رسته‌ها
با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.

ماجراهای حاجی بابا اصفهانی در انگلستان

ماجراهای حاجی بابا اصفهانی در انگلستان
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 66 رای
نویسنده:
مترجم:
مهدی افشار
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 66 رای
✔️ داستان حاجی بابای اصفهانی در سال ۱۸۲۴ میلادی در لندن منتشر شده‌ است. رمان شرح احوالات دلاک زادهٔ ادب آموخته‌ ای است از اهالی اصفهان که در جوانی به خدمت یک تاجر ترک درآمده و پس از ماجراهایی طولانی به دربار قاجار راه می‌ یابد و گزارشی از فساد اداری این دوره به دست می‌دهد.
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
آپلود شده توسط:
siavash1350
siavash1350
۱۳۹۰/۰۲/۱۴

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی ماجراهای حاجی بابا اصفهانی در انگلستان

تعداد دیدگاه‌ها:
14
سفیر دستور تهیه شام مفصل به سبک ایرانی و دعوت لرد ها و اعضای وزارت خارجه انگلیس داده و در مهمانی های افتخاری شرکت کرده با اداب و رسوم میهمانی انگلیسی و .. اشنا گردیده حاجی بابا با یک خانم و همسرش و سه دخترانشان خانواده هاگ اشنا شده خود را شاهزاده معرفی این خانواده که تشنه نزدیک شدن به قدرت را داشتند مرتب او را به دیگران معرفی کاترین دختر دوم سعی به مسیحی کردن حاجی بابا داشته در بازدید از مقر کمپانی هند شرقی سفیر متوجه موضوع شده بعد فهمیدن ثروت هاگ ها در تحقیقات به شرط شراکت قول همکاری به حاجی بابا داده ولی کاترین با دیگری که خیلی پیرتر بوده ازدواج با مشکلات زیادی که برای اعضای سفارت پیش امده قصد وطن کرده با هدایا به سرپرستی حاجی بابا از بندر حرکت کرده سفیر می ماند و انها به خاک عثمانی رسیده به ایران بازگشت مشرف به پابوسی قبله عالم گردیده حکایات عجیب که دیده تعریف پیشکش تقدیم و ... و پایان حکایت نقش می بندد
بعد از وزارت خارجه دو نفر امدند با محیط اشنا شده تجهیزات خود را جا داده نگران نماز و اذان بودند در مملکت فرنگ.اشتباها از ظروف گلدانی قاروره می خواستند برای نگهداری شربت ها استفاده کنند به وزارت خارجه رفته با سفیر اشنا شده در خیابان دیدند مردم صف کشیده روسا را هو می کنند از قوانین داشتن مجلس و تنظیم بودجه و استقلال مردم و محدودیت قدرت شاه تعجب نموده وقت ملاقات با شاه انگلستان گرفته فشار اوردند در مسیر قوای نظامی حضور اسکورت باشد بی تکلف به نزد شاه رسیده از صفا و صمیمیت وی سفیر جا خورده نامه و هدایای همایونی تقدیم می گردد با ملکه اشنا شده مدتی بعد در مهمانی های مختلف دعوت شده به پارتی های شبانه راه پیدا کرده روز بعد ملاقات شاه تعدادی امده به حساب نوشتن اسم در دفتر مخصوص و ... تقاضای پول کرده تعدادی تاجر امده برای رونق کسب و کار تقاضای نوشتن مثلا زین ساز مخصوص شاه ایان و غیره دشتند
کشتی ان ها را به بندر مالت رسانیده انجا سوار یک کشتی بزرگتر شده به انگلیس رفته انجا در بندر مورد استقبال گرفته به هتل رفته که ایرانیان ان را کاروانسرا پنداشته خیلی زیبا با ملحفه و پرده های ناب که انان را شگفت زده کرده خدمتکاران درخواست با نواختن زنگ را به انها اموخته شب اول سفیر با خدمتکاری خلوت کرده برخی از عمال انجا برای دیدن کنیز چرکسی پشت پنجره او جمع می شدند.
کالسکه دلیجان برای رفتن انها رزرو شده صبح زود به انها اطلاع داده خدمتکاران اسب ها و هدایا را جداگانه و زودتر فرستاده با عجله سوار شده مسافران دیگرهم دارد از نظم انگلیسی ها که به ایستگاه های بعدی رسیده و سریع اسب ها عوض شده ادامه راه داده و میان راه تعجب کرده به پایتخت رسیده خانه های بلند و ... شگفت زدهکرده انتظار داشتند هیاتی بلند پایه به استقبال بیاید انان را به خانه ای که برای سفارت در نظر گرفته شده هدایت میزبانی مشخص و فقط مامور عالی رتبه وزارت خارجه امده به انان خوش امد گوید سفیر عصبانی و ناراحت است
وقتی سفیر به حضور می رسد درباره هدایا با او مشورت کرده می گوید که شاه انگلستان کنیز و نوکر ندارد و فقط یک همسر دارد و انها تعجب کرده باقی هدایا را تایید کرده قرار شد بانوی اول فتحعلیشاه نامه ای به ملکه انگلستان نوشته توسط کاتبان نگارش گردیده انها با بدرقه حرکت کرده صدراعظم حاجی بابا را مامور مراقبت و جاسوسی از سفیر که رقیب وی می باشد نموده.حاجی بابا قدری زبان تمرین نموده وقتی انگلیسی ها می خواهند با صدراعظم مذاکره نمایند وی را به عنوان اینکه خارجی ها را بهتر می شناسد مرتبا دعوت کرده انها می خواهند هدیه ای فوق العاده به صدر اعظم بدهند او نگران و پرسش زیاد گمان می کند ماهوت تقدیم می نمایند که انگلیسی ها می گویند می خواستند سیب زمینی و گوجه فرنگی به وی هدیه نمایند.
یک فراشباشی و تعدادی ملازم انتخاب کاروان به طرف مرز حرکت وارد عثمانی شده پاشا در مرز به استقبال امده یک نوکر شیطنت نموده دزدی کرده فرار او را دستگیر سفیر دستور داده گوش او را بریده نماسپینده پاشا امده می گوید جرم در خاک عثمانی و مقصر باید تحویل پاشا شده سفیر عصبانی نوکران مقصر را برده گوش بزی ذبح شده جای ان گذاشته مقصر فرار کرده به ایران بر می گردد
گروه به استانبول رسیده نامه ای تقدیم هدایایی دریافت منجمله یک کنیز چرکسی زیبا به سفیر تقدیم نموده یک مترجم پیدا کرده و راهبلد به دنبال تهیه کشتی زودتر به بندر رفته چون گروه رسیده اسبان و افراد به کشتی سوار ناخدای انگلیسی بسیار احترام گذارده یک کشتی با 30 توپ که از اولین عجایب به نظر ایرانیان و مقایسه با وضع خود که دو توپ شلیک نمایند تاتارها فرار می کنند
حاجی بابا که برای تهیه هدایای شاه ایران به پادشاه انگلستان به اصفهان رفته با ابهت وارد گردیده و مشغول تهیه پارچه های نفیس،اسب های گرانبها و غلامان و کنیزکان بوده تعدادی را بزور و سفارش و پول از خانه متمولین خارج کرده به سوی تهران حرکت در انجا سفیر انگلستان تازه رسیده می خواهد به حضور فتحعلیشاه برسد به او می گویند عبا و قبا کرده سجده و تعظیم کند می گوید رسم انها نیست برای بررسی لباسی که می پوشد حاجی بابا ناگهان یادش می اید فرنگیان و انگلیس ها در اصفهان به حضور شاه عباس رسیده تصویر بر دیوار کشیده اند نسخه ای از ان نقاشی تهیه کرده اوردند.
کتاب رامطالعه نمودم.مشکل بتوان گفت واقعیت دارد.اولین سفیر ایران در اتازونی(امریکا) حاجی واشنگتن که کتاب مفصل و تاریخ رسمی و تایید شده واقعی دارد.
اگر دوستان تاریخ را تایید می کنند مدارک را برای اشنایی و مطالعه اینجانب معرفی بنمایند ممنون می شوم
قسمت اولش جالب بود با اینکه خیلی توهین آمیز بود ولی داشت حقیقت جامعه رو نشان میداد و بنظر میآید موریه کاملا با اوضاع اجتماعی ایران آشنا بوده است. این اولین رمان درباره ایران است و خواندنش خالی از لطف نیست. جلد دومش را نخواندم اما اگر وقت داده شود آن را هم میخوانم.
نسخه اصلی این کتاب به قلم جمالزاده و ترجمه ایشان است در نسخه جمالزاده هیچ سانسوری صورت نگرفته و تعدادی تصاویر بسیار زیبا و رنگی توسط نقاش زبردستی به نام سایروس لورا بالدریج نقاشی شده و برگرفته از نسخه اصلی چاپ 1937 در آمریکا بوسیله انتشارات هادون گریفتزمن به چاپ رسیده است.
این تصویر که برای این کتاب گذاشته اید اشتباه است. این مال کتاب حاجی بابای اصفهانی (در واقع قسمت اول که در همین سایت هم هست برای دانلود) با ترجمه میرزا حبیب اصفهانی است.
comment_comments_for_the_file
عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک