رسته‌ها

در من سگی ست که تو را زوزه می کشد

در من سگی ست که تو را زوزه می کشد
امتیاز دهید
5 / 3.8
با 12 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 3.8
با 12 رای
.
«تولد مخاطب به بهای مرگ مولف صورت می گیرد»
رولان بارت

علی زارع:« من یک مخاطبم »
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
aria0251
آپلود شده توسط: aria0251
۱۳۹۳/۱۲/۲۹
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
41
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی در من سگی ست که تو را زوزه می کشد

تعداد دیدگاه‌ها:
10
[quote='sobhan'] تا یه جاهاییشو خوندم. اگه بعد باقیشو هم خوندم و باقی داشت حرفام، میام ادامه میدم اطلاعی از کجای قصه بودنت و فعالیت های ادبی دیگه ت ندارم اما اگه فرض بگیرم که تا ثبات فکری/هنری ت خیلی مونده، باید واسه گفتن شعر توی قالبای کلاسیک -مخصوصا چارپاره- زیاد تشویقت کنم و واسه گفتن شعر توی قالب عاری از وزن عروضی بزنم توی ذوقت. خوبه که عروض رو انقد بلدی که باهاش بازی هم می کنی. فقط خط آخر ص۱۲ رو درست کن (مثلا «همینا کل قصه بود دکتر» یا هر جور صلاح میدونی. صرف یه تشدید بی کاربرد فایده نداره) دیگه اینکه دو تا قافیه داری یکیش سست ه یکیش غلط «آیایم» ِ ص ۱۰ قشنگه به نظر خودت؟ اون یکی پلکات و چشمات ه. درسته که ترانه سراها از این نمونه ها دارن اما اونا صرفا ترانه سران. بر خلاف تو، از شعر استخون دار چیزی بارشون نیست (درضمن نقل قول‌هایی که استفاده کردی واسه معرفی کتابت و اول کتابت خیلی خوبن. شکیل هم پی دی اف درست کردی. دست مریزاد) [/quote] ممنون بابت نقد
[quote='Ahoora1']راستی دوست خوبم تمام ماضی ام را در مضارع چال می کردی وجودم را به زورِ چشم خود اشغال می کردی بیت مذکور رو از جایی برداشت کردی؟ یا اتفاقی این اتفاق افتاده؟ (خودش را موجه به اغفال کرد مضارع رو در ماضی اش چال کرد) "مترسک" [/quote] اینکه در این نوشته از آن ترانه تاثیر پذیرفته ام را انکار نمی کنم اما از آنجا که این را 1 سال و اندی پیش نوشتم به خاطر ندارم که این تاثیر پذیری تعمدی بوده و یا به شکل ناخودآگاه این اتفاق روی داده. حتی همین چند وقت پیش ترانه ای نوشته بودم و فکر می کردم کاملا جوششی ست. کمی که گذشت فهمیدم بیت نهایی اش را قمیشی خوانده (که البته ترانه سرای اثر را نمی شناسم) و من خیلی پیشتر آن ترانه را شنیده بودم (بابت این رسمی نویسی و به اصطلاح لفظ قلم صحبت کردن هم مرا ببخشید . این مرضی ست که گاهی به جانم می افتد)
راستی دوست خوبم تمام ماضی ام را در مضارع چال می کردی وجودم را به زورِ چشم خود اشغال می کردی بیت مذکور رو از جایی برداشت کردی؟ یا اتفاقی این اتفاق افتاده؟ (خودش را موجه به اغفال کرد مضارع رو در ماضی اش چال کرد) "مترسک"
خلی زیبا بود اقای زارع با اهورا موافقم موفق باشید شما نیاز به تکرار دارید و من مطمئن هستم اگر بیشتر به انتقادها توجه داشته باشید و همچنین بکار بگیرید کارهای بهتر و قشنگتری از شما شاهد خواهیم بود خیلی عالی بود بازهم ممنون از شما نویسنده کتابناکی
تا یه جاهاییشو خوندم. اگه بعد باقیشو هم خوندم و باقی داشت حرفام، میام ادامه میدم اطلاعی از کجای قصه بودنت و فعالیت های ادبی دیگه ت ندارم اما اگه فرض بگیرم که تا ثبات فکری/هنری ت خیلی مونده، باید واسه گفتن شعر توی قالبای کلاسیک -مخصوصا چارپاره- زیاد تشویقت کنم و واسه گفتن شعر توی قالب عاری از وزن عروضی بزنم توی ذوقت. خوبه که عروض رو انقد بلدی که باهاش بازی هم می کنی. فقط خط آخر ص۱۲ رو درست کن (مثلا «همینا کل قصه بود دکتر» یا هر جور صلاح میدونی. صرف یه تشدید بی کاربرد فایده نداره) دیگه اینکه دو تا قافیه داری یکیش سست ه یکیش غلط «آیایم» ِ ص ۱۰ قشنگه به نظر خودت؟ اون یکی پلکات و چشمات ه. درسته که ترانه سراها از این نمونه ها دارن اما اونا صرفا ترانه سران. بر خلاف تو، از شعر استخون دار چیزی بارشون نیست (درضمن نقل قول‌هایی که استفاده کردی واسه معرفی کتابت و اول کتابت خیلی خوبن. شکیل هم پی دی اف درست کردی. دست مریزاد)
[quote='Ahoora1']درود و خسته نباشید بلد نیستم به میهمانی بروم که دعوت نشده ام اما در میهمانی ای که دعوت شده باشم یا نمیروم یا اگر برم در آن صحبت می کنم اگر برای دانلود این نوشته نیز این غریبه(من) را دعوت نمی کردید شاید اصلن دانلود نمی کردم (چون از کتاب مطلع نبودم) و اگر هم دانلود می کردم نقد و تحلیل نمیکردم حال که دعوت شده ام و آمده ام پس مختصر صحبتی میکنم(که شاید نام ش را نقد-علمی گذاشت) 1. هر نوشته ای که دارای وزن و قافیه باشد نامش شعر نیست. (حال آنکه شعر های شما وزن نداشت) می توان به آنها نظم و یا ترانه گفت.(و دست پایین ترش هم دلنوشته-که سطح شما بالاتر بود) [که توضیح اش از حوصله [این] مطلب خارج است] 2. شعر های شما (به گفته خودتان) خالی از وزن بود.چرا؟ ما دونوع شعر داریم.شعر هجایی و شعر عروضی که شعر های شما خالی از هر دو بود. 3. هایکو نیز از قواعد خاص خود بر خوردار است و هر نوشته کوتاهی هایکو نیست. نه من که اهل فن های گُنده تر از من(که من شاگردی بیش نیستم) معتقدند که هایکو فقط و فقط مخصوص کشور مبدع اش ژاپن می باشد. حتا ترجمه های هایکو نیز دیگر هایکو نیستند.(حال حتا اگر ما هایکو نویسان قدری چون عباس کیا رستمی داشته باشیم) 4. از عکس های عادی و غیر هنری در کتابتان استفاده نکنید (البته صرفن در حد پیشنهادی دوستانه در کمال افتادگی : نقد کارگاهی) چرا که کمال و کیفیت مجموعه اثر شما را نازل می کند. پیشنهاد من نقاشی یا عکس های سیاه و سفید هنری و یا انتقادی ست که به موضوع نوشته هاتان مرتبط باشد. (کتاب "مردی که نرفته است،برمی گردد"-دکتر سید مهدی موسوی) 5. از نوشتن کلمه "پاورقی" در انتهای صفحه هات خودداری کنید. چرا که نویسنده چیری را در ته صفحه می نویسد که خب پاورقی ست. (نوشتن کلمه "پاورقی" توهین به شعور مخاطب است) و دگیر چیز ها که حقیقتن از حوصله این بحث خارج است. راستی دوست عزیز پاسختون به مهان را پسندیدم .(این قسمت را: طبیعی ست هر شعر نیاز به توجهی کافی دارد و اینکه... و الی آخر) و دوباره راستی دوست خوبم علیرضا روشن صاحب دو کتاب بهتر هست که به نظرم "کسره" ضعیف ترینشونه. کتابِ "نیست" و با اندکی فاصله کتاب "تو شدن" و سه باره راستی نمیدانم که در مورد تکنیک شعر چه می خوانی (مطمئنم که آرشیو شعری خوبی داری) مطالعاتی در باره اشعار به سبک مینیمالیسم و هولوگرامیک داشته باش. چرا که بعضی از نوشته هات به این دو مکتب نزدیک بود. و باید این نوید را بدهم که شما از خیلی از [به اصطلاح] شاعران کتابناکی که مضحکانه ادعای روشنفکریشان می شود (به قول استادم : روشنفکنماهای نور ندیده) والاتر،اندیشمندتر و کامل ترید. امیدوارم که روی محتوا و خیلی بیشتر روی فرم اثرت کار و مطالعه کنی با سپاس[/quote] ممنون بابت مطالعه و نقد(چیزی که شاید بیشتر از هرچیز دیگری به آن نیاز دارم)
درود و خسته نباشید بلد نیستم به میهمانی بروم که دعوت نشده ام اما در میهمانی ای که دعوت شده باشم یا نمیروم یا اگر برم در آن صحبت می کنم اگر برای دانلود این نوشته نیز این غریبه(من) را دعوت نمی کردید شاید اصلن دانلود نمی کردم (چون از کتاب مطلع نبودم) و اگر هم دانلود می کردم نقد و تحلیل نمیکردم حال که دعوت شده ام و آمده ام پس مختصر صحبتی میکنم(که شاید نام ش را نقد-علمی گذاشت) 1. هر نوشته ای که دارای وزن و قافیه باشد نامش شعر نیست. (حال آنکه شعر های شما وزن نداشت) می توان به آنها نظم و یا ترانه گفت.(و دست پایین ترش هم دلنوشته-که سطح شما بالاتر بود) [که توضیح اش از حوصله [این] مطلب خارج است] 2. شعر های شما (به گفته خودتان) خالی از وزن بود.چرا؟ ما دونوع شعر داریم.شعر هجایی و شعر عروضی که شعر های شما خالی از هر دو بود. 3. هایکو نیز از قواعد خاص خود بر خوردار است و هر نوشته کوتاهی هایکو نیست. نه من که اهل فن های گُنده تر از من(که من شاگردی بیش نیستم) معتقدند که هایکو فقط و فقط مخصوص کشور مبدع اش ژاپن می باشد. حتا ترجمه های هایکو نیز دیگر هایکو نیستند.(حال حتا اگر ما هایکو نویسان قدری چون عباس کیا رستمی داشته باشیم) 4. از عکس های عادی و غیر هنری در کتابتان استفاده نکنید (البته صرفن در حد پیشنهادی دوستانه در کمال افتادگی : نقد کارگاهی) چرا که کمال و کیفیت مجموعه اثر شما را نازل می کند. پیشنهاد من نقاشی یا عکس های سیاه و سفید هنری و یا انتقادی ست که به موضوع نوشته هاتان مرتبط باشد. (کتاب "مردی که نرفته است،برمی گردد"-دکتر سید مهدی موسوی) 5. از نوشتن کلمه "پاورقی" در انتهای صفحه هات خودداری کنید. چرا که نویسنده چیری را در ته صفحه می نویسد که خب پاورقی ست. (نوشتن کلمه "پاورقی" توهین به شعور مخاطب است) و دگیر چیز ها که حقیقتن از حوصله این بحث خارج است. راستی دوست عزیز پاسختون به مهان را پسندیدم .(این قسمت را: طبیعی ست هر شعر نیاز به توجهی کافی دارد و اینکه... و الی آخر) و دوباره راستی دوست خوبم علیرضا روشن صاحب دو کتاب بهتر هست که به نظرم "کسره" ضعیف ترینشونه. کتابِ "نیست" و با اندکی فاصله کتاب "تو شدن" و سه باره راستی نمیدانم که در مورد تکنیک شعر چه می خوانی (مطمئنم که آرشیو شعری خوبی داری) مطالعاتی در باره اشعار به سبک مینیمالیسم و هولوگرامیک داشته باش. چرا که بعضی از نوشته هات به این دو مکتب نزدیک بود. و باید این نوید را بدهم که شما از خیلی از [به اصطلاح] شاعران کتابناکی که مضحکانه ادعای روشنفکریشان می شود (به قول استادم : روشنفکنماهای نور ندیده) والاتر،اندیشمندتر و کامل ترید. امیدوارم که روی محتوا و خیلی بیشتر روی فرم اثرت کار و مطالعه کنی با سپاس
[quote='مهان']با سلام. یکی از کارهای پسندیده کتابناک؛ حمایت از نویسندگان کتابناکیست به هر حال دوستانی که فکر میکنند ومینویسند حمایت از انها باعث میشه بیشتر فکر کنند وبهتر بنویسند.ولی ایکاش نویسندگان عزیز متنهای مفید ودر خور خواندن بنویسند ولو یک برگ نه اینکه در هر برگ یک یا2 خط بنویسند وبخواهند باتعدد صفحات جلوه نمایی کنند.و وزن نوشته شانرا با تعدد صفحات به رخ بکشند...به امید موفقیت آقای زارع وسایرنویسندگان عزیز کتابناکی[/quote] نقد شما را با جان و دل می پذیرم اما باید به این نکته هم اشاره کنم که کوتاه نویسی در یک صفحه به جهت فخرفروشی و یا بالابردن صفحات نیست. چند کتاب لازم است معرفی کنم. از جمله ی آنها که واقعا می پسندم : کسره نوشته ی علیرضا روشن اتفاقا به عمد برای آثار کوتاه یک صفحه اختصاص داده ام.به یاد دارم در کتاب 120*70*180 از جلیل صفربیگی در هرصفحه دو شعر کوتاه قرار داشت. طبیعی ست هر شعر نیاز به توجهی کافی دارد و اینکه دوشعر در صفحه بود -نمی دانم چرا- چشم هایم را تحریک می کرد که به شعر پایین تر نگاهی بکنم و همین مجال اندیشه بر هر شعر را از من سلب می کرد و من می خواستم با اختصاص یک صفحه ی کامل به آثار کوتاه این اتفاق برای شما نیفتد همان طور که خیلی ها پیش از من و بعد از من چنین کرده اند و می کنند
با سلام. یکی از کارهای پسندیده کتابناک؛ حمایت از نویسندگان کتابناکیست به هر حال دوستانی که فکر میکنند ومینویسند حمایت از انها باعث میشه بیشتر فکر کنند وبهتر بنویسند.ولی ایکاش نویسندگان عزیز متنهای مفید ودر خور خواندن بنویسند ولو یک برگ نه اینکه در هر برگ یک یا2 خط بنویسند وبخواهند باتعدد صفحات جلوه نمایی کنند.و وزن نوشته شانرا با تعدد صفحات به رخ بکشند...به امید موفقیت آقای زارع وسایرنویسندگان عزیز کتابناکی
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.