رسته‌ها
شعر طنز امروز
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 177 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 177 رای
مجموعه شعر طنز که به همت سید ابراهیم نبوی از اشعار شاعران و طنز پردازان معروف معاصر که نامشان در پایین ذکر شده انتخاب شده است
علیرضا قزوه - سعید نوری - عمران صلاحی - سید ابراهیم نبوی - رحیم رسولی - محمد حسن سلمانی - سید حسن حسینی - ناصر فیض - علیرضا عالی پیام - ابوالفضل زرویی نصر آباد - بهاءالدین خرمشاهی - کیومرث صابری فومنی (گل آقا) - ابوالقاسم حالت- سیمین بهبهانی - مهدی اخوان ثالث -
.
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
125
آپلود شده توسط:
Reza
Reza
1387/08/17
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی شعر طنز امروز

تعداد دیدگاه‌ها:
104
نظر شعری من این است که شعرهای طنز باید کوتاه و جذب کننده باشه
... شما شعرهاتون جذب کننده هست ولی بلند هست خیلی بلند هست و من دارم شعرهاتون رو می خونم...
[quote='لردلاس']اتل متل توتوله............این پسره سوسوله
موهاش همیشه سیخه...............نگاش همیشه میخه
چت میکنه همیشه...............بی مخ زدن؟نمیشه
پول از خودش نداره............باباش رو قال میذاره
دی اند جیشو میپوشه.................میشینه بعد یه گوشه
زنگ میزنه به دافش.................میبنده هی به نافش
که من دوست میدارم................تاج سرم میذارم
صورت رو کردی میک آپ...............بیا بریم کافی شاپ
تو کافی شاپ،می خنده..............همش خالی میبنده
بهم میگن خدایی!...............چقدر بابا بلائی!
همه رو من حریفم.................میذارم توی کیفم
هزارتا داف فدامن................منتظر یه نامن
ولی تویی نگارم............برات برنامه دارم
اگه مشکل نداری.........میام به خواستگاری!
از این لینک می تونید اگر چیز دیگه ای طنز خواستید ببینیدمتن لینک . خیلى باحال بود!!!![/quote]

مشاعره نیس
دور هم شعر طنز مینویسیم میخندیم
:))))))))))))))))))
باید یه چیزى باشه که به قافیه ى اون بو خره!!!!!:))
اتل متل توتوله............این پسره سوسوله
موهاش همیشه سیخه...............نگاش همیشه میخه
چت میکنه همیشه...............بی مخ زدن؟نمیشه
پول از خودش نداره............باباش رو قال میذاره
دی اند جیشو میپوشه.................میشینه بعد یه گوشه
زنگ میزنه به دافش.................میبنده هی به نافش
که من دوست میدارم................تاج سرم میذارم
صورت رو کردی میک آپ...............بیا بریم کافی شاپ
تو کافی شاپ،می خنده..............همش خالی میبنده
بهم میگن خدایی!...............چقدر بابا بلائی!
همه رو من حریفم.................میذارم توی کیفم
هزارتا داف فدامن................منتظر یه نامن
ولی تویی نگارم............برات برنامه دارم
اگه مشکل نداری.........میام به خواستگاری!
از این لینک می تونید اگر چیز دیگه ای طنز خواستید ببینیدلینک
این لینکم هست که خودم درس کردم متن لینک
روایت های دیگر شعر:
چنین گفت رستم به اسفندیار
که خواهم ز تو ماهی خاویار
;-)
چنین گفت رستم به اسفندیار
که من تشنمه اب زرشک رو بیار
چنین گفت رستم به اسفندیار. که من گشنمه نون سنگک بیار:))
چنین گفت رستم به اسفندیار
که من گشنمه شام را بیار
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
فکر نکن یاد تو بودم،...کار نداشتم ول میگشتم!!!
شعر طنز امروز
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک