رسته‌ها
با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.
سووشون
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 322 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 322 رای
کتاب سووشون، رمانی نوشته سیمین دانشور است که نخستین بار در سال 1969 به انتشار رسید. این رمان جاودان به زندگی خانواده ای ایرانی در زمان اشغال کشور توسط نیروهای متفقین در جنگ جهانی دوم می پردازد. داستان در شیراز می گذرد؛ شهری که یادآور تصاویری از تخت جمشید، شاعران بزرگ، صوفی ها و کوچ نشینانی است که در گستره ای از هیاهوها و فراز و نشیب های تاریخی زندگی کرده اند. زری، همسر و مادری جوان است که علاوه بر مواجهه با آرزوی داشتن یک زندگی خانوادگی سنتی و نیاز برای یافتن هویت فردی، تلاش می کند تا به طریقی با همسر کمال گرا و سخت گیر خود کنار آید.
دانشور در این کتاب با نثر جذاب و دلپذیر خود، تم ها و استعاره های فرهنگی را به کار می گیرد. رمان سووشون، اثری منحصر به فرد است که چارچوب ها و محدودیت های زمانه ی خود را می شکند و نام خود را به عنوان یکی از ضروری ترین آثار برای درک تاریخ معاصر ایران مطرح می کند.
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
اسپارتاکوس
آپلود شده توسط: اسپارتاکوس
۱۳۹۰/۰۲/۳۰
اطلاعات نسخه الکترونیکی

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی سووشون

تعداد دیدگاه‌ها:
31
با عرض سلام و خسته نباشید.علت اینکه کتاب های زیبایی از جمله سووشون و چشمهایش لینک دانلود ندارند چیه؟؟؟باتشکر
رمان خوب خواننده را به اندیشیدن وادار می کند.
مانِ خوب با یک بار خواندن به پایان نمی‌رسد. پایانِ مطالعهٔ رمان تازه آغازِ حیاتِ مجازیِ شخصیت‌ها و حلاجیِ روابط و قصه‌ها در ذهنِ مخاطب است. آثار سیمین دانشور از این لحاظ آثار برجسته‌ای هستند. چون شخصیت‌ها در ذهن می‌مانند و با مخاطب زندگی می‌کنند. شخصیت‌ها با کنش‌های به ظاهر کوچکشان ذهن خواننده را درگیر می‌کنند و معنا می‌آفرینند. این کنش‌ها و ماجراها اگرچه در ظاهر و در اولین نگاه ساده و سطحی به نظر می‌ایند اما در پس پشت خود معناهای عمیقی دارند. ماجرایِ سحر(کره اسبِ خسرو، پسرِ یوسفو زری) که دخترِ حاکم هوسش را کرده بود و به زور آن را امانت گرفتند، بسیار حرفِ اجتماعی داشت و به همین بهانهٔ کوچک، سیمین دانشور به‌خوبی بخشی از روابطِ جامعهٔ آن روزگارِ شیرازرا نشان داده بود. نذرِ زری که یک هفته در میان، نان و خرما دادن به زندانی‌ها و دیوانه‌ها بود در نگاهِ اول خیلی زنانه و سطحی به نظر می‌رسد اما عمیق که می‌شوی می‌بینی عجب استعاره‌ای است از جامعهٔ آن روزگارِ ایران. خان کاکابرادرِ یوسف نمونهٔ کم‌نظیری از اشرافِ محافظه‌کار و حزبِ باد است و بسیار خوب درآمده.
بسیار زیبا دغدغه های زمانه خودش رو توصیف میکنه....ممنون.
در کتاب فارسی دوران دبیرستان گزیده ای از آن را خوانده ایم یکی از رمان های سرگرم کننده که بسیار خوب با فرهنگ ایرانی پیوند خورده است. در آن مضمون شجاعت توسط اسطوره های ملی و دینی به خوبی بیان شده است. برای سرگرمی هم که شده مطالعه آن را توصیه می کنم.
باری به گفته ی تولستوی "اصولا شخصیت هر نویسنده و شاعری در جای جای آثارش به چشم می خورد "و از آنجا که سووشون اقبال این را داشته که تا نزدیک به نیم قرن بعد از اولین چاپ توسط خود نویسنده مورد نقد و بررسی قرار گیرد (کمتر مصاحبه ای از ایشان دیدم که پرسش گر بحث سو و شو ن را به میان نکشد ) در آخر سخن تعبیر سیمین بانو را داستان بازگو میکنم : ...می خواستم یک رمان فلسفی بنویسم و خواستم بگم که زندگی تکرار می شه و تاریخ تکرار می شه ،خواستم منعکس کنم که یحیای تعمید دهنده و امام حسین (ع) سرنوشت مشابه دارند و سیاووش و یوسف هم همینطور وهرچند یوسف هنوز یک انسان اسطوره ای نیست .خواستم بگم سهراب فردوسی و ملک سهراب هم یکی هستند .اولی را پدر کشت و دومی را جامعه پدر سالار ... تصدیق داری که یحیای تعمید دهنده سرنوشتش خیلی شبیه امام حسین (ع) است سرش را می برن ،تو طشت می ذارن می ارن جلو یزید سیاوش سرش را میبرن میارن پیش افراسیاب ...در حقیقت همان سرنوشت تکرار می شود و تمام این عزاداری سووشون که گفته می شه فقط به این قصد است اینو تا حدی آزاد تهرانی فهمیده بود اما همین جا بگویم که خودم وابسته به هیچ مکتب عرفانی نیستم . ...حالا گوش کن !اینو من بهت بگم که فلسفه های زمانه در هنر زمانه منعکس میشه وقتی که ایده آلیسم مطرح میشه .آقای گوته و شیللر هم ایده آلیست و رمانتیک میشن .پیش از آن وقتی که راسیونالیسم مطرح میشه کلاسیسیسم به وجود می آد جهان بینی فلسفی هر زمانی در هنر آن زمان به هر صورت تاثیر میذاره البته موسیقی مثلا 50 سال کمابیش دیر تر فلسفه زمانه را جذب می کنه . ...عقیده دارم شاهد زمانه باشم .ضمنا عقیده دارم که واقعیت را آرمانی بکنم یعنی واقعیت را ایده آلیزه بکنم .به عقیده من ادبیات یعنی همین ،یعنی واقعیت را ایده آلیزه کردن ...می خواهم نشون بدم که قهرمانم باچه زمانه ای دمخور بوده و با چه کسانی دم خور بوده ...حالا برگرد به سووشون زمان رمان سووشون در دو سطح جاری میشه .سطحی که سطحیه و قصه ساده ایست و سطحی که ایهامه و فهم آن مشکله ( من یوسف را بیست و نهم مرداد کشتم در حالی که مقصودم 28 مرداد سقوط مصدق بوده ...این را فقط جلال فهمید و گفت عوضش کن ) اما دلیل پر فروش بودن سووشون ایهامش نیست و آنچه در بطنش می گذرد نیست . ما اینهمه با سواد نداریم .اینهمه فهمیده نداریم .دلیل پرفروش بودن ، دلیل تیتراژ زیاد سووشون همان است که در سطح می گذرد.در سطح چه می گذرد ؟در سطح یک قصه کشش دار می گذرد . منابع :صد سال داستان نویسی در ایران نویسندگان پیشرو ایران مرگ سیاوش : آرش مسکوب غروب جلال : سیمین دانشور نامه های سیمین و جلال آل احمد هر سه جلد به تنظیم مسعود جعفری و گفتگوی گلشیری و نشریه مفید با سیمین دانشور رها مسافر شماره 17 .
سووشون رمانی است رئال .مبتنی بر رئالیسم اجتماعی که در فراسوی کلمات با به دست آوردن آ رمانی متعالی ایده آلیسمی عمیق را پدید آورد روایت داستان گرچه یکسان نیست اما یکدست است و منسجم .به فراخور موقعیت ها زبان اوج می گیرد وفرود می آید .هارمونی موسیقایی دارد طرح ضرورت های اجتماع حاضر ،نویسنده را وادار می کند قالب ها را بشکند و از آنها فراتر رود و این ضرورت موجب شده رمان حادثه خیز و شوق انگیز باشد . دیالوگ ها و منالوگ های سوشون بسیار زیبا خلق شده اند جواب ها و گفتگوها بسیار روشن و صریح و متناسب با شخصیت هاست .خصوصا گفت و گوهای زری درخشندگی خاصی دارد هرچه شخصیت زری صیقل می خورد و تکوین می یابد بر لطف کلامش نیز افزوده می گردد از برجستگی متن های گزینش شده کتاب های درسی ؛همین گفت و گو های زیباست . سووشون تلفیقی ست از آرمان دو واقعیت ،دیروز و امروز و این به رازگونگی و بی مرزی و اسطوره گون بودن ام کمک کرده است به این جهت است که برخی منتقدان آن را اجتماعی و برخی تاریخی و برخی سیاسی می دانند .یعنی از زوایای مختلف به رنگ های مختلف دیده می شود .اما انسجام منطقی و نظم و هماهنگی کلی آن باعث شده که نتیجه واحد باشد .مطابق حماسه ی باستانی ایرانیان مشخص است که یوسف به تیر غیب ویا تهمت باید کشته شود تا فرزند دلیرش خسرو بتواند مدت ها بعد عدالت را در ایران برقرار نماید و از بین برنده اهریمنان وتورانیان زمانه ( انگلیسی ها ) باشد مهم در اینجا پیروزی نیست بلکه مبارزه و تن به خفت ندادن است .مهم ترین هدف سیاوش گذشتن از ابتذال زمان خود است ویوسف نیز چنین سودایی در سر می پروراند (نشکستن پیمان،نجنگیدن با افراسیاب ،نفرستادن گروگان ها ....گره گاه های سیاوشند .) و یوسف نیز اسیر چنین گره گاه هایی است ؛ندادن آذوقه ،سکوت نکردن در مقابل ظالمان ایستادن در مقابل خائنان و یاوری و پشتیبانی از ستم دیدگان و...بدین جهت هر دو کرداری حماسی و بشکوه دارند ودر راه رسیدن به چنین آرمانی نستوه و استوارند .شیوه و نحوه برخوردشان نیز بسیار مشترک است باوقار و طمانینه و پرهیز از خون و خون ریزی واین گونه است که هر دو نماد انسان کامل نیز محسوب می شوند و پایدار می مانند و به به اسطوره های جاوید مبدل می شوند و حتی پای در حریم تلمیحات مذهبی و دینی می گذارند ،مانند اسطوره ی خون سیاوش که با شهادت یحیی در آمیخته است .اما مهم این است که بامرگ چنین شخصیت های استواری ، همه چیز پایان نمی پذیرد .بلکه پایان آنها سرآغاز دیگری است .همان گونه که با مرگ سیاوش خسرو به پا می خیزد با مرگ و غروب یوسف نیز رستاخیز خسرو و طلوعش آغاز می شود تا بنیان ستم را براندازد .
"سووشون" سووشون یا سیاووشان مراسمی بوده که برای شهادت مظلومانه ی سیاوش، یکی از قهرمانان افسانه ای ایرانیان پیش از اسلام، برگزار می کردند. این مراسم به ایران (بعد از ظهور اسلام) هم راه یافته منتها به جای قهرمان افسانه ای، قهرمانان واقعی ( مذهبی ) چون حسین بن علی (ع) نشسته است. این رمان نیز به این علت سووشون نام گرفته که شخصیت اول و قهرمانش ناجوانمردانه و مظلومانه مانند سیاوش در کشور بیگانه و چون حسین بن علی (ع) در صحرای کربلا، در ده خود و به تیر ناشناسی به شهادت می رسد. برای سیاوش کسی عزاداری نکرد، دور از وطن کشته شد و میزبانانش به عهد خود وفا نکردند. بعدها رستم به خونخواهی سیاوش به کشور توران حمله کرد. برای حسین بن علی (ع) به جز افراد باقیمانده ی خاندانش کسی نگریست. بعدها مختار ثقفی به خونخواهی حسین بن علی (ع) برخاست. یوسف در سووشون هم در میان خیل دشمنان یکه و تنها می ماند و به شهادت می رسد. مراسم تشییع جنازه اش به دست پلیس برهم می خورد و جنازه اش شبانه و با حضور خانواده دفن می شود. (اربابی 171:1387).
من هم تقاضا دارم مهلت بیشتری برای کتابها در نظر گرفته بشه
با سپاس از همراهی شما و دیگر دوستان وبنا به خواست شما و پس از مشورت با دیگر عزیزان بنا شد : از این پس مهلت خواندن هر کتاب دو هفته باشد. زلال جاری بودنتان بی زوال...
"خانه و مسافرخانه" ملک سهراب حرف یوسف را برید و گفت :«اینها که گفتید به خلق و خوی ما نمی خواند. ما آزاد زندگی کرده ایم، طبیعت همیشه دم دستمان بوده. در کوه و کمرش که اسب رانده ایم، در دشتش که اطراق کرده ایم، زیر آسمانش که چادر زده ایم. نمی شود ما را در خانه زندانی کرد.» یوسف بتلخی افزود : «البته غیر از ما خانها ... ما خانها بهترین باغ شهر را داشته ایم که الان مقر سرفرماندهی قشون خارجی است ... بهترین خانه را ...» ملک سهراب که می دانست چه می خواهد بگوید، نگذاشت. بنرمی گفت : «باور کنید افراد ما عاشق همین نوع زندگی هستند که دارند. اگر مستقر بشوند دلشان می گیرد.» یوسف گفت : «چون فقط همین نوع زندگی را شناخته اند. اما سهراب جان، وقتی آدم روی زمین کشت کرد و پای زمین زحمت کشید و حاصلش را برداشت، به زمین وابسته می شود. در ده هم طبیعت در دسترس آدم است، وقتی مستقر شد ...» و سهراب حرف او را اینطور تمام کرد که : «خنگ و خرف و نظرتنگ و ترسو می شود.» این گفتگوی بین ملک سهراب و یوسف مرا یاد خانه ای انداخت که در آن آزاد و رها زندگی می کردیم و بعد به مسافرخانه ی دنیا فرستاده شدیم تا مدتی را در آن به سر بریم و توشه ای فراهم کنیم اما ما وابسته ی زمین شدیم و خانه را فراموش کردیم و در مسافرخانه مستقر شدیم ... .
بله . کتاب قبلی دخمه بود ، حالا هم نقد وبررسی سووشون:-)
کسی میتونه اینو به بنده بده؟.... دریافت نداره...
مگه برنامه نقد و بررسی داریم عایا؟:stupid:
برای نقد وبررسی، مردم گرفتاری دارن خو:-D
[quote='sagaro']من هم تقاضا دارم مهلت بیشتری برای کتابها در نظر گرفته بشه .[/quote] مهلت بیشتر برای چی؟:-(
من هم تقاضا دارم مهلت بیشتری برای کتابها در نظر گرفته بشه .
سلام به نظر من تا صفحه صد که یوسف قهرمان داستانه .............. [edit=گیلدخت]1392/08/04[/edit]
راستش بانو جان من هم به تازگی شروع به مطالعه کتاب کرده ام و بخش های ابتدایی آن هستم. البته به طور کلی از جریان کتاب اطلاع دارم اما از جزئیات آن خیر و قبل از مطالعه کمی در مورد آن تحقیق کردم.
چیزی که می بینم ورای نماد حضور عینی این تیپ اشخاص در جامعه وقت است که شخص نویسنده بخوبی بدان پرداخت
با شما کاملاً موافقم. من هم هنگام مطالعه همین حس را داشتم.
قهرمان اصلی داستان کدام است ؟
به نظرم شخصیت های اصلی داستان همان یوسف و زری هستند و قهرمان اصلی هم یوسف است و زری راوی ماجراهای قهرمانانه ی اوست. در "تحلیل رمان سووشون" اشاره ای هم به شخصیت های این رمان شده است : شخصیت های اصلی رمان به ترتیب اهمیت عبارتند از : یوسف، زری، مستر زینگر، ابوالقاسم خان، عزت الدوله، مک ماهون، خانم فاطمه و بالاخره کودکان زری و از جمله پسرش خسرو. بررسی دو شخصیت اصلی سووشون (یوسف و زری) هم باشد ان شاءالله در فرصتی دیگر.
آرزوی بزرگ عجب بحث جالبی را پیش کشیدی نماد در رمان سووشون .و نکته ای که در دیدگاه دوم شما چشمم را گرفت
نور یک عنصر نرینه است و در واقع زن نازل می شود تا این نوری که قرار است جهان را نجات دهد روزی پدیدار شود. :
که البته جای بحث بسیار دارد و اگر بخواهیم اینجا به او بپرازیم یا حق اش ادا نمی شود و یا مانع ازدیده شدن اثر می شود امید دارم در فرصتی حتما با این بخش از اسطوره ها (آفرینش ،خلقت و برتری سیاه یا سپید نیکی و بدی و ...آخر می دانم که میدانی آب حیات در قعر زمین و در دل تاریکی یافت میشود و پیدایش نور نیز در اوج تاریکی مسلم می شود...البته در اسطوره در این مورد داستان ها داریم که فعلا از آن بگذریم ) بپردازیم نگاه جامع تو نشان از تسلط بر این داستان است .من اکنون صفحه های اولیه داستانم و چیزی که می بینم ورای نماد حضور عینی این تیپ اشخاص در جامعه وقت است که شخص نویسنده بخوبی بدان پرداخته اما یک سوال در ذهنم رژه می رود قهرمان اصلی داستان کدام است ؟یوسف یا زری و یا دیگر زوج های داستان (درست مثل نور و تاریکی در داستان هر شخصیت نقطه مقابلی دارد که بارز ترینش همین زری و یوسف است ) دوست دارم نظرت را در این مورد هم بدانم .
"نماد در رمان سووشون" در داستان سووشون خانه ی یوسف نمادی از جامعه ی ایرانی آن روزگار و یوسف نماد قشر روشنفکر کشور است که حاضر نمی شود تحت نفوذ و سیطره ی بیگانگان قرار بگیرد و به هر شکل، حتی با نفروختن گندم به آنها، تا آخرین لحظه ی زندگی خویش مبارزه میکند. او معتقد است هیچ کاری هم که نتوانیم بکنیم به بچه هایمان راه را نشان داده ایم. زری نمادی از زن ایرانی است، که با چنگ و دندان میخواهد جنگ را به خانه اش نیاورد. «خسرو زهرخندی زد و گفت : ... مادرم هی لاپوشانی می کند. فقط بلد است جلو آدم را بگیرد» (ص 126). زری بسیار محتاط عمل می کند و سعی دارد جسارت و شجاعت یوسف، کانون گرم زندگی اش را برهم نزند. خسرو و هرمز هم تحت راهنمایی های آقای فتوحی هستند، که معتقد است «آدم باید پلها را خراب کند تا راه برگشتن نداشته باشد». (همان). فرزندان نماد میهن هستند که خواه ناخواه راه پدرانشان را ادامه خواهند داد. ابوالقاسم خان برادر بزر گتر یوسف نماد خودفروختگان به بیگانه ای است که حاضرند برای رسیدن به پست و مقام و قدرت از همه چیز خویش بگذرند. مستر زینگر نماد بیگانگان و اشغالگران است و در آن زمان نماد انگلیسی هایی است که در سالهای آغاز جنگ دوم جهانی در جنوب ایران و در فارس مستقر شده بودند. رمان با امید پدیدار شدن یک سحر یا یک خورشید انتها می گیرد. از نظر اسطوره شناسی و نمادگرایی اسطوره ای نور یک عنصر نرینه است و در واقع زن نازل می شود تا این نوری که قرار است جهان را نجات دهد روزی پدیدار شود. در نتیجه تاریکی به طور خیلی طبیعی براساس آن نمادهایی که در طی سالهای 50 تا 74 ، یا بهتر بگویم بعد از نیما، در ادبیات ما تکرار می شده است، طبق یادداشتهای ایرانی نمادی از اهریمن می شود. "تحلیل رمان سووشون - فتانه غلامی"
«سووشون» و نقش زن در خانواده و سیاست : رمان سووشون نوشته‌ی سیمین دانشور در حوالی جنگ دوم جهانی و اشغال ایران از سوی بیگانگان رخ می‌دهد. داستان تا حدودی جنگ‌های داخلی ایل و عشایر جنوب ایران و نیز دخالت بیگانگان به‌ویژه دولت انگلیس را در منطقه‌ی شیراز به‌عنوان بخشی از ایران به تصویر می‌کشد. صاحب‌منصبان و مالکان بزرگ ایرانی یا از ترس جان و مال و یا به‌خاطر منافع شخصی خود با بیگانگان هم‌دستی دارند و نه‌تن‌ها به فکر مردم و رعیت نیستند، بلکه با خودشیرینی در برابر بیگانگان و نیز حکام مستبد داخلی نان را نیز از مردم دریغ می‌کنند و اجازه می‌دهند تا گرسنگی و بیماری تا مغز استخوان مردم رسوخ کند. سووشون از مطرح‌ترین رمان‌های دهه‌ی چهل شمسی است، نه تنها از نظر سبک داستان‌نویسی و کشش و شیوایی در نثر، بلکه در تجسم اندیشه و احساس زن ایرانی در جامعه‌ی سنتی و بسته‌ی چندین دهه‌ی گذشته‌ی ایران. نویسنده از شخصیت‌های داستان خوبِ خوب و بدِ بد نمی‌سازد و ما شخصیت مطلقی در این داستان نمی‌بینیم، حتی در شخصیت یوسف، که جانش را در راه رعیتش از دست می‌دهد. رمان از دید زری در شکل سوم شخص حکایت می‌شود. زری و یوسف دوقلوهای دختری دارند و نیز پسری بزرگ‌تر. داستان با روز عقدکنان دختر حاکم آغاز می‌شود. خانواده‌ی حاکمی که از خودکامگی دست کمی از بیگانگان اشغالگر ندارد. در دوره‌ی گرسنگی و قحطی جنگ جهانی دوم صنف نانوا نان بزرگی به حکمران شیراز هدیه داده. از‌‌ همان صفحه‌ی نخست داستان برخورد تند یوسف به این تشریفات آغاز می‌شود و زری نیز می‌بیند که‌‌ همان حرف‌های شوهرش را زیر لب با خود تکرار می‌کند. (ص۹) با شدت گرسنگی و بیماری یوسف در برابر بیگانگان فعال‌تر می‌شود و با دوستان عمده‌مالکش هم‌قسم می‌شوند تا نان شهر را تأمین کند و نیز با نمایندگان شورشی عشایر نیز مذاکراتی انجام می‌دهد تا جبهه‌ی آنان را به سود خود عوض کند. در تمام این دید و بازدید‌های سیاسی مردانه‌ی محرمانه، زری تنها برای پذیرایی به اتاق وارد می‌شود و اگر کمی بیشتر پیش مهمانان بماند، شوهر محترمانه عذر زنش را می‌خواهد. و زری با خود می‌اندیشد: «آن‌ها با هم حرف می‌زدند. با هم شوخی می‌کردند انگار نه انگار که زنی هم کنارشان نشسته. کار او این بود که نمک‌دان جلوشان بگذارد، یا جامشان را پر کند…»(ص۱۹۸) از سوی دیگر زری نشان می‌دهد که خانواده چطور از او موجودی نرم و ترسو ساخته که به‌خاطر حفظ جان شوهر و آرامش خانواده او نیز در برابر خواست‌های بی‌جای خانواده‌ی حاکم ایستادگی نمی‌کند، چرا که دیگر تنها نیست و خانواده دارد. مدارایی که ابتدا در برابر همسرش آموخته و آن را با این جملات برای یوسف بازگو می‌کند: «پس بشنو، تو شجاعت مرا از من گرفته‌ای [...] آنقدر با تو مدارا کرده‌ام که دیگر مدارا عادتم شده.» (ص۱۳۱) زری می‌داند که خطر جدی است. اما زنی که در شصت‌، هفتاد سال پیش آموخته که تا شوهر از او پرسشی نکند، حرفی نزند و با تمام عشقی که در رمان از سوی این زوج به تصویر کشیده می‌شود، اما یوسف از جامعه‌ی شدیداً مردسالار آن دوره بری نیست و وقعی به نظر زری نمی‌گذارد. پس دیری نمی‌گذرد که زری به سووشون می‌نشیند، با سه بچه‌ی قد و نیم‌قد و کودکی در زهدان بر سوگ شوهرش که جانش را برای نان مردم می‌دهد. پیش از کشتن یوسف، زری خطر را به نزدیکی غیر قابل تحملی حس می‌کند و وحشتش را این‌گونه ترسیم می‌کند: «کاش دنیا دست زن‌ها بود، زن‌ها که زائیده‌اند یعنی خلق کرده‌اند و قدر مخلوق خودشان را می‌دانند. [...] شاید مرد‌ها چون هیچ‌وقت عملاً خالق نبوده‌اند، آنقدر خود را به آب و آتش می‌زنند تا چیزی بیافرینند. اگر دنیا دست زن‌ها بود، جنگ کجا بود؟» (ص۱۹۵) برگرفته از سایت سیاه و سفید
......... معروفترین اثر دانشور، رمان سَووشون (انتشارات خوارزمی، تیر ۱۳۴۸ است که مدت کوتاهی پیش از مرگ نابهنگام جلال آل احمد، همسر دانشور، منتشر شد. امیدوارم با همراهی شما و دیدن دیدگاه های هوشمندانه تان همگی از این کتاب سیمین بانو بهره مند شویم [edit=گیلدخت]1392/08/03[/edit]
خیلی متاسف شدم از شنیدن خبر درگذشت سیمین دانشور کتابهای این بانوی ادبیات ایران خاطرات زیبایی را برای من رقم زد خدا رحمت کند روحش شاد و یادش گرامی باد
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما
تنها مرزی که حقیقت دارد مرگ است از ماورای آن خبر نداریم اما کسی که مرده،مرده از سر حد زندگی گذشته است،استحاله شاید حشره ای چسبیده به سقفی_شاید گلی آویخته بر سر شاخه ای، مرزهای دیگر هم در زندگی هستند.اماتاریخ مرزها را محو میکند یا بهم می ریزد.می شود بجای تاریخ گفت زمان یا زمانه زمان میگذرد تا آدمی یک خشت کهنه از یک بنای مخروبه در می آید و این آخر خـــــــــــــط است. بارها شده است که رد دیوار هایی ما را به مرزهایی رسانده است آیا همتش را داریم که زندگی نویی پس از یک خط درست کشیده شده در پیش گیریم و آدم دیگری شویم و تصور عمیقی از یک انسان برای خودمان بسازیم؟ شک دارم ،بیشتر ما از تغییر هراسانیم. از داستان مرز و نقاب از مجموعه انتخاب اثر زنده یاد
خدایا خداوندا همه را مورد رحمت خودت قرار بده و بیامرز . سیمین دانشور به دیار باقی شتافت روحش شاد
سووشون یکی از بهترین و همچنین مهمترین اثر خانم دانشور است و نخستین رمان فارسی از قلم یک زن داستان نویس در حوزة ادبیات زبان فارسی دری است. شاید این کتاب برای خانم دانشور خاطره تلخی را به همراه داشته باشد زیرا این کتاب درست چند ماه بعد از مرگ جلال منتشر شد. تلفظ صحیح نام این کتاب سووشون به فتح سین است . و گویش شیرازی و محلی سیاوشون است که همان مراسم تعزیه خوانی است که برای مرگ سیاووش رواج داشت.
عالیه! حرف نداشت8-) کتابیه که شخصیتهاش در هر عصر و دورانی وجود دارند. یونسها و زری ها و ... فقط اسماشون عوض میشه.اگر دقت کنیم می بینیم هر کدوم از ما یکی از آدمهای تو این قصه ایم
خيلي ممنونم . سووشون شاهكاري است در ادبيات فارسي ايران كه شايد بي بديل باشد . درورد بر بزرگترين نويسنده زن ايراني ، استاد سيمين دانشور . خداوند او را براي جامعه ادبي اين كشور ، حفظ نمايد .
با سو وشون رنج میکشی ،زجر کش میشی،بهترینتو از دست میدی ،مقاوم میشی ،تغییر میکنی و از ساحل ارامت با خونه ی رویایت پرت میشی بیرون و اون روی زندگی رو میبینی ویک شبه بزرگ میشی و چه بد بزرگ شدنی زجر عشقی میکشی وصف نشدنی.خوشحالم به توجه اثار انبوه پیش پا افتاده رمان ایرانی از این نویسنده فرهیخه کتابی دیدم توصیه میکنم دوستان حتما کاغذیشو تهیه کنن .استاد دانشور هر جا هستین درنهایت عافیت و سلامت باشی .مرسی از اسپارتی عزیز با دانلود کتابهای ازرندش.
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file