رسته‌ها
گیله مرد
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 883 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 883 رای
برای بهتر شناختن «گیله مرد» می توان آن را با داش آکل هدایت و تنگسیر چوبک مقایسه کرد. در این دو داستان موضوع حول قهرمانی قهرمان دور می زند. داش آکل قهرمانی است که قربانی می شود اما به هر حال مساله فردی است و در تنگسیر زائرمحمد کم و بیش حال و هوایی ماجراجویانه دارد. در هر دو این فرد است که موقعیتی محوری دارد و… داستان حول و حوش خلق وخوی درونی و در واقع تجربه درونی آنان _داش آکل و زائر محمد_ دور می زند در حالیکه در «گیله مرد» موضوع چندان ارتباطی به خلق وخوی گیله مرد ندارد. حتی «طوفان جنگل و هوای بارانی و نمناک و نامناسب جانشین کیفیت روانی گیله مرد شده است.» زیرا داستان اساسا رئالیستی است و نقطه عزیمت واقعیت بیرونی است، گیله مرد بالاجبار و در موقعیتی ناخواسته درگیر ماجرا شده درحالیکه دوست دارد در همان جنگل و خانه روستایی اش زندگی کند اما اتفاقاتی در روستاها مثل بهره مالکانه گرفتن از روستا و حاکم شدن مالک او را به ناگزیر در موقعیت حساس قرار می دهد که او را وادار به داخل شدن در ماجرا می کند که نهایتا منجر به کشته شدنش می شود. به همین دلیل درباره علوی گفته می شود که او قهرمانان و نه قهرمان در قهرمان مساله همواره فردی است مثل داش آکل و تنگسیر داستان هایش را همواره در متن وقایع اجتماعی و سیاسی جامعه توصیف می کند و این یعنی آنکه اتفاقات قبلا افتاده و آنگاه سوژه ها وارد داستان می شوند. زنی در جنگل شیون می کند این مساله لحظه ای گیله مرد را به حال خود رها نمی کند. «شیون کردن زنی در جنگل» دیگر نمادی می شود که تنها همان به دنیای واقعی او معنا می دهد و او را به پیش می راند. موسیقی ای می شود که بر اثر تکرار و تداعی تصاویر به قدرت و قوت القای معنا می افزاید و در نهایت به گیله مرد انگیزه می دهد تا تمام نیروی خود را جمع کند و بر اتفاقات بیرون از خود تاثیر گذارد.
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
Reza
آپلود شده توسط: Reza
۱۳۸۶/۰۵/۰۲
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
14
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی گیله مرد

تعداد دیدگاه‌ها:
29
داستان " گیله مرد "
نوشته بزرگ علوی
🔹گیله مرد، روستایی گیلانی مبارزی است که پس از شهریور سال ۱۳۲۰، به جنبش دهقانی می پیوندد، و پس از هجوم ماموران و کشته شدن زنش به جنگل پناه می برد. مضمون داستان، وابستگی کشاورز به زمین در زمینهای ضدفئودالی است... داستان حول محور سه قهرمان اصلی گیله_مرد و دو مامور میگردد؛ دو ماموری که ماموریت دارند گیله مرد را به پاسگاه ببرند و زندانی کنند.
🔹نوشتیم که این داستان، شرح ماجرای سه مرد است، گیله_مرد و دو مامور او، که وی را به فومن می برند و در حقیقت داستان در همین حرکت و اقامت در قهوه خانه نزدیک مقصد به تدریج باز میشود. دو مامور تفنگ به دست در میان غرش باد و باران، گیله مرد را _ که یک دهقان شورشی است _ به فومن می برند تا تحویل پاسگاه دهند. گیله_مرد در طول راه در فکر رهایی و فرار است. محمدولی (مامور اول) با توهین و رجزخوانی به دنبال گیله مرد حرکت میکند. مامور دوم، بلوچ ساده ای است که پیشاپیش گیله مرد راه میرود و او هم در فکر فرار از این نوع زندگی است.
داستان با این جملات آغاز میشود:
"" باران هنگامه کرده بود. باد چنگ می ‌انداخت و میخواست زمین را از جا بکند. درختان کهن به جان یکدیگر افتاده بودند. از جنگل صدای شیون زنی که زجر می ‌کشید،‌ می‌آمد. غرش باد آوازهای خاموشی را افسار گسیخته کرده بود. رشته‌ های باران آسمان تیره را به زمین گل‌ آلود میدوخت. نهرها طغیان کرده و آبها از هر طرف جاری بود.
دو مامور تفنگ به دست، گیله مرد را به فومن می ‌بردند. او پتوی خاکستری رنگی به گردنش پیچیده و بسته‌ ای که از پشتش آویزان بود، در دست داشت. بی اعتنا به باد و بوران و مامور و جنگل و درختان تهدید کننده و تفنگ و مرگ، پاهای لختش را به آب میزد و قدمهای آهسته و کوتاه بر میداشت. بازوی چپش آویزان بود، گویی سنگینی میکرد.
زیر چشمی به ماموری که کنار او راه میرفت و سرنیزه ای که به اندازه‌ یک کف دست از آرنج بازوی راست او فاصله داشت و از آن چکه چکه آب می ‌آمد، تماشا میکرد.
آستین نیم تنه‌ اش کوتاه بود و آبی که از پتو جاری میشد به آسانی در آن فرو میرفت. گیله ‌مرد هر چند وقت یکبار پتو را رها میکرد و دستمال بسته را به دست دیگرش میداد و آب آستین را خالی میکرد و دستی به صورتش می کشید، مثل اینکه وضو گرفته و آخرین قطرات آب را از صورتش جمع میکند. فقط وقتی سوی کمرنگ چراغ عابری، صورت پهن استخوانی و چشمهای سفید و درشت و بینی شکسته‌ او را روشن می ‌کرد،‌ وحشتی که در چهره‌ او نقش بسته بود نمودار میشد.
مامور اولی به اسم محمد ولی وکیل باشی از زندانی دل پری داشت. راحتش نمیگذاشت. حرفهای نیش‌ دار به او میزد. فحشش میداد و تمام صدماتی را که راه دراز و باران و تاریکی و سرمای پاییز به او میرساند، از چشم گیله‌ مرد میدید.
" ماجراجو،‌ بیگانه پرست. تو دیگه میخواستی چی کار کنی؟ شلوغ میخواستی بکنی! خیال میکنی مملکت صاحب نداره…"
بیگانه_پرست و ماجراجو را محمد ولی از فرمانده یاد گرفته بود و فرمانده هم از رادیو و مطبوعات ملی آموخته بود "".
🔹یک منزل مانده به پاسگاه، در قهوه خانه ای فرود میرود و او هم در فکر فرار از غرور و اطمینان به پیروزی، رازی را که همواره با وحشت پنهان داشته بود، برای گیله مرد فاش میکند که قاتل صغری (زن گیله مرد) که صدای جیغش هیچ وقت آنها را راحت نمیگذارد، خود اوست... در این حین مامور بلوچ، که چشم طمع به تنها اندوخته گیله مرد، پنجاه تومن پول همراه دارد، حاضر میشود در ازای آن تفنگ را به گیله مرد بدهد. گیله مرد تفنگ را میگیرد. بعد از غلبه بر قاتل زن خود تحت تاثیر التماس و گریه های او و احساسات انسان دوستانه خود قرار میگیرد و از کشتن مامور منصرف میشود. وقتی با لباس محمدولی میخواهد فرار را آغاز کند، با گلوله های مامور بلوچ کشته میشود.
کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee
گیله مرد یکی از آثار شاخص و برجسته ادبیات معاصر ایرانه. حتما بخونیدش.:x
داستان گیله مرد توی کتاب ادبیات فارسی سال دوم دبیرستان هست البته بسیار خلاصه داستان کاملش خیلی جذاب تر هست.
باد دست بردار نبود ،،
مشت مشت باران را توی گوش و چشم ماموران و زندانی می زد . می خواست پتو را از گردن گیله مرد باز کند و بارانی های ماموران را به یغما ببرد. غرش آب های غلیظ جیغ مرغابی های وحشی را خفه می کرد. در جنگل گویی زنی درد می کشید و شیون می زد . گاهی در هم شکستن ریشه یک درخت کهن زمین را به لرزه در می آورد. یک موج باد از دور با خشاخش شروع و به زوزه وحشیانه ای ختم می شد .
توصیف هایش واقعا زیباســت ! :x
نامه ها داستان اول این کتاب حال و هوای عجیبی به آدم میده. از اول داستان که شخصیت اصلی داستان رو تو ذهنت مجسم می کنی دیگه دوست داری 65 صفحه رو یکجا بخونی.
داستان یه ره نچکا هم با اینکه کم بود اما خیلی جالب منظور نویسنده رو رسونده.
این کتاب منو یاد کتابخونی تو دوران تحصیل انداخت!
هنوز فضای داستان توی ذهنم هست ، همچنین حس و حال و فضای زندگی خودم:-)
یادش بخیر... اون زمان آب بی فلسفه میخوردیم ، توت بی دانش می چیدیم
و تا اناری ترکی بر می داشت دست فواره خواهش میشد!!!
سلام
كتاب متاسفانه كامل نيست . گيله مرد از جمله كتاب هاي نايابي است كه من در اوج خوش شانسي آن را پيدا كردم . اگر فرصت كنم ، حتما اسكن كرده و براي دانلود قرار خواهم داد .
کتابیست عالی و پر محتوا و لازم برای خصوصا ما ادبیاتی ها.با تشکر
این کتاب کامل نیست . کتاب گیله مرد مجموعه ای از داستان های بزرگ علوی هستش که خود داستان گیله مرد رو هم شامل میشه .اگه میشه کاملشو بزارید .(!)
PDF
119 کیلوبایت
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.