رسته‌ها

غلامحسین مصاحب

اطلاعات:
نام واقعی:
تاریخ تولد:
0000/00/00
محل تولد:‌
جنسیت:‌
ژانر:‌
تاریخ درگذشت:‌
0000/00/00
زندگی‌نامه
غلامحسین مصاحب در سال ۱۲۸۹ در تهران در خانواده‌ای اهل علم و ادب به دنیا آمد. خاندان مصاحب در نایین از دوران صفویه به این سو شناخته‌شده هستند و چند تن رجال ادب و هنر از این خاندان برخاسته‌اند، از جمله ملا مصاحب که در عصر شاه عباس شاعری بنام بود.پدربزرگ او، میرزا غلامعلی، خوشنویس، پدرش طبیب و مادرش شاعر بود. وی ۴ خواهر و برادر داشت. بعد از انجام تحصیلات مقدماتی وارد دارالمعلمین شد و دورهٔ آن را به پایان رساند و سپس در دارالمعلمین عالی نام‌نویسی کرد و در رشتهٔ ریاضیات فارغ‌التحصیل شد. از آن زمان به خدمت وزارت معارف درآمد، و همچنان تحصیلات خود را در علوم قدیم و فلسفه ادامه داد، و علاوه بر ریاضیات، زبانهای عربی و فرانسوی و انگلیسی را نیز در حد عالی فرا گرفت، و با زبانهای روسی و آلمانی نیز آشنایی یافت. در سال ۱۳۰۹ «مجلهٔ ریاضیات مقدماتی و عالی» را تأسیس کرد و یازده شماره از آن را منتشر نمود. از همان سال‌ها به تألیف کتاب‌های درسی برای دبیرستان‌ها پرداخت. در سال ۱۳۱۶ ازدواج کرد، و برای ادامهٔ تحصیل به فرانسه رفت. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۲۰ تدریس در دانشسرای عالی را آغاز کرد. از ابتدای سال ۱۳۲۲ روزنامهٔ برق را انتشار داد که به دلیل مخالفت‌های شدید با دولت‌های وقت و پس از چند بار توقیف از انتشار بازماند. در سال ۱۳۲۴ برای تکمیل تحصیلات به انگلستان رفت و در سال ۱۳۲۷ به اخذ درجه دکتری در ریاضیات از دانشگاه کمبریج نایل آمد و در همین سال به عضویت انجمن ریاضی‌دانان انگلیس و انجمن فلسفهٔ کیمبریج نیز درآمد..در انگلستان شاگرد خاص برتراند راسل، ریاضیدان و فیلسوف نامدار انگلیسی بود. پس از بازگشت مشاغل چندی را در وزارت فرهنگ عهده‌دار شد. در سال ۱۳۲۸ به سمت ریاست ادارهٔ آموزش متوسطه و سپس به سمت ریاست ادارهٔ کل تعلیمات عالیه منصوب شد، و در سال ۱۳۳۰ سمت مدیر کل وزارت فرهنگ، و در سال ۱۳۳۱ مقام معاونت فنی وزارت فرهنگ را یافت. دکتر غلامحسین مصاحب در سال ۱۳۳۵ عهده‌دار طرح‌ریزی و سرپرستی دائرةالمعارف فارسی شد و تا ۱۳۵۰ که آن مسئولیت را به عهده داشت، بر ترجمه و تألیف کلیهٔ مقالات دائرةالمعارف نظارت داشت. دائرةالمعارف فارسی نخستین دائرةالمعارف عمومی در زبان فارسی است، که بر اساس شیوه‌های نوین دانشنامه‌نویسی تهیه شده است و مشهورترین فعالیت و دستاورد غلامحسین مصاحب به شمار می‌آید. در سال ۱۳۴۰ به تدریس در بخش ریاضی دانشسرای عالی پرداخت و سال ۱۳۴۲ درجهٔ استادی یافت. دکتر غلامحسین مصاحب در مهر ۱۳۴۵ مؤسسهٔ ریاضیات را در دانشسرای عالی (بعداً دانشگاه تربیت معلم) با مجوز شورای مرکزی دانشگاه‌ها تأسیس کرد. هدف این مؤسسه تربیت مدرسان ریاضی برای دانشگاه‌های کشور بود، و با کوشش‌های مداوم دکتر مصاحب ۷۰ نفر مدرس ریاضی دانشگاهی در آن مؤسسه تربیت شدند، و نیز کتابخانهٔ تخصصی مؤسسهٔ ریاضیات در کشور بی‌نظیر بود. مؤسسهً ریاضیات از سال ۱۳۶۳ با ضوابط جدید به پذیرش دانشجو برای دوره‌های عالی ریاضی پرداخت، و درسال ۱۳۷۶ مؤسسهٔ ریاضیات به مؤسسه تحقیقات ریاضی دکتر غلامحسین مصاحب تغییر نام یافت.دکتر غلامحسین مصاحب در ۲۱ مهر ۱۳۵۸ در تهران درگذشت. پنج فرزند با نام‌های «شهریار» ،«شاهکار» ، «نامدار» ،«ترانه» و «رستا» دارد
بیشتر
ویرایش

کتاب‌های غلامحسین مصاحب
(4 عنوان)

آخرین دیدگاه‌ها

تعداد دیدگاه‌ها:
1

‍  غلامحسین مصاحب، پدر ریاضیات جدید، از نگاه دخترش


پدرم در سال ۱۲۸۹ هجری شمسی، در تهران در خانواده ای اهل فضل و ادب به دنیا آمد و در سال ۱۳۵۸ در سن ۶۹ سالگی درگذشت. پدربزرگ او حاج میرزا غلامعلی خوشنویس، خط خوشی داشت و روی تخمه خط می نگاشت. پدر ایشان طبیب و مادرشان شاعر بود. پدرم در خانواده ای روشنفکر به دنیا آمد که از زمان خود جلوتر بودند و فرزندان خود را به تحصیل و مطالعه تشویق میکردند و برای آنها کتاب میخریدند. پدرم تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدرسه "شرف مظفری و دارالمعلمین مرکزی" به پایان رساند و به علت هوش و استعداد خارق العاده ای که داشت در حدود سن ۱۶ سالگی دوره دوم متوسطه را با معدلی نزدیک ۲۰ تمام کرد و در روز جشن سالانه که نطقی درباره "اعتماد به نفس" ایراد کرد از طرف وزیر معارف وقت (مرحوم تدین) به عنوان شاگرد اول کل ایران معرفی شد و به اخذ مدال درجه اول علمی نائل گردید. ایشان تحصیلات عالیه خود را نخست در ایران (دارالمعلمین عالی) و سپس در فرانسه و انگلستان انجام داد و در سال ۱۳۲۷ هجری شمسی به اخذ درجه دکترا در ریاضیات از دانشگاه کمبریج نایل شد و رساله پایان تحصیل او در جلد چهل و ششم مجله انجمن فلسفی کمبریج (در سال ۱۹۵۰) به چاپ رسید. زمانی که پدرم برای گذراندن دوره دکترا به شهر کمبریج در انگلستان رفت، علاقه مند بود که زیر نظر پروفسور_بسیکویچ این دوره را بگذراند. پروفسور بسیکویچ به سختی و به ندرت دانشجویان خارجی را میپذیرفت. ایشان در ضمن مصاحبه ای که با پدرم انجام داد، از او سوال کرد که آیا او آن آقای غلامحسین مصاحب را که تحقیقاتی درباره خیام انجام داده است میشناسد، و پدرم در جواب ایشان گفت: "من خودم هستم"، و پروفسور بسیکویچ بعد از این جواب پدرم را برای دوره دکترا پذیرفت. پدرم در حین تحصیل در کمبریج از کلاسهای درس برتراند_راسل، فیلسوف و ریاضیدان مشهور انگلیسی، بهره می جست.


با وجود آنکه رشته مخصوص تحصیل و تحقیق پدرم ریاضیات بود، ولی وسعت اطلاعات ایشان در علوم قدیم و جدید کم نظیر بود. او زبانهای فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه را در حد کمال میدانست و با زبانهای آلمانی و روسی در حد استفاده کردن از کتابهای علمی آشنا بود. در رشته های فرهنگ فارسی مطالعه جدی داشت و در علوم معقول و منقول و علوم عربی تبحر و تحصیلات عمیقی داشت. پدرم محقق، مدرس و نویسنده ای توانا و دقیق بود و در سمت های مشاور و بازرس فنی، ریاست تعلیمات متوسطه، ریاست تعلیمات عالیه، مدیریت کل و معاونت آموزش و پرورش، استادی دانشگاه، بنیانگذار و رئیس موسسه ریاضیات دانشگاه تربیت معلم، بنیانگذار و اولین سرپرست دایره المعارف فارسی به روش علمی به خدمت علمی و فرهنگی اشتغال داشته است.


پدرم در سال ۱۳۱۷، با مادرم ازدواج کرد و حاصل این ازدواج پنج فرزند است، که همگی دارای تحصیلات عالی هستند. برنامه زندگی پدرم بسیار مرتب بود... سراسر زندگی پدرم به جز مواقعی که برای تدریس به دانشگاه میرفت و یا برای کارهای علمی و فرهنگی از خانه خارج میشد، در کتابخانه مجهزش میگذشت، حتی در آن کتابخانه میخوابید. وی در همان کتابخانه دوستان و همکاران خود را می ‌پذیرفت... پدرم در سالهایی که سرپرستی دایره المعارف را برعهده داشت، وقت زیادی را صرف دایره المعارف و کارهای مربوط به آن میکرد. مادرم میگفت: " دایره المعارف فارسی، برای پدرم حکم فرزند او را داشت. او به همان اندازه که در تربیت فرزندان خود زحمت کشید، برای دایره المعارف فارسی و به ثمر رساندن آن تلاش فراوان کرد، وقت صرف کرد و خون دل خورد ".


طبیب معالج پدرم در گزارش خود قید کرده بود، که آثار سالها خستگی در بدن این دانشمند به چشم میخورد، ولی او هرگز از خستگی شکایت نمیکرد. گاهی اوقات مشاهده میکردم پدرم بی حرکت نشسته است و زیرلب چیزی زمزمه میکند. وقتی از ایشان سوال میکردم که چه میگوید، پاسخ میداد: "مشغول حفظ کردن لغات آلمانی و روسی هستم ".

- او خستگی خود را از یک کتاب با کتاب دیگر رفع میکرد. او خیلی زیاد کار میکرد و خواب و استراحت ایشان کم بود. طبیب به او گوشزد کرده بود که اگر به این روش ادامه دهد، یک روز که مشغول نوشتن و مطالعه است، سکته میکند و چنین نیز شد. پدرم حدود ساعت ۵ صبح روز شنبه ۲۱ مهرماه ۱۳۵۸، در حالی که قلم در دست داشت و مشغول غلط گیری آخرین صفحات کتاب (تئوری مقدماتی اعداد) بود، دچار سکته قلبی شد و بلافاصله درگذشت. روی سنگ مزار ایشان این بیت شعر که توسط خواهرشان خانم دکتر شمس الملوک سروده شده، حک شده است:


ای خاک تیره قدر تو بگذشت از آفتاب

زین آفتاب مجد که در بر گرفته ای




 قسمتهایی از مصاحبه ترانه مصاحب (دختر دکتر مصاحب)، با روزنامه اطلاعات



عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.