Hiweb

نام گل سرخ

نام گل سرخ

نویسنده:
نام گل سرخ یا آنک نام گل نخستین رمان اومبرتو اکو نویسندهٔ ایتالیایی است که سال ۱۹۸۰ منتشر شد. کتاب یک داستان جنایی تاریخی است که در صومعه ای در ایتالیای سال ۱۳۲۷ میلادی می‌گذرد؛ معمایی روشنفکرانه که نشانه‌شناسی در داستان را با تحلیل انجیل، مطالعات مذهبی قرون وسطی و نظریات ادبی تلفیق می‌کند. در سال ۱۹۸۶ بر اساس این رمان فیلمی به همین نام ساخته شد.

کتاب را باید در سطوح مختلف خواند. هم در سطح یک رمانی پلیسی، رمان تاریخی – پلیسی خوبی به حساب می‌آید و هم اینکه این رمان، با پس زمینه‌ای از بحرانی که قرن چهاردهم را تکان می‌دهد و درگیری‌های سیاسی و دینی و بدعت‌گذاری و تفتیش، در قالب سنت بزرگ رمان‌های تاریخی نیز می‌گنجد.
به علاوه، قرون وسطا امکانی به دست اکو می‌دهد تا برخی از اشاره‌ها به دنیای معاصر را القا کند. به طور مثال، بدعت‌گذاران، به سبب سخنان مفرط و آرمان پالایشی از طریق خون، به شدت یادآور بریگادهای سرخ‌اند.
شخصیت خورخه در این کتاب یادآور شخصیت بورخس است، کتابخانه دار نابینایی که راه کتابخانه را مخفی می‌دارد.
لحن نام گل سرخ، مانند بیشتر آثار اکو، طنزآمیز اما مبهم است و میان پذیرفتن همراه با سرخوردگی واقعیت و افشاگری منتقدانه در نوسان است. ویلیام، حقیقت را صرفاً تکه‌تکه پیدا می‌کند و تکه‌های متنی که ویلیام پس از آتش سوزی کتابخانه به چنگ می‌آورد، استعارهٔ آن حقیقت‌اند.

حق تکثیر: ت‍ه‍ران‌: ش‍ب‍اوی‍ز‏‫‏‏، ۱۳۶۵.

» کتابناکهای مرتبط:
بهترین داستانهای کوتاه چخوف
خانه ای در شیراز
خاطرات یک استاد

نسخه ها
PDF
حجم: 12 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 750
4.4 / 5
با 16 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 5
۱۳۹۷/۰۸/۱۱


پاسخنگارش دیدگاه
baraz
Member
من آثار اومبرتو اکو رو واقعا دوست دارم
خیلی دنبال این کتاب گشتم و یک چاپ خیلی نفیس با قیمت بالا پیدا کردم که نتونستم بخرم
واقعا ممنون
نقل قول  
اسم این کتاب ناخودآگاه من رو یاد شعر فوق العاده ای از استاد شفیعی کدکنی می اندازه (که البته ربطی به این کتاب نداره!)

بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب
که باغها همه بیدار و بارور گردند.

بخوان، دوباره بخوان تا کبوتران سپید
به آشیانه خونین دوباره برگردند.

بخوان به نام گل سرخ در رواق سکوت،
که موج و اوج طنینش ز دشتها گذرد؛

پیام روشن باران
ز بام نیلی شب،
که رهگذار نسیمش به هر کرانه برد.

ز خشکسال چه ترسی؟ _که سد بسی بستند؛
نه در برابر آب،
که در برابر نور
و در برابر آواز و در برابر شور...

در این زمانه ی عسرت،
به شاعران زمان برگ رخصتی دادند
که از معاشقه ی سرو و قمری و لاله،
سرودها بسرایند ژرفتر از خواب،
زلالتر از آب.

تو خامشی، که بخواند؟
تو می روی، که بماند؟
که بر نهالک بی برگ ما ترانه بخواند؟

از این کریوه به دور،
در آن کرانه ببین
بهار آمده، از سیم خاردار گذشته؛
حریق شعله ی گوگردی بنفشه چه زیباست!

هزار آینه جاریست،
هزار آینه اینک
به همسرایی قلب تو می تپد با شوق
زمین تهی ست ز رندان؛
همین تویی تنها
که عاشقانه ترین نغمه را دوباره بخوانی.

بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان:
«حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی»
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
ممنون از جناب عزتی نازنین بابت چنین کتاب نایابی .
پاینده باشی عزیز
نقل قول  
teymfana
Member
تشکر. پیوسته پیروز باشید
نقل قول  
langarnegar
Member
خیلی دنبالش گشتم ، ممنون
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You