Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج

نویسنده:
.
بسیاری بر این باورند که همه قبل از ازدواج رابطه دوستی برقرار می کنند اما در این کتاب سعی شده تا این مساله بررسی شود و مشکلاتی را که برای هر دو جنس پسر و دختر ایجاد می کند بیان کند.
هر کاری سنی دارد و اگر زودتر از سن معقول کسی وارد چنین فرایندی شود حتما به صدمات جبران ناپذیری دچار خواهد شد.
هستند کسانی که با فهم درست در دام سراب های زندگی نمی افتند و در زندگی به مقام های بالایی دست پیدا می کنند
در این کتاب چندین رابطه مثال زده شده و بعد به تفسیر آن ها پرداخته شده است
در دو فصل به رابطه دانشجویان در دانشگاه نیز پرداخته شده است.

حق تکثیر: مولف کتاب و چاپ کننده کتاب

» کتابناکهای مرتبط:
دانش خانواده و جمعیت
...And The Truth Shall Set You Free
مشارکت عمومی در جامعه مدنی

نسخه ها
3.9 / 5
با 43 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 141
۱۳۹۳/۰۳/۱۰


پاسخنگارش دیدگاه
mohsenmsh
Member
خوب بود
باز هم ازین کتاب ها بگذارید
با تشکر
نقل قول  
حامینا
Member
بچه ها کتاب هایی رو معرفی کنین که مثل این کتاب باشه
این کتاب به نظرم در مقایسه با کتاب هایی که تا به حال در این حوزه خوندم خیلی بهتر بود
اما الان که من در جایگاه پدر ومادر دارم ایفای نقش می کنم کتابی رو بهم معرفی کنین که تاثیرات مثبتی روی فرزندم داشته باشه
متشکرم از همتون
نقل قول  
jeyson3
Member
نه فقط با جنس مخالف ، که با همه انسان ها مثل آتش رفتار کنیم ، نه آنقدر دور که سرد شویم ، نه آنقدر نزدیک که بسوزیم
اصلاح رابطه ، نه حذف رابطه .
نقل قول  
roga
Member
یه کسی ( که ادعای خیاط بودنش میشد ) یه روز یه پارچه ای رو برید وقتی که دوختش دید که قابل پوشیدن نیست چرا که خیلی تنگ بود لباسه. ولی از اونجایی که خودش پارچه رو بریده بود دیگه ناچار بود که اونو بدوزه و بپوشه .
در دنیای امروزی ما که اول دختر و پسر همدیگه رو انتخاب می کنن و بعد جلسه ای برای آشنایی خانواده ها باهم ( به نام خواستگاری ) برگزار میکنن ( دقیقا برعکس قدیم ) نمی شه گفت ، این رابطه بده یا خوبه . هر چی که هست این رابطه و جود داره و حالا که وجود داره باید آموزشهای لازم رو به جوانان داد تا بتونن بهترین انتخابها رو داشته باشن .
نقل قول  
nasr12
Member
به نام خدا و با عرض سلام و ادب و احترام .
همانطور که می دانید چنین دوستی‌هایی با آسیب‌ها و خطرات و ناهنجاری‌های مختلف رو به رو است و آینده چنین دوستی‌هایی قابل پیش بینی نیست. غالباً با ادامه یافتن این نوع دوستی‌ها، مشکلات بسیاری به خصوص برای دختران فراهم می‌آورد.
واقعیت آن است که غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری از رفتارهای انسانی را شکل می دهد و به گونه های مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام که یک مکتب جامع است و مى خواهد مردان و زنان مسلمان ،از یک طرف روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند تا بتوانند قله هاى رفیع انسانی و رستگارى را فتح نمایند و از طرف دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند ، بنابراین با حساسیت ویژه ، اما واقع بینانه و لحاظ کردن طبیعت و امیال درونى و خواسته هاى نفسانى انسان ، قوانین و احکامى را جهت حفظ و نگه دارى فرد و جامعه در خط اعتدال و میانه روى وضع کرده است . از جمله آن احکام ، چگونگی ارتباط با جنس مخالف است .اینها همه به سبب این است که اسلام از جانب کسى براى هدایت انسان ها فرستاده شده است که خالق فطرت وغریزه با تمامى استعدادهاى بهینه و ذخیره شده در انسان است . بنابراین هر عاملى که موجب تحریک انگیزه هاى شهوانى در جامعه گردد و به آرامش روحى و روانى و عفت عمومى ، صدمه وارد کند، موردتأیید اسلام نیست . اسلام می خواهد انواع لذت های جنسی در محیط و درون خانواده شکل گیرد واز این طریق آرامش روحی و روانی و پیوند های عاطفی نیز برقرار بماند و با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع نیز آسیب وارد نشود .
به جهت همان میل شدید جنسی گاهی اوقات بی آنکه دختر و پسر(به خصوص دختران ) بخواهند ، در شرایطی قرار می گیرند که حتی ارادة خود را از دست می دهند و دیگر نمی توانند از ارتباط جنسی خود داری کنند و ناخود آگاه و بی آنکه که بخواهند ،کم کم در آن شرایط بدون بازگشت قرار می گیرند و زمانی متوجه می شوند که کار از کار گذشته است ، یعنی با فراهم شدن شرایط دیگر، ارادة جلوگیری بسیار سخت و دشوار است . به خصوص آنکه پسران فریب کار و متاسفانه حرفه ای درفریب دختران جوان در این موارد ، شیاد و تردست هستند ، پس چرا نباید این جریان را از سرچشمه بست ؟ به همین خاطر در اسلام حتی خلوت کردن زن و مرد (دختر و پسر) نامحرم در مکانی که رفت و آمد نباشد ، حرام و گناه است . در آخر این که مگر غیر از این است که تمام روابط جنسی بین دختران و پسران از همین ارتباط های به ظاهر ساده و دوستانه آغاز شده است ؟ و متأسفانه به همین ارتباط جنسی ختم نشده ، بلکه عاملی برای پدید آمدن بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی و روانی نیز می شود. بهترین شاهد بر ادعای فوق مراجعه به واقعیات موجود در اجتماع است، شما در باره طلاق‌ها ، فسادهای جنسی، اعتیاد و افسردگی‌ها مقداری تحقیق کنید ، ببینید نقطه شروع این نابسامانی‌ها از کجا بوده ؟ بسیاری از آنها با یک نگاه ساده یا یک ارتباط کلامی کوچک با نامحرم شروع شده و به تدریج به ایجاد محبت و عشق و مشغول شدن فکر انجامیده و در انتها به قرار و مدار و . . .
اما مسئله این است که چون جوانان و نوجوانان مخصوصا دختران جوان، هنوز به سنی نرسیده‌اند که عاقبت برخی از کارها برایشان تجربه شده باشد، فقط همان ابتدای کار را که شیرین است می‌بینند و خدای ناکرده به دوستی با پسران نامحرم تن می‌دهند و به این ترتیب وارد دامی می‌شوند که خلاصی از آن بسیار دشوار است .
نقل قول  
amenmarr
Member
متاسفانه، کلمات دوستت دارم و عاشقتم و از این گونه الفاظ محیت آمیز و مهر انگیز آنجا که نباید باشد مثل کوچه و خیابون، فت و فراوان است
و اغلب نتیجه اش درد سر و گرفتاریهای متعدد اجتماعی است و آنجا که باید باشه مثل محیط خانه بین همسران، بسیار کم است و نتیجه اش
دلسردی و اختلاف و مشاجره و نگرانی و در بعضی موارد جدائی است. هیچ کس نمی تواند در مورد روابط بین انسانها چیزی دیکته کند و یا
مجبور کند، فقط در حد راهنمائی و گوشزد و یادآوری وجود خطراتِ روابط خارج از چارچوب اخلاقی و اجتماعی و آنچه که شرع تعیین کرده،
می توان اظهار نظر کرد، ایجاد محدودیت برای همیشه میسر نیست و بالاخره پسران و دختران بعد از پایان تحصیلات وارد بازار کار و به هر
صورت وارد محیط عمومی جامعه می شوند، خوشبختانه در این مرحله به سبب شعور بالائی که جوانان دختر و پسر پیدا کرده اند، کمتر تحت
تاثیر عواطف ساختگی و آسیبهای جبران ناپذیر می شوند، و در این دوران ازدواجهای موفق بیشتر است، حتی اگر آشنائی آنها در دوران تحصیل
دانشجوئی و یا محیط کار اتفاق افتاده باشد،،بنابراین تربیت خانوادگی و توجه تشکیلات آموزشی مثل مدارس و دانشگاهها به این امر مهم، برای
سلامت در رفتار و روابط حسنه بسیار مؤثر و سودمند است.
نقل قول  
elahe_90
Member
نقل قول:
درود بر دوستان عزیز

میخوام از خانمهای محترم کتابناکی یه مسئله ای رو بپرسم.

«نظرتون درباره ی ابراز علاقه ی یه خانم جوان به یه اقای جوان چیه؟ آیا این کار درسته؟ تحت چه شرایطی میتونه درست باشه؟ و در نهایت اون آقا باید با اون خانم چطور رفتار کنه؟ (فرض کنید طرفین آدمای خوب و سالمی هستن) »

جواب اکثر آقایون به این سوال کاملاً یکسانه و چون خانمها رو درست نمیشناسن به احتمال زیاد جوابشون درست نیست (شاید مردسالارانه به قضیه نگاه کنن) اما جوابی که خانمها به این سوال میدن مسلماً قابل اعتناتر و دقیقتره


سلام

سوال سختی پرسیدین دوست عزیز!

به شخصه اگه ابراز عشق باشه نمی پسندم ولی بنظرم هیچ ایرادی نداره از ویژگی های مثبتی که تو طرف مقابل می بینیم تعریف کنیم (البته باز متناسب با ظرفیت طرف مقابل)

بنظرم اینکار اول باید از جانب آقا باشه ولی دلیلی نداره وقتی یه آقایی چنین چیزی شنید بدبین بشه، رفتار با این خانم بستگی به شخصیت و رفتارای بعدیش داره بنظرم! نمیشه با یه چوب همه رو روند...
نقل قول  
simin
Publisher

کاربران محترم ! تذکری برای چندمین بار :
نقل قول از کاربر قبلی در یک سطر نیز کافی است. نقل قول های طولانی با پاسخ کوتاه ، مشمول حذف می باشد.
لطفا مورد خواسته شده را رعایت فرمایید. سپاس


نقل قول  
roga
Member
دوستان باید یه تفکیکی قائل بشیم ، بین چیزایی که ثابته و چیزایی که متغیره . بعد بیایم و متناسب با اون مسائلو بشکافیم.
غریزه جنسی ثابته . اینکه نه دختر و نه پسر بعدها احساس نکنن ازشون سوءاستفاده شده ثابته .
اون چیزایی که متغیره اینهاست : انتخابها دیگه تو قالبهای قدیمی نمی گنچه و فراتر رفته . ملاکها در انتخابها تغییر کرده و متنوع تر شده . شکل خانواده به شکل ژله ای در آمده ( حالا این اصطلاح الان به ذهنم رسید ) یعنی روابط به سختی سابق نیست که دختر حبس بشه و مامان پسر بره براش زن انتخاب کنه و حتی مثه قدیم اون قدر داداشا رو روابط خواهراشون حساس نیستند .
راه حل : با درک اون چیزهایی که قابل تغییر نیستند ، باید طوری متغیرهارو مدیریت کرد ، که اون موارد ثابت آسیبی نبینن و بهترین نحو ارضاء بشن .
نقل قول  
Carboon777
Member
نقل قول از علی شروان:

منظور من از ازدواج سنتی این نیست که دختر کنج اتاقش منتظر خاستگار باشد.منظورم این است هرارتباطی با اطلاع خانواده باشد.دوستیهای الان که اکثرا بدون اطلاع والدین است و والدین وقتی شستشان باخبر میشود که کار از کار گذاشته و دو نفر دل بسته ی هم شده اند و حرف حساب به گوششان نمیرود.


منظور منم همین گونه ازدواجیست که شما گفتید، فکر نمیکنم اون موقع امکاناتی برای چند جلسه آشنایی دختر و پسر جایی بیرون از محیط خانه فراهم بود یا اگر هم بود احتمالا خیلی مکالمات و نگاه ها و همه چیز باید به سرعت انجام میشد و باز هم اینکه اون مستند رو حتما ببینید.

نقل قول از علی شروان:
اون دوره ۶۰ . ۷۰ مردم طلاق گرفتن رو بد میدونستند
مگه الان طلاق چیز خوبیه؟
اون موقع گذشت زیاد بوده چیزی که الان خیلی از ماها نداریم.کسی رو که خودت انتخاب کردی نباید به این راحتی ها از دستش بدی...

متاسفانه در گذشته دور و شاید نزدیک طلاق از نظر خانواده ها ننگ محسوب میشد (کتاب زن ایرانی به روایت سفرنامه نویسان فرنگی اطلاعات فوق العاده خوبی از وضعیت زن در آن زمان در خود جای داده است) و چه بسا دختران اجازه حضور مجدد در خانه پدری نمیافتند، خودم خیلی علاقمند هستم که گزارش و تحقیقی راجب ازدواج و شناخت و طلاق پدر مادر های دهه 60 داشته باشم اما از آنجایی که این نوع تحقیقات مستلزم ورود به نقاط بسیار شخصی زندگی افراد است در حال حاضر به دنبال راه های شروع آن هستم.

نقل قول از moshaverh:

به نظر من کتاب بسیار مفیدی است.

نظر من کاملا خلاف دیدگاه شماست، با اینکه مطالب خوب نیز در این کتاب کشکول وار وجود دارد اما در بسیاری از اطلاعات که از جانب علم ارائه میدهد کاملا تیره و تار عمل کرده و بسیاری از سخنان منبع پژوهشی ندارند.
نقل قول  
نقل قول از ali1379:
نقل قول از Carboon777:نقل قول از علی شروان:
اگر کمی به زندگی پدرو مادرهای دهه 60 یا 70 تادی توجه کنیم میبینیم که اکثرا زندگی خوبی داشتن و دارن .
اونایی هم که طلاق عاطفی گرفتن خیلی خیلی کم هستندو مربوط میشن به اون عده ای که به اجبار با طرف مقابلشون ازدواج کردن.
اینجا بحث درمورد ازدواج سنتی با رضایت طرفین هستش.


خیر اینچنین نیست، پیشنهاد میکنم مستند قدیمی بی-بی-سی فارسی که در مورد دادگاه های طلاق ایران است را ببینید.
آدم سنتی باید در محیط سنتی باقی بمونه، چون در صورتی که به زندگی نوین گره بخوره دچار نابسامانی و به هم خوردن احساسات میشه که البته زمان هم خواهد برد که با محیط جدید سازگاری پیدا کند.
مسئله اصلی در جدایی های امروزی ارتباطات مدرن نیست بلکه دوندگی ها با دسترنج کار و شرایط زندگی مطابقت ندارد و همین سبب اول پریشان حالی خود فرد و سپس شریک اون می شود.ااون دوره ۶۰ . ۷۰ مردم طلاق گرفتن رو بد میدونستند و مجبور میشدن که با همسر خودش چه خوب چه بد بسازن

مگه الان طلاق چیز خوبیه؟
اون موقع گذشت زیاد بوده چیزی که الان خیلی از ماها نداریم.کسی رو که خودت انتخاب کردی نباید به این راحتی ها از دستش بدی...
نقل قول  
rank
Member
یک سوال از دوستان به نظر شما اگه فردی گذشته کم خطایی داشته باشه و خودشم تلاش کنه با علن تحقیق جلسات متعدد خواستگاری و زیاد یعنی نه تنها توکل کنه بلکه خودشم تر تلاش باشه ایا می تونه همسری ÷یدا کنه که دیدگاهش به زندگی شبیه خودش باشه
و به یه نوعی سوال من اینه ایا قانون جاذبه متافیزیکی و قانون سوم نیوتن به شرطی که خود فردم تلاش کنه براش صادقه لطفا مثال بزنید جواب منو بدین چون بعد از داشتن رابطه جزئی با یک دختر که خودش رو اسوه ÷اکی می دونست ولی اونطور نبود یکم دید بدبینانه ÷یدا کردم؟و ازدواج با این افراد به خطرناک تر از بی بند بار ترین دختر یا ÷سر می دونم چون نمی خوام هم ادعای ÷اکی بشنوم هم کارهای عکس اونو ببینم و این فکر نکنم هر ادمی با هر طرز فکریو ازار نده و به شدت این رفتار ازار دهندس
نقل قول  
rank
Member
والا خانوم ملیکا من با شناختی که از جنس خودم ÷یدا کردم اکثرا به دید جنسی به طرفشون نگاه می کنن(روابط قبل ازدواج می گم) رابطه رو اینطوری می بینن
به طوری که اخیرا اطرافیانم که در قید این موضوعات نیستند حتی در ازدواجشون هم دید جنسی غالب تر از هر نگاهیه و دوست دارن عموما زنشون ... باشه و گذشته همسر هیچ براشون مهم نیست (که البته این برای عده شبیه من نکته مثبتی چون این افراد در همین چند سال ÷یش خودشان هر کاری می کردند با احساسات جنس مخالفشون بازی می کردند و اما دنبال دختر ÷اکی می گشتند یا در مورد گذشتشون دروغ می گفتند هرچند هنوزم عده کمی از این افراد وجود داره عین همکلاسی دختر بنده که بهش آلرژی ÷یدا کردم هر جا می گم)
در گذشته اگه ÷سری به این روابط دید جنسی داشت ولی ازدواج امری عاطفی می دونست
الان بیشتر همین افرادم ادم می بینه که به ازدواجم دید جنسی دارن دایی ها و ÷سرخاله هام
البته نمی تونم در مورد این افراد قضاوتی بکنم چون نمی دونم بعد این همه تجربیات چه دیدی نسبت به جامعه ÷یدا کردند و می دونم افراد بعد هر تجربه هرچند ساده دیدشون نسبت به زندگی تغییر ÷یدا می کنه و مثلا کسی که دوست از جنس مخالف داشته حتی یدونه دیدش نسبت به فردی که این روابط نداشته فرق داره و حتی کسی که این نوع دوستیا رو داشته ولی رابطه نزدیک نداشتنم دیدش نسبت به فردی که این روابط داشته و رابطه نزدیکم داشتن بازم فرق می کنه و اینا رو هم به عینه ادم می بینه و هم اینجا اخیرا یه کتابی به اسم روانشناسی تکاملی جلد دو هم ا÷لود شده که انروز خوندم به یه نوعی به این مو ضوع اشاره می کنه بزارید اینطور مثال بزنم از روحیه و عواطف حتی خود من زمانی شکار ÷دیده بدی می دونستم بعد اولین شکار و کشتن اولین حیون دیدم نسبت به شکار عوض شد و این کار نوعی تفریح لذت بخش می دونم هرچند دیدم نسبت به گذشته فرق کرده و به شخصه خودم با محیط بانان و طرفداران محیط زیست که حرف می زنم شکار های مجاز منم مذموم می شمرن ÷س افرادی که تو زندگی دیدشون و کارهای گذشتشون با شریک و همسرشون فرق داره و کسی که گذشتش و حتی اگه گذشته ÷اکیم هر دو داشته باشن ولی دیدش نسبت به زندگیم اگه فرق داشته باشه گمان نمی کنم زندگی موفقی داشته باشن و اینکه این افراد اکثریت جامعه رو تشکیل می دن و شاید تفکر من که افراد که گذشته ی کم خطایی داشتند باید با هم ازدواج کنند شاید به نظر این افراد مسخره بیاد و امسال من باید در ازدواج حتی به سلایق علایق( در تمام ضمینه های )طرف مقابل اشنایی ÷یدا کنند و فکر نمی کنم این در چند جلسه میسر بشه
ببخشید که دارای غلط املایی و جابجایی جملات هست وقت کمه و منم در جای نامناسبی این متن رو می نویسم
نقل قول  
moshaverh
Member
قبل از ازدواج عاقل باش و بعدش عاشق
قبل از ازدواج چشاتو خوب باز کن بعدش ببند.
به نظر من کتاب بسیار مفیدی است.
نقل قول  
نقل قول از Carboon777:

منظور من از ازدواج سنتی این نیست که دختر کنج اتاقش منتظر خاستگار باشد.منظورم این است هرارتباطی با اطلاع خانواده باشد.دوستیهای الان که اکثرا بدون اطلاع والدین است و والدین وقتی شستشان باخبر میشود که کار از کار گذاشته و دو نفر دل بسته ی هم شده اند و حرف حساب به گوششان نمیرود.
نقل قول  
Carboon777
Member
نقل قول از علی شروان:

اگر کمی به زندگی پدرو مادرهای دهه 60 یا 70 تادی توجه کنیم میبینیم که اکثرا زندگی خوبی داشتن و دارن .
اونایی هم که طلاق عاطفی گرفتن خیلی خیلی کم هستندو مربوط میشن به اون عده ای که به اجبار با طرف مقابلشون ازدواج کردن.
اینجا بحث درمورد ازدواج سنتی با رضایت طرفین هستش.


خیر اینچنین نیست، پیشنهاد میکنم مستند قدیمی بی-بی-سی فارسی که در مورد دادگاه های طلاق ایران است را ببینید.
آدم سنتی باید در محیط سنتی باقی بمونه، چون در صورتی که به زندگی نوین گره بخوره دچار نابسامانی و به هم خوردن احساسات میشه که البته زمان هم خواهد برد که با محیط جدید سازگاری پیدا کند.
مسئله اصلی در جدایی های امروزی ارتباطات مدرن نیست بلکه دوندگی ها با دسترنج کار و شرایط زندگی مطابقت ندارد و همین سبب اول پریشان حالی خود فرد و سپس شریک اون می شود.
نقل قول  

دوست عزیز ملیکا جان
اگر کمی به زندگی پدرو مادرهای دهه 60 یا 70 تادی توجه کنیم میبینیم که اکثرا زندگی خوبی داشتن و دارن .
اونایی هم که طلاق عاطفی گرفتن خیلی خیلی کم هستندو مربوط میشن به اون عده ای که به اجبار با طرف مقابلشون ازدواج کردن.
اینجا بحث درمورد ازدواج سنتی با رضایت طرفین هستش.
ما در هر زمانی طلاق داشتیم اما ارتباطات مدرن امروزی طلاق های بیشتری به بار اوردند.
نقل قول  
Mehrdad7015
Member
نقل قول از akhshurush:
نقل قول از melika1371:
مسئله اینجاست که هر ارتباط عاطفی بین دو فرد رو در غالب ارتباط جنسی بهش نگاه میشه...این تفکر شما اشتباهه...
ارتباط عاطفی میان یک دختر و پسر میتونه خیلی سالم باشه .... باور کنید اینطوری که شما نگاه میکنید نیست... این تفکر شما حتی با دیدگاه خدا هم تطابق نداره... اینکه همه ی آدمها رو گناهکار بدونید...


خیر برداشت شما نادرست است. خداوند حرفی از ارتباط جنسی نزده. صحبت از ارتباط عاطفی کرده. این دو مساله متفاوتند. متخذات اخدان یعنی معشوق گیرندگان که با زناکاران متفاوتند. ازدواج با هر دو گروه، هم زناکاران و هم معشوق گیرندگان حرام شده است. ارتباط عاطفی سالم نتیجه اش در همین دادگاه های خانواده است که بسیاری پس از جدایی از معشوق و ازدواج با فرد دیگری، فیلشان یاد هندوستان می افتد و فحشای جنسی فراوان می شود. ضمن اینکه تقوای عاطفی به معنای این است که انسان، با کسی جز همسر خویش ارتباط عاطفی نداشته باشد. کسی که با زن نامحرم و با مرد نامحرم ارتباط عاطفی دارد و قبح این مساله برای وی شکسته شده، چه تضمینی هست که پس از ازدواج چنین نکند؟ و اصلا چقدر مرد و زن باید غیور که حاضر باشند با کسی ازدواج کنند که پیش از ایشان با فرد یا افراد دیگری ابراز علاقه کرده و معاشقه کلامی داشته است؟ این اخلاق است که مردی با زنان دیگر ارتباط عاطفی داشته باشد و لابد هم بطلبد که همسری پاکدامن داشته باشد؟ تصور بفرمایید زنی که همسرش پیش از وی با چند نفر دیگر جملات عاطفی رد و بدل کرده. قبل از همسرش به هزار نفر -حتی یک نفر -دیگر ابراز لطف کرده. آیا همسر وی می تواند خود را فردی "خاص" در زندگی وی بداند؟ چنین فردی ابراز محبتش جز فریب کاری ست؟ چنین فردی چقدر تعهد عاطفی به همسرش خواهد داشت؟ یک نفر با یک نفر. آیا قلب انسان نیز همین را نمی گوید؟


ضمن عرض سلام..
بنا نیست همه چیز را از دل اسلام درآورد و انسان ها آن چیزها را بپذیرند. مذهب یک ایدئولوژی* تلقی می شود ولاغیر . بنده با آیات و رهنمود(؟) های قرآنی کاری ندارم. اسلام پیروان خاص خود را داد و عمل به دستورات قرآنی برای پیروان آن محترم و لازم الجراست. اما انسان ها مکتب های منحصر به خود را دارند و مبتنی بر اصول موضوعه ای که بدان باور (به همراه اعتقاد **)دارند عمل میکنند.این انسان ها سعی می کنند در مواجه با قطعات نامتجانس اطلاعات که با سیستم آن ها جور نیست و یا با چارچوب مرجعشان (چارچوب اصل موضوعه ای که بدان اعتقاد دارند) در تضاد است مقابله کنند (حتی با روی آوردن به خشونت) و این مشکل تنها با تعریف و تبیین درست امور در یک چارچوب با ساختار دیالکتیک *** حاصل میشود ولاغیر. اما حال که پایه های گفتار آخر طرح ریزی شد ، این مشکل بنیادی و تاریخی مطرح میشود که هر شخصی اندیشه ای که بدان باور دارد را برحق تلقی میکند و هیچ منبعی جز عقل و تجربه وجود ندارد که بتوان بدان تکیه کرد. زین پس اگر قصدِ تفهیم عقاید خود به دیگران دارید با آنها بر سر تعاریف واژه ها و اصولی که بدان باور دارید در یک چارچوب مشترک اقدام ورزید سپس در سخن از آنها استفاده کنید نه بالعکس.(البته لازم به ذکر است بنده بینش شما در تفهیم باور هایتان در موردِ واژه فحشاء را قبول دارم اما به حکم در موضوعاتِ اخلاقی ، فرهنگی و باورهای بدون برهانِ و تاریخی اعتقاد ندارم) .
پ ن :
* از دیدگاه مارکس
**لازم و ملزوم یکدیگر نیستند و در تبیین تطور تاریخی میتوان مقدم را تعیین کرد . هرچند از دیدگاه روانکاوی مشکل میتوان مقدم را تعیین کرد.
*** از دیدگاه افلاطون و هگل
نقل قول  
melika1371
Member
نقل قول از akhshurush:
نقل قول از melika1371:
.همانطور که میبینید حتی برسر ارتباط دختر و پسر قبل ازدواج چه عقایدی وجود داره و از چه الفاظی استفاده میشه که واقعا جای تاسف داره..

سخن از ارتباط عاطفی رفت و نظر خدای تعالی عرض شد که ازدواج با ایشان حرام است. و اگرنه ارتباط های معمولی باز هم طبق آیه شریفه ایرادی ندارد. الفاظ هم به خود خدا مرتبط است. بنده تنها ارائه دهنده هستم. وقتی خداوند ایشان را خبیث می خواند بنده همان را تقدیم می کنم.


مسئله اینجاست که هر ارتباط عاطفی بین دو فرد رو در غالب ارتباط جنسی بهش نگاه میشه...این تفکر شما اشتباهه...
ارتباط عاطفی میان یک دختر و پسر میتونه خیلی سالم باشه .... باور کنید اینطوری که شما نگاه میکنید نیست... این تفکر شما حتی با دیدگاه خدا هم تطابق نداره... اینکه همه ی آدمها رو گناهکار بدونید...
نقل قول  
akhshurush
Member
نقل قول از melika1371:

.همانطور که میبینید حتی برسر ارتباط دختر و پسر قبل ازدواج چه عقایدی وجود داره و از چه الفاظی استفاده میشه که واقعا جای تاسف داره..


سخن از ارتباط عاطفی رفت و نظر خدای تعالی عرض شد که ازدواج با ایشان حرام است. و اگرنه ارتباط های معمولی باز هم طبق آیه شریفه ایرادی ندارد. الفاظ هم به خود خدا مرتبط است. بنده تنها ارائه دهنده هستم. وقتی خداوند ایشان را خبیث می خواند بنده همان را تقدیم می کنم.
نقل قول  
melika1371
Member
نقل قول از علی شروان:
نقل قول از pop pixie:نقل قول از علی شروان:اگه دقت کنیم امار طلاق کسانی که قبل از ازدواج دوست بودند خیلی بیشتر از کسانیه که بصورت سنتی ازدواج کردن
یکی از مهمترین دلایلشم اینه که وقتی دونفر دوست میشن پای احساسات وسطه و بدون اینکه عاقلانه این سوالو از خودشون بپرسن که اصلا ایا بدرد هم میخورن؟!تصمیم به ازدواج میگیرن و تازه بعد از ازدواج تفاوتها نمایان میشن ولی در ازدواج سنتی چون دونفر کمترین احساسات رو نسبت به هم دارن عاقلانه تر تصمیم میگیرن و معمولا بخاطر اینکه با مشورت خانواده هاست از حمایت بیشتر خانواده بهرمند میشن و این خودش به محکم تر شدن ازدواجشون کمک میکنه ...البته خالی از عیب هم نیست ولی بنظر من از ازدواجی که دوست باشن بهتره:stupid

مطمئن باشید خانواده هایی که هنوز در اونها ازدواج ها به صورت سنتی شکل میگیره هنوز به سنت ها احترام گزاشته میشه پس اگر کسی چنین عقایدی داشته باشه هیچ وقت حتی اگه از شریک زندگی اش متنفر باشه طلاق نمی گیره طلاق برای آدم های سنتی ننگه همه مون هم اینو میدونیم .
اگر دقت کنیم میبینیم که جدیداٌ، آمار طلاق بالا رفته یعنی با مدرن تر شدن و اهمیت ندادن به یکسری از سنت ها:
اصلا اینطور نیست.در ازدواج سنتی اگر اختلافی پیش بیاید چون حمایت خانواده ها رو دارن به توصیه بزرگان گوش داده وفرصت میدهند که اگر مساله حل نشد بعد اقدام به طلاق میکنند.در ازدواج سنتی بدون دلیل کسی متنفر نمیشه تنفر علت داره اما شاید در ازدواج مدرن یا ازدواجی که از راه دوستی باشه طرف بعد از ازدواج یکهو متنفر بشه!



کاملا با حرفتون مخالفم...در ازدواجهای سنتی درسته که به ظاهر مشکلات رو برطرف میکردن و طلاق نمیگرفتن اما در واقع طلاق عاطفی میگرفتن که به مراتب بدتره... یعنی عملا اون زن و شوهر هیچ حس و ارتباطی بینشون نبود... عملا مثل دو غریبه فقط زیر یه سقف زندگی میکردن بدون اینکه کوچکترین خوشی از این زندگی داشته باشن...علت اصلی این مسئله هم این بود که زن این استقلال رو نداشت که بتونه برای خودش تصمیم بگیره و حق انتخاب نداشت و این مسئله باعث میشد که بدترین شرایط رو تحمل کنه یا بهتره بگم بسوزه و بسازه...
ولی امروزه خانمها زیر بار همچین مسائلی نمیرن...
به نظر من اگه دو نفر واقعا با هم نمیسازن و نمیتونن همدیگه رو تحمل کنن بهتره از هم جدا بشن تا اینکه به زور کنار هم باشن و یه زندگی کسل کننده داشته باشن...
نقل قول  
melika1371
Member
نقل قول از soroush75m:
نقل قول از melika1371:نقل قول از مری بلا:نقل قول از Euler:درود بر دوستان عزیز

میخوام از خانمهای محترم کتابناکی یه مسئله ای رو بپرسم.

«نظرتون درباره ی ابراز علاقه ی یه خانم جوان به یه اقای جوان چیه؟ آیا این کار درسته؟ تحت چه شرایطی میتونه درست باشه؟ و در نهایت اون آقا باید با اون خانم چطور رفتار کنه؟ (فرض کنید طرفین آدمای خوب و سالمی هستن) »


دروووووووود بر دوستان
در جواب دوست عزیزم Euler،شخصا همچین ابراز علاقه ای رو نمیپسندم.علتش هم ب رفتار بعضی_دقت کنید ک میگم بعضی_ از آقایون برمیگرده.آقایونی رو میگم ک با هزار خواهش و منت ناز خانومو میخرن و بهش ابراز علاقه میکنن و بعد از یه مدت{بعد از ازدواج} همه ی تلاشهاشونو واسه بدست آوردن خانوم فراموش میکنن و ادعا میفرمایند ک خانوم بهشون گیر داده!!
دیگه نور علی نور میشه اگه خود خانوم هم پا پیش بذاره.
البته متاسفانه دید من بیشتر منفیه چون دوستامو دارم میبینم.
آقایی ک با همچین پیشنهادی مواجه میشه اگه خیلی مرد و با وجدانه باید اینو مثل یه راز واسه خودش نگه داره.دیگه ب عهده ی خودشه ک ب اون خانوم چ جوابی بده.
من ب عنوان یه دختر مخالف این ابراز علاقم...باور کنید از روی تعصب نیست.خیلی ب این مسئله فکر کردم.بدون اندیشیدن این حرفو نگفتم.


تحت هیچ شرایطی ابراز علاقه از طرف خانوم درست نیست.البته میگن اگه خانوم ب یه واسطه بگه و اوشون ب آقا بگن بد نیست ک من باز مخالف اینم.ب هیچ کس نمیشه اعتماد کرد.
پ.ن: در این زمینه ها بدجوری منفی گرام.

دوست عزیزم برای داشتن این دید منفی کاملا حق داری!!
این همش به فرهنگ جامعه ما برمیگرده دیگه... همینکه هیچ اعتمادی به جنس مخالف نداریم این مسئله رو باعث میشه...
به طور کلی این گفته که به جنس مخالف اعتماد ندارید درست نیست. تو جامعه ی ما این که زن انتخاب کننده باشه رایج نیست و مثل عربستان توی کشور ما هم خانوم ها سعی میکنن که انتخاب بشن. البته سوء تعبیر نشه از حرفم چون من با این وضع مخالفم


کاملا با شما موافقم دوست عزیز ... خانمهای جامعه ما نیز مثل عربستان و دیگر کشورهای این چنینی دوست دارند که انتخاب شوند تا اینکه خودشون انتخاب کنند..
من هم خودم با این مسئله مخالفم چون این دقیقا تفاوت بین دو جنس میشه ...
ولی خب متاسفانه هنوز جامعه ما ظرفیت پذیرش این مسئله رو نداره...همانطور که میبینید حتی برسر ارتباط دختر و پسر قبل ازدواج چه عقایدی وجود داره و از چه الفاظی استفاده میشه که واقعا جای تاسف داره..
نقل قول  
نقل قول از pop pixie:
نقل قول از علی شروان:اگه دقت کنیم امار طلاق کسانی که قبل از ازدواج دوست بودند خیلی بیشتر از کسانیه که بصورت سنتی ازدواج کردن
یکی از مهمترین دلایلشم اینه که وقتی دونفر دوست میشن پای احساسات وسطه و بدون اینکه عاقلانه این سوالو از خودشون بپرسن که اصلا ایا بدرد هم میخورن؟!تصمیم به ازدواج میگیرن و تازه بعد از ازدواج تفاوتها نمایان میشن ولی در ازدواج سنتی چون دونفر کمترین احساسات رو نسبت به هم دارن عاقلانه تر تصمیم میگیرن و معمولا بخاطر اینکه با مشورت خانواده هاست از حمایت بیشتر خانواده بهرمند میشن و این خودش به محکم تر شدن ازدواجشون کمک میکنه ...البته خالی از عیب هم نیست ولی بنظر من از ازدواجی که دوست باشن بهتره:stupid

مطمئن باشید خانواده هایی که هنوز در اونها ازدواج ها به صورت سنتی شکل میگیره هنوز به سنت ها احترام گزاشته میشه پس اگر کسی چنین عقایدی داشته باشه هیچ وقت حتی اگه از شریک زندگی اش متنفر باشه طلاق نمی گیره طلاق برای آدم های سنتی ننگه همه مون هم اینو میدونیم .
اگر دقت کنیم میبینیم که جدیداٌ، آمار طلاق بالا رفته یعنی با مدرن تر شدن و اهمیت ندادن به یکسری از سنت ها:

اصلا اینطور نیست.در ازدواج سنتی اگر اختلافی پیش بیاید چون حمایت خانواده ها رو دارن به توصیه بزرگان گوش داده وفرصت میدهند که اگر مساله حل نشد بعد اقدام به طلاق میکنند.در ازدواج سنتی بدون دلیل کسی متنفر نمیشه تنفر علت داره اما شاید در ازدواج مدرن یا ازدواجی که از راه دوستی باشه طرف بعد از ازدواج یکهو متنفر بشه!
نقل قول  
بنظر من ان زمانها گذشت که دختر کنج خونه پدرش مینشست تا خاستگار بیاد. قدیم الایام و حتی تا دهه پیش طرز فکر پسرها طوری بود که نسبت به پسرهای امروزی زیبایی از اهمیت کمتری برخوردار بود مبنا را پاکی و حجب و حیا میدانستند و خوشبختانه خاستگارهم بموقع خودش می امد و ازدواجها هم اکثرا موفق


دهه اخیر با پیشرفت تکنولوزی ورود تلفن همراه ساده به مراتب پیشرفته تر با امکانات بیشتر مثل اینترنت و تماس تصویری و...هم پسرها هم دخترها خیلی در معرض خطرات ناشی از ارتباطات اسان هستند.بهمین دلیل ازدواج دارد جایگاه کمرنگتری در زندگی جوانان میگیرد چون اکثرا وقتشان پر است!
از نظر من امروز را نباید با دهه های پیش قیاس نمود که دختر کنج خانه منتظر خاستگار باشدچون محیط تغییر کرده.
اگر دختری از سلامت عقل و روان پسری اطمینان داشت و به او علاقه مند شد و خود را لایق او دانست میتواند ابراز علاقه کند.
نقل قول  
نقل قول از akhshurush:
نقل قول از soroush75m:

شما که مدعی عمل به فرامین قرآن هستید آیا قرآن نگفته: لا اکراه فی الدین؟
ضمنا امت پیرو پیامبر باید با عمل صالح خودشون رو به جهان بشناسونن ونه با اسم دینشون و نه با کلاشینکف

کی و کجا بنده گفته ام کسی را باید زور کرد؟ جمله ای که گفته ام را قرار دهید.
اما در مورد رفتار امت پیامبر هم سخن شما حق است. ولی این را هم بدانید که اشداء علی الکفار و رحماء بینهم. آنکه بدنبال گفتگوست مقدمش بر چشم است و آنکه بدنبال نقد شخص به جای نقد نظر است، بهتر است نظرش را برای خودش نگه دارد.

و آنکه بدنبال نقد شخص به جای نقد نظر است، بهتر است نظرش را برای خودش نگه دارد.درود برشما بخاطر جمله زیباو بامعنیتان
نقل قول  
akhshurush
Member
نقل قول از soroush75m:


شما که مدعی عمل به فرامین قرآن هستید آیا قرآن نگفته: لا اکراه فی الدین؟
ضمنا امت پیرو پیامبر باید با عمل صالح خودشون رو به جهان بشناسونن ونه با اسم دینشون و نه با کلاشینکف


کی و کجا بنده گفته ام کسی را باید زور کرد؟ جمله ای که گفته ام را قرار دهید.
اما در مورد رفتار امت پیامبر هم سخن شما حق است. ولی این را هم بدانید که اشداء علی الکفار و رحماء بینهم. آنکه بدنبال گفتگوست مقدمش بر چشم است و آنکه بدنبال نقد شخص به جای نقد نظر است، بهتر است نظرش را برای خودش نگه دارد.
نقل قول  
akhshurush
Member
نقل قول از Carboon777:
چیزی که انسان را داعش یا ماعش یا حتی گاوش میکنه پیروی از دستورات قرآن نیست بلکه اعمال نظر شخصی و استفاده از قرآن به عنوان استتار برای گفتن هر لفظ و حرفی است.صحبت های نیمه عربی و تا قسمتی فارسی شما رو هم متوجه نمیشم، هر وقت قدرت کلام این را داشتید که با فارسی زبان فارسی سخن برانید قدم گذارید در پروفایل بنده تا صحبتی داشته باشیم، آرزوی من این است که حرفهای شما هم برای من نقشی ب مانند حرفهای خودم برای شما داشته باشد یا به قول شما اباطیل و به قول خودم بی فایده باشد اما اینطور نیست، حرفهای من نه قرار است جان کسی را گرفته یا شخصی را شکنجه کند ولی مکالمات شما کاملا بوی هر کاری را می دهد، قتل مقدس، تجاوز مقدس و انواع اجناسی که پسوند مقدس را می کشنــــد و می کشنــــــد. شما همان جایگاه تان را سفت بچسبید بهتر است تا به قول خودتان حلول و به قول من وارد مذاکره عقلانی شوید.
تندروی در نظرات و "کاملا بی اهمیت است که برداشت عرف چیست" جای نقد و مذاکره ندارد.
آرزو دارم از غیب فهم بیشتری به شما برسد.


این را هم قرآن شناسان تشخیص می دهند نه هر کسی و هر ناکسی. متوجه نمی شوید. مجبور نیستید بخوانید. قدرت کلام بنده هم شرمنده اگر اصلاح نمی شود. اگر از حرفهای اخشوروش بوی هر کاری استشمام می کنید، مشکل از شامه شماست نه بیان بنده. حرفهای بی اساس هم جای توجهی ندارند. بنده می گویم قرآن، شما می گویید قتل مقدس. می گویم قرآن، می گویید تجاوز مقدس. می گویم قرآن، می گویید کشنده است. قرآن را نشناخته اید یا حرفهای من نامفهومند؟ فهم از غیب را هم به بنده واگذار کنید. سر در کار دیگری کردن را شما بهتر بلدید. بنده راغب نیستم. لازم هم شد راجع به اینکه مذاکره -عقلانی از نظر چه کسی ؟- هم گذری خواهم داشت.
نقل قول  
نقل قول از neda300:
بهeuler
ااگر خانم نجیبی به یک آقا ابراز علاقه کرد اون مرد باید بدونه که این علاقه اونقدر عمیق هست ک باعث شده اون دختر پا روی غرورش بگذاره و باید بدونه که بی توجهی و یا پاسخ منفی به علاقه اون خیلی برای دختر گرون تموم میشه.


من نمی گم از فردا همه ی خانما برن تو خیابون به هرکسی که خوششون اومد ابراز علاقه کنن اما این واژه ی غرور نباید اینجا استفاده بشه. این واژه ها صدالبته منظور درستی دارن اما همیشه اشتباه تفهیم می شن. منظورم جامعه است. مثلا میگن مرد نباید گریه کنه و پسران رو خیلی بی عاطفه بارمیارن یا طوری تربیتش می کنن که طرف هیچوقت نتونه احساساتش رو زندگی کنه. این واژه ی غرور هم کاری کرد که دخترها نشستن تا یکی بخوادشون و گاهی مجبور شدن با همون ازدواج کنن. این یعنی خیانت به هر دو طرف. بنظرم این خواستن اگر از روی فکر و اطمینان باشه شجاعته و کاش دختران ما بدونن اگر کسی رو نخوان و به هر دلیلی باهاش ازدواج کنن این نه تنها نشانه ی نجابت نیست بلکه خیانته. به خودشون. به طرف مقابل. و به فرزندانشون. از همه مهم تر به فرزندانشون. و در کل خیانت به جامعه.
نقل قول  
soroush75m
Member
نقل قول از akhshurush:
نقل قول از Carboon777:من دیگه حرفی ندارم! دوستانی هم که به دنبال ریشه یابی داعش هستند آن قسمت کج شده را بخوانند.
شما که روزه ای چطوری شیرینیشو فهمیدی؟!

داعش یا ماعش، اگر پیروی از قرآن کسی را داعش می کند بگذارید بکند. کفار را نرسد که نقدی بر مسلمین داشته باشند. افاضاتی از قبیل اینکه مغزتان به فحشاء رفته و سایر اباطیل نه احساسی بر می انگیزند و نه کوچکترین اهمیتی دارند. وقتی کسی بر اساس قرآن نظر نمی دهد ابداً در جایگاهی نیست که به آنکه از قرآن نظر می دهد نقد شخصی داشته باشد. جای اینکه به نقد اخشوروش بپردازید، به نقد نظر وی بپردازید و اگرنه دانستن نظر شما نسبت به بنده تنها برای خودتان جالب و محترم است.
شیرینی مزاح های بی نمک را هم از علم غیبم فهمیدم. والسلام

شما که مدعی عمل به فرامین قرآن هستید آیا قرآن نگفته: لا اکراه فی الدین؟
ضمنا امت پیرو پیامبر باید با عمل صالح خودشون رو به جهان بشناسونن ونه با اسم دینشون و نه با کلاشینکف
نقل قول  
Carboon777
Member
نقل قول از akhshurush:

داعش یا ماعش، اگر پیروی از قرآن کسی را داعش می کند بگذارید بکند. کفار را نرسد که نقدی بر مسلمین داشته باشند. افاضاتی از قبیل اینکه مغزتان به فحشاء رفته و سایر اباطیل نه احساسی بر می انگیزند و نه کوچکترین اهمیتی دارند. وقتی کسی بر اساس قرآن نظر نمی دهد ابداً در جایگاهی نیست که به آنکه از قرآن نظر می دهد نقد شخصی داشته باشد. جای اینکه به نقد اخشوروش بپردازید، به نقد نظر وی بپردازید و اگرنه دانستن نظر شما نسبت به بنده تنها برای خودتان جالب و محترم است.
شیرینی مزاح های بی نمک را هم از علم غیبم فهمیدم. والسلام


چیزی که انسان را داعش یا ماعش یا حتی گاوش میکنه پیروی از دستورات قرآن نیست بلکه اعمال نظر شخصی و استفاده از قرآن به عنوان استتار برای گفتن هر لفظ و حرفی است.
صحبت های نیمه عربی و تا قسمتی فارسی شما رو هم متوجه نمیشم، هر وقت قدرت کلام این را داشتید که با فارسی زبان فارسی سخن برانید قدم گذارید در پروفایل بنده تا صحبتی داشته باشیم، آرزوی من این است که حرفهای شما هم برای من نقشی ب مانند حرفهای خودم برای شما داشته باشد یا به قول شما اباطیل و به قول خودم بی فایده باشد اما اینطور نیست، حرفهای من نه قرار است جان کسی را گرفته یا شخصی را شکنجه کند ولی مکالمات شما کاملا بوی هر کاری را می دهد، قتل مقدس، تجاوز مقدس و انواع اجناسی که پسوند مقدس را می کشنــــد و می کشنــــــد. شما همان جایگاه تان را سفت بچسبید بهتر است تا به قول خودتان حلول و به قول من وارد مذاکره عقلانی شوید.
تندروی در نظرات و "کاملا بی اهمیت است که برداشت عرف چیست" جای نقد و مذاکره ندارد.
آرزو دارم از غیب فهم بیشتری به شما برسد.
نقل قول  
soroush75m
Member
نقل قول از melika1371:
نقل قول از مری بلا:نقل قول از Euler:درود بر دوستان عزیز

میخوام از خانمهای محترم کتابناکی یه مسئله ای رو بپرسم.

«نظرتون درباره ی ابراز علاقه ی یه خانم جوان به یه اقای جوان چیه؟ آیا این کار درسته؟ تحت چه شرایطی میتونه درست باشه؟ و در نهایت اون آقا باید با اون خانم چطور رفتار کنه؟ (فرض کنید طرفین آدمای خوب و سالمی هستن) »


دروووووووود بر دوستان
در جواب دوست عزیزم Euler،شخصا همچین ابراز علاقه ای رو نمیپسندم.علتش هم ب رفتار بعضی_دقت کنید ک میگم بعضی_ از آقایون برمیگرده.آقایونی رو میگم ک با هزار خواهش و منت ناز خانومو میخرن و بهش ابراز علاقه میکنن و بعد از یه مدت{بعد از ازدواج} همه ی تلاشهاشونو واسه بدست آوردن خانوم فراموش میکنن و ادعا میفرمایند ک خانوم بهشون گیر داده!!
دیگه نور علی نور میشه اگه خود خانوم هم پا پیش بذاره.
البته متاسفانه دید من بیشتر منفیه چون دوستامو دارم میبینم.
آقایی ک با همچین پیشنهادی مواجه میشه اگه خیلی مرد و با وجدانه باید اینو مثل یه راز واسه خودش نگه داره.دیگه ب عهده ی خودشه ک ب اون خانوم چ جوابی بده.
من ب عنوان یه دختر مخالف این ابراز علاقم...باور کنید از روی تعصب نیست.خیلی ب این مسئله فکر کردم.بدون اندیشیدن این حرفو نگفتم.


تحت هیچ شرایطی ابراز علاقه از طرف خانوم درست نیست.البته میگن اگه خانوم ب یه واسطه بگه و اوشون ب آقا بگن بد نیست ک من باز مخالف اینم.ب هیچ کس نمیشه اعتماد کرد.
پ.ن: در این زمینه ها بدجوری منفی گرام.

دوست عزیزم برای داشتن این دید منفی کاملا حق داری!!
این همش به فرهنگ جامعه ما برمیگرده دیگه... همینکه هیچ اعتمادی به جنس مخالف نداریم این مسئله رو باعث میشه...

به طور کلی این گفته که به جنس مخالف اعتماد ندارید درست نیست. تو جامعه ی ما این که زن انتخاب کننده باشه رایج نیست و مثل عربستان توی کشور ما هم خانوم ها سعی میکنن که انتخاب بشن. البته سوء تعبیر نشه از حرفم چون من با این وضع مخالفم
نقل قول  
pop pixie
Member
نقل قول از علی شروان:
اگه دقت کنیم امار طلاق کسانی که قبل از ازدواج دوست بودند خیلی بیشتر از کسانیه که بصورت سنتی ازدواج کردن
یکی از مهمترین دلایلشم اینه که وقتی دونفر دوست میشن پای احساسات وسطه و بدون اینکه عاقلانه این سوالو از خودشون بپرسن که اصلا ایا بدرد هم میخورن؟!تصمیم به ازدواج میگیرن و تازه بعد از ازدواج تفاوتها نمایان میشن ولی در ازدواج سنتی چون دونفر کمترین احساسات رو نسبت به هم دارن عاقلانه تر تصمیم میگیرن و معمولا بخاطر اینکه با مشورت خانواده هاست از حمایت بیشتر خانواده بهرمند میشن و این خودش به محکم تر شدن ازدواجشون کمک میکنه ...البته خالی از عیب هم نیست ولی بنظر من از ازدواجی که دوست باشن بهتره
:stupid

مطمئن باشید خانواده هایی که هنوز در اونها ازدواج ها به صورت سنتی شکل میگیره هنوز به سنت ها احترام گزاشته میشه پس اگر کسی چنین عقایدی داشته باشه هیچ وقت حتی اگه از شریک زندگی اش متنفر باشه طلاق نمی گیره طلاق برای آدم های سنتی ننگه همه مون هم اینو میدونیم .
اگر دقت کنیم میبینیم که جدیداٌ، آمار طلاق بالا رفته یعنی با مدرن تر شدن و اهمیت ندادن به یکسری از سنت ها:
نقل قول  
akhshurush
Member
نقل قول از Carboon777:
من دیگه حرفی ندارم! دوستانی هم که به دنبال ریشه یابی داعش هستند آن قسمت کج شده را بخوانند.
شما که روزه ای چطوری شیرینیشو فهمیدی؟!


داعش یا ماعش، اگر پیروی از قرآن کسی را داعش می کند بگذارید بکند. کفار را نرسد که نقدی بر مسلمین داشته باشند. افاضاتی از قبیل اینکه مغزتان به فحشاء رفته و سایر اباطیل نه احساسی بر می انگیزند و نه کوچکترین اهمیتی دارند. وقتی کسی بر اساس قرآن نظر نمی دهد ابداً در جایگاهی نیست که به آنکه از قرآن نظر می دهد نقد شخصی داشته باشد. جای اینکه به نقد اخشوروش بپردازید، به نقد نظر وی بپردازید و اگرنه دانستن نظر شما نسبت به بنده تنها برای خودتان جالب و محترم است.
شیرینی مزاح های بی نمک را هم از علم غیبم فهمیدم. والسلام

نقل قول  
pop pixie
Member
عذر می خوام عزیزم اشتباه متوجه شدم درواقع منم با نظر تو موافقمبازم شرمنده
نقل قول  
سلام بر اولر گرامی:
اول اینکه از نظر من اصصصصلا اشکالی نداره. اگرچه اصولا مردها بسیار بی جنبه ، جوگیر و خود آهان پندار هستند و اعتماد به سقف کاذب در آنها بسیار شدیده! یک مرد واقعی کسی هست که اگر مثلا این خانم رو نمی خواد در این شرایط دست از هرگونه مهربانی و انسانیت و ترحم برداره و خیلی سریع و صریح جواب منفی بده! من قبول دارم ممکنه مثلا یه خانم تا مدتها نتونه فراموش کنه اما دست دست کردن و مهربونیِ بی مورد این مرد میتونه زمان و موقعیت های خوب رو از اون خانم بگیره. اما یک مرد اگر خانمی رو دوست داشته باشه داره اگر دوست نداشته باشه بزور نمیشه محبتش رو جذب کرد یعنی اصلا نمیشه! مردها مثل زنها نیستن که مثلا بار دوم ازشون خواستگاری کردی جواب مثبت بهت بدن! مطمئن باشید جواب مثبت یک مرد بعد از یک جواب منفی چیزی جز ترحم نیست! و به راستی ترحم ناجوانمردانه ترین رفتارهاست!
در نتیجه مرد باید مرد باشه و اگه جوابش مثبته ناز نکنه که نازش خیلی زشته و اگه جوابش منفیه ساز نکنه که سازش نامردیه!
نقل قول  
melika1371
Member
نقل قول از Carboon777:


شما مگر در عربستان یا عراق زندگی می کنید؟ وقتی شما اشخاصی را ندید و نشناخت فاحشه می خوانید هیچکس به دنبال ریشه یابی کلمه و پیدا کردن دودمانش در زبان های دیگر نمی رود و معنا آنچیزی تلقی می شود که در بین مردم جریان دارد، گستاخی شما بسیار جای اندیشیدن دارد، اینکه به آن شکل افرادی را فاحشه می خوانید و بعد هم با ماله کشی این چنین که خداوند گفته هر جا هر طور که دوس داشتید دهان گشوده و سخن بگویید مرا مجاز می کند که قضاوت کنم در مورد انسان ها.
شما مغزتان به فحشاء رفته (فحشاء را همان معنی عربی و حرفای خود در نظر بگیرید) و روزی نیاید که امثال شما قدرتی در دست داشته باشند که با توسل به هر چه که نیست و هست ریشه انسانها و انسانیت را خشک خواهید نمود.


کاملا با صحبت های شما موافقم دوست عزیز
استفاده از هر کلمه ای جایگاه خاص خودشو داره... ولی گویا ایشون این مسئله رو نمیدونن یا نمیخوان که بدونن...
راجع به قضاوت هم کاملا حق با شماست ... من همیشه این جمله رو توی ذهنم دارم که : هر پرهیزگاری گذشته ای دارد و هر گناه کاری آینده ای..پس قضاوت نکن...
هیچکس در جایگاهی نیست که بتونه فرد دیگری رو قضاوت کنه...
نقل قول  
Carboon777
Member
نقل قول از akhshurush:

کاملا بی اهمیت است که برداشت عرف از واژه ای چه هست. مهم نظر خداست که چه منظوری دارد.
باقی افاضات را هم به حساب شیرین زبانی های پیش از افطار قرار می دهم.

من دیگه حرفی ندارم! دوستانی هم که به دنبال ریشه یابی داعش هستند آن قسمت کج شده را بخوانند.
شما که روزه ای چطوری شیرینیشو فهمیدی؟!
نقل قول  
melika1371
Member
نقل قول از مری بلا:
نقل قول از Euler:درود بر دوستان عزیز

میخوام از خانمهای محترم کتابناکی یه مسئله ای رو بپرسم.

«نظرتون درباره ی ابراز علاقه ی یه خانم جوان به یه اقای جوان چیه؟ آیا این کار درسته؟ تحت چه شرایطی میتونه درست باشه؟ و در نهایت اون آقا باید با اون خانم چطور رفتار کنه؟ (فرض کنید طرفین آدمای خوب و سالمی هستن) »


دروووووووود بر دوستان
در جواب دوست عزیزم Euler،شخصا همچین ابراز علاقه ای رو نمیپسندم.علتش هم ب رفتار بعضی_دقت کنید ک میگم بعضی_ از آقایون برمیگرده.آقایونی رو میگم ک با هزار خواهش و منت ناز خانومو میخرن و بهش ابراز علاقه میکنن و بعد از یه مدت{بعد از ازدواج} همه ی تلاشهاشونو واسه بدست آوردن خانوم فراموش میکنن و ادعا میفرمایند ک خانوم بهشون گیر داده!!
دیگه نور علی نور میشه اگه خود خانوم هم پا پیش بذاره.
البته متاسفانه دید من بیشتر منفیه چون دوستامو دارم میبینم.
آقایی ک با همچین پیشنهادی مواجه میشه اگه خیلی مرد و با وجدانه باید اینو مثل یه راز واسه خودش نگه داره.دیگه ب عهده ی خودشه ک ب اون خانوم چ جوابی بده.
من ب عنوان یه دختر مخالف این ابراز علاقم...باور کنید از روی تعصب نیست.خیلی ب این مسئله فکر کردم.بدون اندیشیدن این حرفو نگفتم.


تحت هیچ شرایطی ابراز علاقه از طرف خانوم درست نیست.البته میگن اگه خانوم ب یه واسطه بگه و اوشون ب آقا بگن بد نیست ک من باز مخالف اینم.ب هیچ کس نمیشه اعتماد کرد.
پ.ن: در این زمینه ها بدجوری منفی گرام.


دوست عزیزم برای داشتن این دید منفی کاملا حق داری!!
این همش به فرهنگ جامعه ما برمیگرده دیگه... همینکه هیچ اعتمادی به جنس مخالف نداریم این مسئله رو باعث میشه...
نقل قول  
akhshurush
Member
نقل قول از Carboon777:
شما مگر در عربستان یا عراق زندگی می کنید؟ وقتی شما اشخاصی را ندید و نشناخت فاحشه می خوانید هیچکس به دنبال ریشه یابی کلمه و پیدا کردن دودمانش در زبان های دیگر نمی رود و معنا آنچیزی تلقی می شود که در بین مردم جریان دارد، گستاخی شما بسیار جای اندیشیدن دارد، اینکه به آن شکل افرادی را فاحشه می خوانید و بعد هم با ماله کشی این چنین که خداوند گفته هر جا هر طور که دوس داشتید دهان گشوده و سخن بگویید مرا مجاز می کند که قضاوت کنم در مورد انسان ها.
شما مغزتان به فحشاء رفته (فحشاء را همان معنی عربی و حرفای خود در نظر بگیرید) و روزی نیاید که امثال شما قدرتی در دست داشته باشند که با توسل به هر چه که نیست و هست ریشه انسانها و انسانیت را خشک خواهید نمود.


کاملا بی اهمیت است که برداشت عرف از واژه ای چه هست. مهم نظر خداست که چه منظوری دارد. این که زحمت یافتن معنای کلمه ای را خلق الله به خودشان ندهند به خودشان مربوط است. هر کسی از ظن خود شد یار من. خیلی بعید است که وقتی صحبت از قرآن است، نظر عرف اهمیتی داشته باشد. ضمن اینکه قضاوت کردن هم هیچ ایرادی ندارد. حسب همان آیه ای که قرار داده ام، انسان ها مجاز به قضاوت هستند منتها بر اساس آنچه خداوند نازل فرموده. منظور از ماله کشی را متوجه نشدم. چند آیه قرار داده شد که منظور خداوند از فحشاء چه هست. عرض هم شد که فاحشه از جمله به انسان های هرزه ای گفته می شود که روابط عاطفی پیش از ازدواج داشته باشند. و یا بصورت دقیق تر، هر کسی که مرتکب گناهی شود که زیان آن از خودش عبور کند. مثل بیرون نهادن یک تار مو از جانب فواحش بدحجاب. مابقی منکر است.
باقی افاضات را هم به حساب شیرین زبانی های پیش از افطار قرار می دهم.
نقل قول  
neda300
Member
بهeuler
ااگر خانم نجیبی به یک آقا ابراز علاقه کرد اون مرد باید بدونه که این علاقه اونقدر عمیق هست ک باعث شده اون دختر پا روی غرورش بگذاره و باید بدونه که بی توجهی و یا پاسخ منفی به علاقه اون خیلی برای دختر گرون تموم میشه.
نقل قول  
Carboon777
Member
نقل قول از akhshurush:
یند که از حد خودش تجاوز کند.
لفظ فحشاء در لغت شناسی عربی بصورتی ست که عرض می کنم. الفحشاء: الفاحشه. وکل شیء جاوز حدّه فهو فاحش :::هر چه از حد خود تجاوز کرد فحشاء است. از همین روی به کسی که قد آن بسیار بلند باشد، فاحش الطول می گویند. و در بیان عام هست که چیزی بطور فاحش وجود دارد.

دلیلی هم ندارد قضاوت نداشته باشیم وقتی خداوند اجازه قضاوت بر اساس قرآن را داده است. و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون. پس هر که بدانچه خدای تعالی نازل فرموده حکم نکند کافر است. بر این اساس همه می توانیم یکدیگر را قضاوت کنیم منتها بر اساس قرآن. قضاوت نکردن هیچ مفهومی ندارد. آنکه قضاوت نمی کند، یا شیء است و یا موجود مرده. هر چند حرف زشتی زده نشد و تنها عین فعل ایشان بیان شد ولی عرض می شود که حرف زشت به انسان های زشت هم هیچ ناراحتی ندارد. مثل این است که به یک دروغگو بگوییم کذاب. و یا به قاتل بگوییم قاتل. عین عمل ایشان بیان می شود. به معنای حرف زشت نیست. با سپاس


شما مگر در عربستان یا عراق زندگی می کنید؟ وقتی شما اشخاصی را ندید و نشناخت فاحشه می خوانید هیچکس به دنبال ریشه یابی کلمه و پیدا کردن دودمانش در زبان های دیگر نمی رود و معنا آنچیزی تلقی می شود که در بین مردم جریان دارد، گستاخی شما بسیار جای اندیشیدن دارد، اینکه به آن شکل افرادی را فاحشه می خوانید و بعد هم با ماله کشی این چنین که خداوند گفته هر جا هر طور که دوس داشتید دهان گشوده و سخن بگویید مرا مجاز می کند که قضاوت کنم در مورد انسان ها.
شما مغزتان به فحشاء رفته (فحشاء را همان معنی عربی و حرفای خود در نظر بگیرید) و روزی نیاید که امثال شما قدرتی در دست داشته باشند که با توسل به هر چه که نیست و هست ریشه انسانها و انسانیت را خشک خواهید نمود.
نقل قول  
مری بلا
Member
نقل قول از Euler:
درود بر دوستان عزیز

میخوام از خانمهای محترم کتابناکی یه مسئله ای رو بپرسم.

«نظرتون درباره ی ابراز علاقه ی یه خانم جوان به یه اقای جوان چیه؟ آیا این کار درسته؟ تحت چه شرایطی میتونه درست باشه؟ و در نهایت اون آقا باید با اون خانم چطور رفتار کنه؟ (فرض کنید طرفین آدمای خوب و سالمی هستن) »


دروووووووود بر دوستان
در جواب دوست عزیزم Euler،شخصا همچین ابراز علاقه ای رو نمیپسندم.علتش هم ب رفتار بعضی_دقت کنید ک میگم بعضی_ از آقایون برمیگرده.آقایونی رو میگم ک با هزار خواهش و منت ناز خانومو میخرن و بهش ابراز علاقه میکنن و بعد از یه مدت{بعد از ازدواج} همه ی تلاشهاشونو واسه بدست آوردن خانوم فراموش میکنن و ادعا میفرمایند ک خانوم بهشون گیر داده!!
دیگه نور علی نور میشه اگه خود خانوم هم پا پیش بذاره.
البته متاسفانه دید من بیشتر منفیه چون دوستامو دارم میبینم.
آقایی ک با همچین پیشنهادی مواجه میشه اگه خیلی مرد و با وجدانه باید اینو مثل یه راز واسه خودش نگه داره.دیگه ب عهده ی خودشه ک ب اون خانوم چ جوابی بده.
من ب عنوان یه دختر مخالف این ابراز علاقم...باور کنید از روی تعصب نیست.خیلی ب این مسئله فکر کردم.بدون اندیشیدن این حرفو نگفتم.


تحت هیچ شرایطی ابراز علاقه از طرف خانوم درست نیست.البته میگن اگه خانوم ب یه واسطه بگه و اوشون ب آقا بگن بد نیست ک من باز مخالف اینم.ب هیچ کس نمیشه اعتماد کرد.
پ.ن: در این زمینه ها بدجوری منفی گرام.
نقل قول  
melika1371
Member
نقل قول از Euler:
درود بر دوستان عزیز

میخوام از خانمهای محترم کتابناکی یه مسئله ای رو بپرسم.

«نظرتون درباره ی ابراز علاقه ی یه خانم جوان به یه اقای جوان چیه؟ آیا این کار درسته؟ تحت چه شرایطی میتونه درست باشه؟ و در نهایت اون آقا باید با اون خانم چطور رفتار کنه؟ (فرض کنید طرفین آدمای خوب و سالمی هستن) »

جواب اکثر آقایون به این سوال کاملاً یکسانه و چون خانمها رو درست نمیشناسن به احتمال زیاد جوابشون درست نیست (شاید مردسالارانه به قضیه نگاه کنن) اما جوابی که خانمها به این سوال میدن مسلماً قابل اعتناتر و دقیقتره



توی جامعه ما که میشه گفت بیشتر قوانین و سنت ها مرد سالاره...از ابراز علاقه ی یک خانم به یک آقا برداشت خوبی نمیشه و معمولا چه از طرف آقایون و چه از طرف خانمها اون خانم یک فرد بی حیا و بی عفت و... خطاب داده میشه در حالی که در جوامع دیگه این مسایل بدینگونه باهاش برخورد نمیشه
از نظر من اینکه فردی علاقه و یا حس خودش رو به فرد مورد علاقه اش عنوان کنه هیچ ایرادی نداره ولی متاسفانه جامعه و مردم ما هنوز ظرفیت پذیرش این موضوع رو ندارن...

نقل قول  
Euler
Member
درود بر دوستان عزیز

میخوام از خانمهای محترم کتابناکی یه مسئله ای رو بپرسم.

«نظرتون درباره ی ابراز علاقه ی یه خانم جوان به یه اقای جوان چیه؟ آیا این کار درسته؟ تحت چه شرایطی میتونه درست باشه؟ و در نهایت اون آقا باید با اون خانم چطور رفتار کنه؟ (فرض کنید طرفین آدمای خوب و سالمی هستن) »

جواب اکثر آقایون به این سوال کاملاً یکسانه و چون خانمها رو درست نمیشناسن به احتمال زیاد جوابشون درست نیست (شاید مردسالارانه به قضیه نگاه کنن) اما جوابی که خانمها به این سوال میدن مسلماً قابل اعتناتر و دقیقتره
نقل قول  
melika1371
Member
به نظرم این کتاب مثل همیشه و مثل همه یک ایراد بزرگ داره...
توی جامعه ما همیشه ارتباط بین دو جنس مخالف رو از لحاظ ارتباط جنسی و عاطفی نگاه میکنن اما این مسایل باید کم کم در جامعه جا بیفته که یه دختر و پسر میتوانند به دور از داشتن هرگونه حس عاطفی و رابطه خاصی ( منظورم روابط دوست دختر دوست پسریه) با هم دوست باشن...

علاوه بر این با بکار بردن زور و جبر نمیشه به سالم شدن روابط دو جنس قبل از ازدواج دست پیدا کرد...

درضمن اینکه اگه دختر و پسری با چند نفر دوست بودن و حالا بنا به دلایلی این ارتباط به هم خورده..این دلیلی بر این نیست که اون دختر یا پسر آدم فرد نامحترمیه یا هر لفظ دیگری....
نقل قول  
فاحشه معنی و مفهومش با خودشه زن یا مردی که باهرکسی روابط نامشروع دارد و هدف از رابطه ارضای امیال طرفین است و جز این چیزی نیست.

اما در بحث دوستی(دوست دختر "دوست پسر) بیشتر این روابط ابتدا براساس عاطفه و احساسات شکل گرفته و اغلب عواقب زیر را دارد:

درصد کمی ازین روابط منجر به ازدواج میشوند.

درصدی هم رابطه از هم میپاشد بدلایل مختلف.که این دوگزینه بهترین حالات بودند.

واما تعدادی از دختران یا پسران بعد از مدتی بادادن وعده های پوچ و بی اساس سر طرف را شیره میمالندو تقاضای روابط نامشروع دارند که اگر فرد عاقلانه بیاندیشد به کل رابطه را قطع میکند ولی اگر فرد وسوسه شده و تقاضا را بپذیرد حریم و حجب و حیا را میشکند و در جامعه ی ما اسیب های زیادی هم مواجه خواهد شد.

و حالا برسیم به اخرین مورد که معمولا افرادی که یکبار رابطه نامشروع داشتند(حالا یا خواسته یا نخواسته) به دو دسته تقسیم میشوند:

1.دسته اول کسانی هستند که بعد از یکبار توبه کرده و دیگر بسراغ اینگونه روابط نمیروند

2.واما دسته دوم انهایی هستند که مانند سگی که هار شده باشد بدنبال ایجاد رابطه مجدد با طرف هستند و اگر بهر دلیلی طرف درخواستشان را رد نمود برای رسیدن به مقصود به هر دری میزنند و بسراغ دیگران میروند.اینها همان فاحشه ها هستند.البته ناگفته نماند عده ای روابط نامشروع را شغل خطاب کرده و ازین راه کسب درامد هم میکنند.
نقل قول  
بحثها بیشتر بازی الفاظ است تا نقد و تحلیل کتاب عزیزان بحثهایتان را در غالب محتوای موضوع متمرکز کنید و شرایط روز جامعه را در آن مدنظر قرار دهید و از تقابل سنت و مدرنیته در شرایط فعلی جامعه مان غافل نباشید بسیاری هنوز فکر می کنند با روشهای عصر حجری می شود روابط جامعه امروز را مدیریت کرد که این عین اشتباه بوده و تجربه نشان داده جواب نداده و نمی دهد.
نقل قول  
akhshurush
Member
نقل قول از مری بلا:

عجبا...!!!!!!!!!
این لفظ زشت رو من بکار نبردم آقای محترم.شما دارین حرف تو دهن من میذارین.
دوستیا رو مساوی همون ک خودتون فرمودین میدونین.من نمیگم.یه نگاه دورو برتون بندازین میبینین ک جوونا دنبال این دوستیان.کاری ب علتشم ندارم چون اینجا جاش نیست.اما بی انصافیه ک اون لفظ زشت و وحشتناکو واسه همه کار ببریم.
منم عرض نکردم همه.
چرا فک میکنین هرکی با جنس مخالف دوست باشه از اون دسته است ک شما فرمودید؟؟
بعدشم بزرگوار،اون لفظ فقط ب خانوما برمیگرده...پس طبق معمول خانوما شیطان لعینن و آقایون بی گناه؟؟!
چرا همچین لفظ زشتیو واسه هم جنسهاتون بکار نبردین؟؟
متاسفم ک برداشتای وحشتناکمونو تو دهن همدیگه میذاریم و فقط ب یه گروه میتازیم.
ما هنوز یاد نگرفتیم همدیگه رو بدون قضاوت بفهمیم و ب هم احترام بذاریم.
خواهش میکنم واژه هارو با دقت انتخاب کنیم.من واقعا عصبی و ناراحت شدم.{ناراحت از این ک ب اصل حرفم توجه نکردید و همینجور فقط ب خانمها تاختید و اینکه حرف زشت ناراحت کننده است}



این دیگر باز می گردد به شما که باید بیشتر دقت می کردید.

اصل لغت فحشاء به معنای درگذشتن است و به چیزی می گویند که از حد خودش تجاوز کند.
لفظ فحشاء در لغت شناسی عربی بصورتی ست که عرض می کنم. الفحشاء: الفاحشه. وکل شیء جاوز حدّه فهو فاحش :::هر چه از حد خود تجاوز کرد فحشاء است. از همین روی به کسی که قد آن بسیار بلند باشد، فاحش الطول می گویند. و در بیان عام هست که چیزی بطور فاحش وجود دارد. یعنی از حد گذشته است. اما معنای فحشاء در قرآن: لفظ فحشاء به مفهوم گناهی ست که زیان آن از فردی که مرتکب آن می شود تجاوز می کند و به جمع و جامعه می رسد. فحشاء الزاماً فحشای جنسی نیست. گناهی که زیان آن به خود فرد مرتکب شونده می رسد را منکر می گویند. مثل بطالت عمر. همانطور که ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر. نماز، بازدارنده از فحشاء و منکر است. به معنای این نیست که فقط زنان را باز می دارد. در تفسیر مجمع البیان در باب معانی فحشاء چنین آمده است: «﴿وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً﴾ سیئة بالغة فی القبح یتعدی اثرها» یعنی کسانی که گناه بسیار زشت انجام دهند که اثر آن به دیگران سرایت کند. ﴿أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ﴾ بارتکاب ذنب لا یعتدی»10یعنی گناهی که اثر آن به دیگران سرایت نکند.
فلذا گناهانی مثل دروغ، غیبت، بدحجابی، تهمت، روابط نامشروع جنسی، روابط نامشروع عاطفی، دزدی، ظلم همه و همه فحشاست و هر که مرتکب آن شود را فاحشه می نامند. چه مرد باشد و چه زن. و هر که روابط عاطفی نامشروع داشته باشد از زن و مرد از دم فاحشه اند و حسب فرمایش خداوند ازدواج با ایشان حرام است. چرا که الطیبات للطیبین.
دلیلی هم ندارد قضاوت نداشته باشیم وقتی خداوند اجازه قضاوت بر اساس قرآن را داده است. و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون. پس هر که بدانچه خدای تعالی نازل فرموده حکم نکند کافر است. بر این اساس همه می توانیم یکدیگر را قضاوت کنیم منتها بر اساس قرآن. قضاوت نکردن هیچ مفهومی ندارد. آنکه قضاوت نمی کند، یا شیء است و یا موجود مرده. هر چند حرف زشتی زده نشد و تنها عین فعل ایشان بیان شد ولی عرض می شود که حرف زشت به انسان های زشت هم هیچ ناراحتی ندارد. مثل این است که به یک دروغگو بگوییم کذاب. و یا به قاتل بگوییم قاتل. عین عمل ایشان بیان می شود. به معنای حرف زشت نیست. با سپاس
نقل قول  
roga
Member
[b]جامعه ایران یه جامعه در حال گذار از سنت به مدرنیته است و حل مسائل و مشکلاتش هم باید متناسب با همین جامعه باشه.
طوفان ( یا بگذارید اسمش را باران ) رسانه های ارتباط جمعی (نت و موبایل و ماهواره و .... ) + بالا رفتن سن ازدواج و فاصله گرفتن روز به روز سن بلوغ از سن ازدواج( که از 10 سال به بالاست و نیاز جنسی فروکوفته رو به همره داره ) + جهانی شدن ( کوچک شدن دنیا و یکسان شدن هنجارها و غالب شدن برخی هنجارهای جوامع غربی بر برخی هنجارهای سنتی ) جامعه ای رو که در حال حاضر زندگی میکنیم رو به وجود آورده .
می شه توصیه کرد . می شه اخلاق مدارانه سخن گفت ، اما آیا اخلاقیاتی که براساس واقعیات جامعه فعلی ما شکل نگرفته دوامی می آورند . اخلاقیات باید براساس رفع نیازهای مشروع بنا شده باشند . نویسنده محترم چه راه حلی برای جوان 35 ساله مجردی که هر لحظه در حال بمباران شدن اطلاعات جنسی است داره .چرا خودمون رو گول می زنیم . رفتارها در خلاء شکل نمی گیرن . رفتارها بر اساس یه سری هنجارها وارزشهای اجتماعی شکل می گیرن اون هم جامعه ای که خودش متاثر از جوامع دیگه شده به خاطر بحث جهانی شدن.
من تمجید نمی کنم از رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج ، فقط می خوام توان اینو داشته باشیم که خودمون رو تو شرایط اونا بذاریم و بعد راه حل مسئله رو پیدا کنیم .
نقل قول  
مری بلا
Member
نقل قول از akhshurush:
نقل قول از مری بلا:
منم جواب دادم ک الان _متاسفانه_ بیشتر جوونا و نوجوونا این نوع دوستیارو تجربه کردن و تعداد کمی این تجربه رو ندارن.پس با این حساب ما کلا باید ازدواج نکنیم چون 80 درصد مردم همچین تجربه ای داشتن.


این بدبینی نسبت به جامعه است. مع هذا انسان پاکدامن و تردامن در هر جامعه ای هست. ولی اینکه کثیری از افراد جامعه را فاحشه بدانیم نسبتی نارواست.

عجبا...!!!!!!!!!
این لفظ زشت رو من بکار نبردم آقای محترم.شما دارین حرف تو دهن من میذارین.

دوستیا رو مساوی همون ک خودتون فرمودین میدونین.من نمیگم.یه نگاه دورو برتون بندازین میبینین ک جوونا دنبال این دوستیان.کاری ب علتشم ندارم چون اینجا جاش نیست.اما بی انصافیه ک اون لفظ زشت و وحشتناکو واسه همه کار ببریم.
منم عرض نکردم همه.
چرا فک میکنین هرکی با جنس مخالف دوست باشه از اون دسته است ک شما فرمودید؟؟
بعدشم بزرگوار،اون لفظ فقط ب خانوما برمیگرده...پس طبق معمول خانوما شیطان لعینن و آقایون بی گناه؟؟!
چرا همچین لفظ زشتیو واسه هم جنسهاتون بکار نبردین؟؟
متاسفم ک برداشتای وحشتناکمونو تو دهن همدیگه میذاریم و فقط ب یه گروه میتازیم.
ما هنوز یاد نگرفتیم همدیگه رو بدون قضاوت بفهمیم و ب هم احترام بذاریم.
خواهش میکنم واژه هارو با دقت انتخاب کنیم.من واقعا عصبی و ناراحت شدم.{ناراحت از این ک ب اصل حرفم توجه نکردید و همینجور فقط ب خانمها تاختید و اینکه حرف زشت ناراحت کننده است}
نقل قول  
amenmarr
Member
در زمان گذشته اما نه چندان دور اغلب خانواده ها و حتی بیشتر خانواده های مدرن امروزی به روال گذشته وقتی پسری به قصد ازدواج با خانواده دختری
آشنا می شد، قبل از اجازه ارتباط دختر و پسر، برادر یا پدر عروس و یا به واسطه آشنائی و یا غریبه خیری برای مدتی نسبتاً طولانی، مثلا دو ماه یا سه
ماه بدون آگاهی یافتن پسر و خانواده اش به تحقیق می پرداختند و از شغل و محیط کار پسر جویا می شدند و رفتار آقا داماد را از نزدیک با ایجاد رفاقت و
معاشرت موقت، خوب در نظر می گرفتند و در صورت کشف هرگونه فسادی و یا رفتار سوئی و عادات زشتی اورا طرد می کردند و به او پاسخِ مارا به خیر و
شما را به سلامت می دادند، البته که روابط دو دختر و پسر بخصوص وقتی که قصد ازدواج با یکدیگر را ندارند و یا شرائط ازدواج برایشان مهیا نیست اشتباه
فاحش و با فرهنگ ما ایرانیان همخوانی ندارد، متاسفانه بیشتر آقا پسر ها و خانواده هاشان منعی برای ارتباط با دختران مردم نمی بینند و حتی ممکن
است خانه خود را خلوتگاه عشرت پسرشان با دختر مردم بدون اطلااع خانواده دختر کنند اما با خودخواهی نا جوانمردانه اجازه ازدواج پسرشان با همان دختر
را نمی دهند و به دختر فریب خورده، انک نانجیبی و فساد می زنند و به دنبال بیچاره کردن دختر معصوم دیگری می روند، و سرنوشت و تقدیر دختر خوش
باوری را که با تکرار مزورانه چند کلمه دوستت دارم و عاشقتم خود را آلت دست پسر ناباب الوات و رذل قرارداده به بازی می گیرند، وظیفه پدران و مادران
است که به فرزندان دختر و پسر خود به هنگام بلوغ آموزش دهند که مراقب باشند که در جامعه چه دامهای خطرناکی برای متلاشی کردن خانواده ها نهاده
شده است و در مدرسه و دبیرستان و دانشگاه ها نیز کلاس آموزش رولبط اجتماعی و حد اقل یک واحد درسی چگونگی تشکیل خانواده و معاشرت زن و مرد
در خانواده و تحکیم پیوند همیشگی در خانواده گذاشته شود، چرا که بین تحصیل کرده های ما هم بسیار دیده می شود پس از تشکیل زندگی مشترک
اختلافاتی بروز می کند که بعضاً منجر به جدائی و طلاق و جدائی دائم می شود. و نگرانی ها و نا امیدی ها پس یک عمر زحمت و تلاش آغاز می شود.
نقل قول  
Carboon777
Member
نقل قول از akhshurush:

این بدبینی نسبت به جامعه است. مع هذا انسان پاکدامن و تردامن در هر جامعه ای هست. ولی اینکه کثیری از افراد جامعه را فاحشه بدانیم نسبتی نارواست.

و چقدرم که شما خوشبینی رو رواج می دید در جامعه، فاحشه؟! کاش قبل از بکار بردن لغتی خوب ب معنیش فکر میکردیم.
نقل قول  
akhshurush
Member
نقل قول از مری بلا:

منم جواب دادم ک الان _متاسفانه_ بیشتر جوونا و نوجوونا این نوع دوستیارو تجربه کردن و تعداد کمی این تجربه رو ندارن.پس با این حساب ما کلا باید ازدواج نکنیم چون 80 درصد مردم همچین تجربه ای داشتن.


این بدبینی نسبت به جامعه است. مع هذا انسان پاکدامن و تردامن در هر جامعه ای هست. ولی اینکه کثیری از افراد جامعه را فاحشه بدانیم نسبتی نارواست.

طیبات آمد به سوی طیبین
مر خبیثین را خبیثات است هین
خوب خوبی را کند جذب این بدان
طیبات و طیبین بر وی بخوان
در جهان هر چیز چیزی جذب کرد
گرم گرمی را کشید و سرد و سرد
قسم باطل باطلان را می‌کشند
باقیان از باقیان هم سرخوشند
ناریان مر ناریان را جاذب‌اند
نوریان مر نوریان را طالب‌اند


دوزخیان و فواحش مرد برای دوزخیان و فواحش زن و پاکدامنان و جنتیان زن برای پاکدامنان و جنتیان مرد
نقل قول  
مری بلا
Member
نقل قول از pop pixie:
مخاطب من خانم مری بلا هستند:عجبا...
(دقیقا کدوم آیه؟؟و لطفا با ذکر آیه ج بدید.مر30
اگه اینجور باشه ک شما میفرمایین نسل بشر منقرض میشه)

یعنی شما میگید اگر قبل از ازدواج رابطه نداشته باشیم نسل انسان ها منقرض میشه ؟؟!

دروووووود بر پریسای عزیزم
خانمی دیدگاهیو ک ازش نقل قول کردم با دقت نخوندی....اون دوستمون فرموده بودن:طبق آیات قرآن این کار حرام بوده و ازدواج با چنین افرادی نیز حرام است. و منظورشون افرادی بود ک دوست دختر یا پسر دارن.
منم جواب دادم ک الان _متاسفانه_ بیشتر جوونا و نوجوونا این نوع دوستیارو تجربه کردن و تعداد کمی این تجربه رو ندارن.پس با این حساب ما کلا باید ازدواج نکنیم چون 80 درصد مردم همچین تجربه ای داشتن.
جالب اینجاست ک این نوع تجربه ها رو معیار امروزی بودن میدونن.برای مثال آقا پسری (ک خیلی هم ب تحصیلاتش افتخار میکرد!!}ازم خواست مدتی باهم دوست باشیم.بعد ک مودبانه درخواستشو رد کردم بهم انگ جهان سومی بودن و عقب موندن از دنیای مدرنو زد!!!!
ما با همچین افراد مخ لسی طرفیم.
بگذریم...مقطوع شدن نسل همونجوری ک خودت گفتی بهتر از فرزند نامشروعه.اگه تعادل رعایت بشه و خانواده ها در جریان باشن ک دیگه مشکلی نیست.مسئله اینجاست ک خانواده ها این اجازه رو ب راحتی صادر نمیکنن.بخصوص توی شهرهای کوچیکتر.حتی سعی نمیکنن این طرز فکرو کنار بذارن....
اما حماقت محضه ندیده و نشناخته و درست و حسابی صحبت نکرده بخوایم برای باقی عمرمون شریک انتخاب کنیم.آخه آدم ک با یه ربع،نیم ساعت و حتی 4 ساعت صحبت ک نمیتونه طرفو محک بزنه باید یه مدت باهاش صحبت کنه و حتی با حضور خونواده بیرون بره تا بتونه تصمیم بگیره.ممکنه حرفاش ب دلمون بشینه اما رفتارش حسابی توو ذوقمون بخوره.
با این حال هم _قدیمیا گل گفتن ک_ ازدواج هندونه ی در بسته است. حالا اگه آدم هندونه ب شرط چاقو بخره باز ته دلش شرمنده ی خودش نیست ک کورکورانه انتخاب کردم.

نقل قول  
rank
Member
یعنی چی خب 6 جلسه یکم کم نیست به قول اون پایینیه مگه ما انسان نیستیم تو این مدت وقت خوبی برای شناخت اگه کسی تو این مدت می خواد غربضشو به کار ببنده و ایرادای طرفشو نبینه بهتره که شکست بخوره یا ازدواج نکنه
نقل قول  
balooot
Member
پس فرق انسان و حیوان در چیه؟
اگه میخواید بگید که فرقی ندارن لطفا دیگه جواب ندید ازتون ممنون میشم چون اگه این حرفو هم بشنوم احتمالا مخم سوت خواهد کشید!!!!
نقل قول  
حامینا
Member
بچه ها گذشته هم ساده نبوده (ازدواج در گذشته و حال)
توش کلک و دغل بوده از اول دوران اینا بوده منظورم هابیل و قابیل هست
دوران نامزدی اونقدر ادم محو طرفش میشه که نمیتونه بدی هاش رو ببینه و درین وادی دختر به نظرم بیشتر از پسر ضربه می خوره چون دختر هم سعی میکنه خیلی چیز ها رو ندیده بگیره چون دختر هیچ وقت قاضی خوبی نیست به خاطر اون احساساتش
به نظر من با چند جلسه صحبت کردن با طرفت با کنترل خانواده ها با پرسیدن سوال های اساسی کفایت میکنه
باور کنید من به این رسیدم که تو دوران 1 تا 6 ماهه نامزدی نمیشه طرفت رو بشناسی باورکنید
نقل قول  
rank
Member
و در مورد ازدواج اتفاقا دخترا و پسرایی که بحانه شون در مورد شناخت گاهی اوقات حق می دم بهشون چون با خانواده هایی روبه رو شدم که حق نفس کشیدن به بچشون نمی دن چه برسه به اشنایی قبل ازدواج و دختر و پسر بحانه پیدا می کنن و هر گونه روابطیو دارن بیشتر از دخترایی که در خانواده های باز زندگی می کنن نمونش همکلاسی بنده که ظاهری مذهبی داره البته مانتویی کامل گشاد بیچاره میاد تو دانشگاه ارایش می کنه و دوست پسر بازی می کنه تعجب نکنین عاشق نمی شه ببلکه با این کار تفریح می کنه و من هم فکر می کنم ایشون دورو هستند ولی به عمقش بریم به این نتیجه می رسیم که پدر مادرش بیشتر از همه مقصرن و سختگیری بیش از اندازه عامل این موضوع شده
اتفاقا من افراد مذهبیو می شناسم که خانواده دختر اصرار به روابط قبل عقد با محرمیت حداقل یک ماهه دارند و این درخواستم از طرف دختر اون خانواده انجام می گیره تا خواستگار رسمیشو به مدت حداقل یک تا سه ماه بشناسه اون خانواده به دختر اعتمادی می دن که می گن اگه پسری به خواستگاری رسمی با خانوادش برات بیاد تو هم برای شناختش از راه درست هر کاری بکن راه درست و خانواده که این اعتماد به بچش داره و این اگاهی بازم اعتماد می ده که می گه من پایبند تصمیمات تو هستم دیگه معلومه دختر برای پیدا کرد فرد مناسب خودش دست به کار نمی شه و می دونه جلسات متعددی برای شناخت خواستگارانش خواهد بود دو مورد من اینچت بردم از طرز فکر و دخترانشوننینی به عینه دیدم هر دو خانواده هم یکی اخوند و دیگری مذهبی هایی بودند که واقعا حلال خور و اگاه به مسائل و وافعا لذ
نقل قول  
akhshurush
Member
نقل قول از Ein Reich:

هر وادی که وارد شدیم،خدا به کار ما اشکال کرد...ما که با اسلام نتوانستیم معشوق بگیریم،دیگرن توانستد؟خوشا بحالشان...
اوضاع عالی جامعه اطرافتان نیز جالب است،شما جامعه ای که دیدید توصیف فرمودید،بنده آنی که دیدم،جفتشان محترم!برای جفتمان!
و جمله پایانیتان...این نظر شماست...و شاید سلیقه ای متفاوت،زبان تند شما را نپسندد و داستان شخصی بنده حقیر را شیرینتر بیابد...
من اهل توهین و تحقیر نیستم...و شما را نیز میستایم...قابل احترام هستید...اما متوانید قابل احترام تر باشید...


بله بنده هم تاکید کردم که مسائل شخصی طرفین به دیگری ارتباطی نمی یابد. بنده هم تعریفی ارائه ندادم. نظر شخصی هم در هیچ موردی ندارم. نظر خداوند را تقدیم کردم. نقل قول از قرآن آوردید. ولی پاره ای را نقل نفرمودید. سماوات و الارض. اقرب من حبل الورید. از رگ گردن نزدیکتر. بقیه را هم باید دید. متوجه نشدم لحن صحبتم را چه ایرادی هست. بنده هم بی احترامی به کسی نکردم. ممکن است نظر دیگران بی ارزش باشد ولی شخصیت حقیقی خودشان محترم است و بنده از طرف خداوند اجازه بی حرمتی ندارم. جایی اگر رویت کردید بفرمایید. دامان خداوند هم از ایراد پاک است. دیده فرو بر به گریبان خویش. شاید ایراد از ماست که به "هر وادی" وارد می شویم. بنده کوچک تر از آنم که از حدود ادب خارج شوم. این دیگر کم لطفی دوستان است که در یک مباحثه، انتقاد به نظر خود را انتقاد به خود تلقی می کنند. وگرنه نه قوانین این سایت، نه خدای بزرگ و نه اخلاق خود بنده چنین اجازه ای به بنده نمی دهد. مساله، سخن و نظر است. فرد نیست. واقعا پسند نظر بنده چندان اهمیت ندارد. موظف به بیان کلام خدا هستم نه نتیجه ی آن. شما که اهل توهین و تحقیر نیستید. مطمئناً اخشوروش هم نیست. با سپاس
نقل قول  
rank
Member
من دیدم افرادیو که قبل ازدواج از این دوستیا پاک هستن ولی وقتی محیطشون عوض می شه و جای جدیدیو تجربه می کنن شروع می کنن مردایی که در اداره استخدام می شن و به جای کار با همکارای زن به و دخترایی که وارد دانشگاه می شن با اینکه همسر دارن دنبال دوست پسر می گردند کاش کتابی نوشته بشه تا ما بتونیم شخصیت سنجی بکنیم و بدونیم دلیل انجام ندادن بعضی کارها از روی خواسته خود فرده یا طرف ابی گیر نیورده و شناگر ماهریه کاش همچین کتاب راهنمایی بود
نقل قول  
pop pixie
Member
مخاطب من خانم مری بلا هستند:عجبا...
(دقیقا کدوم آیه؟؟و لطفا با ذکر آیه ج بدید.مر30
اگه اینجور باشه ک شما میفرمایین نسل بشر منقرض میشه)


یعنی شما میگید اگر قبل از ازدواج رابطه نداشته باشیم نسل انسان ها منقرض میشه ؟؟!
اگه منظور شما از نسل، فرزند نامشروعه که باید بگم ... اسمش روشه نامشروع من ترجیح میدم نسلم منقرض بشه تا اینکه نا مشروع باشه اگرم منظورتون از رابطه آشنایی بیشتره که میبینید هنوز نسل بشر منقرض نشده پدر بزرگ مادر بزرگ ها و حتی پدر مادر های خودمون سر سفره ی عقد اولین ملاقاتشون رو داشتن شاید بگید که افکار اونا پیش پا افتاده بوده و الآن باید مدرن تر بود که نتیجه اش رو داریم رو جامعه امون میبینیم : فرزندانی که پدر و مادراشون معلوم نیست و این یعنی باز کردن پای بچه های بی گناهی ناخواسته به سیاهی و تباهی (از بچه های نامشروعی که نخواستنشون چیز بیشتری نمیشه انتظار داشت)

من نمیگم که ما الآن باید توی قرن بیست و یکم طوری که والدینمون زندگی میکردن زندگی کنیم . من میگم اگر قرار بر آشنایی باشه باید حد و حدود ها و مرز ها رو نادیده نگرفت و در حدی که خانواده و دینمون برامون تایین میکنن پیش رفت . من خودمو جای اون بچه ای میزارم که پدر و مادرش نخواستنش از همون نوزادی طرد شده . مگه اون بچه حق زندگی نداره؟ حق پیشرفت و درس خوندن و کسی شدن رو نداره ؟
چرا من با سهل انگاری های خودم دو نفر دیگه رو بدبخت کنم ؟
نقل قول  
Ein Reich
Member
برای خواهرم baloot :
متاسفانه دیدگاه من و شما راجع به روابط بین دختر و پسر و روح و دین کاملا متفاوته.
من روح رو قبول ندارم که بخوام براش پسوند والا و بینهایت بکار ببرم.نزدیکترین مثثال اثبات شده علمی برای روح،مایعات ترشح شده از تعدادی غده در بدن انسان هست...و من نتونستم بین مخلوطی از مواد شیمیایی،مفهوم والایی بدست بیارم.
هدف ازدواج؟من با ازدواج موافق نیستم...اما هدف از روابط دوستانه_عاشقانه میان یک زوج؟بله...رفع غریزه هست...
و دیدگاه ما راجع به روند مدرنیزاسیون هم متفاوته...من موارد ذکر شده رو مدرن شدن نمیدونم.
خانواده ی مدرن دیگه بعد از 16 یا 17 سالگی تسلطی روی فرزندش نداره...نمیتونه داشته باشه...با توجه به امکانات امروز ممکن نیست
اگر نوجوان با دوستاش بیرون نرفت...خوب این خواسته ی خود نوجوان بوده
اگر بزور کتک و چماق،خانواده وارد عمل بشه و جوان رو منع کنه،خب اون خانواده مدرن نیست!
اگر باعث ناراحتی دوستانی شدم...صمیمانه معذرت میخوام...و چون خودم عقاید بسیار متفاوتی رو تجربه کردم،به تمام عقاید احترام میگذارم.
نقل قول  
Ein Reich
Member
نقل قول:
اگر کفر و الحاد قابل احترام بود هرگز برای محو آن اقدامی نمی کردم.

من سخنران تند زبانی نیستم...شرمسارم...اما این که شما چه میکنید به بنده ارتباطی پیدا نمیکند
خطوطی که در ادامه نگاشتید...بنده و امثال بنده را تعریف نمودید که خب،نظر شخصی شماست و قابل احترام...باشد برای خودتان
من خدای را(البته در صورت وجود)محدود به آسمان،یا بقول قرآن،آسمانها میدانم...نظر جنابتان هم محترم
من وحی منزل نمیکنم،اعتقادی هم به آن ندارم،دوستی یک زوج،دارای بعد اجتماعی نیست... دوست پسر_دوست دختر جدای از مجموعه پدر_مادر_فرزند هست.گیرم که مثال من کودکانه...اصلابنده کودکی خردسال که هزاران سوال در سر دارد...آیا با کودک خودتان هم اینگونه صحبت میکنید؟؟؟لحن صحبتتان نیز محترم...
هر وادی که وارد شدیم،خدا به کار ما اشکال کرد...ما که با اسلام نتوانستیم معشوق بگیریم،دیگرن توانستد؟خوشا بحالشان...
اوضاع عالی جامعه اطرافتان نیز جالب است،شما جامعه ای که دیدید توصیف فرمودید،بنده آنی که دیدم،جفتشان محترم!برای جفتمان!
و جمله پایانیتان...این نظر شماست...و شاید سلیقه ای متفاوت،زبان تند شما را نپسندد و داستان شخصی بنده حقیر را شیرینتر بیابد...
من اهل توهین و تحقیر نیستم...و شما را نیز میستایم...قابل احترام هستید...اما متوانید قابل احترام تر باشید...
نقل قول  
balooot
Member
Ein Reich:
بخشید که دخالت میکنم ولی شما فکر میکنید که هدف ازدواج وفقط و فقط رفع غریزه س؟
نه این پیش پا افتاده ترین و جزئی ترین هدف ازدواجه ...
مابقی اهداف ازدواج برمیگردن به روح انسانی که روح انسانی هم اسمانیه پس ازدواج یک پیوند مقدسه که با روابطی که صرفا جهت تامین نیازهای اولیه و جسمی و حقیر تن ادم هست خیلی خیلی متفاوته
یک مثال میزنم بررای قسمت دوم حرفاتون :
دیدگاه دین یهود تو زندگی من و شما تاثیر داره در حالی که یهودی نیستیم؟
نه!
پس تا وقتی به دینی معتقد نباشی نمیتونه مستقیما روی تو تاثیری داشته باشه
جوان های امروز اکثرا از دین دور شدند و نمیشه اینو انکار کرد حالا این زدگی اونها دلیل بر دینه یا عکس العمل دینداران نسبت به اونا و رفتارشون؟
ما اینجا در مورد دوستی دختر و پسر بحث میکنیم تا طرفداران این معضل بزرگ اجتماعی رو مجاب کنیم تا عقیده شون رو تغییر بدن و با تغییر عقیده ی یک نفر اطرافیانش هم تغییراتی خواسته یا ناخواسته میکنن...
پس تصحیح عقیده دیگران هدف ما از این بحث ها هست..
سنت ها باید تغغیر داده بشن باید مدرن بشن همون طور که افراد مدرن میشن اما نباید هویت خودشون رو از دست بدن...
مثلا قبلا ازدواج سنتی و اصیل اونی بود که توش دختر و پسر اصلا لازم نبود هم رو ببینن اما الان به ازدواجی که توش خواستگاری هست ، رضایت طرفین هست ، روابط سالم خانوادگی در حد اشنایی هست ، و صحبت کردن طی هر تعداد جلسه ای لازم باشه هم هست ، پس اینو اصلا نمیشه بهش گفت ازدواج سنتی...
این سنتیه که با مدرنیزه شدن جامعه مدرن شده اما سلامتش همچنان قابل اعتماده.
شما که کار خودتون رو میکنید و حرف خودتون رو میزنید و احتمالا رستگاری رو توی همین روابط دوست داشتنی ناپایدار متزلزل الوده میبینید اما اینهارو برای کسی گفتم که میخونه و فکر میکنه چراکه نباید دیدگاه های مخالف بی پاسخ بمونن چون واقعا سوال برانگیز میشه.
نقل قول  
akhshurush
Member
نقل قول از Ein Reich:
کفر...کفر...کفر...خیلی این کلمه رو دوست دارین جناب akhshurush ؟؟؟
من زمانی که در بحث ها از اسلام دفاع میکردم،این کلمات رو بکار نمیبردم...چون احساس میکردم به مخالفانم در بحثبی احترامی میشه
شاید بخاطر بار منفی کلمه...طرز استفادش در جامعه...یا هر چیز دیگه
سعی کردم که بقیه رو بعنوان صاحبان تفکرات متفاوت بپذیرم،آیا اینطوری محترمانه تر نیست؟؟؟
بگذاریم و بگذریم...
آیا با هم بودن دو نفر امری آسمانیست که نیاز به مجوز آسمانی داشته باشه؟شاید بتونیم بگیم دعا آسمانیست...پس آداب آسمانی داره...(من اعتقادی ندارم)
اما رفع غریزه جنسی،همونطور که پیشتر هم گفتم،نیازیست که درست مثل غذا خوردن برطرف میشه...منتها با دخالت دو اراده...
دوستی با یک دختر یا پسر از دیدگاه شما مشکلی داره؟آیا دیدگاه شما باعث پایان یافتن رابطه دو نفر میشه؟آیا حتی امروز،دیدگاه دین تاثیری روی جوانان داره؟من فکر نمیکنم...
خانواده ها هم امروزه شروع به مدرن شدن کردن...من بجز معدود خانواده های مذهبی و خشکه مقدس،و البته خانواده های موجو در سریال های ایرانی،خانواده ای رو مشاهده نمیکنم که به رفتار فرزند دختر یا پسرش در انتخاب دوستانی از جنس مخالف خرده بگیره
برعکس...مهمانیهایی ترتیب داده میشه تا خانواده و فرد مذکور بیشتر همو بشناسن...(این مهمونیها خیلی خوش میگذره،به ما که گذشت!!!)
به هر سنت و رسمیکه دارید عمل کنید...بنده با رضایت طرفین(خانواده اما بشدت در حاشیه)...شما هم با فلان آیه از فلان سوره که فلان چیز ها رو حرام کرده...باشد که رستگار شوید........


دوست داشتن و نداشتن اخشوروش مساله ای کاملا شخصی ست جناب
این که شما هم چه می کردید به بنده ارتباطی پیدا نمی کند
لزومی هم برای احترام به هر عقیده ای نمی بینم. و اگر کفر و الحاد قابل احترام بود هرگز برای محو آن اقدامی نمی کردم. البته فراموش کردم در کنار کفر و شرک، صفت فحشا را هم بیان کنم چه آنکه هر که مرتکب گناهی شود که زیانش از خود وی عبور کند و به جمع برسد چه مرد و چه زن فاحشه است.
شوربختانه مسائل را به دو دسته ی آسمانی و زمینی تقسیم نمی کنم. در آسمان مگر چه خبر است؟ همه ی امور انسان ها زمینی ست و خداوند را برخلاف منش جنابتان تنها در آسمانها نمی دانم که مسائل را آسمانی و زمینی کنم. خدای تعالی را در همه زمینه ها برتری دارد و این نظر را هم تبلیغ می کنم. نظر شما هم محترم. منتها برای خودتان. وحی منزل نفرمودید که تشابه به غذا خوردن میزنید. حرفی زدید که اثبات نفرمودید. مثالی بی مبنا و کودکانه که ارزش درنگ ندارد. باز هم برای خودتان محترم. بنیان خانواده به اجتماع باز می گردد و غذا به خود فرد. اما در مورد دوستی که پرسیدید خداوند ایرادی نگرفته است. از معشوق گرفتن یعنی ارتباط عاطفی سخن رانده است وگرنه ارتباط سالم را که ایرادی نیست. اما در مورد تاثیر دیانت فخیم اسلام بر زندگانی جوانان معتقدم بحمدالله قرآن در حال ورود به جامعه است و کلام خداوند بر صدر تمامی گفتارهاست. اگر دیروزی ها کافرانی در لباس اسلام بودند که تنها خود را مسلمان می پنداشتند، جوانان امروز به سمتی در حال حرکتند که مسلمانانی در لباس مسلمان باشند و بالاخص نسل طلایی آینده ی ایران که قطعاً از آنِ قرآن است. البته بنده هم یکی دو تا خانواده ی ملحد و فاسد دیده ام که مرزی بر فحشاء ندارند ولی بطور کلی اوضاع عالیست.
در پایان هم خواهشمندم مطالب خصوصی و شخصی خود را که کمکی به گفتگو نمی کند برای خود نگاه دارید. اینکه شما چه می کنید هیچ فایده ای بر این گفتگو ندارد.
نقل قول  
Ein Reich
Member
کفر...کفر...کفر...خیلی این کلمه رو دوست دارین جناب akhshurush ؟؟؟
من زمانی که در بحث ها از اسلام دفاع میکردم،این کلمات رو بکار نمیبردم...چون احساس میکردم به مخالفانم در بحثبی احترامی میشه
شاید بخاطر بار منفی کلمه...طرز استفادش در جامعه...یا هر چیز دیگه
سعی کردم که بقیه رو بعنوان صاحبان تفکرات متفاوت بپذیرم،آیا اینطوری محترمانه تر نیست؟؟؟
بگذاریم و بگذریم...
آیا با هم بودن دو نفر امری آسمانیست که نیاز به مجوز آسمانی داشته باشه؟شاید بتونیم بگیم دعا آسمانیست...پس آداب آسمانی داره...(من اعتقادی ندارم)
اما رفع غریزه جنسی،همونطور که پیشتر هم گفتم،نیازیست که درست مثل غذا خوردن برطرف میشه...منتها با دخالت دو اراده...
دوستی با یک دختر یا پسر از دیدگاه شما مشکلی داره؟آیا دیدگاه شما باعث پایان یافتن رابطه دو نفر میشه؟آیا حتی امروز،دیدگاه دین تاثیری روی جوانان داره؟من فکر نمیکنم...
خانواده ها هم امروزه شروع به مدرن شدن کردن...من بجز معدود خانواده های مذهبی و خشکه مقدس،و البته خانواده های موجو در سریال های ایرانی،خانواده ای رو مشاهده نمیکنم که به رفتار فرزند دختر یا پسرش در انتخاب دوستانی از جنس مخالف خرده بگیره
برعکس...مهمانیهایی ترتیب داده میشه تا خانواده و فرد مذکور بیشتر همو بشناسن...(این مهمونیها خیلی خوش میگذره،به ما که گذشت!!!)
به هر سنت و رسمیکه دارید عمل کنید...بنده با رضایت طرفین(خانواده اما بشدت در حاشیه)...شما هم با فلان آیه از فلان سوره که فلان چیز ها رو حرام کرده...باشد که رستگار شوید........
نقل قول  
حامینا
Member
به نظرم در حدی باید بحث بشه که در خور فهم همه باشه
مثلا اگر من نوعی 13 ساله باشم بتونم در ک کنم که بحث چیه
نظر من هم اینه که روابطی به هیچ وجه نباید قبل از ازدواج باشه فقط و فقط با زندگی مشترک میشه طرف مقابل رو شناخت و لا غیر
اگر ممکنه دوستانی که ازین مباحث شناخت دارن کتابایی رو معرفی کنن که نقش پدر و مادر رو در مواجهه با این مسایل گوش زد کنه
کتابی که کار بردی باشه نه اینکه فقط صرف خوندن
تشکر
نقل قول  
akhshurush
Member
نقل قول از day68:
akhshurush آیا شما به کفر بودنشان اعتقاد دارید ؟


البته
نقل قول  
day68
Member
akhshurush آیا شما به کفر بودنشان اعتقاد دارید ؟
نقل قول  
akhshurush
Member
نقل قول از day68:
نمیدونم چرا ولی هر وقت میشنوم فرهنگ ایرانی اسلامی احساس میکنم ایرانیان و مسلمین از نوع دیگری از موجودات زنده هستند مسلما تا زمانی که مذهب را مسئله ای فراتر از بحث و بررسی میدانیم (البته بررسی و بحث واقعی نه اینکه بگیم در قرآن فلان چیز را گفتند پس پیش فرض برای خودمان تعیین کنیم) باید در باب همچین مسائلی 70 صفحه بحث بشه


اصلا چیزی به نام فرهنگ ایرانی وجود ندارد. ممکن است تمدن ایرانی باشد ولی فرهنگ ایرانی بی معناست. فرهنگ ناشی از رفتارهاست. چیزی به عنوان مبنا وجود ندارد که بر اساس آن فرهنگ ایرانی را رقم بزنند. حالی که فرهنگ اسلامی یعنی کنش ها و واکنش هایی که ناشی از قرآن است. مابقی را کفر می نامند.
نقل قول  
day68
Member
نمیدونم چرا ولی هر وقت میشنوم فرهنگ ایرانی اسلامی احساس میکنم ایرانیان و مسلمین از نوع دیگری از موجودات زنده هستند مسلما تا زمانی که مذهب را مسئله ای فراتر از بحث و بررسی میدانیم (البته بررسی و بحث واقعی نه اینکه بگیم در قرآن فلان چیز را گفتند پس پیش فرض برای خودمان تعیین کنیم) باید در باب همچین مسائلی 70 صفحه بحث بشه
نقل قول  
نقل قول از rank:
اگر من رو کافر بدونین خوبه تکذیب نمی کنم یک زمانی خیلی مومن و معتقد بودم تا که با دختران و پسرانی اشنا شدم امسال این اقا که گناه کبیره می کنن و خوشون رو مومن می دونن باید به عرض شما برسونم من اگه کافر باشم پاک ترین کاقری هستم که زمین به خودش دیده همیشه اینو از افرادی که منو خوب می شناسن می شنم تو مظلوم ترین و معصوم ترین ادمی هستی که دیدیم اونم افرادی این حرفا رو به من می زنن که خودشونم پاک هستن نه تنها گناه کبیره انجام ندادم تا به حال بلکه صدامو برای کسی لند نکردم و حرف زشتم نزدم مواظب نگاه کردنم هم بودم بله من ترجیح می دم نیروانا(مبارزه با شهوت) باشم که خودش هست و همه بهش می گن معصوم تا مسلمانی که خودش رو حیون می دونه و نمی تونه جلوی شهوتش رو بگیره و چند نفر دیگه رو عاصی از دین می کنه

من به صداقت و شرفتون درود میفرستم اما وجود آدمای نخاله‌ و بی‌شرفی که با ظاهر مذهبی تیشه به ریشۀ دین زدن و این روزها خیلی زیادم شدن نباید باعث بشه خدا و حقیقت و دور بندازین
نقل قول  
rank
Member
و اگه این نظریه درست باشه ما چطوری می تونی تو انتخابمون ریسک نکنیم و شبیه ترین فرد به خودمونو انتخاب بکنیم
چون کسی گه دوست از جنس مخالف داشته هم حق زندگی داره (البته اونا راحت تر می تونن انتخاب کنن چون ادمهای زیادی شبیه خودشونن خیلی زیاد اکثریت ملت جون ما)و فکر نکنم بتونه با کسی که این روابط نداشته ابش تو یه جوب بره و اختلاف دیدگاه پیدا می کنن
پس بهتره کسی که این روابط داشته دنیال دختر افتاب مهتاب ندیده نگرده و اگه خواستگارشم تاکید زیاد تو این موضوع داره و اون تو گذشته دوست پسر داشته بهتره ردش کنه چون واسه این ادما انتخاب گستردست و بهتره بظاره هرکس با شبیه خودش ازدواج کنه
نقل قول  
akhshurush
Member
نقل قول از rank:
نمی خوام شبیه دختر چادری باشم که یرای رابطه جنسیش با دوس پسرش خودشو قول می زنه و صیغه می خونه صیغه ای که باطله
نمی خوام شبیه پسری باشم که با هزار تا دختر رابطه جنسی داره ولی می گه توبه می کنم به وقتش
نمی خوام شبیه همکلاسی دختر باشم که نیومده به دانشگاه 3 تا دوست پسر تو دو تا ترم اول عوض کرده ولی هیچ کدوم از دوست پسراش تو دانشکده ما نبوده و برای اینکه تو تحقیقات پاک نشون بده می رفته از دانشکده دیگه دوست می شده


سوء تفاهم نشود جناب rank
بنده قصد دخالت در کار کسی را ندارم. چون خود شما فرمودید نماز نمی خوانید و روزه نمی گیرید و از طرفی در مقام قیاس خود با ایشان برآمدید بنده عرض کردم وگرنه این مساله به بنده ارتباطی ندارد. این تصور نرود که چون کفر ایشان بزرگتر است کفر کوچک تر ما ناچیز شمرده شود.
ضمن اینکه عرض شد که کسی که خلاف قرآن رفتار می کند کافر است و اگرچه خود را مسلم بداند. مهم عمل است.
اما به مطالب درستی اشاره فرمودید. حسب آیه 33 نور جز ازدواج حرام بوده و زناست و صیغه هم همان زناست. ازدواج با زناکاران هم حرام است. همانطور که ازدواج با کسانی که دوست دختر و دوست پسر داشته اند و روابط عاطفی داشته اند طبق آیه 25 نساء حرام است. از طرفی هم شوربختانه به آن که به فکر توبه است باید گفت که خداوند در هیچ کجای فرمایشش نفرموده که گناه (اثم) را می بخشد. بلکه غفار الذنوب است یعنی تاخیر در انجام فریضه را می بخشد. ضمن اینکه در جای دیگر فرمود که من یعمل مثقال ذره شرا یره. هر که مثقال ذره ای بدی را عمل کند می بیند. عمل به بدی یک مساله هست و حرف از خوبی مساله دیگر. توبه به معنای غفران گناه نیست. به معنای بازگشت است و خدا توبه پذیر است. یعنی بر گناهکار بهتر این است که بیشتر مرتکب گناه نشود. وگرنه صد ضربه شلاقشان جای خود. عذاب اخروی هم با هیچ توبه ای پاک نمی شود. با احترام به این دوست مظلوم و معصوم
نقل قول  
rank
Member
در ضمن اقا سروش اواتارت ماسونیه هرچند به این چیزا اعتقاد ندارم ولی چون طرفدار راک و متالم و از تفریحاتمه می گم اواتارت چشم شیطانه که تو کلیپ های متال دیدم ولی این جا بحسش جداست ما اومدیم این روابط بگیم بده
یه سوال هنوزم افرادی با طرز تفکر اینکه این دوستیا برد برد نیست واسه زندگی ایندشون مضره و تنوع طلب می کنه وجود دارن
منظورم دختر و پسرایین که می دونن و احتمال می دن قرار نیست با هم ازدواج کنن ولی با هم رابطه جنسی دارن
چون یه نظریست که می گه اگه کسی به یکی وابسته شد ولی باهاش ازدواج نکرد اگر در اینده با فرد دیگه ای ازدواج کنه و اون فرد هزاران خصوصیت مثبت داشته باشه ولی عشق ثابقش تو یه مورد بهتر از همسر فعلیش باشه مقایسه می کنه هلن فیشر طی تحقیقات بیست سالش ثابت کرده البته من نظریشو اسلامی کردم
نقل قول  
rank
Member
نمی خوام شبیه دختر چادری باشم که یرای رابطه جنسیش با دوس پسرش خودشو قول می زنه و صیغه می خونه صیغه ای که باطله
نمی خوام شبیه پسری باشم که با هزار تا دختر رابطه جنسی داره ولی می گه توبه می کنم به وقتش
نمی خوام شبیه همکلاسی دختر باشم که نیومده به دانشگاه 3 تا دوست پسر تو دو تا ترم اول عوض کرده ولی هیچ کدوم از دوست پسراش تو دانشکده ما نبوده و برای اینکه تو تحقیقات پاک نشون بده می رفته از دانشکده دیگه دوست می شده
نقل قول  
rank
Member
اگر من رو کافر بدونین خوبه تکذیب نمی کنم یک زمانی خیلی مومن و معتقد بودم تا که با دختران و پسرانی اشنا شدم امسال این اقا که گناه کبیره می کنن و خوشون رو مومن می دونن باید به عرض شما برسونم من اگه کافر باشم پاک ترین کاقری هستم که زمین به خودش دیده همیشه اینو از افرادی که منو خوب می شناسن می شنم تو مظلوم ترین و معصوم ترین ادمی هستی که دیدیم اونم افرادی این حرفا رو به من می زنن که خودشونم پاک هستن نه تنها گناه کبیره انجام ندادم تا به حال بلکه صدامو برای کسی لند نکردم و حرف زشتم نزدم مواظب نگاه کردنم هم بودم بله من ترجیح می دم نیروانا(مبارزه با شهوت) باشم که خودش هست و همه بهش می گن معصوم تا مسلمانی که خودش رو حیون می دونه و نمی تونه جلوی شهوتش رو بگیره و چند نفر دیگه رو عاصی از دین می کنه
نقل قول  
akhshurush
Member
نقل قول از rank:

منظورم این بود که این ادم بشینی کنار قران برات تفسیر می کنه به من می گفت چرا نیروانا هستم و اینکه همه چیز در حال پرسدیدنه خداست و اینکه همیشه نمازشو سر وقت می خوند الانم روزست ولی در مورد روابط جنسیش حرف می زد بهش گفتم مگه تو اون قران زنا رو حرام اعلام نکردن چی بهم بگه خوبه بهم برگشت گفت مگه تو شهوت نداری مو اینکه بهم گفت تو با اون قیافت چند تا دخترو... حرفی بهش نزدم /این ادم دوست پسر دختریه که من یه زمانی فکر می کردم دختره پاک ترین موجود دنیاست و تا به الان دوست پسر نداشته به هم میومدن فقط بابت این موضوع الان ناراحتم که فکر می کردم دختره مریم مقدسه اخه باهاش یکم حرف زدم به دور از شهوت و اینکه اون پسر خوب می شناسم می ترسم این دختر بیماری چیزی بگیره و دوست دارم هرچه سریعتر شوهر کنه با یکی مثل خودش نه پاک نه هرزه شبیه خودش تا از شر جانورانی مثل این راحت بشه


ایشان مرا یاد یکی از آیات قرآن انداخته اند که قرار می دهم خدمت شما تا رویکرد قرآن نسبت به این افراد را بدانید

مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا
مثل کسانى که تورات بر آنان تکلیف شد آنگاه آن را به کار نبستند همچون مثل خرى است که کتابهایى را برپشت می کشد
نقل قول  
rank
Member
نقل قول از akhshurush:
نقل قول از rank:

اگه اسلام تو نماز روزه و قران نبینیم
خب من ادم می شناسم پایبند به هر سه ی اینهاست ولی دیگه پایبند هیچ یک از اصول انسانی نیست هیچ اصولی و خیانت به دیگران و زمین زدن دخترا و فیلم گرفتن ازشون از تفریحات سالمشه منی که سبک زندگیم بوداست و نیروانا زندگی می کنم نه بلدم نماز بخونم نه روزه بگیرمو کافر می دونه و خودش رو که هر قلطی می خواد می کنه رو مومن موندم ایراد از منه یا اون یا هر دومون

جناب خودتان متوجه شدید چه فرمودید؟ اسلام عین قرآن است. مگر می توان اسلام را جز از دریچه قرآن دید؟ این فردی که بیان کردید با این رفتارها به قرآن معتقد است؟ قرآن فحشاء را حرام کرده و هر که نسبت به آیات آن کفر ورزد از جمله همین فردی که اشاره کردید کافر است. از طرفی ایشان به جای پرستش خداوند متعال، نفس خودش را مورد پرستش قرار داده فلذا دچار شرک شده پس مشرک است. ضمن اینکه حسب فرمایش خداوند ازدواج با زناکاران حرام است. قرآن فرموده به هر کدام از زناکاران صد شلاق در ملاء عام بزنید. امر به ادای امانت و وفای به عهد و نهی از خیانت نموده است. کفر شما به جای خود ولی ایشان هم کافر است ولی با درجات متفاوت.
ضمن احترام به شما خواهش می کنم در بیان کلمات دقت داشته باشیم. "اگر اسلام را در قرآن نبینیم" مثل این است که ایران را در خاورمیانه نبینیم. ممکن است؟ اسلام یکسره در قرآن کریم است. با سپاس

منظورم این بود که این ادم بشینی کنار قران برات تفسیر می کنه به من می گفت چرا نیروانا هستم و اینکه همه چیز در حال پرسدیدنه خداست و اینکه همیشه نمازشو سر وقت می خوند الانم روزست ولی در مورد روابط جنسیش حرف می زد بهش گفتم مگه تو اون قران زنا رو حرام اعلام نکردن چی بهم بگه خوبه بهم برگشت گفت مگه تو شهوت نداری مو اینکه بهم گفت تو با اون قیافت چند تا دخترو... حرفی بهش نزدم /این ادم دوست پسر دختریه که من یه زمانی فکر می کردم دختره پاک ترین موجود دنیاست و تا به الان دوست پسر نداشته به هم میومدن فقط بابت این موضوع الان ناراحتم که فکر می کردم دختره مریم مقدسه اخه باهاش یکم حرف زدم به دور از شهوت و اینکه اون پسر خوب می شناسم می ترسم این دختر بیماری چیزی بگیره و دوست دارم هرچه سریعتر شوهر کنه با یکی مثل خودش نه پاک نه هرزه شبیه خودش تا از شر جانورانی مثل این راحت بشه
نقل قول  
akhshurush
Member
نقل قول از rank:


اگه اسلام تو نماز روزه و قران نبینیم
خب من ادم می شناسم پایبند به هر سه ی اینهاست ولی دیگه پایبند هیچ یک از اصول انسانی نیست هیچ اصولی و خیانت به دیگران و زمین زدن دخترا و فیلم گرفتن ازشون از تفریحات سالمشه منی که سبک زندگیم بوداست و نیروانا زندگی می کنم نه بلدم نماز بخونم نه روزه بگیرمو کافر می دونه و خودش رو که هر قلطی می خواد می کنه رو مومن موندم ایراد از منه یا اون یا هر دومون


جناب خودتان متوجه شدید چه فرمودید؟ اسلام عین قرآن است. مگر می توان اسلام را جز از دریچه قرآن دید؟ این فردی که بیان کردید با این رفتارها به قرآن معتقد است؟ قرآن فحشاء را حرام کرده و هر که نسبت به آیات آن کفر ورزد از جمله همین فردی که اشاره کردید کافر است. از طرفی ایشان به جای پرستش خداوند متعال، نفس خودش را مورد پرستش قرار داده فلذا دچار شرک شده پس مشرک است. ضمن اینکه حسب فرمایش خداوند ازدواج با زناکاران حرام است. قرآن فرموده به هر کدام از زناکاران صد شلاق در ملاء عام بزنید. امر به ادای امانت و وفای به عهد و نهی از خیانت نموده است. کفر شما به جای خود ولی ایشان هم کافر است ولی با درجات متفاوت.
ضمن احترام به شما خواهش می کنم در بیان کلمات دقت داشته باشیم. "اگر اسلام را در قرآن نبینیم" مثل این است که ایران را در خاورمیانه نبینیم. ممکن است؟ اسلام یکسره در قرآن کریم است. با سپاس
نقل قول  
rank
Member
نقل قول از پری114سا:
نقل قول از ایمان حق بین:
من تو فامیل و دوست آشنا هر چقدر سعی کردم نتونستم کسی رو پیدا کنم که به قول شما دوست پسر- دوست دختر نداشته باشه !
جدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مشخصه که اسلام تو فامیل شما نشونی نداره
غیر از تاسف نمیتونم کار دیگه ای کنم...


اگه اسلام تو نماز روزه و قران نبینیم
خب من ادم می شناسم پایبند به هر سه ی اینهاست ولی دیگه پایبند هیچ یک از اصول انسانی نیست هیچ اصولی و خیانت به دیگران و زمین زدن دخترا و فیلم گرفتن ازشون از تفریحات سالمشه منی که سبک زندگیم بوداست و نیروانا زندگی می کنم نه بلدم نماز بخونم نه روزه بگیرمو کافر می دونه و خودش رو که هر قلطی می خواد می کنه رو مومن موندم ایراد از منه یا اون یا هر دومون
نقل قول  
rank
Member
نقل قول از sadaf zackaric:
بحث جدید رو تا اینجا دنبال کردم. با نظر "Ein Reich" عزیز کاملا موافقم.
اگر شناخت درستی صورت بگیره مسلما هیچ زنی حاضر نیست با مردی که هر روز عاشق یکی میشه زندگی کنه. چه به صورت ازدواج یا ...
مگه اینکه خودشم یه رابطه موقت بخواد که در این صورت بحث جداست و حرف 50 سال هم مطرح نمیشه.
اینکه کسی بخواد با ازدواج و پذیرش مسئولیت و محدودیت زندگی کنه باید خیلی بیشتر از یه تحقیق معمولی توی مشتش باشه. سوتفاهم نشه منظورم ارتباطات جنسی نیست بلکه منظورم شناخت عمیق در همه موارده و این زمان زیادی میخواد. چون مدت زمان کوتاه راه دروغ گویی و چندرنگی رو باز میذاره.
من کاملا با ازدواج مخالفم ولی به نظرم کسی که چنین تصمیمی داره باید خیلی روشن فکرانه عمل کنه و نه صرفا واژه "عشق" و "احساس".


اگه برعکس زنی باشه که مورد سواستفاده دیگران قرار گرفته باشه البته تو سال 93 و گسترش ارتباطات این موضوع بی معنیه بزار ساده تر بگم اگه دختری باشه که روابط زیادی تجربه کنه اونم نه از روی عشق با یک نفر طی سالیان دراز نه با کسان زیادی باشه از روی تفریح و شاید عشق زودگذر و در اخر بگه ازم سواستفاده کردن و همیشه طوری لباس بپوشه و طوری مغرور باشه که مردم فکر کنن طرف مریم مفدسه و ایرادشو از بقیه و جامعه بدونه و خودشو حق به جانب بدونه موجود دورویی که تنها راه تشخیصش نفوذ به سلیقه هاشه ایا به نظرتون فرد مناسبی برای مردهاست من با همچین ادمی تو یه کلاسم و دیدم
خودم جواب می دم با پسرا و همچنین دخترای زیادی حرف زدم که روابط جنسیو حق می دونن این ادما این نوع مدل دخترا رو ناحق می دونستن!!! چرا چون اون چیزی نبودن که نشون می دادن و به این اعتقاد داشتن هرزه اونی نیست که روابط جنسی ازاد و زیادی داره و قید بند اهخلاقی نداره بلکه اونیه که این روابط به صورت پنهانی هرچند کم داره ولی خودشو پاک نشون می ده درسته با لفظ این جمله مخالفم ولی می بینم قسمت انتهاییش کاملا حقه
نقل قول  
اگه دقت کنیم امار طلاق کسانی که قبل از ازدواج دوست بودند خیلی بیشتر از کسانیه که بصورت سنتی ازدواج کردن
یکی از مهمترین دلایلشم اینه که وقتی دونفر دوست میشن پای احساسات وسطه و بدون اینکه عاقلانه این سوالو از خودشون بپرسن که اصلا ایا بدرد هم میخورن؟!تصمیم به ازدواج میگیرن و تازه بعد از ازدواج تفاوتها نمایان میشن ولی در ازدواج سنتی چون دونفر کمترین احساسات رو نسبت به هم دارن عاقلانه تر تصمیم میگیرن و معمولا بخاطر اینکه با مشورت خانواده هاست از حمایت بیشتر خانواده بهرمند میشن و این خودش به محکم تر شدن ازدواجشون کمک میکنه ...البته خالی از عیب هم نیست ولی بنظر من از ازدواجی که دوست باشن بهتره
نقل قول  
نقل قول از ایمان حق بین:
نقل قول:اگر دقت کنید به اطرافتون کیا دوست دختر-دوست پسر دارن؟؟؟؟؟

نمی خواستم تو بحث شرکت کنم فقط نظرات همه رو می خوندم و استفاده می کردم

ولی در جواب به این سوال شما ...
من تو فامیل و دوست آشنا هر چقدر سعی کردم نتونستم کسی رو پیدا کنم که به قول شما دوست پسر- دوست دختر نداشته باشه !
شاید دوست و اشناهای شما ولی دلیل بر این نمیشه همه اینطور باشن والا ما نه خودمون داریم نه دوستامون نه اشناهامون بستگی به محیط و نوع تربیت فرد داره...
نقل قول  
نقل قول از Carboon777:
نقل قول از صدای شیعه:
من قبول دارم ازدواج سنتی بدون نظر طرفین مشکلاتی داره به نظر من اول باید خود پسر دختر همدیگرو بپسندن بعد به خانواده بگن بعد یه تحقیق و آشنایی یا ازدواج میکنن یا نه اما انتخاب با دوستی ونم تو خیابون و پارک و کافی شاپ خطرناکه حتی در بهترین شرایط. یه زمانی ارتباط با دختر در حد محیط دانشگاه هست که اشکالیم نداره اما وقتی به خارج دانشگاه کشیده میشه مشکلاتش شروع میشه

خیلی از دوستیهای امروزه از طریق کافی شاپ و خیابون نیست بلکه گذرانش در این مکان ها است، خود دختر و پسر باید به حدی از درک و باور برسند که حسابشون با هم مشخص باشه، کم نیستن دانشگاهایی که بعد مدتی دستشویی هاشون رو پلمپ کردن! مشکلات وقتی شروع میشه که فضا برای شخص به قدری بسته باشه که به محض رسیدن به نقطه ای ارتباط تا آخر عمرش اونجا گیر کنه و درجا بزنه و در پستوی ذهنش فکر کنه زندگی همینه و چیزی بالاتر از اون نیست.

منم گذرانشو میگم نه نحوۀ آشنایی
نقل قول  
ofogh29
Member
نقل قول از خلیفه شب:
نقل قول از ofogh29:نقل قول از پری114سا:نقل قول از خلیفه شب:آها اینم بگم. ببینید ازدواج موقتی هم چیز چرندی هستش. بویژه خانم ها اینو بدونن. اگر خانمی مطلقه یا بیوه هستش نباید زیر بار ازدواج موقت بره. ازدواج اگه ازدواجه یه معنی داره.دائم. دیگه موقت و این چرندیات جز مسخرگی نیست.
عزیزم منم با چرند بودنش موافقم....اما واقعا بدرد خانومای مطلقه وبیوه و اونایی که سنشون خیلی بالاست میخوره
بعضیا هستن که واقعا بدرد ازدواج نمیخورن و شاید شرایطش رو ندارن و با صیغه نیاز خودشون رو برآورده میکنن ........................
دوست عزیز قبول کنید تو جامعه ما زنی که دم به دقیقه صیغه یک نفر میشه ............... اسمش شرعی و قانونی هست اما صورت خوشی نداره. حالا نگیم پیر یا مسن ولی یه زن نسبتا جوون رو در نظر بگیرید حتی اگه تو عمرش بعد طلاق یا بیوه شدن فقط یک بار صیغه شده باشه دیگه کسی حاضر به ازدواج با این زن نیست مگر تعداد محدودی.
البته نمیشه گفت هرکسی یک بار صیغه شده دیگه کارش تمومه. درواقع بهتره همینطوری از دور قضاوت نکنیم! من دیدم کسی رو که مجبور بوده و بعد از طلاقش دوبار صیغه شده. تو شرایطی که نیاز مالی مجبورش کرده. وقتی میگم مجبور بوده به کسی فکر کنید که از همسر معتادش جدا میشه با سه تا بچه! سه تا دختر. اون خانم الان دختراش ازدواج کردن. خودش هم تنهاست. خیلی هم زن با اخلاقی هستش. اما حرف مردم همیشه هست...
البته این یک مورد خاص هستش. یعنی برای صیغه دلیل وجود داشته. اما وقتی بی دلیل و صرفا بخاطر تنوع طلبی باشه خیلی مسخره است.


دوست عزیز بنده هم عرض کردم اجتماع. بنده که خودم نمی گم هرکی صیغه شد یعنی ...... این باوریه که تو اجتماع هست و نمیشه کاریش کرد. بله من به صیغه کم تر از یک سال اعتقاد ندارم .............


این دیدگاه در تاریخ 1393/04/04 توسط simin ویرایش شده است

نقل قول  
نقل قول از ofogh29:
نقل قول از پری114سا:نقل قول از خلیفه شب:آها اینم بگم. ببینید ازدواج موقتی هم چیز چرندی هستش. بویژه خانم ها اینو بدونن. اگر خانمی مطلقه یا بیوه هستش نباید زیر بار ازدواج موقت بره. ازدواج اگه ازدواجه یه معنی داره.دائم. دیگه موقت و این چرندیات جز مسخرگی نیست.
عزیزم منم با چرند بودنش موافقم....اما واقعا بدرد خانومای مطلقه وبیوه و اونایی که سنشون خیلی بالاست میخوره
بعضیا هستن که واقعا بدرد ازدواج نمیخورن و شاید شرایطش رو ندارن و با صیغه نیاز خودشون رو برآورده میکنن ..................
دوست عزیز قبول کنید تو جامعه ما زنی که دم به دقیقه صیغه یک نفر میشه ................... اسمش شرعی و قانونی هست اما صورت خوشی نداره. حالا نگیم پیر یا مسن ولی یه زن نسبتا جوون رو در نظر بگیرید حتی اگه تو عمرش بعد طلاق یا بیوه شدن فقط یک بار صیغه شده باشه دیگه کسی حاضر به ازدواج با این زن نیست مگر تعداد محدودی.


البته نمیشه گفت هرکسی یک بار صیغه شده دیگه کارش تمومه. درواقع بهتره همینطوری از دور قضاوت نکنیم! من دیدم کسی رو که مجبور بوده و بعد از طلاقش دوبار صیغه شده. تو شرایطی که نیاز مالی مجبورش کرده. وقتی میگم مجبور بوده به کسی فکر کنید که از همسر معتادش جدا میشه با سه تا بچه! سه تا دختر. اون خانم الان دختراش ازدواج کردن. خودش هم تنهاست. خیلی هم زن با اخلاقی هستش. اما حرف مردم همیشه هست...
البته این یک مورد خاص هستش. یعنی برای صیغه دلیل وجود داشته. اما وقتی بی دلیل و صرفا بخاطر تنوع طلبی باشه خیلی مسخره است.


این دیدگاه در تاریخ 1393/04/04 توسط simin ویرایش شده است

نقل قول  
balooot
Member
genius girl عزیز:
زنی که خیانت میکنه که 100درصد اشتباه میکنه و سزاوار مجازاته و قوانین اسلام اصلا پشت همچین فردی نیست چه زن چه مرد...
مردی که 4 زن داره مسئولیت پذیریش 4 برابره چون به تعداد اونا باید نفقه بده مهریه بده و اونهارو از نظر روحی و روانی تامین کنه پس همچین مردی خیلی دل و جرات داشته که زیر بار همچین تعهدی رفته!
حالا میخوام از خانواده صحبت کنم.
خانواده جاش کجاس تو این روابط ازاد شما؟
هیچ رشته ای نیست بین دو طرف جز عاطفه ای که غالبا بر اثر تکراری شدن طرفین برای هم از بین میره حالا باید چیکار کرد؟ اگر بچه ای بود چی؟
ایا زن یا مرد به خاطر بچه ش یا به خاطر ابروش و خیلی چیزای دیگه زندگی رو تحمل میکنه؟ به خاطر کانون خانواده شون از سر تقصیرات هم میگذرن...
یا اگه نگذشتن و تصمیم به طلاق گرفتن دادگاه اونارو به رجوع تشویق میکنه حتی به عبارتی اونارو سر میدوونه .
میدونی چرا؟
چون این خانواده س که نسل اینده توش پرورش پیدا میکنه نه روابط ازادی که با اراده ی هرکدوم یا توافقی، خیلی راحت دیگه از فرداش با هم نیستن و بچه ها هم زیر پا گذاشته میشن... این هیچ پایه ای نداره یک پیوند که نه، یک تصمیم لرزان که امروز هست و فردا نیست...
کو خانواده؟
اینه بستر تربیت بچه ها؟
فک کن مادر به بچه ش بگه:
دخترم ، پسرم امروز این باباته فردا اون ، عزیزم خودت که دیدی من عاشق این یکی شدم نمیتونم که به خاطر تو از زندگی خودم بزنم!!!
این اینده ی جامعه ی ما میشه بچه هایی که هرروز باید یک نفری رو به عنوان پدر یا مادر خودشون بشناسن و گدایی محبت کنن!!!
و میدونید که کمبود محبت عامل مهمی توی پرورش ادمای بزهکاره... البته توی خانواده های واقعی هم پیش میاد اما نه به این شدت چون این پیوند محکم و ارزشمنده و به همین راحتی نمیشه بریدش.
نقل قول  
پری114سا
Member
نقل قول از ایمان حق بین:

من تو فامیل و دوست آشنا هر چقدر سعی کردم نتونستم کسی رو پیدا کنم که به قول شما دوست پسر- دوست دختر نداشته باشه !

جدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مشخصه که اسلام تو فامیل شما نشونی نداره
غیر از تاسف نمیتونم کار دیگه ای کنم...
نقل قول  
نقل قول:
اگر دقت کنید به اطرافتون کیا دوست دختر-دوست پسر دارن؟؟؟؟؟


نمی خواستم تو بحث شرکت کنم فقط نظرات همه رو می خوندم و استفاده می کردم

ولی در جواب به این سوال شما ...
من تو فامیل و دوست آشنا هر چقدر سعی کردم نتونستم کسی رو پیدا کنم که به قول شما دوست پسر- دوست دختر نداشته باشه !
نقل قول  
sobhesahari
Member
من با ازدواج سنتی مخالفم البته در این دوره زمونه دیگه ازدواج سنتی جواب نمی ده والا مگه پدر مادرا ی خودمون ازدواج سنتی نداشتن؟؟؟خیلیهاشون هم مشگلی نداشتن وندارن ولی امروزه ازدواج روشی فراتر از ازدواج سنی رو میطلبه واینکه باید پسر ودختر با هم قبل ازدواج اشنای های داشته باشن ولی متاسفانه این اشنایی خیلی موارد به سو استفاده منجر شده ی اینکه ما ها هنوز فرهنگ استفاده از بعضی قانونها رو یاد نگرفتیم وان فاجعه هست وهم به ضرر دختر خانومه...چون خیلیها برای اینکه با هم اشنا بشن صیغه رو مطرح میکنن وپای اسلام وعمل به همه فرامین اسلامی فقط تو این صیغه پاس داشته میشه..واین واقعیت هستش...
نقل قول  
پری114سا
Member
آقا...ما ایرانیا مشکلمون اینه که قبل از اینکه فرهنگ چیزی جا بیافته ازش به شکلی که دوست داریم استفاده میکنیم
چرا ما باید حتما یه چیز و تجربه کنیم...توش شکست بخوریم بعد متوجه بشیم خطاست
ازدواج سنتی یعنی چی؟؟؟یعنی طرفین بدون ارتباط قبلی باهم برخورد کنن...بعداز 2-3 جلسه آشنایی و برخورد-و زیر نظر گرفتن رفتار طرف-بسنجن که آیا طرف مقابل مناسب هست و یا به دلش نشسته و یا میتونه ارتباط احساسی برقرار کنه یا نه...که اگر شد که بهتر...اگرم نشد که ایشالا مورد مناسبتر پیدا کنن
ازدواج سنتی این نیست که به زور خانواده ازدواج کنن
اگر دقت کنید به اطرافتون کیا دوست دختر-دوست پسر دارن؟؟؟؟؟
دخترانیکه تو خانواده کمبود دارن...مشکل فرهنگی دارن...یا اعتماد به نفس بسیار پایینی دارن و میخوان جلب توجه کنن
و پسراییکه ذاتشون خرابه...و میخوان از دخترانیکه خودشون و به عرضه گذاشتن و به نوعی دارن خودفروشی میکنن سوءاستفاده کنن!!!
نقل قول  
پری114سا
Member
نقل قول از خلیفه شب:
آها اینم بگم. ببینید ازدواج موقتی هم چیز چرندی هستش. بویژه خانم ها اینو بدونن. اگر خانمی مطلقه یا بیوه هستش نباید زیر بار ازدواج موقت بره. ازدواج اگه ازدواجه یه معنی داره.دائم. دیگه موقت و این چرندیات جز مسخرگی نیست.

عزیزم منم با چرند بودنش موافقم....اما واقعا بدرد خانومای مطلقه وبیوه و اونایی که سنشون خیلی بالاست میخوره
بعضیا هستن که واقعا بدرد ازدواج نمیخورن و شاید شرایطش رو ندارن و با صیغه نیاز خودشون رو برآورده میکنن در شرایطی که چاره نباشه ....................

این دیدگاه در تاریخ 1393/04/04 توسط simin ویرایش شده است

نقل قول  
Carboon777
Member
نقل قول از صدای شیعه:

من قبول دارم ازدواج سنتی بدون نظر طرفین مشکلاتی داره به نظر من اول باید خود پسر دختر همدیگرو بپسندن بعد به خانواده بگن بعد یه تحقیق و آشنایی یا ازدواج میکنن یا نه اما انتخاب با دوستی ونم تو خیابون و پارک و کافی شاپ خطرناکه حتی در بهترین شرایط. یه زمانی ارتباط با دختر در حد محیط دانشگاه هست که اشکالیم نداره اما وقتی به خارج دانشگاه کشیده میشه مشکلاتش شروع میشه


خیلی از دوستیهای امروزه از طریق کافی شاپ و خیابون نیست بلکه گذرانش در این مکان ها است، خود دختر و پسر باید به حدی از درک و باور برسند که حسابشون با هم مشخص باشه، کم نیستن دانشگاهایی که بعد مدتی دستشویی هاشون رو پلمپ کردن! مشکلات وقتی شروع میشه که فضا برای شخص به قدری بسته باشه که به محض رسیدن به نقطه ای ارتباط تا آخر عمرش اونجا گیر کنه و درجا بزنه و در پستوی ذهنش فکر کنه زندگی همینه و چیزی بالاتر از اون نیست.
نقل قول  
نقل قول از مری بلا:
نقل قول از akhshurush:

در آیه 5 المائده رابطه عاطفی با فردی جز همسر حرام است و در 25 نساء نیز ازدواج با کسانی که دوست دختر یا دوست پسر داشته اند حرام است.
با 3پاس از شما دوست گرانقدرم.
آیاتو چک کردم و درست بود.3پاس فراوان.
اما
منظورم این نبود.
من مخالف صد در صد ازدواج کورکورانه ام...یعنی ازدواج صد در صد سنتی {ک مامان آقا پسر بپسنده و بابای دخترخانم راضی باشه و اصل کاریها {دختر و پسر نگون بخت}هیچی...
علی شروان عزیز درست میگه: صحبت...شناخت یکدیگر برای زندگی مشترک...بیرون رفتن باهم تا با اخلاق هم اشنا شوند و ازین قبیل ارتباطات زیر نظر والدین بود
والدین ک در جریان باشند منافع هردو طرف حفظ میشه...یا از طرف دیگه بی بند و باری رو داریم ک ب عنوان شناخت همدیگه چ کارا ک نمیکنن...اون ک دیگه فاجعه است
بلوط عزیز هم راجع ب احساسات خانوما درست میفرمایند اما یه نکته رو فراموش کردن...
بلوط جان
دختراییو دیدم ک همزمان دست 4تا پسرو توی حنا گذاشتن و تلفنی هم nتای دیگه رو سرکار میذرن.
متاسفانه تعداد این جور دخترا رو با تصاعد هندسی هم ک حساب کنیم باز بهشون نمیرسیم و تعدادیشون سرشماری نشده باقی میمونن.
همه ی پسرا گرگ نیستن و همه ی دخترا بره و یا برعکس ...این دید رو کنار بذاریم.

به نظر من دخترایی که اینجورین یکبار شکست سختی از یه پسر خوردن حالا دارن عزت نفس و اعتماد به نفس شکستشونو ترمیم میکنن غافل از این که این نوع انتقام یک عمر اضطراب و مریضی روحی براشون به ارمغان میاره دختر دبیرستانی میشناختم وقتی نوجوون 13 14 ساله بوده عاشق یه پسر بیست و چند ساله میشه بعد وقتی مسخرش میکنن تو دورۀ دبیرستان (پیش) میره با پسرای خوشتیپ دوست میشه بازیشون میده سرکیششون میکنه آخرشم کات میکنه. در مقابل پسراییم هستن که با صداقت و عشق واقعی جلو میرن اما طرفشون چون قبلش شکست خورده یاد گرفته چجوری باید بازی بده و آخرش بره تو این مواردم پسر اگه رابطشون گرم و عشقانه بوده باشه نابود میشه.
نقل قول  
نقل قول از مری بلا:
نقل قول از akhshurush:

در آیه 5 المائده رابطه عاطفی با فردی جز همسر حرام است و در 25 نساء نیز ازدواج با کسانی که دوست دختر یا دوست پسر داشته اند حرام است.
با 3پاس از شما دوست گرانقدرم.
آیاتو چک کردم و درست بود.3پاس فراوان.
اما
منظورم این نبود.
من مخالف صد در صد ازدواج کورکورانه ام...یعنی ازدواج صد در صد سنتی {ک مامان آقا پسر بپسنده و بابای دخترخانم راضی باشه و اصل کاریها {دختر و پسر نگون بخت}هیچی...
علی شروان عزیز درست میگه: صحبت...شناخت یکدیگر برای زندگی مشترک...بیرون رفتن باهم تا با اخلاق هم اشنا شوند و ازین قبیل ارتباطات زیر نظر والدین بود
والدین ک در جریان باشند منافع هردو طرف حفظ میشه...یا از طرف دیگه بی بند و باری رو داریم ک ب عنوان شناخت همدیگه چ کارا ک نمیکنن...اون ک دیگه فاجعه است
بلوط عزیز هم راجع ب احساسات خانوما درست میفرمایند اما یه نکته رو فراموش کردن...
بلوط جان
دختراییو دیدم ک همزمان دست 4تا پسرو توی حنا گذاشتن و تلفنی هم nتای دیگه رو سرکار میذرن.
متاسفانه تعداد این جور دخترا رو با تصاعد هندسی هم ک حساب کنیم باز بهشون نمیرسیم و تعدادیشون سرشماری نشده باقی میمونن.
همه ی پسرا گرگ نیستن و همه ی دخترا بره و یا برعکس ...این دید رو کنار بذاریم.

من قبول دارم ازدواج سنتی بدون نظر طرفین مشکلاتی داره به نظر من اول باید خود پسر دختر همدیگرو بپسندن بعد به خانواده بگن بعد یه تحقیق و آشنایی یا ازدواج میکنن یا نه اما انتخاب با دوستی ونم تو خیابون و پارک و کافی شاپ خطرناکه حتی در بهترین شرایط. یه زمانی ارتباط با دختر در حد محیط دانشگاه هست که اشکالیم نداره اما وقتی به خارج دانشگاه کشیده میشه مشکلاتش شروع میشه
نقل قول  
genius girl
Member
در پاسخ به baloot
وقتی در هر ازدواجی مبحث حق طلاق پیش کشیده میشه این به اون معنیه که این احتمال میره که زمانی هر دو طرف به دلایلی به صورت توافقی بخوان این زندگی مشترک رو ترک کنن(که در این صورت مشکلی نیست چون با توافق طرفینه)و یا اینکه ادامه زندگی برآی یکی از طرفین به هر دلیلی اعم از جذب شدن به طرف شخص ثالث یا بی مسئولیتی طرف مقابلش غیر ممکن باشه که این جا مشکل شروع میشه.متاسفانه در این گونه موارد طرف دیگر شروع به لجبازی کرده و به جای استفاده از عقل و منطق با احساسات که در اون زمان غالبا خشم و یاس هست تصمیم میگیره و حتی دادگاه هم در بیشتر موارد افراد رو تشویق به ادامه میکنه در صورتی که هیچ اطلاعی از اساس مشکل ندارن.حتی قانونی به اسم تمکین وجود داره که کاملا مخالف استقلال و حق تصمیم گیریه.البته شاید هیچ یک از این مشکلات هم نباشه و طرفین زندگیشون رو بدون مشکل جدی ادامه بدن.در این جا حرف من اینه که بدون ازدواج هم همین دو حالت پیش میاد.یا دو نفر زندگیشون رو ادامه میدن یا در صورت بروز هرگونه مشکلی بدون هیچ دردسری از طرف مقابل جدا میشن.
هر رابطه ای به بچه دار شدن منجر نمیشه و در این گونه موارد میشه گفت دو طرف تنها وقتی بچه دار میشن که از استحکام روابطشون مطمئنن و میتونن اینده بچه رو تامین کنن اما متاسفانه در ازدواج وجود همین سند و مدرکی که میفرمایید باعث میشه که بدون دل نگرانی و توجه به آینده و با تکیه بر رابطه به ظاهر ناگسستنیشون بچه دار بشن.در ضمن رابطه با چند نفر در ازدواج هم این روزها رایجه که خیانت محسوب میشه اما در رابطه بدون ازدواج ارتباط با شخص ثالث به راحتی پس از قطع رابطه با طرف مقابل صورت میگیره.
در ضمن ممنون میشم تعریف خودتون از استقلال رو بگین چون از نظر من استقلال یعنی توانایی تصمیم گیری بدون سرزنش شدن برآی زندگی خود و داشتن اختیار تام در زندگی خود که ازدواج به معنای واقعی کلمه این حق رو میگیره.
و حالا یک سوال برآی شما: مردی که مطابق قانون چهار همسر داره یا زنی که پشت سر شوهرش به اون خیانت میکنه( چون کمتر زنی هست که جرات و همچنین اعتماد به نفس کافی برآی گفتن این مساله به شوهرش رو داشته باشه و تقاضای طلاق کنه) چطور مسولیت پذیری رو یاد میگیره؟
نقل قول  
مری بلا
Member
نقل قول از akhshurush:


در آیه 5 المائده رابطه عاطفی با فردی جز همسر حرام است و در 25 نساء نیز ازدواج با کسانی که دوست دختر یا دوست پسر داشته اند حرام است.

با 3پاس از شما دوست گرانقدرم.
آیاتو چک کردم و درست بود.3پاس فراوان.
اما
منظورم این نبود.
من مخالف صد در صد ازدواج کورکورانه ام...یعنی ازدواج صد در صد سنتی {ک مامان آقا پسر بپسنده و بابای دخترخانم راضی باشه و اصل کاریها {دختر و پسر نگون بخت}هیچی...
علی شروان عزیز درست میگه: صحبت...شناخت یکدیگر برای زندگی مشترک...بیرون رفتن باهم تا با اخلاق هم اشنا شوند و ازین قبیل ارتباطات زیر نظر والدین بود
والدین ک در جریان باشند منافع هردو طرف حفظ میشه...یا از طرف دیگه بی بند و باری رو داریم ک ب عنوان شناخت همدیگه چ کارا ک نمیکنن...اون ک دیگه فاجعه است
بلوط عزیز هم راجع ب احساسات خانوما درست میفرمایند اما یه نکته رو فراموش کردن...
بلوط جان
دختراییو دیدم ک همزمان دست 4تا پسرو توی حنا گذاشتن و تلفنی هم nتای دیگه رو سرکار میذرن.
متاسفانه تعداد این جور دخترا رو با تصاعد هندسی هم ک حساب کنیم باز بهشون نمیرسیم و تعدادیشون سرشماری نشده باقی میمونن.
همه ی پسرا گرگ نیستن و همه ی دخترا بره و یا برعکس ...این دید رو کنار بذاریم.

نقل قول  
balooot
Member
برای genius girl:
شما احتمالا در جریان نیستید که اگه حق طلاق به زن داده بشه حق طلاق مرد هیچ وقت از بین نمیره پس حق هردو سرجاشه
استقلال همیشه به این معنیی که شما تعبیر کردید نیست.
اینی که شما گفتید بیشتر به بی موالاتی می مونه.
یک مرد یا یک زن وقتی با چند نفر رابطه ی ازاد داشته باشه اون وقت نسبت به کدومشون احساس مسئولیت کنه؟
یک مرد کدوم بچه از کدوم دوست دخترش رو بچه ی خودش میدونه؟
یک زن ایا حاضر میشه بچه ای رو 9 ماه حمل کنه؟ به خاطر زندگی و همسری که معلوم نیست که اصلا وجود داره یا نه؟
خب مرد و زن هردو میخوان ازاد باشن و مستقل، و نمیخوان چیزی دست و پاشونو بگیره پس : بشر به زودی منقرض میشه اگه این افکار شما پیاده شه!!!
حتما میگید دونفر که باهم همخونه بشن به فرض هم که بچه ای به وجود بیاد خب باهم زندگی میکنن و ادامه میدن ... اما پس روابط اجتماعیشون چی؟ دوست دخترا و دوست پسراشون چی؟ یا بچه های دیگشون از کسای دیگه غیر از همخونه شون چی؟ با چند نفر همخونه شه یک مرد یا یک زن؟
حال ادم به هم میخوره از این همه ادعای استقلال!
شماها مسخ مدرنینه شدید
واقعیت هارو از تمام ابعادشون ببینید... چشماتونو باز کنید
ادم مجبور میشه این طور بی پروا حرف بزنه ... ببخشید


نقل قول  
balooot
Member
برای Ein Reich:
واااااااای چه افکار فجیعی! ببخشید شما کجا زندگی میکنی؟ دورنمای زندگی اروپایی رو نبین اونا بیشتر قوانین انسانی و فطری رو زیر پا گذاشتن.
شما خودت دختر نیستی به خاطر همین این طور راحت حرف میزنی درباره ی..
دخترا لطیفن خیلی بیشتر از چیزی که نشون میدن دخترا حتی اگه به خاطر غرایزشون تن به یک رابطه بدن فکر نمیکنم اصلا امکان داشته باشه که اون نفر رو یک روزی کاملا فراموش کنن .. اگه این طوری باشه پس باید یک دختر هرجا که احساس نیاز کرد با هرکسی که رسید رابطه برقرار میکرد در حالی که اینطور نیست حتی اگه منظور شما فاسدترین دخترا هم باشن اونا هم دلشون نمیخواد با هرکسی به صرف غرائزشون رابطه داشته باشن...
دخترا زود عاشق میشن اگر هم عاشق اون ادم نشن یه حس تعلق بهش پیدا میکنن.
شما در مورد احساست دخترا هیچی نمیدونی.
اونا دوس دارن تکیه گاهشون و تمام احساستشون فقط برای یک نفر باشه.
پس زن باید با یک ازدواج عاقلانه و نه احساساتی برای یک مرد باشه و یک مرد هم برای همون یک زن.
و در مورد اجازه ی پدر .. دخترا احساساتی هستن ممکنه با یک نگاه عاشق پسر معتاد همسایه شن. نمیگم بی عقل هستن نه.. ولی تعارف که نداریم، عواطفشون غالب بر عقلشون هست...
اما مردا احساستشون کمتره اون قدر که هرجا احساس نیاز کنن اگه به مسائل اعتقادی پایبند نباشن براشون خیلی فرقی نداره اون دختر کیه و چیکارس ...
از این جهت غریضه ی مردان بر عقلشون غالب میشه ...
حالا تصور کنید که تو دوستی پنهانی این دوتا در حالی که دختر حتما از پسره بدش نمیاد که باهاش دوست شده و پسر هم ممکنه که غریضش بر عقلش غالب بشه ممکنه چه اتفاقاتی بیفته در جایی که هیچ عقلی حاکم نیست از هیچ طرف.
و باز این برمیگرده به موضوع اولی که گفتم ، که دختر نمیتونه فراموش کنه . دختر معصومیتش حتی بر فسادش هم غالبه. دختر تو هرجای دنیا هم باشه شرم داره .
اگه این رابطه رو ازاد فرض کنیم هر دختر طبیعی و نرمال با هر رابطه یک لکه ی سیاه رو روی قلبش حس میکنه و دختر میشکنه با هر بار عاشق شدن و بعد رابطه برقرار کردن و بعد فهمیدن اینکه مرد تو اون لحظه تحت فرمان غریضش بوده نه عقلش و احساستش...
اینجا جنگل نیست ما حیوان نیستیم
قوانین برای جامعه ی بشری لازمن
قوانین اگر از طرف خدایی باشه که خودش انسانهارو افریده پس حتما در اونها هیچ اشکالی نیست.
فقط باید بیشتر فکر کرد تا اینهمه حکمت خدایی تو یک قضیه ی ساده رو فهمید
...
راستی یک چیز دیگه : ازدواج بحثیه که در کنار عقلانیت باید احساسات کلی و عمومی زن و مرد رو هم در نظر گرفت..
اما شما فقط از عقل حرف زدی و غریضه. که اینها فقط جزء کوچیکی از اون هستن و بیشتر هدف ازدواج تکامل معنوی و روحی زن و مرد هست بعد درکنارش غریضه و باقی مسائل.
نقل قول  
Euler
Member
دوستان عزیز سلام

بحثتون را تا اینجا دنبال کردم. به نظرم لازمه کمی واقع بینی به این بحث تزریق کنم.

پیشتر گفتم که با این نوع رابطه ای که در جامعه ی ما داره رایج میشه مخالفم (هرچند که میدونم که حتی برادر 17 سالم هم با یکی دوسته) چون مقتل عشقه و خودخواهی که بیماری بزرگ روزگار ماست رو بی درمون میذاره؛ دوای خودخواهی عشقه،

عشقی که به ایثار و از خود گذشتگی منجر بشه؛ اما افسوس که مهمترین نوع عشق بین انسانها که همانا دلدادگی آقا یا خانم جوونی به خانم یا آقای جوون دیگه ایه تقریباً منسوخ شده؛ یه جمله ای رو که از افراد مختلف به کرّات شنیدم اینه که "دنیا حول چند

گرم میچرخه! اونه که امروزه واقعاً مهمه نه عشقی که اصلاً وجود نداره". متاسفانه این دیدگاه کم کم داره جا می افته. برای اثبات این حرفم فقط ازتون میخوام با چشمای باز به جامعه نگاه کنید. یه دلیل عمده ی مخالفت من با این نوع روابط مشاهده ی بخشی از

این واقعیت تلخه؛ و تلختر اینه که اکثر افراد پیرامون من مثلاً فرهیخته و دانشگاهی (از نوع خیلی خوبش) هستند. خب بذارید واقعیاتی که میخواستم بگم رو بگم؛

از طومار بلند بالای دوستان آقای m چیزی نمیگم. از دوستی آقای "ا" (پسر بیست و چند ساله) با دختر 14 ساله هم چیزی نمیگم. از "افی جون" که دوست خانم n (که یکی از شاگردام بود) هم چیزی نمیگم. از حکایت یه خونه ی خاص توی استاد معین و آدماش

میگذرم، از گروه بسیار وقیح "سیبیل" که بچه های دانشگاه شریف و تهران توی فیس بوک بنیان نهادند و الان جهانگیر شده هم چیزی نمیگم، از داستان آقای "الف" و مثلث عشقیش هم میگذرم تا یه این حکایت برسم.


اوایل آذر پارسال یه روز عصر پیش دو تا از دوستام (آقای a و آقای y) بودم. آقای a برای آقای y از یه چیز خفنی که دیده بود صحبت می کرد و من مستمع بودم. ماجرا از این قرار بوده که مرداد 92 آقای R و خانم A که هر دو از دوستان آقای a هستن با هم آشنا

میشن؛ شهریور همون سال خانم A به خونه ی آقای R که خیلی پولدار هم بوده میره و بعد از خوردن چندتا قرص ترامادول خوابش می بره؛ آقای R هم که فرصت رو مناسب می دیده با دوربین با کیفیتش از زاویه های مختلف از قسمتهای مختلف بدن خانم A عکس

می گیره؛ بعد این عکسا رو به آقای x میده و اون هم اواخر آبان عکسها رو به آقای a که دوست صمیمیش بوده نشون میده و ایشون هم داستان رو از سیر تا پیاز با ذکر اسمها و جزییات کامل برای آقای y و البته من هم که اونجا حاضر بودم تعریف میکنه؛ آقای a

حتی درباره ی قسمتهای مختلف بدن خانم A هم توضیحات مفصلی ارائه میده! دو سه روز بعدش من توی فیس بوک خانم A و آقای R که هرگز ندیده بودمشون رو پیدا کردم. تمامی آنچه آقای a می گفت رو میشد با فراست دید. اون موقع نمیدونستم باید

چکار کنم. یه سوال بدجوری اذیتم می کرد: اینکه الان که این قضیه رو میدونم وظیفه ی من چیه؟ چه کاری از دستم برمیاد؟ به پلیس بگم؟ به خود خانم A یا خونوادش بگم؟ سکوت کنم؟ در نهایت وجدانم رو ساکت کردم. اما چیزی که همچنان منو

ناراحت می کرد بلاهت اون خانم بود. بلاهتی که دلم می خواست می تونستم یه جوری نابودش کنم اما راهشو نمی دونستم

متاسفانه امثال آقای R توی جامعه ی ما چندان هم کم نیستند. فقط خیلیاشون امکاناتشو ندارن. میتونم با قاطعیت بگم اگه یه دختر جوون داشتم نمیذاشتم با خیلی از پسرایی که الان میشناسم ازدواج کنه!
نقل قول  
اصلا رابطه عاطفی با خود همسر هم حرام است، چه معنی میدهد این کارا.
نقل قول  
آها اینم بگم. ببینید ازدواج موقتی هم چیز چرندی هستش. بویژه خانم ها اینو بدونن. اگر خانمی مطلقه یا بیوه هستش نباید زیر بار ازدواج موقت بره. ازدواج اگه ازدواجه یه معنی داره.دائم. دیگه موقت و این چرندیات جز مسخرگی نیست.
نقل قول  
rank
Member
من عاشق یکی شدم فهمیدم اون کسی نبوده که فکرشو می کردم .ر...دم
فقط هرکس باید با یکی باشه که همفکر و شبیه خودشه بعد که شناختش عاشق بشه تا وقتی عشق گورشو گم کرد بتونن زندگی خوبی رو داشته باشن

---------------------
سمفونی
م ساده و بی‌تجربه، در این شرایطم طرف بی‌تجربه دلبستگی پیدا میکنه شدید(که تو رابطه بهش عشق اول میگن) مخصوصا اگه عشق اولی پسر باشه واقعا زندگیش تباه میشه چون تا آخر عمرش نمیتونه طرف مقابلشو فراموش کنه اگه بعدا ازدواجم کرد زنشو از عشق واقعی محروم میکنه ناخواسته چون پسرها از نظر روانی فقط یکبار واقعن عاشق(قابل توجه دخترها) میشن. گرچه دختراهم


خب من فکر می کردم دختر تا به حال با پسری نبوده نامصب بازیگر بود واسه خودش فهمیدم تفریحی اونم نه از روی عشق تفریحی و واسه خوشیش دوست پسر می گیره اونم طوری که ماها نفهمیمو پاک بدونیمش که لو رفتن
الانم دیگه
فقط اگه می خواین ازدواج موفقی داشته باشین خودتون باشین
come as you are
نقل قول  
چقدر دری وری در قالب روشنفکری اینجا نوشته میشه.
سند و مدرک لازمه. یعنی من خودم اگه عاشق بشم اصلا بعید نیست قید دین و مذهبم رو بزنم اما حتما به این اصل عمل می کنم:
سند و مدرک لازمه. لازمه. لازمه.
نقل قول  
akhshurush
Member
مری بلا
Member

عجبا...
دقیقا کدوم آیه؟؟و لطفا با ذکر آیه ج بدید.مر30
اگه اینجور باشه ک شما میفرمایین نسل بشر منقرض میشه...



در آیه 5 المائده رابطه عاطفی با فردی جز همسر حرام است و در 25 نساء نیز ازدواج با کسانی که دوست دختر یا دوست پسر داشته اند حرام است.
نقل قول  
Ein Reich
Member
سلام
خب اول عرض کنم که توهین در کامنتها کار بجایی نمیبره و فقط وجهه شما دوست گرامی رو لکه دار میکنه
محدودیت پس از ازدواج،شاید انتظارات بیجاییه که به طرفین تحمیل میشه...
پیمانی که دست و پای انسان رو میبنده،باعث خود سری و ایجاد حس مالکیت میشه
به هیچ وجه نباید تصور کرد که دو نفر با ازدواج تبدیل به یک نفر میشن،اونا همیشه دو نفر باقی میمونن
اگر بخوایم از نظر جنسی نگاه کنیم،سکس مثل غذا خوردن نیاز طبیعی و غریزی هر انسانه،درست مثل هر جاندار دیگه
و برطرف کردن اون نیاز به هیچ جمله و دفتر و تعهدی احتیاج نداره...فقط و فقط رضایته که اهمیت داره
پیرامون سن قانونی پسر و دختر،باید بگم که هر انسان در هر سنی قادر به تصمیم گیریه،بشرطی که خودش بتونه تصمیم درست بگیره
اگر تصمیم درستو نتونه انتخاب کنه،جامعه بتدریج اونو از بین میبره(انتخاب طبیعی)
و تشخیص اینکه فرد در چه سنی تصمیم میگیره،با من و شما نیست.انسانها بسوی هوشمندی تکامل پیدا میکنن.
و اگر ازدواج و سندی در کار نباشه،اذن پدری هم در کار نیست.
این توهین به هوش یک زن هست که اجازش تا سی سالگی دست فرد دیگه ای باشه.
نقل قول  
ofogh29
Member
رابطه قبل از از ازدواج اگر قبلش به قصد ازدواج باشه هیچ اشکالی نداره یه جورایی هم ضروریه البته بنده به شناخت هیچ اعتقادی ندارم. این بشر دوپا که هر روز از یه دنده بلند میشه کلمه شناخت هیچ معنایی براش نداره. دیدم کسانی رو که از 30 سال زندگی مشترک اخلاقشون به مرور زمان تغییر کرده و دیگه اون چیزی که به اسم شناخت از هم داشتند جز مهره سوخته به حساب میاد. حرف محدودیتم که شد تا ببینم محدودیت بعد از ازدواج منظور از چه محدودیت هایی باشه.
نقل قول  
genius girl
Member
نقل قول از Artin70:
پس در این صورت فقط می تونم براتون آرزوی موفقیت کنم و بس....

منم برای شما آرزوی موفقیت میکنم
نقل قول  
genius girl
Member
دوستی که گفتن ازدواج یعنی تعهد میخواستم بپرسم آیا شما نمونه هایی رو ندیدین که در زندگیشون هیچ مسئولیتی رو نمیپذیرن و به طرف مقابلشون خیانت میکنن؟یا هیچ تعهدی در قبال فرزندانشون ندارن؟
در ضمن به نظر من تعهد همون محدودیته( در ازدواج منظورمه) و حق طلاقی که گفتین میشه به زن داد به نظرتون نوعی دلخوشی برای زن نیست تا هر وقت که دلش خواست از زندگی مرد بره بیرون؟یعنی دقیقا همون شرایطی که در رابطه بدون ازدواج هستش.در ضمن حق طلاق به هر کدوم از طرفین داده بشه حق اون یکی ضایع شده.
بدون امضای یک سند هم میشه مسئولیت پذیری رو یاد گرفت و در مورد زندگی به کارش برد.تنها تفاوت اینه که در رابطه بدون ازدواج هر دو طرف هنوز استقلال کامل از هر نظر حتی برقراری رابطه با شخص دیگری هم دارند و به همین دلیل هر دو طرف هم باید خودشون مسئولیت پذیر باشن و به شریکشون تکیه نکنن.
به هر حال این تمام نظرات من بود و من نمیگم که کامل و بدون اشکاله یا به کسی تحمیلش نمیکنم.
نقل قول  
Artin70
Member
پس در این صورت فقط می تونم براتون آرزوی موفقیت کنم و بس....
نقل قول  
genius girl
Member
در جواب Artin بله حاظرم علنا چنین رابطه ای داشته باشم و فکر میکنم والدینم از همین الان با عقاید من آشنا هستن...جامعه هم واسه من مهم نیست. چون زندگی منه که دارم دربارش تصمیم میگیرم.
در ضمن اگر رابطه ی جنسی هم بین دختر و پسر صورت بگیره مطمئنن با رضایت طرفینه وگرنه میشه تجاوز...دختری که بر خلاف میل خودش و از ترس طرد شدن از طرف پسر تن به سکس میده و یا برعکس مشخصه که از روی احساس تصمیم گرفته و من قبلا هم گفتم که باید بر اساس عقل و منطق باشه.
ممکنه عقاید من به مرور رمان تغییر کنه اما اساس عقایدم ثابت میمونه و شاید فقط پرسپکتیو و دیدگاهم وسیعتر بشه و اشتباهاتی که در عقایدم هست رو تصحیح کنه.
نقل قول  
Artin70
Member
من فکر می کنم بعصی از دوستان هنوز بقدری که باید و شاید و برخلاف آنچه که خودشون فکر می کنن به بلوغ فکری در این زمینه نرسیدن و کمی کم تجربه اند(البته بنده هم خودم رو جدا از ایشان نمی دونم)....بنابراین هرچه اینجا گفته بشه باهاش مخالفت خواهد شد...اون هم نه از سر لجبازی...پس ادامه بحث فایده ای نداره و اینها مسایلی اند که احتمالا با گذشت زمان و صحبت خانواده ها براشون جا خواهد افتاد...
نقل قول  
نقل قول از genius girl:
در مورد رابطه قبل از ازدواج به نظر من این رابطه برای شناخت طرف مقابل و محدودیت هاش برآی کسانی که قصد ازدواج دارند لازمه.اما در مورد بحثی که بین دوستان در مورد ضرورت ازدواج پیش اومده...به نظر من یک سند و چند کلمه نمیتونه تعهد و مسولیت رو وارد زندگی و شخصیت یک فرد بکنه.اگر طرفین بر اساس عقل و منطق و نه هیجانات و احساسات همدیگه رو بشناسن و تمام جنبه های اخلاقی هم رو بررسی کنند حتی با وجود تفاوت های زیاد میتونند کنار هم زندگی کنند و نیازی هم به سند و مدرک نیست.ازدواج تا حدودی محدودیت میاره چون وقتی هر کدوم از طرفین میخواد زندگی خودشو داشته باشه و نه صرفا به خاطر شخص دیگه حتی برآی برگشتن به زندگی مجردی،نمیتونن به راحتی و بدون اجازه طرف دیگه از این نوع زندگی بیان بیرون و مخصوصا در مورد زن که تو جامعه ما به نوعی تحت مالکیت مرده....همینطور در صورت وجود شخص دیگری در بیشتر موارد به جای طلاق به خیانت رو میارن اما اگر آزاد باشن میتونند هر وقت که خواستن نوع زندگی رو که دوست دارن بدون هیچ دردسری آغاز کنند.
در پاسخ به دوستی هم که سوال پرسیدن آیا کسانی که این عقیده رو دارن خودشون حاظرن اینطوری زندگی کنند..باید بگم که من غیر از این برآی اینده تصمیم نگرفتم و چیزی به اسم ازدواج رود زندگی اینده نمیبینم..درسته که دلیل شرایط جامعه دخترای همسن من نمیتونن زندگی مستقل داشته باشن اما تا هجده سالگی راه زیادی نمونده و بعد از اون ما هم به اندازه پسرا میتونیم استقلال داشته باشیم و زندگیمونو اداره کنیم..در ضمن من اصلا ادعای روشن فکری نمیکنم چون این یک مساله نسبیه نه قطعی و اینا فقط نظرات منن و نظرات شما هم محترم.
موفق باشید.

یعنی میفرمایین یه جوری باشه زندگیمون که هر وقت خواستیم بریم مثلاً فیلمون یاد هندوستون کرد. ازدواج یعنی تعهد کسیم نمیتونه ازدواج نکنه خیلی سنگینتره خیلیم شیک
نقل قول  
Artin70
Member
محض اطلاع دوست عزیز دختران تا قبل از 30 سالگی(البته بستگی به مرجع تقلید دارد) برای ازدواج احتیاج به اذن پدر دارند....
اتفاقا همون سند و تکه کاغذی که میفرمایید باعث میشه طرفین بنوعی در زندگی مشترک بهم اعتماد پیدا کنند و نگران نباشن که فردا پس فردا شریک زندگیشون بدون هیچ حرفی ترکشون کنه! در مورد اینکه در جامعه زن ها بگونه ای تحت تملک آقایان هستن با شما موافقم ولی خانم ها می توانند قبل از ازدواج حق طلاق رو از آقایون بگیرن....
در ضمن مقصود بنده بیشتر این بود که آیا حاضرید چنین رابطه ای را علنا داشته باشید و به همه اعضا خانواده و کسانی که شما را می شناسند اعلام کنید...حاضرید؟
نقل قول  
genius girl
Member
در مورد رابطه قبل از ازدواج به نظر من این رابطه برای شناخت طرف مقابل و محدودیت هاش برآی کسانی که قصد ازدواج دارند لازمه.اما در مورد بحثی که بین دوستان در مورد ضرورت ازدواج پیش اومده...به نظر من یک سند و چند کلمه نمیتونه تعهد و مسولیت رو وارد زندگی و شخصیت یک فرد بکنه.اگر طرفین بر اساس عقل و منطق و نه هیجانات و احساسات همدیگه رو بشناسن و تمام جنبه های اخلاقی هم رو بررسی کنند حتی با وجود تفاوت های زیاد میتونند کنار هم زندگی کنند و نیازی هم به سند و مدرک نیست.ازدواج تا حدودی محدودیت میاره چون وقتی هر کدوم از طرفین میخواد زندگی خودشو داشته باشه و نه صرفا به خاطر شخص دیگه حتی برآی برگشتن به زندگی مجردی،نمیتونن به راحتی و بدون اجازه طرف دیگه از این نوع زندگی بیان بیرون و مخصوصا در مورد زن که تو جامعه ما به نوعی تحت مالکیت مرده....همینطور در صورت وجود شخص دیگری در بیشتر موارد به جای طلاق به خیانت رو میارن اما اگر آزاد باشن میتونند هر وقت که خواستن نوع زندگی رو که دوست دارن بدون هیچ دردسری آغاز کنند.
در پاسخ به دوستی هم که سوال پرسیدن آیا کسانی که این عقیده رو دارن خودشون حاظرن اینطوری زندگی کنند..باید بگم که من غیر از این برآی اینده تصمیم نگرفتم و چیزی به اسم ازدواج رود زندگی اینده نمیبینم..درسته که دلیل شرایط جامعه دخترای همسن من نمیتونن زندگی مستقل داشته باشن اما تا هجده سالگی راه زیادی نمونده و بعد از اون ما هم به اندازه پسرا میتونیم استقلال داشته باشیم و زندگیمونو اداره کنیم..در ضمن من اصلا ادعای روشن فکری نمیکنم چون این یک مساله نسبیه نه قطعی و اینا فقط نظرات منن و نظرات شما هم محترم.
موفق باشید.
نقل قول  
تجربۀ شخصیم و تجربیاتی که از دوستام که کیلینیک مشاوره کار میکنن و ماجراهای مراجعینشون میگن پیشم و آمارهای که بهشون دسترسی داشتن . به این نتیجه رسیدم که رابطۀ قبل از ازدواج کلا خوب نیست
به دلایل زیر:
1. تو رابطه اگر صداقت و عشق و محبتی باشه طبیعتاً دلبستگی به وجود میاد پس این وسط اگر این رابطه به ازدواج منجر نشه یکی از طرفین یا هر دو طرف شکست سختی میخورن. اگرم دلبستگی به وجود نیاد معنیش آنرمال بودنه طرفینه. رابطه‌ایم که توش عشق و محبتی نباشه به چه دردی میخوره خیلی مسخرس خدا وکیلی من یکی اگه بدونم طرفم منو دوس نداره هرگز نمیمونم تو اون رابطه حالم بهم میخوره از روابطی توش عشقی وجود نداره ........................
2. یه موقع هست یکی از طرفین قبلاً روابط دیگه‌ای تجربه کرده و الان وارد رابطۀ جدیدی شده و طرف مقابلش کاملاً یک آدم ساده و بی‌تجربه، در این شرایطم طرف بی‌تجربه دلبستگی پیدا میکنه شدید(که تو رابطه بهش عشق اول میگن) مخصوصا اگه عشق اولی پسر باشه واقعا زندگیش تباه میشه چون تا آخر عمرش نمیتونه طرف مقابلشو فراموش کنه اگه بعدا ازدواجم کرد زنشو از عشق واقعی محروم میکنه ناخواسته چون پسرها از نظر روانی فقط یکبار واقعن عاشق(قابل توجه دخترها) میشن. گرچه دختراهم مورد بوده که تا آخر عمرش ازدواج نکرده یا چنین تصمیمی گرفته. اما آمارها نشون میدن دخترها زودتر میتون با مسئله کنار بیان.
3. مورد دیگم مال آدمایی که روابط زیادی رو تجربه کردن شکست خوردن و شکست دادن و غیره الان با دید باز(در بهترین حالتش) دارن ازدواج میکنن. این دستم تو زندگی مشترک روابط عاشقانه ندارن چون عواطفشونو یا خرج کردن تو روابطشون یا دیگه جذابیتهای جنس مخالف رنگشو براشون باخته که عاشقانه زندگی کنن.
در نهایت من نمیگم دوستی نکنین ولی خدا میدونه دوستی کردنم تمام تعهداتی که زن و مرد از نظر عاطفی بهم دارن برا طرفین میاره پس اگر میتونین قبول کنین و مرد هستین نه نامرد که مثلا اگه طرفتون دوستتن داشت دلشو نشکنین............. اگر نه منتظر شکستن دلتون یا بیوفایی از طرف دیگه باشین والله این موضوع از سنن خداست(که تبدیل نمیشه هرگز) من یقین دارم. بارها و بارهام نتیجه دل شکستن و عاقبتشو از طرف بقیه و طرف مقابل خودم دیدم. و قصه های عشقی مراجعین دوستان مشاورم شنیدم.

این دیدگاه در تاریخ 1393/03/31 توسط simin ویرایش شده است

نقل قول  
Artin70
Member
گاهی وقتها عاشق شدن کاملا اتفاقی و حتی با یک نگاه رخ میده....و اصلا هم ربطی به سن و سال و دین و مذهب نداره....
در ثانی گاها وفاداری طرفین نسبت بهم بخاطر شرایط اجتماعی و اقتصادی بهتری هست که براشون محیا میشه...که ممکنه بعد از مدتی این عامل از بین بره
بنابراین خیانت! (البته در صورتی که عقیده شما اجرایی شود چنین واژه ای وجود نخواهد داشت) بعد از سالها امری غیر ممکن نخواهد بود.
__________________________
در ضمن صحبت کردن و گاها لاف زدن و ادعای روشنفکری نمودن در فضای مجازی بسیار آسانتر از زندگی واقعیست....
باید دید خود عزیزانی که انقدر با ازدواج کاملا مخالف اند حاضرند خودشون روابط آزادانه رو آن هم مادام العمر تجربه کنند یا خیر؟
نقل قول  
نقل قول از Artin70:
خوب پس بنابراین اگر بر فرض مثال پدرتون با دختری همسن شما بخوان زندگی مشترکی رو شروع کنند و مادرتون رو از خونه بیرون بندازند(البته خدای ناکرده) شما ناراحت میشید و محترمانه توصیه می کنید اینکار رو انجام ندن و اگرم که کارگر نیفتاد مشکلی نیست شما حاضرید در کنارشون زندگی کنید...بله؟

همچین پدری ...................بهش شرف داره آدمی که انتخاب کرده در قبال انتخابش تعهد داره در قبال دلبستگی و فرزند زندگی مشترک حق این ادم اینه که .... استغفرا الله پس وجدان چی انسانیت چی مردونگی چی سگ صاحبش میمره چهل روز پارس میکنه اونوخ...

دیدگاه شما به علت به کار بردن الفاظ نامناسب ویرایش گردید. لطفا قوانین سایت رو مبنی بر به کار بردن ادبیات مناسب در دیدگاه رعایت فرمایید.


این دیدگاه در تاریخ 1393/03/31 توسط simin ویرایش شده است

نقل قول  
sadaf zackaric
Pro Member
بحث جدید رو تا اینجا دنبال کردم. با نظر "Ein Reich" عزیز کاملا موافقم.
اگر شناخت درستی صورت بگیره مسلما هیچ زنی حاضر نیست با مردی که هر روز عاشق یکی میشه زندگی کنه. چه به صورت ازدواج یا ...
مگه اینکه خودشم یه رابطه موقت بخواد که در این صورت بحث جداست و حرف 50 سال هم مطرح نمیشه.
اینکه کسی بخواد با ازدواج و پذیرش مسئولیت و محدودیت زندگی کنه باید خیلی بیشتر از یه تحقیق معمولی توی مشتش باشه. سوتفاهم نشه منظورم ارتباطات جنسی نیست بلکه منظورم شناخت عمیق در همه موارده و این زمان زیادی میخواد. چون مدت زمان کوتاه راه دروغ گویی و چندرنگی رو باز میذاره.
من کاملا با ازدواج مخالفم ولی به نظرم کسی که چنین تصمیمی داره باید خیلی روشن فکرانه عمل کنه و نه صرفا واژه "عشق" و "احساس".
نقل قول  
Artin70
Member
برای شما اینجوری...سلما برای خیلی از فرزندان نوجوان و کودک اینگونه نیست....
بخش اصلی سوال من رو جواب ندادید...آیا بعدها دچار مشکلات روحی و رفتاری نخواهید شد؟؟؟
نقل قول  
البته این طرز تفکر حضرت عالی برای آقایون خیلی هم خوبه. چی از این بهتر که بدون داشتن هیچ مسئولیتی طرف هر روز از یک شخص ثالثِ جدیدی که خوشش میاد، آزادی و حقوق بشر این حق رو بهش میده که قید قبلی رو بزنه و بره دنبال جدیده! انقدر هم بلده که خودشو طوری نشون بده که قبلی ازش متنفر بشه و خودش کنار بکشه. خیلی هم خوب. ولی گمون نکنم اگه یه زن عقل تو سرش باشه این مدل آزادی اونقدرا بدردش بخوره! چون کدوم زنی حاضره همینطوری عمر و جوونیشو بده بره؟ فقط یک مادر خواهر یا معلم یا یه دوست میتونه اینطور فداکار باشه.
یعنی رابطه ای که هدفش ازدواج نیست دیگه تکلیفش مشخصه و نیاز به اینهمه بحث نداره.
نقل قول  
Ein Reich
Member
فراهم کردن مقداری پول و مکانی برای زندگی البته غیر از گوشه خیابون،برای فردی دارای سیاست و آینده نگر،حتی 16 ساله،کار مشکلی نیست.
افراد همسالم رو نمیدونم،اما من مدتهاست که کار میکنم و خودم درآمد نسبتا مناسبی دارم و نیازی به تامین مالی پدر نیست
و موضع خودم رو نسبت به مثال واقعی شما اعلام کردم...شاید همونطور که خودتون فرمودید،دادگاه بتونه تصمیم بهتری بگیره
نقل قول  
Artin70
Member
اول اینکه شما به سن قانونی نرسیدید بنابراین نمی تونید جای جدیدی برای زندگی انتخاب کنید...از طرفی از کجا معلوم که پدرتون چنین هزینه ای رو بشما بدن که بتونید زندگی جدیدی رو شروع کنید؟ چجوری می خواین به اصطلاح گلیم خودتون رو از آب بیرون بکشید؟می خواین تو خیابون زندگی کنید؟ آیا همه حاضر به قبول چنین شرایطی خواهند بود؟ آیا چنین کسی بعدها با مشکلات روانی و رفتاری روبرو نخواهد شد...مثلا یه نوجوان 12-13 ساله رو در نظر بگیرید نه خودتون رو...
دوم اینکه مگه نشنیدید میگن عشق کوره! اتفاقا مثال بنده خیلی هم به واقعیت نزدیکه یه سر به دادگاه زده باشید حتما یکی از این موارد رو خواهید دید.
نقل قول  
Ein Reich
Member
سوال اول:بله به تصمیم احترام میگذارم اما با خوشحالی در کنارشون زندگی نمیکنم...من جدا زندگی میکنم
سوال دوم:میدونم میخوایدمن رو در شرایطی سخت بذارید تا ناچار خوبیهای ازدواج مخصوصا بحث مهریه و مسءولیت رو بپذیرم اما کمی به مثالتون فکر کنید...
چطور میشه که فردی اینقدر بی سیاست بی توجه به امور زندگیش و آینده همون بچه هاییکه با عشق بزرگشون کرده باشه و پس از سالها زندگی با کسی،خانه ای از خودش نداشته باشه و اندوخته ایی برای همچین روزی نداشته باشه؟
چطور میشه مردی با بیش از پنجاه سال سن...بچه هاشو بی پشتوانه در جامعه رها کنه؟؟؟
مثالتون حتی به واقعیت نزدیک هم نیست.
اما اگر در برابر چنین موردی قرار بگیرم...اون رو مجازات روزگار برای زنی بی سیاست و بدون توجه به زندگیش میدونم.
نقل قول  
Artin70
Member
پاسختون به این سوال چیه...
حالا فرض کنید زنی هست که عمری رو در خانه شوهر بوده....فرزندان شوهرش رو بزرگ کرده و همه عمر عاشقانه سعی در خوشحال نگه داشتن شوهرش داشته....(البته توجه کنید که این خانم تا بحال با شوهرش رسما ازدواج نکرده بلکه فقط با هم بودن) و حالا سن خانم رسیده به 50 و دیگه جذابیت سابق رو برای آقا نداره....پس آقا خیلی راحت بدون اینکه چیزی برای امرار معاش به خانم بده بیرون میندازتش تا بره پی زندگیش....و حالا زن حتی جایی رو برای زندگی هم نداره....
سوال: به نظر شما خانم باید با خوشحالی تصمیم آقا را پذیرا باشه...درسته؟
نقل قول  
Artin70
Member
خوب پس بنابراین اگر بر فرض مثال پدرتون با دختری همسن شما بخوان زندگی مشترکی رو شروع کنند و مادرتون رو از خونه بیرون بندازند(البته خدای ناکرده) شما ناراحت میشید و محترمانه توصیه می کنید اینکار رو انجام ندن و اگرم که کارگر نیفتاد مشکلی نیست شما حاضرید در کنارشون زندگی کنید...بله؟
نقل قول  
Ein Reich
Member
نقل قول از Artin70:
یعنی اگه بر فرض مثال توجه کن مثال
الآن پدر و مادرت بخوان خدای ناکرده از جدا بشن و هر کدوم بخون برا خودشون با فرد جدیدی زندگی جدیدی رو شروع کنن...شما اصلا ناراحت نمیشی و با آغوشی باز از این کارشون استقبال می کنی...نه؟

مسلما بنده ناراحت میشم...جامعه بهم یاد داده که ناراحت بشم...و سعی میکنم مشکل رو خودم برطرف کنم...اما اگر تصمیم قطعی به این کار داشته باشند و علاقه به شخص ثالث و رابعی وجود داشته باشه........
این زندگی اونهاست و من هیچ حق دخالتی درش ندارم.اونها آزاد بدنیا اومدن و آزاد زندگی میکنن.
من توصیه میکنم...اما تصمیم نمیگیرم.تصمیم رو اونها میگیرن و من هم احترام میگذارم و بعنوان کسانی که دوستشون دارم،ازشون تبعیت میکنم.
شاید مشکل اونها ریشه در روابط قبل از ازدواجشون داشته...نه؟؟؟
شاید اگر بهتر همدیگه رو میشناختن همچین اتفاقی برای هر کدوم نمی افتاد...درسته؟؟؟
شاید من از کارشون استقبال نکنم...اما با آغوش باز به تصمیماتشون احترام میزارم.
نقل قول  
Artin70
Member
یعنی اگه بر فرض مثال توجه کن مثال
الآن پدر و مادرت بخوان خدای ناکرده از هم جدا بشن و هر کدوم بخون برا خودشون با فرد جدیدی زندگی جدیدی رو شروع کنن...شما اصلا ناراحت نمیشی و با آغوشی باز از این کارشون استقبال می کنی...نه؟چون این احترام به آزادی نوع بشره...
نقل قول  
Ein Reich
Member
شانزده سال،سن کمی برای اندوختن تجربه نیست.
من کسی رو با ازدواج به خودم محدود نمیکنم...کسی هم من رو به خودش محدود نمیکنه...
اگر طرف مقابلم از من بدش بیاد،بی هیچ زحمتی ترکم میکنه...
و من اگر واقعا کسی رو دوست داشته باشم،به تصمیماتش احترام میگذارم و با خوشحالیش خوشحالم.
من این رو احترام گذاشتن به آزادی بشر میدونم.
اگر بخواهید من رو کم سال و بی تجربه در نظر بگیرید،بحث هم برای بنده سخت و ثقیل میشه،هم برای جنابعالی
سال و ماه و روز این دنیا نباشد سال سنج××××گوهر افکار باشد آدمی را جاه و گنج
چونکه کم سالم بخوانی و بدون گوهری××××ارزش فکری و علمت را به چالش میبری
(حسین)
نقل قول  
نقل قول از Ein Reich:
رابطه پیش از ازدواج باید بصورت کاملا ازاد و بدون دخالت والدین و اطرافیان وجود داشته باشه.
این برای شناخت طرفین از هم بشدت الزامیه...
گرچه من با ازدواج موافق نیستم...


چرا موافق نیستی؟ مگه چی میشه؟ چون 16 سالته می ترسی؟
نقل قول  
Ein Reich
Member
رابطه پیش از ازدواج باید بصورت کاملا ازاد و بدون دخالت والدین و اطرافیان وجود داشته باشه.
این برای شناخت طرفین از هم بشدت الزامیه...
گرچه من با ازدواج موافق نیستم...
نقل قول  
مری بلا
Member
نقل قول از akhshurush:
طبق آیات قرآن این کار حرام بوده و ازدواج با چنین افرادی نیز حرام است.

عجبا...
دقیقا کدوم آیه؟؟و لطفا با ذکر آیه ج بدید.مر30
اگه اینجور باشه ک شما میفرمایین نسل بشر منقرض میشه...
نقل قول  
توصیه:
وقتی یکی میگه عاشقتم! و همینطور فقط میگه عاشقتم! کوتاه نمیاد و باز میگه عاشقتم!
یک بار بهش نشون بدین که عشقش رو باور کردین! اتفاقات جالبی می افته. البته این خیلی بی رحمانه است و ممکنه غرورتون هم ظاهرا له بشه! ولی بهتر از اینه که یه کلاه احساسی بزرگ سرتون بره!
نقل قول  
اگر کسی ذهن اش درگیر مسئله ی عشق است، کتاب سخن عاشق، نوشته ی رولان بارت رابخواند. البته ادبیات بارت مقداری سنگین است.
قسمت هایی از سرفصل های کتاب:

آوارگی
گرچه عشق تجربه یی یکتا است و گرچه عاشق فرض تکرار آتی این عشق را مردود می داند، این عاشق گاه در خود نوعی اشاعه ی اشتیاق عاشقانه را کشف می کند و آنگاه در می یابد که او محکوم است تا دم مرگ، از عشقی به عشق دیگر، سرگردان باشد
.
.............

شیاطین
عاشق گاه گمان می کند که شیطان زبان تسخیرش کرده،شیطانی که او را وادار می کند به خود آسیبی زده و خود را _به تعبیر گوته_از بهشتی بیرون کنند که رابطه ی عاشقانه برای اش ساخته است.

..............

هیولایی
عاشق ناگهان پی می برد که معشوق را در دام بیداد خود اسیر کرده : او که موجودی قابل ترحم بوده، حال به هیولایی بدل شده است.

....................

پنهان کردن
فیگوری تامل انگیز : عاشق سرگردان است، نه در این باره که آیا باید عشق اش را به معشوق ابراز کند یا نه(مسئله بر سر اذعان عشق نیست)، بل در این باره که "تشویش" تالم خود را تا چه حد باید پنهان کند : اشتیاق ها و تشویش های اش را ،خلاصه ،افراط های اش را


1) x که برای گذراندن تعتیلات بدون من رفته، از وقتی که رفته هیچ نشانی حاکی از زنده بودن نفرستاده : تصادف ؟بی اعتنایی ؟ شگردی برای فاصله گیری ؟ یا معصومیتی ساده ؟ هر فصل از این سناریوی انتظار ورق می خورد مضطرب تر می شوم.................
.
.
نقل قول  
Euler
Member
درباره ی رابطه ی دختر و پسر حرفهای درست بسیار زیادی زده شده است. غرض من تکرار آن حرفهای درست نیست. اینکه سن ازدواج در جامعه ی ما بالا رفته، اینکه دختر و پسر امروزی نمی توانند به سبک سنتی ازدواج کنند، اینکه والدین شرایط جوانان امروزی را به خوبی درک نمی کنند و جملات دیگری که گفته شده است و همگی درست هستند. اما درباره ی آنچه به تدریج در جامعه ی ما رایج شده است (دوستی دختر و پسر) با وجود اینکه دراین شرایط شاید اجتناب ناپذیر باشد ولی به نظر من این نوع رابطه اصلاً خوب نیست. چون از نظر من این نوع رابطه مقتل عشق است. (مشابه آن ضرب المثلی که ازدواج را مقتل عشق می داند) ظاهراً مدتها پیش آقای دکتر اریک فروم درباره ی جامعه غربی در کتاب "هنر عشق ورزیدن" این حرف را زده است.

اما پیش از بیان برهانم درباره ی ادعایی که مطرح کردم باید عشق را تعریف کنم. از آنجایی که عشق تعریف شدنی نیست (تعریف یکتا ندارد و هرکسی برای خودش یک تعریفی دارد که لزوماً با تعریف دیگری همانند نیست) عشق را بر اساس آثار و خاصیتهایش معرفی می کنم.

خودخواهی جزو مهمترین ویژگی های بخش اعظم مردمان امروز دنیاست. این خودخواهی نه تنها در زندگی اجتماعی انسانها آثار سوئی دارد بلکه حتی در زندگی فردی هر شخص هم اثر منفی دارد. یکی از مهمترین دلایل (اگر نگوییم مهمترین دلیل) مشکلات دنیای امروز ما این خودخواهی اکثریت افراد جامعه (منجمله خودم) است. دلیل خودخواهی ما خود بحثی جداگانه است که قصد ورود به آن را ندارم اما معتقدم که
1- اکثر ما خودخواه بار آمده ایم.
2- خودخواهی اکثر افراد جامعه ی بشری یکی از دلایل مشکلات عدیده ی ماست.

با این مقدمات به بحث درباره ی عشق و رابطه ی دختر و پسر می پردازم. رابطه ی دختر و پسر آنگونه که امروز در جامعه می بینیم در اکثر موارد یک رابطه ی سطحی و احساسی است. طرفین بعد از مدتی با هم بودن برای هم عادی می شوند یا پس از اینکه شناخت درستی از یکدیگر پیدا کردند از هم دلزده می شوند و به دنبال دوست دیگری می گردند. در اکثر این رابطه ها عشقی به وجود نمی آید. چیزهایی که تصور می شود عشق هستند "مجموعه ای از دیوانگی های کوتاه مدت" هستند که به سرعت فروکش می کنند. جوان امروزی نمی تواند عاشق باشد چون در حضور وایبر و وی چت و .... دیگر هجران برایش معنایی ندارد. آنقدر گزینه های فراوان روی میزش هست که به سرعت می تواند در صورت اخم یکی از گزینه ها به سراغ گزینه ی بعدی برود.

اما ربط عشق به خودخواهی چیست؟
یکی از مهمترین آثار عشق از بین رفتن خودخواهی است. کلام مولوی که می گوید: «ای دوای نخوت و ناموس ما» و کلام حافظ که می گوید «با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی/تا بی خبر بمیرد با درد خودپرستی» به این خاصیت عشق اشاره دارند. عاشق در تمام اعمال و حرفهایش ورد واحدی را مد نظر دارد و آن ورد واحد همانا "رضایت و سعادت معشوق" است. دیگر به خودش چندان اهمیت نمی دهد، هدف اصلی زندگی اش معشوق می شود، بزرگترین آرزویش خشنودی معشوق است و لبخند رضایت معشوق برایش از هر چیزی در این دنیا باارزش تر است. حاضر است به خاطر معشوقش از تمام داشته هایش بگذرد و در یک کلام عاشق برای معشوقش زندگی می کند نه برای خودش. معنای این نوع زندگی هرچه باشد خودخواهی نیست. نتیجه اینکه
عشق بیماری خودخواهی عاشق را درمان می کند و درمان این بیماری در نهایت برای همه ی افراد جامعه بالاخص خود شخص عاشق سودمند است.

یک نکته ی مهم
«عشق آمدنی هست نه آموختنی»

عشق چیزی نیست که به اختیار خودمان به وجود بیاید. بنابراین آنچه درباره ی اثر مثبت عشق در زندگی گفته شد نباید باعث شود که ما برای رسیدن به این نتایج خوب در نقش عاشق فرو برویم و نقش عاشق را برای خودمان و دیگران بازی کنیم. عشق تلخی ها و رنجهای بسیار دارد («دل رفت و دیده خون شد، تن خست و جان برون شد/فی العشق معجبات یأتین بالتوالی»)
نقل قول  
منظور بنده از رابطه
صحبت...شناخت یکدیگر برای زندگی مشترک...رفتن به بیرون باهم تا با اخلاق هم اشنا شوند و ازین قبیل ارتباطات زیر نظر والدین بود
اوکی؟
نقل قول  
دیدگاه شما به علت نگارش فینگلیش حذف گردید.

این دیدگاه در تاریخ 1393/03/10 توسط گیلدخت ویرایش شده است

نقل قول  
akhshurush
Member
طبق آیات قرآن این کار حرام بوده و ازدواج با چنین افرادی نیز حرام است.
نقل قول  
Carboon777
Member
ممنون میشم منبع صفحه 20 کتابتون رو معرفی کنید (قسمت دانشمندان آمریکایی هم به این نتیجه رسیدند)
این متون گرد آوری شدند درسته؟
نقل قول  
بنظر من رابطه قبل از ازدواج الزامیست برای شناخت طرفین از هم ولی این رابطه باید با اطلاع خانواده دو طرف و در زمانهای معینی صورت گیرد.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You