رسته‌ها

زوال جهان اسلام - یک پیش بینی

زوال جهان اسلام - یک پیش بینی
امتیاز دهید
5 / 3.8
با 39 رای
امتیاز دهید
5 / 3.8
با 39 رای
درباره نویسنده: "حامد عبدالصمد در سال 1972 در مصر زاده شد و در یک خانواده سنی مذهب پرورش یافته است. پدرش که سمت مفتی و امام یک مسجد در مصر را دارد، معلم اصلی او در تعالیم اسلامی بوده است. او در کنار پدر تا 12 سالگی بیش از نیمی از قرآن را از بر کرده بود. عبدالصمد در دانشگاه قاهره در رشته های زبان انگلیسی و فرانسوی تحصیل کرد و در سن 23 سالگی به آلمان رفت و در دانشگاه آگسبورگ به تحصیل در رشته علوم سیاسی مشغول شد و آن را با موفقیت به پایان رساند.
نخستین کتاب او «وداع من با آسمان» نام دارد که یک بیوگرافی است. او در این کتاب در کنار پرداختن به حوادث زندگی خصوصی اش به فرآیند روی آوری خود از دین به علم نیز پرداخته است.
کتاب «زوال جهان اسلام - یک پیش بینی» مجموعه ای است از تجربیات تاریخی و ارزیابی های شخصی نویسنده. موضوع اصلی این کتاب نه زوال اسلام به عنوان یک دین به‌طور کلی، بلکه زوال اسلام به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی است...»
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
persianking
آپلود شده توسط: persianking
۱۳۹۲/۰۴/۱۶
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
264
فرمت:
PDF
درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی زوال جهان اسلام - یک پیش بینی

تعداد دیدگاه‌ها:
46
من نظرم را میگویم ( شما که نظرتان را در مورد ارسال سلاح نگفتید یا نخواستید بگویید ) مطلب خیلی واضح است . اگر بخواهند در مورد کشوری اقدام کنند باید از طریق سازمان ملل و شورای امنیت باشد نه بصورت مستقیم ( این قانون را خودشان وضع کرده اند اما خودشان نقض میکنند ) . بنابراین کار آمریکا یقینا غلط است . اینطور نیست ؟
یکی از علتهای اصلی وشاید مهم ترین علت درگیرهای که در سوریه رخ داده هست "خود طبقات قومی و قبیله ای ومذهبی هستند که در داخل سوریه زندگی میکند و آن هم بدون هیچ گونه دخالت خارجی؛ چون درگیرها تا زمانیکه به این حد نرسیده بود ؛در زمان به اصطلاح صلح خود این مردم این مشکلات را داشتن.. و در حال حاضر تمامی کشورهای که دخالت میکنند "منافعشان درماندن و رفتن بشاراسد هست وسیاست همه دولتمردان مداخله گر این را چنین اقتضا میکنند که دخالت بکنند" بنده اصلا موافق این نیستم که دخالت صورت بگیرد و صدر صدهم مخالفم ولی فعلا منافعشان چنین حکم میکندو متاسفانه کودکان و زنان هستند که آواره میشوند و نیست فریاد رسی ...حقوق بشر هم فقط یک اصطلاح بیش نیست به نظر من تا زمانیکه همه مردم دنیا خودشان نخواهند فقط فقط شعار هست امروز روز جهانی محبت هست .."روزجهانی محبت مبارک"..گرچه این هم یک شعار هست که داده اند ولی مبارک .. ما که برای آنانیکه دوستشان داشتیم فرستادیم,حال نوبت شماست که بفرستید برای هر کسی که دوستشان دارید:-)
دوست عزیز من پاسخ قاطع ای برای پرسش شما ندارم فقط می دانم سوریه با سلاح های آمریکایی و روسی و ایرانی و حزب اللهی در حال نابودی است من فقط می دانم در لیبی مخالفان (که حق آزادی داشتند) شورش کردند که حق مسلم آنان بود و بعد از شورش با سرکوب شدید معمر قذافی رو به رو شدند مخالفان در حال سقوط بودند که با اعلام منطقه پرواز ممنوع و حمایت آمریکا (که به خواست ملت لیبی بود) معمر قذافی سقوط کرد من فقط می دانم حافظ اسد پدر محترم همین بشار اسد حدود 30 هزار نفر را کشت که 25 هزار نفرش فقط در یک شهر بود شاید بشار اسد نیز بعد از پیروزی تسویه های خونین خود را آغاز می کرد من فقط می دانم ملت سوریه حق آزادی داشتند شما نوشته اید : "حکومت اسد یک حکومت مشروع و طبق قوانین حاکم بر همان کشور بود . مخالفین اسد در صدد مخالفت بر آمدند ( به هر دلیلی ) و مبارزه را آغاز کردند" به نوشته خود دقت کنید حکومت اسد!! حکومت یک شخص بر یک ملت بدن چون و چرا. فکر نمیکنم حکومت وی مشروع بوده باشد نابرابری ها و اختلاف های طبقاطی قومی و مذهبی خاندان اسد و حزب بعث سوریه در آن کشور بیداد می کرد این به هر دلیلی دلایل مشروعی داشت در این وضع خواستار به حق خود را مطرح کردند ولی با چی رو به رو شدند؟ با گلوله با قطع اعضای تناسلی با تجاوز های ناموسی به مخالفان و دستگیری ها و معدوم شدن شبانه به مدت بیش از شش ماه کشتار معترضان ادامه داشت در سکوت مطلق جهانی آمریکا و اروپا سکوت کرده بودند و کشتار های فجیع توسط حزب بعث ادامه داشت تا زمانی که ارتش آزاد سوریه شکل گرفت و برای دفاع از خود خواستار کمک های جهانی شد بعد برخی کشورها آن را به رسمیت شناختند و سلاح دادند متاسفانه رژیم های خون خوار که همیشه حامی خون خوارن بوده اند و هستند مثل روسیه و ج .... ا ...... به جلادان اسد سلاح دادند و جنگ فرسایشی شروع شد و متاسفانه گروه های مسلمان اسلامی وارد پیکار شدند تا قوانین شرع را برپا کنند در تازه ترین جنایت خود بالغ بر 250 کرد همراه با زن و کودک را کشتند و مسیر انقلاب دگرگون شد شاید اگر سلاح های حزب الله نبود سوریه امروز در آزادی به سر می برد ببخشید که به سوال شما جواب بله یا خیر ندادم درواقع در فوق فقط گذر زمان از رخداد های سال های اخیر گفتم خاطرنشان میکنم به مدت بسیار زیادی جهانیان در مورد وقایع سوریه سکوت کردند من نمی دانم کار آمریکا برای دادن سلاح درست هست یا نه واقعا نمی دانم که البته بعد از گزارش های نقص حقوق بشر از طرف برخی مخالفین دادن سلاح به تعویق افتاد و سلاح های دست مخالفان سلاح هایی است که از انبار اسد تصرف کرده اند مدت بسیار زیادی است مخالفین هیچ سلاحی را دریافت نکرده اند البته حس میکنم اگر سلاح هم نداده بود (شاید حجم سلاح های خارجی (ترکی غربی امریکایی) درصد ناچیزی از کل سلاح های مخالفان باشد) باز تعداد انسان هایی که کشته می شدند کم نبود احتمالا اسد مثل پدرش که روابط خوبی با حکام ایران داشت دست به تسویه های خونین می زد بد نیست برای پاسخ دادن بهتر به سوال شما نظرات برخی از پناهندگان سوری و آوارگان سوری در گوشه و کنار دنیا را برای شما نقل به مضمون کنم آنها باور دارند مسبب اصلی بحران سوریه ایرانیان هستند تنفر از ایرانی ها در دل هر سوری که در قلب این کشتارها به سر میبرد دیده می شود آنها باور دارند حمایت های نظام دوست داشتی و مورد تائید شما که برایش حتی حاظر هستید خون بدهید و خون بریزید در این کشتارها نقش دارد آنها از حزبی به اسم حزب الشیطان سخن می گویند آنان باور دارند اگر حمایت های روسیه و ایران نبود اسد همچون دیکتاتور های دیگر حال به زباله دان تاریخ رفته بود و گرچند برخی مشکلات باقی می ماند ولی حداقل مناطق مسکونی توسط هواپیماهای اسد با خاک یکسان نمی شد لازن به یادآوری است من دانانی مطلق نیستم و برای درست بدون صد در صد مطالب فوق ادعایی ندارم
منطقه اگر مشکل هم داشته باشد که دارد میتواند خودش مشکلش را حل کند . موضوع سوریه را پیش کشیدید . من یک سوال واضح میپرسم و پاسخی واضح و در شان شما فرد روشنفکر که دائم در این سایت دم از عقل گرایی میزنید میخواهم . تا قبل از بحران سوریه حکومت اسد یک حکومت مشروع و طبق قوانین حاکم بر همان کشور بود . مخالفین اسد در صدد مخالفت بر آمدند ( به هر دلیلی ) و مبارزه را آغاز کردند . من از شما این سوال را دارم آیا ارسال سلاح توسط آمریکا را به این مخالفین کاری درست میدانید یا نه ؟ لطفا با بله یا نه پاسخ دهید و توضیح اضافه ندهید . با تشکر .
متاسفانه رخداد ها چیزی نیست جزء بازتولید استبداد برای جلوگیری از این امر حاکمان بهتر است اعلامیه جهانی حقوق بشر را مبنای اعمال خود قرار دهند واضح است در قرن 21 ام ملت ها حکومت موروثی را نمی خواهند دیکتاتوری را نمی پسندند از رفتن مبارک خوشحال شدند از رفتن مرسی خوشحال شدند ولی گاهی یکی مثل آنها را سر کار می گذارند عمل آنان چیزی نیست جز بازتولید استبداد البته گمان نمی کنم امثال بن علی یا قذافی یا اسد یا مبارک یا ..... حق داشته باشند در دنیای امروز بدون چون و چرا حکم برانند هرچه خشونت بیشتر شد ویرانی بیشتر شد امروز وضعیت تونس بهتر از مصر و لیبی و وضعیت مصر بهتر از سوریه است در این میان تونس شاید نتوانسته باشند اقتصاد خود را گسترش دهد ولی به آزادی دست یافت کاش بشار اسد هم توسط دوستان منطقه ای اش وسوسه نمی شد و از حکومت فاصله می گرفت شاید مثل تونس سوریه نیز کشوری آزاد می شود ابتدای فعالیت آزادی خواهانه در سوریه نه خبری از گروه های اسلامی جهادی سلفی بود نه دیگر تندرو ها آنان فقط حق خود را مطالبه کردند اگر منطف باشیم می دانیم دادگاهی در مصر آزادی خواهی را اعدام نکرده است حزبی را ممنوع و اعضایش را کشتار نکرده است وضعیت خیلی خیلی خیلی بهتر از خفقان در برخی کشورها در دهه 60 هست می دانیم در انتخابات قبلی مصر حدود 50 درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت نکردند و از ان 50 درصد نیز حدود 25 درصد به احمد شفیق رای دادند درواقع جناب مرسی رای حدود 25 درصد از واجدیدن شرایط در مصر را داشت و متاسفانه بعد از پیروزی اشتباهات فاحشی کرد و در ضد قانون اساسی قیام کرد و کودتا یا انتخاب درست ارتش به خواست بخش گسترده ای از مردم عمل کرد می دانیم اسلام گرایان دنبال دموکراسی و حقوق بشر نبودند فقط دنبال برپایی شرع بودند و ارزشی برای سایر گروه ها قائل نبودند کسی خوابی برای منطقه ندیده است اینان رخدادی است که به طور جبری در اجتماع های قرن 21 ام رخ می دهد کشورهایی مثل آمریکا اکثر حامیان خود را در منطقه از دست دادند مثل بن علی و مبارک البته برخی مخالفان آنان نیز نابود شدند مثل قذافی (البته ایتالیا با لیبی روابط خوبی داشت) می دانیم ضرر امریکایی ها از این رخداد ها بیشتر بود اهمیت بن علی و مبارک خیلی بیشتر از قذافی شکست خورده سیاسی بود رخداد های سوریه هم به نفع هیچ کشوری نیست نه ایران نه اسرائیل نه ترکیه نه ......
من راه حل رو در اتحاد مسلمانان و کنار گذاشتن افراط و تفریط ها می دونم. البته این رو هم میدونم که این طرز فکر برای خیلیها و حتی از جمله همین مسلمانها ناخوشایند هست.
[quote='khar tu khar']امروز متاسفانه در مصر اتفاقات تلخی در جریان است . 200 کشته و 8000 زخمی . مرسی با چند کشته و زخمی کنار رفت ؟ اگر مرسی هم اینقدر میکشت بر روی او چه نامی میگذاشتید ؟ مدعیان آزادی و حقوق بشر که در زیر کامنت نوشته اند و برکناری مرسی را کودتا نمیدانند و حکومت جدید را سرشار از آزادی میبینند چه پاسخی در قبال این کشتار دارند ؟.... .[/quote] بله جناب بزرگ عزیز - مردم همچنان قربانی می شن... - آدم بزرگ ها در خود مصر با ذائقه خوش قدرت طلبی بر سر این که کدام حرف اول رو بزنن هنوز با خودشون درگیرن... - صهیونیست ها پشت پرده از تفرقه جهان اسلام جشن می گیرن... - طراحان صحنه به نام تحولات منطقه ، میزها رو از خون ها تمیز می کنن... - عشق و صلح همچنان به مسلخ برده می شن و در گورها می گرین....
امروز متاسفانه در مصر اتفاقات تلخی در جریان است . 200 کشته و 8000 زخمی . مرسی با چند کشته و زخمی کنار رفت ؟ اگر مرسی هم اینقدر میکشت بر روی او چه نامی میگذاشتید ؟ مدعیان آزادی و حقوق بشر که در زیر کامنت نوشته اند و برکناری مرسی را کودتا نمیدانند و حکومت جدید را سرشار از آزادی میبینند چه پاسخی در قبال این کشتار دارند ؟ آیا بهتر نیست کمی با دید بازتری تحولات منطقه را بررسی کنید تا اینکه با دیده تنفر اوضاع را بررسی کنید ؟ همان روزهای اول که در این سایت آمدم کامنتی گذاشتم مبنی بر اینکه خواب تلخی برای منطقه دیده اند . خیلی روشنفکران این سایت به آن کامنت خندیدند . امروز میبینید که منطقه در آتش میسوزد . این اول راه است . هنوز بازی تلخ آغاز نشده است . در خواب خرگوشیتان خوش باشید .
بسیار متشکرم از آپلود کننده ی محترم. نکات جالبی در رابطه با این کتاب وجود داره {به نظر من} : 1.نویسنده وقتی برای تحصیل به آلمان می ره می بینه که فرهنگ وطنش در برابر اون فرهنگی که باهاش مواجه شده، خیلی حقیره! چرا؟! برای این که طبق گفته ی خود نویسنده، حکومت مصر تونسته مردم رو قانع کنه که دوران قبل از اسلامِ کشورشون رو، "دوران جاهلیّت" بدونند! دونستن این نکته برام جالب بود چون قبل از این با خودم فکر می کردم که وقتی غرب این همه ابراز شیفتگی می کنه نسبت به فرهنگ مصر، مصری ها حتما چه قدر افتخار می کنند به گذشته شون. 2.زنان علیه زنان!:
اگر در حال حاضر یک زن مصری جرئت کند که آشکار حجاب خود را دربیاورد، احتمالا خودِ مردم او را خواهند کشت.
متاسفانه خانم های ایرانی هم همین نظر رو دارند! «اگه من نمی تونم و یا نمی خوام آزاد باشم، تو هم نباید باشی!» فکر می کنم که باید خانم های مسلمان، نه در درفاع از سایر هم جنس هاشون، بلکه حداقل در دفاع از دخترانِ خودشون، جلوی سنت های زشت و غلط بایستند. مثلا برای همین رسم ختنه کردن دختربچه ها که نویسنده هم درباره ش نوشته. واقعا چرا این مادرها که با تمام وجودشون، درد و عواقب این عمل رو احساس کردند، نباید مانع آسیب دیدنِ فرزندانشون بشند؟ حداقل یه تلاشی بکنند...همین. واقعا اون دختربچه هیچ وقت می تونه فراموش کنه که وقتی بدترین بلا رو به سرش آوردند و مسئله ی مرگ و زندگیش در میون بود، مادرش فقط ایستاد و نگاه کرد؟ وقتی که حین زایمان مشکلات خطرناکی براش پیش بیاد چی فکر می کنه راجع به رفتارِ مادرش؟ یه رفتارِ معصومانه و مظلومانه ی گوسفند وار وقتی که باید مثلِ یه ماده شیر از فرزندِ ناتوانش دفاع می کرد... 3.مصاحبه با کاریکاتوریست دانمارکی. 4.نظرات نسبت به ایرانی ها. برای نمونه:
...به نظر می رسد در حافظه ی جمعی ایرانیان و در ادبیات آن کشور، هنوز ایران کهن زنده است.
کتایون امیرپور در «اشپیگل» می نویسد کتاب های یورگن هابرماس و هانا آرنت درباره ی «عناصر و ریشه های حاکمیت توتالیتر» در تهران در مقایسه با دیگر جاها، به گونه ای دیگر خوانده می شوند. زمانی که هابرماس در سال 2002از ایران دیدن کرد مانند یک ستاره ی سینما مورد استقبال قرار گرفت.
5.«آزاد شهرِ کریستیانیا» در کپنهاگ!
در این شهر بین 700 تا 1100 نفر زندگی می کنند که به کریستیانیا به عنوان شهری مستقل با قوانین، پرچم و حتی پول مخصوص به خود می نگرند...ظاهرا همه چیز، به جز قلاده زدن به سگ ها و دویدن در خیابان مواد فروشان(بزرگ ترین بازار مواد مخدر دانمارک) آزاد است...پلیس دانمارک در امور این شهر دخالت نمی کند...به صورت دموکراسی مستقیم اداره می شود. به هنگام بروز اختلاف یا کشمکش، همه ی مردان و زنان بالغ جمع می شوند، شور می کنند تا سرانجام همه به یک تصمیم مشترک برسند...دراینجا نه مالکیت شخصی و نه حقوق ماهانه وجود دارد. هر کس پول خود را در یک صندوق مشترک می ریزد و سرآخر به طور عادلانه بین ساکنان تقسیم می شود (درواقع مواد فروش های شهر به مردم ِ اکثرا بیکار، حق سکوت می دند)...من چیز زیادی از آزادی در کریستیانیا ندیدم...از تلفیق انزوا و احساس برتری اخلاقی نسبت به جهان خارج، انحطاط فرهنگی به وجود می آید...
6.ربطی به نویسنده نداره و مربوط به مترجم هست:
ترجمه ی این کتاب را به شریک زندگی ام، ملیحه، تقدیم می کنم؛ انسانِ دین داری (مسلمان) که در عمل نشان داد هرگاه باورهای درونی و شخصی به ایدئولوژی و یک امر تحمیلی تبدیل نشوند، یک دین دار می تواند در کنار یک بی دین با تفاهم و خوشبختی زندگی کند.
برخورداری از تفاهم در عینِ داشتنِ یک اختلافِ فکریِ بسیار بزرگ و تاثیرگذار...سخت ولی ممکن. به نظرم ریسکِ بسیار پرخطری ئه؛ خصوصا وقتی که طرفین قصد بچه دار شدن هم داشته باشند.
دوستانی که نظر دادن اکثرا این کتابو نخوندند.اتفاقا نویسنده فهیم این کتاب این پیش بینی را کرده که اگه اتفاقی در مصر بیفته مردم درصدد این هستند که احکام اسلام را پیاده و زمام را بدست اسلامیها بدهند.و دقیقا این اتفاق در مصر افتاده.................. [edit=گیلدخت]1392/04/29[/edit]
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file