رسته‌ها
تمام ناتمام من...
امتیاز دهید
5 / 4.1
با 36 رای
امتیاز دهید
5 / 4.1
با 36 رای
داستان پیش رو حاصل تجربه ای است مشترک در حیطه " داستان نویسی کارگاهی " .
نتیجه همپوشانی فکری دو نویسنده که شوق همنویسی و همکاری، تفکرات ناهمگونشان را حول یک موضوع واحد با هم همراه کرده است.
امید است خواننده نیز - چه خواننده مدرن ، چه خواننده سنتی و رمانتیست - در لحظات این اثر شریک شود و همراه داستان باشد.
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
20
آپلود شده توسط:
sahareft
sahareft
1392/05/15

کتاب‌های مرتبط

بازمانده های دل
بازمانده های دل
2.9 امتیاز
از 71 رای
هوس
هوس
4.5 امتیاز
از 62 رای
Youth
Youth
4.5 امتیاز
از 2 رای
کافه رنسانس
کافه رنسانس
3.9 امتیاز
از 44 رای
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی تمام ناتمام من...

تعداد دیدگاه‌ها:
187
نگاهی به پایین ، به این دو ثانیه تا زمین مانده می اندازم.
آهسته می ایستم و کف پای برهنه ام را روی قاب میفشارم.
از اینجا که ایستاده ام سیگار روی قاب پنجره چقدر کوچک مینماید!
و میدانم بعد از سقوط ، من چقدر برای سیگارم کوچک بنظر میرسم!!
(از متن کتاب)
_ امروز منتظر نمی مانم،می خواهم تمام دوثانیه ها را
--................................................................تا انتها
_ .......................................................................با تو پائین بیافتم
--و هر روز طرح عضلاتم در تنت درهم کوبیده شود
_....................................درهم کوبیده شود
(از متن کتاب)
HeadBook نوشت:
نقل قول از sahareft:
نظر شما هم خوب گیج کننده است
ممنون که خواندید
خانم کجا با این عجله؟! D:
یه توضیحی یه توصیه ای چیزی...
من 1 بار خوندمش و اگه لازمه مجدد هم بذارم بر روی دیدگانم؟
من متوجه نشدم مفهومش چیه، چی رو میخواد برسونه یا القا کنه، گسترش و نهادینه کردن فرهنگ خودکشی از پنجره؟!

اینم برداشت جالبیه :))
بعضی اوقات لزومی نداره حتما جمله اصلی رو از متن بکشیم بیرون، شاید فقط با لحظاتی از یه متن بشه ارتباط برقرار کرد و همون هم لذت بخش باشه
و فکر می کنم شما می تونین از نظرات دوستان دیگه که همینجا درج شده خیلی استفاده کنین و اونوقت اگه علاقمند بودین دوباره بخونیدش :)
sahareft نوشت:
نظر شما هم خوب گیج کننده است
ممنون که خواندید

خانم کجا با این عجله؟! D:
یه توضیحی یه توصیه ای چیزی...
من 1 بار خوندمش و اگه لازمه مجدد هم بذارم بر روی دیدگانم؟
من متوجه نشدم مفهومش چیه، چی رو میخواد برسونه یا القا کنه، گسترش و نهادینه کردن فرهنگ خودکشی از پنجره؟!
HeadBook نوشت:
نقل قول از neda300:
"آشپز که دو تا شود ...."
منم نظرم همین بود پس از خوندنش با این فرق که بنظرم اصلا این آش نبود!
بعد خوندنش حسم شبیه گل سرخ و بود و بنظرم همه چی گیج کننده میومد..

نظر شما هم خوب گیج کننده است ;-)
ممنون که خواندید :)
neda300 نوشت:
"آشپز که دو تا شود ...."

منم نظرم همین بود پس از خوندنش با این فرق که بنظرم اصلا این آش نبود!
بعد خوندنش حسم شبیه گل سرخ و بود و بنظرم همه چی گیج کننده میومد..
دوستان خوشحالم از طرح جلد هم خوشتون اومده :)
راستی یادم رفت ، طرح روی جلد حرف نداره .
خب بخشی از این مدیون درج نام دو نویسنده روی جلد است :-)
شاید نثرها متمایز باشند ولی تکه کلام ها و تاکیدات بطور مشترک بکار رفته و این شرح دو زاویه دید و دو پنجره به نوعی تعادل را در داستان برقرار کرده .
sagaro نوشت:
انتحار در متن داستان است و با طی پله های یاس و دلسردی و انزجار و طلب رهایی روی میدهد ولی در واقع اصل داستان نیست بلکه خود موثر از اثری بنام تنهایی و جدا افتادگی است و "ما" نشدن "من" ها که در شرح پنجره ی روبرو و آن دختر و این پسر توصیف میشود . تنهایی نیز اثری است حاصل دست مسببی بنام جنون سرعت . با توجه به مقدمه جناب قهاری من بعنوان خواننده ای که گاهی به سختی بر الاغ چموش انتحار افسار زده برداشتم این است .

ممنون از توضیحتون :)

دانلود رایگان

اگر عضو نیستید در کمتر از یک دقیقه عضو شوید و کتاب اول خود را رایگان دریافت کنید.

ورود / ثبت‌نام

دانلود بدون معطلی

این کتاب را بدون نیاز به عضویت، خریداری کنید. پیش از خرید، می‌توانید از طریق گزینه مطالعه آنلاین، صفحاتی از کتاب را مشاهده کنید.

خرید   69,000 تومان
تمام ناتمام من...
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک