با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.

راهی و آهی

راهی و آهی

نویسنده:
شاعر:هوشنگ ابتهاج

حق تکثیر : ت‍ه‍ران‌: نشر س‍خ‍ن‌‏‫، چاپ چهارم: ۱۳۸۸.

» کتابناکهای مرتبط:
خسته تر از همیشه
حکم: مجموعه شعر
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

نسخه ها
4.5 / 5
با 562 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 16
۱۳۸۶/۰۷/۲۱


پاسخنگارش دیدگاه
eyelashes
Member
به سان رود
که در نشیب دره سر به سنگ میزند
رونده باش...
امید هیچ معجزی زمرده نیست

زنده باش...
نقل قول  
hamedgiga70
Member
خداییش آخر شعر مرثیه جنگل یک طورایی احوال الان ایران ماست مثل شعر در کوچه سار شب...
نقل قول  
نقل قول از khar tu khar:
تو با کدام باد می‌روی
چه ابر تیره ای گرفته سینه تو را
که با هزار سال بارش شبانه روز هم
دل تو وا نمی شود


نقل قول از تردید:
نمی دانم چه می خواهم بگویم
زبانم در دهان باز بسته است
در تنگ قفس باز است افسوس
که بال مرغ اوازم شکسته است
نمی دانم چه می خواهم بگویم
غمی در استخوانم می گذارد
گهی در خاطرم می جوشد این وهم
که در رگهام جای خون روان است
درون سینه ام دردی ست خونبار
که همچون گریه می گیرد گلویم


برسان باده که غم روی نمود ای ساقی
این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی

حالیا نقش دل ماست در ایینه ی جام
تا چه رنگ آورد این چرخ کبود ای ساقی

تشنه ی خون زمین است فلک ، وین مه نو
کهنه داسی ست که بس کشته درود ای ساقی


منتی نیست اگر روز و شبی بیشم داد
چه ازو کاست و بر من چه فزود ای ساقی

بس که شستیم به خوناب جگر جامه ی جان
نه ازو تار به جا ماند و نه پود ای ساقی

حق به دست دل من بود که در معبد عشق
سر به غیر تو نیاورد فرود ای ساقی

این لب و جام پی گردش می ساخته اند
ورنه بی می و لب جام چه سود ای ساقی
نقل قول  




" من از هزاره های دور آمدم..."


نقل قول  
khar tu khar
Publisher
توباکدام باد می روی
چه ابر تیره ای گرفته سینه ترا
که با هزار سال بارش شبانه روز هم دل تو وا نمی شود
نقل قول  



شبی
کدام شب ؟
شبی
شبی ستاره ای دهان گشود
چه گفت ؟
نگفت از لبش چکید
سخن چکید ؟
سخن نه اشک
ستاره میگریست
ستاره کدام کهکشان ؟
ستاره ای که کهکشان نداشت
سپیده دم که خاک
در انتظار روز خرم است
ستاره ای که در غم شبانه اش غروب کرد
نهفته در نگاه شبنم است



نقل قول  
Saddist
Member
و زنی رعنا اما دور

در شب شکیبایی مردی تنها .. مثلِ اینکه بی تصویر

خالیِ خانهء تنهایی .. سایهء خاموش .. در شبِ آیینه میگرید.

آه

هرگز صد عکس پرنخواهد کرد جایِ یک زمزمهء ساکتِ پا را بر فرش

این که همراهِ تو میگرید
آیینه ست

تو همین چهرهء تنهایی
نقل قول  
faried
Member
سلام . دستتون درد نکند . اگر دوستان محبت کنند حالا که زحمت میکشند سعی کنند هر کتاب شعر هر شاعری را به صورت کامل ارائه کنند بهتر و کامل تر است . بهر حال خسته نباشید .
نقل قول  
mt1360
Member

دگرم آرزوی عشقی نيست
بی دلان را چه آرزو باشد
دل اگر بود باز می ناليد
كه هنوزم نظر باو باشد

نقل قول  
g_amini
Member
راهی آهی شعری و ماهش
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You