رسته‌ها

مقالات فروغی - جلد اول

مقالات فروغی - جلد اول
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 78 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 78 رای
.
مقالات فروغی - جلد دوم:
[url]http://ketabnak.com/comment.php?dlid=60635[/url]

این کتاب، مجموعه ای است از خطابه ها، رساله ها، گزارش ها، نامه ها و مقدمه بر کتاب ها
مقالات این مجموعه عرصه گسترده ای از تاریخ، فرهنگ و ادبیات ایران را در بر می گیرد و از دانش و توانایی کم نظیر «محمد علی فروغی» و کوشش ها و خدمات او حکایت می کند. عناوین بعضی از نوشته های این مجموعه عبارتنداز: «ترجمه لغات فرنگی»، «خطابه درباره آثار ملی»، «ایران در 1919 میلادی»، «پیام من به فرهنگستان»، «فرهنگستان چیست؟»، «جامعه ملل»، «سخنوران ایران در عصر حاضر»، «ایران را چرا باید دوست داشت؟»، «سعدی و حافظ»، «رساله سر الاسرار»،‌«فارسی نویسی»، «ادارات ما»، «حقوق در ایران»، «جواب فروغی به مطبوعات انگلیس»، «مذاکرات با نمایندگان انگلیس»، «اختلافات سر حدی ایران و شوروی»، «تاثیر رفتار شاه در تربیت ایرانی»، «حکیم خیام نیشابوری»، «تقریظی بر فرهنگ نفیسی» و‌«بیانی اجمالی از کتابخانه مجلس شورای ملی».

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
hanieh
آپلود شده توسط: hanieh
۱۳۹۳/۰۶/۰۴
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
397
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی مقالات فروغی - جلد اول

تعداد دیدگاه‌ها:
7
فروغی زمانی منشا اثر شد که در ایران بیابان برهوت عصر بیخبری حاکم بود، به دیده ی انصاف از معدود کسانی بود که در آن دوره ی سخت به این کشور خدمت کردند.
نقل قول از mraportchi:
ولی دکتر عبدالکریم سروش می گوید: فروغی سست عقیده و عملۀ ظلم بود

دکتر سروش که اینو گفته، خودش درباره عمله نظام بودن خودش نظرش چیه؟ تاریخ رو که پاک نمیشه کرد.
نقل قول از mraportchi:
ولی دکتر عبدالکریم سروش می گوید: فروغی سست عقیده و عملۀ ظلم بود


این سخن را چه سروش یا غیر سروش گفته باشد به نظرم تا حدود زیادی درست است.اینکه فروغی انسان با سواد در جستجوی دانش و از نظر زندگی شخصیش انسانی بدون حاشیه و پاکدامن و سالمی بود حرفی نیست.ترجمه های دقیق او از متون فلسفی و حقوقی غرب اعجاب مترجمان امروزی را هم بر انگیخته است.کتاب سیر حکمت در اروپای او با وجود گذشت هفتاد هشتاد سال از تالیفش هنوز کتابی است که جنبه دانشگاهی خود را حفظ کرده است.متونی ادبی که او تصحیح نموده از بهترین متون تصحیحی ادب فارسی است

اما قضاوت درباره عملکردش در دوره های مسولیت سیاسی و اجرایی او جای حرف بسیار دارد.فروغی در تشکیل نظام پهلوی و تغییر قاجار ب ه پهلوی نقشی اساسی داشت.چند بار در زمان رضاشاه نخست وزیر شد و چندبار نیز وزیر در کابینه ای دیگر.حاصل این دوره چیزی جز سرسپردگی منفعلانه نسبت به دستگاه رضاشاهی چیزی نیست.فروغی چیزی جز تایید کننده اوامر رضاشاه نبود البته این امر فقط منحصر به فروغی نبوده و تمام نخست وزیران پهلوی اول را شامل میشده و تا حدود زیادی به خوی دیکتاتوری رضاشاه برمیگردد.کما اینکه خود فروغی نیز پس از واقعه مسجد گوهر شاد و اعدام پدر دامادش٬ قربانی همین خوی شده و مجبور به خانه نشینی شد.کلایو وزیر مختار انگلستان در گزارشی از سال ۱۳۱۰ از ملاقاتش با رضاشاه که مترجمی آن را فروغی برعهده داشته مینویسد:فروغی از آن مردان ترسویی است که سعی دارند از گفتن هر آنچه خلاف میل شاه است خودداری کنند.

محسن فرزند فروغی به مشاجره ای که مابین پدرش و عمویش ابوالحسن فروغی رخ داده اشاره میکند و میگوید:عمویم با صدایی لرزان و عصبانی به پدرم گفت:داداش شما هم در به وجود آوردن این اوضاع خفقان آور مقصرید.زیربنای این ساختمان جهنمی را شما و چند نفر بنا کرده اید و پاسخ میشنود:«من مقصر نیستم ولی گول خوردم....حال فهمیدم گفته ها و تظاهرات رضاشاه برای اغفال بنده و امثال من بوده است»(نقل از کتاب زندگی و زمانه فروغی ترجمه آذرنگ)

چیزی که موجب وفاداری بیش از حد فروغی به دستگاه پهلوی(نامی که خود فروغی پیشنهاد داده بود)بوده ظاهرا به تعلق خاطر فروغی به مفهوم پادشاهی در ایران باستان برمیگردد.چنانکه حتی پیشنهاد ریاست جمهوری را از انگلیسی ها پس از اشغال ایران را نه تنها قبول نکرد بلکه آنها را متقاعد کرد که پادشاهی فرزند رضارضا را بپذیرند.در واقع اتفاقی نبود که او منشا هویت ملی مدرن برای ایرانیان را شاهنامه تعریف کرده بود.اگر او به سایر متون ایرانی مانند نصیحه الملوکها هم اعتقادی داشت احتمالا نظام دموکراتیکتری در ایران شکل گرفته بود و به تحمیل اجباری البسه و السنه نمی انجامید.
نقل قول از mraportchi:
ولی دکتر عبدالکریم سروش می گوید: فروغی سست عقیده و عملۀ ظلم بود

خوشبختانه هم نوشتارها و هم کردارهای هر دو (فروغی و سروش ) در تاریخ آمده و می توان سنجید که کدام درست می گویند.
ولی دکتر عبدالکریم سروش می گوید: فروغی سست عقیده و عملۀ ظلم بود
"محمد علی فروغی" سیاستمدار، فیلسوف و نقاش...

مجتبی مینوی می گویید:"به نظر من فروغی نمونه یک ایرانی تمام عیار، تربیت شده و با معرفت است که در کار سیاست،علم، ادب،فرهنگ و فلسفه بسیار متبحر و سرشناس و از رجال درجه اول محسوب می شود"
استاد یغمایی می گویید:"این مرد اصلاً فرشته بود. در انسانیت و صفات انسانی هیچ کم وکسر نداشت....به اروپا که می رفت با استادان و سیاستمداران درجه اول به گفتگو می نشست.
دقیقترین سفیری بود که ایران به خود دیده بود (مقدمه کتاب-ص-22)

وقتی درمجمع سازمان ملل یکی از نمایندگان ازفروغی پرسید: نماینده ی چه کشوری هستی؟ هر چه سعی کردم ایران را،پرس، را به او بشناسانم نشد.عاقبت خودش گفت:شاید آن مملکتی است که سعدی آنجاست.
شاعری که گفته: بنی آدم اعضای یک پیکرند. او سعدی را می شناخت اما ایران را نمی شناخت

خلاصه اینکه، حتی آتاتورک هم به فروغی چنین می گویید:شما ایرانیها قدر ملیت خود را نمی شناسید.نمی دانید ریشه داشتن و حق آب و گل در قسمتی از زمین چه نعمتی است.
ملیت وقتی مصداق پیدا می کند که آن ملت را بزرگان ادب،حکمت،فرهنگ ، سیایت و در تمدن و معارف بشری سابقه ممتدی داشته باشد.
شما قدر و قیمت خود را نمی شناسید وعظمت شاهنامه را در نمی یابید که این کتاب سند ملیت و هویت شماست و من ناگزیرم برای ملت ترک چنین سوابقی دست پا کنم



با سپاس بسیار از هانیه عزیز.........

محسن فروغی، از پدرش محمدعلی فروغی نقل می‌کند که «وقتی من نماینده اول ایران در جامعه ملل شدم و به کشور سوئیس رفتم، آتاتورک به کلیه سفرا و وزرای مختار مقیم آنکارا گفته بود “بزرگترین شخصیتی که در این مجمع عضویت دارد، فروغی سفیر ایران است. من تاکنون مردی به این جامعی و وطن‌پرستی و مطلعی ندیدم. کاش مملکت من هم یک فروغی داشت"
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file