رسته‌ها

مجتبی مینوی
(1282 - 1355)

ادیب، نویسنده، مصحح، مورخ و مترجم
اطلاعات:
نام واقعی:
مجتبی مینوی طهرانی
تاریخ تولد:
1282/11/19
محل تولد:‌
سامرا
جنسیت:‌
مرد
ژانر:‌
تاریخ و ادبیات فارسی
تاریخ درگذشت:‌
1355/11/07 (73 سالگی)
زندگی‌نامه
پدر وی‌ شیخ‌ عیسی‌ شریعتمداری‌ طلبه‌ فاضلی‌ بود که‌ در این‌ شهر در نزد آیت‌ ا... ملا محمد تقی‌ شیرازی‌ تدریس‌ می‌ کرد و مجتبی‌ نیز تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در این‌ شهر انجام‌ داد. وی‌ در نه‌ سالگی‌ به‌ همراه‌ خانواده‌اش‌ به‌ ایران‌ بازگشت‌ و در مدارس‌ دینی‌ اسلام‌، امانت‌ وافتخاریه‌ به‌ تحصیل‌ پرداخت‌. مینوی‌ سپس‌ در دارالفنون‌ تحصیل‌ کرد و با برخی‌ شخصیتهای‌ ادبی‌ آینده‌ نظیر صادق‌ هدایت‌ همکلاس‌ بود. مینوی مدتی‌ از عمر خود را در دماوند و لاهیجان‌ گذراند و دوران‌ اقامتش‌ در لاهیجان‌ مصادف‌ بود با واقعه‌ جنگل‌ ومیرزا کوچک‌ خان‌ جنگلی‌. وی‌ در سال‌ 1299 ه.ش‌ به‌ تحصیل‌ در دارالمعلمین‌ پرداخت‌ و پس‌ از فراغت‌ از این‌ مرکز وارد خدمت‌ وزارت‌ معارف‌ وقت‌ گردید و عهده‌ دار ریاست‌ کتابخانه‌ معارف‌ شد که‌ بعد ها به‌ کتابخانه‌ ملی‌ ایران‌ تغییر نام‌ یافت‌ . مینوی‌ سپس‌ با جمعی‌ از محصلین‌ ایرانی‌ به‌ پاریس‌ رفت‌ و پس‌ از چندی‌ عازم‌ انگلستان‌ شد. وی‌ در طی‌ مدت‌ اقامت‌ خود در انگلستان‌ زبان‌ انگلیسی‌ را به‌ خوبی‌ فراگرفت‌ و پس‌ از یک‌ سال‌ به‌ ایران‌ بازگشت‌ و مجدداً در وزارت‌ معارف‌ استخدام‌ شد. استاد مجتبی‌ مینوی‌ از این‌ زمان‌ شروع‌ به‌ تألیف‌ مقالات‌ ادبی‌ و داستان‌ نمود و نامه‌ تنسر، نوروز نامه‌ و اطلال‌ شهر پارسه‌ را چاپ‌ کرد. در همین‌ سالها ویس‌ و رامین و جلد اول‌ شاهنامه‌ را به‌ همراه‌ خلاصه‌ای‌ از کل‌ شاهنامه‌ به‌ چاپ‌ رساند و در سال‌ 1319 مجدداً عازم‌ لندن‌ شد. وی‌ در این‌ شهر ده‌ سال‌ اقامت‌ گزید و علاوه‌ بر یاد گیری‌ زبان‌ پهلوی‌ تدریس‌ در دانشگاه‌ آکسفورد را آغاز کرد و به‌ تصحیح‌ متون‌ قدیمی‌ و جمع‌ آوری‌ نسخ‌ ومتون‌ قدیمی‌ ایران‌ پرداخت‌. مینوی‌ در سال‌ 1329 مدت‌ کوتاهی‌ در استانبول‌ ماند وسپس‌ به‌ ایران‌ آمد و تدریس‌ ادبیات‌ فارسی‌ در دانشگاه‌ تهران‌ را آغاز نمود. در سال‌1330، مینوی‌ که‌ علاقه‌ فراوانی‌ به‌ جمع‌ آوری‌ انبوه‌ نسخ‌ خطی‌ ایرانی‌ در کتابخانه‌ های‌ ترکیه‌ داشت‌، به‌ سمت‌ رایزن‌ فرهنگی‌ ایران‌ در ترکیه‌ منصوب‌ شد وطی‌ این‌ مدت‌ موفق‌ به‌ بررسی‌ دوازده‌ هزار جلد از کتب‌ خطی‌ موجود در کتابخانه‌ های‌ این‌ کشور شد و از بسیاری‌ از این‌ نسخه‌های‌ خطی‌ عکسبرداری‌ کرد و به‌ تهران‌ فرستاد. مجتبی‌ مینوی‌ چند سال‌ نیز رایزن‌ فرهنگی‌ ایران‌ در پاریس‌ و لندن‌ بود و گذشته‌ از استادی‌ ممتاز دانشگاه‌ تهران‌ به‌ مدت‌ چند سال‌ در دانشگاههای‌ معتبر جهان‌ نظیر اکسفورد، لندن‌، پرینستون‌ ، یوتا و پرتلند تدریس‌ کرد. وی‌ در طول‌ مدت‌ زندگانی‌ خود در دهها کنگره‌ و انجمن‌ علمی‌ و ادبی‌ جهان‌ شرکت‌ کرد و مقالات‌ ارزنده‌ای‌ ارائه‌ داد .در مجموع‌ عمر این‌ استاد گرانمایه‌ تاریخ‌ و ادب‌ فارسی‌ چه‌ در ایران‌ و چه‌ در اروپا در کتابخانه‌ ها و به‌ بررسی‌ و نسخه‌ برداری‌ و تصحیح‌ متون‌ کهن‌ ادبی‌ گذشت‌. استاد مینوی‌ با بهره‌ گیری‌ از تسلط خود به‌ زبانهای‌ انگلیسی‌ ،فرانسه‌ ،عربی‌ و آلمانی‌ موفق‌ به‌ تهیه‌ یک‌ هزار میکرو فیلم‌ از اسناد و مدارک‌ خطی‌ فارسی‌ موجود در کتابخانه‌ های‌ موزه‌ بریتانیا،هند، کمبریج‌ ، آکسفورد،ادینبورگ‌ و منچستر گردید. که‌ این‌ میکروفیلم‌ ها امروزه‌ پایه‌ اصلی‌مجموعه‌ کنونی‌ کتابخانه‌ مرکزی‌ و مرکز اسناد دانشگاه‌ تهران‌ است‌ و مورد استفاده‌ محققان‌ ایرانی‌ و غیر ایرانی‌ قرار می‌گیرد. این‌ دانشمند بزرگ‌ در سال‌ 1355 درگذشت‌ . در سال‌ 1356 دانشگاه‌ تهران‌ طی‌ مجلس‌ بزرگداشتی‌ با حضور دهها تن‌ از دانشمندان‌ برجسته‌ ایرانی‌ خدمات‌ این‌ استاد فقید را در باروری‌ تاریخ‌ و فرهنگ‌ ایران‌ ستود. از مرحوم‌ مجتبی‌ مینوی‌ کتابخانه‌ نفیسی‌ با بیش‌از 25 هزار جلد کتب‌ باقی‌ مانده‌ است‌.
بیشتر
ویرایش

کتاب‌های مجتبی مینوی
(28 عنوان)

5 امتیاز
از 50 رای
نقد حال مجتبی مینوی
5 امتیاز
از 107 رای
نوروز نامه خیام

آخرین دیدگاه‌ها

تعداد دیدگاه‌ها:
2
البته از صدر تا ذیل  این  نوشته جناب مینوی دچار اشکال هست   درسته که  این داستانها به زبان عربی در کتب تواریخ ذکر میشده ولی فراموش نشده بوده  چه در کتابهای  تواریخ قبل از فردوسی اینها بوده (هر چند به تفصیل فردوسی نبوده)تطبیق یا جابجایی یا حذف بعضی اسامی  هم چیز عجیبی نبوده  چنانچه حکومت ساسانی در این کار ید طولایی داشته که نمونه ای  واضح از اون خدای نامه های بر جای مانده بوده  یا آنچه در مورد زبان عربی گفته میشه بیشتر آمیخته با  تعصبه مدارک از  قرون سه وچهار  هجری نشون میده چه در امور اداری و چه در موارد دیگه (برای مثال در مصر پاپیروسهای زبانهای یونانی و قبطی با تعدادی بعضا بیشتر از زبان عربی) زبان های دیگه هم بوده   و  این که زبان عربی متداول شده  خود اون ملل بیشترین نقش رو داشتن در مورد فرهنگ های اروپایی هم همین طور  ای کاش ایشون بیشتر توضیح میدادن کدام یک از بسیار ملل  اروپایی داستان های خودشون رو  رها کردن  (البته مسلما فراز و نشیب بوده )برای مثال معادل جمشید یا YAMA از اسطوره های هندوایرانی  در نروژ  شخصیتی به نام  YMIR   هست  که برای خودش داستانی داره  

مجتبی_مینوی، در کتاب "فردوسی و شعر او" مینویسد:


" بعد از آمدن اسلام، ادبیات ما فراموش شد و همین که دوباره به شعر گفتن و نوشتن نثر پرداختیم، بیشتر کار نویسندگان و شاعران ما در زمینه‌ ادبیات عربی بود. ادبیات فارسی در دوره‌ پس از اسلام ابتدا فرزند ادبیات عربی بود و داستان ‌های ما همان داستان ‌های یهود و مسیحیت بود که از راه دین اسلام و تفاسیر و قصص دینی به ایران رسیده بود. زرتشت را بر ابراهیم تطبیق کردیم و جمشید را بر سلیمان. ملک سلیمان و تخت سلیمان و قبر مادر سلیمان و مانند این‌ها، جای نام ‌های ایرانی را گرفت و اگر زبان فارسی توانایی آن را نداشت که با آن بتوانند مطالب مختلف و متنوع را به صراحت و روشنی تمام بیان کنند، این زبان هرگز در شعر و کتابت جای باز نمی‌کرد و زبان عربی که زبان دینی بود، زبان دنیایی نیز می‌ماند و ما تا امروز مثل اهل عراق و سوریه و لبنان و مصر و تونس و الجزایر و مراکش، عرب‌ زبان می‌ ماندیم و در موضوعات عربی جز لیلی و مجنون، یوسف و زلیخا و داستان‌ های انجیل و تورات چیزی نمی‌دانستیم و همان گونه که بسیاری از ملل اروپایی پس از عیسوی شدن، همه‌ قصص و داستان‌ های قبل از مسیحیت خویش را از دست دادند و داستان ‌های ملی‌ شان همان قصه‌ های عهد عتیق شد، ما نیز چیزی از خسرو و شیرین، رستم و سهراب، فرنگیس و سیاووش، رستم و اسفندیار، توس و گیو و گودرز و شاپور و اردشیر و بهرام چوبین نمیشناختیم، مگر آنچه که از کتب عربی به ما می‌رسید. شاهنامه این خدمت را به ایرانیان کرده است که پهلوانان قدیم ایرانی را احیا کرده و ادبیات ماقبل اسلامی‌ ایران را از نو متداول ساخته است ".


عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک