رضاشاه پهلوی در ترکیه، به روایت اسناد تاریخی

آنچه در این کتاب می خوانیم:
مقدمه
دعوت از رضاشاه پهلوی
دلایل سفر رضاشاه به ترکیه
بازتاب سفر در جراید خارجی
رضاشاه در آنکارا
رضاشاه و آتاتورک در آناتولی
رضاشاه و آتاتورک در اسکی شهیر
آتاتورک و رضاشاه در استانبول
رضاشاه در مسیر استانبول به ایران
بازتاب سفر رضاشاه در رسانه های ترکیه
گزارش های مجلس کبیر ملی ترکیه
بازتاب سفر رضاشاه در رسانه های ایران
بازتاب سفر رضاشاه به ترکیه در اروپا و آمریکا
بازتاب سفر رضاشاه در روزنامه های خاورمیانه
پیوست: زندگی و پادشاهی رضاشاه پهلوی
گزیده منابع تحقیقی
تصاویر

حق تکثیر: نشر الکترونیک: باشگاه ادبیات

» کتابناکهای مرتبط:
زمینه های اجتماعی کودتای 1299
مواضع ما
دفاع مقدس در بیانات امام خمینی: چیستی و چرایی جنگ تحمیلی

نسخه ها
PDF
حجم: 28 مگابایت
تعداد صفحات: 152
4.6 / 5
با 18 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 100
۱۳۹۹/۰۳/۰۷


پاسخنگارش دیدگاه
Khwanirath
Member
برداشت ناصحیحی دارند. ببینیم این واژه در قرآن چه معنایی می دهد:

آیه 20 احقاف:

وَیَوْمَ یُعْرَضُ الَّذِینَ کَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَیِّبَاتِکُمْ فِی حَیَاتِکُمُ الدُّنْیَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا کُنْتُمْ تَسْتَکْبِرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَبِمَا کُنْتُمْ تَفْسُقُونَ

و آن روز که آنهایى را که کفر ورزیده‏ اند بر آتش عرضه مى دارند [به آنان مى گویند] نعمتهاى پاکیزه خود را در زندگى دنیایتان [خودخواهانه] صرف کردید و از آنها برخوردار شدید پس امروز به [سزاى] آنکه در زمین بناحق سرکشى مى ‏نمودید و به سبب آنکه نافرمانى میکردید به عذاب خفت[آور] کیفر مى‏ یابید

آیه 69 توبه:

کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کَانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَأَکْثَرَ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلَاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلَاقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلَاقِهِمْ وَخُضْتُمْ کَالَّذِی خَاضُوا أُولَئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ

[حال شما منافقان] چون کسانى است که پیش از شما بودند آنان از شما نیرومندتر و داراى اموال و فرزندان بیشتر بودند پس از نصیب خویش [در دنیا] برخوردار شدند و شما [هم] از نصیب خود برخوردار شدید همان گونه که آنان که پیش از شما بودند از نصیب خویش برخوردار شدند و شما [در باطل] فرو رفتید همان گونه که آنان فرو رفتند آنان اعمالشان در دنیا و آخرت به هدر رفت و آنان همان زیانکارانند

مشاهده می کنید که این واژه در قرآن به معنای بهره مند شدن و برخوردار شدن است. اشاره آیه 24 سوره نساء هم به زفاف با همسر است که پس از زفاف، مهریه ایشان پرداخت گردد. شیعیان طبق معمول برخی از ایشان در حال مهمل بافی در تفسیر هستند.

ضمن اینکه تمامی قوانین و احکام اسلام ابدی ست. شما که معتقدید آیات احکام امروزه اجرایی نشود، یکجا در قرآن نشان دهید که خدا چنین اجازه ای به شما داده باشد. البته نشان نخواهید داد چون چنین آیه ای وجود ندارد.
نقل قول  
از همین یک کلمه اسْتَمْتَعْتُمْ شیعیان برداشت متعه دارند بخشی از اهل تسنن هم این ایه را مربوط به دورانی میدانند که مسلمانان از مکه به مدینه مهاجرت کرده بودند و در تنگنای اقتصادی بودند نه شرایط امروز البته از این اختلافها بسیار است بنده با حکم عقل ازدواج موقت را عامل خیلی مشکلات از جمله بیماریهای خطرناک و فروپاشی بنیان خانواده میدانم البته حکم ازدواج با چهار زن هم در دنیای امروز با توجه به شرایط اقتصادی و زیست محیطی و فرهنگی و... غیر قابل اجرا است در مورد حق طلاق مرد و مهریه و سایر موارد هم بحرانهای مختلفی ایجاد کرده است مثل انبوه زندانیهای مهریه و .... قوانین اخلاقی دین اسلام زمان و مکان نمیشناسد اما قوانین اجتماعی اسلام در چهارچوب همان زمان کاربرد داشته نه در شرایط امروز منهای تعداد محدودی از احکام اجتماعی اسلام. با توجه به عدم استقبال جمع این اخرین پیام بنده در این مورد خواهد بود
نقل قول  
Khwanirath
Member
ناسخ و منسوخ در آیه 24 نساء ؟

اول که باید آیه حرف از متعه بزند تا بعد مدعی باشیم که نسخ شده است. در حالی که همانگونه که دیدیم از این خبرها در آیه نیست.

ثانیاً نسخ این آیه با کدام آیه است؟

ثالثاً تا جایی که بنده می دانم، نظر قاطبه اهل سنت این نیست که آیه اشاره ای به متعه دارد که حالا بخواهد نسخ بشود یا نشود.

رابعاً از کجای آیه می توان فهمید که نسخ پذیر است؟
نقل قول  
در مباحث مربوط به این کتاب از محمد تقی بهار هم یاد شد و به خصوص کتاب تاریخ احزاب سیاسی ایران نکته جالب این که همین رضا شاه قصد ترور محمد تقی بهار را داشت که اشتباها یک واعظ قزوینی را عمال رضا شاه به گلوله بستند و سر بریدند واقعا چقدر ان زمان ما جلوتر از زمان بودیم ان زمان که هیچ جای دنیا داعش نداشتند ما داعشی بنفش داشتیم
نقل قول  
البته اختلاف شیعه و سنی در باره ایه ۲۴ سوره نسا بر پایه اختلاف در ناسخ و منسوخ است که ربطی به حدیث ندارد و اختلاف در برداشت است
نقل قول  
mt1397
Member
2

روشن است که بیضه ها مسیر طولانی تری طی می کنند تا از داخل شکم پایین بیایند و در داخل کیسه بیضه قرار بگیرند. علت آن، دمای کمتر کیسه بیضه (34 درجه سانتی گراد) نسبت به دمای حفره شکمی 37 درجه است و این دما (34 درجه) جهت ساخت اسپرم لازم است و در صورت عدم نزول بیضه ها تا 16 سالگی در واقع هیچ عملکردی نخواند داشت و اسپرم تشکل نخواند شد و بیضه ها تحلیل می روند. لذا محل تشکل و استقرار بیضه ها و تخمدان ها با کلیه ها در دوران جنینی یکسان است، با این تفاوت که پس از تولد نیز کلیه ها در مکان خویش باقی می مانند، ولی بیضه ها و تخمدان ها به جایگاهشان نزول می کنند. با این وجود نیز تغذیه و عصب دهی بیضه ها و تخمدان ها با خون و سیستم عصبی و سیستم لنفاوی در همان محل اصلی خود یعنی باقی می مانند. سرخرگ بیضه و تخمدان ها از شریان ابهر (آئورت شکمی) انشعاب یافته و وریدها هم از همان منطقه منشعب می شوند. این جستار در کتاب های جنین شناسی به Descent of the testes and ovaries یعنی نزول بیضه ها و تخمدان ها مشهور است. در عکس 2 که در بالا گذاشتم، سلول های زایای بدوی Primordial germ cells (آبی رنگ) در حال تشکیل بافت اولیه بیضه gonadal ridge هستند. عکس 3 مراحل پیوسته نزول بیضه به داخل کیسه بیضه را از طریق رباط رویانی گوبرناکولوم نشان می دهد.
عکس: نمای دنده (C) ستون فقرات از جلو ((A و تخمدان چپ ((E کلیه چپ (D) محل تشکیل اولیه بیضه ها و تخمدان ها (فاصله A تا B) مشخص است.
دیاگرامی از مجاری تناسلی مرد و در ماه چهارم رشد قبل از پایین آمدن بیضه (A) و پس از پایین آمدن بیضه (B) (عکس 4)

این نوشتار بنده چکیده ای بود، می توانید در کتاب «جنین شناسی انسانی لارسن» به طور مفصل مراحل تشکیل منی را بخوانید.
در همان لینک نخستینی که شما فرستادید، بخشی به نام How is sperm produced هم دارد که اسپرم چگونه تولید می شود. پیام پیشین من درباره پیش تولید بود.

بنابراین، تشکیل مِنی تنها در بیضه ها رخ نمی دهد، بلکه فرآیندی را طی می کند.

واقعاً جای این بحث زیر این کتاب نبود.

پایان.

نقل قول از navidmeh:
این نظرات در مورد این کتاب است؟!

درود.
عادت می کنی.
هر جا کتابی درباره دو تا حکومت دیدی، جستارهای گوناگونی هم خواهی دید. شگفت انگیزیشان هم این موردی بود که این کاربر اینجا پیش کشید.
نقل قول  
mt1397
Member
1

نقل قول از A_S:
منی در کیسه‌ منی (غده‌ی ویزکولی)، پروتسات، بیضه، غدد پیازی-میزراهی ساخته می‌شود ...

این پیامی که می نویسم پیوندی با این گفتمان قرآنی ندارد. بلکه در پیوند با جستاری است که سلسله مراتبی برای تشکیل آن در بدن هست.
بهتر نبود به جای فرستادن 2 تا لینک، یک کتاب تخصصی درباره جنین شناسی معرفی می فرمودید؟

با استناد به کتاب های معتبر جنین شناسی مراحل لقاح اسپرم و تخمک و تقسیمات آن و تشکل سلول های اولیه بیضه و تخمدان را چکیده می کنم که از این قرار است که اسپرم یا سلول جنسی نر با تخمک یا سلول جنسی ماده در ناحیه شیپور مانندی به نام لوله رحم (فالوپ) که وسیع ترین قسمت لوله بوده و نزدیک تخمدان است با هم لقاح یافته و زیگوت یا سلول تخم تشکیل می شود و پس از چندین مرحله تقسیم و ایجاد چندین توده سلولی به نام مرولا و بلاستوسیست و حرکت به سوی رحم، در هفته سوم سه لایه مهم جنین به نام های اکتودرم، مزودرم و اندودرم تشکل شده (عکس 1) که در پدید آمدن بافت های جنینی نقش اساسی دارند. در طول هفته سوم تا هشتم، ارگان های اصلی و سیستم ها تکامل می یابند و این دوران به نام دوره رویانی نامور است و در انتهای ماه دوم بر اثر ساخته شدن اعضا شکل بیرونی بدن نمای قابل شناسایی به خود می گیرد. در هفته ششم و تا هفتم حیات جنینی، تیغه ای به نام genital ridge از لایه مزودرم در اطراف ستون فقرات ایجاد می شود که این تیغه در همکاری با primordial germ cells (در لینک خودتان به germ cells اشاره شده) یا سلول های زایای بدوی در تشکیل کلیه و دستگاه ادراری و غدد جنسی یعنی بیضه ها و تخمدان ها نقش اساسی دارند (عکس 2). این غدد به صورت یک جفت نوار طولانی به نام ستیغ های تناسلی یا گنادی بین ستون فقرات و دنده های جنین (آخرین دنده) و درست در سطح داخلی و شکمی کلیه ها تشکیل می شوند و تا هنگام تولد، دو مرحله نزولی یا مهاجرت دارند. مرحله اول در هفته 10 تا 15 جنینی به کانال اینگوینال (کشاله ران) و مرحله دوم در هفته 25 و 35 جنینی (تقریباً اواخر ماه 7) که بیضه ها به هنگام کیسه بیضه و تخمدان ها به دو طرف رحم در دیواره طرفی حفره لگن در خارج از حفره شکمی مهاجرت می کنند (عکس 3).
نقل قول  
navidmeh
Member VIP
این نظرات در مورد این کتاب است؟!
یا اینجا تبدیل شده به چتروم موضوعات بی ربط؟
نقل قول  
Khwanirath
Member
چرا شیعه و سنی در برداشت از قرآن اختلاف دارند؟ مشکل در پیش زمینه هاست. وقتی قرار باشد آیه قرآن با فلان حدیث تضاد پیدا نکند، معنای اصیل آیه را منحرف می کنند. مصداق یحرفون الکلام عن مواضعه

آیا اگر قرآن را با قرآن تفسیر کنیم و حدیث و روایتی که نزدیکترین ایشان ۲۰۰ سال پس از پیامبر نوشته شد را به کنار نهیم، باز هم جا برای اختلاف باقی می ماند؟
نقل قول  
خوب شیعه و سنی هم بر برداشت از قرآن با هم اختلاف دارند البته به شخصه بر مبنای عقل حکم اهل تسنن را در مورد ازدواج به خرد نزدیک میدانم مسلمانان بهتر است مشکلاتشان را در چارچوبهای عقلانی حل کنند چون در مباحث مختلف بین شاخه های مختلف اختلاف نظر است و در چهارچوب دینی امکان حل اختلاف کم است


نقل قول  
Khwanirath
Member
هیچ جای آیه ۲۴ سوره نساء بطور مطلق اشاره به متعه ندارد. وقتی بر اساس نظر شیعه و سنی حکمرانی شود از این مسائل هست ولی آیا اگر بر مبنای قرآن حکومت شود هم اختلاف است؟

وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا

و زنان شوهردار، مگر آن ها که مالک پیمان شما هستند. الله بر شما فرض کرده است و غیر از ایشان بر شما حلال است که به اموال خود پاکدامنانه بگیرید نه زناکارانه. پس آنها که از ایشان بهره مند شده اید، پس مهریه ایشان را واجب است بپردازید و در آنچه بین خود رضایت می دهید بعد از فریضه، بر شما گناهی نیست. همانا الله علیم حکیم است.
نقل قول  
ازدواج موقت یا متعه در ایه ۲۴ سوره نسا اشاره شده است و اختلاف شیعه و سنی بر سر ناسخ و منسوخ بودن ایه است البته وقتی بر اساس دین بخواهیم حکمرانی کنیم از این اختلافات زیاد خواهیم داشت
نقل قول  
Khwanirath
Member
توصیه شما را به فال نیک می گیرم. مرجع بنده قرآن است نه افراد. رابطه جنسی اگر شرایط نکاح را نداشته باشد، زناست (آیات ۵ و ۶ سوره مبارکه مومنون).

یکی از شرایط نکاح، ارث هست (آیه ۱۲ نساء).

صیغه بدلیل عدم احراز شرایط نکاح، زنا می شود.

وانگهی ما در قرآن آیه ای که اذن به صیغه بدهد بطور مطلق نداریم. چیزی من در آوردی است
نقل قول  
alishaf
Member
نقل قول:
و دیگر اینکه صیغه همان زناست. رستگار باشید.

من شما رو به همون دفتر آقای مکارم ارجاع میدم بقیه مراجع بماند بهتره به کسانی که فقه بلدن رجوع کرد یا خودمون فقیه باشیم
مشروعیت ازدواج موقت
یا
سایت تابناک
نقل قول  
Khwanirath
Member
7- اجازه دهید از توهین های شخصی عبور کنیم. به فرض که من نادان و شما اندیشمند. مگر همین مثال آدمخواری و آدم نخواری در همه جای دنیا پیاده نمی شود؟ مثالی که از سوئد زدم همین است. و خب، حالا که به این رسیدیم که اتفاق نظر بر سر پوشش وجود ندارد، باید به این بپردازیم آیا بهترین پوشش کدام است؟ و جبر قانونی باید بر سر کدام پوشش باشد؟ خودشیفتگی پنهان در این جمله که هنر جنابعالی اندیشیدن است و بنده نادانم هم اسباب خنده شد. ممنون.

8-این را دیگر اگر عربی مدرسه را هم درست می خواندید متوجه می شدید. آیه شریفه فعل مجهول به کار برده است. منظور از آب جهنده، مایع منی است و تا آنجا که بنده خوانده ام، نه مفسر و نه مترجمی طور دیگری برداشت نکرده است. ربطی هم به شرمگاه زن ندارد. آنچه که آیه اشاره می کند، جنین است که از بین صلب و ترائب خارج می شود نه آب جهنده!

9-آیا اسلام دین جهانی است؟

وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ

و تو را جز رحمتى براى جهانیان نفرستادیم-107 الانبیاء

تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا

بزرگ است کسى که بر بنده خود فرقان را نازل فرمود تا براى جهانیان هشداردهنده‏ اى باشد- 1 الفرقان

چه کسی به پولس اجازه داده بود که در آیات خدا دست ببرد؟ گوشت خوک در همه ادیان حرام شده است. اینکه مسیحیان چه می کنند و چه نمی کنند دلیل بر این نیست که خداوند حکمش را در خصوص حرمت گوشت خوک تغییر داده است.

وَلَا یُشْرِکُ فِی حُکْمِهِ أَحَدًا

و احدی را در حکم خود شریک نمی کند-26 الکهف

10-در شماره 2 مثال های نقض آورده ام که عرض کنم اتفاق نظری در این خصوص وجود ندارد. لینکی که قرار داده اید به نظر مردان در خصوص جذابیت های ظاهری زنان اشاره می کند که امری کاملا تابع شرایط فرهنگی و محیطی است. معیارهای ظاهری و جذابیت در گذر زمان تغییر می کند. خال کنج لب یار و یا چاه زنخدان که شاعران ما برای آن داد سخن سر می داده اند برای همه معیار زیبایی محسوب نمی شود. در پیوند زیر، جذابیت جنسی بخشی از بدن زنان تابع شرایط فرهنگی معرفی شده است:

متن لینک

یک نکته را هم عرض کنم که البته به گفتگوی ما ربطی ندارد ولی دیدم در پاسخ به یکی از عزیزان گفتید. حسب آیه 6 سوره شریفه نساء ازدواج با خردسالان حرام است.

وَابْتَلُوا الْیَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّکَاحَ

و یتیمان را بیازمایید برای زناشویی بالغ شوند

سن ام المومنین عایشه

و یا

سن عایشه

و دیگر اینکه صیغه همان زناست. رستگار باشید.
نقل قول  
Khwanirath
Member
1-آنچه که شما ارائه کرده اید، حاکی از تمایل افراد بدن نما به نگرش جنسی به کودکان و یا سایر اختلالات جنسی است. حال چه این افراد بدن نمایی بکنند یا نکنند، این تمایل در ایشان هست. در نهایت شما باید از حضور این افراد در جامعه ممانعت به عمل آورید. از این استدلال نمی توان نتیجه گرفت که از بدن نمایی خودداری شود. این افراد ممکن است آسیب بزنند؟ قبول! ولی چه بدن نمایی بکنند چه نکنند -بدلیل گرایش های ایشان- احتمال آسیب ایشان وجود دارد. حال شما ممانعت از این اقدام ایشان بکنید یا نکنید. از کجای این قضیه می توان نتیجه گرفت که بدن نمایی ممنوع شود؟

2-چرا راه دور برویم؟ همین امروزه قبایلی هستند که لخت مادرزاد زندگی می کنند که اجازه دهید از قرار دادن پیوند آن در اینجا خودداری کنم. با یک جستجوی ساده به آن می رسید. اما در خصوص مصر باستان می توانید به آدرس زیر بروید:

تاریخ برهنگی

عین جمله را کپی می کنم:

در خصوص آلمان:

Women reasserted the right to uncover their breasts in public, which had been the norm until the 17th century

و در خصوص مصر باستان:

The ancient Egyptians wore the minimum of clothing. Both men and women of the lower classes were commonly bare chested and barefoot, wearing a simple loincloth or skirt around their waist. Slaves and laborers were nude or wore loincloths. Nudity was considered a natural state

در نتیجه بر سر جنسی بودن قسمت فوقانی بدن خانم ها اتفاق نظری وجود نه داشته و نه دارد. حال چرا باید پوشاندن آن اجباری باشد؟

3-!

چه می توان گفت؟

4-برداشت شما از نگرش مسلمین نادرست است. ما با غرب مشکلی نداریم. با هر چیز نادرست مشکل داریم خواه از شرق و خواه از غرب. به صرف مخالفت با فرهنگ منحط غربی و یا امپریالیسم برخی کشورهای غربی، مسائل درست و صحیح ایشان که مورد نفی نیست. نه تنها بستن کمربند ایمنی در قرآن نیامده، بلکه اجباری بودن حجاب هم نیامده است و اگرچه حکم حجاب، حکمی اسلامی است، اجباری بودن آن ربطی به اسلام ندارد و از منظر عقلی به آن می نگریم. ولی چون بستن کمربند در قرآن نیامده، پس قانونی در خصوص آن نباید باشد؟ آنچه اهمیت دارد این است که تصویب قوانین، با قوانین مذکور در قرآن تضاد نداشته باشد نه بیشتر! و اگرنه قوانین مدنی که نیاز نیست در قرآن بیاید. چرا بستن کمربند ایمنی باید اجباری باشد؟ چون خدای نکرده ممکن است منجر به فوت و یا فلج شدن فرد شود و این برای جامعه مضر است.

5-کیفیت نماز به این صورت که هست در قرآن نیامده و مسلمانان در کیفیت نماز، آزادی نسبی دارند. این آزادی نسبی است و مطلق نیست به این علت که برخی بایدها برای نماز ذکر شده از جمله رکوع، سجده و سوره حمد. در بقیه موارد مسلمین آزادند. حتی در ذکر رکوع و سجده و حتی در فارسی یا عربی -یا به زبان محلی- خواندن سوره حمد نیز آزادند. شما وقتی می گویید در اسلام چنین است و چنان نیست، باید مصداق قرآنی داشته باشید. وگرنه اینکه مسلمانان تا به الان چنین نکرده اند به معنای غیرمجاز بودن نماز به زبان دیگر نیست. به عکس قرآن می فرماید بفهمید که چه می گویید. البته بهتر است مومنین برای وحدت به یک شکل نماز بخوانند ولی در صورتی که بفهمند. بر خلاف آنچه شما می فرمایید، قدیمی ترین ترجمه قرآن به زبان فارسی، قرآن قدس بوده که متعلق به قرن سوم و یا چهارم است. همین امروز نماز شیعه و سنی با هم متفاوت است. کسی می تواند بگوید نماز یک کدام صحیح نیست؟
نقل قول  
alishaf
Member
1- نیازی به کلاس درس نیست این مورد فرضیه است اون هم در مورد حیوانات خیلی دوست داری قطعی نظر بدی این که تحقیقاتی در مورد ریشه ژنتیکی دروغ گویی صورت گرفته و مثال زده میشه مسخره است ؟ البته پیش بینی می کردم چنین حرفی بزنی قبلش هم گفتم به عنوان مثال منظورم صرفا غریزه نبود عمدا هم گفتم فرض کن کشف بشه تبعات حقوقی نداره؟ حالا غریزه میخوای میگم خشونت تبعات حقوقی اون چیه ؟باز هم میگم جانور رو با انسان برای این موارد یکسان دونستن درست نیست چون تو اندیشمندی خیلی هم جالبه فوری از کشف هم جنس بازی در میان جانوران حرف میزنی و از اون نتیجه گیری خودت رو هم انجام میدی هم جنس گرایی تو دام ها هم که خیلی وقته اهلی شدن بوده و هست فکر نکن تازه دیده شده به نظرت اون زمان متوجه این نبودن که داری جبهه می گیری از نحل آیه میاری در جهت حقانیت خودت خب میخوای آناتومی گاو و مسیر مجاری شیری رو برات توضیح بده یه توضیح کلی داده تو داری معنای خاص ذهن جهت دار خودت رو میگی قبلش هم بهت گفتم قرآن رو با کتاب زیست شناسی اشتباه نگیر این ادعا هم هیچ وقت نبوده تو داری بهش پر وبال میدی تشویق به بهره گیری از قدرت تفکر و علم جویی توی قرآن و اسلام هست من منکر ترجمه نیستم همون طور که غربی ها همین کار رو کردن نیازی به بازگویی تاریخ طب نیست یعنی هیچ اکتشاف و ابتکاری توسط اطبا مسلمان انجام نشده؟ نیازی به توضیح اضافه در این مورد نیست خود پیامبر در مورد علم جویی حتی در چین میگه یعنی نمیدونسته ممکنه مشرک یا کافر باشن ؟
2- قبلا گفته بودی قبایلی که اندام های جنسی خود را نپوشانده باشن وجود نداره گفتم هست میتونی بررسی کنی در جایی گفتی اگر افراد متمدن رو دیده بودن چرا سینه ها رو نمیپوشونن گفتم خب تصویر سینه های عریان رو افراد متمدن ازشون گرفتن و تو دیدی پس حداقل ارتباطاتی دارن فکر نکنم فهمش برای استاد انقدر سخت باشه
4- در هر بند لایه های بیشتری از شخصیت خودت رو نشون میدی اولا من فقیه نیستم ثانیا مگر نمیگی هم جنس گرا آزاری به دیگران نمیرسونه خب این حکم مال دو نفر نیست که توی خلوت خودشون با رضایت این کار رو کردن چون کسی اطلاع نداره ولی کسی که به دیگری تجاوز کنه یا دو نفر در ملا عام ولو با رضایت هم این کار رو انجام بدن میخوای جایزه بگیرن ؟ برای اثبات به شاهد معتبر و مدرک نیازه دیمی نیست
5- لوح سارگن مربوط به قرن هفتم پیش از میلاده از کجا میدونی موسی برای بعد این تاریخه مثلا گفته میشه موسی برای حدود 1300 قبل میلاده آدرس غلط نده در مورد اوتنپیشتیم هم همین طور از کجا میدونی از داستان حضرت نوح ساخته نشده ؟ تطابق تاریخی دادی ؟ پیشرفت خط و کتابت رو میخوای با مختصات ذهنی خودت تمسخر کنی به من ربطی نداره همون طور که گفتم نشانه شخصیت توست اندیشمند خود گویی و خود خندی
6- کسانی که پارتنری زندگی میکنن با فرهنگن؟ در مورد صیغه لزومی نداره حتما پول رد و بدل بشه مثل روسپیان مشکل شما اینه که با توهین به این و آن سعی می کنی محق جلوه کنی ولی در ادبیاتت شخصیت خودت رو نشون میدی در مورد فروج میخوای مثل همیشه تنها معنای موجود در ذهنت رو در نظر بگیری خب این مشکل جنابعالیه اصلا متوجه منظور نشدی من کجا از خیانت طرفداری کردم ذهن بیمار و منحرف جنابعالی دوست داره تفسیر خودش رو در مورد حرف و منظور آدم زنده بیان کنه و هر آنچه لایق خودش هست رو به دیگران نسبت بده من در مورد دو فرد مجرد صحبت کردم در ادامه هم گفتم اگه بنا به منظورت مرد متاهل صیغه کنه کار ناپسندی کرده بعدش هم گفتم عمدتا در جاهایی که سنگشون رو به سینه میزنید افرادی هستن که با چند نفر رابطه غیر رسمی دارن منظورم این بود چرا اون رو نقد نمی کنید وقتی خودت رو به نفهمی میزنی من مقصر نیستم

نقل قول  
A_S
Member
5 - نه دیگر نشد مثلا سارگون هم در کتیبه اش می گوید که در کودکی مادرش آن را در رود گذاشت و بدست زنی از آب گرفته شد و سپس او را بزرگ کرد (همانند موسی)! یا اوتنپیشتیم هم زمانی که خدایان از آفریدگان به خشم آمدند و خواستند نابودشان کنند از یک خدایی به نام انکی وظیفه یافت یک کشتی بسازد هر گونه جانوری و گیاهی را در آن بگذارد (همانند نوح)! این شخصیتهایی که با توضیف تورات نمیخواند و خودتان را گول نزنید، ما هم اتفاقا یک همساییه ای داشتیم که زنی از آب گرفتش بزرگش کرد اتفاقا ما از سرزمینهای اصلی عربها که حجاز و نجد باشد یک دانشمند نداریم دانشمندان یا عربزبان بودند که بدست عربها مستعربه شدند مانند مصریان و مراکشیان و عراقیان یا ناعرب مانند ایرانیان و بربرهای آفریقا مانند ابن بطوطه. خدا میخواهد خطاطی یاد بدهد؟ چه مثال مزخرفی!
6- مشکل اینجاست صیعه را دختران و زنان بافرهنگ نمی روند و انجام نمی دهن به بهایی مانند روسپیان خودشان را نمی فروشند، اکنون نمی دانم زنان قوم و خویش شما چگونه هستند ولی در قاموس ماها نمی گنجد برویم معشوقه‌ی مان برای چند صباحی بخریم. فرج میشود سر یا دست؟ حفظ فرج می شود پاکدامنی، مانند آیاتی که خونیرث فرستاد اگر در قرآن برای مردان دال بر پوشیدن موی سر هست بیاورید. در همین خانه های عفافتان مانند عایشه کم نیست برای بچه بازی. در پایان ایشان گفت خیانت به زن عیب ندارد:
ثانی صیغه برای افراد مجرد که ممکنه به هر دلیلی امکان ازدواج دائم نداشته باشن با رابطه خارج از ازدواج از لحاظ رضایت طرفین چه فرقی داره مگر اجباری داره ؟
آخر زن نمی تواند رابطه خارج از ازدواج داشته باشد و آدم باحیا هم یک معشوقه دارد زیرا با بیش از یک معشوقه همزمان نمی توانی سکس کنی و تقسیم عشق موجب حسادت میشود. هرچند کسانی چهارتا زن داشتن را هیب نمی دانند نمی توان چشم فهم این چیزها را داشت. این ها یک مشت سکسیت شهوت ران هستند سپس به روابط جنسی مردم کار دارند. در ازدواج هم می شود بچه را تامین کرد، تو دوست داری مادرت عقد پدرت باشد یا صیغه اش؟ شما هم که مسئول اعمال خودت هستی چرا گیر دادی به همجنسگرایان؟ آنها هم مسئول اعمال خودشا هستند. چیزی را بگو که واقعا بهش باور داری. شما روافضِ منحرف گند زدید به ایران. دیگر هم حرفی با یک مشت روده دراز که هرچه به آنان می گویید و از قرآن و احادیث خودشان می آورید ولی مانند کورها و کرها نمی فهمند ندارم.
نقل قول  
A_S
Member
1 - ما یک در منطق یک دال/علت و مدلول/معلول داریم، گاهی از علت به معلول می رسیم که به آن برهان لمی میگویند، گاهی از معلول به علت میرسیم که به آن برهان انی میگویند. برای برهان انی نمونه می آورم: اگر از دور ببینیم دارد از جایی دود می آید می فهمیم آنجا آتش سوزی رخ داده است ولی آتش که علت است را نمی بینیم از معلول/مدلول به علت/دال می رسیم، درباره‌ی ژنتیکی بودن همجنسگرایی هم اینگونه به آن رسیده‌اند از نمود آن در معلول که جانوران است پی به ژنتیکی بودنش برده اند. دروغ گفتن و راست گفتن غریزی است؟ چه مثال مسخره ای! هم همجنسگرایان از سکس با دگرجنس بیزار هستند هم دگرجنسگرایان از سکس با همجنس، این همه مدرک است. این هم مدل سرباز زدن از پذیرش حقیقت بدست ایشان است: " گفتم بحث همجنس گرایی در حیوانات مفصله بایستی خود آگاهی و موارد دیگه رو در نظر گرفت" چه مواردی؟ چی شد تا پیش از اینکه میان جانوران کشف شود میگفتید این کار از آفریده های شیطان بوده است و درمیان انسان است نه جانوران، اکنون که یافت شده است اینگونه شعر می سرایید. معانی اش را بروید در سایت المعانی بزنید ببینید چه می آورد همین معانی را دارد، درباره قرآن میتوان گفت مشت نمونه خروار است این هم ادعای قرآن شیر از میان سرگین و خون بیرون می آید:
و در دامها قطعا براى شما عبرتى است از آنچه در [لابلاى] شکم آنهاست از میان سرگین و خون شیرى ناب به شما مى ‏نوشانیم که براى نوشندگان گواراست (نحل، 66)
توقع داری زیست شناسی را از این کتاب یاد بگیریم؟ در سرزمین های اسلامی هم دانشهایشان از روی ترجمه کتابهای کفار بدست آمده است، همین طب اسلامی در گذشته ار روی طب یونانیان بت پرست مشرک و پزشکی مغان ایرانیان مجوس و هندیان و رومیان مشرک بدست آمده است، آیا خدا مسلمانان یا عربهای مومن ناکافر پاک یکتاپرست دانشی هم از خود داشتند؟ آن هم برای شوخی زیست شناسی اسلامی گفتم. همچین در امپراتوری ها اسلامی مانند صفوی و عثمانی هم پسربازی روا بوده است ولی این دال بر این می شود در اسلام حلال باشد؟ در عهد جدید پولس می گوید از فیلسوفان بر حذر باشید ولی مسیحی ها رو به فلسفه می روند، این نمونه ها هم در اسلام هست که برای پیش آمدن بحثهای اضافی از آن دوری میجویم.
2- کسی فهمید این چی میگه؟ من آن قبایل بدوی را گفتم، شاید برخی هم شهری سازی شده اند ولی هنوز آن بدویها دست از پوشش خود ورنداشتند، خوب مستند هم باشد که چی؟
4 - خب داعش بیشتر وحشی بود می رفت همجنسگرایان را از بالای ساختمان می انداخت، شما کمتر هستید، به آنها فحاشی می کنید از حقوقشان محرومشان می کنید خوب شد؟ هر چند در تئوری جفتتان با هم فرق ندارید، این هم امام صادق، رئیس مذهب، می فرماید:
اگر دخول نکرده باشد تازیانه می‌خورد و اگر دخول کرده باشد ایستاده نگه داشته می‌شود سپس با شمشیر ضربه‌ای به او وارد می‌شود تا هرجا که شمشیر کارگر شد (وسائل الشیعة، ج ۲۸، باب ۱ از ابواب حدّ لواط، ح ۲.)
نقل قول  
alishaf
Member
5- در سوره فرقان داریم : و گفتند افسانه های پیشینیان است که آنها را برای خود نوشته و صبح و شام بر او املا میشود خب حرف تو رو اون موقع هم میزدن جدید نیست چطور تطبیق دادی که همون افسانه (البته اگه واقعا افسانه هایی به اون صورت بوده )هست یا از اون اقتباس شده ؟ خب شرایط مشابهی ممکنه برای اقوام مختلف پیش بیاد مثلا ممکنه در ژاپن سونامی بزرگی بیاد در پرو هم بیاد از کجا فهمیدی فقط عربی می فهمد از یه طرف میگی موجود خیالی از اون طرف توصیف قطعی ازش داری که فقط عربی صحبت میکنه و میفهمه مگه یهود عرب بودن ؟ مگر تعالیم زرتشت عربی بوده ؟ اونجام بهت گفتم قرار نیست خدا بیاد خواسته های رنگارنگ من و جنابعالی رو اجابت کنه مثلا بیاد برات به زبون های مختلف سخنرانی کنه خب بعدش چیز دیگه میخوای و این خواسته ها تمومی هم نداره ایراد بنی اسرائیلی که میگن همینه مگرقدرت تفکر و اراده انسان تزیینیه ؟ گذشته از این به هر زبونی هم میتونی دعا کنی حتی در قنوت نماز در مورد پیشرفت تمدن کلی گفتم وارد جزئیات نشدم خب مثلا خط و کتابت در 3000 سال پیش رو با 1400سال پیش مقایسه کن تفاوتی نداره ؟ در مورد خوک از کجا به نتیجه رسیدی که خدا در زمان مسیحیت حلال کرده و مثلا پولس نکرده ؟ در خود قرآن هم اشاره شده که اکثریت اعراب بادیه نشین در جهالت سر سخت تر از بقیه اقوام بودن خب از بین همون اعراب فردی مبعوث میشه که به خداوند و تفکر و کسب علم و دانش دعوت میکنه شما تاریخ صد سال گذشته جهان رو نگاه کن در موارد مختلف اشخاص زیادی بودن که دید خودشون روسعی کردن غالب نشون بدن برای همین دست به تحریف زدن در مورد سالهای سلطنت همین رضاخان هم صادقه چه برسه به اون موقع که وسایل ارتباطی صد سال اخیر رو هم نداشته در مورد قرآن نه فقط حفظ اون بلکه انواع و اقسام کتابت از اون مقطع تا به حال رو داریم در مورد تحریف مدارک هست ولی نمی خوام بیشتر بگم چون موارد بین ادیان رو پیش میاره که بحث رو به جاهای دیگه می کشونه تا همین جاش هم کمی وارد این بحث شدم
6-همچنین طبق تعریف ایشان زنان و مردان بروند یکسره روبنده بزنند این حرف خودت مگه نیست یه حرفی میزنی بعد میگی کاری نداریم من در مورد شش در نظر قبلی بهت توضیح دادم در قرآن هم به فروجهم و فروجهن و حفاظت از اونها اشاره شده بهتره دقت کنی این خانه عفاف هم مثل مورد قبل علم کردی اصلا خانه عفاف تا چه حد اجرایی شد ؟ در ثانی مگه من گفتم هر کاری ج ا کرده درسته ؟ فکر نکنم خودشون هم چنین ادعایی داشته باشن ؟ حالا این خانه عفاف داره زمان پهلوی شهر نو بوده زمان صفوبه طور دیگه بوده زمان قبل از اسلام هم به طریقی دیگه بوده حالا نمیدونم صیغه بازی و بچه بازی (بچه بازی رو از چه منبعی آوردی همواره مذموم بوده و هست حالا هر شخصی میخواد باشه)رو داری مطابق معمول به همه مسلمون ها نسبت میدی یا نه که اگه اولی باشه همون دریغا مختص خودته هرکسی مسئول اعمال خودشه مسلمون و غیر مسلمون نداره در ثانی صیغه برای افراد مجرد که ممکنه به هر دلیلی امکان ازدواج دائم نداشته باشن با رابطه خارج از ازدواج از لحاظ رضایت طرفین چه فرقی داره مگر اجباری داره ؟ هر اجباری هم در مورد این باشه در مورد اون یکی هم صدق میکنه تازه در صیغه حتی زن میتونه رسمی شروط بذاره و مدعی بشه ولی در دومی نهایتا بتونه تامین مالی بچه رو طلب کنه حالا شاید منظورت متاهل باشه ( که به نظر من هم کار ناپسندیه ) خوب از اون طرف هم یه نفر میتونه با چند نفر غیر رسمی رابطه داشته باشه بخش آخر حرفت هم جالبه خب اندیشمند هر کسی تو خیالش خیلی کارها میتونه بکنه ما داریم در مورد حضور در جامعه صحبت میکنیم همون طور که گفتم هرکسی در هر موقعیت مسئول اعمال خودشه
نقل قول  
alishaf
Member
خطاب به A_S
04/12/ 1399- ۲۰:۳۳
1-ادعا می کنی که همجنسگرایی ژنتیکیه بعد نمیتونی ثابت کنی میگی ژن دگرجنس گرایی هم نداریم خب اول بحث ژنتیک بودنش بایستی ثابت بشه تا بریم سراغ موارد دیگه مثل این که بگیم ژن دروغ گویی کشف نشده ولی از قضا ژن راستگویی هم کشف نشده یا جایی میگی همجنسگرایی را با حساب اینکه محیط در شکل گیری شخصیت جانوران برعکس انسان اثری ندارد، دیده شده است، خود گواه از ژنتیکی بودنش هست همون طور که گفتم بحث همجنس گرایی در حیوانات مفصله بایستی خود آگاهی و موارد دیگه رو در نظر گرفت اشاره هم کردم که نوع انسان رو با جانور نبایستی برای ارضای غرایز مقایسه کنی (بنا به اندیشمند بودنت) همین نقل قول و نتیجه گیری فوریت چیزهایی رو مشخص میکنه برای صلب و ترائب معانی مختلفی داره حتی قبل از پیشرفت های 300 سال اخیر هم این معانی بوده جنابعالی با علم کردن یک تفسیر و معنی قصد داری بقیه موارد رو هم زیر سوال ببری که ولی نحوه برخوردت با موضوع درست نیست حتما باید به اسپرم و تخمک اشاره کنه قرآن رو با کتاب زیست و شیمی و فیزیک اشتباه نگیر وظیفه من به عنوان مسلمان اینه ببینم کدوم معنی با عقل و شواهد علمی مطابقت داره اتفاقا در قرآن و سیره پیامبر به تفکر و علم آموزی توجه شده و میدونی که پیشرفت های پزشکی زیادی در سرزمین های اسلامی تا قرون هفت و هشت هجری حاصل شده و هیچ منافاتی هم نداره همین موضوع میتونسته مورد تحقیق علمی قرار بگیره اگه نشده مشکل از طرف ما بوده در یه جا هم گفتی زیست شناسی اسلامی داریم اصلا ؟ خودت یه ادعا رو از طرف خودت به دیگران نسبت میدی بعد خودت هم ردش میکنی چطور فکر میکنی که به این نتایج میرسی؟
2-این که از توضیح من برداشت ورساچه و غیره میکنی مشخصه درست نگرفتی من نگفتم همه قبایل گفتم بخش زیادی و هم چنین گفتم تغییراتی نگفتم زیر و رو شده از کجا فهمیدی زنان سینه های خودشون رو نمیپوشونن جز اینه که فیلمبرداری و عکسبرداری شده مستند تولید شده بالاخره حداقل ارتباطاتی بوده این اقوام آداب و رسوم و پوشش خاص خودشون رو دارن دلیل نداره حتما با دیدن برای مثال افراد غربی آداب خودشون رو کنار بذارن باز هم میگم بررسی اون سخت نیست اقوامی که KHWINIRATH گفته هنوز هم وجود داره به حرف خودت هم استناد میکنم من استاد شما نیستم میتونی بررسی کنی
3-چون مورد سوم مربوط به KHWINIRATH جزو بحثم نبود اون موقع ننوشتم الان هم همین طور
4- مگر ائتلاف و همکاری بین المللی هم برای ریشه کن کردن داعش درست نشد (از امریکا و دانمارک و کانادا تا کشورهای منطقه) چطور نتیجه گیری میکنی ؟ اعمال طالبان و داعش رو چطور به کل جمعیت مسلمان تسری میدی ؟ من همون طور هم که گفتم افراط گری اینها مسلمه ولی کسی که برای مثال آقای سیستانی رو با ابوبکر بغدادی یکی بدونه باید به اندیشمندی خودش نگاهی دوباره بکنه و ببینه خودش دچار افراط گری شده یا نه؟
نقل قول  
A_S
Member
6 - اگر منظورتان از این که روانشناسی با جامعه شناسی در زمینه همجنسگرایی تضاد دارد، باید بگویم همجنسگرایی در یونان و مصر باستان، حتی در زمان صفویه (بیشتر شاهدبازی) و عثمانی هم آزاد بوده است و همجنسگرایی ساخته قرن بیستم نیست و همیشه با بشر بوده است. هر چه باشد علم پرستی بهتر وهم پرستی است، چرا می اندیشید چون نظرات در زمینه پوشش متفاوت است ما باید به قران رجوع کنیم و از اندیشیدن دست بکشیم؟ آن هم پوششی که نه منطقی در آن است و در زنان و مردان هم مقارن نیست. شما اگر هنرت این است که نادان و دربرابر خدا تسلیم باشی، هنر بنده اندیشیدن است. اگر هم بیشتر مردم جامعه آدمخوار بودند اقلیت آدم نخوار را بگیرند بخورند، این شد استدلال که شما کردی؟
7 - انصافا ندیده بودیم جنین آب (ماء) باشد. از شرمگاه زن هم در می آید نه سینه.
8 - در شماره یک پاسخ هست، این ها دنبال ازار دیگران هستند و کودکان را هم می ترسانند؛ هنگام کودکی بزرگسالی در محله ما زمانی که داشتیم بازی می کردیم شلوارش پایین می کشید و همه کودکان به خانه هایشان فرار می کردند، چنین بیمارانی را نباید درمان کرد؟
9 - خب پولس همان دین یهودیان را جهانی کرد وگرنه خود مسیخ میگوید نیامده ام جز برای گوسفندان گم شده خاندان اسرائیل، اصلا همانگونه که می دانیم یهودیان باور دارند هر کسی یهودی به دنیا می آید کسی غیریهوذی (جنتیل) نمی تواند به این دین دربیاید و این دین ویژۀ آل یهود است، همین هم حقانیت دو دین دیگر را زیر سئوال برده است.
10- شما که ویکیپدیاباز هستید، در مقالۀ https://en.wikipedia.org/wiki/Physical_attractiveness#Female درباره بخش Breast و Buttocks بخوانید، دیگر نمیدانستیم درباره چیزهای بدیهی هم باید رفرنس بدهیم
نقل قول  
A_S
Member
1 - ممکن است زیرا مشکلات دیگری هم دارند، در این سایت آمده است:
«اختلال نمایشگری جنسی با نشانه ها و علائمی که در فرد بروز می کند قابل تشخیص است، در اینجا به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
فرد با نشان دادن آلت خود به افرادی که انتظار این کار را ندارند، شدیدا و مکررا به لحاظ جنسی تحریک می شود. این تحریک و برانگیختگی در خیالپردازی ها، امیال یا رفتارهای فرد مشخص می شود.
شخص مبتلا به این اختلال ، براساس تمایلات جنسی گفته شده دست به عمل می زند و افراد ناراضی را قربانی این عمل خود می کند.
این افراد از نشان دادن آلت تناسلی خود به دیگران و واکنش آنان مثل خشم، ترس ، تعجب، تنفر یا لذت خوششان می آید.
این اختلال ممکن است همراه با اختلال های دیگری هم دیده شود، نظیر اختلال میل جنسی به کودکان، فتیشیسم و سایر اختلالات جنسی
2 - در ویکیپدیا درباره تاریخ لخت بودن درباره مناسکی از تمدنهای گوناگون مانند مصر آورده است که لخت انجام میشده است نه این که آنان لخت بوده اند، مصریان هم پوشش داشته اند. در بخش History of clothing در بخش Prehistoric development ویکی پدیا نوشته شده است:
Evidence suggests that humans may have begun wearing clothing as far back as 100,000 to 500,000 years ago
دیرزمانی است که مردمان دست کم حداقل پوششی برای خود اتخاذ کرده اند.
درباره‌ گورستان خالد نبی در آنجا گفته شده است:
به گفته برخی، تشبیه این سنگ قبرها به آلت مردانه تشبیهی نادرست است و شکل ظاهری آن به این صورت است که کلاه خود در بالا، و شال کمری مردان در پایین توصیف شده و سنگ قبرهایی که دو حلقه در پایین دارند، نشانگر شال پهلوانی در آن دوره بوده‌است که علاوه بر شالی که مردان به دور کمر می‌بسته‌اند، مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است. همچنین، طول سنگ قبرها بسته به جایگاه آن شخص بلندتر یا کوتاه‌تر ساخته شده‌اند، قبر زن‌ها نیز به شکل سینه و سینه بند زنانه است و سطحی تخت دارد و همه گورهای زنانه رو به شمال قرار گرفته‌اند. گفته می‌شود این گورستان متعلق به عصر پارینه سنگی می‌باشد.
این که اینها مناطق جنسی هستند هنوز مورد قبول همه نیست، همچنین من هنوز ربط پیدا کردن چند مجسمۀ شکل نرینه مرد را به لخت بودن مردم آنجا نفهمیدم، از اینجا از سینه بند هم نام رفته است که گویا نشان میدهد حتی پوشش سینه هم زنان داشته اند و اگر هم این نبود باز هم من درک نمی کردم. بسیاری از مجسمه های یونانی برهنه ساخته شده است ولی یونانیان لخت زندگی نمی کردند و با لنگ خود را می پوشاندند.
3 - زن هم می تواند به مرد یا حتا زن هم تجاوز کند.
4 - قانون بستن کمربند ایمنی از دید بنده درست نیست، هر کس دوست دارد ببندد هر کس هم دوست ندار نببندد، اما شگفتاور این است که شما به قانونی که از بلاد کفر آمده است دارید استناد می کنید و در قرآن فکر نکنم نمونه اش آمده باشد، همچنین کمربند بستن چه ربطی به منفعت جمعی دارد هنگامی که در تصادف شخص کمربند نبسته خودش آسیب میبیند.
5 - در یکجای قرآن اصلا گیر آورده می شود چگونه نماز بخوانید؟ شما اگر دین برای خودتان تراشیده اید، خواهشمندم بحث را به بیراهه نبرید، همه کلیساهای مسیحی کتاب مقدس را به زبان مردم آنجا برگرداند و زبان رسمی کلیسای آنجا همان زبان بومی مردم آنحا است و مسیحیان هم به زبان بومی دعا می کنند ولی در اسلام اینگونه نیست،حتی چند سالی است که قرآن هم چند دهه ای است که دارد به فارسی ترجمه میشود.
نقل قول  
Khwanirath
Member

۷-یک اتفاق بسیار ناپسند، کج فهمی آیات قرآن است. ببینیم قرآن در سوره طارق چه فرموده؟

فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ. خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ. یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ

پس انسان باید بنگرد که از چه چیزی خلق شده. (انسان) از آبی جهنده خلق شده. (انسان) از بین صلب و ترائب (زن) خارج می شود.

این آیه اشاره به خروج جنین از بدن زن است که از بین صلب و ترائب خارج می شود. صرف کپی کردن از این مترجم و آن مترجم شما را به خطا می اندازد. مترجم محترم حتی وقتی صلب را به مرد و ترائب را به زن نسبت می دهد، آن را در پرانتز نمی گذارد کانه جزو آیات است! در تفسیر نمونه آقای مکارم به درستی به این مسئله اشاره شده که اشاره صلب و ترائب به خروج جنین -نه منی- از بدن زن است.

۸-چرا در پاسخ به نظر یکی از اعضای محترم، سخن دیگری می گویید. می فرمایید بدن نماها، مشغول آزار دیگران هستند. کدام آزار؟

۹-به خدا دروغ نبندیم. خدا خوردن گوشت خوک را در مسیحیت حلال کرد؟ یا پولس حلال کرد؟

۱۰-و یک سخن عام:

نقل قول از A_S:
1 - برای همه مردان دگرجنسگرا، پیش و پس زن با پستانش آشکارا جاهای جنسی هستند که باعث تحریک می‌شود، دیگر کسی با دست و پا تحریک می شود و فتیش دارد مشکل خودش است نه مردم عادی.


"همه" را خوب آمدید.
نقل قول  
Khwanirath
Member
ضمن پوزش بابت تاخیر

۱-به نظر می رسد تمایزی که بین بدن نمایی و همجنس بازی قائل شده اید معقول و منطقی است و من هر چه فکر کردم نتوانستم با آن مخالف باشم. ولی از کجای این تعریف جنابعالی بر می آید که فرد بدن نما ممکن است به دیگری تعرض جنسی کند که معتقدید باید برای آن مجازات در نظر گرفت؟ یک فرد به صرف تمایل به بدن نمایی، یعنی تمایل به تجاوز هم دارد؟ مقاله ای در این زمینه موجود هست؟

۲-نمونه این نقش و نگاره ها در آدرس زیر است:

تاریخ برهنگی

همچنین گورستان خالد نبی در ایران، نمایه هایی از اندام تناسلی مردانه دارد.

گورستان خالد نبی

۳-شما مثال برای مرد زدید که ممکن است به شما تعرض کند. نه اینکه به صرف برهنگی باید مجازات شود! بنده پرسیدم زنان چنین کنند چطور؟ باز هم بیم تعرض جنسی می رود؟

۴-این برداشت شما از هدف اعمال قانون است نه چیزی بیش از این. همین امروزه نبستن کمربند ایمنی جریمه دارد. این قانون برای جلوگیری از زورگویی است؟ البته که نه! این قانون برای مصلحت عمومی جامعه است. قانون جنگل است؟ می توان هر چه دوست داشت بر آن نام نهاد. یک مثال از اینکه در جاهای دیگر هم این کار جرم است:

قانون کمربند ایمنی در آمریکا

۵-که گفته خداوند تنها زبان عربی می فهمد؟ خود خداست که ملت های مختلف را پدید آورده است:

یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا

اى مردم ما شما را از مرد و زنى آفریدیم و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا شناسایی حاصل کنید

یعنی ملت های مختلف را خدا پدید آورده ولی زبان یکی از ایشان را می فهمد؟ مگر در همین قرآن نفرموده که موسی را فرستاد؟ پس عبری و مصری هم می دانسته. مگر نفرموده عیسی را فرستاد؟ پس آرامی هم بلد است. این استدلال سطحی دیگر چیست؟ خدا فرموده نماز را به عربی بخوانید یا فرموده بفهمید در نماز چه می گویید؟ یک جا پیدا نمی کنید که خدا فرمان به نماز عربی داده باشد. خدای ذهن شما با الله متفاوت است. آن خدای ذهن شما را امثال من هم نمی پرستیم.

۶-البته پیروی کورکورانه از اسلام، جای بحث نمی گذارد. سوالی دارم. پیروی کورکورانه از فرهنگ غربی و یا علم پرستی صرف چطور (البته صرف علم روانشناسی اکثریتی، چون در مواردی با جامعه شناسی تضاد پیدا می کند و یا اقلیتی از روانشناسان هم در غرب هستند که گویا از این نظرات ندارند)؟ جای بحث می گذارد؟ بله طبیعتا همه مسلمان نیستند. سخن از زمانه ایست که مسلمانان در اکثریت باشند که طبعا قوانین منطبق با نظر ایشان نوشته خواهد شد. وقتی کفار در اکثریت باشند، قوانین سکولار نوشته می شوند. در غرب هم همین است و شما نمی توانید قاتل فرزند خود در سوئد را قصاص کنید.
نقل قول  
A_S
Member
نقل قول از mt1397:
مطمئنی زیست شناسی چنین چیزی گفته؟ اگر همین زیست شناسی بگوید تشکل اولیه مِنی در "میان" ستون فقرات انجام می شود، چطور؟

منی در کیسه‌ منی (غده‌ی ویزکولی)، پروتسات، بیضه، غدد پیازی-میزراهی ساخته می‌شود در این سایتهایی که در ادامه میفرستم نوشته در بیضه است:
https://www.healthline.com/health/how-is-sperm-produced#how
https://healthfully.com/how-is-sperm-produced-3567739.html
احتمالا زیستشناسی اسلام گفته! داریم زیست شناسی اسلامی اصلا؟
نقل قول از mt1397:
مطمئنی گفته "از صلب"؟ چرا من هر چه آیه را بالا و پایین می کنم چنین چیزی نیست؟ من آیه را خواندم، گفته: یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ
یعنی از میان طلب و ترائب خارج می شود، نه از طلب و ترائب

چه "از بین" باشد چه "از" باز هم توفیری نمی کند من ترجمه را آوردم، به من چه. آیا آن زیست شناسی اسلامی دربارۀ اینکه جنین از آن مایعی که از زن هنگام ارگاسم تراود، چیزی گفته است؟ یا آن مایع از میان استخوان سینه زن میجهد؟ تا آنجایی که ما میدانیم اسپرمها در تخمک رخنه می کنند و جنین سپس فرایندهای دیگری را تا شکلگیری جنین طی میکند، نه آن مایعی که از شرمگاه زن تراود و جنین از آن مایع زن درست نمی شود.
نقل قول  
mt1397
Member
نقل قول از A_S:

تا آنجایی که زیستشناسی تعیین کرده است از بیضه می آید

مطمئنی زیست شناسی چنین چیزی گفته؟ اگر همین زیست شناسی بگوید تشکل اولیه مِنی در "میان" ستون فقرات انجام می شود، چطور؟

نقل قول از A_S:
نه از صلب یا پشت مرد یا سینه زن

مطمئنی گفته "از صلب"؟ چرا من هر چه آیه را بالا و پایین می کنم چنین چیزی نیست؟ من آیه را خواندم، گفته: یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ
یعنی از میان طلب و ترائب خارج می شود، نه از طلب و ترائب
نقل قول  
A_S
Member
1 - اتفاقا هنوز با این ژن گی (همجنسگرا) کشف نشده است ولی ژن استریت (دگرجنسگرا) هم کشف نشده است، زیرا دانش بشر در زمنیۀ ژنتیک پیشرفته نیست ولی همجنسگرایی با حساب اینکه محیط در شکل گیری شخصیت جانوران برعکس انسان اثری ندارد، دیده شده است، خود گواه از ژنتیکی بودنش هست. اگر هم ژنتیک و سکس شناسی هنوز در زمینه این که چرا برخی همجنسگرا هستند برخی دگرجنسگرا یا دوجنسگرا هستند اتفاق نظر ندارد، قرآن مبارک شما با این دانش نازل از سکسشناسی فکر نکنم حرفی برای گفتن داشته باشد:
پس انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است، از آب جهنده‏اى خلق شده [که] از صلب مرد و میان استخوانهاى سینه زن بیرون مى‏ آید (سورۀ طارق، آیۀ 7-5)
تا آنجایی که زیستشناسی تعیین کرده است از بیضه می آید نه از صلب یا پشت مرد یا سینه زن. همچنین بله درست است هر چیز هم ژنتیکی باشد دال بر درست بودن نیست و من هم چنین ادعایی نکردم، سوسیوپتها یا دارندگان اختلال شخصیت ضد اجمتاعی هم ژنتیکی اینگونه هستند ولی بیمار هستند، چرا؟ چون دیگران را می آزارند. طبق تعریف چیزی اختلال است که یا خودت را آزار دهد یا دیگری را، عورتنماها عمدا می روند جلوی مردم لخت می شوند و این کارشان دیگران را آزار میدهد. برخی از سکسشناسان باور دارند دوجنسگرایی وجود ندارد و همان همجنسبازی است، برخی باور دارند هست، به من چه من که استاد شما نیستم بروید درباره اش تحقیق کنید.
2 - خوب است خودشان هم میگویند دارند روده درازی میکنند، در این شماره خیلی کرده است، آن اقوام ورساچی و پول اند بیرو و ... نمی پوشند و با تنپوشهای ساخته شده از طبیعت همانجا شرمگاهشان را میپوشانند، همچنین اگر با اقوام متمدن آشنا شده بودند، زنان جنگلی آفریقا پستانهایشان را می پوشاندند نه اینکه لخت بگزارند. این هم مانند آن یکی از یک جایش این توجیه را درآورد.
3 - (نداشت)
4 - خب دیگر اگر مسلمانها به آن اندازه ددمنش هستند که به خودشان هم رحم نمی کنند به من چه؟ مگر نه اینکه وهابی ها هم میگویند شیعه ها مشرک هستند و جهاد با آنان الزامی است؟
5 - به هرچیزی اعتقاد داشته باشم یه یک مشت افسانه یهودی که شماری ازش هم کپی برداری از افسانه های ملل همسایه بوده است، باور ندارم. اگر من به خدا گفتم عرب نه اینکه عرب را تحقیر کردم برای این است که خدایتان تنها زبان عربی میفهد هر چه دعا و نماز میخوانید به عربی هست، پس خواهشا با کژفهمی هوچی گری نکنید، بله از کرامات خدای بزرگوار این بوده است که زمان یهودیان خوک را حرام (کوشر) کرد، زمان مسیحیان آن را حلال کرد، زمان مسلمانان باز آن را حرام کرد، این بهانه ی کودکانه که خدا دینش را بر حسب پیشرفت بشر فرستاد را کنار بگذارید، من دیده ام مسلمانان هرچه با دینشان ار دو دین گذشته نخواند، مغالطه ورود با پیش فرض نادرست می کنند و بی مدرک میگویند تحریف شده است، مثلا خوک خوردن یا نخوردن چه ربطی با پیشرفت تمدن داره؟ خدا فرمول بمب اتم میخواست بدهد؟ همین چیزهای برای مسلمانان آورد نمیشد برای یهودیان بیاورد؟ چه چیز ویژه‌ای در اسلام محمدی برای نخستین کسانی که پذیرفتش (عربها) هست که در یهودیان نیست؟
6 - کاری نداریم اجباری هست یا نیست، ولی در قرآن هیچگاه درباره حجاب سر مردان یا حتا بدنش سفارش نشده است. بله همین خانه های عفاف هم دستاورد شما هست، عفت را از زنان صیغه‌ ای و صیغه‌ بازان و بچه‌ بازان بیاموزیم؟ دریغا! همچنین میل جنسی بیشتر ربط به خود شخص دارد، در بسیاری از مواقع فرد در فکر خودش در تنهایی با معشوق خیالی اش سرگرم است و پوشش هم چندان کاری نمی کند
یادم رفت به این پرسش khwinirath پاسخ بدهم:
در نتیجه اتفاق نظری بر این زمینه نیست. حال چه باید کرد؟ پوشش دو بخش بدن اجباری شود؟
این اتفاق نظر را شما از کجا آورده اید؟ برای همه مردان دگرجنسگرا، پیش و پس زن با پستانش آشکارا جاهای جنسی هستند که باعث تحریک می‌شود، دیگر کسی با دست و پا تحریک می شود و فتیش دارد مشکل خودش است نه مردم عادی.
نقل قول  
alishaf
Member
خطاب به کاربر A_S
به قول کاربر HamedOpeth یه مقدار روده درازی دارم
1-جالبه که انقدر به اهمیت جنبه علمی می پردازی ولی به موارد اثبات نشده استناد می کنی مثل ژنتیکی بودن همجنسگرایی که هنوز شواهد علمی کافی نداره و در ادامه حتی به حیوانات هم اشاره می کنی .خب تفاوت انسان و حیوان در همون قدرت تفکری هست که ازش دم می زنی آیا غرایز نوع انسان رو بایستی کاملا آزاد گذاشت؟ البته رفتارهای هم جنس گرایانه در جانوران خودش بحث مفصلیه . از این گذشته در مورد دو جنس گرایی چه صحبتی داری؟ اختلال یا ژنتیک؟ اصلا فرض کنیم هم جنس گرایی ژنتیکی اگر چند وقت دیگه انجمن روانشناسان امریکا یا انجمن ژنتیک امریکا بگه بنا به شواهد عورت نمایی یا حتی تمایل انسان به حیوان ژنتیکیه چی ؟ آیا تفکر کردن به کار میاد یا نه؟
2- اقوامی در افریقا و امریکای لاتین به این سبک وجود داشته و داره هرچند الان با توجه به ارتباطاتی که بخش زیادی از این قبایل با جوامع مدرن دارن پوشش اونها تغییراتی داشته به راحتی هم قابل بررسیه در مورد اقوام باستان هم بوده
4- درسته کاربر khwinirath با لحن تند و نامناسبی گفته ولی قانون و اجبار به قانون چیزی جز منفعت جمعی نیست و این کاملا صحیحه این که بلافاصله بدون شناخت به داعش و امثالهم حواله میدی هم بی انصافیه تعداد زیادی از همین مسلمونها چه ایرانی چه غیر ایرانی توسط همین داعش و طالبان از بین رفتن اون هم به خاطر مخالفت با افراط گری اونها
5- به چی اعتقاد داری؟ (به علم و تفکر ؟)ولی جملات بند 5 نشون میده فکری که ازش دم میزنی رو جاهایی کلا میذاری کنار خدای عربی و عبری و ... یکیه کتب آسمانی و اشتراکات مشخص اونها تصادفی نیست بالاخره طی چند هزار سال پیامبران برای راهنمایی بشر اومدن و با پیشرفت تمدن و تفکر بشری از جایی پنجره رسالت بسته شد قرار هم نیست خداوند بیاد خواسته ها و امیال و آرزوهای تک تک ما هفت میلیارد رو اجابت کنه که اگه این بود نیازی اراده و همت و این حد از قدرت تفکر نبود در خود قرآن بارها به تفکر و تعقل دعوت شده گذشته از همه اینها تعداد زیادی از مردم خداجو هستن بهتره تفکرات نژادپرستانه و توهین آمیز رو که برای تحقیر مسلمونها و اعراب و خداپرستان در جاهای مختلف به کار بردی بذاری کنار تا حداقل با روحیات یه فرد اندیشمند جور در بیاد فارس ترک هندی عرب غربی شرقی سیاه سفید و ...همه انسانند که هم در قرآن به گوناگونی اقوام اشاره شده و هم در تاریخ اسلام شخصیتهایی از ملل مختلف بودن
6- دختران میتوانند پسران رو اغوا کنن خب مگر در قرآن( که فکر نمی کنه چون خود قرآن یک کتابه) مخالفتی با این دیدی؟ در قرآن هم به مردان هم به زنان توصیه به پاکدامنی شده حتما میدونی که در اسلام هم چادر و روبنده برای زنان اجبار نیست یک عامل مهم در این مورد میزان اثر پذیری مردان و زنان در تحریک از چشم هست و میتونی یافته های علمی رو در این زمینه ببینی حجاب تا حدی میتونه باعث کاهش این اثر پذیری بشه که البته منافاتی با خویشتن داری و مراقبه مرد در مقابل زن چه با حجاب چه بی حجاب نداره
نقل قول  
A_S
Member
@Khwinirath
1 - در روانشناسی تعریف اختلال این است، کسی مختل هست که یا خودشان را آزرده کنند یا دیگری را، همجنسگرایان نه خودشان را آزار میدهند نه دیگران را، اگر کسی ناراحت است مشکل خودش است نه همجنسگرایان، اگر همجنسگرایان میل به این داشتند به همجنسهایشان تجاورز کنند یا بیاییند در خیابان جلوی شما اینکار را انجام دهند، آن هنگام بیمار بودند ولی اینها تنها تفاوتشان با دیگران این است که از عاشق همجنسشان می شوند و برعکس عورت نماها که در ارتباطات اجتماعی مختل هستند، رابطه اجتماعی می توانند برقرار کنند و رفتارشان از یک عقده محیطی برنیامده است و ژنتکی همجنسگرا هستند، همجنسگرایی در میان جانوران هم هست، خودشان هم برعکس وسواسی ها که از وسواسشان در عذاب هستند، از همجنسگراییشان در عذاب نیستند. همین علم هم روان رنجورها و کسانی که ناراحتی دارند را دارد درمان می کند یا کنترل میکند، (روانشناسهای ایران را نمیگویم که تنها بلدند حرف بزنند، در خارج روانشناس قدرت تجویز دارو هم دارد) نه یک مشت دعا و ورد و بستن به ضریح و ... همچنین اگر در زمینه همجنسگرایی با آن مخالف هستید دلیل بر این نمی شود با همه اش مخالف باشید هم علم روانشناسی هم شما حتما باور دارید کسانی که ادعای پیامبری دارند و میگویند فرشته می بیینم و اکنون در زندان به سر می برند دیوانه هستند یا کسانی که اسکیزوفرنی دارند دارای اختلال هستند. آیا شما عورت نمایی را بیماری نمیدانید؟
2 - می شود آن کتیبه ها را نام ببرید؟ آن فبرستان هم کدام بوده اند؟ اینگونه شما دارید مغالطه "رد دلیل به جای رد مدعا" میکنید.
3 - آن زن هم عاقل نیست، من مرد را برای مثال گفتم
4 - تا آنجایی که ما میدانیم قانون برای جلوگیری از پایمال شدن حق دیگران و جلوگیری از زورآوری توسط دیگران، درست شده است، گویا شما قانون جنگل را میفرمایید که زورمندان به صعیفان حکم می رانند، بیخود نیست که داعش و طالبان و القاعده و ... همه از دل امثال شما در می آیند.
5 - آن خدای عربی که تنها زبان عربی را میفهمد، خدای همه نیست و شما حق ندارید از جانب کسی که حتا خودش نمی تواند شخصا بیاید خواسته هایش را مطرح کند به دیگران زور بگویید.
6 - دیگر از کسانی که تنها کورکورانه و بدون اندیشمندی احکام را برده وارانه انجام میدهند نمیتوان بحث منطقی کرد، خب این دین شما هست و دین همه نیست. دختران هم می توانند پسران را اغوا کنند، چرا قرآن فکر کرده تنها مردان میتوانند؟ پسران هم چادر و روبنده بزنند تا دختران نزدیکشان نشوند


نقل قول  
A_S
Member
نقل قول از micube:
آلبر کامو در مصاحبه ای می گوید "یک نویسنده در هر شرایطی که باشد، چه در چنگال استبداد، جه عجالتا بهره مند از آزادی، تنها به شرطی با جامعه ای که به او معنا می دهد همراه می شود که تا آنجا که توان دارد دو مسئولیت را بپذیرد: خدمت به حقیقت، خدمت به آزادی. ولی ابتدا حقیقت." منظور اینکه بدون حقیقت، آزادی نه تنها معنایی ندارد که حتی نمی تواند باشد. آزادی بدون حقیقت به مانند ظرف بی محتوا و توخالی ای خواهد بود، که افسار سوژه فاقد جهت خود را به دست چوپان می سپارد. شاید در این شرایط سخن گفتن از آزادی، سخن از اجتماعی حیوانی باشد که به این سو و آن سو می رمد. آنچه نیچه آن را رمه می خواند ...

واقعا مرزهای ربط دادن گودرز به شقایق را ایشان درنوریدیده است! نویسندگی و رمان نویسی چه ربطی به حجاب دارد؟ آلبر کامو آن را برای نوشتن گفته است. درپایان ایشان یک مغالطه‌ گر است، ایشان دارد مغالطه‌ی فضل‌فروشی می‌کند، علی اصغر خندان در مغالطات، صفحه‌ی 140 چنین می‌گوید:
«این مغالطه وقتی صورت میگیرد کسی با استفاده از کلمات ثقیل و پیچیده و به اصطلاح با قلنبه گویی سعی کند مخاطب خود را مرعوب نماید و چنین وانمود کند که او دارای مراتب فضل و کمال است و همه ی این حیله ها را برای پوشاندن خطا و عیب سخن انجام میدهد، مثلا اگر بخواهد بگوید هر انسانی خودش را دوست دارد، چنین بگوید:
حب الذات در انسان مفطور است و قاطبه انسانها جبلتا میل به جلب المنفعة و الدفع المضرة دارند.
کسی که واقعا دارای معلومات باشد و بتواند در موضوعی اظهار نظر صحیح درست بکند، در صدد است که اندیشه خود را هر چه بهتر به مخاطبان خود برساند به همین دلیل سعی خواهد کرد که ساده ترین بیان را برای انتقال مطالب خود انتخاب کند، اما کسی که حرفی برای گفتن نداشته باشد و معلومات او در موضوعی ناقص و بی اهمیت باشد کوشش خواهد که ضعف خود را با فضل فروشی جبران نماید، چنین شخصی امیدوار است وقتی که از کلمات ثقیل و واژه های طولانی و اصلاحات علمی استفاده کند، نزد دیگران باسواد و دانشمند جلوه کند ... گاهی نیز افراد فضل فروش سعی می کنند بگونه ای دیگر مراتب فضل و کمال خود را به رخ بکشند و یا به آن تظاهر کنند، مثلا بدون اینکه نیازی باشد، به شعر شاعران معروف یا غیرمعروف یا ذکر نام شاعر استناد میکنند و یا نام دانشمندان و مکاتب علمی و فلسفی به جا و بیجا بر زبان می آورند، بدین وسیله میخواهند به مخاطب خود بفهمانند که بله من کسی هستم که چنین مطالبی میدانم و خلاصه من باسودام پس حرفم را بپذیر. مخاطب ناآگاه که معنای لغات دشوار را نمیداند و استناد به اشعار یا کتابهای دانشمندان را متوجه نمیشود تحت تاثیر قرار میگرد و توجه کمتر به مفاد و محتوای سخن خواهد کرد و به همین علت ضعف یا خطای استدلال از او مخفی میماند، برای نمونه:
به قول ژان پل سارتر فیلسوف معروف اگزیستانسیالیست در مقدمه کتاب "ادبیات چیست" باید میخ را کوبید. ...»
اگر بروید آن بخش بخوانید کاملا متوجه می شود که این گوشتکوب خان کلا با نقل قولهای بیخود مانند ادعایی که چپها درباره ربط فاشیسم به از کاپیتالیسم یا چگونگی نویسندگی دارد پرگویی و بیهوده گویی کند، هرگاه ایشان مثل بچه آدم حرف زد، پاسخ هم میگیرد همانگونه که خونیرث، هرچند کاملا با حرفهاش مخالف هستم، ولی چون واضح دارد میگوید، پاسخ میگیرد ایشان هم میگرد، وگرنه با این ترهات سزاوار ریشخند هستند. درباره تفکر گله ای هم باید گفت تا آنجایی که اگر درست به یاد داشته باشم، منظور این ایست چون دیگری انجام میدهند من هم انجام بدهم نه اینکه نیاز داشته باشم، مانند همین سگ بازی است، دلیل مردم این است چون آمریکایی ها دارند ما هم باید داشته باشیم، وگرنه همه آدمها دوست در امورات شخصی خود آزاد باشند و به آن نیاز دارند. ایشان سخت نویسی فیلسوفانه را با دری وری نویسی جای هم گرفته است، ادا درآوردن و سفسطه کردن دال بر سواد نیست
نقل قول  
البته عمل باید در چهارچوب عقل باشد با حجاب اجباری بیشتر به بی حجابی و دین زدگی رسیدیم عقل سلیم حکم میکند مسیر دیگری را در پیش بگیریم تا به نتیجه بهتری برسیم البته فقط حجاب نیست مساله ازادی احزاب و .............. هم باید تجدید نظر شود حکومتها دو راه دارد یا اصلاحات را میپذیرند یا به قول عربها می رسند به مرحله ای به نام الثوره. دیگر قدرتمندتر از امریکا که نداریم که وارد فاز انقلابی شده به قول معروف بزرگان خواه پند گیرند خواه ملال
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از سپربلوط:
به قول ایت الله شریعمتداری قبل از انقلاب یک ایه داشتیم به نام یدخلون فی دین الله افواجا بعد از انقلاب یک مشت عقب مانده مذهبی کاری کردند که ایه تغییر محتوایی اش شد یخرجون فی دین الله افواجا یا علامه طباطباییی که هنگام شنیدن خبر شهادت دامادش گفت در جموری اسلامی فقط یک تن شهید شد ان هم اسلام بود


ما موظف به عملیم نه نتیجه!
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از A_S:

1 - منظور من از جنسی، سکسی بوده است که لفظ جنسی که برگردان فارسی آن است را برای ادب بکار بردم، منظورم بخش تناسلی نبود.
2 - همه جوامع بشری حتی آن جوامع ابتدایی آفریقایی کنون آن دو بخش را میپوشانند، برعکش شما بنده با علم چیزها را میسنجم، عورت نمایی Exhibitionism یک جور بیماری روانی هست، جامعه بر پایه سلامت روانی باید بچرخد.
3 - به من ربط دارد، چون اگر من مردی را با عورت لخت ببینم احساس خطر می کنم زیرا میدانم عقل در سرش نیست شاید بخواهد به بنده هم دست درازی بکند! جامعه باید امنیت مردم را تامین کند.
4 - این سوال تنها پاسخ ندارد، احساس تاسف هم دارد، این آقا فکر می کند، "حق زور گفتن به دیگران" هم وجود دارد. به شما کی حق داده است تحمیل کنید؟ دوست خیالی تان که در آسمان هست؟
5 - این سئول هم در 2 و 3 پاسخش داده شده است.
اکنون پرسشی که پیش می‌آید این است که ایشان می‌گویند زن و مرد یک بخش جنسی دارند، ولی پسرها هم مو دارند و موی و بازو پسرها هم برای دختران جالب است، حتی برخی از دختران عاشق ته ریش و ریش پسران هستند، ولی پسران عیبی ندارد دست و موی سر و صورت خود را نپوشانند، در اینجا هم معیار دوست خیالی تان باز هم درست نیست، همچنین طبق تعریف ایشان زنان و مردان بروند یکسره روبنده بزنند، زیرا لبهای زن برای مرد و لب های زن برای مرد هم برای کامگیری جذاب است. شاید اسلامگرایان به آن اندازه سست عنصر هستند که نمی توانند جلوی خودشان را در صورت معلوم بودن موی سر بگیرند ولی مردم بافرهنگ این چیزهای برایشان عادی است


خب اگر چنان منظوری از واژه جنسی داشته اید، اجازه دهید در چارچوب ادب مستتر در کلام شما گفتگو کنیم.

1-جالب است این سنجش علمی از جانب شما، شما را کنجکاو نکرد که چگونه این علم کذایی، اندام نمایی را بیماری روانی می داند ولی همجنس بازی را نه؟ جالب است بخشی از بدن زنان را شما جنسی می دانید و از "بخش های جنسی" سخن می کنید در حالی که از نظر عده دیگری ممکن است چنین نباشد. به هر حال نظر چه کسی؟

2-نه همه جوامع بشری دو بخش بدن را می پوشاندند -حتی کتیبه های بی لباس وجود فراوان دارد. قبرستان هایی از بخش تناسلی بدن وجود دارد- و نه امروزه همه جوامع می پوشانند. در نتیجه اتفاق نظری بر این زمینه نیست. حال چه باید کرد؟ پوشش دو بخش بدن اجباری شود؟

3-از نظر شما مردی که بدن نمایی می کند عقل در سرش نیست و ممکن است به شما آسیب برساند. زنی که چنین کند چطور؟

4-صد البته حق زور گفتن به دیگران وجود دارد. اصلا قانون یعنی زور و جبر! کسی که حق زورگویی برای نفع جمعی را نفی کند، احتمالا زیاد تعمق در مسائل نمی کند.

5-واقعا از این گفتگو لذت می برم. با دو بزرگوار هم صحبت شده ام. یکی می گوید پوشش در حد بوهمیایی ایراد ندارد و از پوشش کمتر باید ممانعت بعمل آورد. دیگری می گوید پوشش در حد بخش های جنسی بلااشکال است و برای بیش از آن باید از قوه قهریه استفاده کرد. تقریبا اطمینان خاطر دارم که اگر نظر همه اعضای فعال کتابناک را بپرسیم، هر کسی نظری می دهد که با دیگری متفاوت است. فکر کنم بهتر آن است که بجای اینکه نظر تقی یا نقی را بسنجیم، به نظر خدا رجوع کنیم که بر خلاف برداشت برخی از آقایان، نه تنها در آسمان است، که در زمین هم هست.

6-در پاسخ به پرسش شما باید گفت پوشش در اسلام، ربطی به جذاب بودن یا نبودن برای جنس مخالف ندارد. خدا که نفرمود پوشش را رعایت کنید بخاطر جنس مخالف! اسلامگرایان دستور الله را اجرا می کنند فارغ از اینکه عنصرشان سست یا مستحکم باشد. و فرموده الله؟ به آیه 31 نور و 59 احزاب مراجعه کنید.
نقل قول  
micube
Member
آلبر کامو در مصاحبه ای می گوید "یک نویسنده در هر شرایطی که باشد، چه در چنگال استبداد، جه عجالتا بهره مند از آزادی، تنها به شرطی با جامعه ای که به او معنا می دهد همراه می شود که تا آنجا که توان دارد دو مسئولیت را بپذیرد: خدمت به حقیقت، خدمت به آزادی. ولی ابتدا حقیقت." منظور اینکه بدون حقیقت، آزادی نه تنها معنایی ندارد که حتی نمی تواند باشد. آزادی بدون حقیقت به مانند ظرف بی محتوا و توخالی ای خواهد بود، که افسار سوژه فاقد جهت خود را به دست چوپان می سپارد. شاید در این شرایط سخن گفتن از آزادی، سخن از اجتماعی حیوانی باشد که به این سو و آن سو می رمد. آنچه نیچه آن را رمه می خواند.
همان روسری و مسئله حجاب جز با تاکید بر مسئله کلی، یعنی تعارض اصلی در جامعه، و جایگاه و شأن سوژه در دل این تعارض حل شدنی نیست. فردیت های رمه ای حتی قادر به درک واقعیت های بدیهی نیستتند، که چطور مسئله حجاب نه مسئله ای بیولوژیکی یا حقوقی (مو اندام نیست و غرغره کردن هایی از این دست) بلکه مسئله ای است در نسبت با امر کلی. بزرگترین نقدی که دارند تصحیح غلط های املایی و بکار بردن واژه های ارتجاع، و قافیه ساختن از micube و گوشتکوب است. بهتر است بگویند چرا چپ ارتجاعی است. هرچند آزادند که با توهین پاسخ دهند، در کل به .....
نقل قول  
به قول ایت الله شریعمتداری قبل از انقلاب یک ایه داشتیم به نام یدخلون فی دین الله افواجا بعد از انقلاب یک مشت عقب مانده مذهبی کاری کردند که ایه تغییر محتوایی اش شد یخرجون فی دین الله افواجا یا علامه طباطباییی که هنگام شنیدن خبر شهادت دامادش گفت در جموری اسلامی فقط یک تن شهید شد ان هم اسلام بود
نقل قول  
A_S
Member
نقل قول از Khwanirath:
خب برسیم به سخن شما:

1-اول که بدن زن و مرد، "بخش های" جنسی ندارد. بلکه فقط یک بخش جنسی دارد. پس جز بخش جنسی، بقیه بخش ها را می توان نپوشاند؟

2-حالا که گفته بخش جنسی را باید پوشاند؟ چه دلیلی دارد؟

3-به جنابعالی هم ربطی ندارد که یک نفر بخواهد اندام جنسی اش را بپوشاند یا نپوشاند. ربط دارد؟

4-چه کسی این حق را از ما گرفته که پوشش بخش غیرجنسی را به دیگران تحمیل کنیم؟ جنابعالی؟

5-اگر اجبار در پوشاندن بخش های غیرجنسی زورگویی علیه زنان است، اجبار در پوشاندن بخش جنسی زورگویی علیه ایشان نیست؟

1 - منظور من از جنسی، سکسی بوده است که لفظ جنسی که برگردان فارسی آن است را برای ادب بکار بردم، منظورم بخش تناسلی نبود.
2 - همه جوامع بشری حتی آن جوامع ابتدایی آفریقایی کنونی آن دو بخش را میپوشانند، برعکش شما بنده با علم چیزها را میسنجم، عورت نمایی Exhibitionism یک جور بیماری روانی هست، جامعه بر پایه سلامت روانی باید بچرخد.
3 - به من ربط دارد، چون اگر من مردی را با عورت لخت ببینم احساس خطر می کنم زیرا میدانم عقل در سرش نیست شاید بخواهد به بنده هم دست درازی بکند! جامعه باید امنیت مردم را تامین کند.
4 - این سوال تنها پاسخ ندارد، احساس تاسف هم دارد، این آقا فکر می کند، "حق زور گفتن به دیگران" هم وجود دارد. به شما کی حق داده است تحمیل کنید؟ دوست خیالی تان که در آسمان هست؟
5 - این سئول هم در 2 و 3 پاسخش داده شده است.
اکنون پرسشی که پیش می‌ آید این است که ایشان میگویند زن و مرد یک بخش جنسی دارند، ولی پسرها هم مو دارند و موی و بازو پسرها هم برای دختران جالب است، حتی برخی از دختران عاشق ته ریش و ریش پسران هستند، ولی پسران عیبی ندارد دست و موی سر و صورت خود را نپوشانند، در اینجا هم معیار دوست خیالی تان باز هم درست نیست، همچنین طبق تعریف ایشان زنان و مردان بروند یکسره روبنده بزنند، زیرا لبهای زن برای مرد و لب های زن برای مرد هم برای کامگیری جذاب است. شاید اسلامگرایان به آن اندازه سست عنصر هستند که نمی توانند جلوی خودشان را در صورت معلوم بودن موی سر بگیرند ولی مردم بافرهنگ این چیزهای برایشان عادی است
نقل قول  
Khwanirath
Member
قرار نیست جمهوری اسلامی کسی را مسلمان کند و هدایت با خداست. قرار است جلوی دهن کجی به احکام خدا در ملا عام گرفته شود و از رواج فحشای بزرگی مثل بی حجابی در سطح جامعه پرهیز گردد. آیات خدا برای فخرفروشی نیست. مطابق قرآن کریم، بی حجاب، بی عفت است. العیاذ بالله خدا مریض و فاسد است؟ شاید مریضی و فساد در خودمان باشد و آن را در خدا می بینیم.

مهم نیست عوام کالانعام در شیراز و قارپوز آباد چه می کنند. مهم این است که آنچه درست است پیاده شود. وقت خوش
نقل قول  
HamedOpeth
Member
برادر همین ج.ا بیشترین کمک را برای نابودی اسلام در ایران کرد همان گونه که رضامیرپنج به زور روسری از سر زن ها در آوردن نتوانست زن ها را بی حجاب کند ج.ا هم با اجبار نخواهد توانست کسی را مسلمان کند فقط کافیه آدم دنیا از یک کتاب نبیند و با واقعیت های جامعه اش زندگی کند این روزها کسی را سراغ ندارم به داشتن حجابش افتخار کند در شهر ما که یکی از بزرگترین شهرهای ایران هست همه از این اجبار بیزارند، اینکه نداشتن روسری را ربط بدهیم به بی اخلاقی نشان دهنده مغزی مریض و فاسد هست
همین چندروز پیش در شیراز مردم با پلیس بخاطره گیر دادن به حجاب برخورد کردند
چون بحث حتما روده درازی همراه خواهد بود از ادامه اش سرباز میزنم
نقل قول  
Khwanirath
Member
خب برسیم به سخن شما:

1-اول که بدن زن و مرد، "بخش های" جنسی ندارد. بلکه فقط یک بخش جنسی دارد. پس جز بخش جنسی، بقیه بخش ها را می توان نپوشاند؟

2-حالا که گفته بخش جنسی را باید پوشاند؟ چه دلیلی دارد؟

3-به جنابعالی هم ربطی ندارد که یک نفر بخواهد اندام جنسی اش را بپوشاند یا نپوشاند. ربط دارد؟

4-چه کسی این حق را از ما گرفته که پوشش بخش غیرجنسی را به دیگران تحمیل کنیم؟ جنابعالی؟

5-اگر اجبار در پوشاندن بخش های غیرجنسی زورگویی علیه زنان است، اجبار در پوشاندن بخش جنسی زورگویی علیه ایشان نیست؟

نقل قول  
A_S
Member
نقل قول از Khwanirath:
اینطور نیست. این عقل سلیم شماست که با روسری نداشتن مشکلی ندارد. عقل سلیم من مشکل دارد و صد البته هم مشکل دارد. حالا نظر کداممان اعمال شود؟

به شما ربطی نداره یک دختر یا زن بخواهند روسری بکند یا نه، اگر خودتان زن هستید بکنید کسی جلوی شما را نگرفته است ولی حق ندارید پوشش بخشهای ناجنسی را به دیگران تحمیل کنید، ارتجاع سرخ و سیاه هم به همین میگویند، اساتید چپ، آقایان مثلا به فکر مردم هم با یک مشت لاطائلات یا همانگونه که خودشان مینویسند لاطعالات، هم صحه بر این زورگویی علیه زنان میگذارند، حجاب سر هیچ ربطی به حجاب تن ندارد، قاعدتا چند تار مو هیچ ربطی به اندام ندارد زیرا مو اصلا اندام نیست. همین گوشتکوب (micube) برود چندتا سوژه-ابژه بکند تا باز هم یک مشت دری وری برای تایید گفته های اسلامگرایان بگذارد، واقعا ارتجاع سرخ و سیاه که میگویند بیخودی نیست. تو را خدا از هر چیز بی ربطی مثل فاشیسم و کاپیتالیسم زده سر هم تا حجاب اجباری توجیه کند، این آقایان معلوم است چه اندازه علامه هستند.
نقل قول  
Khwanirath
Member
micube عزیز

نمی توانم بیش از این با کسی موافق باشم. دور باطل و تکرار مکررات و به قول شما "لاطائلات" است. بی معیار بودن از این منظر، همان بی ریشگی فکری و عقیدتی ست. این افکار خس گونه، به هر بادی به هر سو می وزند.

أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ. تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ. وَمَثَلُ کَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ کَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ

آیا ندیدى خدا چگونه مثل زده سخنى پاک که مانند درختى پاک است که ریشه‏ اش استوار و شاخه‏ اش در آسمان است. میوه‏ اش را هر دم به اذن پروردگارش مى‏ دهد و خدا مثلها را براى مردم مى‏ زند شاید که آنان پند گیرند. و مثل سخنى ناپاک چون درختى ناپاک است که از روى زمین کنده شده و قرارى ندارد.

نقل قول  
micube
Member
Khwanirath گرامی؛
دال آزادی انتزاعی صرف فاقد محتواست. آزادی باید معطوف به سوژه باشد(هم در سطح کلی یا جهانشمول و هم در سطح جزئی یا فردی) و این تنها بواسطه قانون دست یافتنی است وگرنه منجر به هرج و مرج می شود. دال آزادی خود پیش شرط هایی دارد که بدون در نظر گرفتن آن ها بحث نظری چیزی نخواهد بود جز تکرار لاطعالات. یعنی بدون در نظر گرفتن تعارضات یا آنتاگونیسم های اجتماعی و کشاکش های بیناسوبژکتیو، صحبت از آزادی بی معناست. از نظرگاه ارتجاع سرخ (اصطلاحی که آن را از شاه فقید به یادگار داریم)، آنتاگونیسم بنیادین، آنتاگونیسم طبقاتی می باشد که زاده نظام کاپیتالیسم است و سایر آنتاگونیسم ها از قبیل جنبش آزادی زنان، جنبش های جنسیتی، نژادی و ... همگی متاثر از آن اند. به همین دلیل ماکس هورکهایمر زمانی نوشت "کسانی که نمی خواهند از کاپیتالیسم سخن بگویند، بهتر است در مورد فاشیسم ساکت بمانند". از این جهت موضع ارتجاع سرخ نسبت به آزادی را به بهترین شکل ممکن می توان در این جمله مشهور لنین یافت"آزادی برای چه کسی؟" ، "آزادی برای چه چیزی؟"...در جامعه کاپیتالیستی که وضعیتی است از خود بیگانه، چشمی که نتواند آنتاگونیسم طبقاتی را ببیند، قادر به دیدن مختصاتی (توجه شود مختصات و نه واقعیت) ورای وضع موجود و سنجیدن جهان و واقعیت بر اساس چیزی بیش از آن نخواهد بود و لاجرم بحث در مورد آزادی ، عدالت و ... در انتزاعی ترین شکل ممکن خواهد بود.
ژان لوک نانسی در جایی می نویسد: "آنچه که هگل پیش از هرچیز به اندیشه اعطا می کند این است: معنا هیچ گاه امری داده شده و حاضر و آماده نیست، مساله آن است که شخص خود را برای دریافت آن آماده و گشوده سازد، و این آماده سازی همان است که آزادی خوانده می شود. و امکان این گشودگی، امکان این آماده سازی، همانا سیاست است"..."و این خود مستلزم تاکید بر "آزادسازی" در مقام سویه سوبژکتیو آزادی است. تعهد و درگیر شدن در سیاست و پیوند آن با نظریه".
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از سپربلوط:
آزادی های اجتماعی در چهارچوب عقل است عقل سلیم با روسری نداشتن دختران هیچ مشکلی ندارد این کارهایی که شما به ملت ایران نسبت میدهید مثل لخت شدن و ارتباط جنسی در خیابان من نمیدانم از کجای ذهنتان نشات میگیرد حکومتها با سیاستهایشان در اعمال مردمانشان تاثیر دارند به قول علی بن ابیطالب در نهج البلاغه مردمان به دین حاکمانشان هستند


اینطور نیست. این عقل سلیم شماست که با روسری نداشتن مشکلی ندارد. عقل سلیم من مشکل دارد و صد البته هم مشکل دارد. حالا نظر کداممان اعمال شود؟

این سوالات از جای خاصی از ذهنم نشات می گیرد. چه دیدید؟ شاید یک روزی گفتم از کجا. پس آزادی حجاب ایرادی ندارد چون عقل سلیم جنابعالی آن را می پذیرد و آزادی روابط جنسی عمومی ایراد دارد چون عقل جنابعالی نمی پذیرد؟ معیار و ملاک درستی و نادرستی جهان بشریت و هیچ جامعه ای، عقل سلیم جنابعالی نیست. یعنی فردا اگر کسی از ما پرسید چرا آزادی پوشش در سطح بوهمیایی ایراد ندارد، در پاسخ بگوییم چون عقل جناب Oak Shield با آن مشکل ندارد؟ ضمن احترام به شخص شما -که انصافاً در گفتگوی شاهنامه از شما آموختم- من هیچ منطقی در سخن شما و نسخه من در آوردی تان نمی بینم.
نقل قول  
در مورد تجزیه طلب بودن جعفر پیشه وری مگر شک و شبهه ای هم وجود دارد ایشان رنگهای سبز و سرخ پرچم را وارونه کرد و اعلام استقلال هم کرد البته همون اربابانش وقتی از طرف امریکا تهدید به حمله اتمی شدند به یه پول سیاه فروختندش و بعد هم سرش را زیر اب کردند البته از کسانی که اسم شط العرب را به اروند رود ترجیح میدهند انتظار وطن پرستی نمیتوان داشت
نقل قول  
بنده کامم شما در مورد ساسانیان را لایک نکردم و همان زمان میخواستم نقدی بر آن بنویسم که وقت نشد تا امروز
نقل قول  
آزادی های اجتماعی در چهارچوب عقل است عقل سلیم با روسری نداشتن دختران هیچ مشکلی ندارد این کارهایی که شما به ملت ایران نسبت میدهید مثل لخت شدن و ارتباط جنسی در خیابان من نمیدانم از کجای ذهنتان نشات میگیرد حکومتها با سیاستهایشان در اعمال مردمانشان تاثیر دارند به قول علی بن ابیطالب در نهج البلاغه مردمان به دین حاکمانشان هستند
نقل قول  
Khwanirath
Member
خب چه طور شد؟ یعنی اگر مردم بخواهند بدون روسری در خیابان روند ایراد ندارد ولی اگر لخت بخواهند بروند در خیابان ایراد دارد؟ پس شما هم به اجباری بودن پوشش معتقدید و تنها حد این اجبار برای شما با ما متفاوت است. اصلا یکی دوست دارد در خیابان رابطه جنسی داشته باشد. با آزادی اجتماعی او نباید مخالفت کنید!

من بطور کامل و دقیق نمی دانم چهارشنبه های سفید چیست. ولی ما مسئول دین گریزی یا دین گرایی کسی نیستیم. هدایت و ضلالت تماما دست خداست و هیچ ارتباطی به ما ندارد. اگر کسی بابت اعمال داعش، دین ستیز شود، یقه ابوبکر بغدادی را در قیامت بابت ضلالت او نمی گیرند. یقه خودش را می گیرند. قرآن بود و او می توانست بخواند تا سره را از ناسره تشخیص دهد. فیلم مارمولک دیگر کجای استدلال است؟

خب از منظر شما پوشش در حد بوهمیایی زیباست. از نظر من تا یک وجب زیر زانو ایرادی ندارد. از نظر یکی تا یک وجب بالای زانو بی ایراد است. از نظر دیگری وجب خودش بی ایراد است و وجب دست من ایراد دارد. از نظر خدا ولی همه اینها ایراد دارد. نظر کدام اعمال شود؟
نقل قول  
کی گفته ملت میخواهند لخت شوند شما در توهم به سر میبرید حجاب اجباری جمهوری اسلامی نتیجه بهتری از چهارشنبه های سفید نداشته از نظر بنده به عنوان یک مرد حجاب در حد همین بوهمیایی بسیار زیبا است به قول پرویز پرستویی در فیلم مارمولک اینقدر سفت می گیرید که کفر از سمت دیگرش بیرون‌میزند در بین کشورهای اسلامی شاید یکی دو کشور حجاب اجباری داشته باشند نتیجه این اعمال به غیر از دین گریزی مردم چیز دیگری نبوده است
نقل قول  
Khwanirath
Member
من جای درست و درمانی در جهان سراغ ندارم که اجازه دهند مردم لخت مادرزاد در خیابان آمد و شد کنند. آزادی پوشش در ملاء عام -در بی مبنایی و سست استدلالی- مثل آزادی برقراری روابط جنسی در ملاء عام است. اگر این جزو آزادی اجتماعی باشد، آن هم می تواند باشد. سطح عمومی جامعه و ملاء عام، حوزه خصوصی کسی نیست که هر چه خواست انجام دهد.

شهروندان البته در حکومت به دو دسته مسلمان و غیرمسلمان تقسیم نمی شوند. ولی قوانین بر مبنای فکر اکثریت است. اگر اکثریت یک ملت مسلمان باشند قوانین اسلامی باید وضع گردد، اگر مسیحی باشند قوانین مسیحیت و اگر کافر باشند قوانین سکولار.

اینکه بین شهروندان یک کشور در حقوق تفاوتی وجود نداشته باشد، باز می گردد به اینکه در حدود این شهروندان تفاوتی هست یا نه! هر جا حدود هست حقوق هم هست و هر جا حقوق هست، حدود هم هست.


اجباری بودن حجاب کافی نیست. بلکه باید نظارت سفت و سختی هم بر سر آن انجام داد. حجاب اجباری یکی از اقدامات بسیار خوب و پسندیده جمهوری اسلامی است. البته جبر پوشش برای آقایان هم هست و کسی نمی تواند با شلوار کوتاه یا لباس بی آستین در خیابان راه برود که این هم امر پسندیده ایست.

نهایتا این هم فرمایش شما این شد که آمریکا از نظر شما دموکراسی ندارد. می پذیرم ولی برایم سوالی ایجاد می شود. اگر منفعت گرایی ملی را در چارچوب اخلاق می دانید، چه تعریفی از اخلاق ارائه می دهید؟ اخلاق از نظر چه کسی؟ چرا تصور می کنید نسخه واحدی از این مفاهیم در جهان وجود دارد؟ اخلاق از نظر من ممکن است با اخلاق از نظر شما زمین تا آسمان تفاوت کند. از نظر من یک بی حجاب ممکن است بی عفت و بی اخلاق باشد و از نظر یکی دیگر نباشد. اخلاق مد نظر شما؟ بنده؟ یا خدا؟ کجاست آن دموکراسی اخلاقمدارانه سوئیس و سوئد در برابر تحریم ایران؟ چرا به تحریم ها بی اعتنایی نمی کنند؟ چون منفعتشان در این نیست. چرا در تضاد منفعت و اخلاق، جانب منفعت را می گیرند؟ چون مردمشان همین را می خواهند! چه اهمیتی دارد که مردمشان چه می خواهند؟ چون دموکراسی همین است!

ما مسلمین بر خلاف شما تعریفی بسیار واضح و مشخص از اخلاق، منفعت گرایی و همینطور مردمسالاری دینی داریم.
نقل قول  
اولا آزادی اجتماعی مردم از اصول دموکراسی این آزادی اجتماعی چه در پوشش باشد چه در موارد دیگر دموکراسی مردم را به مسلمان و غیر مسلمان تقسیم نمیکند در دموکراسی ما با شهروندان روبرو هستیم نه مسلمان و غیر مسلمان و نه زن و مرد بین شهروندان یک کشور در حقوق هیچ تفاوتی نباید وجود داشته باشد دوما امریکا و اسرائیل کجا دموکراتیک هستند اسرائیل یک ساختار آپارتاید است در مورد امریکا هم مثل یکی از کشورهای خاورمیانه دو تا حزب مزخرف درست کرده اند که تمام قدرت در دستشان است منظور بنده از دموکراسی سوئیس و سوئد و نروژ و فنلاند است به خدا ملت ایران آن زمان که حجاب اجباری نبود از لحاظ اخلاقی وضع بهتری داشت تا الان در مورد منفعت گرایی ملی هم باید بگوئیم در زمان دکتر مصدق ایران ارتباط سیاسی با اسرائیل را قطع کرد در حالی که منافع اقتصادی و سیاسی در ارتباط با اسرائیل بود اون ملی گرایی که شما در نظر دارید در اروپا نمود پیدا کرده نه در ایران این که منافع ایران برای هر ایرانی باید واجب تر از هر چیزی باشد البته در چهار چوبداخلاق یک امر بدیهی است
نقل قول  
Khwanirath
Member
بسیار مایه ی خرسندی است اگر از جملات رازآلود خود رمزگشایی بفرمایید تا همه فهم باشد. این هم حکایت جالبی است که فردی سخنی در ملا عام بگوید که تنها قرار است خودش بفهمد.

من تعجب می کنم چگونه است که فردی به دنبال آزادی پوشش و رواج بی بند و باری در کشور است و در نتیجه مومنین را واپس مانده می داند. لابد تبدیل بیشتر جامعه به لجنزار غربی را باید نشانه تجددطلبی دانست. برخی از دستاوردهای دموکراسی را در گسترش همجنس گرایی و روابط غیر اخلاقی در غرب و ویرانی خانواده می بیند، رجاله های غربی را می بیند که دموکراسی شان در شرق و غرب عالم آتش افروزی می کند و آنوقت به مومنین خرده می گیرد که چرا به جای دموکراسی، مردمسالاری دینی را دنبال می کنید. اجازه دهید در خصوص اسلام شناسی شما سکوت کنم که بحث مفصلی ست. دموکراسی بدلیل اینکه نتیجه حتمی آن منفعت گرایی در سطح ملی ست، بدون تردید منجر به ظلم گرایی در اقصی نقاط جهان و ستم بر ملت های ضعیف می گردد. نتیجه اش را با رژیم درنده ایالات متحده و ظلم مضاعف این حکومت در جهان و نیز در سکوت جوامع بی خاصیتی چون سوئد و سوئیس در برابر اشغالگری اسرائیل و تحریم ایران می بینیم.

نقل قول از سپربلوط:
یکی از دوستان در این صفحه گفته بود


آن یکی از دوستان نبود و من بودم، خود شما در خصوص ساسانیان که عرض مرا تایید نمودید که با حمله خارجی از میان رفت. مانی و مزدک هیچ کدام انقلابی نکرده اند! دعوتگر بوده اند و ارتباط دادن گودرز دعوت این دو به شقایق ضعف ساسانیان از جانب شما هم لابد نیاز به رمزگشایی دیگری دارد. و در نهایت این می شود که محمود افغان هم بخشی از مردم این کشور بوده است. به خاطر دارم یک بنده خدایی به من می گفت هرودوت ایرانی بوده چون در آن زمان یونان جزو ایران بود!

لایکی که دوست داشتید را به سخن تان زدم تا ببینم چه نکته و مفهوم غامض و پیچیده و عمیقی در آن نهفته است.

حداقل یک زحمتی بکشید وقتی پیامی می فرستید، امکان پاسخ دادن به مخاطب را در صفحه کاربری خود فراهم کنید.
نقل قول  
یکی از دوستان در این صفحه گفته بود حکومت دینی از بیرون سقوط میکند نه از درون و حکومت ساسانی و حکومت صفوی را مثال زده بود در حالی که که ساسانیان با دو انقلاب مانی و مردک در درون مواجه شدند و بعد از جنگ میان خاندان سلطنتی به درجه ای از ضعف رسیدند که توسط ده هزار نفر نیروی خارجی سقوط کردند در مورد صفویه هم افغانها بخشی از مردم این کشور بودند که به علت ظلم حاکمان محلی بر علیه شاه سلطان حسین دست به قیام زدند تمام حکومتهای دنیا در از درون خالی از معنا و قدرت میشوند حکومتی مورد قبول مردمانش باشد نیروی خارجی پیروز نخواهد شد در همان کامنت از انتخابات و دموکراسی در یکی از کشورهای منطقه حرف زده بود که بیشتر به جوک و شوخی باید در نظر گرفت
نقل قول  
واپس مانده آنهایی هستند که به دموکراسی اعتقاد ندارند به نظرات دوستان در همین چند وقت اخیر رجوع کنید در ضمن چندین ایین در آن سوی فرات ظهور کرده شما چرا به خود می گیرید بنده در قالب رمز حرفم را زدم هرکس بیان رمز میخواهد پیام بنده را لایک کند بنده کشف رمز میکنم
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از سپربلوط:
این عشق به خارجی را هم در ارتجاع بنفش در قالب عشق به امریکا و انگلیس و جدیدا صهیونیزم و در ارتجاع سرخ در قالب عشق به شوروی یک زمانی و حال روسیه و هم در ارتجاع سیاه در قالب عشق به ایین واپس مانده ان سوی فرات قابل مشاهده است در این میان فقط نیروهای ملی عشق به ایران در قلبهایشان جاری است


شاید آنچه که واپس مانده است، ذهن برخی از ایرانیان باشد. یک ارتجاع سه رنگ هم داریم که به خاک پرستی می انجامد.
نقل قول  
این عشق به خارجی را هم در ارتجاع بنفش در قالب عشق به امریکا و انگلیس و جدیدا صهیونیزم و در ارتجاع سرخ در قالب عشق به شوروی یک زمانی و حال روسیه و هم در ارتجاع سیاه در قالب عشق به ایین واپس مانده ان سوی فرات قابل مشاهده است در این میان فقط نیروهای ملی عشق به ایران در قلبهایشان جاری است
نقل قول  
A_S
Member
نقل قول از Behruz67:
* تمامی کشورها مدت‌هاست در بازار جهانی سرمایه حل شده‌اند، مدرنیزه بودن یا نبودن یک کشور خاص دلیلی بر نفی آن نیست. در ضمن، عربستان را خیلی دست کم نگیرید، مقایسه‌های آماری در زمینه‌های متفاوت چیز دیگری می‌گویند حتی اگر از شدت عرب‌ستیزی برای شمایان خوش‌آیند نباشد.
* می‌توانید توضیح دهید کدام «باورهای قوم‌گرا» دارم که شاید دوستان بی‌اطلاع خبردار شوند؟
* آیا به سمیتکو و خزعل اشاره‌ای داشتم؟
* از دید شما جنگلی‌ها و پسیان‌ها و خیابانی‌ها تجزیه‌طلب بودند، از دید خیلی‌ها این گونه نیست و اینان انسان‌هایی از جان شسته و وارسته بودند که نه در پی جاه و جلال و ثروت‌اندوزی (مانند همان رضاخان شما) بلکه چاره‌جویی و مرهم نهادن بر دردهای صدها هزار زحمتکش و رنجور دیگر بودند فارغ از جنسیت و قومیت و زبان‌شان. تا جایی هم که مطالعات من اجازه می‌دهد نسبت دادن تجزیه‌طلبی به آنان، حرف مفت و بی‌اساس است.
* تا استدلال کم می‌آید یادشان می‌آید که سنگی به چاه کامبوج و روسیه و چین بیاندازند تا با حاشیه‌روی صحبت شاید عوض شود! نخیر، چناب گرامی، آنان نیز عده‌ای وحشی و آدم‌کش مانند رضاخان شما بودند و همانگونه که آتاتورک بود. برای یکپارچه‌نگاه‌داشتن یک کشور نیازی به کشتار و اعدام و حملات وحشیانه‌ی ارتشی نیست و شیوه‌های بهتری می‌شد یافت. تازه، باید پاسخ دهید که رهبر کنونی روسیه که یک مدافع کامل سرمایه‌داری آزاد است چه کمکی به مردم بیچاره‌ی روسیه کرده که بتوان وی را از رهبران سرمایه‌داری دولتی زمان به اصطلاح سوسیالیستی جدا کرد؟
* این حاشیه‌روی‌ها به کنار، و گیرم من در نقش بلندگوی شیطان هستم، با این حال، آیا با حقایق تاریخی منفی (سیاسی و شخصیتی) درباره‌ی رضاشاه موافقت دارید یا مانند آن ژنرال ارتشی متوهم همه را انکار می‌کنید؟

* کی حاشیه میرود؟ من یا کسی که یک مثال از عربستان زدم ولی این حضرات حمل بر عربستیزی کردند، عربستان هم سرمایه داری پیدا کرد ولی مدرنیزه مثل ایران پهلوی نشده، ایشان خودش به جاده خاکی میپیچد! دست کم نگرفتن عربستان ها به حرفهای من نمی دانم چه ربطی دارد. باشد دست کم نمیگیریم تا یک وقت به حضرات برنخورد که اربابشان را کوچک شمردیم! دیگر ندیده بودیم اگر از آل سعود هم بدت بیاید، عربستیز میشوی!
* سیاهه‌ای از فرمایشات ایران دوستانه شما در همین جا ذکر شده است: https://ketabnak.com/book/100418/The-For...onalism-in-Iran
* پس به کی اشاره داشتید؟ جز اینکه در زمان رضاشاه این دوتا خواستند یکپارچگی ایران را به هم بزنند
* خوب است من مدرک آوردم چگونه آدمهایی بودند، ایشان در پاسخ به مدرک با این حرف " اینان انسان‌هایی از جان شسته و وارسته بودند که نه در پی جاه و جلال و ثروت‌اندوزی (مانند همان رضاخان شما) بلکه چاره‌جویی و مرهم نهادن بر دردهای صدها هزار زحمتکش و رنجور دیگر بودند فارغ از جنسیت و قومیت و زبان‌شان" تحریک احساسات کند! ایشان میگوید:
تازه، باید پاسخ دهید که رهبر کنونی روسیه که یک مدافع کامل سرمایه‌داری آزاد است چه کمکی به مردم بیچاره‌ی روسیه کرده که بتوان وی را از رهبران سرمایه‌داری دولتی زمان به اصطلاح سوسیالیستی جدا کرد؟
حرفی داشتیم درباره پوتین؟ شما خودت استاد بحث انحرافی هستید. مردم بیچاره روسیه؟ مثل اینکه خود همین مردم دوبار پوتین را سر کار آوردند.
* "عده‌ای وحشی و آدمکش" توصیف خوبی از خودشان کردند، دست کم رضاشاه و آتاترک یا همانجور که شما مینویسید آتاتورک، میهن فروش نبودند. بله زمانی که تجزیه طلبها مانند سمیقو آن همه می کشد نامۀ فدایت شوم برایش بفرستیم
* بله موافقت دارم، بنده مخالف هرگونه شخص پرستی هستم ولی بارها دیده ام گروه های تجزیه طلب از این داستانها مانند آنکه پیش از رضاشاه ایران فدرال بود یا زبان فارسی رسمی نبود و ... شنیده ایم.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از ctr2006:
چیزی نیز به اسم یکپارچه سازی اجباری بی معنی است کشور پا به عصر مردن گذاشته بود و نیاز به حکومت مرکزی قوی بود در گوشه و کنار خان های اجیر شده انگلستان و شوروی دست به کشتار مردم و استداد محلی می زدند در بخش هایی از کشور خان منطقه دختران را در روز ازدواج به همخوابگی با خود یا پسرانش مجبور می کرد ، حالا نابودی این اشخاص توسط چپ ها و اسلامیست ها به یکپارپگی اجباری و جنبش های مردمی نام گذاری می شود.
خائنینی که دنبال مقدمات جمهوری گیلان و مهاباد و آذربایجان بودند تا بخش هایی از خاک ایران را مستعمره شوروی و تقدیم استالین کنند یا دنبال پیاده کردن طرح های استعماری انگلیس در خوزستان بودند
امروزه تبلیغ می کنند رضاشاه بد است ولی آن خائنین خوب بودند و به خرابی و کشتار و تبعیض های محلی آنان اشاره نمی شود

* شما اسم کشتارها و مقابله با جنبش‌های اعتراضی را چه می‌گذارید؟ یکپارچه‌سازی داوطلبانه؟! مغشوش کردن بحث مقابله با شورش‌های اعتراضی و جنگ با برخی فئودال‌های عقب‌مانده‌ی منطقه‌ای که راضی به دادن زمین‌های‌شان به رضاشاه نبودند فقط از طرف شما طرف‌داران رضاشاهی برمی‌آید.
شما ثابت کنید که جنگلی‌ها و پسیان‌ها و خیابانی‌ها در پی استقرار روابط اجتماعی فئودالی بودند و من تمامی حرف‌های‌ام را پس می‌گیرم!
* آن «خائنینی که دنبال مقدمات جمهوری گیلان و مهاباد و آذربایجان بودند تا بخش هایی از خاک ایران را مستعمره شوروی و تقدیم استالین کنند» هم بیشتر ساخته و پرداخته‌ی نظریه‌پردازان رضاشاهی‌ست. جنگلی‌ها با تمام علاقه‌ای که به بلشویک‌ها نشان دادند (و البته اکثریت روشن‌فکران آن زمان این احساس را داشتند) تجزیه‌طلب نبودند و در نهایت هم قربانی دسیسه‌های شوروی با انگلیس شدند و گرنه رضاشاه هیچ قدرتی در سرکوب آنان نداشت. جمهوری مهاباد و آذربایجان هم به کرات اعلام داشتند که علاقه‌ای به جدایی از ایران ندارند و صرفا فعالیتی در سطح خودمختاری می‌خواهند، ولی سیاست‌های نادرست آریامهری کار را جایی رساند که اینان به آغوش استالینی پناه برند. قربانی را دوباره قربانی فراموش‌کاری تاریخی خود نکنید. خرابی و کشتارهای اینان را شاید شما بهتر بدانید چون اکثریت مردم ترک آذربایجان یا کردستان از آنان خاطره‌ای خوش هر چند کوتاه مدت دارند. اگر این جرمی بر تجزیه‌طلبی‌ است که فقط می‌تواند نشان‌گر غریبه‌بودن ذهنیت شما از جهان معاصر باشد و یکپارچه‌سازی را معادل چماق‌داری بدانید.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از A_S:
ایشان نطریات خود را نمیدانم از کجا می آورد، مگر عربستان امروزه خیلی مدرنیزه است که به بازارهای جهانی دست پیدا کرده است؟
ولی میدانم برخی که باورها قوم گرای خود را پشت کمونیزم پنهان کرده اند
یکپارچه سازی اجباری!؟ ایشان سرکوب یاغیانی مانند سمیقو شکاک، شیخ خزعل و سران برخی از عشایر لُر را یکپارچه سازی اجباری میداند!
حالا برخی آمده اند برای پسیان و جنگی که میهن فروش بودند، دلسوزی میکنند، چرا؟ چون مانند خودشان تجزیه طلب بودند،
حالا کسانی که اینجا دارند از یک سیستم نادرست ریاست به نام شاهی خرده میگرند، از دسته گلهای احزاب کمونیستی کامبوج و روسیه و چین و ... هم بگویند تا بهتر ببینیم رطب خورده منع رطب چون کند.

* تمامی کشورها مدت‌هاست در بازار جهانی سرمایه حل شده‌اند، مدرنیزه بودن یا نبودن یک کشور خاص دلیلی بر نفی آن نیست. در ضمن، عربستان را خیلی دست کم نگیرید، مقایسه‌های آماری در زمینه‌های متفاوت چیز دیگری می‌گویند حتی اگر از شدت عرب‌ستیزی برای شمایان خوش‌آیند نباشد.
* می‌توانید توضیح دهید کدام «باورهای قوم‌گرا» دارم که شاید دوستان بی‌اطلاع خبردار شوند؟
* آیا به سمیتکو و خزعل اشاره‌ای داشتم؟
* از دید شما جنگلی‌ها و پسیان‌ها و خیابانی‌ها تجزیه‌طلب بودند، از دید خیلی‌ها این گونه نیست و اینان انسان‌هایی از جان شسته و وارسته بودند که نه در پی جاه و جلال و ثروت‌اندوزی (مانند همان رضاخان شما) بلکه چاره‌جویی و مرهم نهادن بر دردهای صدها هزار زحمتکش و رنجور دیگر بودند فارغ از جنسیت و قومیت و زبان‌شان. تا جایی هم که مطالعات من اجازه می‌دهد نسبت دادن تجزیه‌طلبی به آنان، حرف مفت و بی‌اساس است.
* تا استدلال کم می‌آید یادشان می‌آید که سنگی به چاه کامبوج و روسیه و چین بیاندازند تا با حاشیه‌روی صحبت شاید عوض شود! نخیر، چناب گرامی، آنان نیز عده‌ای وحشی و آدم‌کش مانند رضاخان شما بودند و همانگونه که آتاتورک بود. برای یکپارچه‌نگاه‌داشتن یک کشور نیازی به کشتار و اعدام و حملات وحشیانه‌ی ارتشی نیست و شیوه‌های بهتری می‌شد یافت. تازه، باید پاسخ دهید که رهبر کنونی روسیه که یک مدافع کامل سرمایه‌داری آزاد است چه کمکی به مردم بیچاره‌ی روسیه کرده که بتوان وی را از رهبران سرمایه‌داری دولتی زمان به اصطلاح سوسیالیستی جدا کرد؟
* این حاشیه‌روی‌ها به کنار، و گیرم من در نقش بلندگوی شیطان هستم، با این حال، آیا با حقایق تاریخی منفی (سیاسی و شخصیتی) درباره‌ی رضاشاه موافقت دارید یا مانند آن ژنرال ارتشی متوهم همه را انکار می‌کنید؟
نقل قول  
نقل قول از ctr2006:
ژست های کمونیستی واقعا خوب نیست، راه آن نزدیک به هشتاد سال پیش با امکانات آن زمان در مدت کوتاهی ساخته شد متاسفانه راه سازی در همه جای دنیا در گذشته شغل خطرناکی بوده است البته مایل هستم بدانم قطاری که با مالیات قند بدون دزدی قابل تاملی در مدت کوتاهی ساخته شد تلفات طاقت فرسای آن چه بوده است


فرمایش درست، ولی ناسپاسی و نمکدان شکستن هم واقعاً کار خوبی نیست. شما که درباره حماسه‌آفرینی‌های رضاخان در خان‌ستیزی و مدرن‌سازی داد سخن می‌دهید، بیش از دیگران باید قدردان و سپاسگزار شوروی باشید. این تصویر محبوب رضاخان به عنوان دشمن نظام خان‌خانی و حامی ترقی رعایا پیش از دیگران، کار دست بخشی از حزب کمونیست شوروی (دسته گورکو کریاژین) با پیشاهنگی مجله «شرق جدید» است. امثال «ایرانسکی» یعنی نطفه‌های امپریالیسم شوروی، که با وجود آگاهی کامل از نوع رابطه رضاخان با اشراف و زمینداران بزرگ و رابطه‌اش با انگلستان، او را «تبلور بورژوازی ملی ایران»، «دشمن نظام ارباب رعیتی» و «ملی-مترقی» می‌نامیدند.
همین‌ها بودند که در حمایت از خانِ ‌خانان صدای امثال سلطان زاده را خفه می‌کردند. (سلطان زاده با پژوهش دقیق نشان داده بود که رضاخان از یک سو ارباب رعیتی را تقویت می‌کند و از سوی دیگر بخش صنعتی را در اختیار سرمایه مالی انگلیس و آلمان قرار می‌دهد، و این وحشتناک‌ترین راه ورود به سرمایه‌داری است. کتاب انکشاف اقتصادی ایران را نگاه کنید)
کار به جایی رسیده بود که صدای محمدتقی بهار هم در می‌آید و می‌گوید جراید مسکو به نفع رضاخان و به زیان مخالفان او می‌نویسند، بهار شگفت‌زده است که چرا شوروی مخالفان رضاخان را اجنبی‌پرست یعنی طرفدار انگلیس می‌خواند!!! (گذشته چراغ راه آینده است، ص 59)

درباره جنگ تشریفاتی رضاخان با خان‌های دیگر هم بسیار نوشته‌اند، این جنگ به هیچ وجه قرار نبود خدشه‌ای به منافع زمینداران بزرگ، منافع انگلستان و نظام ارباب رعیتی وارد کند. از دل این جنگ چند ابرزمیندار با انبوهی رعیت بیرون آمدند که ابرترین‌شان خود خان خانان است. نوشته‌ها زیاد است، بخصوص درباره جنگ زرگری رضاخان با سیدضیاء و شیخ خزعل انگلیسی. ولی به قول معروف برای هر کسی سخن دوست خوش تر است. پس ببینیم فرزند خلف رضاخان خان‌ خانان چه می‌گوید :
« به عقیده من پدرم با سیدضیاءالدین نه از نظر افکار سیاسی و اقتصادی بلکه از نظر تشخیص موقع و طرز عمل موافقت نداشت» (ماموریت برای وطنم، ص 55)
نقل قول  
A_S
Member
میراث کوروش بزرگ آغاز ملی شدن زبان فارسی و میراث شاه اسماعیل آغاز ملی شدن مذهب شیعه برای ایرانیان بود، ولی اگر رک باشیم باید بگوییم رضاشاه هیچ میراث درخوری از خودش به جا نگذاشت، خاستگاه باستانگرایی در زمان قاجار در نوشته های آخوندُف و جلال الدین میرزا هم بوده و او حتی در زمینه ناسیونالیسم هم بد عمل کرد، برای نمونه آتاترک خط عربی را لاتین کرد ولی رضاشاه خط عربی ما را نه لاتین و نه پهلوی یا اوستایی کرد، آتاترک سره سازی زبانی انجام داد ولی رضاشاه تنها یک فرهنگستان الکی درست کرد و بخشی از واژگان اداری عربی قاجاری را کاست، پس او حتا در زمینه ناسیونالیسم خوب عمل نکرد! مدرنیته اجباری او هم در ایران شکست خورد و یک روحانی سالاری جایگزین آن شد، در هر صورتی که میبینم رضاشاه یک شکست خورده بود! ولی از آنجایی تنها یک جنبه خوب داشت و آن هم یکپارچه نگهداری ایران بود، باید از او در این زمینه دفاع شود. همچنین می اندیشم اگر آن هندی تبار هم در زمان رضاشاه میخواست از این حرکات ها بزند رضاشاه حقش را مانند دیگران کف دستش میگذاشت، رضاشاه تنها در زمینه‌ حل اختلافات داخلی جای ناز شست گفتن به آن دارد و میتوان از آن دفاع کرد وگرنه زمانی هم که ابوطالب یزدی را عربستانی ها گردن زدند مانند کودکان قهر کرد! رضاشاه را نمی توان در کنار شاهان قوی ایران مانند کوروش، داریوش، اردشیر، شاپور یکم، یعقوب لیث، شاه اسماعیل، شاه عباس و ... گذاشت. اینها را هم گفتم تا کسی فک نکند من طرفدار رضاشاه هستم و او را اسطوره ای بی همتا می بینم، من تنها طرفدار یکپارچگی ایران هستم، چیزی که غرب گداها درک نمی کنند.
نقل قول  
ctr2006
Member
نقل قول:
در خاطرم هست روزنامه های غربی پس از ساخته شدن قطار شمال به جنوب گفته بودند قطاری که از هیچ کجا به هیچ کجا میرود

نقل قول:
در ارتباط با راه‌آهن حق با دوستان است که این خط ارتباطی فقط و فقط به اصرار انگلیس و برای دسترسی سریع‌تر به شمال ایران برای مقابله با شوروی تاسیس شد و البته از جیب بیت‌المال ولی به قیمت کشته‌شدن بسیاری از کارگران که با ابزارهای اولیه و در شرایط بسیار سخت می‌بایست این کار طاقت‌فرسا را تمام کنند.

این جملات تناقض دارد هنگامی که این راه آهن ساخته شد روس و انگلیس راضی نبودند و ایادی آنان دست به تخریب این حماسه ملی زدند و بعد از حمله شوروی گفتند کار کار انگلیسی هاست، هنگام ساخته شدن این راه آهن جنگ جهانی دوم آغاز نشده بود و یک خط پر مبادله هم در زمان جنگ هم صلح کاربرد دارد در زمان جنگ تجهیزات نظامی را منتقل می کند و در زمان صلح مواد خام و انتقال دستگاه های صنعتی و محصولات غذایی و تجاری را منتقل میکند
عرض کردم این خط آهن پایتخت و شهرهای مختلف را به هم وصل می کرد و ایران را به آب های بین الملی متصل می کرد چه برای صادرات چه برای واردات به این خط نیاز بود در شرق هندوستان تحت اشغال انگلیس و افغانستان و چین بود و در غرب کشورهای تازه تاسیس ، انگلیس ها باید می گفتند از هیچ جا به پیچ جا می رسد چون استعمار گر بودن همین الان هم این خط آهن خاصیت زیادی دارد
ژست های کمونیستی واقعا خوب نیست، راه آن نزدیک به هشتاد سال پیش با امکانات آن زمان در مدت کوتاهی ساخته شد متاسفانه راه سازی در همه جای دنیا در گذشته شغل خطرناکی بوده است البته مایل هستم بدانم قطاری که با مالیات قند بدون دزدی قابل تاملی در مدت کوتاهی ساخته شد تلفات طاقت فرسای آن چه بوده است، این صحبت ها با حب و بغض است
امروز راه آهن شمال به جنوب همچون گذشته محلی برای ترانزیت صادرات و واردات و نزدیک کردن پل های ارتباطی ایرانیان است و هنوز هم راه آهن شرق به غرب توجیه اقتصادی زیادی ندارد

چیزی نیز به اسم یکپارچه سازی اجباری بی معنی است کشور پا به عصر مردن گذاشته بود و نیاز به حکومت مرکزی قوی بود در گوشه و کنار خان های اجیر شده انگلستان و شوروی دست به کشتار مردم و استداد محلی می زدند در بخش هایی از کشور خان منطقه دختران را در روز ازدواج به همخوابگی با خود یا پسرانش مجبور می کرد ، حالا نابودی این اشخاص توسط چپ ها و اسلامیست ها به یکپارپگی اجباری و جنبش های مردمی نام گذاری می شود.
خائنینی که دنبال مقدمات جمهوری گیلان و مهاباد و آذربایجان بودند تا بخش هایی از خاک ایران را مستعمره شوروی و تقدیم استالین کنند یا دنبال پیاده کردن طرح های استعماری انگلیس در خوزستان بودند
امروزه تبلیغ می کنند رضاشاه بد است ولی آن خائنین خوب بودند و به خرابی و کشتار و تبعیض های محلی آنان اشاره نمی شود


ایران با کدام نیرو می خواست چند هفته در برابر شوروی مقاومت کند؟ ارتش بی انتهای شوروی برای نابودی آماده بود فلاند موقیت استراتژیک ایران را نداشت و قدرت های بزرگ مخالف اشغال آن توسط شوروی بودند و شوروی باید رضایت آن قدرت ها را جلب می کرد
نقل قول  
A_S
Member
پیش از هر چیز از دیدگاه بنده تجزیه طلب است، چه بسا مردمی هم بسیار ایران دوست باشند ولی در عمل مقدمات تجزیه را بچینند، این همه مردمی ستم دیده ای هم که می روند در این گیر و دار که این همه گرگ تشنه به خون ایران، در انتظار چنین لحظاتی هستند اعتراض میکنند آنها هم تجزیه طلب هستند ولی خودشان نمیدانند، همانگونه که میبیند پس از انقلاب ایران صدام به خاک ایران حمله کرد زیرا ایران دچار نابسامانی داخلی شده بود و احزاب تجزیه طلب قوت گرفتند و ما کردستان را برای یکسال در دست حکومت مرکزی نداشتیم. بنده هم نگفتم پسیان ایرانستیز بوده است در پاسخ Khwanirath هم گفتم دوصد گفته را نیم کردار نیست، در عمل پسیان داشت ایران را تجزیه میکرد، خود بهار در همان صفحاتی که من فرستادم عملا می گوید جمهوری خراسان مانند جمهوری گیلان بود، تنها در یک صورت پسیان تجزیه طلب نمی شد که همه ی ایران را بدست می آورد که ملک الشعرا می گفت قصد آن را داشت، حالا بگوییم پسیان هم بگذاریم کنار، در این که میرزا کوچک خان جنگلی از مزدورهای شوروی بوده است و این هم بخشی از نامه او به رفیق لنین است:
... پیش از ورود ارتش سرخ به انزلی، من و همکارانم در جنگلهای گیلان به ضد مظالم انگلیس و دولت سرمایه‌داری ایران می‌جنگیدیم و تنها قدرت واقعی و ذیصلاح ما بودیم که توانستیم مافوق تصور، به نام آزادی ایران، پرچم سرخ را برافرازیم و به تمام جهان آرزوی آزاد شدنمان را از قیود سرمایه‌داری اعلان کنیم ... !
لنین و میرزا کوچک خان
اگر انصاف را به جا بیاوریم تنها همین رضا میرپنجه بود که توانست در کودتای خود ایران را یک پارچه بگیرد، حالا یونس استادسرایی (کوچک خان) که عزیز دل مارکسیستها بود زیرا مانند او کاسه لیسان شوروی بودند جای خود دارد ولی همین بشر زیر کتاب از از زندان رضاخان تا صدر فرقه دمکرات آذربایجان، از حسن نیت پیشه وری و دفاع از خودمختاری گفته است، این آدم به غایت ایرانستیز است و از رضاشاه تنها برای آنکه کشور را یکپارچه نگهداشت بیزاری میجوید وگرنه کسی که ایران را یکپارچه کرد آغا محمد خان، جد بزرگوارشان بود نه رضاخان. چگونه رضاشاه پانفارس به اتهام همین گناه بد شده است، ولی آغا محمدخان اغوز بد نیست!؟ در پایان بد نیست بگویم عبدالله مستوفی در شرح زندگانی من، جلد 3، صفحۀ 129، نهضت جنگل آشوب طلبان و متجاسرین نامیده و سرکوب آنها را پیامد خوبی برای جلوگیری از نفوذ بلشویکها به ایران دانسته است. حالا برخی بروند چک بکنند پست مدرن تفسیر نکرده باشیم. در صفحات بعدی هم حرفهای خوبی دربارۀ قیام آذربایجان دارد وی در همین بخش می گوید:
همانطور که امروزه اقدامات دموکراتهای امروزۀ تبریز و پیشه وری را بر ضرر ایران میدانم، رویه شیخ محمد و قیامهای آن روز را بر ضرر ایرانیت و آذربایجان و آذربایجانی میدانم.
نقل قول  
نقل قول از A_S:
حالا برخی آمده اند برای پسیان و جنگی که میهن فروش بودند، دلسوزی میکنند، چرا؟ چون مانند خودشان تجزیه طلب بودند


واقعاً کتابناک از لحاظ تفسیر متون جای غریبی است. از این لحاظ بنظرم یک مدرسه‌ی تمام و کمال پست مدرنیستی است که آدم می‌تواند بیاموزد هر متنی را چطور باب میل خود تفسیر نماید.

ابتدا نظر مرحوم بهار درباره محمدتقی پسیان:
«این جوان بدون شک یکی از افراد وطنخواه و صمیم و صاحب دل و هوش و فکر بود، و از آن مردمانی بود که حاضرند خود را در راه ترقی و تعالی هموطنان و عظمت وطن و عزت نژاد فدا سازند. پیش از آنکه او را دیده باشم صیت {به معنای آوازه} شجاعت و صاحبدلی و بزرگواری او را از مردمی بیغرض شنیده بودم» (ص 160 همان کتابی که گویا بهار در آن کلنل را تجزیه‌طلب خوانده).

اما پس معنای آن جمله‌ی بهار که آورده‌اند چیست؟ آیا وقتی بهار می‌گوید کلنل خواهان تشکیل حکومت مرکزی نبود منظورش این است که او تجزیه طلب بود؟ البته فکر نکنم خفن‌ترین پست‌مدرن‌ها هم بتوانند همچنین چیزی را بر زبان بهار بیچاره بگذارند. ملاحظه کنید که منظور بهار چیست:

«آنروزها من و رفقای ما از اوضاع راضی نبودیم. چه همان اوقاتی بود که بحران فکری بسبب نزدیک شدن قوای شوروی بسرحدات و سواحل ایران در آزادیخواهان و متفکران پیدا شده بود.... من و آقای تهرانی که هر دو دموکرات بودیم و مرحوم کلنل نیز به این حزب متمایل و به روسای این جمعیت معتقد بود، آنروز با کلنل از تهیه قوه‌ای در خراسان و ایجاد هسته جمعیت نظامی و ملی سخن راندیم و او را در این معنی تشویق کردیم. او هم سرش برای این کارها درد می‌کرد» (ص 160)

پس بهار یکی از مشوقین کلنل بوده است، اما کلنل برخلاف عهد و برخلاف لیاقتش به همان ولایت خراسان راضی می‌شود. بهار به نوعی از تزلزل و بلاتکلیفی کلنل ناخرسند است و کلنل را بخاطر این نقد می‌کند که به چشم انداز ملی-میهنی حرکت وفادار نبوده است و به حکومت یک ولایت دل خوش کرده است. این زمین تا آسمان با وطن‌فروش و تجزیه‌طلب خواندن کلنل فاصله دارد. اینطور نمی‌شود آسمان و ریسمان بافت. ملاحظه کنید بهار چه می‌گوید (ص 160 همان منبع)
«اما او هم این همت و دل و گرده را نداشت و بی‌سبب خود را با خراسانیان که از هفتاد نقطه با مرکز سروکار داشتند مشغول ساخت و پنداشت که می‌تواند دولتی بنام «جمهوری خراسان» در مشرق ایران مستقل و مجزی به ریاست خود ایجاد نماید».
بنابراین (حداقل از دید بهار) کلنل از سر وطن‌فروشی و تجزیه‌طلبی‌اش نبود که قصد تشکیل حکومت مرکزی نداشت، بلکه همان‌طور که از عبارات بهار مشخص است این نتیجه‌ی بلاتکلیفی و بی‌چشم‌اندازی حرکت او بود. او هدف ملی-میهنی دمکرات‌ها را کنار گذاشت. درواقع بهار در این کتاب دارد همان «بحران فکری» ناشی از تحرکات شوروی را در جنبش‌ها و احزاب ایران دنبال می‌کند. مقایسه حرکت کلنل با تجزیه‌طلبان که همه‌شان به‌طرز وطن‌فروشانه دل در گرو نیروهای امپریالیستی دارند (یکی آمریکا، دیگری عربستان و آمریکا آن یکی آمریکا و عربستان و انگلستان ...) واقعاً هنر می‌خواهد....
پیشنهاد می‌کنم صفحه 140 تا 162 منبع مذکور را بخوانید فقط برای اینکه به شیوه‌ی سندآوری و تفسیر و تحلیل آقایان پی ببرید. این همان شیوه‌ای است که با کمکش هر برچسبی بخواهند به مخالف‌شان می‌چسبانند.
نقل قول  
A_S
Member
نقل قول از Khwanirath:
نقل قول از A_S:
کلنل محمد تقی خان برخلاق آنچه که مشهور بود قصد حمله به تهران و در دست گرفتن زمام امور کشور را نداشت، بلکه آرزومند بود خراسان را استقلال بخشد و خود بر ریاست جمهوری خراسان برقرار گردد، سندی که این را ثابت میکند ... . صفحه 158

بهار همچنین قیام جنگل را مانند صفحه 138، فتنۀ جنگل مینامید. حالا برخی آمده اند برای پسیان و جنگی که میهن فروش بودند، دلسوزی میکنند، چرا؟ چون مانند خودشان تجزیه طلب بودند

نخست که این سند کجاست؟ صفحه ۱۵۸ کدام سند؟

دوم اینکه چگونه ممکن است شاعر میهن دوستی چون عارف قزوینی، کلنل پسیان را وطن پرست -احتمالا به همان معنای وطن دوست- بداند و در رثای او بسراید در حالی که او تجزیه طلب باشد؟

سوم اینکه اگر سرکوب اقوام غیرایرانی توسط داریوش (از جمله بر نیزه نشاندن فره ورتیش) را گذاشتن حق ایشان کف دستشان بدانیم -به صرف اینکه سرزمین ایشان را اشغال و تصرف کرده بودیم (که حالا نمی دانم این چه حقی برای فرمانروایی بر ایشان ایجاد می کند)- پس باید سرکوب قیام های ایرانیان توسط اعراب را هم گذاشتن حق ایرانیان در کف دست ایشان بدانیم و ناز شستی هم نثار سرکوبگران کنیم.

چهارم هم اینکه جمله بسیار مشهوری از پسیان است که: "مرا اگر بکشند قطرات خونم کلمه ایران را ترسیم خواهد کرد و اگر بسوزانند خاکسترم نام وطن را تشکیل خواهد داد". یعنی روایت نادرست است؟

پوزش می‌طلبم برای فراموش کردن نام کتاب، تاریخ احزاب سیاسی، نوشتۀ محمدتقی بهار، جلد 1، صفحه 158-159. شما هم اگر تاریخ هرودت را بخوانید میبیند نبونیدوس و آماسیس دوم دست به یکی کرده بودند تا به کروزوس یاری برسانند و رفتارها متخاصم نشان داده بودند، همچنین ایرانیان برعکس اعراب دین و زبان خود را به مردم تحمیل نکردند و تنها پادشاهی آن سرزمینها را در دست داشتند و به فرهنگ آنجا احترام میگذاشتند، امثال شما ناز شستی هم نثار آنان کنید چون اگر همانندان بابک‌ خرمدین و استادسیس موفق میشدند، امروزه ایران مسلمان نبود و پیرو یک از دینهای نو-زرتشتی بود و شما هم دین مبارکتان را نداشتید. در جواب به گفتاورد بدون منبع شما از پسیان: بزرگی سراسر به گفتار نیست، دوصد گفته را نیم کردار نیست.
نقل قول  
vforw
Member
نقل قول از Khwanirath:
نقل قول از A_S:نخست که این سند کجاست؟ صفحه ۱۵۸ کدام سند؟
دوم اینکه چگونه ممکن است شاعر میهن دوستی چون عارف قزوینی، کلنل پسیان را وطن پرست -احتمالا به همان معنای وطن دوست- بداند و در رثای او بسراید در حالی که او تجزیه طلب باشد؟
سوم اینکه اگر سرکوب اقوام غیرایرانی توسط داریوش (از جمله بر نیزه نشاندن فره ورتیش) را گذاشتن حق ایشان کف دستشان بدانیم -به صرف اینکه سرزمین ایشان را اشغال و تصرف کرده بودیم (که حالا نمی دانم این چه حقی برای فرمانروایی بر ایشان ایجاد می کند)- پس باید سرکوب قیام های ایرانیان توسط اعراب را هم گذاشتن حق ایرانیان در کف دست ایشان بدانیم و ناز شستی هم نثار سرکوبگران کنیم. اما قضیه ربطی نداشت به اوضاع ایران زمان رضاشاه. آن اغتشاشگرها افرادی خودفروخته و استعماری بودن که قصد تجزیه کشور ایران را داشتن. کشوری که ۲۰۰ سال مرزهایش همان بود و همه خودرا ایرانی میدانستند.
چهارم هم اینکه جمله بسیار مشهوری از پسیان است که: "مرا اگر بکشند قطرات خونم کلمه ایران را ترسیم خواهد کرد و اگر بسوزانند خاکسترم نام وطن را تشکیل خواهد داد". یعنی روایت نادرست است؟

والا فارق از بحث جاری لازم هستم نکاتی را به شما گرامی بگویم
اینکه شاعری چون قزوینی پسیان را میهن پرست دوسته دلیل نمیشه درست گفته باشد. قزوینی یک شاعر بود، ولی ملک الشعرا یک مرد سیاسی مهم در آن اعصار بود و نماینده مجلس بود و قطعا نوع دیدگاهش عمیق تر از قزوینی است. درضمن همین قزوینی شعر معروفی دارد بنام لنین ای فرشته رحمت! یعنی لنین فرشته رحمت بود واقعا؟
درباره موضوع بعدی. قضیه شورش های زمان داریوش جای بحث های بسیار زیادی دارد. اما باید این را توجه کرد این مردم داریوش را بگمان من دارای مشروعیت نمیدانستن. زیرا تباری مادی نداشت درحالی که کوروش مادرش ماد بود و با حمایت اشراف ماد بسلطنت رسید. اقوام بومی ایران هم توسط مادها مطیع شدند. شورش های مردمی نیز نبود. اصولا حضور مردم در سیاست شوخی بود. بیشتر شورش اشراف این مناطق بود. اینها خودرا به شاهان قدیم متصل میکردند نه به مردم. اینکه این شورش ها به سرعت هم سرکوب شد دلیلی هست بر مردمی نبودنش. اما خب جای بحث دارد. اما اینکه جنبش های مردمی بود را بیشتر مورخان مارکسیست روایت کرده‌اند.
بحث بعدی، اینکه فردی قبلا چه باوری داشت ربطی ندارد در حال چه باوری دارد. من یک مثال تاریخی میزنم. خود محمدامین رسول زاده، نخستین رئیس جمهور آذربایجان، در ایران زندگی میکرد و نشریه ایران نو را داشت و به ایران علاقه زیاد داشت و آرزوی پیوستن کشورش به ایران را داشت. اما بعد چه شد؟ شد یک مرد پانترک ایرانستیز که برای تجزیه ایران، نام کشورش را به آذربایجان تغییر داد.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از A_S:

کلنل محمد تقی خان برخلاق آنچه که مشهور بود قصد حمله به تهران و در دست گرفتن زمام امور کشور را نداشت، بلکه آرزومند بود خراسان را استقلال بخشد و خود بر ریاست جمهوری خراسان برقرار گردد، سندی که این را ثابت میکند ... . صفحه 158

بهار همچنین قیام جنگل را مانند صفحه 138، فتنۀ جنگل مینامید. حالا برخی آمده اند برای پسیان و جنگی که میهن فروش بودند، دلسوزی میکنند، چرا؟ چون مانند خودشان تجزیه طلب بودند


نخست که این سند کجاست؟ صفحه ۱۵۸ کدام سند؟

دوم اینکه چگونه ممکن است شاعر میهن دوستی چون عارف قزوینی، کلنل پسیان را وطن پرست -احتمالا به همان معنای وطن دوست- بداند و در رثای او بسراید در حالی که او تجزیه طلب باشد؟

سوم اینکه اگر سرکوب اقوام غیرایرانی توسط داریوش (از جمله بر نیزه نشاندن فره ورتیش) را گذاشتن حق ایشان کف دستشان بدانیم -به صرف اینکه سرزمین ایشان را اشغال و تصرف کرده بودیم (که حالا نمی دانم این چه حقی برای فرمانروایی بر ایشان ایجاد می کند)- پس باید سرکوب قیام های ایرانیان توسط اعراب را هم گذاشتن حق ایرانیان در کف دست ایشان بدانیم و ناز شستی هم نثار سرکوبگران کنیم.

چهارم هم اینکه جمله بسیار مشهوری از پسیان است که: "مرا اگر بکشند قطرات خونم کلمه ایران را ترسیم خواهد کرد و اگر بسوزانند خاکسترم نام وطن را تشکیل خواهد داد". یعنی روایت نادرست است؟
نقل قول  
A_S
Member
نقل قول از Behruz67:
بازپس گیری خوزستان و دیگر اقدامات به اصطلاح مدرن رضاشاه هم نیازمند بحث دیگری‌ست که ریشه در ورود ایران به دنیای سرمایه‌داری و پاسخ‌گویی به نیازهای بازار جهانی داشت و در آن مرحله‌ی تاریخی خاص هر منتخب دیگری ملزم به پیش‌برد این اقدامات یا اصلاحات می‌شد. حال قرعه به اسم این فرد افتاد که در زمین‌خوری و دیکتاتوری و مال‌اندوزی حریف نداشت و بیچاره ملتی که با توهم به «خدمات» این فرد زندگی خود را سر می‌کنند.

نقل قول از Behruz67:
مدرنیزه شدن و دانشگاه و غیره نیز مدت‌ها بود آغاز شده بود (اگر از دارالفنون چیزی شنیده باشند) و دوباره تکرار می‌کنم که جزو نیازمندی‌های ورود به مدار سرمایه‌داری، وجود ارتش سراسری، سرکوب جنبش‌های مخالف (رضا ماکسیم علیه جنبش مشروطه و قیام تبریز، بعدتر سرکوب جنبش‌های ملی کوچک‌خان و پسیان و غیره) و یکپارچه‌سازی اجباری، راه‌سازی و تاسیس خط قطار به منظور نقل و انتقال سریع‌تر نیروهای نظامی، تاسیس مدارس و دانشگاه برای تربیت کارگر و کارمند مناسب برای سیستم اداری و اقتصادی و غیره بود که ظاهرا جزو افتخارات وی محسوب می‌شود.

ایشان نطریات خود را نمیدانم از کجا می آورد، مگر عربستان امروزه خیلی مدرنیزه است که به بازارهای جهانی دست پیدا کرده است؟ من هر چند که سلطنت طلب نیستم و خواهان جمهوری پارلمانی با سیستم اقتصادی کورپرات اجتماعی - Social Corporatism هستم، ولی میدانم برخی که باورها قوم گرای خود را پشت کمونیزم پنهان کرده اند، از کجا دارند میسوزند، یکپارچه سازی اجباری!؟ ایشان سرکوب یاغیانی مانند سمیقو شکاک، شیخ خزعل و سران برخی از عشایر لُر را یکپارچه سازی اجباری میداند! برعکش گفته های پان-قومها، ایران پیش از رضاشاه هم یکپارچه بوده است و فدرال نبوده است، همقبیله های ایشان حتی باور دارند رضاشاه زبان فارسی را پس از زمان قاجار رسمی کرده است. دربارۀ جنگلی و پسیان هم ملک الشعرای بهار می گوید:
از حرکات میرزا و همچنین از طرز رفتار کلنل پیدا بود که قصدشان تصرف ایران و ایجاد حکومت مرکزی صالح نبوده بلکه همان ولایاتی که در کف داشته اند را قانع بودند. صفحۀ 159
کلنل محمد تقی خان برخلاق آنچه که مشهور بود قصد حمله به تهران و در دست گرفتن زمام امور کشور را نداشت، بلکه آرزومند بود خراسان را استقلال بخشد و خود بر ریاست جمهوری خراسان برقرار گردد، سندی که این را ثابت میکند ... . صفحه 158
بهار همچنین قیام جنگل را مانند صفحه 138، فتنۀ جنگل مینامید. حالا برخی آمده اند برای پسیان و جنگی که میهن فروش بودند، دلسوزی میکنند، چرا؟ چون مانند خودشان تجزیه طلب بودند، رضاشاه اگرچه در ارتشداری به پای داریوش یکم هخامنشی نمیرسد ولی کاری که انجام داد خیلی شبیه داریوش بود، پس از کشته شدن بردیای دروغین یا راستین و به پایان رسیدن خاندان کوروش، بسیاری از سراسر ایران ساز تجزیه طلبی زدند، ولی داریوش حق آنها را هم کف دستشان گذاشت، تعارف را کنار بگذاریم، رضاشاه هم مانند دیگران شاه پیشین ایران جبار یا همان که در انگلیسی tyrant میگویند بود و باید در همین بستر درک شود نه در بستر رهبرانی مانند گاندی، در همین بستر هم پادشاه بدی در سنجش با شاهان پیشین و پسینش نبود. حالا کسانی که اینجا دارند از یک سیستم نادرست ریاست به نام شاهی خرده میگرند، از دسته گلهای احزاب کمونیستی کامبوج و روسیه و چین و ... هم بگویند تا بهتر ببینیم رطب خورده منع رطب چون کند.
نقل قول  
Ariarman
Member
متاسفانه از خواندن نظرات مخالفان رضاشاه و به‌طور کلی حکومت پهلوی، فقط یک موضوع روشن می‌شود و آن هم میزان بی‌سوادی و کم‌اطلاعی این افراد است. با کمی اغماض می‌توان گفت این مخالفان از سه دسته خارج نیستند: چپ‌های ورشکسته، طرفداران خجالتی جمهوری اسلامی که رسوایی‌های اخیر اجازه عرض اندام علنی را از آنان گرفته است و ناسیونالیست‌نماهایی که جنگ و تخاصم با دنیای غرب یا شعار محو اسراییل از روی زمین و... را نشانه قدرت و استقلال کشور می‌پندارند و سرداران سپاه را در قامت مارشال رومل و فون مانشتاین می‌بینند و بر آنان نام "سردار ملی" و "سرباز وطن" می‌نهند!
به این دوستان توصیه می‌کنم اگر واقعا به‌دنبال افزایش سواد و آگاهی خود هستند به‌جای پافشاری بر افکار متوهمانه و دروغ‌های تکراری و تراوشات ذهنی مغرضانی که تحت عنوان کتاب خاطرات فلان سفیر انگلیسی و بهمان وزیر دزد و خائن به چاپ رسیده، کمی دایره مطالعات و بررسی‌های خود را وسعت ببخشند تا با ابعاد و زوایای جدیدی از تاریخ معاصر که برخلاف حرف‌های کم‌مایه و داستان‌های نخ‌نما شده آنان، کاملا با واقعیت همخوانی دارد، آشنا شوند. روایت‌های دسته اول از تاریخ معاصر که از میان اسناد و گزارش‌های رسمی و آمار و ارقام مستند قابل دریافت است، نه حرف حسنقلی و حسینقلی که از روی غرض و مرض خود به سراپای کتاب‌های مثلا تاریخی مملکت لجن مالیده‌اند.
به‌عنوان مثال، دیگر پس از انتشار اسناد وزارت امور خارجه بریتانیا و چاپ کتاب‌های متعدد در خصوص نحوه به قدرت رسیدن رضاشاه پهلوی، واقعا مسخره است که هنوز هم عده‌ای که اتفاقا ادعای فهم و دانش و تسلط بر مباحث تاریخی‌شان گوش فلک را کر می‌کند، همچنان از آمدن رضاخان توسط انگلیسی‌ها و دست‌نشاندگی او سخن بگویند. این افراد بهتر است برای افزایش سواد و آگاهی خود به‌جای کتاب خاطرات سران حزب توده و ملاهای دوزاری و شبه‌ملاهای مصدقی، به کتاب‌هایی نظیر برآمدن رضاخان (برافتادن قاجار و نقش انگلیسی‌ها) مراجعه کنند که لااقل چند سند تاریخی و قابل استناد در آن‌ها یافت شود و فقط به حرف و ادعا و شعار بسنده نکنند. دوستان طرفدار جمهوری اسلامی هم بد نیست نگاهی به کتاب اخیر دکتر صادق زیباکلام (رضاشاه) بیندازند و ملی‌نماهای ما هم به نظرات دکتر پیروز مجتهدزاده درباره دوره رضاشاه رجوع کنند؛ باشد که نوری بر قلوب تاریک‌شان بتابد!

... و دست آخر اینکه هر دوره تاریخی را باید با پیش و پس از آن سنجید. دوره پهلوی را هم باید با قبل و بعد از خودش بسنجید، یعنی قاجار و جمهوری اسلامی. به جرات می‌توان گفت دوره پهلوی پرانتز درخشانی در تاریخ معاصر ایران بود که نه با قبل از آن قابل مقایسه است و نه با بعد از آن. این را حتی آن کارگر و کشاورز ساده اما باشعور ما هم فهمیده، اما متاسفانه برخی از روشنفکران و دانشگاهیان ما هنوز در برابر فهم این بدیهیات مقاومت می‌کنند. کسانی که همچنان دل در گروی ابهت شاهانه اما پوشالی دوره قاجار دارند و فلاکت و بدبختی مردم در آن روزگار را با آویزان شدن از سبیل‌های ناصرالدین‌شاهی و شبه‌دموکراسی (بخوانید بی‌لیاقتی) احمدشاه که خود به استناد مدارک تاریخی، مواجب‌بگیر دولت فخیمه بریتانیا بود، نادیده می‌گیرند (عمدتا ملی‌مصدقی‌ها و بخشی از چپ‌ها) و کسانی که ظلم و فساد و تباهی امروز را نمی‌بینند و هنوز دون‌کیشوت‌وار در حال نبرد با حکومت پهلوی هستند و در عین حال، با دیدن یک موشک یا ماهواره، دم از غرور ملی و استقلال و اقتدار کشور می‌زنند، هر دو روسیاهان عالم‌اند و کارنامه ولی‌نعمتان محبوب‌شان، خود به‌قدر کافی بیانگر طرز فکر پوچ و رقت‌انگیزشان هست.

تاریخ خود بهترین قاضی‌ست و درباره همه شخصیت‌ها و حکومت‌ها داوری خواهد کرد. مابقی جولان مگسانی‌ست در عرصه سیمرغ و بس...
نقل قول  
Behruz67
Member
در ارتباط با راه‌آهن حق با دوستان است که این خط ارتباطی فقط و فقط به اصرار انگلیس و برای دسترسی سریع‌تر به شمال ایران برای مقابله با شوروی تاسیس شد و البته از جیب بیت‌المال ولی به قیمت کشته‌شدن بسیاری از کارگران که با ابزارهای اولیه و در شرایط بسیار سخت می‌بایست این کار طاقت‌فرسا را تمام کنند.
مدرنیزه شدن و دانشگاه و غیره نیز مدت‌ها بود آغاز شده بود (اگر از دارالفنون چیزی شنیده باشند) و دوباره تکرار می‌کنم که جزو نیازمندی‌های ورود به مدار سرمایه‌داری، وجود ارتش سراسری، سرکوب جنبش‌های مخالف (رضا ماکسیم علیه جنبش مشروطه و قیام تبریز، بعدتر سرکوب جنبش‌های ملی کوچک‌خان و پسیان و غیره) و یکپارچه‌سازی اجباری، راه‌سازی و تاسیس خط قطار به منظور نقل و انتقال سریع‌تر نیروهای نظامی، تاسیس مدارس و دانشگاه برای تربیت کارگر و کارمند مناسب برای سیستم اداری و اقتصادی و غیره بود که ظاهرا جزو افتخارات وی محسوب می‌شود.
به هر رو، مطالعه‌ی این مطلب نسبتا کوتاه از فرهنگ قاسمی مشروطه‌خواه (لینک) شاید مفید باشد هر چند که به زمین‌خوری (بهترین زمین‌های مازندران و مناطق دیگر را به تملک خود درآورد و به قولی ۴۴ هزار سند زمین داشت) و پول‌خوری (ظاهرا هنگام تبعید ۶۲ میلیون تومان پول داشته که برابر با دو سال بودجه‌ی عمومی کشور بوده) رضاشاه اشاره نکرده است.
نقل قول  
HamedOpeth
Member
حدود 16 سال پادشاهی کم است؟ واقعا انسان می ماند! یکی از مشخصه های همه سلطنت طلبان غول فرض کردن غرب و ضعف ایران عزیز هست مگر فنلاند با نبردی غیورانه مانع از پیشروی شوروی نشد؟ چطور ایرانیان نمی توانستند مقاومت کنند چرا فکر میکنید در اون مقطع دفاع از خاک ایران برای منافع آلمان بوده؟! اصولا پیروزی آلمان چه ربطی به ما داشت! در ضمن متحدین اهداف جداگانه ای را دنبال میکردند و حتی هیتلر در آخرین روزهای زندگیش هم از انصراف ژاپن به حمله مشترک به شوروی متعجب و دلگیر نشد وصیت نامه هیتلر - بورمان را مطالعه کنید من کتاب در مورد جنگ جهانی خیلی خوانده ام
نمیدانستم قحطی و مرگ هم میهنان من موضوعی فرعی هست!
دوست عزیز متفقین با بالاگرفتن جنگ در اروپا توان یک جنگ طولانی‌مدت را نداشتند و فقط سه هفته مقاومت لازم بود فقط کافیه به تقویم جنگ نگاه کنید در مورد آلمان نازی هم سخت در اشتباهید وقتی که ایران اشغال شد اروین رومل سخت در حال پیشروی در آفریقا بود بهتره کمی با اطلاعات بیشتر صحبت کنید
در مورد بی رحمی شوروی با شما موافقم؛ در خاطرم هست روزنامه های غربی پس از ساخته شدن قطار شمال به جنوب گفته بودند قطاری که از هیچ کجا به هیچ کجا میرود همانطور که دکتر محمد مصدق پیش‌بینی کرد این خط آهن سراسری تنها به عنوان یک خط حمل و نقل داخلی برجای ماند و به علت محدودیت روابط ایران و اتحاد شوروی هرگز به طور عمده و مقرون به صرفه از این خط استفاده نشد و حتی انگلیس برای ساختش اصرار شدیدی داشت تا با شوروی کمونیستی مقابله کند می توان گفت راه آهن سراسری ایران در حقیقت یک خط آهن نظامی برای امپراتوری انگلیس بود و نه یک راه آهن تجارتی و ترانزیت یا مسافرتی برای ایرانیان؛ شما در حالی همسایگان ایران را برای من شرح میدهد انگار من نمیشناسم! توصیه میکنم گفته دنیس رایت را بخوانید در این مورد
چرا فکر میکنید کسی که مخالف رضاشاه هست حتما موافق ج.ا هست! این رژیم چه کاریش درست بوده که فقط مانده باشه زدن قطار شرق به غرب!
نقل قول  
A_S
Member
درباره آن عکسی که فرستادید باید بگویم، خمینی هم پیش از انقلاب از این حرفها زیاد میزد، اما بعد از انقلاب ماهیت وی بر همگان آشکار شد، همچنین مهستان در زمان اشکانیان، نمونه‌ ای از آریستوکراسی بود و سران آن را مردم انتخاب نمیکردند بلکه شاهزادگان و نژادگان آن را ریخت میدادند که قدرت شاه هم بر مهستان می چربید، چه بخواهیم چه نخواهیم باید بپذیریم دموکراسی، جمهوری و ... همه از غرب آمده است، آقای رضا پهلوی هم از دیدگاه بنده خیلی پوپولیست رفتار میکند، همیشه پاس میدهد به مردم، معنی ندارد همه چیز به اختیار مردم گذاشته شود، بر پایه سخنانی که آقای رضا پهلوی زد، ما باید خودمختاری را به مردم آذربایجان بدهیم اگر 98 درصد آنان به اینکار راضی باشند. یکجوری نشود چون در دیکتاتوری زندگی میکنیم در دموکراسی هم افراط کنیم. پیش از هر چیز پهلوی نام یک خاندان است نه یک عقیده، متاسفانه ایشان هم میهن دوستی محمدرضاشاه و رضاشاه را به پای رضا پهلوی دارد مینویسد، اتفاقا با اینکه بنده طرفدار ولی فقیه را نمی خواهم بکنم، باید بگویم سیستم رهبر دینی-سیاسی در ایران پیشا-اسلام بوده است، فرترکه ها نمونه خوبی از آن هستند. محمدرضاشاه هم تلاشهایی در راستا ایجاد یک رهبر معنوی-سیاسی داشت انجام میداد، مانند آنکه خودش را "آریامهر" مینامید که همان "ولی فقیه" اکنون بود یا جشنهای 2500 ساله، همه در راستای معنویت بخشی به جایگاهش انجام میداد، متاسفانه آقای رضا پهلوی بسیار غربی رفتار می کند و اگر کشور را به آن بدهیم، قول میدهم هیچ گونه تلاشی در راستای جبران خسارتهایی که تاخت و تاز بیگانگان به این کشور زد را نمی تواند جبران کند زیرا ایشان هر دینی و هر باوری را گرامی میدارد و باوری افراطی به دموکراسی دارد، ایرانی که من میخواهم چنین رهبری را نمیخواهد.
نقل قول  
ctr2006
Member
هم میهن این عرض رو از این جهت می کنم که خود پیشتر یک جمهوری خواه بودم نه یک مشورطه خواه، استعمارگران خواهان یک ایران متحد و قوی نیستند برای همین یا جمهوری اسلامی را نگه می دارند تا ذره ذره ایران را نابود کند یا بعد از فروپاشی جمهوری هایی شبیه به افغانستان و عراق در ایران بنا می کنند سال هاست که مشورطه خواهان را بایکوت خبری کرده اند و حتی از بازداشت های فعالین مشروطه خواه هیچ نمی گویند و چپ های بازداشتی را در بوق و کرنا می کنند و موقع انتخابات حامی خط امامی ها (اصلاح طلب ها) هستند، اینکه مشورطه خواهی عاملی برای استعمار باشد با شواهد هم خوانی ندارد اگر پهلوی منافع استعمار را تامین می کرد که به جزیره موریس تبعید نمی شود و در کنفرانس تهران به شاه ایران بی احترامی نمی کردند، زیرا منافع استعمار را تامین نمی کند. مقوله دموکراسی، آزادی های فردی و تعیین سرنوشت موضوعی که در قرن های اخیر وجود داشته و اتفاقا ایران کشوری بود که در زمان اشکانیان دارای مجالس قوی بوده است که قدرت پادشاه را محدود می کرده است و در قرن های بعد از صفویه تا قبل از پهلوی خان های زیادی و طایفه های زیادی بودند که شاه بدون درنظر گرفتن نظرات آنان نمی توانست تصمیمی قاطع بگیرد. در کل دموکراسی یک پدیده مدرن است و ضرورت دنیای امروز را شامل می شود، به باور من دوره رضاشاهی ( با تمام خوبی ها و بدی هایش) تمام شده است و یک شاه مشروطه که در سیاست دخالت نکند می تواند عامل اتحاد خوبی باشد چناچه قبلا در فرهنگ ما بوده است هیچگاه ولایت فقیه در فرهنگ و تاریخ ما جایی نداشته است در صورت تمایل می توانید متنی از سخنان شاهزاده را بخوانید.

من نگاهی کلی از میزان خسارت ها در جنگ جهانی دوم و اول عرض کردم نه موضوعات جانبی و فرعی، عدم قحطی و و تلف نشدن انسان ها از قحطی و بیماری با نداشتن آژیر چراغ قرمز ضدهوایی برای کشوری که نیروی هوایی و دریایی اش تازه تشکیل شده بود هرگز قابل قیاس نیست ( بگذریم که بقیه کشورهای منطقه و آسیایی همین هم نداشتند) کلا کشوری که آژیر ضدهوایی و پناهگاه در هفتاد سال پیش داشته باشد از انگشتان دو دست کمتر بود حتی در شوروی اواخر جنگ جنگ پناهگاه فقط در مسکو درست شد ، کل زمان سلطنت وی شانزده سال بود. این هم که ایران سه هفته مقاومت می کرد جنگ از ایران دور می شد حرف کذبی است اول دلیلی نبود ایران سپر بلای آلمان نازی شود آلمانی که ژاپن عملا حمایتش نکرد و آلمانی که در شمال آفریقا در حال شکست بود، ثانیا ارتش شوروی بسیار بی رحم بود و خائنین نفوذی زیادی داشت آنها کشور را نابود می کردند فقط کافی است عملکرد شوروی در جنگ جهانی را مطالعه کنید
در مورد احیا جاده ابریشم سخن گفتم نه این که نبوده است اگر راه آهن از شرق به غرب در ایران وجود دارد که به جاده ابریشم بعد از هفتاد سال از رضاشاه در ایران وجود دارد به من نشان دهید
جاده ابریشم از چین تا غرب کشیده می شد در دوره رضاشاه چین کمونیست و هند مستعمره بریتانیا که محصولات را با کشتی جا به جا می کرد و افغانستان تازه تاسیس عملا این جاده را ناکارآمد کرده بودند در غرب نیز سوریه و عراق تازه تشکیل وجود داشت
عرض کردم متفقین و شوروی آلمان نازی را شکست دادند و خود فرانسه که هیچ مقاومتی در برابر ارتش آلمان نازی نکرد به نقش بسیار موثر شوروی در پیروزی در جنگ جهانی بارها اعتراف کرده است
مقایسه ارتش شوروی و انگلیس با صدام حسین و شرایط جنگی آن دوره صحیح نیست مردم در زمان جنگ با شوروی هم بودند ولی عملا نمی توانستند مقاومت کنند و راه های ارتباطی مثل اواخر دهه 50 نبود
نقل قول  
salar47
Member VIP
رضا شاه خدماتی هم انجام داد ولی چون توسط انگلیس ها سر کار آمد به راحتی او را تبعید کردند. کشور در عرض سه روز اشغال شد ولی در زمان حمله عراق به خرمشهر مردم چهل روز با دست خالی در برابر چند لشکر عراقی مقاومت کردند. اگر به کنفرانس تهران در زمان اشغال نگاه کنید دو دولت آمریکا و انگلیس یعنی روزولت و چرچیل حتی حاضر نشدند در همین تهران با محمد رضا شاه دیدار کنند... بعد هم تعداد زیادی از آزادیخواهان را ترور یا در زندان کشت. فرخی یزدی مگر چه کرده بود که در زندان قصر کشته شد و جسدش هیچ وقت بدست نیامد؟ چرا ملک الشعرای بهار را مدتی زندانی کرد تا این شاعر برای شاه و خانواده اش آن قصیده معروف را بسراید و تا نگفت از زندان بیرون نیامد... سید حسن مدرس مگر چه هیزم تری به خاندان پهلوی فروخته شد که در ماه رمضان توسط پاسبان های رضا خان مسموم شد؟... رضا شاه یک دیکتاتور به تمام معنی بود که قرار بود جمهوری ایجاد کند ولی ناگهان تصمیم گرفت شاه شود و نه تنها شاه شد بلکه با گرفتن زمین های شمال به یک خان نیز تبدیل شد...
نقل قول  
HamedOpeth
Member
حتی یک بچه 15 ساله که کمی از تاریخ بداند برایش قابل درک نیست قطع ارتباط با ابر قدرتی مثل آمریکا تنها بخاطره اینکه سفیر ایران در آمریکا بازداشت شده در حالی که خودش هم مقصر بوده! قطع ارتباط با فرانسه چطور؟ باز هم موضوع شخصی بود با بعدش کاری ندارم
در مورد جاده ابریشم هم نیاز هیچ توضیحی نیست جاده ابریشم راه باستانی از آسیا به اروپا بوده و هست و حداقل از شمال به جنوب اهمیتی بیشتری داشته و دارد.
من و انکار حقیقت! کمی توضیح وقتی در ششم شهریور ارتش رضاشاه با آن همه ادعا به مفتضحانه ترین شکل شکست خورد در ایران حتی گندم کافی وجود نداشت! و حتی در مناطقی تنها برای یک‌روز گندم ذخیره شده بود فقط یک روز! . این یعنی ناکارایی دولت و حکومت یک عقل سلیم چیزی جز این نخواهد گفت، آن هم زمانی که همه دنیا نزدیک به دوسال بود که در وضعیت جنگی قرار داشتند. در همان شهریور عملا از زمانی به بعد سوخت در ایران وجود نداشت، پناهگاهی برای حمله هوایی تدارک دیده نشده بود!! و حتی آژیر برای حمله هوایی در دستور خرید ارتش ایران نبوده! یک انسان میهن پرست نمی تواند از این نکات بگذرد نکاتی هستند. من حتی من با شکست فاجعه آمیزش کاری نداشتم فقط صحبت از قحطی کردم! ارتش ایران تنها کافی بود سه هفته مقاومت کند تا جنگ در جبهه شرق بالا گیرد و مطمئنن پس از آن ایران اشغال نمی شد.
در ضمن این شوروی نبود که آلمان نازی را شکست داد بلکه متفقین با همه امکاناتش بود حتی شوروی توانایی حمله به آلمان نازی را نداشت و با اصرار و حمایت فراوان انگلیس و آمریکا با سلاح های بی پایان موفق به شکستش شدند آیزنهاور ژنرال مهم متفقین خود به این موضوع اعتراف کرده بود
نقل قول  
A_S
Member
نقل قول از A_S:
امروز نیز مشروطه خواهان خواهان بازگشت به شیوه حکومت رضاشاهی در قرن 21 ام نیستند آنان مشروطه را موضوعی فرهنگی و بلیطی برای گذر سریع تر و کم هزینه تر از جمهوری اسلامی و یکپارچگی ایران می دانند و دموکراسی های مشروطه و مترقی زیادی در جهان وجود دارد..

من یکی که رضاشاه را به رضا پهلوی ترجیح میدهم، نمی اندیشم ایشان بتواند از تمامیت ارضی ایران مانند رضاشاه یا حتی خامنه‌ ای دفاع کند با وجود این حقیقت که برخی از کسانی که ایشان با آن نشست و برخاست دارند، کسانی هستند که هوادار خودگردانی هستند، این که سلطنت از لحاظ فرهنگی با ایران همخوان است از سخنان گزافی است که مشروطه خواهان میگویند، آنها این را نادیده میگرند که مشروطه هم مانند جمهوری از اشکال غربی حکومت داری است، این مرز و بوم همواره پادشاهی مطلق - Absolute Monarchy در آن بوده است، ویراستهای فرهنگی را هم میتوان بدون شاهنشاهی انجام داد، برای نمونه میتوانید درباره "تنظیمات" دولت آتاتُرک بخوانید. تنها برخی همیشه حسرت به دل روزها گذشته هستند و آن نوکرمأبی که در بسیجیان پیرو خط رهبری دیده میشود دز پیروان رضا پهلوی هم دیده میشود. امروزه هم خیال خامی را عده ای در سر می پرورانند که آمریکا روزی به ایران حمله میکند و رضا پهلوی را برایشان در کاغد کادو پیچ شده می آورد. رضا پهلوی دقیقا همان استعماری است که کشورهای غربی دوباره از ما میخواهند کنند.
نقل قول  
ctr2006
Member
یک پل ارتباطی موثر چه در زمان جنگ چه در زمان صلح پر تردد است
در دوران رضاشاه امکان احیا جاده ابریشم نبود حتی روس ها دنبال احیاء جاده ابریشم نبودند شرق ایران افغانستان و بخش هایی از شوروی بود و غرب ایران کشورهای تازه تاسیس و بی ثبات عربی، روس ها در آرزوی آب های گرم خلیج فارس بودند راه آهن شمال به جنوب پایتخت و کل ایران را به آب های خلیج فارس وصل می کرد ایران مزایای بسیاری از این راه در طول ده ها بدست آورده است و جالب است با گذشت هفتاد سال که بشریت پیشرفت های بسیار زیادی در موارد راه سازی ( در سهولت کار، سرعت و دقت کار و با بازدهی و هزینه کمتر) بدست آورده است ایران هنوز راه آهن شرق به غرب سراسری ندارد البته شاید در حال حاضر نیز مانند گذشته توجیه اقتصادی نداشته باشد.
کشور آمریکا نیز قبل از جنگ جهانی دوم کشوری خنثی در مناسبات بین المللی بود و کشورهای اروپای غربی و روسیه کشورهای اثر گذاری در مناسبات بین المللی بودند زمان ایران رضاشاهی تقسیمات کشوری کشورهای همسایه توسط این کشورها ایجاد شد و حتی روس و انگلیس ایران را که کشوری مستقل بود بین خود تقسیم کردن و آلمان رقیب کشورهای غربی فعال در خاورمیانه بود.
نقل قول:
حتی با توجه شروع جنگ جهانگیر دوم فارق از مسایل نظامی که افتضاح بود حتی آذوقه ذخیره نکرده بود و با تجربه تلخ ایران در قحطی در جنگ ملل پیشین موجبات نابودی بسیاری از هم میهنان را فراهم کرد به قول آندرئوتی هر دولتی فرزند دولت قبلی، و پدر دولت بعدی است. این امر حداقل در مورد ما صدق میکند

انسان از این همه انکار حقیقت متعجب می شود، در جنگ جهانی اول قحطی گسترده کل ایران را فرا گرفت و پس از قحطی و آمار مرگ و میر بسیار بالا، آنفولانزای اسپانیایی به جان ایرانیان افتاد که این بیماری نیز کشتار عظیمی به پا کرد شانزده سال از سلطنت رضاشاه گذشت و حین جنگ جهانی دوم کشور ویران نشد و قحطی و بیماری گسترده ای که در سایر کشورهای اشغال شده ایجاد شد در ایران حادث نشد، اقدامات دولت رضاشاه باعث شد تا جایی که ممکن بود صدمات ناشی از اشغال ایران برای ایرانیان کمتر شود ، در زمان رضاشاه سه قدرت شوروی، انگلستان و آمریکا با هم به ایران حمله کردند ، فرانسه که در برابر آلمان تسلیم شده بود و خود آلمان مغلوب شوروی و بقیه متفقین شد سیاسیون آن دوره هر کاری که از دست آنان ساخته بود برای کاستن از دشواری ها انجام دادند و مقایسه آمار مرگ و میر جنگ جهانی دوم در ایران با شانزده سال قبل در جنگ جهانی اول ایران به کارنامه آنان مهر قبولی می دهد.
آزادی خواهان ایرانی ( مشورطه خواه یا جمهوری خواه) معتقد هستند ایران منافع همیشگی دارد نه دوستان و دشمنان همیشگی، کشورهای غربی و آمریکا قطب های اقتصادی و تولیدی بزرگ دنیا هستند و اینکه کشور ما حتی سفارت خانه ندارد موضوع بسیار مضحکی است البته این کشورها استعماری نیز هستند و نخبگان سیاسی کشور بعد از گذر از جمهوری اسلامی باید سیاست های کشور را بر پایه منافع ملی تدوین کنند و با استفاده از تضاد منافع کشورهای بزرگ و کارت های بازی ای که ایران در اختیار دارد منافع ملی ایرانیان را به پیش ببرند.
امروز نیز مشروطه خواهان خواهان بازگشت به شیوه حکومت رضاشاهی در قرن 21 ام نیستند آنان مشروطه را موضوعی فرهنگی و بلیطی برای گذر سریع تر و کم هزینه تر از جمهوری اسلامی و یکپارچگی ایران می دانند و دموکراسی های مشروطه و مترقی زیادی در جهان وجود دارد.


دو کشور کره جنوبی و کره شمالی دارای تاریخ و فرهنگ مشترکی هستند اما سیاست متفاوت دولت های آنان نتایج مختلفی برای دو کشور به دنبال داشته است
امروز کشور مغولستان که روزگاری قوانین وحشیانه یاسا چنگیزخانی داشت به دموکراسی رسیده است و باید به این حقیقت معترف شد که دموکراسی پویایی دارد و ایران با تلاش های بالای صد سال امروز چنین وضع مهجوری دارد شاید بشود گفت اسلام و فرهنگ اسلامی مهم ترین مانع ترقی و دموکراسی خواهی در ایران بوده است.
نقل قول  
A_S
Member
نقل قول از siawash110:
در حدیثی آمده که : آنگونه که لیاقت دارید بر شما حکومت می کنند . . . لیاقت مردم آن دوره ، همین رضا شاه بوده با تمام محاسن و معایبش . . .

براستی چرا یکی از این دیکتاتورها در کانادا و آمریکا و انگلیس و سوئد پیدا نمی شود . . اگر هم دست بر قضا پیدا شود ( مانند ترامپ ) فقط برای 4 سال است ( و نه تا ابد ) تازه ، هر کاری هم که دلش می خواهد را نمی تواند و اجازه نمی دهند انجام دهد . . .

پس به این نتیجه می رسیم که مشکل ما : اقتصادی یا مذهبی یا سیاسی نیست . . مشکل ما فرهنگی و در نوع نگرش و بینش مردم ایران به خودشان و به جهان است . .

همان کشورهایی که نام بردند، مسلمان ندارند که آن هستند، مذهب از فرهنگ جدا نیست، جدا کردن دختران و پسران در مدارس مانند جانوران، بازکردن خانه عفاف و هزار جور کثافتکاری دیگر، حجاب اجباری برای زنان و دیگر فقرهای فرهنگی به مردم تحمیل شده است، دستاورد همین اسلامگرایان و شریعتی گرایان بوده است، سپس بعضی از ایرانستیزان مشکل را به مردم پاس میدهند به جای آنکه باورهای عقب افتادۀ خود را عامل بیشتر این بدبختی ها بدانند، بله مردم عامه هم کوته بینی های خود را مانند آنکه بخواهند دوباره ایران سلطنتی کنند، دارند ولی بیشتر عقب افتادگی ایران تقصیر عقب افتاده هایی هست که در 1400 سال پیش گیر کرده اند. برخی از حضرات اینجا هم هنوز زیر کتاب هولوکاست دروغ بزرگ یهودیان دفاع کردن از فرهنگ صیغه حی و حاضر است، نگاه کنید چه بافرهنگهایی به فرهنگ مردم ایران خرده میگیرند، مگر ایشان مردم را مانند خود دیده باشد. همین بشر غیرمستقیم گفت لیاقت ملت کنونی ایران همین امثال خودش هست.
نقل قول  
siawash110
Member
در حدیثی آمده که : آنگونه که لیاقت دارید بر شما حکومت می کنند . . . لیاقت مردم آن دوره ، همین رضا شاه بوده با تمام محاسن و معایبش . . .

براستی چرا یکی از این دیکتاتورها در کانادا و آمریکا و انگلیس و سوئد پیدا نمی شود . . اگر هم دست بر قضا پیدا شود ( مانند ترامپ ) فقط برای 4 سال است ( و نه تا ابد ) تازه ، هر کاری هم که دلش می خواهد را نمی تواند و اجازه نمی دهند انجام دهد . . .

پس به این نتیجه می رسیم که مشکل ما : اقتصادی یا مذهبی یا سیاسی نیست . . مشکل ما فرهنگی و در نوع نگرش و بینش مردم ایران به خودشان و به جهان است . . .
نقل قول  
HamedOpeth
Member
من متر اندازه گیری سلطنت طلب ها هیچ وقت درک نکردم جالبه خودشان میخواهند نوکری غرب را کنند آنوقت حتی نمیدانند اولین کسی که قطع رابطه با آمریکا کرد همین رضاشاه بود آنهم سر یک موضوع شخصی مصدق بارها گفت قطار سراسری باید شرق به غرب باشه در جاده ابریشم، نه شمال به جنوب که همین موجب اشغال ایران شد جالبتر اینکه این پادشاه مکتب ندیده که از نظر برخی شاه کبیر هست! حتی با توجه شروع جنگ جهانگیر دوم فارق از مسایل نظامی که افتضاح بود حتی آذوقه ذخیره نکرده بود و با تجربه تلخ ایران در قحطی در جنگ ملل پیشین موجبات نابودی بسیاری از هم میهنان را فراهم کرد به قول آندرئوتی هر دولتی فرزند دولت قبلی، و پدر دولت بعدی است. این امر حداقل در مورد ما صدق میکند
نقل قول  
A_S
Member
درباره نام اروندرود باید به برخی که گویا مانند همقبیله هایشان آمده اند تا با حکومت پانفارس ایران بجنگند، باید بگویم نام اصلی آن آبها دجلة العورا (دجله کور) بوده است که سپس شط العرب شده است، عربها نامش را اینگونه گذاشته اند، نیازی ندارد ایرانیان نامهایی را به کار ببرند که عربها خودشان گذاشته اند، اگر خلیجی هم به نام خلیج فارس داریم نامی است که نخست یونانیها به آن آبها داده و سپس فراگیر از مردم اروپا و خاورمیانه مانند عربزبانها، البته بجز ترک زبانان عثمانی که مانند بسیاری از دولتهای عربی کنونی ایرانستیز بودند، از آن استفاده میکردند، خود هخامنشیان به آن ارتره میگفتند. همچنین یادمان نرود ایرانیان مشکلی نداشتند آن آبها را به نام شط العرب بخوانند ولی صدام دنبال مالکیت کامل آن بود، برای همین اروندرود جایگزین او شد.
نقل قول  
سابینه
Member
با شما موافقم. باید حقایق را گفت و شرایطی که رضا شاه در این درگیر بوده از همه جوانب سنجید. بدون تعصب. از نظر من هم رضا شاه میهن دوست بود بخاطر خدمات بیشماری که انجام داد. رضا شاه در ان زمان با نداشتن پول و ادم های فنی تحصیل کرده خدمات بزرگی از جمله: راه اهن ، جاده، مدرسه مدرن، دانشکاه، بیمارستان و موارد فراوانی از این قبیل انجام داد مملکت را ازدست خان ها که هر کدام در منطقه خود خدائی میکردند و ایران را محدوده فرمانروائی خود میدانستند نجات داد
وقتی رضاشاه آمد اکثرمردم ایران به بیماریهائی مثل: کچلی، سفلیس، سوزاک، تراخم، کرم روده جزام، وبا، مخملک و دیگر امراض و از همه مهمتر اعتیاد دچار بودند، هیچکس آدم با انصافی نمیتواند منکر این خدمات باشد. امنیت چه شهری وچه جاده ای برقرار کرد که مردم بااطمینان از شهری به دیگر شهر ها بروند .
نقل قول  
ctr2006
Member
همه ما می دانیم کشور میان روسیه و بریتانیا تقسیم شده بود و رضا شاه مانع از فروپاشی کشور شد این اشخاص با حب و بغض به مسایل نگاه می کنند بی شک رضاشاه یک قدیس نیست بلکه یک میهن دوست ایرانی است و هرچه در توانش بود را طی سلطنت شانزده ساله وی انجام داد، پیشرفت های شگرف در موارد مختلف با امکانات بسیار ناچیز مالی و فنی ایران در دوران وی ، متاسفانه برخی با عینک نظام کمونیستی همه موارد را می نگرند اینکه غربی ها برای کالاهایشان و بازار فروش مانع جدا شدن خوزستان نشدند از آن حرف های عجیب و دور از ذهن است اتفاقا اگر خوزستان جدا شده بود بازار بهتری برای غربی ها بود مانند برخی کشورهای عربی برای همین بر طبل جدایی خوزستان استعمارگران می کوبیدند که توسط رضاشاه ناکام ماندند.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از سپربلوط:
.. دوستان علاقه مند به مسائل ارضی میتوانند به نقشه ای که نشان میدهد مثلا چه منطقهای از ترکیه به ایران و بالعکس از ایران به ترکیه واگذار شده رجوع کنند در کنار هر منطقه تاریخ واگذاری هم به میلادی موجود است

کدام نقشه مورد اشاره‌ی شماست؟
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از سپربلوط:
رضاشاه در کنار این اشتباهات ارضی با همسایگان مهمترین اقدام دوران زمامداری اش بازپس گیری حاکمیت خوزستان از شیخ خزعل بود جنبه های مثبت هر پدیده ای هم باید دیده شود

صحبت بر سر این به قول شما «اشتباهات ارضی» رضاشاه بود و اینکه یک «دانشمند» و یک «ژنرال ارتشی» متوهم با حاشیه‌روی قصد سرپوش گذاشتن بر این حقایق دارند ذره‌ای از این نوع خیانت‌های شاهنشاهی کم نمی‌کنه. این جنابان با گنده‌گویی‌های همیشگی دیگران را به خیانت و میهن‌فروشی متهم می‌کنند ولی در اصل خود از حامیان آنان هستند.
بازپس گیری خوزستان و دیگر اقدامات به اصطلاح مدرن رضاشاه هم نیازمند بحث دیگری‌ست که ریشه در ورود ایران به دنیای سرمایه‌داری و پاسخ‌گویی به نیازهای بازار جهانی داشت و در آن مرحله‌ی تاریخی خاص هر منتخب دیگری ملزم به پیش‌برد این اقدامات یا اصلاحات می‌شد. حال قرعه به اسم این فرد افتاد که در زمین‌خوری و دیکتاتوری و مال‌اندوزی حریف نداشت و بیچاره ملتی که با توهم به «خدمات» این فرد زندگی خود را سر می‌کنند.
نقل قول  
در مورد افغانستان هم ارتش ایران هرات را باز پس گرفت اما با تهدید انگلیسی ها به اشغال جزایر خلیج فارس ارتش ایران مجبور به عقب نشینی شد مشکل ما در عقب ماندگی تکنولوژیکی بود علت عقب ماندگی تکنولوژیکی ایران راباید در داستان تفکر یک کتابی جستجو کرد و ذهنهای بسته ای که در یک قالب خاص محدود شده اند مرحوم امیرکبیر هم در داستان ابله کوبی و خیلی موارد دیگر با این ذهنهای بسته به مشکل برخورد در همان زمان ژاپن با اصلاحات میجی به عصر صنعتی شدن گام نهاد و در نهایت همین روسها را که ما از آنها شکست خوردیم را با تکنولوژی بهتر و مدیریت بهتر شکست دادند
نقل قول  
قاجاریه هم بعد از شکست در جنگ عهدنامه گلستان را امضا کردند وگرنه هیچ کس راضی به بخشیدن مملکت به کسی نیست در مورد ترکمنچای هم بزرگان سیاست موافق جنگ با روسیه نبودند به خاطر قابل مقایسه نبودن توان اقتصادی و تکنولوژی ما و روسیه و به اصرار و فشار علمای مذهبی و حکم جهاد این اتفاق صورت گرفت در مورد اشتباه یا خیانت بنده به دنبال برانگیختن احساسات طرفداران رضاشاه نیستم خیانت یا اشتباه به نظر هر فردی واگذار میکنم دوستان علاقه مند به مسائل ارضی میتوانند به نقشه ای که نشان میدهد مثلا چه منطقهای از ترکیه به ایران و بالعکس از ایران به ترکیه واگذار شده رجوع کنند در کنار هر منطقه تاریخ واگذاری هم به میلادی موجود است
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از سپربلوط:
رضاشاه در کنار این اشتباهات ارضی با همسایگان مهمترین اقدام دوران زمامداری اش بازپس گیری حاکمیت خوزستان از شیخ خزعل بود جنبه های مثبت هر پدیده ای هم باید دیده شود


اینگونه اگر بخواهیم هر خیانتی را با واژه "اشتباه" توجیه کرده و ماستمالی نماییم و با اقدامات درست حاکم تاخت بزنیم که قاجار هم اشتباه کرد عهدنامه گلستان و ترکمانچای را بست و افغانستان را عطا نمود ولی بجایش مشروطیت را پذیرفت.
نقل قول  
رضاشاه در کنار این اشتباهات ارضی با همسایگان مهمترین اقدام دوران زمامداری اش بازپس گیری حاکمیت خوزستان از شیخ خزعل بود جنبه های مثبت هر پدیده ای هم باید دیده شود
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از سپربلوط:
به نام اروند رود در شاهنامه اشاره شده حتی هیت ایرانی در مذاکرات قطعنامه ۵۹۸ به این نام اشاره میکنه و منبع این نام در شاهنامه هیئت عراقی هم گفته بود شما جرات آوردن نام شاهنامه را در تهران ندارید

در این زمینه چندان آگاهی ندارم ولی مطالعه‌ی این مطلب کوتاه درباره‌ی اسامی شط‌العرب یا اروندرود شاید مفید باشد:
https://www.bbc.com/persian/iran/story/2...rvandrood.shtml
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از سپربلوط:
مناطق مندلی و نفتخانه و سلیمانیه طبق قراداد ارزنه الروم در زمان قاجاریه به عثمانی واگذارشد نه در زمان رضاشاه اروند رود در زمان رضاشاه از حاکمیت ایران بر نیمه ان صرف نظر شد که خوشبختانه در زمان پهلوی دوم این اشتباه پهلوی اول با قراداد الجزایر جبران شد در مورد سیستان هم دشت ناامید در زمان رضاشاه به افغانستان واگذار شد و حق اب هیرمند در زمان پهلوی دوم که مورد انتقاد شدید اسد الله علم هم بود قبل از هر کامنتی دوستان یک چند تا سرچ بکنید

بعله، دعوای مرزی ایران و عراق به قبل از پیدایش عراق کنونی برمی‌گرده ولی منظور من همان عهده‌نامه‌ی زمان رضاشاه بود.
به نقل از خسرو معتضد:
«آرارات را به ترکیه دادیم، شط‌ العرب را با یک مقداری از اراضی به عراق دادیم، دشت ناامید را هم به افغانستان دادیم به خاطر اینکه تحت فشار انگلستان بودیم.».
به عبارتی: «طبق پیمان‌نامه سعدآباد حق کشتیرانی در اروندرود به‌جز ۵ کیلومتر از آب‌های مقابل آبادان تا خط تالوگ به عراق واگذار شد. درواقع مسیر اروند به‌کلی به عراق واگذار شد و مرزهای ایران آمد به ساحل شرقی اروندرود.»
و به نقل از موسسه مطالعات تاریخ معاصر:
«رضاخان در راستای سیاست حسن همجواری دیکته شده توسط انگلستان، عهدنامه مرزی 1310 را با ترکیه به امضاء رسانید و بخشی از ناحیه آغری داغ و آرارات را به دولت ترکیه واگذار نمود. ... علاوه بر آن بر مبنای معاهده تحمیلی با دولت عراق در سال 1316 ، حق کشتیرانی در سراسر اروندرود – به استثنای پنج کیلومتر آبهای مقابل آبادان تا خط تالوگ- به دولت عراق واگذار شد. ... و در مذاکرات بر سر هیرمند و آب آن، با حکمیت انگلیسیها، میزان سهم آب ایران از رود هیرمند به یک‌سوم تقلیل پیدا کرد ... همچنین منطقه چکاب و مناطق نمک خیز مرز ایران و افغانستان را، نیز جهت اعتمادسازی به افغانها تقدیم نمود.».
آیا این ادعاها نادرستند؟!
نقل قول  
Ariarman
Member
نقل قول از Behruz67:
نقل قول از mohammadshahabazi25: ... ضمن انعقاد قراردادهای تجاری، سیاسی و امنیتی، اختلافات سرحدی را که از دوران حکومت های قاجار و عثمانی مانده بود
اگر در خطا نباشم همان عهدنامه‌ی سعدآباد باید باشد که نواحی آرارات شرقی به ترکیه تقدیم شد.
البته رضاشاه ظاهرا در بذل و بخشش اراضی به کشورهای همسایه شاید تنها نمونه‌ی موفق در تاریخ معاصر باشد. نواحی خانقین، کرکوک و شط‌العرب هم اگر اشتباه نکنم ایشان تقدیم عراق کردند. و همینطور قسمت‌هایی از سیستان و بلوچستان و هیرمند به افغانستان.


چپ هرگز نفهمید!
نقل قول  
Jeremiah
Member
نقل قول از سپربلوط:
سیاستهای حجاب در ایران خیلی خنده داره رضاشاه به زور حجاب از سر خانم ها میخواست برداره زنها بیشتر چادری شدند در زمان حال هم میخواهند به زور حجاب دار کنند به نظرم بیشتر بی حجاب شدند به نظرم سیاست درست ازادی افراد در انتخاب پوشش است مثل دوران پهلوی دوم

در زمان محمدرضاشاه بسیاری از بانوان پوشش سر نداشتند و همه مردم چادر نمی‌کردند، در آغاز انقلاب بود که بسیاری رو به چادر کردند، به هر روی پس از رضاشاه دیگر ما چیزی به نام روبنده در ایران، بجز تازیان هرمزگان که زنانشان هنوز روبنده می‌رنند، ندیدیم. این اسلام‌زدایی که رضاشاه خواست از هازمان ایران کند را امروزه آخوندها دارند بهتر می‌کنند.
نقل قول  
به نام اروند رود در شاهنامه اشاره شده حتی هیت ایرانی در مذاکرات قطعنامه ۵۹۸ به این نام اشاره میکنه و منبع این نام در شاهنامه هیئت عراقی هم گفته بود شما جرات آوردن نام شاهنامه را در تهران ندارید
نقل قول  
سیاستهای حجاب در ایران خیلی خنده داره رضاشاه به زور حجاب از سر خانم ها میخواست برداره زنها بیشتر چادری شدند در زمان حال هم میخواهند به زور حجاب دار کنند به نظرم بیشتر بی حجاب شدند به نظرم سیاست درست ازادی افراد در انتخاب پوشش است مثل دوران پهلوی دوم
نقل قول  
Jeremiah
Member
نقل قول از سپربلوط:
مناطق مندلی و نفتخانه و سلیمانیه طبق قراداد ارزنه الروم در زمان قاجاریه به عثمانی واگذارشد نه در زمان رضاشاه اروند رود در زمان رضاشاه از حاکمیت ایران بر نیمه ان صرف نظر شد که خوشبختانه در زمان پهلوی دوم این اشتباه پهلوی اول با قراداد الجزایر جبران شد در مورد سیستان هم دشت ناامید در زمان رضاشاه به افغانستان واگذار شد و حق اب هیرمند در زمان پهلوی دوم که مورد انتقاد شدید اسد الله علم هم بود قبل از هر کامنتی دوستان یک چند تا سرچ بکنید

هر چند باز هم گلی به جمال شما که مانند رفیق پانتووورک کانادایی "اروندرود" را "شط العرب" نگفتید، آدم نمی‌داند به این جدایی‌خواهان چه بگوید، یکسره بیاید به "خوزستان" هم "عربستان" بگوید. این سخنان از این آقا تازگی ندارد، با این روی کارهای خوب رضاشاه را هم در دید داشته باشید که زمان رضاشاه بیشتر زنان روبنده می‌زدند، رضاشاه با حجاب‌ستیزی روبنده را از میان ایرانیان برداشت، شک دارید به افغانستان بنگرید که شماری برجسته از زنانشان روبنده می‌زنند. برای زبان پارسی فرهنگستان درست کرد و واژگان ناهمواری که قاجاریان درون زبان کرده بودند تا اندازه‌ای توانست درست کند، برای ایرانیان شناسنامه آورد و ... با این روی کاستی‌هایی هم داشت. نه مانند شما یکسره بدی‌هایش را می‌بینید نه مانند برخی که تنها خوبی‌هایش را می‌بینند.
نقل قول  
مناطق مندلی و نفتخانه و سلیمانیه طبق قراداد ارزنه الروم در زمان قاجاریه به عثمانی واگذارشد نه در زمان رضاشاه اروند رود در زمان رضاشاه از حاکمیت ایران بر نیمه ان صرف نظر شد که خوشبختانه در زمان پهلوی دوم این اشتباه پهلوی اول با قراداد الجزایر جبران شد در مورد سیستان هم دشت ناامید در زمان رضاشاه به افغانستان واگذار شد و حق اب هیرمند در زمان پهلوی دوم که مورد انتقاد شدید اسد الله علم هم بود قبل از هر کامنتی دوستان یک چند تا سرچ بکنید
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از mohammadshahabazi25:
... ضمن انعقاد قراردادهای تجاری، سیاسی و امنیتی، اختلافات سرحدی را که از دوران حکومت های قاجار و عثمانی مانده بود

اگر در خطا نباشم همان عهدنامه‌ی سعدآباد باید باشد که نواحی آرارات شرقی به ترکیه تقدیم شد.
البته رضاشاه ظاهرا در بذل و بخشش اراضی به کشورهای همسایه شاید تنها نمونه‌ی موفق در تاریخ معاصر باشد. نواحی خانقین، کرکوک و شط‌العرب هم اگر اشتباه نکنم ایشان تقدیم عراق کردند. و همینطور قسمت‌هایی از سیستان و بلوچستان و هیرمند به افغانستان.
نقل قول  
pars_iran
Member
روحت شاد و یادت همیشه در این سرزمین سبز
نقل قول  
تنها سفر خارجی رضاشاه پهلوی به ترکیه است. این سفر که به دعوت رسمی مصطفی کمال آتاتورک بنیان گذار ترکیه نوین انجام گرفت، سرآغاز روابط دوستانه و همه جانبه ای میان ایران و ترکیه گردید. رضاشاه در دیدار از ترکیه که همراه با آتاتورک در شهرهای مختلف بود، ضمن انعقاد قراردادهای تجاری، سیاسی و امنیتی، اختلافات سرحدی را که از دوران حکومت های قاجار و عثمانی مانده بود
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You