کتابسوزی ایران و مصر

کتابسوزی ایران و مصر

نویسنده:
از متن کتاب:
از جمله مسائلی كه لازم است در روابط اسلام و ایران مطرح شود مسأله ی كتابسوزی در ایران وسیله ی مسلمین فاتح ایران است. در حدود نیم قرن است كه به طور جدی روی این مسأله تبلیغ می شود، تا آنجا كه آنچنان مسلّم فرض می شود كه در كتب دبستانی و دبیرستانی و دانشگاهی و بالأخره در كتب درسی كه جز مسائل قطعی در آنها نباید مطرح گردد و از وارد كردن مسائل مشكوك در اذهان ساده ی دانش آموزان و دانشجویان باید خودداری شود، نیز مرتب از آن یاد می شود.
اگر این حادثه واقعیت تاریخی داشته باشد و مسلمین كتابخانه یا كتابخانه های ایران یا مصر را به آتش كشیده باشند، جای این هست كه گفته شود اسلام ماهیتی ویرانگر داشته نه سازنده؛ حداقل باید گفته شود كه اسلام هر چند سازنده ی تمدن و فرهنگی بوده است اما ویرانگر تمدنها و فرهنگهایی هم بوده است. پس در برابر خدماتی كه به ایران كرده زیانهایی هم وارد كرده است و اگر از نظری «موهبت» بوده، از نظر دیگر «فاجعه» بوده است.
در اطراف این مسأله كه واقعاً در ایران كتابخانه ها بوده و تأسیسات علمی از قبیل دبستان و دبیرستان و دانشگاه وجود داشته و همه به دست مسلمانان فاتح به باد رفته است، آن اندازه گفته و نوشته اند كه برای برخی از افراد ایرانی كه خود اجتهادی در این باب ندارند كم كم به صورت یك اصل مسلّم در آمده است...

حق تکثیر: آزاد

» کتابناکهای مرتبط:
مرعشیان در تاریخ ایران
تاریخ منتظم ناصری - جلد اول
تاریخ مختصر آذربایجان

نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
تعداد صفحات: 108
2.7 / 5
با 29 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 156
۱۳۹۸/۰۸/۱۱


پاسخنگارش دیدگاه
Jeremiah
Member
نقل قول از Jeremiah:
عبدالله بن عامر به روزگار خلفای عباسی، امیر خراسان بود. روزی در نیشابور نشسته بود. شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او بنهاد. پرسید: این چه کتاب است؟ گفت: این قصه وامق و عذرا است و خوب حکایتی است که حکما بنام شاه انوشیروان جمع کرده‌اند. امیر فرمود: ما مردم، قرآن خوانیم و به غیر از قرآن و حدیث پیغمبر چیزی نمی‌خوانیم و ما را از این نوع کتاب، در کار نیست. این کتاب، تألیف مغان است و پیش ما مردود است. پس فرمود تا آن کتاب را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو او به هر جا از تصانیف عجم و مغان کتابی باشد جمله را بسوزانند (تذکرة الشعرا، نوشته دولت شاه سمرقندی، رویه 30)

چون کتابها را نابود کردند. مامون بالای 100 سال پس از مرگ عبدالله بن عامر چشم به جهان گشود. بن عامر هم از بازماندگان امویان بود. نهضت ترجمه برای زمانه‌های پایانی ایرانِ در دست خلافت عباسی بود. هر چند این تازیان که از رو نروند، داعش را ساخته آمریکا دانند، جنگ ایران-عراق را کار باخترزمین دانندو ... .
نقل قول  
در مورد کتاب سوزی در مصر نقش جنگهای دوران ملکه کلئوپاترا که باعث اتش سوزی کتابخانه اسکندریه شد و نقش مسیحیان قرون اولیه مسیحیت خیلی پر رنگ تر از دیگر گروهها بوده است


نقل قول  
شاپري
Member
با سلام . این موضوع نیاز به بررسی بیشتری توسط محققین دارد . بر اساس مقاله تیسفون شهر فراموش شده نوشته سارا ساوانت، اعراب مسلمان بعد از تصرف کاخ کسرا و کاخ های اطراف آن آنها را بدون آسیب رها کردند و برای زندگی مناطق اطراف مدائن رفتند ولی بر اساس مقاله آوینو شالم ، مسلمانان بسیاری از اموال ارزشمند کسرا را از ان به مدینه و یا دیگر شهر ها همچون اورشلیم منتقل کرده اند که هر دو نظر درست است با این وصف که منظور خانم ساوانت اینیست که به خود کاخ آسیبی نرسیده نه اموال آن و اوینو شالم به درستی ایراز کرده که اموال ارزشمند طلا و نقره و ... منتقل شده اند ولی نکته اینجاست که هیچ کتابی منتقل نشده و یا به تجار و دیگران فروخته نشده . اصلا هیچ نامی از کتابی نیست. چرا؟ از طرفی در تاریخ بخارا در جنگ های قتیبه بن مسلم در خراسان سخن از سوزاندن کتاب ها و کشتن عالمان ایرانی به میان است که به واقعیت نزدیک است. حال می توان به دو قرن بعد تر مراجعه کرد، بعد از آنکه مامون خلیفه بزرگ عباسی نهضت ترجمانی را سر و سامانی داد بسیاری از ایرانیان نیز کتاب های خود را برای ترجمه از پارسی به عربی به دستگاه خلافت می فروختند . که بنوعی نشان می دهد وجود کتاب نزد ایرانیان قبل از اسلام انکار ناپذیر ایست. و اینکه این افراد از ترس اعراب مسلمان و یا حتا ایرانیان متعصب زرتشتی و .. کتب خود را پنهان کرده بودند تا روز مناسب فرا رسد .
نقل قول  
تصاویر کارگاه تولید دارو حاج آقا تبریزیان را حتما سرچ کنید تا به شیادی ایشان بهتر پی ببرید
نقل قول  
Jeremiah
Member
آیت الله تبریزیان، نام‌گرفته شده به "پدر طب اسلامی" کتاب پزشکی هاریسون را آشکارا سوزاند، بهتر است ویدئوی آن دیده شود:
یوتیوب: مراسم کتاب سوزی توسط آ...ب اسلامی
نقل قول  
نقل قول از ERS:
مقاله ای خواندم از اصغر محمودآبادی در مورد تلاش حکومت ساسانی برای پاک‌سازی و تخریب آثار به جای مانده از دوره اشکانیان. ظاهرا مغان زرتشتی از تساهل مذهبی رایج در دوران اشکانیان و در نتیجه رواج مذاهب و ادیان گوناگون ناراضی بودند. همین مغان بعد از تسلط ساسانیان دست به پاک‌سازی خونین زدند و اشکانیان رو "یاری‌کنندگان اهریمن" معرفی کردند. شدت عمل این‌ها برای نابودی آثار دوران اشکانی به حدی بود که در نوشته‌های تاریخی "دوره چهارصد و هفتاد و پنج ساله اشکانی را به نصف تقلیل دادند"! مورخان دوره اسلامی هم که برای نوشتن تاریخ باستان به منابع مخدوش ساسانی رجوع می‌کردند، گمراه شدند. مثلاً در کتاب حمزه اصفهانی که یکی از "معتبرترین منابع بعد از اسلام راجع به دوران باستان است" چنین می خوانیم: "در سراسر دوران اشکانیان که ملوک الطوایف نامیده می شدند از ایرانیان نامی در میان نبود و کسی اندیشه دانش یا اندوختن حکمت را نداشت تا آنکه با ظهور اردشیر قدرت خود را بازیافتند." این قضاوت‌ها نشان می دهد که چگونه کتب، اسناد، مدارک و آثار آن دوران محو و نابود شده. ...

جناب ای آر اس، در آن مقاله ای که شما می گویید بنده هم مثل آن کاربر ندیدم آنها آثار فکری بسوزانند، چندتا اثر هنری بود که نابود کردند و دلیل آن همانند تازیان نداشتن فرهنگش نبود، بلکه خود ساسانیان پس از نابودی آنها جندی شاپور را می سازند و بسیار به فرهنگ ایران رسیدگی کردند. (در آن مقاله هم گفته شده بود علت نابودی هلنی و بیگانه بودن این آثار بوده است) پارتیان خیلی بیگانه پرست بودند و به فرهنگ رسیدگی نمی کردند، این هزاورش هایی که کاربری دیگر بحث کرده است، دسته گل اشکانیان بوده است، آیا تازیان کاری برای ایران کردند؟ جز این بود مردان را قتل عام کردند و زنان و کودکانمان را برده خود کردند؟ ساسانیان نزدیک به چهار و نیم قرن فتح سراسری ایران را به دور انداختند، اگر شما سواد تاریخی خوبی داشتید، می دید گوک ترکها که حتی مغولان را خراج گزار خود کرده بودند، یا رومیان که حتی تا جنوب انگلستان را هم گرفته بودند، یا هونها که رومیان به آنها باج می دادند، وجبی از خاک ایران کنونی را نگرفته بودند، حتی پیشتر حمله عربها را هم دفع نموده بودند. شما ساسانیان را که از ایران به اندازه محافظ کردند تا ضعیف شدند و به دست بیابانی ها فروپاشی کردند را با تازیان یکی می کنید؟ درباره میهن تان ناروا بگویید، به شما روشن فکر نمی گویند. آن کشتار خونین هم چنانچکه شما از جانب آقای محمود آبادی منبعش را متعبر می خواندید کاربری دیگر از جانب مرحوم مشیر الدوله نامتعبر می خواند اگر راست باشد، تنها منحصر به خاندان پادشاهی اشکانی بوده است، ولی اگر شما تاریخ را بخوانید، می بیند تازیان هرکسی را که مسلمان نمی شد، حال چه اشراف باشد و چه رعیت می کشت، این دو هم باز مثل هم هست؟ در آخر هم بگویم من از کارهای ساسانیان دفاع نمی کنم تنها می گویم خشونت آنها در اندازه خشونت وحشیگریهای اعراب مهاجم به ایران نبوده است. فلسفه شما هم خیلی جالب است، مثل کسانی است که می گویند امام اول ناشناس شبانه برای ایتام خوراک می برده، (اگر ناشناس بوده اینها از کجا می دانستند) حال اگر تاریخش را نابود کردند، شما از کجا می دانید که بوده و نابود شده، الی اینکه پارتیان به فرهنگ و دانش انداوزی اهمیت نمی دادند؟ یادگار زریران و نخل و بز و برخی از داستانها از دوران اشکانیان به زبان پهلوی مانده است، چرا این را نابود نکردند؟ برای آگاهی بیشتر به کتاب اشکانیان دیاکونوف ص 117 مراجعه کنید. کسی هم مثل اینکه رفته دسته گل های خودشان را که به نام مردم تمام کردند آورده، مردمی که نان ندارند بخورند چنین جفتکهایی نمی اندازند، در باره منبعش هم باید گفت به روباه می گویند شاهدت کیست گوید دمم، مثل اینکه آتش سوزی سینما رکس توسط حسین تکبعلی زاده را فراموش کرده اند.
نقل قول  
صدرا_1
Member
الكتب بساتين العلما. کتابها بوستانهای. دانشمندانند. علی (ع)
- نکته ای که درباره نحوه تحلیل تاریخی شهید مطهری وجود دارد و نشانگر انصاف علمی وی در دعاوی تاریخی است، التزام به مبنایی است که در منقولات تاریخی اتخاذ میکنند. خواه نتیجه‌اش مورد انکار باستان گرایان ایرانی باشد و خواه مورد اعتراض متعصبین مذهبی!
ایشان شکاف و انفصال تاریخی در اسناد تاریخی را نمی‌پذیرد، چه کلام ابن خلدون (قرن هشتم) درباره ادعای کتابسوزی (قرن اول) باشد؛ و چه گزارش فلان مقتل نویس قرن نهمی از وقایع و اشخاص حادثه عاشورای قرن اول هجری. چه بسا این انکار ایشان نسبت به شخصیت های مذهبی (مثل رقیه بنت الحسین) در نزد بعضی متدینین بسی نابخشودنی تر از مورد اول است.
- البته چندی پیش با روحانی محققی درباره همین موضوع کتابسوزی گفتگو میکردم، ایشان آن را امر بعیدی نمیدانست. مدعی بود آن مسمانانی که با شعار «حسبنا کتاب الله» حتی نسبت به نابودی فرمایشات و احادیث مکتوب رسول اکرم اقدام کرده‌اند و ممنوعیت نقل حدیث ایجاد کردند، مسلما هیچ ابایی از آتش زدن کتابخانه ای در ایران نداشتند و چندان ارزشی برای کتاب های ایرانیان قائل نبودند!
- هرچند داوری قطعی درباره این چنین حوادثی مشکل است، اما اهتمام مسلمین و آموزه های اسلامی نسبت کتاب و کتابخانه امر پنهانی نیست، آنچنان که عبدالحسین زرین کوب در کارنامه اسلام چنین میگوید:«در حقیقت مسلمین موسسین واقعی کتابخانه های عظیم عمومی در عالم بوده اند و نیکوکاران در تاسیس و وقف کتابخانه های عام المنفعه مکرر با یکدیگر رقابت میکرده اند، و با آنکه وقوع حریق مکرر به کتابخانه های قدیم لطمه زده است کثرت نسخه های خطی اسلامی که هم اکنون در کتابخانه های شخصی و عمومی باقی است میزانی است از کثرت و غنای کتابخانه های قدیم مسلمین ». ص36
- وانگهی از کرامات بعضی از هموطنان غیور! ایرانی قرن بیست و یکمی این است که آنچه نسبتش به مسلمین قرون گذشته حتمی نیست را خود به شکل دیگری خلق کرده اند تا گواهی باشند بر اینکه جهالت و توحش فارغ از قالب دینی و نژادی و ملی است. تا کسانی که دنبال بهانه تراشی برای دعواهای سیاسی و خصومت های دینی هستند، بخشی از هنرمندی های همپالگی هایشان را ببینند!
(سوزاندن 13000 جلد کتاب در هفته کتاب، آبان سال 1398 هجری شمسی)
متن لینک
متن لینک
نقل قول  
نقل قول از Daftarpour:
سلام. با سپاس از دوستان فرهیخته، بهرۀ موفور و مستوفایی حاصل شد و اظهارات گُهربار پایانی هم خوشبختانه یا متأسّفانه موجبات انبساط خاطر بسیاری را فراهم آورد. به دوستان ارجمند خسته نباشید عرض می‌کنم و خواهشمندم استراحتی کنند و چائیی میل بفرمایند تا ببینیم چه کتابی انتخاب می‌شود که از جلد تا جلد مورد موشکافیِ عالمانۀ وجود گرانقدرشان فرار گیرد.

تا کتاب بعدی انشالله!!!
نقل قول  
Daftarpour
Pro Member
سلام. با سپاس از دوستان فرهیخته، بهرۀ موفور و مستوفایی حاصل شد و اظهارات گُهربار پایانی هم خوشبختانه یا متأسّفانه موجبات انبساط خاطر بسیاری را فراهم آورد. به دوستان ارجمند خسته نباشید عرض می‌کنم و خواهشمندم استراحتی کنند و چائیی میل بفرمایند تا ببینیم چه کتابی انتخاب می‌شود که از جلد تا جلد مورد موشکافیِ عالمانۀ وجود گرانقدرشان فرار گیرد.
نقل قول  
nikdoost
Member
alitad گرامی؛
معنی فحش را نمی دانی؛ فحش به معنای از حد بدی گذشتن است و بعضی وجود خودشان مصداق فحش است، یعنی آنقدر از حد پُر روئی گذشته اند که نباید به آنان اجازه داد در کنار شما پرسه بزنند،
فحش فقط به معنای ادای کلمات قبح و رکیک نیست، اهانت به بزرگان و کوچک شمردن اساطیر نیز دهن کجی تلخ و به نوعی بدترین فحش به باورهای مردم است، بنابراین اینجا " فحشکشخونه "نیست،
هرگز نباید جسارت به اساطیر بی پاسخ بماند، فحشکشخونه قلمداد کردن یک مکان فرهنگی را که کاربران آن بعضاً غفلت زده و درشت گو هستند عین فحش و اهانت به ساحت این پایگاه خدمتگزار است
در گفتارت تٱمل کن و نسبت ناروا و بی جا نده ، دیدگاهها بد یا خوب، درست یا نادرست از ارزش گرانقدر کتابناک نمی کاهد، وِل معطلی، سر جایت بنشین،غیرت داشته باش و به جایگاه علم جسارت نکن
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You