نام گل سرخ

نام گل سرخ

نویسنده:
✔️ نام گل سرخ یا آنک نام گل نخستین رمان اومبرتو اکو نویسندهٔ ایتالیایی است که سال ۱۹۸۰ منتشر شد. کتاب یک داستان جنایی تاریخی است که در صومعه ای در ایتالیای سال ۱۳۲۷ میلادی می‌گذرد؛ معمایی روشنفکرانه که نشانه‌شناسی در داستان را با تحلیل انجیل، مطالعات مذهبی قرون وسطی و نظریات ادبی تلفیق می‌کند. در سال ۱۹۸۶ بر اساس این رمان فیلمی به همین نام ساخته شد.

کتاب را باید در سطوح مختلف خواند. هم در سطح یک رمانی پلیسی، رمان تاریخی – پلیسی خوبی به حساب می‌آید و هم اینکه این رمان، با پس زمینه‌ای از بحرانی که قرن چهاردهم را تکان می‌دهد و درگیری‌های سیاسی و دینی و بدعت‌گذاری و تفتیش، در قالب سنت بزرگ رمان‌های تاریخی نیز می‌گنجد.
به علاوه، قرون وسطا امکانی به دست اکو می‌دهد تا برخی از اشاره‌ها به دنیای معاصر را القا کند. به طور مثال، بدعت‌گذاران، به سبب سخنان مفرط و آرمان پالایشی از طریق خون، به شدت یادآور بریگادهای سرخ‌اند.
شخصیت خورخه در این کتاب یادآور شخصیت بورخس است، کتابخانه دار نابینایی که راه کتابخانه را مخفی می‌دارد.
لحن نام گل سرخ، مانند بیشتر آثار اکو، طنزآمیز اما مبهم است و میان پذیرفتن همراه با سرخوردگی واقعیت و افشاگری منتقدانه در نوسان است. ویلیام، حقیقت را صرفاً تکه‌تکه پیدا می‌کند و تکه‌های متنی که ویلیام پس از آتش سوزی کتابخانه به چنگ می‌آورد، استعارهٔ آن حقیقت‌اند.

حق تکثیر: ت‍ه‍ران‌: ش‍ب‍اوی‍ز‏‫‏‏، ۱۳۶۵.

» کتابناکهای مرتبط:
تا مرگ ما را از هم جدا کند: مجموعه داستان
فرشته تاریکی سیدنی شلدون
Kay Scarpetta - series 18: Port mortuary

نسخه ها
PDF
حجم: 12 مگابایت
تعداد صفحات: 750
4.6 / 5
با 22 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 16
۱۳۹۷/۰۸/۱۱


پاسخنگارش دیدگاه
نگارستانی
Pro Member
از نکات اموزنده در این کتاب اشاره به 40 فرقه شدن مسیحیت که امروزه برخی از انها از بین رفته بحث فقر مسیح که مهم و در اسلام هم مطرح است و ورود مباحث فکری جدید در نتیجه تفکر در انجیل و مسیح مانند استخراج احکام و قرلئت های جدید از دین نمونه ان فردی از افراد مشهور کشیش به این نتیجه رسید که برای استخراج و فهم و موعظه از روی انجیل حتما نباید فرد روحانی و کشیش باشد و یک فرد شخصی ساده هم می تواند با خواندن ان موعظه و سخنرانی کند که به شورش مردم در یک شهر علیه کشیشان و قتل و بیرون راندن انها و سپس غارت ثروتمندان و اغتشاش گردید.

از مباحث عمده در کتاب انحصار تولید و چاپ کتب در اختیار کلیسا تا مدت ها و محدود کردن کتاب ها و جلوگیری از انتشار کتب ممنوعه و ضد مذهبی که افرادی چون اکام در انگلستان که جزیره و از خاک اروپا دور و منفک بود کشیشان بدان دسترسی نداشته با ایجاد اولین دانشگاه ها که کتب جدید و مطالب جدید را انتشار داده انحصار کلیسا را شکسته و بشریت را با احداث دانشگاه ها نجات دادند و این یک واقعه عظیم تکان دهنده تاریخی و عمیق است.
نکات مهم دیگر بررسی ارزش علم و رابطه با دین و مذهب که ویلیام به عنوان شاگرد اکام در ان زمان بحث جدید گشوده می شود که علم برای رفاه یا سعادت بشر و ترقی ان یا در خدمت کتاب مقدس و اکام معتقد بود که عالم باید متعهد و مومن باشد که از علم وی مفسده ایجاد نگردد.

از نکات مهم دیگر بازدید ویلیام و همراهش از گنجینه هدایای ارزشمند دیر نظیر یک قطعه از چوب صلیب مسیح یا استخوان های قدیسین که ویلیام اعتراف می کند بسیاری از انها جعلی و می گوید انقدر از این تکه چوب ها دیده در کلیساهای دیگر که بگویند انها را کنار هم گذارند مسیح را نه به صلیب که به جنگلی از چوب مصلوب نموده اند و استخوان های جعلی مثال گفته استخوان سر یحیی تعمید دهنده را در 11 سالگی در کلیسایی دیده که یحیی در پیری مرده و معلوم بود استخوان سر 11 سالگی یحیی جعلی و دروغین است
نقل قول  
نگارستانی
Pro Member
مذاکرات صلح به شکست می خورد و اوبرتینو که از افراد فاضل و عارف سنت فرانسیسکن ها و پاپ خواستار ملاقات مجدد وی بود از ترس جان فرار کرده بعد ها به قتل رسیده امپراتور با شورش مردم از رم بعدا فرار کرده و پاپ پیروزمندانه به رم باز می گردد.
اوبرنگر خانسالار و دخترک را به جرم حلول شیاطین برده تا در راه مجازات و سوزانیده شوند و رئیس دیر از ویلیام می خواهد تا موضوع را پیگیری ننماید. سرانجام کشف رمز حروف درون اتاق های مخزن کتابخانه شده و می فهمند که باید حرف دوم و چهارم روی اینه درون یک اتاق را فشار داده تا درب مخفی باز شود و ملاجی پیرمرد کشیش کور را یافته که رئیس دیر را در مسیر دیگر مخفی اتاق گیر انداخته تا در اثر بی هوایی بمیرد و به ویلیام اعتراف می کند برای حفاظت ان کتاب و اثر ارسطو که ممکن است مثل بقیه اثارش بنیان انجیل و مسیحیت را بلرزاند ان اتفاقات افتاده و چراغ را خاموش و شروع به خوردن صفحات زهراگین کتاب برای نابودی ان کرده و می گریزد در تاریکی از در خارج ویلیام و همکارش مانع بسته شدن در اینه ای شده در راهرو ها ملاجی را گم تا چراغ اورده به او حمله او چراغ را گرفته به توده کتاب ها پرت می کند
اتش زبانه کشیده و پیرمرد باقیمانده کتاب را به درون اتش پرتاب تلاش برای خاموشی ناکام بدنبال کمک دویده همکار ناقوس را بصدا دراورده و به زبان مشکل اشاره به ساختمان اتش گرفته کرده ولی بدلیل نبود رهبر تلاش ها بی فایده و علاوه بر کتابخانه و کلیسا کل ساختمان های متصل بهم سوخته نابود فرو ریخته و تل خاکستر باقی می ماند یکی از بزرگترین کلیساهای عالم مسیحیت نابود و افراد انجا را ترک کرده و به فراموشی سپرده می شود
نقل قول  
E R S
Publisher
نوشتن خلاصه کتاب (حتی در حد چند پاراگراف کوتاه) علاوه بر اینکه به خود شما در جمع‌بندی مطالب کمک می‌کند، کمکی هم هست به دیگرانی که وقت مطالعه خیلی از کتاب‌ها را ندارند.
کتابناکی‌های عزیز! اگر وقت داشتید گاهی خلاصه‌ای کوتاه از کتاب‌هایی که مطالعه کردید بنویسید و مطمئن باشید عده‌ای استفاده می‌کنند. خدا خیرتان دهاد!
(البته برای خلاصه رمان و داستان بهتر است از علامت اسپویلر یا همان "لو دهنده" استفاده کنیم)
نقل قول  
نگارستانی
Pro Member
سومین شخص هم ناپدید می شود و او را در وان حمام می یابند در حالی که سر انگشتان و زبان او سیاه شده و مشخص است که مسموم گردیده گوه های مذاکره وارد گردیده حال قبل ان خوانسالار اعتراف می کند نزد ویلیام که زمانی با دیگری عضو فرقه دلچینی بوده و در غارت و کشتار انان شرکت داشته و بعد به این دیر پناه اورده و گاه با دختران روستای مجاور در مقابل غذا ارتباط برقرار می کند.

گروه ها سنت فرانسیسکن ها و مینوتوری ها معتقد به فقر مسیح هستند و اعتقاد دارند کلیسا با غارت مردم و ثروت فاسد شده و گروه طرفدار پاپ با انکه پاپ فقر مسیح را قبلا تایید کرده استدلال می کنند مسیح و حواریون اموال شخصی داشته و مایملک داشته و مالکیت منفاتی با مسیح ندارد.

با ورود گروه طرفدار پاپ که اوبرنگر یک بازجوی سخت گیر مذهبی با گارد محافظ است با ورود در جریان قرار گرفته و خانسالار و دختر را دستگیر تحت بازجویی و شکنجه قرار داده و اعتراف کفر گرفته و مشخص می شود وی تعدادی نامه مکتوب سر به مهر از دلچینی دارد که امانت پیش ملاچی گذاشته که تحویل دادگاه مذهبی شده ناگهان پزشک به نزد ویلیام امده می گوید کتاب ممنوعه را یافته در اتاق اوست ویلیام می گوید بعد مذاکره نزد او امده برود در اتاق و در را بروی خود ببند
پزشک در اتاق با ضربه کره جغرافیایی به سرش به قتل رسیده اتاق بهم ریخته خانسالار را قاتل او معرفی ویلیام ضمن جستجو برای کتاب به کتابی به 4 زبان عربی عبری لاتین و .. برخورده از ان عبور کرده و بعد می فهمد که این همان کتاب ممنوعه بوده و می فهمد اوبر نساخ ان را برداشته به ملاچی داده ملاچی وسوسه شده کتاب را بخواند که با زهر دزدیده شده توسط کشیش کور مسموم شده با ورق زدن زهر وارد و در هنگام دعا خواندن در کلیسا بر زمین افتاده می میرد
نقل قول  
نقل قول از نگارستانی:
در تحقیقات مشخص می شود برنگر شخص دوم روابط نامشروع هم جنسی با شخص اول برقرار نموده و به او وعده کتاب ممنوعه و اسرار را در اختیار وی قرار دهد و هنگامی که فرد پشیمان و برهنه از اتاق بیرون دویده ملاچی و دیگران دیده در گفتگوی افراد پیرمرد کور که سمت ارشدیت داشته از مباحث خنده و امثال ان که باعث کفر می داند به شدت انتقاد کرده که توجه ویلیام را جلب می کند.
در صحبت با دکتر مشخص می شود در روزگار دور مقداری زهر از وی مفقود شده و ویلیام یک برگه کپی از برنگر می یابد که به زبان رمز نوشته شده از عینک خود کمک می خواهد که به صورت چنگالی بر بینی سوار شده و دو عدسی دارد که از وی ربوده و از کشف رمز باز می ماند.
اهنگر در حال ساخت عینک جدید است که ویلیام و همکار شبانه برای بازدید مخفی از کتابخانه رفته که به صورت دوار و اتاق های تو در تو ساخته شده و قفسه های بزرگ حاوی کتاب دارد و انها راه خود را گم کرده برای برگشت دچار مشکل می گردند.

چرا شما هر کتابی که مطالعه می کنید خلاصه شو مینویسید ؟ برای معرفی کتاب که تمام رویدادها و جزییات رو نمینویسند یا دلیل دیگه ای داره که ما نمیدونیم
نقل قول  
چوپبان
Member VIP
نقل قول از نگارستانی:
داستان از انجا شروع می شود که ...

چون فکر می کنم شما اول و آخر داستان رو تو لو دادید جرئت نمی کنم دیدگاههاتونو بخونم!
نقل قول  
نگارستانی
Pro Member
در تحقیقات مشخص می شود برنگر شخص دوم روابط نامشروع هم جنسی با شخص اول برقرار نموده و به او وعده کتاب ممنوعه و اسرار را در اختیار وی قرار دهد و هنگامی که فرد پشیمان و برهنه از اتاق بیرون دویده ملاچی و دیگران دیده در گفتگوی افراد پیرمرد کور که سمت ارشدیت داشته از مباحث خنده و امثال ان که باعث کفر می داند به شدت انتقاد کرده که توجه ویلیام را جلب می کند.
در صحبت با دکتر مشخص می شود در روزگار دور مقداری زهر از وی مفقود شده و ویلیام یک برگه کپی از برنگر می یابد که به زبان رمز نوشته شده از عینک خود کمک می خواهد که به صورت چنگالی بر بینی سوار شده و دو عدسی دارد که از وی ربوده و از کشف رمز باز می ماند.
اهنگر در حال ساخت عینک جدید است که ویلیام و همکار شبانه برای بازدید مخفی از کتابخانه رفته که به صورت دوار و اتاق های تو در تو ساخته شده و قفسه های بزرگ حاوی کتاب دارد و انها راه خود را گم کرده برای برگشت دچار مشکل می گردند.
نقل قول  
نگارستانی
Pro Member
ویلیام شروع به تحقیق نموده و از اتاق کار نساخان بازدید و می فهمد که شخص به دنبال کتاب ممنوعه خاصی بوده و کتاب ها و تصاویری که از نقش های شیطانی کپی و نسخه برداری کرده روی میز ام می بیند از اشپزخانه خوانسالار و کمکش بازدید با دکتر ونانسیوس و محل کار او اشنا شده از اصطبل کشتزار و اصطبل بازدید و از اهنگری دیدار نموده با ملاچی سرپرست کتابخانه دیدار در مراسم دعا و تنظیم وقت نواموزان مثل کاسیرز و غیره که تقسیم بندی زمان شب و روز ساعت دو تا 3 قبل دعای صبح گاهی بیدار سپس دعا بعد صبحانه و کارهای روزانه تا دعای بعد و غیره
در این هنگام در گفتگو با دوستان از موضوعی به نام پایان افریقا می شنود و همان شب یکی دیگر از افراد را در نزدیک اصطبل محل نگهداری خوک ها که سر چند خوک را بریده خون انها را در خم برای پودینگ جمع کرده سر درون خم خون پیدا کرده که معلوم می شود او را روی زمین از نزدیک قبرستان کشیده تا انجا اورده اند.
نقل قول  
نگارستانی
Pro Member
داستان از انجا شروع می شود که پدر و مادر یک کودک او را برای تربیت و کشیش شدن فرستاده و او در عنفوان جوانی با یک کشیش دیگر ماموریت می یابد به یک کلیسای بزرگ و وسط بیابان که دیری ست مشهور و دارای یک کتابخانه بزرگ و نساخان از کتب و دارای کتب از مسلمانان که کتب ممنوعه شناخته شده با درامد زیاد و مرفه و دارای گنجینه بی نظیر از اشیا مقدس رفته و امنیت سفر گروه سنت فرانسیسکن ها و گروه امپراتور را در ان منطقه بی طرف بررسی و تامین تا با گروه فرستاده شده توسط پاپ برای مذاکره و صلح و ایجاد اتحاد و اشتی اقدام نمایند.
انان از راه صعب العبور رفته در نزدیکی دیر می بینند افرادی از دیر به دنبال چیزی گشته کشیش اصلی که قبلا یک بازجوی دینی بوده و تفتیش عقاید می نموده می گوید شما به دنبال اسب سفید هستید و او به سمت دیگر دیر رفته در میان برف ها و انان رفته و اسب را یافته تا انها برسند خبر را به رئیس دیر رسانده و او که از پیدا شدن اسب گرانقیمت خوشحال شده از ویلیام می پرسد چگونه فهمیده و او رد پاهای اسب در برف و تار دم اسب بر شاخ شکسته و غیره و مسیر طوفان را علل بیان می نماید.
رئیس دیر قسمت های مختلف و کتابخانه و نساخان را معرفی و به ویلیام می گوید مشکلی پیش امده و یکی از نساخان شب هنگام در کنار دیوار بلند کلیسا و کتابخانه در سرما مرده پیدا شده و گمان می رود خود را از شیشه پنجره های بلند طبقه دوم به پایین انداخته و خودکشی کرده منتهی شیشه ها بالا و از قد فرد بالاتر بوده و او ناچار باید صندلی می گذاشته یا توسط فردی به پایین پرت شده و به قتل رسیده و از ویلیام می خواهد برای حفظ ابرو قبل رسیدن گروه های طرف مذاکره قضیه را بررسی حل و روشن نماید.
نقل قول  
نگارستانی
Pro Member
کتاب را مطالعه نمودم.اثر فاخر و قابل تاملی ست.همانگونه که نویسنده که نقش ترجمه و انتشار ان را دارد کتاب متصور که یک اثر اصیل و واقعی ست و بزرگان فلسفه خواندن ان را توصیه نموده اند.
همانگونه که اشاره گردیده کتاب دست نوشته های یک راهب گمنام نوشته شده و به یک ماجرای تاریخی در دوران قرون وسطا و تسلط کلیسا ها اشاره دارد که اختلافات و فرق گوناگونی در عالم مسیحیت ایجاد و اختلافاتی بین امپراتور و پاپ در رم بروز کرده که موجب هجرت پاپ به شهر مرزی اوینیون در مرز فرانسه گردیده است.
نویسنده کتاب را اتفاقی یافته و به اهمیت ان پی برده و ان را در سال 1980 منتشر نموده است.اهمیت این کتاب به واسطه نقل قول های مستقیم از یک کتاب به نام جلد دوم ارسطو در بیان فواید طنز و خنده در درمان بشر نگرش به خنده و کاربرد ان در زندگی بشر است که تنها یک جلد باقی بوده و ان هم نابود شده و بخش هایی از ان در این کتاب نقل قول گردیده است
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You