رسته‌ها
برای زنده ماندن بکش
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 27 رای
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 27 رای
✔از متن کتاب:
لاوسون خود را لای بوته های وحشی خاردار کشید. حالا می توانست قصر قدیمی آن سوی جاده را که در تاریکی شب چون شبه کوهی به نظر می رسید، تماشا کند. نور پریده رنگ مهتاب به زحمت می توانست درخت های کهنسال و پر شاخ و برگی که قصر را در میان گرفته و مانند یک حصار طبیعی آن را از نظرها پنهان ساخته بود، روشن سازد. لاوسون با دقت موقعیت قصر را سنجید. قبل از هر کار می بایست سیم هایی را که زنگ خطر را به صدا در می آورد و روی دیوار دور تا دور قصر کشیده شده بود، قطع کند.
لاوسون کتش را بیرون آورد. طپانچه اش را به کمر شلوار گذاشت و دستکش های سیاهی را که همراه داشت به دست کرد. حالا سرتاپا سیاه شده بود. شلوار سیاه، بلوز یقه بسته سیاه، دستکش های سیاه و کفش های نرم و چسبان سیاه. لاوسون احساس کرد در این لباس ها مثل یک گربه فرز و سبک و زرنگ است. می بایست عرض جاده را سینه خیز طی کند و می دانست که کوچکترین بی احتیاطی موجب مرگش می شود. گویی صدای مک استارد رئیس خود رئیس خود را می شنود:
- گوش کن لاوسون، آنها به هیچ وجه به تو ترحم نمی کنند. اگر گرفتار شوی ما کوچکترین کمکی نمی توانیم بکنیم. زیرا روابط دیپلماتیک اجازه نمی دهد ما که تایید کنیم تو مامور ما هستی...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
Sakgizada13
آپلود شده توسط: Sakgizada13
۱۳۹۸/۰۵/۱۷
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
111
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی برای زنده ماندن بکش

تعداد دیدگاه‌ها:
14
کتاب بسیار خوبی هستش و باز یه داستان باحال از داستان های لاوسون،ریچارد،سامسون هستش کتاب رو حتما بخوانید
ممنون از سایت عالیتان کلی خاطرات قدیم مان را زنده کردید
با سلام خدمت ادمین محترم و مدیران و گردانندگان سایت خوب کتابناک
در رابطه با کتب استاد قاضی سعید به نظر من کمی کم لطفی شده ! برای مثال 4 کتاب از کتب ایشان ( قلاب ماهی ، تابوت سرخ ، وحشت در ساحل نیل و برای زنده ماندن بکش ) که در سایت قرار داده شده مربوط به سالهای 46 تا 50 می باشد و همگی توسظ انتشارات آسیا به جاپ رسیده و حال در سایت می بینیم که شامل وضعیت مالک حقوقی قرلر گرفته و یا تعدادی از کتب ایشان توسط خود من آپلود گردیده که در سایت قرار ندارد !
بیایید جوانان را با این گونه آثار به خواندن کتاب تشویق نماییم جرا که این کار در حال منصوخ شدن می باشد و جوانان از کتاب روی گردان شده اند و تنها هم نسلان من هستند که هنوز کتاب را دوست داشته و هنوز هم دوست دار آنند و دلیل شاید همین کتابهای جیبی باشد که در نوجوانی خوانده ایم . آثار رجب علی اعتمادی و پرویز قاضی سعید و میکی اسپلین ، هرژه و امیر عشیری شاید دروازه ای باشد برای آشتی جوانان با کتاب .
ممنون میشوم اگر اجازه دهید من و امثال من به رایگان این آثار را برای نسل امروز در سایت قرار دهیم . با تشکر امید امیدوار متولد 1350
کاری به محتوای این کتاب ندارم زیرا فرصتی برای خواندن آن نیافته ام اما نام خونبار این کتاب وحشتی است که به جان همه ی افراد دنیا افتاده و چیزی ورای ترس در عالّم به وجود آورده است و هیچ
کس و حتی هیچ جانوری در عرصه ی گیتی از آن در امان نیست، روح قصاوت در وجود همه ی موجودات زنده و در رٱس آن انسان نهفته است، وقتی مرغی را، گوسفندی را، گاوی و یا هر حیوان دیگری
را سَر می بُریم و یا ماهی و هر آب زی دیگری را از دریا و رودخانه صید می کنیم برای آن است که زنده بمانیم، درختی را قطع می کنیم تا با آن در و پنجره و یا ابزار دیگری برای راحتِ زندگی بسازیم آن
هم برای آن است تا زنده بمانیم، مهربان ترین انسان روی زمین از ازل تا به ابد هر مانعی را از سر راه خود با هر شیوه ای برداشته و بر می دارد تا زنده بماند، کُشتن فقط آن نیست که با دسـتان خود
مرتکب شویم، هر وقت که به کشتن دیگری با هر نیتی راضی می شویم شریک در جرم و قتل هستیم، در منازعه می کُشیم، در مجادله می کُشیم، در رقابت می کُشیم، در مبارزه می کُشیم، برای
خوردن می کُشیم، برای آشامیدن و برای نوشانیدن آب در مزرعه بر سر آب راهه ای می کُشیم، در جنگ ها قتل عام می کنیم، از ترس می کُشیم، با ترس می کُشیم، بر سر به دست آوردن موقعیت
می کُشیم، برای محافظت از خود می کُشیم، برای کسـب قدرت می کُشیم، برای حفظ قدرت می کُشـیم تا به هر شکل زنده بمانیم, تا زنده بمانیـم، اخلاق آمـد تا از کشـتن بی رحمانه و بـدون دلیل
کاسته شود، بر سـر اخلاق هم اخلاق مدارانه می کُشـیم تا زنده بمانیم، قانون قصاص آمد تا هر آنکه ما را کشت کشـته شـود, محدوده ی حق و حقوق هم به وجود آمد اما در مقابـل آن تعدّی و حق
کشی پدیدار شد، تجاوز پدیدار شد و حق کُشی پدیدار شد که آن هم نوع دیگری از کُشـتن است تا زنده بمانند، پیامبر هم در راه خدا می کُشد و قربـانی می کند و خدا هم می پذیرد " و اتل عَلیهمْ
نبأَ ابنیْ آدم بالحَق " و قربانی کردن هم کشتن برای زنده ماندن است, برای توجیه کُشتن و برای مذمّت کشتن کتاب ها نوشته اند و این نوشتن ها تا ابد ادامه خواهد داشت، شروع آن از آغاز پیدایش
بشر بوده و پایانی نخواهد داشت هرگز و در هیچ دوره ای از تاریخ بشـر در امنیت به سـر نبرده زیرا همه ی آحاد بشـر در کُشـتن برای زنده ماندن نقش داشته اند، با چشـمان خود جنگ میان همه ی
کشورهای جهان می بینیم, این جنگ ها ادامه جنگهائی است که آغاز آن زندگانی اجتماعی است یکی از مرگبار ترین وسوسه ها برای کشتن حسادت است که قابیل فرزند آدم نیز از روی حسـادت
برادرش هابیل را کُشت تا خود به تنهائی دردانه مطرح باشد تا زنده بماند نه اینکه فقط جسمش زنده بماند بلکه آسایش روانش زنده بماند
عیسی به رهی دیـد یکی کشـته فتـاده
حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت
گفتا که کِرا کشتی تا کشـته شـدی زار
تا بـاز که او را بکُشـد آنکه تـو را کُشــت
سلام
پرویز قاضی سعید با مجموعه داستانهای پلیسی ، جنایی و جاسوسی مامور لاوسون در دهه های پیش از انقلاب واقعاٌ جای پای ویژه ای برای خودش باز کرد،و در کنار جناب عشیری دیگر نویسنده چیره دست رمان های پلیسی ،جنایی حال و هوای داستان نویسی ایران رو کاملاٌ تحت تأثیر قرار دادند. متاسفانه نویسنده گی امروز ایران با وجود تمام سانسور ها دیگه همچین محتواهای رو شاید به خودش نبینه.
بسیار زیباست تصویرسازی نویسنده عالیست
ممنون از لطف شما که آثار قدیمی را به راحتی و رایگان در اختیار جوانان قرار می‌دهید.
داستانجذابی داشت . ممنون از زحماتتون .
لاوسون از کیوسک تلفن با دوستان مخفی تماس گرفته ادرس خانه امن را گرفته با چند بار مسیر عوض کردن و مخفی کاری خود را به خانه رسانده برای ریچارد می خواهند دکتر خبر کرده زنگ زده شخصی می گوید که می اید لاوسون تلفن را بررسی و می فهمد دستکاری شده و فقط به یک شماره مامورین مخفی دشمن زنگ می خورد شخص زود امده و او را با درگیری کشته ناگهان شخص دیگری با مسلسل سبک دستی وارد همه را خلع سلاح در هال نشانده تا شب که می گوید با یک هواپیمای سبک به کشور دشمن عودت می دهند
ریچارد در اتاق مجاور بهوش امده خود را به در رسانده مرد را دیده تیری به پهلوی او زده در اخرین لحظات عمر مرد ادرس هواپیما و علامت را در مقابل قول لاوسون که دو هزار دلار را زنش برساند به او گفته...
لاوسون از خانه بیرون امده ماشین دشمنان او را تعقیب از کوچه ای به کافه گریخته در انجا تسلیم شده برای بررسی فرودگاه دشمن را بدانجا کشیده در لحظه ای مناسب با پاشیدن خاک رئیس را کور و دو ممور همراهش را کشته..با تغییر پلاک ماشین به شهر برگشته...شب همراه دوستان به فرودگاه امده مامور حفاظت را بیهوش علامت با چراغ قوه داده هواپیمای سبک به سمت انها امده سوار با تهدید اسلحه خلبان مسیر پرواز را به غرب تغییر داده و عملیات با موفقیت انجام میشود...
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.