با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.

برای زنده ماندن بکش

از متن کتاب:
لاوسون خود را لای بوته های وحشی خاردار کشید. حالا می توانست قصر قدیمی آن سوی جاده را که در تاریکی شب چون شبه کوهی به نظر می رسید، تماشا کند. نور پریده رنگ مهتاب به زحمت می توانست درخت های کهنسال و پر شاخ و برگی که قصر را در میان گرفته و مانند یک حصار طبیعی آن را از نظرها پنهان ساخته بود، روشن سازد. لاوسون با دقت موقعیت قصر را سنجید. قبل از هر کار می بایست سیم هایی را که زنگ خطر را به صدا در می آورد و روی دیوار دور تا دور قصر کشیده شده بود، قطع کند.
لاوسون کتش را بیرون آورد. طپانچه اش را به کمر شلوار گذاشت و دستکش های سیاهی را که همراه داشت به دست کرد. حالا سرتاپا سیاه شده بود. شلوار سیاه، بلوز یقه بسته سیاه، دستکش های سیاه و کفش های نرم و چسبان سیاه. لاوسون احساس کرد در این لباس ها مثل یک گربه فرز و سبک و زرنگ است. می بایست عرض جاده را سینه خیز طی کند و می دانست که کوچکترین بی احتیاطی موجب مرگش می شود. گویی صدای مک استارد رئیس خود رئیس خود را می شنود:
- گوش کن لاوسون، آنها به هیچ وجه به تو ترحم نمی کنند. اگر گرفتار شوی ما کوچکترین کمکی نمی توانیم بکنیم. زیرا روابط دیپلماتیک اجازه نمی دهد ما که تایید کنیم تو مامور ما هستی...

حق تکثیر: انتشارات آسیا، 1380

» کتابناکهای مرتبط:
تفریحات شب
نام تو آبی است: بیست داستان
خانه اینجاست: مجموعه داستان

نسخه ها
4.7 / 5
با 24 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 11
۱۳۹۸/۰۵/۱۷


پاسخنگارش دیدگاه
نگارستانی
Pro Member
کتاب را مطالعه نمودم.ماموریت لاوسون بازگرداندن یک دانشمند مهم بنام رابکوف به کشور به صورت غیر رسمی است.رئیس لاوسون تاکید می کند در کشور بیگانه عملیات غیر رسمی و در صورت لو رفتن هیچ گونه حمایت و کمکی نمی توان نمود.
لاوسون از ماشین پیاده و قصر را که پشت درختان مخفی شده بررسی کلاه مشکی روی سر خود کشیده یکدست سیاه پوش به دیواره قصر نزدیک با کمک طناب قلابدار از دیوار بالا رفته به 4 رشته سیم برخورد اولی را با میله فلزی امتحان که میله سرخ شده و می فهمد سیم برق است روی ان یک لایه پارچه ای کشیده دومی سیم تلفن است که ان را قطع نموده سومی سیم زنگ خطر است که با یک گیره مخصوص ان را از کار انداخته از روی سیم ها رد طناب را بالا کشیده و از طرف دیگر دیوار پایین رفته نقشه قصر را که بوسیله مامور نفوذی بدست امده مرور باید ساختمان را دور زده از کنار استخر گذشته از پله اصلی بالا رفته و به طبقه دوم اتاق با علامت مخصوص محل نگهداری رادبکوف برود.
ناگهان با یک اتفاق غیر منتظره که اگاهی نداشت پارس یک سگ روبرو شده به طرف او خیز برداشته لاوسون گردن سگ را گرفته می چرخاند و گردن سگ را می شکند.ناگهان صدای یک نگهبان که به پارس سگ مشکوک شده امده وقتی نگهبان به نزدیک لاشه سگ رسیده لاوسون از مخفیگاه پشت درختان بیرون پریده با ضربتی مامور را خلاص لباس او را پوشیده او را در پشت درخت مخفی محل را طی نموده در نزدیکی راه پله در اصلی صدای یک مرد تنومند خطاب به نگهبان دیگر که از متوقف شدن علائم حرکت گیرنده دم سگ و نبودن مامور 25 می پرسد و او را بدنبال انها فرستاده
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You