در دامگه حادثه
نویسنده:
عرفان قانعی فرد
امتیاز دهید
این کتاب به طور مفصل جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران را از زبان پرویز ثابتی مدیر امنیت داخلی ساواک بیان میکند، روایتی به دور از تعصبات جاری سیاسی ایران
-
در سی و سومین سالروز رفتن شاه در ۲۶ دی و آمدن آیت الله خمینی به ایران در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، شرکت کتاب در لس انجلس، کتاب تاریخی مشهوری را به زیر چاپ برد. «در دامگه حادثه»، کتابی است که در آن عرفان قانعی فرد – محقق تاریخ معاصر - با پرویز ثابتی – مقام امنیتی مهم و مشهور دوران محمد رضا شاه پهلوی – به گفتگویی مبسوط نشسته است و در آن کتاب به بررسی حوادث سالهای ۱۳۳۷ – ۱۳۵۷ پرداخته شده، این کتاب در ۶۸۰ صفحه، در قطع وزیری، در ایام سالروز انقلاب، در ۵۵۰۰ نسخه در اختیار علاقمندان در سراسر جهان، قرار می گیرد. ساواک - سازمان امنیت و اطلاعات کشور - از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۷ ، سازمان اصلی پلیس امنیتی و اطلاعاتی ایران که افرادی مانند تیمور بختیار، حسن پاکروان، نعمت اله نصیری و ناصر مقدم، به ترتیب ریاست آن را بر عهده داشتند.
اداره سوم یا امنیت داخلی ، یکی از مهم ترین ادارات این سازمان امنیتی بود که شاید با پر حادثه ترین دوران تاریخ معاصر ایران، همگام بوده. یکی از مشهورترین مقام ها و عاقبت، روسای مطرح این اداره، پرویژ ثابتی است و شاید گفته های او، برای محققان تاریخ، بسیار حائز اهمیت باشد و افرادی او را مخزن الاسرار و بانک اسرار ناگفته حکومت گذشته می نامند که در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ فروپاشید. بیژن خلیلی ، مدیر شرکت کتاب در لس آنجلس اظهار داشت : این کتاب دارای ۵ فصل می باشد که در آن به علل و جهات وقوع انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷ اشاره شده. سه دهه پس از تعطیلی ساواک، درباره ثابتی ، مقامات ساواک و دستگاه دوران شاهنشاهی نکته هایی شنیده یا خوانده ایم و عمدتا در روزنامه های پس از انقلاب ایران و بسیاری از کتابهای تاریخ معاصر، انتشار یافته و شاید گاه نکته های عجیب و غریب خوانده ایم اما سکوت و عدم دسترس بودن آقای ثابتی پس از انقلاب هم ، شاید بر این شایعات افزود.
ثابتی در ۹ آبان ۱۳۵۷ ، پس از برکناری اش از ساواک توسط ناصر مقدم، از ایران خارج شد و در آمریکا گوشه گیر و ساکت ماند و هرگز با محققی یا رسانه ای گفتگو نکرد و خود نیز یادداشت هایش را منتشر نکرد . در ۳۳ سال دوران پس از انقلاب ۱۳۵۷، نخستین کسی که روایتی از ساواک را بیان کرد، حسین فردوست بود و بعدها در خارج از کشور هم منوچهر هاشمی و علی اکبر فرازیان – روسای اداره جاسوسی و رئیس اداره خارجی – به این امر اهتمام کردند، گرچه در پروژه های مشابه ، برخی از افراد مشهور ساواک - منوچهر هاشمی، علی اکبر فرازیان ، عیسی پژمان و حسن علوی کیا - در خلال گفتگوهایی در طرح تاریخ شفاهی معاصر دانشگاه هاروارد و بنیاد مطالعات ایران، به تشریح خاطرات خود پرداخته اند، اما برخی از محققان تاریخ بر این عقیده اند که پس از حسن پاکروان، هیچ شخصیتی در ساواک، به دانش و نفوذ پرویز ثابتی نبوده و حتی گروهی او را، یکی از مهم ترین شخصیت امنیتی ایران معاصر می دانند اما بی گمان سخنان او اهمیت و ارزش خاصی دارند،خاصه اینکه در دوران انقلاب شخصیت هایی مانند « مقدم و پاکروان و نصیری » اعدام شدند و رازهای خود را به زیر خاک بردند و یا افراد تبعید شده هم ، هرگز لب به سخن نگشودند. مدیر شرکت کتاب می افزاید : ثابتی در روز ۴ فروردین ۱۳۱۵ در سنگسر سمنان متولد شد پس از دریافت لیسانس حقوق قضایی از دانشگاه تهران ، در سال ۱۳۳۷ به جای رفتن به وزارت دادگستری به ساواک رفت. البته آغاز شهرت ثابتی با ظهور او در تلویزیون در ۲ دی ۱۳۴۹ به عنوان مقام امنیتی بود که اسرار ترور بختیار را افشا کرد.
و اینک ثابتی روزه ۳۳ ساله خود را شکسته تا در یک گفتگوی تحقیقی، با یکی از مورخ های جوان و مستقل کشورمان، سخنانی درباره رخدادهای تاریخ معاصر ایران را بیان کند که مطمئنا فصل جدیدی را در مباحث انتقادی و تحلیلی تاریخ معاصر کشورمان، خواهد گشود. وی در پایان، اظهار کرد که این کتاب گفتگو، توسط آقای ثابتی بازبینی و تائید شده و در چند سال آینده هم امیدوار است که زمینه انتشار یادداشت های شخصی آقای ثابتی را فراهم کند. کتاب « در دامگه حادثه» ، با بیش از ۲۰۰۰ پاورقی و مقدمه نادر انتصار- پروفسور علوم سیاسی - تحقیق مستند و مستقلی است که از نظر تاریخی بسیار مهم است. در چند سال اخیر از آثار عرفان قانعی فرد، می توان به ۲ جلد اثر تحقیقی « پس از شصت سال – زندگی و خاطرات رسمی جلال طالبانی، ریاست جمهوری عراق» و ترجمه هایی مانند «سیاست کردها در خاورمیانه ، نوشته نادر انتصار» و « درد ملت، نوشته ابراهیم احمد»، اشاره کرد که همگی توسط انتشارات علم، در تهران انتشار یافته که مورد نقدهای گسترده و گاه تند و مبالغه آمیز، رسانه های احزاب کُردی، قرار گرفته اند.
قانعی فرد برای تحقیق خود «در دامگه حادثه»، همچنین با افراد زیادی از دستگاه اطلاعاتی ساواک - حسن علوی کیا، منوچهر هاشمی، علی اکبر فرازیان، مجتبی پاشائی و... - گفتگو کرده است.
-
در سی و سومین سالروز رفتن شاه در ۲۶ دی و آمدن آیت الله خمینی به ایران در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، شرکت کتاب در لس انجلس، کتاب تاریخی مشهوری را به زیر چاپ برد. «در دامگه حادثه»، کتابی است که در آن عرفان قانعی فرد – محقق تاریخ معاصر - با پرویز ثابتی – مقام امنیتی مهم و مشهور دوران محمد رضا شاه پهلوی – به گفتگویی مبسوط نشسته است و در آن کتاب به بررسی حوادث سالهای ۱۳۳۷ – ۱۳۵۷ پرداخته شده، این کتاب در ۶۸۰ صفحه، در قطع وزیری، در ایام سالروز انقلاب، در ۵۵۰۰ نسخه در اختیار علاقمندان در سراسر جهان، قرار می گیرد. ساواک - سازمان امنیت و اطلاعات کشور - از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۷ ، سازمان اصلی پلیس امنیتی و اطلاعاتی ایران که افرادی مانند تیمور بختیار، حسن پاکروان، نعمت اله نصیری و ناصر مقدم، به ترتیب ریاست آن را بر عهده داشتند.
اداره سوم یا امنیت داخلی ، یکی از مهم ترین ادارات این سازمان امنیتی بود که شاید با پر حادثه ترین دوران تاریخ معاصر ایران، همگام بوده. یکی از مشهورترین مقام ها و عاقبت، روسای مطرح این اداره، پرویژ ثابتی است و شاید گفته های او، برای محققان تاریخ، بسیار حائز اهمیت باشد و افرادی او را مخزن الاسرار و بانک اسرار ناگفته حکومت گذشته می نامند که در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ فروپاشید. بیژن خلیلی ، مدیر شرکت کتاب در لس آنجلس اظهار داشت : این کتاب دارای ۵ فصل می باشد که در آن به علل و جهات وقوع انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷ اشاره شده. سه دهه پس از تعطیلی ساواک، درباره ثابتی ، مقامات ساواک و دستگاه دوران شاهنشاهی نکته هایی شنیده یا خوانده ایم و عمدتا در روزنامه های پس از انقلاب ایران و بسیاری از کتابهای تاریخ معاصر، انتشار یافته و شاید گاه نکته های عجیب و غریب خوانده ایم اما سکوت و عدم دسترس بودن آقای ثابتی پس از انقلاب هم ، شاید بر این شایعات افزود.
ثابتی در ۹ آبان ۱۳۵۷ ، پس از برکناری اش از ساواک توسط ناصر مقدم، از ایران خارج شد و در آمریکا گوشه گیر و ساکت ماند و هرگز با محققی یا رسانه ای گفتگو نکرد و خود نیز یادداشت هایش را منتشر نکرد . در ۳۳ سال دوران پس از انقلاب ۱۳۵۷، نخستین کسی که روایتی از ساواک را بیان کرد، حسین فردوست بود و بعدها در خارج از کشور هم منوچهر هاشمی و علی اکبر فرازیان – روسای اداره جاسوسی و رئیس اداره خارجی – به این امر اهتمام کردند، گرچه در پروژه های مشابه ، برخی از افراد مشهور ساواک - منوچهر هاشمی، علی اکبر فرازیان ، عیسی پژمان و حسن علوی کیا - در خلال گفتگوهایی در طرح تاریخ شفاهی معاصر دانشگاه هاروارد و بنیاد مطالعات ایران، به تشریح خاطرات خود پرداخته اند، اما برخی از محققان تاریخ بر این عقیده اند که پس از حسن پاکروان، هیچ شخصیتی در ساواک، به دانش و نفوذ پرویز ثابتی نبوده و حتی گروهی او را، یکی از مهم ترین شخصیت امنیتی ایران معاصر می دانند اما بی گمان سخنان او اهمیت و ارزش خاصی دارند،خاصه اینکه در دوران انقلاب شخصیت هایی مانند « مقدم و پاکروان و نصیری » اعدام شدند و رازهای خود را به زیر خاک بردند و یا افراد تبعید شده هم ، هرگز لب به سخن نگشودند. مدیر شرکت کتاب می افزاید : ثابتی در روز ۴ فروردین ۱۳۱۵ در سنگسر سمنان متولد شد پس از دریافت لیسانس حقوق قضایی از دانشگاه تهران ، در سال ۱۳۳۷ به جای رفتن به وزارت دادگستری به ساواک رفت. البته آغاز شهرت ثابتی با ظهور او در تلویزیون در ۲ دی ۱۳۴۹ به عنوان مقام امنیتی بود که اسرار ترور بختیار را افشا کرد.
و اینک ثابتی روزه ۳۳ ساله خود را شکسته تا در یک گفتگوی تحقیقی، با یکی از مورخ های جوان و مستقل کشورمان، سخنانی درباره رخدادهای تاریخ معاصر ایران را بیان کند که مطمئنا فصل جدیدی را در مباحث انتقادی و تحلیلی تاریخ معاصر کشورمان، خواهد گشود. وی در پایان، اظهار کرد که این کتاب گفتگو، توسط آقای ثابتی بازبینی و تائید شده و در چند سال آینده هم امیدوار است که زمینه انتشار یادداشت های شخصی آقای ثابتی را فراهم کند. کتاب « در دامگه حادثه» ، با بیش از ۲۰۰۰ پاورقی و مقدمه نادر انتصار- پروفسور علوم سیاسی - تحقیق مستند و مستقلی است که از نظر تاریخی بسیار مهم است. در چند سال اخیر از آثار عرفان قانعی فرد، می توان به ۲ جلد اثر تحقیقی « پس از شصت سال – زندگی و خاطرات رسمی جلال طالبانی، ریاست جمهوری عراق» و ترجمه هایی مانند «سیاست کردها در خاورمیانه ، نوشته نادر انتصار» و « درد ملت، نوشته ابراهیم احمد»، اشاره کرد که همگی توسط انتشارات علم، در تهران انتشار یافته که مورد نقدهای گسترده و گاه تند و مبالغه آمیز، رسانه های احزاب کُردی، قرار گرفته اند.
قانعی فرد برای تحقیق خود «در دامگه حادثه»، همچنین با افراد زیادی از دستگاه اطلاعاتی ساواک - حسن علوی کیا، منوچهر هاشمی، علی اکبر فرازیان، مجتبی پاشائی و... - گفتگو کرده است.
آپلود شده توسط:
pyruzbamdad
1391/03/31
دیدگاههای کتاب الکترونیکی در دامگه حادثه
بدون شک پرویز ثابتی هیچگاه تاریخ را طوری تعریف نمی کند که خودش و سیستمی که در آن صاحب مسئولیتی بوده را در مظان اتهام قرار بدهد
برای شناخت آن دوران به خاطرات زندانیان سیاسی چپ مراجعه کنید.
درین اواخر کتابی خواندم بنام ( یک فنجان چای بی موقع)
اعترافات امیرحسین فطانت، فردی که بعنوان عامل دستگیری و اعدام خسرو گلسرخی و گروه همراهش مشهور است
در قسمتی از کتاب رویارویی خودش با پرویز ثابتی را تشریح کرده و اینکه چگونه ساواک قصد داشت پس از استفاده از او، وی را طی یک سناریویی به قتل برساند
با توجه به این ایامی که ایران عزیز ما در حال سپری کردن است پیشنهاد میکنم حتما این کتاب را مطالعه کنید
تاریخ امروز نشان داد که این افراد چه عملکرد شومی بعد از فتنه پنجاه و هفت داشتند. برای رهایی ایران نیاز است تا از این افکار پوسیده و ضدایرانی پرهیز کنیم و با شناسایی افراد پنجاه و هفتی زنجیرهای استبداد را پاره کنیم. کتاب در دامگه حادثه و روند تاریخی چهل و چندی سال اخیر را که کنار هم قرار می دهیم می بینیم که ساواک جز یک سازمان برای جلوگیری از خرابکاری چیز دیگری نبود هرچند بسیاری از بمب گذاری ها را کشف و خنثی کرد اما تلاش های وی کافی نبود و برنامه های تبلیغ دفاع ملی ضعیفی داشت
تا اینکه در سال ۱۳۴۹ خبری در روزنامهی لوموند فرانسه منتشر شد که غلامحسین ساعدی، نویسنده معروف ایرانی، به وسیلهی ساواک در تهران احضار و مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. ما بلافاصله تلفنهای او را تحت کنترل قرار دادیم و فهمیدیم که خود او منشاء این خبر بوده و آن را بهوسیله نسرین فقیه، خواهرزادهی احسان نراقی، به روزنامهی لوموند داده است. در مذاکرات تلفنی بین او و نسرین فقیه و دیگران، برای ما یقین حاصل شد که مبتکر این کار خود او بوده است، نه فرد دیگری. چند هفتهای کنترل تلفنی او ادامه یافت و در مطب روانشناسی و روانکاوی او میکروفونگذاری شد و معلوم گردید که او فرد فاسدی است و سعی میکند با خانمهایی که برای مشاوره و معالجه مسایل روانی به او مراجعه میکنند، و غالباَ همسر داشته و با همسران خود مسأله دارند، روابط جنسی برقرار و در محل کار خود با آنها همبستر میشود، ازجمله این خانمها که با وی روابط نامشروع پیدا کرده بود، خانم (ش.الف)، همسر دوست بسیار صمیمی و نزدیک و همکار خود او بود که در دفتر کار با او همبستر میشد.
چون ادامه کنترل تلفن و میکروفونگذاری دیگر ضرورتی نداشت، به سرتیپ ساعدی گفتم: «میخواهم با پسر عموی شما ملاقاتی داشته باشم»، پرسید: «کار تازهای کرده است؟»، گفتم: نه! دربارهی مسایل گذشته میخواهم با او صحبت کنم.»
شمیران، جنب وزارت بهداری قرار داشت، آمد. با او احوالپرسی کردم و سپس پرسیدم: «شما در تمام مدت عمرتان، هرگز بازداشت شدهاید؟» گفت: «نه!» پرسیدم: «آیا غیر از امروز هرگز به یکی از دفاتر مربوط به ساواک احضار و غیر از تیمسار ساعدی، پسر عموی شما، مقام دیگری از ساواک با شما، مستقیم و غیرمستقیم، صحبتی کرده است؟»، گفت: «نه!»، گفتم: «پس این خبر که روزنامهی لوموند نوشته است که گویا ساواک شما را احضار و مورد ضرب و شتم قرار داده است، از کجا سرچشمه گرفته است؟»، گفت: «من اصلاً خبر ندارم و نشنیدهام که لوموند چنین مطلبی را نوشته باشد»، گفتم: «شما در نوشتههای خود سعی میکنید معلم اخلاق و درستی باشید، ولی فردی دروغگو و شارلاتان هستید!». قسمتی از نوارهای او را برایش پخش کردم و گفتم: «شما به نزدیکترین دوست خود خیانت کرده و با همسرش همخوابه میشوید و به وسیله نسرین فقیه و دیگران، نشر اکاذیب میکنید که خود را مظلوم جلوه دهید. ولی اینقدر شعور ندارید که بدانید این مسایل، میتواند روشن شود و شما را بیآبرو کند!، چون ما هم مثل شما روزنامهی لوموند را نشریه معتبری میدانیم که هیچگاه خبر دروغ چاپ نمیکند، خواستیم شما را احضار و بفرستیم زندان تا مردم خدای ناکرده، فکر نکنند خبر لوموند هم ممکن است دروغ باشد.»
رنگ از چهرهی ساعدی پرید و قادر به تکلم نبود که مرا نگران کرد و ترسیدم که مبادا دچار سکته شود. برای او دستور آشامیدنی دادم و با حرفهای دوستانهتر، او را آرام کردم و پس از آرامش نسبی، گفتم: «شما که این اندازه کمظرفیت و ترسو و در عین حال مظهر فساد و تباهی هستید، چرا سعی دارید از خود قهرمان بسازید و خود را معلم عدالت و اخلاق معرفی کنید؟، چون ما نمیخواهیم با افشای چنین مطالبی، خانوادهها را به هم بریزیم، این مدارک در این جا محفوظ خواهد ماند و بروید و عقل و انصاف داشته باشید و باعث گمراهی جوانان نشوید!». او که باور نمیکرد با این مقدمات، بازداشت نشود، رفت و سالها با احتیاط عمل میکرد تا اینکه چند سال بعد در جریان کشف شبکهی تروریستی یکی از اعضا اعترافاتی در ارتباط با او کرده بود که برای مدت کوتاهی، بازداشت و با واسطگی پسر عمویش، سرتیپ ساعدی، آزاد شد.
*از کتاب «در دامگه حادثه» صفحات ۳۴۵ و ۳۴۶، خاطرات پرویز ثابتی (آخرین رئیس ساواک تهران)
در این بخش نامه حداقل بیشت روز دستگیری و بازجویی به صراحت آمده است و اقای ثابتی مدعی است ساعدی همان روز آزاد شده است. متن کامل نامه ساعدی به ثابتی را در نشانی زیر می توانید به همراه عکس نامه ببینید
https://psri.ir/?id=ryr5q4yp