلم
آنانکه قراری بر قرار دارند
دندان به هم میفشارند
ضربه های گلوله های سربی
به دشت سینه شان شقایق میشود
نفس بکش گلم بو کن
عفونت این غمهای خائن را
اینجا عطر گل سرخی نیست
اینجا عطر های مارکدار
بر تن دلمردگان
چون پولک ماری زهر آگین
برق مرگ دارد
امان از بی همنفسی گلم
...
نقل قول  
simin
Publisher VIP
بر بازوانم باد چه می کند
وقتی نمی توانم قصری برای تو بسازم
که تو را در آن جای دهم
وقتی که باد تنها تکیه گاه من است...
متولد می شوم در کرت های خالی شالی
و باد می وزاند بر من
متن های کهنه قدیمی را...

گناه من ، تنها
خواندن ترانه های توست ...
وقتی که باد در آغوش بازوانم آرام می گیرد...





نقل قول  
maryamyavari
Member
چنگ خردم بگسل تاری من و تاری تو/..../ هین نوبت دل می زن باری منو بازی تو
_______
تقلیدی از مولوی (بخشی از شعر)
_______________
....
در سر هوسی خسته راه دل من بسته /........../ تا صید کنیم آن را، دامی منو دامی تو
.
مشتاق ولی لنگان، تا کوی تو می آیم/......../ پیش آی توهم قدری،گامی منو گامی تو
...
هر ناله که برخیزد از گفتو شنود توست/........./ لا حول ولا قوّه ..... لامی منو لامی تو
نقل قول  
shokran10
Member
تو اگر باز آیی،
-شادیانه-
بر فرق زمین پای زنم.
دستها به آسمان افشانم،
-بتکانم آسمان را سخت-
تا تو بر استاره ها راه روی.
و بر آنم ای یار،
که اگر جمله زمین باغچه گل باشد،
هم کم آید، ز حرصم، که به پایت ریزم.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You