رسته‌ها

تنهایی من کرگدنی است که تو را دوست دارد

تنهایی من کرگدنی است که تو را دوست دارد
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 58 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 58 رای
قسمت‌هایی از کتاب "تنهایی من کرگدنی است که تو را دوست دارد":

دخترِ کوچک
گریه نکن
آن ستارگان زیبا که در آسمان می‌بینی
از من و تو
تنهاترند
شاید که
تنهایی و تاریکی و رسوایی
زیبایشان کرده

دختر کوچک
گریه نکن
شاید تو هم ستاره‌ای!
__________________________________________________

5
آینه را
خاک گرفته است
کفش‌هایت
کتاب‌هایت
عینکت
و تمام شهر را
خاک گرفته است

می‌دانستم
روزی باز خواهی گشت
با کفش و کتاب و عینکت
و در تمام شهر پرسه خواهی زد.

__________________________________________________


ماهی کوچک
تنُگ را دریا می‌دید
پرنده
آسمان را قفس.
_______________________________________________

خانه؛
پنجره و در و دیوار
نیست
تویی که در انتظار من چای می‌نوشی.
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
156
آپلود شده توسط:
alibalighi
alibalighi
1392/08/13

کتاب‌های مشابه

نگاه و ابدیت
نگاه و ابدیت
4.6 امتیاز
از 5 رای
بن بست های عاشقانه
بن بست های عاشقانه
4.6 امتیاز
از 8 رای
گوهر
گوهر
4.5 امتیاز
از 14 رای
آوازهای سندباد
آوازهای سندباد
4.3 امتیاز
از 28 رای
تراشه های تبر
تراشه های تبر
4.1 امتیاز
از 56 رای
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی تنهایی من کرگدنی است که تو را دوست دارد

تعداد دیدگاه‌ها:
37
آینه را
خاک گرفته است،
کفش‌هایت
کتاب‌هایت
عینکت
و تمام شهر را
خاک گرفته است.
می‌دانستم
روزی باز خواهی گشت
با کفش و کتاب و عینکت
و در تمام شهر پرسه خواهی زد.
behnaz5620 نوشت:
از کرم ابریشم
تا پروانه
اجبار زیبایی است.

خدای من! این خیلی زیباست! خییییییییییییلیییییییییییییییییییییییی.
خوب بود اگر چه گاهی غمگین کننده بود.
mahgardun نوشت:
نقل قول از marxist:نقل قول از pedramahmadyar:عشق
چشمان توست
که بسته شد
عشق آخرین بوسه است
بر لبان تو
زمانی که پیکرت بر تخت بیمارستان
افتاده بود
گوشم را به سینه‌ات چسباندم
و دیگر هیچ نشنیدم
عشق نیاز است
به سایه‌ات
که دیگر نیست.
خیلی غمگیــــن بود این اتفاق برای من رخ بده دق میکنم

حالاتو نزن زیر گریه قرار نیست اتفاق بیـــــفته:D:-*:-)
از کرم ابریشم
تا پروانه
اجبار زیبایی است.
قلب تنها زندانی است
که صاحبش را اسیر می‌کند.
آرام گفت:
میانمان باشد
چیزی میانمان نیست.
به یاد دارم گفته اند تا چیزی از دست ندهی
چیزی به دست نمی آوری
اما من فقط
از دست داده ام
آی نوازنده...................پس چگونه هنوز ساز در دست داری و
مینوازی؟
behnaz5620 نوشت:
صدای تو
صدایِ دریاست
تو حرف میزنی
و من غرق می‌شوم.

خیلی قشنگه!!!!

دانلود رایگان

اگر عضو نیستید در کمتر از یک دقیقه عضو شوید و کتاب اول خود را رایگان مطالعه کنید.

با خرید اشتراک می‌توانید فایل PDF کتاب‌ها را نیز دانلود کنید.

ورود / ثبت‌نام
تنهایی من کرگدنی است که تو را دوست دارد
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک